«دنیا خانهی من است»اختر قاسمینهمین «جشنوارهی جهانی سینمای تبعید» در شهر گوتنبرگ سوئد، با نمایش فیلم مستند «ماه، خورشید، گل بازی» به پایان رسید. جشنوارهی سینمای تبعید با نام «دنیا خانهی من است» از سال ۱۹۹۳ با همت و پشتکار حسین مهینی آغاز به کار کرد و هر دو سال یک بار در ماه اکتبر برگزار میشود. جشنوارهی امسال همراه با نمایش ۹۴ فیلم در شش سینما و سالن نمایش، بخشهای متفاوتی از جمله بخش سینمای زیرزمینی، سینمای افغانستان و سینمای غرب در رابطه با تبعیدیان را نیز در برنامهی خود داشت. گفتوگویی با حسین مهینی، دبیر این جشنواره داشتم.
آقای مهینی ابتدا فشردهای از شیوهی برگزاری جشنواره را توضیح میدهد: جشنوارهی ما همیشه یک برنامهی اصلی دارد که در آن آثار فیلمسازان تبعیدی را نمایش میدهیم و در کنار آن، چند برنامهی ویژه نیز داریم. یکی از برنامههای جنبی ما «نگاهی دیگر» است که تقریباً در هر دورهی جشنواره آن را داشتهایم. در این بخش، فیلمهای فیلمسازان غیرتبعیدی یا غیرمهاجر را که راجع به مهاجرین یا تبعیدیان ساختهاند، نمایش میدهیم. گنجاندن این بخش در جشنواره به این علت است که معتقدیم آثار فیلمسازان تبعیدی یا حتی مهاجرین، نگاهی از درون است. مسائلی است که خود آنها تجربه کردهاند و با استفاده از ابزار سینما دارند تجربهها و حسهای درونی خود را بیان میکنند. ولی آنهایی که نه تبعیدی هستند و نه مهاجر، با فاصله به ما نگاه میکنند. آنها با فاصله و با یک واسطه با ما ارتباط برقرار میکنند؛ با واسطهی این که داستانی را از کسی میگیرند یا روایتی را میشنوند. خود آنها این شرایط را تجربه نکردهاند. این برنامهی بخصوص، برای آگاهی از چگونگی نگاه آنها به ما هست.
جدا از این، بخشهای ویژهی دیگری نیز داریم؛ برای نمونه بخشی به عنوان «نقاط آتش» یا «نقاط بحران» داریم. در این بخش روی مناطق جغرافیاییای که دچار بحران هستند و کمترین جابجایی و کمترین اتفاق در آنجا، میتواند گسترش پیدا کند و روی سرنوشت کل منطقه و جهان تاثیر بگذارد، متمرکز هستیم. جاهایی مانند ایران، افغانستان، فلسطین. از چه زمانی سینمای زیرزمینی در ایران شکل گرفت و رشد کرد؟ وقتی از سینمای زیرزمینی نام میبریم، بهخصوص در ایران که تمرکز بیشتر روی وجه سیاسی آن است، فکر میکنم خیلی شهامت میخواهد کسی نقطهی آغازی بر آن بگذارد. چون وقتی اتفاقی بر خلاف جریان مسلط افتاده است، معلوم نیست جایی ثبت شده باشد یا خیر. وقتی میگوییم زیرزمینی، نمیدانیم کی، کجا و روی چه دارد کار میکند. مگر این که اطلاعات پیدا کنیم و ببینیم، مثلاً در دههی چهل، گروهی در حسینهی ارشاد که متأثر از اندیشههای شریعتی بودهاند، شروع به کار فیلم کردهاند. نوعی از فیلم که بر خلاف جریان مسلط بوده است.
جشنواره با فیلمی از آرش ریاحی، در مورد فرار ایرانیان و وضعیت دردناک آنها در کشور ترکیه، آغاز شد و با فیلم کلاوس اشتریگل در مورد زندگی حسین منصوری، فرزند خواندهی فروغ فرخزاد، به پایان رسید. هر دو فیلم با حضور کارگردانان آنها نمایش داده شد و در پایان فیلم، تماشاگران این امکان را داشتند با کارگردانان به گفتوگو بنشینند. نظر چند تن از حاضرین را در ارتباط با جشنواره میپرسم: «فیلمها خیلی جالب بود. خیلی زحمت کشیده بودند. ولی به نظر من، زمان آن خیلی کوتاه بود. در این یک هفته هم آقای مهینی و اطرافیان خیلی خسته شدند و هم ما بدو بدو کردیم که بتوانیم به همهی فیلمها برسیم. به این دلیل اگر زمان آن دو هفته بود، خیلی بهتر میشد. ولی فیلمهای خیلی قشنگی بودند.» فکر میکنید برای بهتر شدن فستیوال باید چه کرد؟ «نمیدانم؛ آقای مهینی که خیلی زحمت میکشد. اما زمان یک هفته برای نمایش و دیدن ۹۳ یا ۹۶ فیلم، خیلی کم است. من هر سال برای دیدن فیلمها میروم. اما موفق به دیدن همهی آنها نمیشوم. امسال نیز سه فیلم از جشنواره را دیدم که برایم جالب بودند. جشنواره هم نسبت به سال پیش از نظر همکاری و مساعدتی که با هم داشتند، بهتر شده است.» «در کنار فیلمهای درخشان و کارهای بسیار خوبی که به نمایش درآمد، نقطهضعفها و عدم هماهنگیهایی هم وجود داشت. مثلاً، بعضی فیلمها زیرنویس نداشت و یا به زبان اصلی بود. مانند فیلم «ماه، خورشید، گلبازی» که به زبان آلمانی و با زیرنویس انگلیسی نمایش داده شد و ممکن است برخی از دوستان هممیهن، فیلم را خوب نفهمیده باشند.» «نارساییهایی هم در رابطه با حضور این همه هنرمند در اینجا وجود داشت، ولی روی هم رفته، این جشنواره یکی از دستآوردهای بزرگ خارج از کشور است و تا کنون جای بسیار خوبی را به خود اختصاص داده است.»
«از نقاط ضعف شروع میکنم؛ یکی از مسائل، کمبود جا و وقت کم برای دیدن این همه فیلم بود. از جنبههای مثبت جشنوارهی امسال هم حضور فیلمهای خوب و تنوع در فیلمها بود. فیلمهای ایرانی خصوصاً فیلمهایی که در خارج از ایران ساخته شدهاند، امسال بیشتر بود.» «خُب این خیلی مهم است. چون ما در اینجا در حقیقت پناهنده هستیم و پناهندگی هم بار خاصی دارد. اگر این مسأله زیر سؤال برود، دیگر همه چیز بیمعنی میشود. امسال خوشبختانه آقای مهینی به آن توجه کرده بود. از این بابت، خسته نباشید میگویم.» شاید این نکته جالب توجه باشد که سوئد یکی از کشورهایی است که به داشتن سازمانها و انجمنهای غیردولتی معروف است. در اروپا، سوئد تنها کشوری است که ایرانیان از امکانات فرهنگی قابل توجهی برخوردارند و حتی چندین موج رادیویی دارند که برنامههای متنوع فارسی برای ایرانیان پخش میکند. دفتر فستیوال فیلم در ساختمانی در مرکز شهر گوتنبرگ جای دارد که فیلمسازان سوسیالیست سوئد در دههی ۶۰ میلادی برای نمایش فیلمهای آزاد و غیروابسته بنیاد گذاشتند. ![]() |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
||
![]() |







