| خانه > وبلاگ زمانه | |
وبلاگ زمانهخشونت عریان و وضعیت روزنامهنگاران در ایرانیکی از خبرنگاران خارجی، هماینک برای ساختن فیلمی در تهران بهسر میبرد. گزارشی را که او امروز از شرایط کاری خود در ایران پس از انتخابات ریاستجمهوری برای زمانه فرستاده است. نگاهی به فيلمهای تبليغاتی نامزدهای رياست جمهوری به من رای بدهيدچند روزی به انتخابات رياست جمهوری ايران باقی نمانده و نامزدهای رياست جمهوری هرکدام با استفاده از فرصتی که صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران در اختيارشان گذاشته، سعی کردهاند، فيلم تبليغاتی موثری برای معرفی خود و برنامه های سياسی آينده شان بسازند. سعی من بر اين است که در اين نوشته کوتاه به دو فيلم تبليغاتی دو نامزد مختلف از دو جناح متضاد يعنی محمود احمدی نژاد نامزد جناح راست و اصول گرا و ميرحسين موسوی نامزد جناح چپ و اصلاح طلب که در شب های گذشته از صدا و سيمای ايران پخش شد، بپردازم. فستیوال کن و سینمای زیرزمینی ایرانبا اعلام اسامی فیلمهای پذیرفته شده در بخشهای هفتگانه فستیوال فیلم کن، و انتخاب فیلم «کسی از گربههای ایرانی خبر نداره» ساخته بهمن قبادی در بخش نوعی نگاه این فستیوال، انتقادها و سروصدای برخی مطبوعات رسمی و مسوولان سینمایی ایران درباره فستیوال کن و رویکرد سیاسی و غیر سینمایی آن بالا گرفته است. اینکه فستیوال کن باز هم آنها را دور زد و به جای همه فیلمهایی که آنها برایش فرستادند، فیلمی از یک فیلمساز «مسالهدار» را که عوامل تولیدش هم «مسالهدار» بودهاند، انتخاب کرده، فیلمی که به شکل «زیرزمینی» و بدون مجوز قانونی و اجازه نهادهای سینمایی رسمی و دولتی مثل فارابی و ارشاد تهیه شده است. بیطرفی رسانهای، افسانه یا واقعیت؟در یک ماه گذشته همزمان با اوج گرفتن اخبار متناقض دربارهی حضور یا عدم حضور سیدمحمد خاتمی در انتخابات آینده، همسو با رسانههای وابسته و یا نزدیک به دولت کنونی؛ در وبلاگستان نیز گروهی از روزنامهنگاران و وبلاگنویسان، شمشیر را هم برای خاتمی و هم برای روزنامهنگارانی که تلویحاً از حضور خاتمی استقبال کردهاند، بستهاند. در این متن صرفاً میخواهم اتهاماتی را که متوجه روزنامهنگاران حامی خاتمی شده، با معیارهای حرفهای روزنامهنگاری مرور کنم. جشنواره فجر و سياست بيگانهسازی متوليان فرهنگتقدیر از سینماگرانی چون ابراهیم حاتمیکیا و رسول صدرعاملی در جشنواره فجر امسال که مقارن است با سالگرد سی سالگی انقلاب، در حالی صورت گرفت که نامی از فیلمسازانی چون کیارستمی، جلیلی، مخملباف، مهرجویی، پناهی و قبادی در این مراسم برده نشد. گویا این سومین بار است که از فیلمسازی به نام ابراهیم حاتمیکیا در سینمای ایران تقدیر میشود، اما جشنواره فجر تاکنون از مهمترین سینماگران ایرانی که قطعاً صدها بار بیشتر از حاتمیکیا شایستگی تقدیر را داشته اند، تجلیل نکرده است. با رادیو زمانه همراه باشید سی سال حقوق بشر در ایران در بوته نقد و بررسیعمده شعارها در سال پنجاه و هفت؛ استقلال، آزادی و جمهوری بود که این شعارها نشانههایی از دموکراسی خواهی و آزادیطلبی ایرانیان بود. اما به نظر میرسد این روند در طول سالهای بعد از انقلاب در ایران دست خوش تغییرات شد. بررسی این تغییرات اینک در برنامه سی سال حقوق بشر در ایران هدف رادیو زمانه است. آیا خواستههای شعار دهندگان تامین شده است؟ و آنهایی که حکومت پادشاهی پهلوی را ناقض آزادیهای فردی و اجتماعی میدانستند به ایدهآل هایشان رسیدهاند؟ پیرامون راهاندازی تلویزیون فارسی بیبیسی تلویزیون فارسی بیبیسی و چالشهای پیشروبرای من که سالهاست با بیبیسی از "دور، نزدیک ، بسیار نزدیک و بسیار دور" همراه بوده ام، آغاز به کار تلویزیون فارسی رخدادی خجسته به شمار می آید که طبعا تاثیر خود را بر فضای رسانه ای کشور و بازار آن خواهد گذاشت و به اعتقاد من به شرط استفاده بهینه از توانمندیها، فرصت ها و سیاست گزاریها و روش های بخردانه به سرعت می تواند عرصه رسانه های کشور را به ویژه در زمینه رسانه های تصویری به سمت حرفهای تر شدن و تعاملی تر شدن پیش ببرد. مرزبندی بين سينمای هنری و سينمای عامهپسندسال گذشته که در جشنواره فجر بودم، بعد از دیدن فیلم آتش سبز محمدرضا اصلانی، مطلبی دربارهاش نوشتم که در روزنامه اعتماد همان وقت و رادیو زمانه منتشر شد. همان زمان امیر قادری هم مطلبی به کنایه درباره این فیلم و اصلانی نوشت با حرفهایی طعنهآمیز درباره نوشته من. از آنجا که جدال قلمی با دوستان منتقد را دوست ندارم و همیشه سعیام بر این بوده که وارد این بازیها نشوم، اما امروز با خواندن نوشته قادری با عنوان «چرا درک هنر عامه پسند اتفاقاً کار مشکلتری است» در روزنامه اعتماد، در پاسخ به حرفهای محمدرضا اصلانی، تصمیم گرفتم این یادداشت را بنویسم. واقعیتهای نامعتبر به روایت خبرگزاری فارسامکانِ نفوذِ خبرنگاران خبرگزاری فارس به لایههای نزدیکتر به هستهی قدرت، البته کمتر به توانایی خبرنگاران خبرگزاری فارس ربط دارد. این احتمال که مدیران بانفوذِ فارس صرفاً ناظران بازیهای سیاسی نیستند و خود نیز جزو بازیگران هستند، نه تنها این فرصت را در اختیار خبرگزاری فارس میگذارد که بدون دغدغههای مرسوم در فضای رسانهای کشور، از رقبای خود در عرصهی خبررسانی پیشی بگیرند؛ بلکه فرصتِ خبرسازی را در میدانی بدون رقیب در اختیار آنها قرار میدهد. در حالی که خبرگزاریهای دیگر نظیر ایسنا و ایلنا، گاهی علیرغم اطمینان از خبرهای سیاسی مهم، در انتشارش تردید میکنند و در خفا زیر چشمی منتظر میمانند تا در صورت انتشار خبر در فارس آن را کار کنند؛ خبرگزاری فارس به راحتی و بدون دغدغهی پیگرد قانونی، حتا در سطح وزارتخانهها خبرسازی میکند. پنج فیلمی که اوباما باید ببیندباراک اوباما که جدای از شعار تغییرش، این روزها به نماد تمایل جهانی به «تغییر» تبدیل شده، در زمان مبارزات انتخاباتی، سوژهی بسیاری از رسانههای جهان شده بود، پس از موفقیت در انتخابات هم از زوایای متفاوتی زیر ذرهبین قرار گرفته است. زن بروکس، یکی از نویسندگانِ گاردین در مطلبی با عنوان «فیلمهایی که اوباما باید ببیند»، پیشنهاد کرده که سناتور ۴۷ ساله آمریکا، به فاصله دو ماه و اندی تا آغاز رسمی دوره ریاستجمهوریاش، پنج فیلم را تماشا کند. او مطلبش را با فیلمِ محبوب اوباما آغاز کرده است. انتخابات آمریکا را "بلاگ" کنیددر نظر داریم روز سه شنبه ۱۴ آبان (۴ نوامبر) با کمک همکاران زمانه در آمریکای شمالی، نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و حواشی آن را لحظه به لحظه گزارش کنیم. برای تکمیل این گزارش ها فکر کردیم از شما کمک بگیریم و از شما دعوت کنیم تا برای سایت زمانه این انتخابات را به اصطلاح بلاگ کنید. اگر روز سه شنبه در باره این انتخابات یا حواشی آن چیزی در وبلاگتان نوشتید، لطفا لینک آن را به همراه یک پاراگراف خلاصه یا گزیده مطلبتان به همراه نام وبلاگتان برای ما بفرستید. زندگی در زمانه بادها و بیدهااز شما چه پنهان، وقتی در محدوده مرز پرگهر زندگی میکردیم، دنیای ملول و محدودی داشتیم! خودمان بودیم و محافظهکارها و اصلاحطلبها. یک تعداد کمشمار رادیکال دو طرفه هم آن وسطها رژه میرفتند که چندان خاطر خطیر ما را نمیآزردند. حالا که زدهایم بیرون میبینیم چه دود و دمی در فضای فعالیت سیاسی برپاست. دود و دمی که وقتی در ایران بودیم، به چشممان نمیآمد. حالا فکر میکنم رقصیدن به ساز سیاست، تلخترین تجربه روزنامهنگاری باید باشد. اجباری که در زمانه سعی کردیم به آن تن ندهیم و این، آسان نبود. تغییرات آیندهنگر دویچهوله و بیبیسی و آینده زمانهزمانه دستخوش تغییراتی در ساختار است. بخشی از آن ناشی از الزامات اداری جدید از سوی پرس ناو است که باعث میشود گرداندن امور اداری را بر عهده بگیرد و این فی نفسه میتواند نیروی تولید را از دغدغههای اداری رها کند تا بر طراحی و تولید متمرکز شود ولی بخش دیگر آن ممکن است بازگشت نوعی نگره کلاسیک رادیویی بر مدیریت کلان بنیاد زمانه باشد که به چالشی میان زمانه چنان که هست و نگرههای قدیمی تر بینجامد. آنچه دوستان دیگر ما در بیبیسی و دویچه وله شروع میکنند ما در شرایطی سخت و دست تنها شروع کردیم و چون نسبت به فضای عمومی رسانههای فارسی در آن زمان زیاده غریبه و آوانگارد دیده میشدیم در این مدت مقاومتی شکل گرفته است که اکنون میتواند زمانه را به دورهای از رکود دچار کند. «قاچاق» گلشیفته به هالیوودآنچه امروز این جریده معلوم نوشته و با استناد به نظر برخی جامعهشناسان نامعلوم نتیجه گرفته است که ورود زنان به هالیوود، فرجامی جز فاحشهگری و اعتیاد ندارد بیش از همیشه دلآزار است و انگار هیچکس در این روزنامه ابایی ندارد از اینکه به همین راحتی رخت آبروی یک زن را از تن در آورند و همه استدلالشان هم این باشد که این زن خود چارقد حجاب از سر برداشته است. حال کسانی که در مذهبشان برداشتن روسری از سر به معنای فاحشهگری تلقی میشود آیا جرأت باز کردن چشم خویش به بخش عظیمی از جمعیت جوان کشور را دارند؟ به همان اندازه که جمعیت چشمگیری از جامعه با افتخار روسری و حجاب را ارزش میپندارد، در مقابل به همان اندازه نسل جوان جامعه در این باور تردید کرده است و حجاب را تنها نشان مسلمانی نمیداند. الگویی برای مدیریت نظرها در وب شیوهنامه گاردین در مدیریت کامنتهاگاردین -- ما از بحث، نقد و مخالفت استقبال میکنیم، اما مهمترین امر برای اینکه سایت ما مکانی مناسب و مشوق برای شرکت همگان در بحثها باشد این است که با اشتياق به موضوع مورد بحث بپردازند و از موضوع خارج نشوند. ما مطلقاً مشوقِ دشنامگويی و سوء استفادهی بیفکرانه از فضای فراهم شده برای بحث و گفتگو نيستيم. حملهی شخصی به دیگر نظردهندگان، یا نویسندگان مطالب هیچ جایی در یک گفتگوی انديشمندانه ندارد. به طريق اولیٰ، ما از نقد مطالبی که انتشار میدهيم استقبال میکنیم، اما ارايهی مدام تصويری نادرست از سایتمان و نویسندگان سایتمان را تحمل نخواهیم کرد. به منظور ایجاد فضای مفیدی برای بحث و تبادل نظر و یادگیری، ما ميان بحثهای سازنده و متمرکز و حملههای شخصی و مغرضانه تمایز قايل خواهيم شد. نقدی بر حمله ایرنا به منتقدان کردان ایرنا و «غائله رسانه ای» کردانایرنا مینویسد: «مدرک افتخاری ارایه شده از سوی وزیر کشور»! خوب است خود وزیر کشور رسماً گفته است مدرک ارائه شده جعلی بوده است. ایرنا هنوز راضی نمیشود در تیترش این عنوان «جعلی» را که عین عدالت و انصاف است بگذارد کنار مدرک. حالا این به گفته ایرنا «غائلهی رسانهای» که در هر جایی که پاسخگویی به افکار عمومی و شهروندان عرف و قاعده باشد، امری است کاملاً طبیعی، به چشم ایرنا «غیر عادی» میآید. نتیجه چیست؟ گروهی باید بروند تحقیق کنند تا «پشت صحنه» بررسی شود و «اهداف پنهان غائله» روشن شود. وقتی چرخ روزنامههای ایرانی نمیچرخددر روزهایی که تهران بودم، دو بار انتخابات انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران برگزار شد و در این دو بار فرصت پیدا کردم با ۶۰۰ - ۵۰۰ نفر از همکاران روزنامهنگار سلام و علیک کنم و با ۴۰ - ۳۰ نفرشان خوش و بش کنم و با ۲۰ - ۱۰ نفرشان بنشینم و گپ بزنم و وقت بگذرانم. دوستان روزنامهنگاری که من دیدم، حقوق چند ماهشان را طلبکار بودند. بعضیشان حتی یک بخش از حقوق یک ماهشان را گرفته بودند؛ مثلاً ۱۰ روز از خرداد و حساب و کتاب حق و حقوقشان از دستشان در رفته بود. به مناسبت دومین سالگرد پخش رسمی زمانه نظرسنجی سوم زمانههدف از نظرسنجی سوم زمانه شناخت بهتر از میزان تمایل مخاطبان ما برای مشارکت در زمانه است. مسأله مشارکت، مسأله اصلی زمانه از روز اول بوده است. این مشارکت از نگر تئوریک مرزی ندارد؛ گرچه از نگر عملی، تدارکاتی و مالی ناچار محدودتر از آن شده است که در نظر داشتهایم. با این همه، زمانه موفق شده بالاترین سطح مشارکت مخاطب را در بازار رسانههای فارسی زبان به دست آورد و اکنون برنامه داریم که اگر میزان تمایل به مشارکت قابل توجه باشد، مشارکت را به صورت فعالتری در آوریم. چه کسی خط قرمزهای زمانه را تعیین میکند؟از من می پرسند خط قرمزهای زمانه چیست؟ جواب من ساده است. ما خط قرمز نداریم! می پرسند شرط و شروط های حامیان مالی زمانه چیست؟ بسادگی باید بگویم: هیچ. طور دیگری بگویم: ما هیچ خط قرمزی از آن دست خط قرمزها که دوستان فکر می کنند نداریم. کسی به ما نمی گوید چه بنویسیم یا ننویسیم. اما خط قرمزی که ما برای خودمان داریم از دو ناحیه می آید: اصول حرفه ای و انتظار و پسند و ناپسندهای مخاطبان. بنابرین هیچ رابطه ای بین حمایت مالی کردن و خط قرمزها وجود ندارد. ما اگر خودمان هم پول زمانه را در می آوردیم و مثلا شرکتی داشتیم که عوایدش به زمانه می رسید خط قرمزهامان همین بود که الان هست چون اصول حرفه ای همه جایی است و انتظارات مخاطبان هم همیشه در نظرگرفتنی. وبلاگستان و مدرک تقلبی علی کردانآرش کمانگیر -- مسعود بهنود مینویسد: «اینکه علی کردان ندانسته بود که در دنیای امروز، دروغهای بزرگ را نمیتوان در ملاء عام بیان کرد، خود دلیلی کافی است برای اینکه آن «کاغذ پاره» نمیتوانسته است از آکسفورد بیرون آمده باشد.» در مورد اینکه علی کردان و محمود احمدینژاد چرا چنین کردند و چگونه میتوان این غائله را ختم به خیر کرد، بسیار نوشته شده است. این نوشتهی کوتاه نگاهی گذرا میکند به پدیدهی «انفجار کردان» در وبلاگستان. |
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
![]() |






