عباس معروفی


عیدانه‌ای به رنگ خواسته‌های سبز

کاش این بهار که می‌آید، تو بر چوبه‌ی داری که جانت را ربود جوانه بزنی. کاش این بهار که می‌آید، گل‌های سرخ نرویند بر آسفالت شهر. کاش این بهار، بهار دیگری باشد، بهاری مبارک. ... دو/سه روزی است که توی وبلاگ‌ها می‌چرخم، شاید یک مطلب امیدبخش عیدانه پیدا کنم، ولی تخمش را ملخ خورده، گیر نمی‌آید. باز هم می‌چرخم و می‌خواهم ببینم دور و اطراف ادبیات چه خبر است. مطالب خوبی خوانده‌ام، چند‌تایی هم دست‌چین کرده‌ام.



داستانی از امیر مهاجر
«سرما»

«سرما» داستانی است از امیر مهاجر که در سوئد زندگی می‌کند. تم غالب داستان‏های امیر مهاجر، به ویژه داستان «سرما»، زندگی رو به زوال زن و شوهرها است. به نظر می‏رسد، این زندگی زمانی شورو عشق و حالی داشته است. اما کی و در چه زمانی به زوال و تباهی کشیده شده که هیچ ردی از عاطفه و هم‏دردی عادی هم در آن دیده نمی‏شود؟ دیگر این که در این داستان، شخصیت‏ها هویت ندارند، نام ندارند. یکی زن است و دیگری مرد.



ادبيات مقاومت
«راوی خاموش‌ای که نام‌اش را نمی‌دانیم»

یکی از وبلاگ‌نویسان ایران که ادب، فرهنگ، ادبیات و مقاومت دغدغه‌ی همیشگی زندگی اوست، سید رضا شکرالهی است که اخیرا پشت پنجره‌ی بسته مانده است و وبلاگ خواب‌گردش را در ایران فیلتر کرده‌اند. با این همه، «خواب‌گرد» فیلترشده برای ما خارج‌نشینان قابل روئیت است. در بین مطالبی که خواب‌گرد می‌نویسد و معمولا تلنگری به خواننده می‌زند، نوشته‌ای را برگزیده‌ام که از هر نظر می‌توان آن را ادبیات مقاومت نام نهاد.



ادبيات مقاومت
سیمین دانشور؛ نامی درخشان در ادبیات مقاومت

سیمین دانشور، بانوی رمان ایرانی، نویسنده‏ی پرکاری نبوده، اما یکی از محبوب‏ترین چهره‏های ادبی نیم قرن اخیر بوده است. آخرین آثار منتشر شده‏اش، «جزیره‏ی سرگردانی» و «ساربان سرگردان» ۳۰ سال از قلم‏اش کار کشیده و هنوز جلد سوم آن منتشر نشده است. دانشور با همین تعداد کتاب در ادبیات معاصر ما جایگاه ویژه‏ای دارد و کتاب‏های‏اش همواره تجدید چاپ شده و در لیست کتاب‏های پرفروش قرار داشته است.



داستانی از محمد حسین جدیدی‏نژاد
من، تو، او؛ یا شناسه‌های جدای زندگی من

محمد حسین جدیدی‏نژاد برای زمانه چهار داستان فرستاده که این یکی را برای علاقه‏مندان زمانه انتخاب کردم. اما او برای من نوشته است که ۲۰ ساله است و حالا دست به کار یک رمان هم شده. داستان کوتاه را در یک نظر می‏توان در چشم و ذهن آورد و بالا و پایین آن را سنجید که همه چیز به‏اندازه باشد. بی‏قواره نباشد. اما آن‏چه در داستان کوتاه جدیدی‏نژاد می‏بینم، به‏نظر می‏آید از پس رمان هم بربیاید.



ادبيات مقاومت
داستان کوتاه، راوی زندگی انسان امروز

«داستان کوتاه به عنوان یک قالب تازه و متشخص ادبی شناخته شده است؛ قالبی متفاوت، با قصه‏هایی کوتاه و استدلالی قدیمی و نیز متفاوت با رمان کوتاه کم‏مایه، اما کش‏دار. البته از یک جنبه‏ی مهم، استادان اولیه‏ی داستان کوتاه از اصول و نظرات ادگار آلن‏پو پیروی نکردند. برخلاف پو که با موضوعات غریب و خارق‏العاده سروکار داشت، امور معمولی و روزمر‏ه‏ی زندگی بشری و شخصیت‏ها و مردم عادی و حال و روز واقعی‏شان را کارمایه‏ی داستان‏های خود قرار داده‏اند و به تصویر حالات آنان پرداخته‏اند.»



داستانی از سید‌محمد‌‌مهدی آقا‌میری
«آن روز همه عجیب بودند انگاری»

در داستان محمدمهدی آقامیری، راوی یکی از ذوب شده‌هایی‌ست که برای کار در اتاق تمشیت اجیر می‌شود، عادی شدن فضا و رفتار در این داستان توانی است که از نظر روان‌شناسی نویسنده به آن دست یافته است، اما در ساختن فضا، تصویرسازی و شخصیت‌پردازی، از پس کار برنیامده است و باید داستانش را با قدرت از نو بسازد، داستانی که کسی نتواند بهتر از آن را بنویسد.



کارگاه داستان۱۰
عشق گمشده‌ی شما؟

آناهیتا حسینی روایت با دروبین محدود را به خوبی بلد است. یعنی آنجا که نویسنده فقط از سوراخ کلید می‌بیند. و در چنين حالتی بسیار چیزهای زائد را نمی‌بیند، فقط چیزی را می‌بیند که لازم دارد. او با استفاده‌ از جمله‌ای فریبکارانه، داستان را با ضرب‌آهنگی تکان‌دهنده برجسته‌تر کرده و در خلال همین جمله‌ی فریبکارانه، معصومیت دختر جوانی را به تصویر می‌کشد که: «نه آقا، من عشق گمشده‌ی شما نیستم. و هیچ وقت هم نبوده‌ام.»



ادبيات مقاومت
خرج کردن واژه

یدالله رؤیایی در سال‏های اخیر بسیاری از حس‏های خود را در قالب نامه بیان کرده است؛ و در تازه‏ترین نامه‏اش با عنوان مذهب سیاسی، «مذهب بایر» نوشته است: «سیاست مذهب را که قبول کنیم، مذهب را وارد سیاست کرده‏ایم و هردو بایر می‏مانند، در این میانه هنر نیز. مذهب هیچ‏وقت هنر نداشته است. هنرهایی هم که از مقدسات برخاسته‏اند، رانده‏ی مقدسات بوده‏اند و درمانده‏ی مقدسات...»



ادبيات مقاومت
رنج‌نامه‌ای که مهجور ماند

ناامنی و هراس از زیستن در جامعه به جایی رسیده است که هرچند زنان و دختران ایران شیوه‏ی آمد و شد خود را در شهر تغییر داده‏اند، اما هنوز سایه‏ی وحشت در شهرها گسترد‏ه‏است. «محمد بلوری»، روزنامه‏نگار قدیمی ‏و سرشناس که سال‏ها در مطبوعات ایران قلم زده، در روزهای اخیر به موضوعی پرداخته که به نظر می‏آید، آن‏قدر فشار بر گرده‏اش سنگین بوده که با تمثیل تظلم زنی یهودی در جامعه‏ی اسلامی، مطلبش را آغاز کرد‏ه‏است.



کارگاه داستان 9
داستانی بر مبنای طنز

آدم‏های این داستان؛ خانم ویرگول، علامت تعجب و زردآلوهای متحدالمرکز، همه شخصیت‏های واقعی از فضاهای آشنا هستند. آدم‏هایی که در ذهن هر کسی می‏توانند تصویری دیگر از آن‏چه هستند، داشته باشند. یکی از کارهای مهمی که ایثار ابومحبوب انجام داده، بال و پر دادن داستان، بر اساس شنیده‏ها و شایعات و افواه است که خواننده نمی‏داند به قول راوی استناد کند یا به شایعات.



ادبيات مقاومت
خطاب به معاويه

روز یکشنبه در تالار فردوسی دانشگاه تهران مراسم شعرخوانی برای بزرگداشت قیصر امین‌پور برگزار شده بود. یکی از کسانی که شعر خواند، بزرگواری بود به نام حامد احمدی. این شاعر عزیز و شجاع ابتدا به روان قیصر امین‌پور درود فرستاد که علوی بود و معاویه‌ای نبود. بر شرف دکتر تُرکی هم درود فرستاد؛ به خاطر شعر پرمغز و مناسب مسائل روزی که پیش‏تر خوانده بود و گفت: «قصیده‌ای سروده‌ام خطاب به معاویه»



کارگاه داستان ٨
«ریشه‌ها»

دلم می‌خواهد تا آخر دنیا زمین را بکنم و برسم به قلبش‌. به قلب کوفتی‌اش. ببینم چه کار کرده که این همه مدت دوام آورده. بعد می‌گیریم می‌نشینم همان تو. دومترم را کندم. یکی می‌آید بالای سرم می‌گوید، تمام شد؟ می‌خواهی بیایی بالا؟ می‌گویم نه! یک نخ سیگار با کبریت برایم پرت می‌کند پایین. بوی خاک محشره، دیوانه‌ام می‌کند؛ نمی‌دانی. فقط گریه می‌کنم.



ادبيات مقاومت
آلبوم‌های عکس قدیمی

اگر در آلبوم‌ها بگردیم و بتوانیم همه عکس‌ها را پیدا کنیم، بسیاری از اعدام‌شدگان آن دوره در بسیاری از عکس‌ها خوش و خندان به دوربین نگاه می‌کنند. اما انگار دریچه‌ی دوربین کالیبر اسلحه‌ای بوده که گلوله‌ای چرخان از دهانه‌اش بیرون زده و قلب چهره‌ای خندان را خاموش کرده است. این رسم روزگار است. دنیا اثر وضعی دارد. آنان که برای اعدام مخالفان انقلاب هورا کشیدند خود به این فتوای خود گرفتار آمدند.



ادبیات مقاومت
اهل‏الهوا، و مردمان عاشق

سعید شنبه‏زاده، موزیسین نام‏دار ایرانی موزیک بندری را با موزیک جاز تلفیق کرده و با استفاده از نی‏انبان بوشهر در کنار ساکسی‌فون و ترومپت به نقطه‏ی تازه‏ای در موزیک بوشهری رسیده که چاووشی‏ خوانی‏ها، یزله ‏خوانی‏ها و شروه‏خوانی‏ها را ارتقا بخشیده است. اما نکته‏ی قابل توجه، شعرهایی است که از ادبيات مقاومت در این موسیقی به کار گرفته می‏شود. به بهانه‏ی کنسرتی که سعید شنبه‏زاده با موزیک «زار»ش، روز ۴ دسامبر در شهر هانوفر آلمان برگزار خواهد کرد، با او گپی زده‏ام که شاید گوشه‏ای از این نوع موسیقی و شعر مقاومت را نشان دهم.



۷ کارگاه داستان
تکرار ناخودآگاه

علیرضا زال برای کارگاه داستان رادیو زمانه هفده داستان فرستاده است. در یکی دوتا از داستان‌هایش به نظرم آمد که دوربین‌‌گری را اگر بهتر می‌شناخت، و داستان را از دوربین‌های بی‌شمار روایت نمی‌کرد، می‌توانست به یک ساختار منسجم در داستان دست یابد. در برخی از داستان‌ها فضاهای او تخیلی‌اند. دزدها، قاتل‌ها، آلت قتلی که مدرک جرم می‌شود.



کارگاه داستان ۶
همین روایت عاشقانه

این روانشناسی عمیق و پنهان جامعه که در ارتباط پدرها و دخترها جریان دارد در داستان نسیم نوریان هم جلوه می‌کند، و حتا عمیق‌تر هم پیش می‌رود که جایی بمانی، که آيا راوی بر سطح راه می‌رود و با گل‌هایی که سر راه خریده، خود را به مزار پدر رسانده یا نه؟ راوی آن زیر خفته و پدر در خاطرات او غوطه می‌خورد؟



ادبيات مقاومت
و دور از دیگری مردن

نادژدا ماندلشتام، همسر اوسیپ ماندلشتام، شاعر روس پیش از پرداختن به اصل نامه‌اش نوشته است: ‌ این نامه هرگز توسط مخاطبش خوانده نشد. نامه روی دو صفحه کاغذ نازک نوشته شده است. میلیون‌ها زن چنین نامه‌ای برای همسران، پسرها، پدرها و یا به سادگی برای عزیزانشان نوشته بودند. اما تقریباً هیچ کدامشان باقی نمانده است.



ادبيات مقاومت
خميازه‌ی وزير فرهنگ!

هنرمندان بازهم بر شیوه‌ی خود اصرار ورزیده اند و با اندیشه‌ی مدارا سعی کرده‌اند در میدان بمانند. این روزها که بازار کتاب‌های در محاق مانده رونق گرفته، تازه‌ترین نامه‌ای که با همین تمرین مدارا و ذهنیت انتقادی در جامعه‌ی ما مطرح شده، نامه‌ی پوریا عالمی است که به سبک و سیاق طنزهای خودش نگاشته شده است. نامه‌ای که از همان کتاب در محاق افتاده‌اش جدا نیست، و هنرمند را سخن چنین باید.



کارگاه داستان ۵
عوامل بيرونی يا عناصر زندگی؟

چند نکته را لازم است به دوستم، قباد آذرآیین، بگویم. گرچه او سال‏ها است که در ادبیات داستانی حضور دارد، اما با توقعی که از او می‏رود، تصور می‏کنم او بتواند داستان‏های بهتری بنویسد. شاید هم کمی دقت لازم دارد. دقتی که از او یک داستان‏نویس ماندگار بسازد. چرا که او تجربه‏ها کرده و ادبیات داستانی ایران و جهان را می‏شناسد. او در اين داستان نویسنده‏ای سطحی را تصویر کرده که از داستان واقعی در جامعه غافل است و در خانه‏اش دنبال داستان می‏گردد.