| خانه > انديشه زمانه > مقالات | |
مقالاتمقاله رسیده از خوانندگان زمانه دفاع مقدس جمهوریتنیما خردورز: «دفاع از جمهوریت و اراده جمعی تنها راه کم هزینه و اخلاقی است، راه عیش و راحت و شادی همیشه موقت است و منجر به جنگیدن در میدانهای سخت تری برای حقوق اساسی مان میشود. دفاع از جمهوریت دفاع مقدسی است که باید در میدانش با مسالمت و عدم خشونت حتی آماده به خاک افتادن هم باشیم و گرنه فردای فرزندان و روزگار امروزمان را به لجن برده داری جمعی میکشند.» این همه عجله برای چیست؟اکبر گنجی: شب گذشته دو روزنامهنگار در صفحه فیسبوک خود، خبر بازداشت مهندس موسوی را انتشار دادند. به دنبال آن، این شایعه به سرعت به بالاترین راه یافت. من نمیدانم و نمیفهمم چرا دوستان خوب روزنامهنگار تا این اندازه در انتشار شایعاتی که به سرعت تکذیب میشوند،حریص هستند؟ این همه عجله برای چیست؟ بیاییم این فرض را در نظر بگیریم که هدف خوبی در پس این ماجراست. یعنی فرد به شدت نگران است و میخواهد با انتشار سریع خبر، مردم را وادار به کاری کند. اما متأسفانه نتیجهی این فرایند معکوس است. تحلیلی بر اندیشه سیاسی سروش در باب انتخابات، بخش دوم مبهماندیشی در نظریه سیاسی، آفت مهم اصلاحطلبی ایرانیمیثم بادامچی: دکتر سروش معتقد است دوره هشت ساله اصلاحات در ایران از ابهام در مفاهیم رنج میبرد. تکلیف اصلاح طلبان و به خصوص شخص آقای خاتمی با برخی مفاهیم پایه نظریه سیاسی، اصلاً مشخص نبود و این ابهام و ضعف در اندیشه و نظر سیاسی موجب تردید و تذبذب آنان در عمل و رفتار سیاسی میگردید که در نهایت اصلاحات را با بنبست مواجه کرد. اندیشهای که سروش در این مصاحبه و سایر آثارش به صراحت بر آن تاکید بسیار دارد آن است که «شجاعت در عمل فرزند بصیرت در نظر است» و اینکه تا وضوح و شفافیت در نظر حاصل نشود، شجاعت عملی به دست نخواهد آمد. تحلیلی بر اندیشه سیاسی سروش در باب انتخابات، بخش اول چرا تحریم انتخابات اخلاقی نیست؟میثم بادامچی: در روزهای گذشته، سروش مصاحبهای در مورد انتخابات ریاست جمهوری انجام داد که بحث و جدلهای فراوان برانگیخت. برآن هستم که نحوه استدلالهای سروش در مصاحبه اخیر را تحلیل کنم، بدون آنکه مانند دکتر سروش بخواهم تاکید خود را بر یکی از دو کاندیدای اصلاح طلب، یعنی آقای کروبی یا آقای موسوی، بگذارم. خواهم کوشید بر اساس مدل نتیجه گرایانه در فلسفه اخلاق، توصیه سروش به عدم تحریم انتخابات را توضیح دهم و بر اساس این مدل از اخلاقی نبودن تحریم انتخابات و اخلاقی بودن رای دادن به یکی از دو کاندیدای اصلاح طلب در انتخابات آتی دفاع کنم. نگاهی به بحران اقتصادی آمریکا (۱۶- ۱۵) انقلاب علیه بازار، برابری بازاریاکبر گنجی: تمامی برساختههای آدمیان برای آن است که در خدمت آنها باشند، نه آنکه آدمیان خادم برساختههای خود شوند. هیچ برساختهی نظری و عملی نباید مقدس به شمار رود و انسانها در پای آن قربانی شوند. به تعبیر کانت، انسانها غایت فی نفسهاند و نباید از آنها به عنوان ابزار برای محقق کردن برساختهها استفاده کرد. کاهش درد و رنج انسانها، باید هدف هرگونه سیاست و برنامهای باشد. مارکسیسم، سوسیالیسم، لیبرالیسم، کاپیتالیسم، اسلام، مسیحیت، یهودیت، و غیره، برساختههایی برای خدمت به آدمیان هستند. نباید جای خادم و مخدوم را عوض کرد. نگاهی به بحران اقتصادی آمریکا (۱۴- ۱۳) علل غیراقتصادی بحرانهای سرمایه داریاکبر گنجی: جوامعی که نهادهای مدنی را نه تنها به رسمیت میشناسند، بلکه پیدایش و توسعهی آنها را تشویق هم میکنند، استعداد بالایی برای رشد اقتصادی دارند. تبادلات مدنی و ارتباطات قوی اجتماعی، همبستگی بالایی را با رشد اقتصادی نشان میدهد. دولتهای خودکامهای که نهادهای مدنی را سرکوب میکنند، بسترهای رشد اقتصادی را از بین میبرند. به گمان برخی از اندیشمندان، فرایند جهانی شدن و انقلاب ارتباطات، تبادلات اجتماعی و نیز ارتباط مردم با ساختارهای محلی را به شدت تضعیف کرده و در عوض، ارتباطات الکترونیکی افراد را افزایش داده است. نگاهی به بحران اقتصادی آمریکا (۱۲- ۱۱) سرمایه داری افسار گسیخته و «پاسبان بیعرضه» یا «همدست»اکبر گنجی: بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که تا پایان سال جاری میلادی نمیتوان بحران اقتصادی جدید را به کنترل در آورد. اختیارگرایی درست باشد یا نادرست، کارآمد باشد یا ناکارآمد، آنچه در آمریکا اتفاق افتاد نشان میدهد که دولت این کشور برخلاف ادعا، حتی پاسبان شب هم نبود، بلکه چشمان خود را بر روی فساد افسار گسیختهای که در حال انجام بود، بست، تا جایی که بحران روی داده را شاید نتوان به این سادگیها حل و فصل کرد. نگاهی به بحران اقتصادی آمریکا (۱۰- ۷) اختیارگرایی نوزیک و چامسکیاکبر گنجی: برای نقد یک نظام باور باید با استدلال عقلی ناسازگاریهای درونی یا نتایج مترتب بر آن یا پیشفرضهای نامعتبر آن را مشخص ساخت. ناقد باید نشان دهد که یک نظام باور خاص در همهی جهانهای ممکن نتایج نامطلوب معینی را به بار میآورد و این امر ناشی از امکانات درون خود نظام باور است و ربطی به جنبههای محیطی ندارد. از این نوع نقادی، میتوان در خصوص همهی ایدئولوژیها و آیینها استفاده کرد. هیچ نوع نقدی نمیتواند و نباید، مسئولیت اخلاقی برسازنندگان نظامهای فکری را منتفی سازد. نگاهی به بحران اقتصادی آمریکا (۸- ۷) اختیارگرایی هایک و محال بودن سوسیالیسماکبر گنجی: تکثر و تفاوت، اموری هستند که موجب شکوفایی آدمیان و فرهنگشان میشوند. باید «دیگری» و سبکهای متفاوت زندگی شهروندان «آزاد» و «برابر» را به رسمیت شناخت. هر کوششی برای ساختن کل جامعه مطابق با یک الگوی خاص از زندگی، فاجعه به همراه خواهد داشت. عدالت برای آن نیست که همهی افراد مشابه مدلی خاص از زندگی خوب شوند، عدالت برای آن است که انسانها بتوانند آزادانه تصور خودشان از زندگی خوب را تعقیب کنند. هر مدلی از برابری که با آزادی، تفاوت و تکثر تعارض داشته باشد، ناپذیرفتنی است. نگاهی به بحران اقتصادی آمریکا (۶- ۵) اختیارگرایی فریدمن و دولت حداقلیاکبر گنجی: ریگانیسم و تاچریسم مدعایی بزرگ را تبلیغ میکرد: فقرا و محرومان، خود مسئول وضعیت نامقبول خودشانند، خدمات اجتماعی دولتی موجب کاهلی افراد میشود و در عین حال، مانع راه خودکفایی و رقابت اقتصادی هستند. در پرتو این تحولات دولت به عنوان «عامل تنظیم کنندهی اجتماعی و اقتصادی» فروپاشید؛ نظارت دولت بر روابط کار حذف شد؛ دوران تنظیم کنندگی ملی مطابق الگوی کینز به سر آمد، و بدینترتیب دوران طلایی تنظیم کینزی پایان یافت. نگاهی به بحران اقتصادی آمریکا (۴- ۳) سازگاری و تعارض آزادی و برابریاکبر گنجی: فقر و نابرابری گسترده به هیچ وجه قابل دفاع نیست. برابری، در کنار آزادی و دموکراسی به عنوان نظامی که بیشترین آزادی و برابری را ایجاد میکند، آرمانهای بزرگ حیات جمعی آدمیان هستند. معمولاً از سوسیالیستها و مارکسیستها به عنوان مدافعان برابری، و از لیبرالها به عنوان مدافعان آزادی نام برده میشود. برخی از متفکران براین باورند که جمع آزادی و برابری ناممکن است. این همان مسألهای است که آیزایا برلین به عنوان ناسازگاری ارزشهای اخلاقی با یکدیگر طرح کرده است. نگاهی به بحران اقتصادی آمریکا (۲) تجدید ساختار سرمایه داری و پیامدهای آناکبر گنجی: سرمایه داری کنونی با سرمایه داریای که مارکس توصیف میکرد، از جهات گوناگون تفاوت دارد. به نظر مانوئل کاستلز، ویژگی سرمایه داری فعلی، جهانی شدن فعالیتهای اصلی اقتصادی، انعطاف پذیری سازمانی و قدرت بیشتر مدیریت از حیث روابطش با نیروی کار است. بنیان سرمایه داری اطلاعاتی بنابر قاعده، همچنان تولید برای کسب سود و تصاحب خصوصی سود براساس حقوق مالکیت است. این سرمایه داری، از طریق تقسیم کار، فردی شدن کار و انتشار سرمایه در مدارهای جریانهای مالی جهانی، ساختار طبقاتی جامعهی صنعتی و بقایای همبستگی طبقاتی آن را نابود کرده است. نگاهی به بحران اقتصادی آمریکا (۱) تحلیل مارکسیستی بحران سرمایه داریاکبر گنجی: بحرانهای پیاپی اقتصاد سرمایه داری جهانی شده، نشان داد که نمیتوان مارکس را از تاریخ حدف کرد. گویی این بار نوبت کمونیسم است که از سرمایه داری و لیبرالیسم انتقام بگیرد و جشن و پایکوبی به راه بیندازد که آنچه نماد پایان تاریخ به شمار میرفت، در کمتر از دو دهه، به حال احتضار افتاده است. مارکس به همراه انگلس، در مانیفست کمونیسم گوشزد کرد که وجود و بقای بورژوازی منوط به تغییر و انقلاب دائمی همهی روابط و مناسبات جامعه و درانداختن آشوب بیوقفه در تمامی روابط اجتماعی است. مولوی و مذهب عشقآرش نراقی: مولانا هم مانند افلاطون، عشق را پاسخی به زیبایی میداند. عاشق باید به تمام انواع زیبایی در این جهان حساس باشد. زیباییِ الهامبخشِ عشق، فراخی و گشادگیای که عشق به ارمغان میآورد و همچنین دورنمای اتحاد دوباره با معشوق، مؤلفههای مذهب عشق مولانا هستند که درد فراق را درمان و به روح آدمی کمک میکنند تا بر حس همیشگی تشویش و ملالت غلبه کند. پاسخ مولوی به تراژدیِ گرفتاریِ آدمی در این جهان، چیزی جز همان پیام عالمگیر عشق نیست: دوست داشتن و دوست داشته شدن. استمرار بحران اقتصادی، «شبح مارکس»، اسپینوزا و ماهیان ابوعلی مسکویه استمرار بحران اقتصادیدکتر امیر مدنی: مساله به سادگی این است که همگان بحران را باور دارند. برخی همچون فرانسیس فوکویامای نومحافظه کار و ظاهراً نادم، علیرغم اعلام پایان لیبرال دمکراسی در صفحات نیوزویک، غیر از استمرار سیادت سرمایه چیز دیگری را ترسیم نمیکند. وی که پیشتر از «پایان تاریخ» و بیجانشین بودن نظام سرمایهداری سخن میگفت، در موج سواری خود با عکسبرداری از بحران، از «فروپاشی تفکر سرمایهداری و آمریکا» سخن میگوید. ساختار سلطانی جمهوری اسلامیاکبر گنجی: یکی از مهمترین موارد تحمیل ارادهی آقای خامنهای بر مسائل حاد، مسدود کردن افقی و عمودی پرونده قتلهای زنجیرهای توسط او بود. وی به خاتمی دستور داد که در رسیدگی به این پرونده دو خط قرمز باید رعایت شود. اولاً نباید قتلهای قبل از دوم خرداد پیگیری و افشا شود. باید گفته شود که فقط چهار نفر، آن هم در دوران اصلاحات، به قتل رسیدهاند. ثانیاً در پیگیری مسئولین این جنایات نباید از سعید امامی بالاتر رفت. آمران و مجریان قتلها باید به سعید امامی و زیر دستانش محدود شود. همکیشپنداری در سیاستفرهاد سلمانیان: سیاستمداران ایرانی از مردم فلسطین پشتیبانی میکنند و زخمیان فلسطینی را پناه میدهند و درمان میکنند، در حالی که این عده از پذيرش خون ايرانيان به دلیل شیعه بودن سر باز میزنند؛ زیرا از دید آنان خون شیعه ناپاک است. این اتفاق در جریان جنگ غزه، نشان داد که سیاست مبنی بر همکیشپنداری و دور از منافع ملی و بلندمدت سیاسی، چگونه مرزهای خود را تجربه میکند. چرا آثار فلسفی ترجمه میشوند؟فرهاد سلمانیان: ترجمهی فلسفی فرایندی است که نیاز به آگاهی و خودآگاهی فزاینده آن را حیاتیتر میکند. کنش فلسفی امروز در کشورهای جهان سوم با ترجمه همراه و نقش ترجمه در فرابرد و بازتاب روشنگری غربی در این عرصه پیچیده و پرنشیب، اما سازنده است. این مقاله به دلایل و وضعیت ترجمهی فلسفی در ایران میپردازد. موضوعی که تنها با نوشتههایی از این دست نمیتوان تکلیف آن را روشن کرد. بخش سوم و پایانی اکبر گنجی با دو چهرهمحمد برقعی: آقای اکبر گنجی نه تنها جایگاه مناسب خود را در مبارزه با حکومت دینی درست تشخیص ندادهاند، بلکه برای مبارزه با کج فهمیهای دینی و خرافات هم شیوهی مناسبی را برنگزیدهاند. درواقع به سوءاستفادهای که فقها از مسالهی امام زمان یا قرآن برای حفظ حکومت خود میکنند، میتوان تاخت، اما انکار امام زمان نهتنها دستاوردی ندارد بلکه باعث ویران کردن دیگر دستاوردهای خود ایشان و همراهانشان میشود و در نهایت هم به تحکیم قدرت فقها میانجامد. بخش دوم اکبر گنجی با دو چهرهمحمد برقعی: خطایی که متاسفانه دامنگیر بسیاری از روشنفکران دینی ما پس از انقلاب شده است از جمله فکر میکنند که این نظریه «قبض و بسط» یا «فقه پویا» بود که جامعه را متحول کرد؛ درحالی که واقعیت این است که فقه سنتی قادر به اداره جامعه نبود و مردم خسته و خشمگین از تحمیل احکام متحجر قرون وسطایی بر آنان به دنبال راه نجاتی از دست این هیولای تیغ بر دست میگشتند. |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
![]() |






