اندیشه سیاسی


ترجمه‌ی بخش مقدمه و نتیجه‌ی کتاب «اسطوره‌ی خشنونت دینی»
اسطوره‌ی خشونت دینی

ویلیام ت. کاوِنا، داریوش محمدپور: هدف از ترجمه‌ی بخش‌هایی از کتاب «اسطوره‌ی خشونت دینی» این بوده است تا از این طریق بحث در باب نسبت اسلام و خشونت جنبه‌ی متنوع‌تری بیابد و نگاه‌هایی که چه بسا توجه به آن نگاه‌ها ما را در فهم بهتر این نسبت کمک کند، مغفول نیافتد. به طور مشخص در ترجمه‌ی این اثر به نوشته‌ها و گفتگوهای دکتر محمدرضا نیکفر، نویسنده و روشنفکر ایرانی مقیم آلمان نظر داشته‌ایم.



گذار به دموکراسی و خشونت - بخش نخست
آیا هرگونه خشونتی در هر شرایطی نارواست؟

سعید قاسمی‌نژاد: میان گذار به دموکراسی و خشونت چه نسبتی برقرار است؟ آیا خشونت فی‌الذاته مذموم است؟ آیا اعمال هر گونه خشونتی در هر شرایطی نارواست؟ آیا گذار به دموکراسی لزوما فرآیندی غیرخشونت‌آمیز است، بوده است یا باید باشد؟ وقتی سخن از گذار به دموکراسی می‌گوییم منظورمان از دموکراسی چیست؟ راه‌های گذار به دموکراسی کدامند؟ این‌ها پرسش‌هایی هستند که این مقاله می‌کوشد بدان‌ها پاسخ گوید.



درباره‌ی اعدام محمد علی زمانی و آرش رحمانی‌پور
لذت خون

هدایت شناسایی: فرهنگ ولایت‌محور فقط خواهان «لذت» است. لذت دیدن ضعف و بیچارگی مقتول. لذت چشیدن و بوییدن هر قطره‌ی «خون» از جسم نحیف مقتول. فرهنگ یک چیز بیش‌تر نمی‌خواهد و آن هم فقط خون است. در واقع فرهنگ، خون را پرستش می‌کند چرا که با آن به نهایت لذت می‌رسد. پس غیرواقع‌بینانه نیست اگر روزی شنیدیم که در فرهنگ ولایت‌محور به‌جای آن‌که انسان‌ها را بکشند و بسوزانند و به‌شان تجاوز کنند، «می‌خورند»شان.



تحلیل اجمالی بحران مدرنیت ایرانی - بخش نخست
بحران مدرنیه و جنبش سبز

داریوش برادری: یک نمونه‌ی تحولات متقابل و دیسکورسیو را در ایران امروز می‌بینیم که رشد بحران‌های مدرن ایرانی، از بحران فردی، جنسی، جنسیتی، سیاسی، اقتصادی تا هویتی و غیره باعث رشد تقاضاهای مدرن و خواست‌های مدنی مدرن و خواست تحول در قانون اساسی می‌شود، «جنبش سبز» کنونی را رشد می‌دهد. از طرف دیگر هر تحول در بحران کنونی، باعث رشد خواست‌های مدنی و قانونی و حقوق بشر می‌شود.



جنگ و صلح ایرانیان

احمد امانی: دمی نیک بیاندیشیم: رنسانس در نزد غربیان «نوزایی» بود نه باریافت! به‌راستی این اراده‌ی معطوف به بازیافت متوهمانه‌ی شرافت ازدست‌رفته‌ی انسان ایرانی به چه قیمتی بود و آیا ارزش‌اش را داشت؟ (شرافت گوهری به نام انسانیت است در درون ما نه «باختن» و «غالب‌شدن» پیشینیان) و از همه مهم‌تر این ستیز و سماجت فلج‌کننده تا به کی؟



رانه‌ی عدم خشونت‌طلبی جنبش سبز

احمد امانی: همین! مگر نه این‌که باید از جایی شروع کرد پس زمان عدم‌خشونت به‌راستی کی است؟! حتماَ این ارزش را هم باید دربند کارِ کارشناسی بکشیم تا به ضدارزشی برین تبدیل شود؟! جالب این‌که اینان به بهانه‌ی دفاع از خویش، خشونت‌طلبی را تزریق می‌کنند مگر نه این‌که خودِ گاندی به ضرب گلوله کشته شد؟ وه چه مکارانه ارزش را به ضدارزش تبدیل می‌کنند این خدایان کینه‌توزی.



نقدی بر نقد اکبر گنجی
بازی پارادکس در برابر سیاست «ساندیس و شلاق»

داریوش برادری: کپی‌برداری از گاندی بدون توجه به عقلانیت تراژیک نهفته در حوادث اخیر و عاشورا، حرکت چندجانبه و پارادکس در برابر خشونت نیست؛ مردم در عاشورا هم از جان خویش دفاع می‌کنند و هم به نیروهای انتظامی زخمی کمک می‌کنند. این نمادی اولیه از یک حرکت پارادکس و بلوغ جنبش است و تاثیرات آن نه به سمتی است که آقای گنجی بیان می‌کند، بل‌که دقیقا به سمتی است که بیانیه‌ی آقای موسوی آن را بیان کرده است.



تأملاتی پیرامون استراتژی و تاکتیک‌ها
جنبش سبز به کجا می‌خواهد برود؟

اکبر گنجی: مسأله‌ی ما، استبداد نهادینه‌شده در همه‌ی زوایای زندگی است. استبداد، دوره‌ای استثنایی در تاریخ ما نبوده است. تاریخ ما، تاریخ استبداد و خودکامگی است. مسأله‌ی اصلی، مسأله‌ی گذار به نظام دموکراتیک ملتزم به حقوق بشر است. باید به این مسأله فکر کرد. باید برای این مسأله چاره‌اندیشی کرد. اگر دیر بجنبیم، رودهایی که جاری شده‌اند، به سیلی ویران‌گر تبدیل خواهند شد که همه را با خود خواهد برد.



ژولیا کریستوا
در مهلکه‌ی آزادی

ژولیا کریستوا، ترجمه‌ی مریم تقوی: همراهان فمینیست سیمون دو بووار به‌درستی به این حقیقت پی برده‌اند که «دیگری» یا «مرد جهانی» در اندیشه‌ی او، در آیین ابرمرد، و هم‌راه با مفاهیمی چون دوگانگی، خشونت و وابستگی متبلور می‌شود.



با این رژیم چه باید کرد؟ ـ قسمت پانزدهم
دموکراسی‌خواهی و تجویز تحریم اقتصادی

اکبر گنجی: افزایش تحریم اقتصادی بیش از آن‌که به رژیم صدمه وارد کند، موجب افزایش درد و رنج مردم ایران خواهد شد. وظیفه‌ی اخلاقی روشن‌فکران و سیاست‌مداران آن است که درد و رنج مردم را کاهش دهند، نه آن‌که سیاست‌هایی پیش‌نهاد کنند که موجب افزایش درد و رنج مردم شود.



رهبری جنبش سبز: نفی صریح تحریم اقتصادی

اکبر گنجی: هر فرد و گروهی حق دارد با کروبی و موسوی و خاتمی مخالف باشد؛ حق دارد راه خود را از راه آنان جدا سازد؛ حق دارد راهکارهایی متفاوت برای گذار به دموکراسی یا سرنگونی رژیم پیشنهاد و دنبال کند؛ اما حق ندارد به نام و به نمایندگی از نهضتی که آنان رهبرانش هستند، تحریم اقتصادی ایران را تجویز کند و به گونه‌ای سخن بگوید و بنویسد که از آن بوی دفاع از حمله‌ی نظامی به ایران به مشام برسد.



زندان‌ها را دانشگاه کردیم
‫دانشگاه‌ها را زندان می‌کنیم

اکبر گنجی: آیت‌الله خمینی در اوایل انقلاب طی یک سخنرانی گفته بود: زندان‌ها را دانشگاه خواهیم کرد. سه دهه بعد، این پروژه فارغ التحصیلان خود را بیرون می‌دهد: حجاریان، ابطحی، عطریانفر، شریعتی و... که واحدهای درسی نوشته شده به وسیله‌ی سلطان را «پاس» کرده‌اند، در سیمای جمهوری اسلامی، امتحان پس می‌دهند و علوم اجتماعی مدرن را از زوایای گوناگون نقد و رد می‌کنند و... اکنون پروژه‌ای که ناتمام باقی مانده است، پروژه‌ی تبدیل دانشگاه‌ها به زندان است که البته فاز سوم‌ آن هم در حال انجام است.



زکریای رازی و انقلاب فرهنگی در جمهوری اسلامی

محمد مباشری: در آزمایشی فکری، تصور کنید در اتفاقی معجزه‌وار، جمهوری اسلامی به دوران بزرگانی مثل رازی و ابن سینا برود و نوع حکومت آن دوران شود و یا آن بزرگان زنده شوند و به روزگار ما آیند و بخواهند در دانشگاه‌های جمهوری اسلامی درس دهند و تحقیق کنند. به نظر شما آیا آن‌ها امکان کار هنری، علمی و تحقیقاتی در دانشگاه‌های جمهوری اسلامی و فضای به‌اصطلاح اسلامی‌شده و از نوع انقلاب فرهنگی را دارند؟



بخش دوم
حاکم جائر و شهروند حق‌مدار - ۲

مجید محمدی: بسیاری از سیاسیون دین‌مدار و فقهای معترض بر این باورند که رابطه‌ی حاکم و محکوم باید بر اساس احکام باب امر به معروف و نهی از منکر تنظیم شود. این موضوع دارای سابقه‌ی تاریخی در میان شیعیان است، چون امام سوم شیعیان بر اساس امر به معروف و نهی از منکر قیام خود علیه حکومت جائر زمان خود را آغاز کرد. اما فقهای قدرت‌مدار و اقتدارگرا این باب را در جمهوری اسلامی به طور کلی تعطیل کرده و با ارتقای حاکمان به مقام معصومیت، از مقلدان اطاعت محض طلب می‌کنند.



بخش نخست
حاکم جائر و شهروند حق‌مدار - ۱

مجید محمدی: تقلب گسترده در انتخابات دهم ریاست جمهوری، اعتراضات گستردهٔ مردمی در هفته‌های پس از انتخابات و سرکوب شدید معترضان توسط نیروهای نظامی، شبه‌نظامی، انتظامی و امنیتی، فقه سیاسی مخالفان و منتقدان رژیم ولایت مطلقهٔ فقیه را به مرحله‌ای تازه از حیات خود وارد کرد. فقه سیاسی شیعه پس از استقرار رژیم جمهوری اسلامی و پس از گذار از تثبیت رژیم و تحکیم جای‌گاه حقوقی و سیاسی ولایت مطلقه فقیه و بالاخص پس از مرگ خمینی در حال تحول بوده‌است و عمدتا در دو اردوگاه مردم‌سالاران و اقتدارگرایان در حال نزج و نما بوده‌است.



با این رژیم چه باید کرد؟ ـ قسمت دوازدهم
سکولاریسم و دموکراسی‌خواهی

اکبر گنجی: تا حدی که من می‌فهمم، سکولاریزه‌کردن نظام سیاسی یکی از ارکان دموکراتیزه‌کردن نظام سیاسی است. بدین ترتیب، اگر فرد یا گروهی به دنبال دموکراتیزه‌کردن نظام سیاسی ایران باشند، چاره‌ای جز آن ندارند که فرایند جداسازی نهاد دولت (state) از نهاد دین (religion) را هم دنبال کنند. آیا نواندیشان دینی به این مدعا باور دارند و کارشان معطوف به جداسازی این دو از یک‌دیگر است یا به دنبال نوعی حکومت دینی به ظاهر دموکراتیک‌اند؟



انبوه خلق به سوی دموکراسی مطلق؟

اسلاوی ژیژک، ترجمه‌ی عباس ارض پیما: حرکت بنیادی هارت و نگری، حرکتی که از حیث ایدئولوژیک به هیچ رو خنثی نیست (و، از قضا، ابدا با پارادایم فلسفی‌شان، یعنی دلوز، جور در نمی‌آید!)، همانا شناسایی (یا نامیدن) "دموکراسی" به مثابه‌ی مخرج مشترک همه جنبش‌های رهایی‌‌بخش امروزی است: "وجه مشترکی که در جهان امروز ـ در سطوح محلی، منطقه‌ای و جهانی ـ میان بسیاری از مبارزات و جنبش‌های آزادی‌‌بخش جریان دارد، میل به دموکراسی است."



با این رژیم چه باید کرد؟ ـ قسمت یازدهم
چرا اعتراف و توبه می‌کنند؟

اکبر گنجی: دادگاه‌های فرمایشی بازداشت شدگان پس از انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد، اعتراف‌های برخی بازداشت شدگان به جرائم ناکرده و نقد خود از طریق طرد علوم انسانی و اجتماعی، برای افراد بسیاری این پرسش را پدید آورده که دستگاه سرکوبگر از چه روش‌هایی برای رساندن آزادی‌خواهان، فعالین حقوق بشر و روزنامه‌نگاران به چنین موقعیتی استفاده می‌کند؟ از سوی دیگر، افراد بسیاری که هیچ گاه گذارشان به زندان و سلول‌های انفرادی نیفتاده است، می‌پرسند چرا دموکراسی‌خواهان حاضر به پذیرش خواست و میل بازجویان شده و همان سخنانی را بر زبان می‌آورند که آنان خواسته‌اند؟



با این رژیم چه باید کرد؟ - ۱۰
مجازات و تنبیه: ایران و ایرانیان؟ یا رژیم و سران؟

اکبر گنجی: رهبری جمهوری اسلامی با علوم طبیعی تجربی و تکنیک مخالف نیست، آن‌ها مدافع توسعه‌ی علوم پایه و تکنولوژی‌اند و در این خصوص سرمایه‌گذاری بسیار کرده و می‌کنند. پروژه‌ی هسته‌ای ایران یکی از مصادیق این امر است. اما آن‌ها با اندیشه‌ی تجدد (مدرنیته) مخالفند. نبرد با علوم انسانی و اجتماعی بخشی از پروژه‌ی نبرد با مدرنیته است.



با این رژیم چه باید کرد؟ ـ قسمت نهم
سرنگونی سلطانیسم یا گذار به دموکراسی

اکبر گنجی: علی خامنه‌ای و کل دستگاه سرکوبگرش از برملا شدن سرشت سلطانی نظام جمهوری اسلامی ایران به شدت عصبانی هستند. آنان که یک دهه پیش سعید حجاریان را ترور و جسمش را از کار انداختند، پس از انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد او را بازداشت و در «سلول‌های انفرادی» محبوس کردند تا پس از مدت‌ها فشار فیزیکی و روحی او را به «دادگاه فرمایشی» بیاورند و به نام او اعتراف‌نامه‌ای قرائت کنند تا ضمن آن سرشت سلطانی نظام انکار گردد و سعید نظرات پیشین خود را رد کند. دادگاه استالینی در این زمینه چه کرد؟