نقد فيلم


معرفی و نقد فیلم «آواتار» ساخته‌ی جیمز کامرون
ترک‌خوردگی اید‌ئولوژیک از درون

محمود خوش‌چهره: «آواتار» دو معنی مشخص دارد. از سویی، به هبوط خدایی در اساطیر هندی اشاره دارد که در شکلی غیر از جسم اصلی خود بر زمین ظاهر می‌شود و از سوی دیگر تصویر گرافیکی شخص در دنیای مجازی است. جیمز کامرون «آواتار» را در هر دو معنا به کار می‌گیرد. به نظر می‌رسد «آواتار» انتقاد صریحی از سیاست‌های کشورگشایانه‌ی جرج بوش و نابودی هویت‌های بومی زیر چرخ‌دنده‌های فرایند «جهانی‌شدن» باشد.



نقد فیلم «جاده» آخرین ساخته‌ی جان هیلکوت
جاده: تلاش برای حفظ شان انسانی در اوج شناعت

محمود خوش‌چهره: به نظر می‌رسد که امسال سال پربرکتی برای فیلم‌های «آخرالزمانی» بوده است. چند هفته پس از نمایش «۲۰۱۲»، آخرین فیلم رونالد امریک که چیزی جز تکرار مکرر کلیشه‌های کودکانه و رایج هالیوود نیست، «جاده»، آخرین ساخته‌ی جان هیلکوت، چشم‌انداز متفاوتی را در این ژانر پرطرف‌دار عرضه می‌کند.



نقدی بر فیلم: «آقای فاکس حیرت‌انگیز»
اگزیستانسیالیست، در خدمت مرغ‌دزدی

محمود خوش‌چهره: آقای فاکس، «جرج کلونی»، روباه بسیار باهوش و بی‌باکی است که به خاطر اعتراض‌های همسر خود، خانم فاکس، «مریل استریپ»، حرفه‌ی «مرغ دزدی» را رها کرده و به روزنامه‌نگاری روی آورده است. حالا چطور چنین تغییری ممکن است و چه رابطه‌ای میان مرغ دزدی و روزنامه‌نگاری وجود دارد، معمایی است که فیلم پاسخ روشنی به آن نمی‌دهد.



یادداشتی بر فیلم جدید مسعود کیمیایی؛ محاکمه در خیابان
هراس از خیابان کیمیایی

عباس ارض‌پیما: آخرین فیلم مسعود کیمیایی که چند روزی از آغاز اکران آن می‌گذرد، به خودی خود فیلمی است بی‌ارزش، و با این حال، و به‌نحوی متناقض، بسیار مستعد «دیده‌نشدن». برای اولین‌بار عقب‌ماندگی فرم در سینمای کیمیایی، محتوایی خلاقانه را علیه خود او به کار انداخته است، محتوایی که از بیرون به فیلم نفوذ کرده، آن را وارونه ساخته و پشت سر می‌نهد.



نگاهی به فیلم «یک مردی جدی» ساخته برادران کوئن
فرصت‌های از کف رفته

محمود خوش‌چهره: کمدی سیاه، همواره وجهی مسلط در سینمای برادران کوئن بوده است. طنز تلخ آن‌ها با «فارگو» به اوج خود رسید که به گونه‌ای نامتعارف خشونتی سبعانه را در بستری از شوخی‌های گزنده می‌گنجاند. آمیزش این دو گرایش متضاد در نهایت لحنی کنایی به فیلم‌های برادران کوئن می‌دهد و، با در هم تنیدن طنز، پوچی و پارانویا در تار و پودشان رسوخ می‌کند. همه‌ی این عناصر در «یک مرد جدی» نیز وجود دارند.



نگاهی به فیلم «دو خواهر»
کپی‌برداری ناشیانه!

آرش پارسا: محمد بانکی در اولین تجربه‌اش در مقام کارگردان، سوژه‌ای را دست‌مایه‌ی کار خود قرار داده است که دیگر برای مخاطب ایرانی ناآشنا نیست. پرداختن به سوژه‌ی خواهران دوقلو دیگر به مضمونی تکراری در سینمای ایران بدل شده است. بانکی در پرداخت این مضمون چندان موفق عمل نمی‌کند زیرا فیلم کپی‌برداری ناشیانه‌ای از فیلم «دوتا هم زیاده»، ساخته‌ی فرناندو ترویا است.



به بهانه نمایش فیلم: نامه‌هایی به رییس جمهور در آمستردام
«آن‌ها مدت‌هاست که منتظرند»

فروغ تمیمی: فیلم «نامه‌هایی به رییس جمهور»، ساخته‌ی پیتر لوم، یک تحقیق مردم‌شناسانه تصویری است. او با دقت و ظرافت؛ احساسات، آرزوها، حسرت‌ها و عسرت‌های مردم را در ده و شهر ثبت کرده است. سندی افشاگرانه در مورد سیاست‌های پوپولیستی رییس جمهور احمدی نژاد و درد و رنج مردمی محروم که در انتظار صدقه او شب را سحر می‌کنند.



نگاهی به فیلم «نیش زنبور»
کمدی کلیشه‌ای با قاعده

آرش پارسا: حمید رضا صلاحمند، در دومین تجربه‌ی سینمایی خود به سراغ مضمونی کاملا متفاوت با اثر قبلی‌اش رفته است. «نیش زنبور»، کمدی موقعیتی است که از تقابل و رویارویی سه شخصیت اصلی آن شکل می‌گیرد. نویسنده در طراحی ساختمان داستانش ترکیب چندان پیچیده‌ای برای مخاطب عرضه نمی‌کند. او داستانش را براساس کاراکترها و آدم‌هایی طراحی می‌کند که برای مخاطب چندان ناآشنا نیستند.



مقایسه‌ای بین فیلم‌های «حوادث ماوراء طبیعی» و «مردانی که به بزها خیره می‌شوند»
از سیاست بسته بوش تا سیاست باز اوباما

محمود خوش‌چهره: شاید مقایسه فیلم‌های «حوادث ماوراء طبیعی» و «مردانی که به بزها خیره می‌شوند» به عنوان دو روی همان سکه قدری غریب به نظر آید، اما هر دو فیلم در برگیرنده همان واکنش ایدئولوژیک به سیاست‌های آمریکا هستند. در واقع هر دو فیلم نمودار نگرشی هستند که به شدت به نقد پارانویا و برجسته‌سازی ترور و خوف به عنوان سیاست اصلی جرج بوش می‌پردازد.



گزارشی از فیلم مستند «خانه‌ی شیشه‌ای»
مجالی برای تبدیل رنج به هنر

پانته‌آ بهرامی: هوای تنفسی برای چهار دختر جوان تهرانی آن‌چنان شده که آنان را به لبه‌ی پرتگاه فرار از خانه نزدیک می‌کند. در این چالش‌ همه روزه، روزنه‌ای به نام «بنیاد امید مهر»، برای تنفسی دوباره باز می‌شود. درون‌مایه‌ی فیلم مستند «خانه‌ی شیشه‌ای» بر مبنای زندگی پر تنش این چهار تن در تهران میلیونی بنا شده است و شاید انتخاب نام فیلم، نمادی از این تنش‌های روزمره باشد.



نگاهی به فیلم «آقای هفت رنگ»
مدیران مردم‌دار و لایق!

آرش پارسا: شاه حسینی، علاقه‌ی خاصی به پرداختن به معضلات زندگی زناشویی دارد و این مضمون‌ها را از دریچه‌ی طنز به مخاطب خود عرضه می‌کند. طرح کلی داستان فیلم «آقای هفت رنگ» هم بر اساس همین نگرش شکل می‌گیرد. «جهان» که برای دزدی به بانک رفته مجبورمی‌شود تا پول دزدیده شده را به جیب «کامران» که رییس شورای منطقه است، بیندازد. همین جابجایی باعث بروزاتفاقاتی دراماتیک و جذاب داستان می‌شود.



سرزمین زامبی‌ها

محمود خوش‌چهره: «سرزمین زامبی‌ها» بازگو کننده داستانی است که ما در اغلب فیلم‌های دلهره‌آور یا فیلم‌هایی که در ژانر «فاجعه» ساخته شده‌اند می‌بینیم. شیوع یک ویروس ناشناس، همه‌ی آدم‌ها را به یک بیماری عجیب دچار می‌کند که علائم بارز آن، نابودی عقل و خرد و پیدایش میلی شدید و غیرقابل کنترل به آدم‌خواری است.



نگاهی به «کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه» ساخته مایکل مور
نمایش هزل‌آمیز چهره وال‌استریت

محمود خوش‌چهره: «کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه» تازه‌ترین فیلم مایکل مور، از وجهی کوبنده‌ترین حمله‌ی او به سیستم حاکم آمریکا محسوب می‌شود. اگر «بولینگ برای کلمباین» و «فارنهایت ۹۱۱» به موضوعاتی می‌پرداختند که با گذشت زمان حساسیت خود را از دست داده، «کاپیتالیسم: یک داستان عاشقانه» به سراغ سرچشمه اصلی شر در آمریکا می‌رود که چیزی جز سرمایه‌داری بی‌پروا و عنان‌گسیخته نیست.



نگاهی به مستند مازیار بهاری درباره سعید حنایی قاتل زنان خیابانی مشهد
و عنکبوت آمد

نیلوفر بان: «و عکنبوت آمد» مستندی گزارشی و حاصل مصاحبه‌هایی با سعید حنایی در زندان وکیل‌آباد مشهد است. روزنامه‌ها به دلیل شیوه خاص قاتل در به دام انداختن و کشتن مقتولان، به او لقب «عنکبوت» داده بودند. مازیار بهاری در مستند خود، مصاحبه‌هایی با خانواده سعید حنایی و خانواده مقتولان می‌کند و حتی زنی خیابانی به نام «هستی» را مقابل دوربین خود می‌نشاند.



نگاهی به فیلم «بی‌پولی» ساخته حمید نعمت‌الله
ساده‌های مقتدر

آرش پارسا: «بی‌پولی» دومین اثر بلند حمید نعمت‌الله در حوزه‌ی کارگردانی سینما است. نعمت‌الله که با ساخت اولین اثرش «بوتیک» تحسین همگان را برانگیخت، پرداختن به معضلات اجتماعی و واکاوی مشکلات جوانان و طبقات مختلف جامعه را تم اصلی آثارش قرار داده است. بی‌پولی هم با آوای طنزآمیزش بغض نسلی می‌شود که دنبال فضایی برای انفجار جا خورده‌ است.



نگاهی به فیلم «وقتی همه خوابیم» ساخته‌ی بهرام بیضایی
چرا همه خوابیم؟

کیان الیاسی بختیاری: بعد از چندین دهه فعالیت در حوزه‌های فیلم و تئاتر و نمایشنامه و تحقیق‌، بیضایی در فیلم «وقتی همه خوابیم» سراغ موضوع فیلم ساختن خود رفته است. موضوعی که در ظاهر واکنش به پروژه ناکام «لبه پرتگاه» است لیکن می‌توان آن را به نوعی حدیث نفس همه سال‌های کاری‌اش در عرصه هنرهای تصویری دانست. همه سال‌هایی که می‌توانست کار کند و به پشتوانه تصویری سینمای این مملکت اضافه کند و به هر علتی این اتفاق نیفتاد‌. با این همه، بیضایی هیچ‌وقت بیکار ننشست. زمانی که موفق به ساختن فیلم نشد‌، تئاتر روی صحنه برد، وقتی اجازه اجرای تئاتر نیافت فیلمنامه و نمایشنامه چاپ کرد، تحقیق منتشر کرد.



نگاهی به فیلم بیست، ساخته‌ی عبدالرضا کاهانی
اینجا همیشه عزاست

کیان الیاسی بختیاری: اکثر نماها در فیلم «بیست» داخلی‌ست و اکثر این نماهای داخلی در همان تالار با فضای نمایاندنی محدود می‌گذرد. اتفاقی که می‌تواند تکراری بودن تصاویر و قاب‌ها را به دنبال داشته باشد و به تبع آن خستگی و وازدگی تماشاگر را. اما تمهید کارگردان در پر تحرک کردن دوربین، تقطیع مدام و استفاده از زوایای غیر تکراری توانسته این مساله را کمرنگ کند. اگر چه به صورت کلی ریتم زندگی آدم‌های این قصه کند هست و اتفاق خاصی در طول و عرض زندگی این آدم‌ها نمی‌افتد، ولی در تمام طول مدت نمایش، حس از نفس افتادگی و کند بودن ریتم قابل لمس است.



نقدی بر فیلم آلمانی «هویت نامعلوم، زنی در برلن»
فاحشه‌خانه‌ی ارتش سرخ شوروی

فهیمه فرسایی: فیلم «هویت نامعلوم، زنی در برلن» بر اساس کتابی به نام «دفترچه‌ی خاطرات» ساخته شده که نویسنده‌ی آن تا هنگام مرگ ناشناس باقی ماند. نویسنده‌ی «دفترچه‌ی خاطرات»، با لحنی خوددارانه و بدون شرح و بسط، رویدادهایی را که خود تجربه کرده یا شاهد وقوع آن‌ها بوده، به رشته‌ی تحریر درآورده است. ارتش سرخ با تانک و توپ و تجهیزات جنگی برای فتح برلن وارد این شهر شد، پیش از آن‌که به محدوده‌ی رایشستاگ برسد، آن را به محل عیش و عشرت و خوشگذرانی و تجاوز به زنان بی‌دفاع آلمانی تبدیل کرد.



نگاه گاردین به «دبلیو» ‌جدیدترین فیلم اولیور استون
هم‌شاگردی‌های سابق، روبه‌روی هم

‌گاردین، ترجمه‌ی علی آخوندان: آن‌ها به فاصله چند ماه به دنیا آمدند و در یک دانشگاه درس خواندند، ‌اما بعد هر کدام به مسیری رفتند؛ الیور استون راهی جنگ ویتنام شد و جرج بوش درسش را تمام کرد و حالا بار دیگر این دو نفر در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. فیلم استون حتی پیش از نمایش ‌عمومی ‌هم‌ جنجال‌ساز شده بود‌. سخنگوی کاخ سفید پیش‌بینی می‌کرد‌ که این فیلم‌،‌ فیلم‌ پراشتباهی است ‌که‌ رییس‌جمهور آن را جدی نخواهد گرفت. ‌در عین حال ‌بخش‌هایی از فیلم‌نامه هم ‌که به روزنامه‌ها ‌درز کرده بود، به شدت مورد انتقاد قرار گرفت‌. ‌خبرنگاران و وبلاگ‌نویسان‌، فیلم را به بدخواهی‌ و افترا ‌محکوم‌ می‌کردند که البته چندان هم عادلانه به نظر نمی‌رسید.



در جهنم کیبوتص

فهیمه فرسایی: درور شاول در فیلم Sweet Mud به زندگی «اشتراکی» در یک کیبوتص در جنوب اسراییل در سال‌های دهه‌ی هفتاد قرن پیش می‌پردازد. داستان از دید پسری ۱۲ ساله که دویر نام دارد و با خانواده‌اش در این کیبوتص زندگی می‌کند، بازگو می‌شود. دویر در آستانه‌ی پا گذاشتن به دنیای «پر مسوولیت بزرگترها» ست. پیش از آن، ولی باید از عهده‌ی یک سری «آزمایش‌های سخت» برآید.