| خانه > عباس معروفی > این سو و آن سوی متن | |
این سو و آن سوی متنادبيات مقاومت خرج کردن واژهیدالله رؤیایی در سالهای اخیر بسیاری از حسهای خود را در قالب نامه بیان کرده است؛ و در تازهترین نامهاش با عنوان مذهب سیاسی، «مذهب بایر» نوشته است: «سیاست مذهب را که قبول کنیم، مذهب را وارد سیاست کردهایم و هردو بایر میمانند، در این میانه هنر نیز. مذهب هیچوقت هنر نداشته است. هنرهایی هم که از مقدسات برخاستهاند، راندهی مقدسات بودهاند و درماندهی مقدسات...» ادبيات مقاومت رنجنامهای که مهجور ماندناامنی و هراس از زیستن در جامعه به جایی رسیده است که هرچند زنان و دختران ایران شیوهی آمد و شد خود را در شهر تغییر دادهاند، اما هنوز سایهی وحشت در شهرها گستردهاست. «محمد بلوری»، روزنامهنگار قدیمی و سرشناس که سالها در مطبوعات ایران قلم زده، در روزهای اخیر به موضوعی پرداخته که به نظر میآید، آنقدر فشار بر گردهاش سنگین بوده که با تمثیل تظلم زنی یهودی در جامعهی اسلامی، مطلبش را آغاز کردهاست. ادبيات مقاومت خطاب به معاويهروز یکشنبه در تالار فردوسی دانشگاه تهران مراسم شعرخوانی برای بزرگداشت قیصر امینپور برگزار شده بود. یکی از کسانی که شعر خواند، بزرگواری بود به نام حامد احمدی. این شاعر عزیز و شجاع ابتدا به روان قیصر امینپور درود فرستاد که علوی بود و معاویهای نبود. بر شرف دکتر تُرکی هم درود فرستاد؛ به خاطر شعر پرمغز و مناسب مسائل روزی که پیشتر خوانده بود و گفت: «قصیدهای سرودهام خطاب به معاویه» ادبيات مقاومت آلبومهای عکس قدیمیاگر در آلبومها بگردیم و بتوانیم همه عکسها را پیدا کنیم، بسیاری از اعدامشدگان آن دوره در بسیاری از عکسها خوش و خندان به دوربین نگاه میکنند. اما انگار دریچهی دوربین کالیبر اسلحهای بوده که گلولهای چرخان از دهانهاش بیرون زده و قلب چهرهای خندان را خاموش کرده است. این رسم روزگار است. دنیا اثر وضعی دارد. آنان که برای اعدام مخالفان انقلاب هورا کشیدند خود به این فتوای خود گرفتار آمدند. ادبیات مقاومت اهلالهوا، و مردمان عاشقسعید شنبهزاده، موزیسین نامدار ایرانی موزیک بندری را با موزیک جاز تلفیق کرده و با استفاده از نیانبان بوشهر در کنار ساکسیفون و ترومپت به نقطهی تازهای در موزیک بوشهری رسیده که چاووشی خوانیها، یزله خوانیها و شروهخوانیها را ارتقا بخشیده است. اما نکتهی قابل توجه، شعرهایی است که از ادبيات مقاومت در این موسیقی به کار گرفته میشود. به بهانهی کنسرتی که سعید شنبهزاده با موزیک «زار»ش، روز ۴ دسامبر در شهر هانوفر آلمان برگزار خواهد کرد، با او گپی زدهام که شاید گوشهای از این نوع موسیقی و شعر مقاومت را نشان دهم. ادبيات مقاومت خميازهی وزير فرهنگ!هنرمندان بازهم بر شیوهی خود اصرار ورزیده اند و با اندیشهی مدارا سعی کردهاند در میدان بمانند. این روزها که بازار کتابهای در محاق مانده رونق گرفته، تازهترین نامهای که با همین تمرین مدارا و ذهنیت انتقادی در جامعهی ما مطرح شده، نامهی پوریا عالمی است که به سبک و سیاق طنزهای خودش نگاشته شده است. نامهای که از همان کتاب در محاق افتادهاش جدا نیست، و هنرمند را سخن چنین باید. ادبیات مقاومت برای روزگارانی دیگرمردم مغلوب هرجا فرصتی بهدست آوردهاند، از روزگار رفته حکایت کردهاند و رفتهاند. به خط نوشتههایی بر دیوارهای شهر یا یادداشتهایی که لابهلای تیترهای درشت فرمانروایان به چشم نمیآید. روزنوشتها در ادبیات مقاومت نجیبانهترین دست و پا زدن ملتی است که از سر ناگزیری معمولاً در دفترچههای اهل قلم باقی میماند. یکی از این روزنوشتها نوشتهی محمد یعقوبی نمایشنامهنویس مطرح معاصر است ادبيات مقاومت در انتظار وقت مناسبهنرمندان برجسته و مشهور از حضور در جشنوارهی تئاتر فجر نیز سر باز میزنند. راستش دولت کودتا هر طرفش را که نگاه کنی، برای هنرمند مردمی، جز بدنامی و ننگ به ارمغان نخواهد داشت. دیگر برای هنرمندان ذکر دلیل لزومی ندارد. همین یک جمله که «من در جشنوارهی شما شرکت نمیکنم» یا «نمایشهای خود را به وقت مناسبی موکول خواهم کرد»، کفایت میکند. ادبيات مقاومت انتشار رمان ذوبشدهرمان «ذوبشده» خيالها و خاطرههای من از فضايی است که در آن نفس کشيده و زيستهام، داستان نويسندهای که زير بازجويی و شکنجه ناچار به قصهپردازی شده، آنگاه در قصههای خودش گم میشود. حاصل کار و تلاش داستانی من در سالهای جوانی است که میبايستی در همان زمان، يعنی ۲۶ سال پيش انتشار میيافته، نقد میشده، و بر کار و راه ادبیام تأثير میگذاشته. اما ما آدمهايی هستيم که زمان و مکانمان بههم ريخته، نمیدانيم کِی چرا کجاييم! ادبيات مقاومت در آستانهی نورشعرهای ناظم حکمت، درواقع شعرهای تغزلی او، عاشقانه هایی است که بیشتر آنها را در زندان یا تبعید برای همسرش سروده است. او هشت سال تمام از این سوی آب به آن سوی آب نگاه میکرد و برای همسرش نامه مینوشت. شعرهایی در قالب نامه یا نامههایی در قالب شعر. که هیچ ردی از زنجموره و ناله در آن وجود ندارد. عاشقانه هایی سراسر امید و نوید. عاشقانه هایی که بخشی از شعر مقاومت ترکیه و جهان به حساب میآید. ادبيات مقاومت موهای خاکسترشدهی شولام«فوگ مرگ» پاول سلان همانقدر شهرت دارد که «گرنیکا»ی پابلو پیکاسو در بین مردم شناخته شده است. این چندصدایی مرگ دقیقاً همان فوگ مرگ است. چنانکه فوگ در موسیقی به ساختاری اطلاق میشود که از مجموعهی صداها تشکیل شده، در حالی که همه یک تم را تکرار میکنند؛ همه برای کشتن ما به صدا درآمدهاند. برای ما که همه مثل هم هستیم و مجموعهی من و تو و او میشویم ما که جایی زندگی میکنیم. این حضور و چهرهی ما است که از زمین محو میشود. اين سو و آن سوی متن نگاه دوربين و صدای شاعراز سر اتفاق نیست که دو زن، در فاصلهی چهل سال، فیلمهایی ساختهاند که تنها با شعر میتوانستهاند سیاهی تصویر را رنگآمیزی و قابل دیدن کنند، و درست در چنین موقعیتی آدم درمییابد که بشر چقدر به شعر نیازمند شده. کافی است جامعه با فاجعهای به «خانه سیاه است» بدل شود یا از دریچهی دوربین «بانوی اردیبهشت» به دور و اطرافش نگاه کند و مادران شهيد و زنان دل سوخته را عاشقانه ببیند. آن وقت است که شعر و ادبیات، براش از نان شب هم واجبتر میشود... اين سو و آن سوی متن حرکت دوربين و نگاه شاعرآیا در کشور ما تنها یک انسان وجود داشته که بیهراس و عاشقانه وارد این جزیره تباهی شده و زندگی آنان را ثبت کرده؟ نمیدانم. فقط این را میدانم که قرنها باید بگذرد تا کسی نگاهی چون نگاه مسیح داشته باشد. آدم با مو بلند کردن و خرقه پوشیدن مسیح نمیشود. باید دم مسیحایی داشته باشد که بتواند جذامیان را نوازش کند. تنها میتوان در برابر بزرگواری یک بانوی شاعر تعظیم کرد و نگاه عمیق انسانیاش را ستود. آن هم شاعر برجسته روزگار که چشمش را به شهر مردگان گشود و از آن یک شعر ابدی ساخت... اينسو و آنسوی متن رمان، ونامههای هراس مابازجوها در اتاق خوابهای ما رخنه کردهاند. دچار وحشت و هراس شدهاند و از ترس میخواهند ببینند ما به چی فکر میکنیم. میخواهند پستوی ذهن ما را بکاوند. میخواهند شخصیتهای داستانها و رمانهای ما را بشکافند و بشناسند. میخواهند بدانند اگر زن زیبایی در داستان هست، آیا با او رابطهی نامشروع داشتهایم یا نه. میخواهند ببینند کیست؟ اين سو و آن سوی متن ادبيات سياه ۲همچنان که انسان طاغی زاییده جامعهای در حال توسعه است که مجموعه قانون و پول و قدرت مانند یک تانک بیهراس و بیرحم از روی آدمها میگذرد، در جامعهای که همهچیز رنگ قانونی و متمدنانه دارد اما همهچیز در بدویت وحشی طی میشود، ادبیات سیاه هم زاییده چنان وضعیتی است. اينسو و آنسوی متن ادبيات سياه- ۱محمدعلی سپانلو شاعر و ادیب معاصر نخستین کسی است که هوراسمککوی را - ۲۵سال پیش - به ایران و ایرانیها معرفی کرده است؛ با رمان "آنها به اسبها شلیک میکنند" و یک "مقدمه عالی". اينسو و آنسوی متن دوربینگیری در رمانمیتوان با دوربینهای مختلف کار کرد. یعنی چهار شخصیت از آغاز تا پایان رمان مدام روایتگر باشند و هر یک از پنجرهی خود ماجرا را ببینند و روایت کنند. این فرم البته کار بسیار دشواری است که نویسنده باید با تکنیک تداعی، دیالوگ، نشانهگذاری، نشانیگذاری و تکنیکهای دیگر اثر را قابل فهم کند و خواننده را به گیجی نیندازد. داستان نویس طراح جدول کلمات متقاطع نیست... اينسو و آنسوی متن عناصر تهديدکننده رمان، پايانبندیپایان فیلم و رمان آنجایی است که خواننده یا بیننده در ذهن خود میسپارد و با آن به خانهاش برمیگردد. اينسو و آنسوی متن بدقوارگی رماناگر نویسنده اثر خود را به مثابهی پیکری ببیند که از سنگ یکپارچهای تراشیده شده با منطق حذف تیشه برمیدارد و اثر هنریاش را میتراشد و در تراشها و ریز تراشهاست که اثر او جاودانه میشود. اینسو و آنسوی متن عناصر تهديدکنندهی رمان ۲خاطرات شخصی را باید تبدیل به یک درد و خاطره و حافظهی جمعی کرد. بسیاری از رمانهای متوسط این روزها در ایران با تهمایهای از خاطرههای شخصی، هرگز نتوانسته به یک اثر خلاقه در قفسهی ادبیات داستانی ماندگار شود. شاید اگر این خاطرات با قدرت نوشته میشد تبدیل به حافظهی عمومی میگردید... |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
![]() |






