<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>

<rss xmlns:itunes="http://www.itunes.com/dtds/podcast-1.0.dtd" version="2.0">
   <channel>
      <title>گزارش ويژه</title>
      <link>http://zamaaneh.com/special/</link>
	  <copyright>Copyright 2010</copyright>
	  <itunes:subtitle>A radio shows that learns from blogs</itunes:subtitle>
       <itunes:author>Radio Zamaneh</itunes:author>
       <itunes:summary>Zamaneh is a new radio channel operating in Netherlands and broadcast via the Internet , shortwave radio and digital satellite.</itunes:summary>
       <itunes:owner>
	   <itunes:name>Radio Zamaneh</itunes:name>
       <itunes:email>contact@radiozamaneh.com</itunes:email>
       </itunes:owner>
       <itunes:image href="http://radiozamaneh.com/images-new/section28_65.gif" />
       <itunes:category text="International">
       <itunes:category text="Persian"/>
       <itunes:category text="Iran"/>
       </itunes:category>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <lastBuildDate>Wed, 27 Jan 2010 15:44:25 +0000</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>«دولت باید بانک‏ها را ورشکسته اعلام کند»</title>
                  <description><![CDATA[<strong><small>در حالی که اخبار مربوط به بحران سیاسی جاری در ایران، هم‏چنان در صدر خبرها است، برخی اخبار نگران کننده‏ی اقتصادی نیز به این فضا دامن می‏زند.

[[sound]]

روز یکشنبه چهارم بهمن ماه، در حالی که بسیاری سایت‏های حامی دولت خبر از تحقق ۸۰درصدی سود پیش‏بینی شده‏ی بانک ملت در ۹ ماهه‏ی امسال داده بودند و حتی از قول اصغر ابوالحسنی، معاون بانک و بیمه‏ی وزیر اقتصاد، از روند مثبت وصول مطالبات کلان بانکی در ماه‏های اخیر صحبت شده است، خبرگزاری کار ایران «ایلنا» نوشت که محمود بهمنی، رییس کل بانک مرکزی ایران، به خبرنگار او گفته است: «بانک‏ها در شرایط فعلی سود نمی‏کنند» و اضافه کرده است: «مگر می‏شود با وجود ۴۸هزار میلیارد تومان مطالبات معوق بانک‏ها، آن‏ها در پایان سال سود هم داشته باشند».

در سایر اخبار اقتصادی، از رشد بدهی‏های دولت و مؤسسات وابسته به دولت، به بانک‏ها، ورشکستگی اعلام نشده‏ی بانک‏ها و پیش‏بینی رشد تورم و گرانی صحبت به میان آمده است.

در گفت‏وگوهایی با خانم رؤیا سپهری، کارشناس بانک و بیمه در ایران و هم‏چنین دکتر کمال اطهاری، استاد دانشگاه و کارشناس اقتصادی، به این بحث پرداخته‏ام.</small></strong>

<strong>از خانم سپهری می‏پرسم علت رشد بی‏رویه‏ی بدهی دولت به بانک‏ها چیست؟</strong>

بحث این نیست که دولت به بانک‏ها مقروض باشد، بلکه بیشترین بخش این بدهی مربوط به دولت می‏شود. از سوی دیگر مطالبات معوقه‏ی بانک‏ها کلا زیاد است. 

[[quote01]]

یکی از دلایل مهم آن این است که هزینه‏ی پول در دولت نهم پایین آمد. یعنی چون سود بانکی پایین آمد، اصطلاحاً پول ارزان قیمت شد. به این معنا که به زبان خیلی ساده، برای هر فردی سودمند بود که برود از بانک پول بگیرد و با آن کاری انجام دهد و یا نه حتی صرفاً پول را به یک بانک خصوصی بسپارد و سود آن را دریافت کند.

<strong>در واقع خود پول کالای ارزان قیمتی برای تجارت شد.</strong>

بله دقیقاً؛ پول در بانک دولتی ارزان شد. دلیل دوم وجود مطالبات معوقه‏ی بانک‏ها این است که دولت تسهیلاتی را که در قانون بودجه از آن به نام «تسهیلات تکلیفی» نام برده می‏شود، تایید کرد و حتی در مواردی میزان آن را بالا برد.

یک علت دیگر هم بحث بنگاه‏های زودبازده بود که قرار شد تسهیلاتی تحت این عنوان به افراد مختلف به راحتی پرداخت شود. اما در موارد زیادی به دلیل مشکلات اقتصادی، پول به جای این که به بخش تولید برود، در بخش‏های دیگر به کار گرفته شد و خود این هم موجب ایجاد تورم شد.

<strong>تسهیلاتی که برای بنگاه‏های زود بازده قائل شده بودند، افرادی را که قصد این کار  و یا توانایی انجام آن را نداشتند برای گرفتن این پول تشویق کرد. اما در عمل آن را در راه‏های دیگری خرج کردند.</strong> 

بله و راه را هم باز گذاشتند که در جاهای دیگری مانند حوزه‏ی مسکن سرمایه‏گذاری کنند. قیمت مسکن هم یک‏باره بالا رفت. 

از سوی دیگر تورم بسیار بالا بود. برای مثال ۱۰ میلیون تومان وام برای تاسیس یک بنگاه زود بازده پرداخت می‏شد، اما برای راه‏اندازی یک کارگاه ساده حدود ۱۹ میلیون پول مورد نیاز بود و همین باعث می‏شد که کسی که وام را دریافت می‏کند، نتواند سرمایه‏گذاری کند.

مساله‏ی دیگری هم که خیلی روی ایجاد مطالبات معوق بانک‏ها و به خصوص بانک‏های دولتی تاثیر گذاشت این بود که دولت نهم با استفاده از رانت‏های به‏جا و بی‏جا، افرادی زیادی را به بانک‏ها معرفی کرد که بدون ضابطه و بدون قانون وام گرفتند و پول را پس ندادند.

<strong>به این ترتیب، بدهی معوق دولت به بانک‏ها از این طریق‏های غیرمستقیم ایجاد شده است. اما آیا دولت مستقیما از بانک مرکزی وام نگرفته است؟</strong>

این مساله به بحث بودجه و استقراض از بانک مرکزی برمی‏گردد که باید پروسه‏ی خاص خود را طی کند و نیاز به کسب اجازه از مجلس دارد. یکی از دلایلی که دولت اجازه‏ی استقراض از بانک مرکزی یا چاپ پول بدون پشتوانه را ندارد، وجود حساب ذخیره‏ی ارزی است.

اساساً حساب ذخیره‏ی ارزی به این دلیل به وجود آمد که دولت از این حساب برداشت کند و دوباره به آن برگرداند. اما از بانک مرکزی استقراض نکند که بانک مرکزی مجبور نشود پول چاپ کند.

<strong>خانم سپهری، شاهد بودیم که بحران اقتصادی آمریکا نیز با مشکلاتی مشابه شروع شد. در آمریکا هم بانک‏ها نمی‏توانستند طلب‏های‏شان را پس بگیرند. البته آن‏جا طلب‏ها در زمینه‏ی مسکن و بدهکاران شهروندان عادی بودند. آیا با این وجود، بحران بانکی امروز ایران با آن‏چه در آمریکا اتفاق افتاده بود، شباهتی دارد؟</strong>

در آمریکا بحران از مسکن شروع شد، اما بعدا گسترش پیدا کرد و به بقیه‏ی صنایع هم رسید. اما موضوع این‏جاست که در اقتصاد ایران مشکل ساختاری است و با بازپس‏ گرفتن یک سری بدهی‏ها حل نمی‏شود. 

متاسفانه عمل‏کردهای ناصحیح در حوزه‏ی اقتصاد و جزیره‏ای عمل کردن آن، موجب شد که این مشکل خیلی راحت دامن‏گیر شود و به شدتی برسد که الان بانک‏ها ۴۶هزار میلیارد تومان مطالبات معوق داشته باشند.

<strong>انعکاس این مساله در اقتصاد روزمره و معیشت مردم چگونه است؟</strong>

اولین کاری که دولت باید انجام دهد، این است که بانک‏ها را ورشکسته اعلام کند. اما این کار را نمی‏کند و فشار را بر گرده‏ی تولید کننده و جامعه می‏اندازد که لازم نشود از بانک مرکزی استقراض کند و جبران کند.

با توجه به شرایط موجود، اگر من به عنوان یک وام‏گیرنده‏ی جزء توانایی پس دادن وام خود را نداشته باشم، تحت فشار قرار خواهم گرفت. چون دولت روی کارخانه‏ی خودش فشار نمی‏آورد که وام‏اش را پس بدهد و فشار را بیشتر به وام‏گیرنده‏ی جزء وارد می‏کند. 

به همین دلیل اگر من زمین، مسکن و یا هر سرمایه‏ی دیگری داشته باشم، سعی می‏کنم سریع آن را از رهن  بانک خارج کنم و یا اگر کارخانه‏دار باشم، در کارخانه را می‏بندم و اعلام ورشکستگی می‏کنم. به عبارت دیگر، فشار آوردن بیش از اندازه هم خود باعث ایجاد رکود می‏شود.

<strong>آقای دکتر اطاعت در مناظرات تلویزیونی اعلام کرد که دولت ۸۰۰میلیارد ریال پول بدون پشتوانه چاپ کرده است؟ دولت به چه شکل این کار را کرده و تاثیر آن در روند اقتصاد چگونه بوده است؟</strong>

نشانه‏ی بارز این کار دولت، افزایش نقدینگی در جامعه و بالا رفتن تورم است. زمانی که پول نقد در دست شما زیاد باشد، اما این پول ارزش نداشته باشد، هرقدر بخواهید با این پول خرید و فروش کنید، با توجه به این که ارزش واقعی ندارد و پشتوانه‏ای در خزانه‏ی بانک مرکزی وجود ندارد که این پول را ساپورت کند و تبدیل شود، کاغذ پاره‏ای بیشتر نخواهد بود. 

بنابراین به انتظارات تورمی کاذب دامن می‏زند و هرقدر انتظارات تورمی  بیشتر دامن زده شود، میزان تورم هم بالا می‏رود.

[[photow01]]

<strong>اما آیا برای دولت دهم راهی برای برون رفت از این بحران می‏تواند وجود داشته باشد؟ این پرسش را با دکتر کمال اطهاری، استاد دانشگاه و کارشناس اقتصادی درمیان گذاشته‏ام. پیش از هر سؤالی از ایشان می‏خواهم در مورد مساله‏ی ورشکستگی بانک‏های ایرانی که در برخی خبرها می‏آید، توضیحاتی بدهند:</strong>

آن‏چه ورشکستگی بانک‏ها نامیده می‏شود، از پارسال مطرح بود. به خصوص این موضوع در مورد بانک‏های خصوصی خیلی عنوان می‏شد که این بانک‏ها در آستانه‏ی ورشکستگی هستند. در واقع بانک‏ها خود را با دارایی‏هایی که خود دارایی‏های قابل نقدی به نظر نمی‏رسند، سرپا نگاه داشته‏اند. 

[[quote02]]

اما مساله این است که با به ثمر نرسیدن اعتبارات و تسهیلات ویژه‏ای که دولت برای فعالیت‏های مختلف در نظر گرفت و به عنوان وجوه هدایت شده، به وسیله‏ی بانک‏ها کار شد، هم‏چنین رکود بخش مسکن و بحران‏هایی که حتی صنایعی مانند خودروسازی و غیره با آن روبرو هستند، بانک‏های متعدد را به آستانه‏ی ورشکستگی برده است که واقعیت قابل تاییدی است.

<strong>راه برون رفت از این بحران چیست؟</strong>

راه برون رفت از این بحران، به نظر من، در درجه‏ی اول، جز تنش زدایی داخلی و خارجی چیزی نیست. یعنی بازگشت اطمینان به بازار و استفاده از پس‏اندازهای بین‏المللی برای راه‏اندازی فعالیت‏ها و استفاده از منابعی که تا کنون به صورت زیربنایی سرمایه‏گذاری شده و ثمری از آن گرفته نشده است؛ از مناطق آزاد و شهرهای جدید گرفته تا  کارخانه‏هایی که به مرحله‏ی بهره‏برداری نرسیده‏اند و پروانه‏های‏شان را پس گرفته‏اند.

همه‏ی این‏ها نیز نیازمند آن است که تغییری اساسی، اولا به لحاظ امور سیاسی صورت بگیرد و دوم این که کلا یک بسته‏ی جدید اقتصادی حاکم شود که مسلما آن بسته‏ی جدید هدف‏مند کردن یارانه‏ها یا اصلاحات اقتصادی به سبک دولت دهم نمی‏تواند باشد.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/special/2010/01/post_1057.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/special/2010/01/post_1057.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">اقتصاد و معیشت</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 27 Jan 2010 15:44:25 +0000</pubDate>
        
      </item>
            <item>
         <title>«کپنهاگ»: ایجاد کازینو یا ثبات اقلیمی؟</title>
                  <description><![CDATA[<strong><small>اشاره:<br> مطلبی به قلم این‌جانب به بهانه کنفرانس اقلیمی سران در کپنهاگ به زبان آلمانی در روزنامه «تاگس سایتونگ»، مورخ ١٦ دسامبر ٢٠٠٩ منتشر و اصل آن نیز به زبان فارسی برگردانده شد. نسخه ای که اکنون در دست شماست، در واقع بازنویسی مطلب یاد شده به زبان فارسی است که با ترمیم‌های لازم و توضیحات مبسوط‌تری در اختیار هم‌وطنان ایرانی قرار می‌گیرد. این مقاله پس از بررسی انتقادی پروتکل‌های کیوتو و کپنهاگ به ارائه‌ی طرحی گزینشی به عنوان راه‌کار اساسی خروج از بن‌بست سیاست‌های اقلیمی نیز می‌پردازد.</small></strong>

«آنگلا مرکل» و سایر رهبران کشورهای قدرتمند جهان با تصویب قطعنامه‌ای به‌ غایت ضعیف و بی‌خاصیت، شکست تمام‌‌‌عیار کنفرانس سران کشورها برای حل مشکلات اقلیمی را نوعی موفقیت جلوه دادند. 

آن‌ها در کنفرانس‌های بزرگ جهانی به جای این که کوشش و یا اقدامی جدی برای آینده‌ی بشریت کنند، بیش‌تر به فکر بهبود و تحکیم موقعیت خود در انتخابات بعدی هستند. کنفرانس کپنهاگ نیز از این قاعده مستثنی نبود. 

مشکل کپنهاگ اما این بود که پروتکل کیوتو را مبنای کار خود قرار داد؛ یعنی سندی که جوهره‌ی آن نئولیبرالیسم بود و در اوج سرمایه‌داری نئولیبرالی در سال ١٩٩٧ تدوین گردید. 

بی علت نیست که «هوپنهاگن» (بر وزن کپنهاگن، به معنای تخریب امیدها) نمی‌تواند امیدهای بسیاری از دوستداران محیط زیست و طرفداران سرسخت حفظ تعادل آب و هوا را برآورده سازد.

قرارداد کیوتو هم‌سو با این اصل اساسی اقتصاد بازار پایه‌ریزی شد که «در بازار آزاد، این مصرف‌کننده است که سرنوشت یک کالا را تعیین می کند.» لذا در این سند کشورهای طرف قرارداد تنها و تنها در نقش «مصرف‌کننده» انرژی‌های فسیلی به کاهش آلاینده دی‌اکسیدکربن موظف می‌شوند. 

به این ترتیب کافی است که در هر کشوری مصرف‌کنندگان انرژی فسیلی با استفاده از ابزارهای بازار آزاد به صرفه جوئی در مصرف تشویق شوند. شاید این روش مصرف‌محوری بتواند در زندگی روزمره جامعه سرمایه‌داری معنا و مفهومی داشته باشد، اما آیا این درست است که در اجرای راه حل یک مشکل حیاتی بشریت هم به استفاده از سازوکارهای مصرف دراقتصاد بازار اکتفا کنیم؟ 

آیا از بحران اقتصادی و مالی کنونی هنوز درس‌های لازم را نگرفته‌ایم که برای تضمین مایحتاج حیاتی انسان‌ها، کنترل دولت و استفاده از ابزار پرکارآمد سیاسی امری ضروری است؟

آب و هوا بانک نیست. تعادل آب و هوا به موجودیت و سرنوشت بشر مربوط است و به مراتب مهم‌تر و اساسی‌تر از سیستم مالی جهانی است که این در بهترین حالت، برای ادامه حیات سرمایه‌داری اهمیت می یابد. بحران مالی جهانی البته قادر است با سیاست‌گذاری و بسته‌های دولتی تقلیل داده شود.

اما برای بحران اقلیمی در صورتی که گرمایش زمین از مرز ٢ درجه سلسیوس فراتر رود، هرگونه بسته نجات‌بخشی بسیار دیر خواهد بود. اقلیم زمین بانک نیست؛ چه در این صورت مدت‌ها مورد نظر قرار می‌گرفت و معضل آن حل می‌شد. 

[[photow01]]

وقت آن فرا رسیده که تمایلات افراط‌گرایانه به اقتصاد بازار را کنار بگذاریم و برای کاهش تولیدات گاز دی‌اکسیدکربن اقدام به تدوین ضوابطی محکم بنماییم. برای این کار به باور نویسنده ضروری است سیاست‌گذاری اقلیمی در سه مورد اساسی تصحیح شود:

اول، لازم است فلسفه نئولیبرالی‌ای که راه حل همه مشکلات بشر را از طریق بازار آزاد می‌بیند، کنار گذارده شود و به جای مصرف کننده، نقش تولیدکنندگان انرژی‌های فسیلی‌ای مانند زغال سنگ، گاز طبیعی و نفت برجسته گردد.

در این راستا بایستی استراتژی راه بردی «تقلیل سیستماتیک آلاینده‌های گاز دی‌اکسیدکربن از طریق محدودسازی تولید این گاز» مدون شود. ٧٠ درصد از منابع انرژی‌های فسیلی فقط در بیست کشور جهان متمرکزند که ایالات متحده آمریکا، روسیه، چین، هند، استرالیا، کانادا و کشورهای عضو اوپک از آن جمله‌اند. 

این برنامه تنها راه تضمین‌ شده برای کاهش ٥٠ درصدی انتشار دی‌اکسیدکربن تا سال ٢٠٥٠ میلادی است (این مقدار کاهش برای جلوگیری از گرمایش بیش از دو درجه سلسیوس قطعی است) که به عنوان ابزار اصلی پروتکل کیوتو و زاییده بینش نئولیبرالی است، (EmissionTrading). 

دوم، طرح «تجارت آلاینده‌های فسیلی» قاطعانه کنار گذارده شود. ایده پایه‌ای این ابزار اقتصاد بازار آزاد بر این اساس است که حجم ٧٥٠ میلیارد تنی دی‌اکسیدکربن، که تولید آن با محاسبات علمی اقلیم‌شناسان تا سال ٢٠٥٠ مجاز است، می‌باید بین تمام شهروندان جهان «عادلانه» تقسیم شود. 

بر اساس این مدل، کشورهایی هم‌چون مالی، بورکینافاسو، ویتنام و سایر کشورهای فقیر و در حال توسعه به علت سطح نازل توسعه‌یافتگی خود تا سال ٢٠٥٠ میلادی از سهمیه سرانه تولید دی‌اکسیدکربن به مراتب بیش‌تری از آن چه در واقعیت مصرف می‌کنند، بهره‌مند خواهند شد. 

این در حالی است که بودجه سرانه این گاز برای کشورهایی مانند ایالات متحده آمریکا، آلمان، ژاپن و سایر کشورهای ثروتمند به دلیل سطح بسیار بالای مصرف آن‌ها، در مدت زمان بسیار کوتاهی به پایان خواهد رسید. 

لذا در این سیستم کشورهای ثروتمند به عنوان تقاضا‌کننده وارد بورس تجارت بین‌المللی آلاینده‌های فسیلی می‌شوند و هم‌زمان کشورهای فقیر به عنوان عرضه‌کننده این کالا، مازاد سهم دی‌اکسیدکربن خود را با هدف کسب درآمد ملی به معرض فروش می‌گذارند. 

به این روال حق سرانه تولید گاز دی‌اکسیدکربن، در هم سویی کامل با روند «نوآوری‌های نئولیبرالیسم» در بازار مالی جهانی، به فرآورده مالی نوینی مبدل شده و بازار وسیعی برای بورس‌بازی و ورود سرمایه های مالی به این بورس و گسترش سوداگری فراهم می آورد. 

البته دیری نخواهد پایید که این بازار مالی جهانی نیز همانند سایر بازارهای مالی از جنس سرمایه‌گذاری و بورس بازی املاک در ایالات متحده آمریکا، به حباب مالی جدیدی تبدیل شده و سرنوشت دیگری جز ترکیدن و ایجاد یک بحران مالی تازه نداشته باشد.

که قرار است وظیفه کنترل و نظارت بر بازار (WTO) ایده تشکیل «بانک جهانی اقلیم» به عنوان نهادی معادل با سازمان تجارت جهانی را به عهده بگیرد، از سوی دانشمندان آلمانی وابسته به شورای علمی (Emission Trading) «مالی جدید» تجارت آلاینده‌های فسیلی «تحولات جهانی زیست محیطی» دولت فدرال آلمان عنوان شده است. 

مخترعین این طرح و حامیان «بانک جهانی اقلیم» اما به این چالش بزرگ نمی‌پردازند که کشورهای ثروتمند با خرید حق تولید سرانه آلاینده‌ها از کشورهای فقیر قادر می‌شوند کمافی‌السابق دی‌اکسیدکربن به جو زمین وارد کنند، در حالی که درآمدهای (به احتمال زیاد) ناچیز کشورهای در حال توسعه از طریق فروش سهام خود به دست قشر ممتاز ثروتمند این کشورها حیف و میل می‌شوند. علاوه برآن، این کشورها هم‌زمان با فروش کامل سهام خود، برای همیشه حق صنعتی شدن و توسعه اقتصادی ملی خود از دست خواهند داد.

سوم، این سیستم به ظاهر بی‌دردسر برای کاهش دی‌اکسیدکربن نیاز به یک دستگاه کنترل غول آسا دارد تا مقدار سهم خریداری‌شده در را با مقدار تولید واقعی این گاز مقایسه و تطابق آن‌ها را معین کند تا خریداران این (Emission Trading) بازار جهانی تجارت آلاینده‌ها سهام اعم از دولت‌ها، مراکز صنعتی یا واحدهای مسکونی در هر کشوری دست به تقلب نزنند و بیش از آن چه که حق قانونی آن‌هاست، سهام اعم از دولت‌ها، مراکز صنعتی به جو زمین وارد نکنند. 

مسلم است که هزینه‌های چنین سیستم وسیع کنترلی سر به فلک خواهد زد، اما بدون این کنترل پرهزینه هم این سیستم اصولا قابل اجرا نخواهد بود. نتیجه مسلم چنین روشی تنها رونق بورس با خرید و فروش مجازی کالایی خواهد بود که به بهانه جلوگیری از بحران اقلیمی به بازار جهانی عرضه می‌شود. 

با (Emission Trading) که برطبق ایده طرفداران تجارت آلاینده‌ها وجود انتقادات جدی به پروتکل کیوتو و ابزار آن متاسفانه این راه حل با ساده لوحی غیر قابل تصوری ادامه داده می‌شود. شاید ریشه این بینش در ایدئولوژی اسطوره‌نمای بازار آزاد و عدم درک این واقعیت نهفته باشد که در سرمایه‌داری، انسان وسیله سوداگری است و نه هدف اصلی.

البته انسان ها انعطاف‌پذیرند و از این‌رو تا کنون علی‌رغم این واقعیت و به علت فقدان گزینه بهتر با سرمایه‌داری تجانس داشته‌اند. اما آیا باور به این که طبیعت و اقلیم زمین هم نسبت به سرمایه‌داری و بازار آزاد انعطاف خواهند داشت، ساده لوحانه نیست؟ این طور که پیداست نه تنها پیروان لیبرالیسم و نئولیبرالیسم اقتصادی، بلکه حتا بسیاری از هواداران ایده اقتصاد و جامعه پایدار نیز با دنباله‌روی کورکورانه از پروتکل کیوتو هنوز در نیافته‌اند که حفظ تعادل آب و هوای زمین باید هدف اصلی سیاست‌گذاری باشد نه وسیله جدیدی در خدمت سوداگری در بازار جهانی مالی. 

بشریت ممکن است تا مدت زیادی هنوز بتواند با سرمایه‌داری هم‌زیستی کند. اما اگر او موفق به مهار تولید دی‌اکسیدکربن نشود و گرمایش سطح زمین از مرز دو درجه سلسیوس فراتر رود و تعادل نسبی آب و هوا خدشه دار شود، آن گاه قطعا موجودیت بخش وسیعی از مردم جهان به مخاطره خواهد افتاد، زیرا طبیعت نه احتیاج به هم‌زیستی با سرمایه‌داری دارد و نه به موجودی به نام انسان. این بشر است که موجودیت او به محیط زیست و طبیعت وابسته است و نه بالعکس.

<strong>آیا می‌توان جایگزینی برای پروتکل کیوتو تصور نمود؟</strong>

بینش لیبرالیستی و نئولیبرالیستی حفظ محیط زیست و طبیعت، تا به حال متاسفانه همه درها را بر گزینه‌های معقول و ممکن بسته و بشریت را به کوره راه‌هایی از جنس پروتکل کیوتو سوق داده است. این سند با پایه حقوق بین‌المللی کاری به تولید حامل‌های دی‌اکسیدکربن یعنی تولید نفت، گاز طبیعی و زغال سنگ ندارد و در عوض لقمه را قبل از ورود به دهان یک بار دور گردن می‌گرداند و به جای تولید، مصرف و مکانیسم‌های مصرف در بازار را مدنظر قرار می‌دهد و امید دارد بتواند به کمک دستگاه  بوروکراتیک عظیم جهانی و سازوکارهای بازار آزاد جلوی مصرف انرژی فسیلی و تولید دی اکسید کربن را بگیرد. 

در حالی‌که استفاده از اهرم تولید حامل‌های انرژی فسیلی، کوتاه ترین، کارآمدترین و کم‌هزیه‌ترین راه‌کار اقتصادی برای سیاست‌گذاری در راستای مهار چالش دی‌اکسید‌کربن است که می‌تواند جلو ضرر را از ریشه بگیرد و در خدمت مهار خطرات اقلیمی، راهنمای عقلانی به مراتب بهتری باشد تا رهنمودهای نئولیبرالی پروتکل کیوتو.

دراین جا به اختصار خطوط اصلی طرح مهار خطر بحران اقلیمی، که تاکنون در نوشته‌های نویسنده به زبان آلمانی به بحث گذارده شده‌اند، ترسیم می‌گردند:

١- تغییر فلسفه پروتکل کیوتو از «مصرف محوری» به «تولیدمحوری» و اصلاح این قرارداد بین‌المللی در جهت کنترل تولید حامل های فسیلی نفت، گاز طبیعی و زغال‌سنگ. این یعنی توافق بین بیست کشور تولیدکننده (به جای دویست کشور مصرف‌کننده)، به ترتیبی که کشورهای تولیدکننده به تقلیل سیتماتیک سالانه و تقسیم سهم هر کشور موظف شوند. 

با در نظر گرفتن انعطاف لازم در صورت تغییر و تحولات نامعلوم و غیرقابل‌ پیش‌بینی در تقسیم سهم هر کشور هر ساله تجدید نظر می‌شود. بدین منظور لازم است آژانس بین‌المللی آب و هوا به عنوان نهاد اجرایی برای پیشبرد وظایف پروتکل اصلاح‌شده کیوتو تشکیل گردد.

در این الگو دیگر نه به تجارت آلاینده‌ها احتیاج است و نه به دستگاه بوروکراتیک کنترل مصرف کنندگان انرژی. تقسیم حامل‌های انرژی موجود اما در کل به عهده بازار جهانی گذارده می‌شود. بدین منوال و به دلیل کمیابی و تقلیل مداوم عرضه، قیمت مواد فسیلی افزایش پیدا کرده و از این راه کلیه فن‌آوری‌های جایگزین در موقعیت رقابت کارآمد و اشتغال‌زای موثری قرار می‌گیرند و روند انتقال فن‌آوری انرژی‌های سنتی به انرژی‌های نو و تجدیدپذیر و به عبارت دیگر رفرم ساختاری سازمان می‌یابد. 

٢- در این رابطه و در حالی که تولید منابع فسیلی با هزینه نسبتا کم و با نظارت دولت‌ها و آژانس بین‌المللی کنترل می‌شود، از یک طرف بازار آزاد بدون شک کم‌هزینه‌ترین وسیله تغییر ساختاری است، از طرف دیگر اما بازار آزاد خودبه‌خود جوابی برای مشکل تقسیم عادلانه مصرف و تامین مخارج سرمایه‌گذاری لازم برای تغییر ساختار را ندارد.

اصولاً سرمایه‌داری و اقتصاد بازار آزاد ماهیتاً در هیچ موردی نمی‌توانند پاسخگوی چالش‌های مربوط به عدالت اجتماعی باشند، چرا که هدف سرمایه‌داری سودآوری است در حالی که این چالش‌ها تنها و تنها از طریق برنامه‌های سیاسی قابل حل هستند.

٣- متأسفانه تاکنون بحث ١٢ ساله بعد از تدوین پروتکل کیوتو نتوانسته راهی را نشان دهد تا هزینه‌های تغییر سیستم تولید و مصرف انرژی جهانی به طور عادلانه‌ای بین کشورهای جهان تقسیم شوند؛ چرا که کشورهای ثروتمند همواره از زیر بار مسئولیت تاریخی خود طفره رفته‌اند، در حالی که می‌توان معیار کاملا شفاف و از نظر اخلاقی تمام‌عیارِ تقسیم عادلانه هزینه سنگین تغییر سیستم را که مورد قبول کشورهای فقیر هم نیز خواهد بود، مد نظر قرار داد. 

بر اساس این معیار، هزینه‌ها به نسبت میزان تولید دی‌اکسید‌کربن هر کشور که از تقریباً دویست سال پیش تا به حال به جو زمین وارد شده، تقسیم می‌شوند. این میزان به طور دقیق براساس میزان مصرف مواد آلاینده فسیلی قابل محاسبه است. بدین ترتیب ایالات متحده آمریکا و سایر کشورهای صنعتی ثروتمند موظف به تقبل بخش عمده هزینه‌های سرمایه‌گذاری لازم در کشورهای عقب‌مانده و فقیر خواهند بود تا این کشورها بتوانند ساختار سیستم انرژی خود را از انرژی‌های فسیلی به تجدیدپذیر تبدیل کنند. 

به منظور جمع‌آوری وسرمایه‌گذاری هدفمند منابع، تشکیل یک صندوق اختصاصی ضروری خواهد بود. این صندوق زیر نظر آژانس بین‌المللی آب و هوا، که تاسیس آن نیز اجتناب ناپذیر است، فعالیت می‌کند.

<strong>نتیجه‌گیری:</strong> 

راهی است برای گسترش سرمایه‌داری کازینویی. اما اگر در «چالش جهانی آب» و (Emission Trading) تجارت آلاینده‌های فسیلی هوا شکی نیست. تنها پاسخ ممکن، یک راه حل سیاسی است. برنامه آلترناتیو نویسنده با اهرم اجرایی تاسیس آژانس بین المللی آب و هوا، که وظایف آن نیز در بالا تعریف شده، می‌تواند راه‌گشای این چالش جهانی باشد.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/special/2010/01/post_1056.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/special/2010/01/post_1056.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">محیط زیست</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 26 Jan 2010 17:27:11 +0000</pubDate>
        
      </item>
            <item>
         <title>جمهوری اسلامی و کنسرت‌هایی برای صلح</title>
                  <description><![CDATA[داستان اعزام ارکستر سمفونیک تهران به اروپا برای کنسرت «صلح» از همان تهران با جنجال همراه شد.  جنجالی بیشتر هنری تا سیاسی. آهنگسازانی مانند حسین دهلوی و مصطفی پورتراب، قراردادن سمفونی «صلح» ساخته مجید انتظامی را مثبت ارزیابی نکردند.

[[sound]]

پورتراب در گفت‌وگویی با روزنامه همشهری گفت: «این اثر از نظر کارشناسی مورد تائید من نیست منتها وقتی مسئولان برخلاف نظر کارشناسی تصمیم به اجرای اثری دارند مسئولیت را به نوعی از ما سلب می‌کنند.»

پیمان سلطانی، رهبر ارکستر ملل هم یکی از مخالفان جدی اجرای ارکستر سمفونیک تهران در اروپا بود. او به روزنامه اعتماد، چاپ تهران گفت: «وقتی قرار است یک سمفونی به عنوان نماینده موسیقی کلاسیک ایران در اروپا اجرا شود باید این اثر از میان بهترین آثار انتخاب شود تا با آبروی موسیقی ایران بازی نشود.»

«سمفونی صلح» ساخته مجید انتظامی، علیرغم همه مخالفت‌ها در برنامه اجرای ارکستر ماند. اما با آغاز تور اروپایی ارکستر و پخش خبر آن، داستان وارد مرحله تازه‌ای شد.

تنها ارکستر سمفونیک منسجم در ایران که اکنون برای اجرا در اروپا حضور دارد، سالهاست که تابع بازیهای سیاسی‌ست.

ارکستر سمفونیک تهران در سال 2006 هم با همراهی هیئتی از سفارت جمهوری اسلامی در آلمان در جشنواره اوزنابروک کنسرتی داد؛ در یکی از بحرانی‌ترین دوران کشمکش‌های هسته‌ ایران و غرب و در زمانی که نام ایران، پیرو این جریان، شبانه‌روز در رسانه‌های اروپایی تکرار می‌شد. 

در همان دوران، نادر مشایخی، رهبر وقت ارکستر سمفونیک تهران به ایسنا گفت که قصد دارد با کنسرت‌های ارکستر سمفونیک در اروپا، جنایات اسراییل در غزه را به گوش جهانیان برساند. ولی در نشست رسانه‌ای همان کنسرت در آلمان منکر این جریان شد و گفت تنها اندیشه انجام پروژه‌ای مشترک با هنرمندان لبنانی را در ذهن داشته و سخنانش در رسانه‌ها تغییر یافته است.

جدا از بحران‌های سیاسی اخیر، آواز خواندن زنان در ایران ممنوع است؛ نشان دادن سازهای موسیقی از انقلاب 1357 در تلویزیون جمهوری اسلامی ممنوع است؛ موسیقی‌دانان ایرانی در گفتگوهای خود با رسانه‌ها از کمبودها و نبود پشتیبانی از سوی حکومت گلایه‌های بیشماری دارند و مشکلات اقتصادی گریبانگیر بسیاری از هنرمندان است.

دوره تازه‌‌ی اجراهای ارکستر سمفونیک تهران در اروپا اما در مقطع زمانی آغاز شده که پوشش گسترده تظاهرات خونین در ایران، افکار عمومی را در اروپا شدیداً تحت تاثیر قرار داده است.

در چنین شرایطی و با چنین نگاه حکومتی به فعالیت‌های موسیقی در ایران، جمهوری اسلامی، ارکستر سمفونیک تهران را به رهبری منوچهر صهبایی راهی اروپا کرده است. "رجا نیوز"دلیل برگزاری این کنسرت را «پیام صلح و امید» عنوان کرده است. 

به فاصله نسبتاً کوتاهی پس از پخش تصاویر برخوردهای خشونت‌آمیز نیروهای امنیتی با مردم، ویدئوی جان دادن ندا و رد شدن خودروی پلیس از روی تظاهر کنندگان، در چند روز گذشته آگهی برنامه ارکستری از ایران در روزنامه‌های پرتیراژ اروپایی خودنمایی می‌کند: موسیقی برای صلح در برنامه‌ای رایگان از ارکستر سمفونیک تهران. 

[[photow01]]

علامت سوالی بزرگ به ویژه برای ایرانیان مقیم اروپا و آنها که مسایل ایران را دنبال می‌کنند. ارکستر با بیش از یکصد نوازنده، امشب در کاخ هنرهای زیبای بروکسل برنامه دارد و در ادامه به اتریش، آلمان و هلند نیز سفر خواهد کرد. شماری از ایرانیان معترض به خشونت‌ها در ایران اما، در محل ارائه‌ی بلیت‌های رایگان در حال پخش اعلامیه‌هایی درباره آنچه در ایران می گذرند هستند. سیامک یکی از آنهاست:

«آگهی برنامه را جمعه در روزنامه مترو دیدم که همه جا پخش می‌شود. یک آگهی بسیار بزرگ در صفحه چهارم چاپ کرده بودند.»

<strong>اینکه در شرایط کنونی ایران، یک کنسرت مجانی برای صلح برگزار می‌شود در آنجا پرسش‌برانگیز نبوده است؟</strong>

ما همین مسایل را به صورت سوال در اطلاعیه‌مان مطرح کرده ‌ایم و در بین جمعیتی که برای تهیه بلیط آمده بوند پخش کردیم. بعضی‌ما معتقد بودند موسیقی را نباید با سیاست قاطی کرد. ولی اطلاعیه ما چندان به سیاست نمی‌پردازد و می‌پرسید که جمهوری اسلامی که خودش موسیقی را محدود می‌کند تصمیم گرفته که در اروپا کنسرت مجانی برگزار کند! ما این را از مردم سوال کردیم. یکی دو مورد بلافاصله گفتند مثل اروپای شرقی است یا زمان جنگ جهانی دوم. 

<strong>کسانی که برای تهیه بلیت حضور داشتند بیشتر ایرانیان بودند یا بلژیکی‌ها؟</strong>

فکر می کنم نیمی ایرانی و نیمی بلژیکی بودند و الان حس می‌کنم تعداد بلژیکی‌ها بیشتر شده است. یک نفر هم از سفارت حضور داشت که دایما گزارش می‌کرد که چه کسی می‌آید و چه کسی می‌رود.

<strong>بین جمعیتی برای تهیه بلیط در آنجا بودند چه صحبت‌هایی مطرح می‌شد؟</strong>

بیشتر اعتقاد این بود که چون مردم از همه طیفی حضور دارند شاید رفتن به آنجا و شعار دادن چندان درست نباشد. به همین خاطر اطلاعیه‌ها را به تعداد زیادی چاپ کرده‌ایم و در تالار هم می‌خواهیم با لباس‌های سبز حاضر شویم.

<strong>آیا گردهمایی اعتراضی سازماندهی شده‌ای نیز در برابر تالار برگزار می‌شود؟</strong>

نه؛ برای اینکه ما از این برنامه دیر آگاه شدیم. از همین کسی هم که برای سفارت کار ‌می‌کند پرسیدم برنامه‌ی دیگر اجرا خواهد شد؟ و او گفت: برنامه بعدی در اتریش است. 

ما تنها تلاش می‌کنیم مردم را متوجه کنید که در برابر فجایع اخیر در ایران، سکوت‌شان خریده نشود. برای بخشی از بلژیکی‌ها این مسئله عادی بود که یک کنسرت دارد برگزار می‌شود. پشت قضیه را دنبال نکرده بودند ولی چند اطلاعیه که به آنها دادیم نگاهشان معنی‌دارتر شد. همچنین به آنها خبردادیم که فیلم «کسی از گربه‌های ایرانی خبر ندارد» تا دو هفته دیگر در بلژیک به نمایش در می‌آید. از آنها خواسته‌ایم که به تماشای این فیلم بروند چون محدودیت‌ها برای فعالیت‌های موسیقی در آن به تصویر کشیده شده است.

<center> ▪ ▪ ▪ </center>

در آگهی‌های کنسرت ارکستر سمفونیک تهران در روزنامه‌های اروپایی نامی از دولت یا سفارتخانه‌های جمهوری اسلامی نیامده، ولی اجاره تالارهای مجلل اروپایی، چاپ آگهی در پرتیراژترین روزنامه‌ها و هزنینه‌های سفر و اقامت نوازندگان را چه نهادی تقبل کرده. سفارت جمهوری اسلامی در بروکسل حاضر به گفتگو با اهالی رسانه‌ها نیست اما راه‌هایی  برای دریافت اطلاعات  ازسوی خبرنگاران یافت خواهد شد. سفارت ایران در بروکسل:

«آیا شما برای برنامه دعوت‌نامه دریافت کرده‌اید؟»

<strong>نه، من فکر کردم که به همان جا می آییم و بلیط می‌‌خریم.</strong> 

نه بدون دعوت‌نامه‌ی سفارت شما را راه نمی‌دهند. کنسرت توسط سفارت برگزار شده است...

<center> ▪ ▪ ▪ </center>

منوچهر صهبایی، رهبر ارکستر و نوازندگان پرشمار ارکستر سمفونیک تهران اما در چنین شرایطی حامل چه پیامی هستند؟ پیام صلح مردم ایران با پشتیبانی حکومت؟ پیام صلح حکومتی که از ضرب و شتم شهروندان منتقدش ابایی ندارد؟...]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/special/2010/01/post_1055.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/special/2010/01/post_1055.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 25 Jan 2010 18:34:14 +0000</pubDate>
        
      </item>
            <item>
         <title>«آینده مبهم بازار مسکن در طرح یارانه‌ها»</title>
                  <description><![CDATA[<strong><small>سخن‌گوی کارگروه تحول اقتصادی دولت محمود احمدی نژاد، محمد فرزین می گوید که، عدم افزایش قیمت مسکن در صورت اتخاذ سیاست پولی‌-مالی مناسب توسط بانک مرکزی ممکن و اجرایی خواهد بود. 

[[sound]]

وی معتقد است که  نباید به بازار مسکن با اظهاراتی همچون «تحول اقتصادی حتما منجر به افزایش قیمت می‌شود»، علائم غلط داده شود.

اما آیا بزرگترین پروژه اقتصادی نظام جمهوری اسلامی با عنوان طرح هدفمند کردن یارانه‌ها، به خوبی اجرا خواهد شد و در نهایت با حذف درست یارانه ها، ایران در زمره کشورهای موفق در این زمینه قرار خواهد گرفت یا اینکه با اجرای نادرست و غیر کارشناسی، عواقبی بس ویرانگر دامن اقتصاد بیمار ایران را فرا خواهد گرفت.

در این میان در حوزه تبعات هدفمند شدن یارانه‌ها، «بازار مسکن و نوسان قیمت‌‌ها در این بازار» از مهمترین موضوعات اساسی است که در گفت‌وگو با دکتر هادی زمانی، اقتصاددان در میان گذاشته‌ام.</small></strong>

[[photow01]]

<strong>آقای دکتر زمانی، علی رغم سیاست‌های انبساطی پولی و مالی که دولت در سال‌های گذشته داشته و باعث رشد تورم در ایران شده است، حدودً بیش از یک سال است که بازار مسکن در حالتی رکودی بسر می بردوحتی قیمتهای مسکن روندی نزولی داشته و پول‌های سرگردان کم‌تر به سمت این بازار سرازیر شده، دلایل   این فضای حاکم بر مسکن چیست؟</strong>

سه دلیل عمده می‌توان برای رکود بازار مسکن در نظر گرفت، دلیل اول این است که قیمت مسکن در سال‌های گذشته خیلی بالا رفت و تعادل بین قدرت خرید مردم و قیمت مصرف برهم خورد، معمولاً باید تعادلی بین قدرت خرید مردم و واحد مسکونی باشد اگر این تعادل خیلی برهم بخورد قیمت سقوط می‌کند.

دلیل دوم را باید در رکود اقتصادی که کشور درگیر آن است جستجو کرد، یعنی نه تنها، قدرت خرید بالا نرفت بلکه به دلیل رکود، اٌفت کرد. اکنون نزدیک به 6700 واحد تولیدی بزرگ طبق آمار دولت دچار مشکلات مالی بسیار گسترده هستند که حتی نمی‌توانند بدهی خود را به بانک‌ها بپردازند.

همین‌طور طبق آمار ارائه شده توسط شهرداری در سال گذشته، پروانه‌های صادر شده از 15 هزار، به رقمی نزدیک به شش هزار اٌفت کرده است، یعنی حدود 60 درصد، پروانه‌های ساخت واحدهای مسکونی تنزل داشته است. تمام این‌ها حاکی از درگیری کشور در یک رکود بسیار عمیق است.

علاوه بر این بانک‌ها نیز درگیر یک بحران مالی بسیار عمیق هستند، طبق گفته رئیس بانک مرکزی، بانک‌ها حدود 48 میلیارد دلار وام برگشت داده نشده، داده‌اند و صحبت از این است که احتمالاً رقم واقعی دو برابر این است.

دلیل دیگر بی‌ثباتی کشوراست، وقتی کشور دچار بی‌ثباتی  اقتصادی باشد،معمولاً مردم مایل نیستند که سرمایه و دارایی خود را در بخش‌هایی سرمایه‌گذاری کنند که نتوانند آن را سریع نقد کنند و مایلند تا جای ممکن پول‌شان به صورت نقد باشد.

[[photow02]]

به همین دلیل در چند ماه گذشته میزان سرمایه‌گذاری‌های بلند مدت بسیار اٌفت کرده و میزان دارایی‌هایی که به صورت نقد نگه‌داری می‌شود بسیار بالا رفته است؛ که این حاکی از بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی کشور است. این سه دلیل عمده رکود در بازار مسکن است.

<strong>حال در صورت اجرایی شدن طرح هدف‌مند شدن یارانه‌ها، چه احتمالاتی بر بازار مسکن ایران، پیش‌بینی می‌کنید؟</strong>
 
کلاً تأثیر برنامه‌ی حذف یارانه‌ها از دو منظر قابل توجه است، یکی آن‌که تأثیر آن بر کل اقتصاد چه خواهد بود، یعنی به طور متوسط نرخ تورم را چه قدر بالا خواهد برد و دوم تأثیر بخشی آن، تا چه اندازه است. در هر دو مورد میزان تأثیر بستگی به برنامه‌هایی دارد که دولت در پیش خواهد گرفت.

متأسفانه به‌دلیل آن‌که جزئیات برنامه ارائه نشده، کسی نمی‌داند دقیقاً دولت به شکلی می‌خواهد این برنامه را به اجرا  بگذارد، با چه سرعت،ویادر چه مدت زمان و چه بخش‌هایی در ابتدا شروع می‌شوند.

برای مثال در بخش‌هایی که می‌توان واردات داشت، نوسانات در واردات خود به عنوان یک کمیت عمل می‌کند، بنابراین در بخش‌هایی مثل کشاورزی، در کوتاه مدت هم قیمت نوسان می‌کند و هم در سطح واردات و صادرات نوسان داریم.

اما در بخشی مانند مسکن، این نوسان کمیت به دلیل عدم واردات وجود ندارد وکم و زیاد کردن کمیت تولید مدت زمان قابل ملاحظه‌ای احتیاج دارد تا بتواند واکنش خود را نشان دهد. به عبارت دیگر در بخش‌هایی که واردات پذیر هستند مثل کشاورزی، فشار ایجاد تعادل هم بر روی قیمت، هم بر روی نوسانات سطح واردات و صادرات است، اما در بخش مشابه مسکن این فشار کلاً بر روی قیمت است.

بنابراین چنان‌چه حذف یارانه‌ها تأثیر تورمی بر روی اقتصاد کشور داشته باشد، که خواهد داشت این تأثیر تورمی بر روی بخش مسکن به دوگونه خواهد بود، یکی کالاهایی که بخش مسکن برای تولید احتیاج دارد مانند برق، سوخت، آهن، سیمان و غیره، که قیمت این کالاها به دلیل حذف یارانه‌های انرژی بالا خواهد رفت.

بنابراین در عین حالی که از یک طرف معادله، قیمت‌های نهاده‌ها مواد تولیدی بالا می‌رود از سمت دیگر معادله این افزایش کم‌تر است و چون کل اقتصاد دچار رکود است بخش مسکن هم شدیداً دچار رکود خواهد شد.

برای برآورد این تأثیر، باید مجموع این عوامل را در نظر گرفت که به اعتقاد من تأثیر آثار رکودی قوی‌تر از تأثیر آثار تورمی خواهد بود.

[[photow03]]

بنابر این استدلال، نتیجه‌گیری می‌کنم، تأثیر سیاست حذف یارانه‌ها بر روی مسکن، در مقایسه با سایر بخش‌ها کم‌تر و تأثیرات رکودی آن بیشتر باشد، و حدس نمی‌زنم بازار مسکن ایران بتواند در یکی دوسال آینده، از آن جهت‌گیری رکودی که دچار شده خارج شود، حتی اگر تورمی هم تجربه کند در مقایسه با میان‌گین تورم اقتصاد، کم‌تر خواهد بود و عمدتاً اقتصاد کشور، از جمله بخش مسکن دچار یک تورم رکودی خواهد بود.

<strong>یکی از اهداف حذف یارانه‌ها به دلیل آن است که دولت کم‌تر در اقتصاد دخالت کند و مردم را برای یک رقابت اقتصادی سالم آزاد بگذارد، به نظر شما با توجه به شرایط سیاسی ایران و هم‌چنین بسترهای موجود اقتصادی کشور، این اقدام دولت کاری مثبت و عاقلانه در اقتصاد ایران است؟</strong>

درست یا نادرست بودن سیاست هدف‌مند کردن یارانه‌ها را از سه منظر می‌توان بررسی کرد، به اعتقاد من این سیاست در مجموع صحیح است و جنبه دوم، آیا دولت این سیاست را به نحو مطلوب به اجرا می‌گذارد، به نظر من پاسخ به این سؤال منفی است و دولت ایران با بهترین شرایط وارد اجرای این سیاست نمی‌شود و در بسیاری جهات پیش‌زمینه‌های لازم را فراهم نکرده است.

برای مثال این سیاست، باید هم‌راه با اصلاحات اقتصادی انجام بگیرد به صورتی که آن اصلاحات بخش خصوصی را قادر کند که واکنش لازم را در برابر این سیاست از خود نشان دهد. اگر آن اصلاحات انجام نگیرد قیمت‌ها بالا می‌رود و بخش خصوصی و به طور کل اقتصاد نمی‌تواند واکنش مطلوب را نشان دهد.

به اعتقاد من با توجه به کسری بودجه دولت، در حدود 30 الی 40 میلیارد دلار، راهی جز حذف یارانه‌ها ندارد، تجربه در سایر کشورها نشان داده‌است که دولت‌ها این گونه رفروم‌ها را تا جایی که ممکن باشد به تعویق می‌اندازند و زمانی به آن اقدام می‌کنند که مجبور باشند.

بنابراین باید با این مسئله برخورد مشروط کرد و گفته شود اکنون که در این شرایط قرار گرفته‌ایم اجازه دهیم این سیاست به پیش رود ولی باید تأکید کرد که دولت چه‌گونه عمل کند که این سیاست پاسخ دهد و طبیعتاً اگر دولت درست عمل نکند، در برابر مردم و پیامدهای آن مسئول خواهد بود.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/special/2010/01/post_1054.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/special/2010/01/post_1054.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">اقتصاد و معیشت</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 25 Jan 2010 14:30:18 +0000</pubDate>
        
      </item>
            <item>
         <title>«دانشجویان همیشه نخبگان خود را پیدا می‌کنند»</title>
                  <description><![CDATA[<strong><small>فشارها و محدودیت‏ها بر فعالان جنبش دانشجویی هر روز افزوده می‏شود. ادامه‏ی بازداشت دانشجویانی که دلیل دستگیری آن‏ها روشن نیست، تداوم بازداشت‏های جدید، صدور احکام سنگین بی‏سابقه در ارتباط با دانشجویان، موجب شده است فضای دانشگاهی هم‏چنان ملتهب و دانشجویان و خانواده‏های آنان نگران باشند.

امین نظری، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، در باره‏ی این وضعیت می‏گوید:</small></strong>

[[sound]]

دولت آقای احمدی‏نژاد بعد از ۱۶آذر به این برآیند رسید که باید دانشگاه را به عنوان تا‏ثیرگذارترین و مهم‏ترین شبکه‏‏ی اجتماعی، به نوعی منفعل کرد. اما واقعا اشتباهات فاحشی در این زمینه‏ انجام دادند. چون جنبش سبز در رأس این جریانات قرار دارد و جنبش‏های دانشجویی، زنان و… متاثر از آن هستند. 

این‏گونه نیست که اگر امروز تعدادی‏ از دانشجویان دستگیر شوند، جنبش دانشجویی منفعل شود. حتی اگر بچه‏های تحکیم را هم بازداشت کنند، جنبش به فعالیت خود ادامه می‏دهد. امروز بیشترین فعالیت‏ها از ناحیه‏ی دانشجویان ورودی صورت می‏گیرد و نه دانشجویانی که به عنوان فعال سیاسی شناخته می‏شوند.

از سوی دیگر، با قاطعیت می‏گویم، مطمئن باشند که دانشجویان همیشه نخبگان خود را پیدا می‏کنند. نیازی نیست که بگردیم ببینیم در این یا آن دانشگاه نخبه‏ی سیاسی‏ای هست یا نه. اتفاقا در این فضا، دانشجوی ورودی سیاسی‏تر از دانشجوی سال‏های ماقبل خود است.

<strong>چه اطلاعاتی در مورد دانشجویانی که دستگیر شده‏ و الان در زندان هستند، دارید؟</strong>

آقای میلادی اسدی از ۲۰۹  به ۲۴۰ اوین منتقل شده است و در ملاقاتی که با خانواده داشته، گفته است که در بند ۲۰۹ در سلولی ۲×۲ زندانی بوده و این روزها در سلولی کوچک‏تر و احتمالاً ۲×۱ به سر می‏برد. خانم هدایت، آقای عرب‏شاهی و آقای سمیاری هم به همین شکل تحت فشار قرار دارند.

از خانم سورنا هاشمی و آقای علی‏رضا‏ فیروزی، از دانشجویان انجمن اسلامی زنجان نیز هیچ خبری در دست نیست. 

از روزی که بحث بازداشت و  ناپدید شدن آنان مطرح شده، خانواده‏هایشان بسیار پیگیراند که بدانند فرزندانشان کجا هستند و یا کدام نهاد آن‏ها را بازداشت کرده است. اما تا کنون موفق نشده‏اند اطلاعی در این زمینه به دست بیاورند و بسیار هم نگران فرزندانشان هستند. همین‏طور ما هم نگران این دوستان‏ هستیم و نگران آن که چه اتفاقی برای‏شان افتاده است.

<strong>در این ارتباط روی سایت دانشگاه امیرکبیر مطلبی منتشر شده و آقای مجتبی سمیع‏‏نژاد نوشته است که آقای علیرضا فیروزی با این که در زندان بوده، آی‏دی روشن داشته است و با ایشان گفت‏وگوهایی می‏کرده که آقای سمیعی‏نژاد متوجه شده این‏ها صحبت‏های خود آقای فیروزی نیست. آیا این هم روش تازه‏ای در پی‏گیری اطلاعات زندانی است؟</strong>

بله من هم این مطلب را دیدم و آقای سمیعی‏نژاد یقینا با این اطلاع که آقای فیروزی در زندان است و در میان ما نیست، به این مساله اشاره کرده است. مطمئنا یکی از چیزهایی که بلافاصله پس از بازداشت از افراد دستگیر شده می‏گیرند، آی‏دی و پسوورد آنان است.

وزارت اطلاعات باید پاسخ‏گوی ناپدید شدن دو شهروند ایرانی، آن هم فعالین سیاسی‏ای که پیش از انتخابات سابقه‏ی بازداشت داشته‏اند، باشد. امروز مسئولین باید پاسخ‏گو باشند که این دو کجا هستند. هم به خانواده‏های‏شان و هم به ما که نگران آن‏ها هستیم.

<strong>علاوه بر این، اشاره کردید که اعضای شورای مرکزی تحکیم وحدت، خانم بهاره‏ هدایت، آقای مهدی هاشمی و … تحت فشار قرار دارند. دقیقاً تحت چه فشارهایی؟! به چه منظور؟</strong>

اعضای شورای مرکزی تحکیم که در حال حاضر در زندان هستند، بسیار تحت فشاراند که انحلال تحکیم را اعلام کنند و حکم غیرقانونی وزارت علوم، مبنی بر غیرقانونی بودن این تشکل را بپذیرند و آن را به رسمیت بشناسند.

<strong>حکمی که می‏گویید غیرقانونی است، کی و چگونه صادر شده است؟ آیا این امکان وجود ندارد که شما این حکم را به لحاظ قانوی پی‏گیری کنید؟</strong>

حکم غیرقانونی بودن تحکیم در اسفند ماه ۸۷ از سوی وزارت علوم صادر شد. اما از آن‏جایی که وزارت علوم در جایگاهی نیست که بتواند نسبت به تشکل‏های فراگیر دانشجویی یا اتحادیه‏های دانشجویی حکمی صادر کند، این حکم اساساً غیرقانونی است. 

وزارت علوم در جایگاه حکم دادن یا مجوز صادر کردن برای این نهادها نیست که بخواهد مجوزی را هم از آن‏ها بگیرد. این جایگاه برای «هیأت نظارت مرکزی وزارت علوم» تعریف شده و نظارت مرکزی مسئول دادن حکم، مجوز و یا ابطال آن است.

این حکم اساسا غیرقانونی است، اما این که ما بخواهیم وکیل بگیریم و پی‏گیر آن بشویم، مستلزم تشکیل یک هیأت منصفه است تا بتوانیم از طریق این هیأت منصفه پیگیر طی کردن مراحل قانونی مساله بشویم. تا کنون دوستان وزارت علوم و دولت نهم هیچ گام قانونی برای انحلال تحکیم برنداشته‏اند که ما بخواهیم از آن دفاع کنیم.

<strong>آقای نظری احکامی که امروز برای دانشجویان صادر می‏‏شود، بسیار سنگین و کم سابقه به نظر می‏رسد. ارزیابی شما در این باره چیست؟</strong>

در این دوره ما شاهد حکم‏هایی هستیم که کاملا دور از عقلانیت است و از نظر من غیرقانونی نیز هستند. احکام ضیاء نبوی و آقای مجید دُری، مجید توکلی و دوستان دیگر بسیار سنگین هستند.

اما سنگینی این حکم‏ها فضای دانشگاه‏ها را نه تنها آرام نمی‏کند، بلکه ملتهب‏تر هم می‏‏کند. همان‏طور که بازداشت آقای مجید توکلی و دیگر دانشجویان پلی‏تکنیک، دانشجویان این دانشگاه را جری‏تر کرده است.  

برخوردی که هنگام بازداشت مجید توکلی با او صورت گرفت و حکمی که امروز به او داده‏اند، یقینا تاثیر بسزایی در رادیکال‏تر شدن فضای دانشگاه‏ها دارد. 

قصد حاکمیت از این‏گونه برخوردها و صدور چنین حکم‏هایی این است که دانشجویان را با این رعب و وحشت روبرو کند که اگر فعالیت کنید و اعتراضی بکنید، چنین حکم‏هایی در انتظارتان خواهد بود.

<strong>چشم‏انداز آتی را، حداقل در کوتاه‏مدت، چگونه می‏بینید؟</strong>

فقط آرزو می‏کنم دانشجویانی که در بند هستند و به خصوص اعضای شورای مرکزی تحکیم هرچه زودتر آزاد شوند. 

تجربه نشان داده است که بازداشت دانشجویان و برخوردهای خشن از سوی حاکمیت و دولت با نهاد دانشگاه، همیشه نتیجه‏ی عکس داشته است. حاکمیت با برخوردهای خشن به آن‏چه انتظار دارد و به وجود آرامش در دانشگاه، دست پیدا نمی‏کند. 

واقعیت این است که این احکام نمی‏تواند دانشجویان را بترساند و یا منزوی کند. دانشگاه به عنوان وجدان بیدار جامعه، در تمام مراحل تاریخی کار و رسالت خود را انجام داده است و در این مقطع هم انجام می‏دهد. 

احکام نامتعارف و غیرقانونی تاثیری در فعالیت دانشجویان ندارد و فقط نشانه‏ی دیگری از ضعف حاکمیت است.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/special/2010/01/post_1053.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/special/2010/01/post_1053.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">تحولات ایران</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 25 Jan 2010 11:14:53 +0000</pubDate>
        
      </item>
            <item>
         <title>فراخوان برای تحریم دولت ایران</title>
                  <description><![CDATA[<strong><small>«اتحادیه سراسری دانشجویان اروپا» در گردهم‌آیی بین‌المللی شانزدهم آذر در شهر دلفت هلند، در حمایت از جنبش دانشجویی ایران شرکت داشت.

[[sound]]

این گردهم‌آیی توسط «شبکه جوانان پیش‌رو ایرانی» برگزار شد و از مهم‌ترین دست‌آوردهای آن، فراخوان تحریم حکومت ایران در پی اوج‌گیری دستگیری‌ها ی اخیر، به ویژه دستگیری بیش از ٨٠ فعال دانشجویی بود.

این تشکل دانشجویی اروپایی که دارای ۱۱ میلیون دانشجوی عضو در سراسر کشورهای اروپایی است، چند روز پیش با صدور یک فراخوان بر تحریم دولت ایران از جنبش آزادی‌خواهانه مردم ایران و به‌ویژه دانشجویان ایران پشتیبانی کرد.

در همین راستا با دبیر کل اتحادیه سراسری دانشجویان اروپا، «لیگیا دکا» (Ligia Deca) گفت‌وگو کردم.
</small></strong>

[[photow01]]

<strong>اتحادیه سراسری دانشجویان اروپا با صدور بیانیه‌ای ضمن محکوم کردن بازداشت‌های گسترده دانشجویان و احکام اخیر اعدام، خواستار قطع روابط اقتصادی و دیپلماتیک کشورها با ایران شده است. آیا به نظر شما این تحریم عملی خواهد بود و اگر عملی بشود تأثیر آن چه خواهد بود؟</strong>
  
این فراخوان کم و بیش دعوت به واکنش است برای کسانی که هنوز واکنش مناسبی در جریانات اخیر ایران از خود نشان نداده‌اند. این روشن است که وضعیت در ایران بهتر نخواهد شد مگر آن‌که یک همبستگی گسترده بین‌المللی با جنبش دموکراسی‌خواهانه و مردمی که درخواستشان آزادی برای بیان اندیشه‌ها و عقایدشان است، به‌وجود بیاید. 

در بین این مردم شاید پیش‌رو ترینشان دانشجویان باشند؛ کسانی که [از منظر فکر] باز هستند برای اندیشه‌های تازه و این اشتیاق را دارند که برای آن‌چه که باور دارند مبارزه کنند. آن‌ها مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار می‌گیرند .

ما روزانه گزارش‌هایی را از سازمان‌های دانشجویی، سازمان‌های حقوق بشری و غیردولتی (NGO ها) دریافت می‌کنیم که این‌ها بیان‌گر موارد نقض حقوق بشر در ایران هستند. 

این‌ها گزارش می‌شوند و رسانه‌ها آن‌را بازتاب می‌دهند. اما با آن‌که یک جنبش مدنی در حال حاضر در ایران به وجود آمده است اما هنوز واکنش مناسبی در سطح بین‌الملل در این مورد صورت نگرفته است. 

در این رابطه ما با اعضای خودمان مشورت کردیم و همه‌ی ما فکر می‌کنیم که الان زمانی است که جامعه بین‌الملل باید واکنشی روشن‌تر وتصمیمی قطعی‌تر درباره ایران داشته باشد. و همین مسأله انگیزه ما برای صدور فراخوان تحریم دولت ایران هست.

ما درک می‌کنیم که قطع روابط اقتصادی و دیپلماتیک کشور‌ها با ایران می‌تواند باعث شود که نه تنها رهبران حکومت ایران، که مردم ایران هم دچار رنج شوند. اما باور من این است که ادامه‌ی روابط با دولت ایران، بدون ایجاد تغیری در روند حکومت و رهبران ایران، در حالی که مردم ایران و به‌ویژه دانشجویان در حال سرکوب شدن هستند ما را به جایی نخواهد رساند.

<strong>تا به حال بازتاب این فراخوان شما در رسانه‌ها، احزاب سیاسی اروپا، موسسات آموزشی و دانشجویی وسایر سازمان‌های مدنی چطور بوده است؛ آیا تا به حال واکنشی از آن‌ها دریافت کرده‌اید؟</strong>

بله؛ ما واکنش‌هایی را دریافت کردیم از سازما‌ن‌های دانشجویی سراسر اروپا که همه‌ی آن‌ها از این فراخوان حمایت کردند. تعداد کمی از حزب‌های سیاسی در این مورد واکنش نشان دادند که این می‌تواند وظیفه رسانه‌ها باشد که از احزاب سیاسی درخواست واکنش در این زمینه کنند.  

ما هم‌چنین واکنش‌هایی از افراد گوناگون دریافت کردیم؛ از شهروندان ایران و فعالان حقوق بشر. بعضی از آن‌ها نسبت به فراخوان ما خیلی مثبت بودند و سپاس‌گزاری کردند که صدا و درخواست  آن‌ها شنیده شده است. 

گروه دیگری که فکر می‌کنم شهروندان ایرانی مقیم خارج از کشور هستند، در واکنش خودشان گفتند که شما شرایط داخلی ایران را درک نمی‌کنید و تحریم درخواست مردم ایران نیست.

بنابرین باید صادقانه بگویم که واکنش‌ها متفاوت بوده‌اند و البته ما این را درک می‌کنیم. هرچند گاهی این احساس را داریم که گاهی دانشجویانی که برای حقوق مردم خودشان مبارزه می‌کنند، تنها می‌مانند. و خوب گاهی هم این مسأله در ایران اتفاق می‌افتد. البته در ایران همبستگی مردم با دانشجویان در مقایسه با سایر موارد، بسیار بالاست.  

<strong>اما واکنش‌ها در یک بررسی کلی، بیشتر مثبت بودند یا منفی؟</strong>

تا به حال واکنش‌ها بیشتر مثبت بودند. من فکر می‌کنم اگر پیام روشن دیپلماتیکی از سوی جامعه بین‌المللی داده شود و اگر کشورهای غربی و هم‌چنین سازمان ملل واکنش روشنی نسبت به رخدادهای ایران نشان بدهند - البته به‌طورهمیشگی، نه فقط زمانی که تظاهرات‌هایی با جمیعت انبوه در خیابان‌های ایران شکل می‌گیرد -، اگر بازداشت‌ها و اعدام‌ها به این صورت در ایران محکوم شوند، شاید دیگر نیازی به تحریم اقتصادی ایران پیش نیاید.

اما اگراین مسائل روند دیپلماتیک را نتوانند طی کنند، زمانی پیش خواهد آمد که شرایط در ایران غیر قابل تحمل شود و ما مطمئناً نخواهیم خواست که ایران جایگاه ستیز باشد.  

<strong>چه قدم‌هایی را اتحادیه سراسری دانشجویان اروپا برای موفقیت‌آمیز شدن این فرخوان خواهد برداشت؟</strong>

ما در این زمینه اطلاعیه مطبوعاتی‌ای برای سازمانهایی که با آن‌ها همکاری داریم، فرستادیم. مانند سازمان‌های اروپایی اتحادیه‌های دانشجویی اروپا و یونسکو؛ ما منتظر دریافت نظر و واکنش آن‌ها هستیم.

هرچند باید اضافه کنم که مردم دنیا در حال عادت کردن به دیدن اخبار سرکوب‌ها در ایران هستند و ما بسیار نگران هستیم که آستانه تحمل مردم آن‌قدر بالا رود که این مسائل دیگر برایشان نگران‌کننده نباشد.

معمولاً به‌جز مواردی که شمار کشته‌شدگان و زخمی‌ها بالا هست، مردم اغلب مواردی مانند بازداشت‌ها و یا فعالان حقوق بشری که به مرگ محکوم می‌شوند را نادیده می‌گیرند. ولی ما تلاش می‌کنیم که این آگاهی را در مردم بالا ببریم که پایان یافتن تظاهرات گسترده به معنای پایان اعتراض‌ها و مبارزات نیست.  

بنابرین برنامه داریم که این آگاهی‌رسانی را ادامه بدهیم و تلاش می‌کنیم  این مورد را در دستور کار همه  قرار بدهیم. هم‌چنین در حال گفت‌وگو با اعضای خودمان هستیم، برای برگزاری تظاهرات هم‌زمان.

<strong>پرسش بعدی من درباره همین تظاهرات هست؛ در روز ۱۱ فوریه، ۲۲ بهمن همراه با مردم شهرهای ایران، شبکه جوانان پیشرو ایرانی و اتحادیه  های دانشجویی در اروپا  قصد برگزاری گردهمایی‌های اعتراض‌آمیز بر علیه دولت ایران را دارند. نقش اتحادیه سراسری دانشجویان اروپا در این اعتراض‌ها چه هست؟</strong>  

ما می‌توانیم زمان برگزاری این گردهمایی های اعتراض آمیز را به اطلاع اعضای خودمان برسانیم تا آن‌ها هم در صورتی که احساس همبستگی کنند - که البته بیشتر آن‌ها چنین حسی را دارند - بتوانند به این حرکت بپیوندند. ما هم‌چنین می‌توانیم این موضوع را برجسته کنیم. 

اتحادیه سراسری دانشجویان اروپا سازمانی است چتر مانند و دربرگیرنده. ما نمایندگی کوچکی در شهر بروکسل داریم. فراهم کردن امکان جابجایی در سطح اروپا برای ما کار ساده ای نیست ولی کاری که در توان ما هست این است که این پیام را در در سطح کشورها، در جاهایی که امکان برگزاری چنین حرکتی  وجود دارد به اعضای خودمان انتقال بدهیم.  

هم‌چنین تلاش خواهیم کرد که توجه سیاستمداران اروپا را به مساله ایران بیشتر جلب کنیم؛ هرچند مدتی است که این کار را آغازکرده‌ایم. ما هم‌چنین تلاش می‌کنیم که به همه مردم در مورد شرایط ایران آگاهی‌رسانی کنیم. به همین خاطر دست به جمع‌آوری اطلاعات دریافتی از گروه‌های حقوق بشری و دانشجویی‌ای که با ما در ارتباط هستند کرده‌ایم.

ما هم‌چنین در ۱۷ نوامبر، زمانی که بیستمین سالگرد روز جهانی دانشجو جشن گرفته شد، موضوع ایران را مورد توجه قرار دادیم و بخشی از آن روز تقدیم شده بود به جنبش دانشجویی در ایران. ما هر کاری که در توانمان هست را انجام می‌دهیم اما مطمئن هستیم که به کمک بیشتری نیاز هست.  

<strong>به عنوان آخرین پرسش، آیا پیامی برای مردم ایران دارید؟</strong>  

فکر می‌کنم که مردم ایران نیاز به این دارند که در همبستگی بیشتر با مردم خود قرار بگیرند. اگر بر این باور هستند که هم وطنانشان نباید برای ایستادگی بر آن‌چه که باور دارند درست است، مجازات بشوند، باید به مبارزه خودشان برای دستیابی به حکومتی دموکراتیک ادامه بدهند. 

چرا که فکر می‌کنم درصورت ادامه این مبارزه شرایط ایران در نهایت بهتر خواهد شد. من این را براساس تجربیات گذشته‌ام می‌گویم؛ من رومانیای هستم و قدرت مردم را برای آغاز جنبشی که قادر هست شرایط کشور را به‌طور اساسی تغییر بدهد می‌شناسم؛ مانند سال ۱۹۸٩.

براساس تجربه شخصی خودم می‌توانم بگویم، اگر صبر مردم تمام شود و تصمیم بر پایان شرایط و در اختیار گرفتن کنترل زندگی و آینده کشورشان بگیرند، این عمل اتفاق خواهد افتاد. اما این تصمیم تنها با مردم ایران است.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/special/2010/01/post_1052.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/special/2010/01/post_1052.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">دانشجویان</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 23 Jan 2010 10:24:51 +0000</pubDate>
        
      </item>
            <item>
         <title>«ایران، مقاومت یک ملت تحت فشار»</title>
                  <description><![CDATA[<strong><small>در سی‌ام آبان ١٣٧٧، «پروانه اسکندری» و همسرش «داریوش فروهر»، دو فعال  سیاسی - اجتماعی شناخته شده در منزلشان به طرز فجیعی کشته می‌شوند. دو روز پیش از آن «مجید شریف»، نویسنده و مترجم برای ورزش از منزل خارج می‌شود و سه روز بعد جسدش در پزشکی قانونی شناسایی می‌شود. 

[[sound]]

١٢ روز پس از قتل فروهرها، جسد «محمد مختاری»، شاعر، پژوهش‌گر و عضو کانون نویسندگان ایران پیدا می‌شود. هم‌چنان جسد بی‌جان «محمدجعفر پوینده»، مترجم و یکی دیگر از اعضای کانون نویسندگان که ربوده شده بود، در نزدیکی شهریار پیدا می‌شود. 

از همین‌جا پرونده‌ی «قتل‌های زنجیره‌ای» به وجود می‌آید که به گفته برخی منابع با صدور فتوی، توسط روحانیون بلندپایه حکومت اسلامی و پرسنل وزارت اطلاعات انجام گرفته بود؛ پرونده‌ای که با گذشت ١١ سال از آن، برای خانواده‌ی قربانیان این قتل‌ها هم‌چنان باز است. 

این پرونده، موضوع فیلم مستندی است با نام «ایران، مقاومت یک ملت تحت فشار (تحت خفقان)» که از شبکه تلویزیون دولتی فرانسه (فرانس اٌ) با موضوع ایران پخش شد. تکان‌دهنده بودن خبر قتل‌ها، عاملی بوده است که «جمشید گلمکانی» را برای ساخت این مستند بهموضوع پیچیده‌ی آن علاقه‌مند می‌کند:</small></strong>

به محض شنیدن این خبر مانند بسیاری از ایرانی‌ها به شدت تکان خوردم و مانند همه تلاش می‌کردم که صدای اعتراض خود را برسانم؛ من هم مانند کسانی که در فرانسه هستند در این تظاهرات شرکت کرده و از آن فیلم‌برداری کردم. 

تا این که توانستم با «پرستو فروهر» ارتباط‌ برقرار کنم. او در آلمان زندگی می‌کرد و در دو سفر دیگر که به آلمان داشتم، با همسران دو نویسنده‌ی به قتل رسیده‌ی دیگر، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده نیز صحبت کردم و علاوه‌ بر این‌ به آرشیو  فیلم‌های مربوط به این جریان نیز دست‌رسی پیدا کردم. 

[[photow03]]

<strong>در رویارویی با خانواده‌ی قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای، چیزی که بیش از همه فیلم‌ساز را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، به گفته‌ی خود او شخصیت والای این بازماندگان است:</strong>

چیزی که برای من مهم بود، تأثیری بود که این قتل‌ها بر خانواده‌های این قربانیان گذاشته بود. زمانی که من با این اشخاص همراه بودم؛ برای مثال با دو پسر محمد مختاری، پرستو و آرش فروهر، به شکل‌ای شخصیت قربانیان در نزدیکان آن‌ها دیده می‌شد که تا چه اندازه انسان‌های با فرهنگ، متواضع و در عین حال پی‌گیری هستند. 

با وجود آن‌که سرشار از خشم هستند اما این را با حرکت‌های متین همراه کرده‌اند تا صدای خود و عزیزانشان را که جان‌شان را برسر هدف‌شان از دست داده‌اند به گوش دیگران برسانند. این برای من بسیار تأثیرگذار بود و در واقع ثمره‌ی فیلم‌های من آشنایی با چنین انسان‌های نازنینی است. 

[[photow01]]

<strong>فیلم‌ مستند «ایران، مقاومت یک ملت تحت فشار» با اسناد و فیلم‌های مستند دیگری همراه است که به آن ارزش یک مستند بی‌طرف اما افشاکننده را می‌دهد:</strong>

من در این فیلم مانند دو فیلم دیگر که در باره‌ی دادگاه‌های میکونوس ساختم - که در آن سران جمهوری اسلامی به ترور دولتی محکوم شدند - به نکته‌هایی اشاره کردم که دولت جمهوری اسلامی از طریق رسانه‌های عمومی خود گفته است و در واقع از هیچ مطلب شایعه‌وار و یا حتی شفاهی استفاده نکرده‌ام. 

به دنبال افشای قتل‌های زنجیره‌ای، زیر فشار افکار عمومی ایران، وزارت اطلاعات در اطلاعیه‌ی بی‌سابقه‌ای عوامل قتل‌ها را گروهی خودسر معرفی کرد. 

«سعید امامی»، معاون وزارت اطلاعات - یکی از چهار متهم اصلی - چند ماه بعد به گفته‌ی دادستان مجتمع قضایی نیروهای مسلح، هنگام حمام کردن در زندان اوین با داروی نظافت خودکشی کرد. 

در این فیلم یک تاریخ‌نگاری نیز انجام می‌شود و فیلم باقی ترورهای انجام شده در داخل کشور را نیز بررسی می‌کند و وقتی فیلم جلو می‌رود، شما متوجه می‌شوید جمهوری اسلامی در این پرونده به چه شیوه‌هایی متوسل شده تا رد پای دستوردهندگان را از بین ببرد. 

و تنها در مورد این ترورها بود که به دلیل فشارهای زیاد مردم، تظاهرات وسیع و فشار بین‌المللی، وزارت اطلاعات بعد از یک ماه با معرفی چند نفر از مأموران عالی‌رتبه‌اش به عنوان خودسر، عاملین قتل‌ها معرفی کرد. 

و نکته جالب این‌جا‌ است که گویا همان شیوه‌ی ده سال پیش، اکنون برای بار دوم در مورد آقای «مرتضوی» به کار گرفته ‌شود و او را هم قربانی کند؛ جمهوری اسلامی به محض دیدن فشار از طرف مردم برای باج دادن به آن‌ها یکی از مهره‌هایش را قربانی می‌کند. 

[[photow02]]

<strong>در این فیلم مستند ، هم‌چنین فیلم‌های مستندی از خاک‌سپاری محمد مختاری و محمد جعفر پوینده هم دیده می‌شود:</strong>

شکل ساختاری این فیلم را بر اساس رویدادهایی گذاشتم که در خارج از ایران اتفاق افتاده بود. چون در واقع بخشی از پرونده در خارج از ایران ادامه پیدا کرد. من پرستو فرهر را در آلمان، پاریس، ژنو (مقر سازمان ملل) و هم‌چنین همسران مختاری و پوینده را درآلمان همراهی می‌کردم. 

ولی من به تصاویری از ایران به عنوان تصویر زنده یا واقعی از رویداد احتیاج داشتم که می‌توانست باعث قدرت فیلم شود. و موفق شدم از طریق دوستان و نزدیکان بازماندگان به فیلم‌هایی دست‌رسی پیدا کنم که توانست به فیلم من به عنوان یک سند چه از نظر سیاسی و چه انسانی قوت بیشتری دهد. 

«سیما»، همسر محمد جعفر پوینده در مراسم خاک‌سپاری می‌گوید: چیزی که از همسر من به جا مانده است، کتاب‌ها و کتاب‌خانه‌اش است و آخرین یادگاری که برای ما گذاشته است، ترجمه کتاب حقوق بشر است. این نشان می‌دهد که چه قدر این انسان، دوره، نیازهای جامعه و کمبودهایش را می‌شناخته است. 

<strong>«مستندساز ایرانی» می‌گوید در دنبال کردن علل قتل‌های مخالفان در جمهوری اسلامی، می‌توان پرونده‌های زنجیره‌ای دیگری در همین رویدادهای شش ماه گذشته به وجود آورد:</strong>

مسلم است که باید این رویدادهایی که انسان‌ها بابت آن، سختی‌های بسیار می‌کشند را جمع‌آوری کرد و به شکل بسته‌های اطلاعاتی به دیگران منتقل کرد، این فیلم با این که شش سال از ساخت آن می‌گذرد هنوز اعتبار دارد و خواهد داشت. 

این فیلم به گذشته‌ی دور اشاره دارد و نقش «علی فلاحیان»، وزیر اطلاعات و امنیت دوره آقای هاشمی رفسنجانی را یادآوری می‌کند و همین طور خاتمی که در آن موقع چه‌قدر در مقابل مسأله‌ی قتل‌های زنجیره‌ای سکوت وکرنش کرد. بنابراین کسانی که آن دوره را زندگی نکرده‌اند از کارهای این اشخاص مطلع می‌شوند. 

 این مجموعه سندها باید ساخته شود؛ اگر چه این کار بسیار دشواری است که بخواهید بی‌طرفانه نگاه کنید. باید این فیلم‌ها را به صورت تاریخی ساخت و از حالت گزارشی هیجانی پرهیز کرد.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/special/2010/01/post_1051.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/special/2010/01/post_1051.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 22 Jan 2010 16:25:26 +0000</pubDate>
        
      </item>
            <item>
         <title>«پس از وقایع عاشورا، فضا مقدار زیادی بسته شد»</title>
                  <description><![CDATA[<strong><small>پیچیدگی و ناروشنی وضعیت بازداشتی‌های حوادث پس از انتخابات خرداد ماه، کماکان وجود دارد و روزبه‌روز هم بر تعداد بازداشت‌شدگان افزوده می‌شود و بر بلاتکلیفی و سردرگمی خانواده‌های ایشان می‌افزاید. در بسیاری موارد حتی وکلای بازداشت‌شدگان هم جواب صحیح و روشنی در مورد موکلین خود دریافت نمی‌کنند. در این باره با تنی چند از این وکلا گفت‌وگو کرده‌ام.</small></strong>

[[sound]]

<strong>آقای نیکبخت، تعداد قابل توجهی از دستگیرشدگان حوادث اخیر از موکلین شما هستند یا بودند. پرونده‏های این اشخاص الان در چه وضعیتی است؟</strong> 

آقایان از یک سری از موکلین قبلی من خواسته‏اند که وکیل دیگری انتخاب کنند. از آن سری، فقط آقای نبوی باقی مانده است. 

<strong>به این ترتیب، برخی از موکلین شما مجبور شدند وکیل دیگری انتخاب کنند. پرونده‏ی آقای نبوی الان در چه موقعیتی است؟</strong> 

پرونده‏ی آقای نبوی به دادگاه تجدید‏نظر رفته است و از سرنوشت پرونده در این دادگاه هنوز خبر تازه‏ای ندارم. اما ما با توجه به گواهی پزشکی قانونی مبنی بر این که آقای نبوی نباید در زندان و محیط‏های استرس‏زا باشد، درخواست آزادی ایشان را با وثیقه ارائه داده‏ایم. با این درخواست تا کنون موافقت نشده است. 

<strong>برخی موکلین شما، از دستگیرشدگان حوادث جدیدتر مانند عاشورا هستند. </strong>

بله، چند نفر هستند که برای آنان فقط قرار بازداشت صادر شده و شاید بتوان هفته‏ی دیگر در مورد پرونده‏ی آنان صحبت کرد. 

[[photow01]]

<strong>با خانم نسرین ستوده، یکی دیگر از وکلایی که موکلینی در این رابطه دارند، گفت‏وگو می‏کنم:</strong> 

دادگاه آقای صمیمی در چهار جلسه برگزار و تمام شده است. ما منتظر صدور حکم از سوی شعبه‏ی ۲۶ دادگاه انقلاب هستیم.

امروز جلسه‏ی دادگاه آقای اولیایی‏فر که خود وکیل هستند، برگزار شد. ما ایرادی گرفتیم که قاضی پذیرفت و قرار شد مدارک پرونده توسط دادستان تکمیل شود.

آقای حسن ترلانی که به جرم محاربه به ۱۰ سال حبس در تبعید در زندان کرمان محکوم شده بود، دو شب پیش از زندان اوین به زندان کرمان اعزام شد تا مدت محکومیت‏اش را در آن‏جا بگذراند.

خانواده‏ی آقای ترلانی در تماسی که امروز با من داشتند، اعلام کردند که در آن‏جا هیچ نوع امکاناتی برای زندانیان سیاسی وجود ندارد و ایشان حتی از داشتن روزنامه در زندان کرمان محروم است.

پرونده‏ی آقای سحرخیز به شعبه‏ی ۱۵ دادگاه انقلاب رفته است که ما منتظر ابلاغ وقت دادگاه به وکلای پرونده هستیم. آقای ضیاء نبوی هم به ۱۵ سال حبس در تبعید محکوم شده است. 

<strong>آقای ضیاء نبوی، دانشجوی ستاره‏‏دار، محروم از حق تحصیل هستند. همین‏طور است؟</strong> 

بله؛ ایشان ۱۰ سال از ۱۵ سال را باید در زندان در تبعید بگذراند. هفته‏ی گذشته حکم ایشان به یکی از وکلای پرونده، خانم شریف‏رازی، ابلاغ شده است که قطعا وکلا در مهلت قانونی به این حکم اعتراض خواهند کرد. چون حکم نه با دلایل و مدارک پرونده مطابقت دارد و نه اساسا عادلانه صادر شده است. 

<strong>شما موکلینی هم دارید که هنوز در زندان بلاتکلیف هستند؟</strong> 

بله، علی‏رغم این که قریب سه هفته از بازداشت خانم منصوره‏ شجاعی می‏گذرد، اما اتهام ایشان هنوز به وکیل پرونده ابلاغ نشده است. در آخرین تماسی هم که با خانواده‏ی خانم شجاعی داشتم، خانواده تلاش کرده که  با سپردن وثیقه ایشان را آزاد کند. اما با ایرادی که از سند ملکی گرفته شد، از آزاد کردن ایشان خودداری کردند. 

<strong>پس درخواست تبدیل قرار و سپردن وثیقه در مورد خانم منصوره‏ی شجاعی مورد قبول واقع شده است.</strong> 

بله و خانواده در رفت و آمد هستند که با تبدیل وثیقه موجبات آزادی ایشان را فراهم کنند. 

<strong>آقای محمد مصطفایی نیز وکالت تعدادی دیگر از این بازداشت‏ شدگان را بر عهده دارند. از ایشان می‏پرسم که به طور کلی روند برخوردهای قضایی با دستگیر شدگان حوادث پس از انتخابات تا به امروز چگونه بوده است؟</strong> 

از بعد از پایان انتخابات و راه‏پیمایی‏هایی که پس از آن برگزار شد که در پی آن تعدادی دستگیر شدند، افرادی مراجعه کردند و ما وکالت آنان پذیرفتیم.

در اوایل آزادی‏های زیادی صورت می‏گرفت. در موارد زیادی وقتی مراجعه می‏کردیم، بدون این که اصلا اعلام وکالت کنیم، با پی‏گیری‏هایی که می‏شد، آن موکلین آزاد می‏شدند. بعدها هم تعدادی با قرار وثیقه آزاد شدند.

ولی به مرور و به خصوص پس از وقایع تاسوعا و عاشورا، فضا مقدار زیادی بسته شد و هم ملاقات خانواده‏ها با موکلین‏ام محدود شد و هم ارتباط افرادی که در زندان هستند، با بیرون محدود شد و به هرحال در مورد بازداشت شده‏ها و حتی در مورد رسیدگی به پرونده‏های آنان، به گونه‏ای نقض قانونی صورت می‏گیرد. 

<strong>در حال حاضر افق را چگونه می‏بینید؟</strong> 

در حال حاضر جو مقداری آرام شده و این آرام شدن جو به نظر من، نور امیدی است برای این که آقایانی که در سطوح بالا با هم اختلاف دارند، اختلافات خود را کنار بگذارند و با توجه به شرایطی که به وجود آمده، افرادی که قربانی اختلافات دو گروه مختلف شده‏اند، وضعیت‏شان بهتر شود و از زندان آزاد شده و به درون جامعه و نزد خانواده بازگردند. 

<strong>شما نشانه‏هایی برای این امیدواری می‏بینید؟ </strong>

بله؛ هرچند فضا مقدار زیادی بسته است و شرایط به گونه‏ای است که نمی‏توان با بازپرس پرونده ارتباط داشت، ولی تعدادی در چند روز گذشته آزاد شده‏اند. افرادی هم که از قبل دستگیر شده بودند، با قرار وثیقه آزاد شدند. من امیدوار هستم که در روزهای آینده هم تعداد آزاد شدگان بیشتر شود. 

<strong>امیدواری شما بر اساس روندی است که در قوه‏ی قضاییه می‏بینید یا در فضای سیاسی ایران؟</strong> 

در کل من فکر می‏کنم که باید همین‏طور باشد؛ ما همه مکلف هستیم که قانون را در بالاترین رده قرار بدهیم و دستگاه قضایی هم مستثنی نیست. دستگاه قضایی نمی‏تواند برخلاف قانون عمل کند.

در مورد اقدام علیه امنیت کشور و یا  تبلیغ علیه نظام باید قصد مجرمانه‏ی اشخاص مشخص شود. باید دلایل جرم با توجه به موازین قانونی، از جمله قانون آیین دادرسی کیفری و قانون حفظ حقوق شهروندی، جمع‏آوری شود و تمام موارد رعایت شود.

اگر ما در بحث شکلی قوانین را نقض کنیم، مطمئنا در مجازاتی که قائل می‏شویم و در بحث ماهیتی، اگر حکم مجازاتی صادر شود، هرچند ممکن است آن مجازات قابلیت اجرا کردن داشته باشد، ولی منصفانه و عادلانه نخواهد بود.

]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/special/2010/01/post_1050.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/special/2010/01/post_1050.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">تحولات ایران</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 21 Jan 2010 14:55:07 +0000</pubDate>
        
      </item>
            <item>
         <title>«مهندس بازرگان؛ شجاع، متعهد و تابع اکثریت بود»</title>
                  <description><![CDATA[<strong><small>امروز سی‏ام دی ماه ۱۳۸۸، پانزدهمین سال‏گرد درگذشت مهندس مهدی بازرگان، از هم‏رزمان دکتر مصدق و از بنیان‏گذاران «نهضت آزادی ایران» است.

[[sound]]

مهدی بازرگان پس از انقلاب بهمن در کوران حوادث سیاسی ایران، یک بار دیگر در صحنه‏ی سیاسی ظاهر شد و به عنوان اولین رییس دولت پس از انقلاب، زمام امور اداره‏ی کشور را به‏دست گرفت.

چالش‏هایی که آقای بازرگان با بخش‏هایی از اپوزیسیون انقلابی ایران داشت، به سرعت به درون هیأت حاکمه‏ی وقت ایران کشیده شد و پس از ماجرای اشغال سفارت آمریکا در تهران، او و مجموعه‏ی دولت‏اش را به استعفا کشاند.

مهدی بازرگان در تاریخ مبارزات سیاسی ایران، یکی از واضعان سیاست گام به گام و مبارزه‏ی مسالمت‏آمیز بوده است و البته از همین موضع، مورد انتقاد و حمله‏ی مخالفان سیاسی خود در بخش‏های انقلابی جامعه قرار داشت.

به همین علت‏، برنامه‏ی امشب «روی خط زمانه» را به مهندس مهدی بازرگان و مسائل پیرامون‏اش که بخشی از تاریخ ایران هستند، اختصاص داده‏ام.

در این ارتباط با یکی از قدیمی‏ترین هم‏رزمان مهندس بازرگان، محمد بسته‏نگار از چهره‏های شاخص ملی− مذهبی و عضو نهضت آزادی ایران و هم‏چنین فرخ نگهدار که در زمان نخست‏وزیری مهندس بازرگان دبیر اول «سازمان فداییان خلق ایران»، از سازمان‏های منتقد و معترض به دولت او بود، گفت‏وگوهایی انجام داده‏ام.</small></strong>

[[photow01]]

<strong>آقای محمد بسته‏نگار:</strong>

در چند سال اخیر، به خصوص در ۱۰ سال اخیر نوشته‏ها و مقالات زیادی در باره‏ی مهندس بازرگان نوشته  و منتشر شده که بیشتر آن را هم افراد و دوستان سابق نهضت و یا دوستان مهندس‏ بازرگان ننوشته‏اند، بلکه نوشته‏های کسانی است که در دهه‏های گذشته با مهندس بازرگان حتی اختلاف نظر داشتند و با او مبارزه می‏کردند. 

با مراجعه به این نوشته‏ها، می‏بینیم که حضور مهندس در صحنه‏ی فعلی جامعه بسیار مفید می‏بود و اگر امروز ایشان و افراد نزدیک به ایشان مانند مرحوم طالقانی و مرحوم دکتر سحابی را در میان خود داشتیم، وضع جامعه به مراتب بهتر از این بود که الان هست.

<strong>فرخ نگهدار:</strong>

در آن دوران ما تحت تاثیر تئوری‏های لنینی  که نیروهای آزادی‏خواه را با سرمایه‏داری لیبرال گره می‏زد و می‏خواست که آن‏ها را از جامعه طرد و تضادهای جامعه را آنتاگونیستی کند و دو قطب درست کند قرار داشتیم و با این طرز فکر زندگی می‏کردیم. به همین دلیل با آقای بازرگان به چالش برخاستیم.

الان که از این سال‏ها می‏گذریم، به نظر من، حتی پیش‏برد سیاست‏هایی که ما در رابطه با حاکمیت جمهوری اسلامی ایران و دولت ایالات متحده‏ی آمریکا داشتیم، به هیچ‏وجه ایجاب نمی‏کرد که به مقابله‏ی با آقای بازرگان، نهضت آزادی ایران و لیبرال‏های ایران برخیزیم. 

 [[quote01]]

این دینی است که من همیشه گفته‏ام و باز هم در مصاحبه با شما می‏گویم که ما باید نسبت به تفکر آقای بازرگان و شخص آقای بازرگان ادا کنیم.

<strong>همان‏طور که متوجه شدید، دو بخش از گفت‏وگوی محمد بسته‏نگار، هم‏رزم آقای بازرگان و فرخ نگهدار، دبیر اول وقت سازمان فداییان بود که یک‏دیگر را تکمیل می‏کرد.

از آقای بسته‏نگار می‏خواهم که در مورد میزان آشنایی و همکاری خود با مهندس بازرگان بگویند:</strong>

آشنایی من با مهندس بازرگان به حول و حوش ۵۰ سال پیش برمی‏گردد. در سال‏های ۳۷ و ۳۸ در مسجد هدایت که مرحوم طالقانی تفسیر می‏گفتند، با آقای مهندس بازرگان و دکتر سحابی آشنا شدم و این آشنایی ما هم‏چنان ادامه پیدا کرد. 

در سال‏های ۴۲ به بعد که در اثر فعالیت‏های نهضت آزادی ایران به زندان افتادیم و محاکمه شدیم و بعدها با تبعید به برازجان، این آشنایی و دوستی به شکل عمیق‏تری ادامه یافت و بعد از آزادی از زندان تا دوران فوت ایشان هم‏چنان ادامه داشت.

[[photow02]]

<strong>آقای بسته‏نگار، با توجه به شناخت شخصی و سیاسی‏تان از ایشان، اگر بخواهید مهم‏ترین نکات را در منش و شخصیت ایشان برای ما بازگو کنید، چه خواهید گفت؟</strong>

به نظر من، مهندس بازرگان چند ویژگی دارد که هرکدام از این ویژگی‏ها در فردی باشد، او را انسان ممتازی می‏کند. 

اولین ویژگی ایشان پای‏بندی به قراردادها و میثاق‏هایی بود که چه با افراد و چه با جامعه منعقد می‏کرد. تمام تلاش‏اش این بود که در چهارچوب این تعهدها و این میثاق‏های اجتماعی حرکت کند و ذره‏ای تخلف نکند.

ویژگی دوم شجاعت بی‏نظیر وی بود. شجاعت مهندس بازرگان تنها در برابر مخالفان یا مستبدان داخلی و خارجی نبود. بلکه این شجاعت در برابر دوستان و آشنایان و جامعه نیز محسوس بود. به طوری که اگر نظر خود را مخالف نظر دیگران می‏دانست، واهمه‏ای از بیان آن نداشت و تحت تاثیر جو قرار نمی‏گرفت.

ویژگی سوم عدم تحمیل نظرات‏اش به دیگران و پیروی از رأی اکثریت بود. به طوری که اگر ایشان در جمعی بودند، چه جمع نهضت آزادی ایران و چه جمع انجمن مهندسی، تمام تلاش‏اش این بود که نقطه‏نظرات خود را بیان کند و از دیگران بخواهد که نظرات‏اش را بپذیرند. 

اما اگر نظر جمع خلاف این بود، تابع نظرات جمع می‏شد و سعی می‏کرد که نظر جمع را در بیرون منعکس کند. 

همیشه سعی داشت وقتی نقطه‏نظرات‏اش را برای جمع بیان می‏کند، جنبه‏ی تحمیلی نداشته باشد و تلاش می‏کرد احترام نظرات مخالف را داشته باشد.

<strong>آقای بسته‏نگار، خصوصیاتی که برشمردید، خصوصیات اخلاق فردی هستند یا اخلاق سیاسی؟</strong>

این‏ها هم اخلاق فردی هستند و هم اخلاق سیاسی. اخلاق فردی و سیاسی مهندس بازرگان هیچ دوگانگی با هم نداشت. در خانواده و در میان جمع دوستان، همان‏گونه بود که در اجتماع بود. ما هیچ تمایزی در زندگی اجتماعی با زندگی شخصی و خصوصی ایشان نمی‏دیدیم.

<strong>برخورد آقای بازرگان با مساله‏ی آزادی و دمکراسی چگونه بود؟</strong>

ما کم‏تر سخنرانی و یا نوشته‏ای از مهندس بازرگان داریم که از آزادی و دمکراسی سخن نگفته باشد. اما مبانی دمکراسی خود را به جای این که از اندیشمندان غربی بگیرد، بیشتر بر مبانی دینی و قانونی خود تکیه داشت.

این سخن مهندس بازرگان در مورد آزادی معروف است که «آزادی نه گرفتنی است و نه دادنی، بلکه یادگرفتنی است».

مهندس بازرگان پای‏بند به اصول و عقاید و مرام خود بود. ایشان در سال ۴۰، هنگام تاسیس نهضت آزادی گفته بود: «ما مسلمان، ایرانی و مصدقی هستیم». 

تعریفی که از مسلمانی خود می‏کند به این شکل است: «مسلمانیم به این معنا که به اصول عدالت، مساوات و سایر وظایف اجتماعی و انسانی، قبل از آن که انقلاب کبیر فرانسه و منشور ملل متحد اعلام نماید، معتقد بودیم».

در مورد ایرانی بودن می‏گوید: «ایرانی هستیم، ولی نمی‏گوییم که هنر نزد ایرانیان است و بس! ایران دوستی و ملی بودن ما ملازم با تعصب نژادی نیست».

در مورد مصدقی بودن می‏گوید: «مصدقی هستیم و مصدق را از خادمین بزرگ و افتخارات ایران و شرق می‏دانیم ولی نه به آن معنا و مقصودی که از روی جهل و غرض تهمت زده و مکتب او را مترادف با هرج و مرج بدانیم. 

ما مصدق را به عنوان یگانه رییس دولتی که در طول تاریخ ایران محبوب و منتخب واقعی اکثریت مردم بود و قدم در راه خواسته‏های ملت برداشت، توانست پیوند بین دولت و ملت را برقرار سازد و مفهوم واقعی دولت را بفهماند و به بزرگ‏ترین موفقیت تاریخ اخیر ایران، یعنی شکست استعمار نایل گردید، تجلیل می‏کنیم».

 [[quote02]]

<strong>با فرخ نگهدار که آن زمان دبیر اول سازمان فداییان خلق ایران بودند، گفت‏وگو می‏کنم:</strong>

امروز سی‏ام دی‏ماه، مصادف با سال‏گرد درگذشت مهندس بازرگان و نیز روز چهلم درگذشت آیت‏الله منتظری است. این دو مرد در تاریخ معاصر ایران، اثری از خود بر جای گذاشته‏اند که قطعا از جانب تمام آزادی‏خواهان و نواندیشان ما ارج گذاشته می‏شود و احترام زیادی هم برای آن قائل هستند.

از جمله خود من که این دو بزرگ‏وار را در زندگی سیاسی خودم، حامل درس‏هایی برای تاریخ و برای همه‏ی فعالین سیاسی شناختم و کوشیدم آن درس‏ها را در خدمت مبارزه‏ی روزمره قرار بدهم.

<strong>آقای نگهدار، در زمان نخست‏وزیری مهندس بازرگان سازمانی که شما آن را رهبری می‏کردید، از منتقدین و گاه مخالفان مهندس بازرگان بود. پایه‏ی این مخالفت‏ها چه بود؟</strong>

آقای بازرگان از ابتدا، چه در دوران پیش از انقلاب و چه در دوران پس از انقلاب،در فکر اصلاح ساختارهای حاکم بر کشور بود و پی‏‏گیرانه مسیر اصلاح‏طلبی را دنبال می‏کرد.
 
از سوی دیگر فکر انقلابی‏‏ای که بر سازمان ما استیلا داشت، معتقد بود که آقای بازرگان میانه‏داری می‏کند و در مسیر پیش‏برد انقلاب نیروی ماند است.

[[photow03]]

الان که از این سال‏ها می‏گذریم، به نظر من، حتی پیش‏برد سیاست‏هایی که ما در رابطه با حاکمیت جمهوری اسلامی ایران و دولت ایالات متحده‏ی آمریکا داشتیم، به هیچ‏وجه ایجاب نمی‏کرد که به مقابله‏ی با آقای بازرگان، نهضت آزادی ایران و لیبرال‏های ایران برخیزیم.

<strong>چطور ایجاب نمی‏کرد؟ شما مخالف سرمایه‏داری به طور کلی و مخالف ویژه‏ی آمریکا بودید. چگونه می‏توانستید با سیا‏ست‏های لیبرالیستی آقای بازرگان در اقتصاد و سیاست مخالف نباشید؟</strong>

برای این که مشی و روشی که آقای بازرگان و تمام ملیون ایران در آن زمان داشتند، مشی دفاع از منافع آمریکا در ایران نبود. آقای بازرگان به منافع ملی وفادار بودند و نهضت آزادی ایران و هم‏چنین همه‏ی ملیون ایران در این مواضع با ما همراه بودند. 

ولی روش مسالمت‏آمیز و روش معقول را توصیه می‏‏کردند و این روش‏ها به نظر نیروهای انقلابی، از جمله سازمان فداییان خلق، روش‏های درستی نمی‏آمد.اما تاریخ ثابت کرد که حق با آقای بازرگان بود و نه با نیروهایی که طرف‏دار تندی در رابطه‏ با آمریکا بودند.

<strong>اگر بخواهید مهم‏ترین نکاتی را که از زندگی سیاسی مهندس بازرگان می‏توان آموخت جمع‏بندی کنید، چه خواهید گفت؟</strong>

هم در مورد آیت‏الله منتظری و هم در مورد آقای بازرگان، بزرگ‏ترین درسی که این دو بزرگ‏وار برای تاریخ ایران داشتند، این است که سیستم‏ها و ایدئولوژی‏ها نیستند که تعیین کننده‏اند، تعیین کننده آدم‏هایی هستند که با آن سیستم‏ها و با آن اید‏ئولوژی‏ها کار می‏کنند. 

از بسته‏ترین سیستم‏های سیاسی و ایدئولوژیک می‏توان حقوق بشر، رفاه انسان، عدل و آزادی را جست‏وجو کرد و سعی در ترمیم آن سیستم‏ها داشت.

هم‏چنین این نکته، که اگر کسی موفق نشود از سیستم‏های موجود برای بهروزی انسان استفاده کند، قطعا قادر نخواهد شد از سیستمی هم که جایگزین سیستم ناحق می‏کند، به سود انسان و برای احقاق حق استفاده کند.

<strong>به هرحال مهندس بازرگان طی زندگی سیاسی خودشان، کم‏تر موفق شدند آن‏چه را که می‏خواستند، پیاده کنند. فکر می‏کنید پس از انقلاب، مخالفت نیروهای سیاسی نظیر شما، در عدم موفقیت ایشان مؤثر بود؟</strong>

در حد خودش می‏توان چنین قضاوتی داشت. ولی من به هیچ‏وجه سرنوشت آقای بازرگان را با مخالفت نیروهایی که هیچ نوع قدرتی نداشتند، گره نمی‏زنم.

رفتاری که حاکمیت جمهوری اسلامی ایران، نیروهای کنترل کننده‏ی انقلاب و حکومت با آقای بازرگان داشتند، سرنوشت ایشان را رقم زد و جلوی پروژه‏های ایشان را گرفت. 

ما هم در برخوردی که با آقای بازرگان داشتیم، مقصریم. من همیشه گفته‏ام که این دینی است که ما باید نسبت به تفکر آقای بازرگان و شخص آقای بازرگان ادا کنیم، ولی مسئولیت رفتاری که با آقای بازرگان شد، اساسا بر عهده‏ی حاکمیت جمهوری اسلامی و رهبری انقلاب است.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/special/2010/01/post_1049.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/special/2010/01/post_1049.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایران</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 20 Jan 2010 20:00:04 +0000</pubDate>
        
      </item>
            <item>
         <title>«سیمای حقیقی علی خامنه‌ای»</title>
                  <description><![CDATA[اخبار ۲۰.۳۰  سیمای جمهوری اسلامی ایران، که واقعا سیمای واقعی جمهوری اسلامی را به نمایش می‌گذارد، اقدام به پخش گوشه‌هایی از گفت‌وگوی من با BBC  کرده است[1] تا به خیال خود، مومنان را تحریک کند. در این خصوص چند نکته را یادآور می‌شوم.

<strong>۱-</strong> بهتر است ناقدان محترم اصل گفت‌وگو با برنامه‌ی «به عبارت دیگر» BBC  را ببینند[2]. گمان ندارم زمام‌داران جمهوری اسلامی نگران ایمان مردم و دین اسلام باشند. آن چه برای آنان مهم است، فقط و فقط حفظ و دوام قدرت سلطه گرانه بر مردم ایران زمین است. قدرتی که معلول سرکوب مداوم مردم و استفاده‌ی ابزاری از باورهای اسلامی دینداران است.

<strong>۲- قرآن محمدی</strong>

در برنامه‌ی «به عبارات دیگر»، دو پرسش به ظاهر تحریک کننده از من پرسیده شد. اولی درباره‌ی قرآن بود. اگر  به اصل گفت‌وگو نگریسته شود، پاسخ من روشن و دقیق بود. به همین دلیل سیمای واقعی ولایت مطلقه‌ی فقیه، بخش مهمی از پاسخ را حذف کرد. پاسخ این بود، در سنت مسلمین دو خدا وجود دارد:

اولی، خدای فقیهان و متکلمان (خصوصاً اشاعره) است. این خدا، خدای متشخص انسان‌وار  پادشاه جهان است. به تعبیر دیگر فقها خدایی به صورت پادشاهان دنیوی درست کرده‌اند. 

این خدا، همان کارهایی را انجام می‌دهد که پادشاهان دارای قدرت مطلقه انجام می‌داده‌اند. دوست و دشمن دارد،پیام رسانانی دارد، عصبانی و خشمگین می شود،پارتی بازی می‌کند، از مردم قرض می‌گیرد و به آنها بهره می‌دهد، تنبیه و مجازات (حکم ارتداد، حکم محاربه، حکم شراب خواری، حکم سرقت،حکم سنگسار و...) می‌کند، دلش به رحم می‌آید، فریب کار است، تیرانداز است، قاتل است، به درد سلطه و سرکوب می‌خورد.

دومی؛ خدای عارفان و فیلسوفان مسلمان است. آنان از <strong>لیس کمثله شیء</strong> آغاز می‌کنند. مدعای آنان این است: 

اگر خداوند از هیچ جهتی از جهات شبیه هیچ موجودی از موجودات  نیست، شبیه انسان‌ها و پادشاهان هم نیست. به تعبیر مولوی، صورت بخشی به امر بی‌صورت (خداوند)، کار آدمیان است. 

خداوند صورت بی‌صورت است. به همین دلیل امام محمد غزالی (متوفی ۵۰۵ هجری) به صراحت تمام گفته است: <strong>«اصولاً جمیع الفاظ زبان وقتی در حق خداوند به کار می‌روند، مجازی و استعاری</strong> می‌شوند[3].» 

خدای فیلسوفان مسلمان که از جمیع جهات و حیثیات واجب الوجود بالذات است، تحریک پذیر نیست، برای آن که حرکت از خصوصیات موجودات امکانی است که قوای خود را به فعلیت می‌رسانند. 

در سنت عارفانه و فیلسوفانه ی مسلمین، هیچ موجودی غیر از خداوند وجود ندارد. برای این که فرض وجود موجودی غیر از خداوند، با بی نهایت بودن خداوند تعارض دارد. 

خداوند «مطلق وجود» است، نه «وجود مطلق». اگر براهین اثبات صانع (خصوصاً برهان صدیقین صدرا با تمامی روایت های آن) خدایی را اثبات کنند، آن خدا، خدای غیر متشخص یا فراشخصی است. خدای ابن عربی و مولوی و ملاصدرا، چنین خدایی است. علامه ی طباطبایی در فلسفه ی خود از چنین خدایی دفاع می‌کرد.

من در پاسخ به پرسش برنامه‌ی «به عبارت دیگر»  گفتم چنین خدایی را قبول دارم و به همان معنایی که مولوی و ابن عربی و ملاصدرا مسلمان هستند، مسلمان هستم. 

ملاصدرا را صدرالمتألهین به شمار آورده‌اند، اما در عین حال فقها هر سه‌ی این بزرگان را تکفیر کرده‌اند. 

سیمای حقیقی ولی فقیه این سخنان را حذف کرد تا بتواند علی خامنه‌ای را نماینده‌ی زمینی پادشاه آسمان‌ها قلمداد کند.

<strong>۳- امام زمان</strong>

مهم‌ترین پرسش «به عبارت دیگر» درباره‌ی امام زمان بود. سلسله مقالات «قرآن محمدی» و «امام زمان به چه کار فقها می‌آید؟» محدود به دو شرط بود:

۱-۳- سخنان ما ارتباطی با ایمان گرایان ندارد. ایمان گرایان نیازی به اثبات عقلی باورهای هستی شناسانه‌ی خود ندارند. سخنان ما ناظر به آن دسته از عقل گرایان مسلمان است که ادعا می‌کنند تمامی اعتقادات را می‌توانند با براهین عقلی اثبات کنند.

۲-۳- معرفت، باور صادق موجه (true justified belief)است. کلیه ی باورهای اعتقادی مسلمین، ممکن است صادق باشند. ما به صدق و کذب آن مدعیات کاری نداریم. دایره ی بحث ما محدود به دلایل صدق مدعیات است. 

به تعبیر دیگر ممکن است باوری صادق باشد، اما نتوان با دلایل عقلی آن را اثبات کرد. ابوعلی سینا بر این باور بود که در عین صادق بودن زندگی پس از مرگ، با دلایل عقلی نمی‌توان معاد را اثبات کرد. وی در این زمینه ایمان‌گرا بود. می‌گفت: پیامبر صادق از حیات پس از مرگ خبر داده است.

۳-۳- ادعای «قرآن محمدی» این بود و هست که هیچ دلیل عقلی ای برای اثبات صدق مهم ترین باورهای اعتقادی مسلمین وجود ندارد، <strong>همین وبس.</strong> 

اگر این سخن کفر آمیز است، بوعلی سینا به جهت  نامدلل فرض کردن معاد، کافر است. درباره‌ی وجود امام زمان،مدعای ما به شرح زیر بود و هست:

۱-۳-۳- شیعیان از زمان رحلت امام یازدهم تاکنون حتی یک دلیل عقلی برای اثبات صدق وجود امام دوازدهم ارائه نکرده و نمی‌توانند اقامه کنند. 

اگر چنین دلیلی وجود داشت یا می‌توانست وجود داشته باشد، به جای تکفیر این و آن،آن دلایل عرضه می‌شد. 

روحانیت شیعه ۱۲ قرن است که به نام امام زمان از شیعیان وجوهات دریافت می‌کند، اما با خیال آسوده آن وجوهات مصرف می شود بدون آن که اندکی وقت صرف اقامه برهان برای اثبات صدق موجود مقدسی شود که به نام او از دسترنج مردم  مالیات می‌گیرند.

۲-۳-۳- بحث های تاریخی درباره ی وجود فرزند امام یازدهم، بحث هایی است که به اثبات وجود امام زمان منجر نمی‌شود. برای این منظور کافی است به کتاب محققانه‌ی استاد ارجمند حسین مدرسی طباطبایی <strong>«تشیع در فرایند تکامل»</strong> رجوع شود.

۳-۳-۳- حتی اگر کسی وجود امام دوازدهم را انکار کند، و ائمه‌ی شیعیان را «علمای ابرار» به شمار آورد، نه دارای علم غیب و معصوم و واسطه‌ی فیض، مدعایی الحادی و ارتدادی ارائه نکرده است. 

اولا: یک میلیارد مسلمان سنی مذهب وجود دارد که چنین باوری دارند. ثانیا: آیت الله خمینی باور به خداوند و نبوت پیامبر گرامی اسلام را تنها شرط مسلمانی به شمار می‌آورد، نه چیزی دیگر. ثالثا: مستندات تاریخی نشان می‌دهد که خود ائمه و شیعیان اولیه چنین باوری داشتند، یعنی ائمه را علمای ابرار به شمار می‌آوردند، نه دارای علم غیب، معصوم و واسطه‌ی فیض.

۴-۳-۳- چرا فقها تا این میزان بر سر امام زمان حساس هستند؟ دلیل آن روشن است. آنان قرن‌هاست با استناد به وجود چنین موجود مقدسی از مردم وجوهات دریافت می‌کنند و طی  ۳۱ سال اخیر، به نام او بر مردم حکومت می‌کنند و به نام او زندان و شکنجه و اعدام می‌کنند. 

مگر پرسنل وزارت اطلاعات را <strong>«سربازان گمنام امام زمان»</strong> نمی‌نامند؟ مگر همان سربازان گمنام امام زمان فروهر و همسرش را با کارد سلاخی نکردند؟ مگر علی خامنه‌ای را جانشین امام زمان قلمداد نمی‌کنند؟ مگر علی خامنه‌ای بر گنبد اما زمان بیرق خشونت بر نیفراخته است؟ 

بحث امام زمان بسیار مهم است. برای آن که با <strong>«قدرت» و «ثروت»</strong> ارتباط دارد. صدها کتاب نافی خدا در ایران منتشر می شود و حساسیتی برنمی انگیزد. اما امام زمان موضوع دیگری است. سلسله مقالات «امام زمان به چه کار فقها می‌آید؟» به طور مبسوط به این موضوع پرداخته و نشان داده است که خود ائمه و شیعیان اولیه  چه تصوری  از آنان داشته‌اند.

<strong>4- نتیجه</strong>

«قرآن محمدی» و «امام زمان به چه کار فقها می‌آید؟» نظرات شخصی من است و هیچ ارتباطی با آیت‌الله صانعی، میر حسین موسوی، مهدی کروبی، محمد خاتمی، کلیه‌ی عزیزانی که در زندان‌ها اسیر مدعی جانشینی امام زمان هستند، اصلاح طلبان، امضا کنندگان بیانیه‌ی پنج نفره و غیره؛ ندارد. 

سهل است بسیاری از آنان به شدت با این آراء مخالف هستند. در زمان انتشار آن مقالات با افراد مختلفی وارد گفت‌وگوی مکتوب در این زمینه شدم و هم‌چنان به روی نقد ناقدان گشوده هستم. 

در خصوص ضرورت یا عدم ضرورت این مباحث، دو دیدگاه متعارض وجود دارد. اولی، پروژه‌ی گذار به دموکراسی هیچ نیازی به پروژه ی نواندیشی دینی ندارد. دومی، در یک جامعه‌ی دینی، با حکومت مدعی دینی بودن، اصلاح دینی (نواندیشی دینی)، یکی از ارکان‌گذار به نظام دموکراتیک ملتزم به حقوق بشر است. 

مطابق رویکرد اول، نواندیشی دینی از نظر سیاسی- اجتماعی (نه الهیاتی) بی‌فایده و وقت تلف کردن است. اما مطابق رویکرد دوم، نواندیشی دینی از نظر سیاسی- اجتماعی، ضروری و یکی از پیش شرط‌های گذار به دموکراسی در جامعه‌ای چون جامعه‌ی ایران است.

<strong>پانوشت:</strong>

۱- رجوع شود به <a href="http://balatarin.com/permlink/2010/1/17/1918609">اینجا</a>.

۲- رجوع شود به <a href="http://www.bbc.co.uk/persian/tv/2008/12/000000_ptv_hardtalk.shtml">اینجا</a>.

۳- امام محمد غزالی، <strong>احیاء علوم الدین، </strong>ج ۴، ربع منجیات، کتاب التوحید و التوکل،ص ۲۵۵- ۲۵۴.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/special/2010/01/post_1048.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/special/2010/01/post_1048.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">تحولات ایران</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 18 Jan 2010 21:00:24 +0000</pubDate>
        
      </item>
      
   </channel>
</rss>