تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۳۸۷ • چاپ کنید    
گزارشی از نشست آزادی عقیده و حقوق اقلیت‏های دینی

«در قوانین، حکم ارتداد نداریم»

مریم محمدی
mmohammadi@radiozamaneh.com

روز سه‌شنبه در بسیاری از کشورهای اسلامی و چهارشنبه در ایران مراسم متعددی به مناسبت عید فطر، پایان ماه رمضان، برگزار شد.

یکی از این مراسم در تهران و در دفتر سازمان دانش‏آموختگان تحکیم یا ادوار تحکیم، به ابتکار فعالان این سازمان برگزار شده است.

نکته‏ی قابل توجه، آن‌که عنوان این برنامه «نشست آزادی عقیده و حقوق اقلیت‏های دینی» است.

در‌مورد این برنامه، دلیل و اهمیت برگزاری آن در روز عید فطر، گزارشی تهیه و با آقای محمد هاشمی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم و از برگزارکنندگان این جلسه، گفت و گو کرده‌ام.

Download it Here!

آقای هاشم آقاجری، استاد دانشگاه و فعال سیاسی ‏ـ‏ مذهبی که در سال ۱۳۸۱ به‌خاطر یک سخنرانی در دانشگاه همدان، نخست به اعدام محکوم و پس از تحمل دو سال حبس، از زندان آزاد شد سخنران اصلی این مراسم بود.

«… آدمیان متفاوت‏اند و متفاوت می‏اندیشند. همه به دنبال حقیقت‏اند. اما هیچ‏کس نمی‏تواند حقیقتی را که به باور خود، بدان دست یافته است، برای ایجاد یک‏دستی، برای ایجاد امت واحده در میان همه‏ی آدمیان، دست‏آویز اجبار و زور و سرکوب قرار بدهد.»

ایشان در ادامه گفتند: «آیا اینان از پیامبر اسلام، به اسلام دلسوزترند؟ در قران کریم، بارها و بارها خداوند مستقیم پیامبر را مورد خطاب قرار می‏دهد و می‏فرماید: تو بر آن‏ها مسلط نیستی، جبار نیستی و نباید باشی.»

آقای آقاجری افزود: «‌در هیچ‌جای قرآن کریم آیه‏ای پیدا نمی‏کنیم که مجوز توسل به زور برای اعمال عقیده بشود. اگر جنگی و توسل به سلاح دیده می‏شود، منطق‌اش جواز قتال، ستم‏دیدگی و... است. انسا‏ن‏های ستم‏دیده در مقابل ستم‏گر، برای دفع ستم، مجازند که قتال بکنند، جهاد بکنند.»

ایشان ادامه داد: «وضع پیروان سایر ادیان در قرآن کریم بسیار روشن است، پیروان ادیان مسیحی، کلیمی، زرتشتی و مجوس. قرآن به ما فرمان می‏دهد که با این انسان‏های دگرآیین در صلح و دوستی و هم‏‏زیستی به‏سر ببریم…»


هاشم آقاجری، استاد دانشگاه و فعال سیاسی ‏ـ‏ مذهبی (عکس:روزنوشت‌های یک روزنامه‌نگار)

آقای آقاجری در بخش دیگری از سخنان‌اش گفت:

«… سنت پیامبر هم بسیار روشن است. پیامبر هم در مدینه و هم آن وقت که وارد مکه شد، پس از یک پیروزی، در اوج قدرت، چه کرد؟»

او در ادامه گفت: «پیامبر پس از هجرت در مدینه، با تمام دگر‏آیین‏های مدینه، بر‌اساس یک قرارداد، بر‌اساس یک مجموعه‏ی مشترک عرفی، عهد بست. نوعی قانون مشترک و اساسی برای مدینه‌ که در این قانون اساسی حقوق همه‏ی ساکنان مدینه، اعم از مسلمان و غیرمسلمان، باید تامین می‏شد.»

آقای آقاجری افزود: «پیامبر در قراردادی که سال اول در مدینه بست، پیروان سایر ادیان را الزام نکرد که باید مسلمان بشوید. تنها چیزی که در این قرارداد منع شد، همکاری با دشمن بر ضد مدینه و دولت‏شهر پیامبر و مسلمانان بود.»

ایشان ادامه داد: «بخشی از تاریخ دوره‏ی مدنی پیامبر به جنگ‏ها مربوط می‏شود. شما این جنگ‏ها را مطالعه بفرمایید. کدام جنگ پیامبر برای تحمیل عقیده بود. یهودیانی که با پیامبر پیمان بسته بودند و به این پیمان‌شان وفادار بودند، از حقوق خودشان بهره‏مند بودند...»

در بخش‏های دیگر ادامه دادند:

«… مدعیانی که امروز به نام حاکمیت دین و ترویج اسلام، به زور متوسل می‏شوند، به ما بگویند با استناد به کدام یک از آیات قران، زور را وسیله‏ی اعمال اجباری به دین و آیین در جامعه‏ی ایران می‏کنند؟»

آقای آقاجری افزود: «شما می‏دانید که پیامبر با مسیحیان نجران چگونه رفتار کرد. اقتدارمسیحیان در نجران حفظ شد. کلیساهای آن‏ها حفظ شد. اسقف‏های آنان، رهبران مذهبی آن‏ها به مدینه می‏آمدند و با پیامبر گفت و ‏گو می‏کردند. و پیامبر صرفاً بر‌اساس منطق مکالمه، منطق گفت‏ و گو با آن‏ها مواجه شد. وقتی هم که ‏‏آنان نپذیرفتند، هم‏چنان در شهر خودشان، نجران، با تمام حقوق و آزادی‏ها و امنیتی که داشتند، به زندگی ادامه دادند.»

ایشان در ادامه بیان کرد: «‌به اعتقاد من، علی‏رغم این‏که پایه‏ی اسلام، ظهور عینی اسلام نیست و این تاریخ در تجربه‏ی مسلمانان همراه با کجی‌ها و اعوجاجاتی بوده است، اما در همین تاریخ، می‏بینید که آزادی عقیده، آزادی مذهب، آزادی دین، نه فقط برای پیروان ادیان ـ فراوان در تاریخ شنیده و خوانده‏ایم ‏ـ که حتی ماتریالیست‏ها (‌به تعبیر آن روز، «دهریون») یعنی «ابن ابوالعوج»‌ی دهری در قرن دوم هجری، معاصر امام صادق، نه تنها تحت پیگرد و سرکوب قرار نمی‏گیرد، بلکه آزادانه با مسلمان‏ها، با متکلمان مسلمان وارد مباحثه می‏شود.»

با آقای محمد هاشمی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم و از برگزارکنندگان این جلسه، گفت و گو می‏کنم.

تقریباً از یک سال پیش، کمیته‏ای به نام «کمیته‏ی پیگیری بازداشت‏های خودسرانه» در حال فعالیت است که متشکل از نمایندگان جریان دانشجویی، احزاب، گروه‏ها و نهادهای حقوق بشری، است.

همان‏طور که از اسم آن برمی‏آید، بازداشت‏های خودسرانه و وضعیت کسانی را که بدون حکم قانونی بازداشت می‏شوند و مدت‏های مدیدی بدون این‌که تکلیف‏شان مشخص شده باشد و دادگاهی تشکیل شده باشد، در زندان به سر می‏برند، پیگیری می‌کند.

تلاش کرده‏ایم به مناسبت‏های مختلف، برنامه‏هایی را در منزل زندانیان سیاسی برگزار کنیم، با خانواده‏های آنان تماس بگیریم و تا آ‏ن‏جایی که ممکن است وضعیت این دوستان را پیگیری کنیم و حداقل خبررسانی کنیم.

در‌مورد این برنامه‏ به‏طور مشخص‌، یک‌سری اخبار نگران‌کننده‏ در‌مورد برخورد با اقلیت‏های دینی، اهل سنت، مسیحیانی که به اتهام ارتداد بازداشت شده بودند و محکوم به ارتداد هستند، و هم‏چنین بازداشت بهاییان، در طول یک ماه گذشته شنیده‏ بودیم.


محمد هاشمی، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم

اخباری هم در‌مورد دراویش گنابادی هست که دستگیر می‏شوند.

بله. این‏گونه اخبار اخیراً خیلی زیاد شده است. در طول این سه دهه، موارد متعددی از برخورد با اقلیت‏های دینی و فکری عقیدتی داشته‏ایم، منتها در طول چند ماه اخیر این برخوردها بسیار شدت گرفته است.

از جمله همان دراویش گنابادی، چند مورد در شیراز و مشهد از مسیحیانی که به اتهام ارتداد بازداشت شده‏اند (از جمله آقای سودمند)، بهاییان و مشکلی که برای خانم شیرین عبادی پیش آمده بود و موارد متعدد دیگر.

مجموعه‏ی همه‏ی این‏ها باعث شد که تصمیم بگیریم در کمیته‏ی پیگیری بازداشت‏های خودسرانه، برنامه‏ای با هدف بررسی و دفاع از حقوق این اقلیت‏های دینی و مذهبی، برگزار کنیم.

چطور شد که روز عید فطر را برای برگزاری این نشست انتخاب کردید؟

تصورمی‏کنیم که اقلیت‌های دینی و مذهبی در ایران وجود دارند و به اسم شیعه و با تفکر شیعه و به اسم اسلام سرکوب می‏شوند و با آن‌ها برخورد می‌شود.

فکر می‏کنیم عید سعید فطر به‌عنوان یک جشن مذهبی، می‏تواند زمان بسیار مناسبی باشد برای نشان دادن این‌که اکثریت مسلمان شیعه خواهان همزیستی مسالمت‏آمیز با هم‏وطنان مسیحی، یهودی و سایر اقلیت‏های قومی در کشور است.

اخیراً شاهد آزاد شدن دو هم‏وطن مسیحی بودیم که به جرم ارتداد در بازداشت بودند و این خطرهایی که می‏گویید، تهدیدشان می‏کرد. آیا می‏توان آزادی این دو نفر را نشانه‏هایی از تغییر شرایط در ایران، ارزیابی کرد؟

بنا به گفته‏ی حقوقدانان، در قوانین موجود در کشور، حکمی تحت عنوان «حکم ارتداد» نداریم و اتفاقاً قانون اساسی تصریح بر آزادی عقیده دارد.

متنها حکم ارتداد از شریعت برداشت می‏شود و در طی این ۳۰ سال هیچ‏گاه این حکم فقهی، قانونی نشده است. تصور می‌کنم پیامدهایی که قانونی کردن چنین حکمی می‏تواند داشته باشد، باعث شده است که هیچ‏وقت قانونی تحت عنوان قانون ارتداد نداشته باشیم.

برخوردهایی از این دست که با این هم‏وطنان مسیحی، یهودی یا بهایی می‏شود، مبتنی بر همان قانون فقهی است، نه قانون موجود.

فکر می‏کنیم خبررسانی، اطلاع‌رسانی و کارهایی از این دست می‏تواند کمک کند که بتوانیم جلوی این روند را بگیریم و تا آن‏جایی که می‏توانیم محدودش کنیم.

محتوی مراسم امروز شما چه بود؟ یا با توجه به این‌که مراسم هنوز ادامه دارد، چه هست‌؟

یک بخش اصلی برنامه‏، سخنرانی آقای آقاجری بود که در‌مورد بحث ارتداد در اسلام سخن گفت. شاه‌بیت سخنان وی این بود که نفس برخورد با اقلیت‏ها، منطق دین نیست، بلکه منطق زور است.

در ادامه‏ی این برنامه، خانواده‏های زندانیان سیاسی صحبت می‏کنند. الان که با شما صحبت می‏کنم، برنامه هنوز ادامه دارد و یکی از نمایندگان کردها، در‌مورد اعتصاب غذای بازداشتی‏های کرد صحبت می‏کند.

سخنان همسر دکتر صرافی، از فعالان آذری که سه هفته‏ی پیش بازداشت شده‏اند:

«همسر من به اتفاق تعدادی از شاعران و نویسندگان آذری در یک مراسم افطاری بودند که بازداشت شدند. یک مراسم کاملاً معنوی برای کمک به بچه‌هایی که پدران‌شان زندانی بودند. من پنج روز تمام دنبال این بودم که حداقل جای او را پیدا کنم و بعد از پنج روز بالاخره فهمیدم در زندان اوین و در انفرادی است. بعد از یک هفته به منزل ما ریختند و همه‏ی دست‏نوشته‏های همسرم را به تاراج بردند…»

ایشان ادامه دادند: «بیشتر ناراحتی‏ام این است که... من رشته‌ام نقاشی است و هیچ‌وقت سیاسی نبودم. ولی وقتی به خانه ما ریختند و همه دست‌نوشته‌های همسرم را به تاراج بردند، احساس کردم مثل این است که روزی به خانه بیایم و ببینم همه نقاشی‌های‌ام را برده‌اند...»

او در ادامه گفت: «من از همه روشنفکران، آزادی‌خواهان کمک می‌خواهم. خانواده‏ی زندانیان سیاسی بیش از آن‌ها تحت فشار هستند. همسر من ۳۰ سال است که برای فرهنگ و ادب این کشور زحمت می‏کشد، حرفه‏ی خودم نقاشی است، پسرم در زمینه‏ی موسیقی کار می‏کند. واقعاً تعجب می‏کنم، …» (با گریه)

ایشان دچار تاثر است و نمی‏تواند صحبت‏اش را ادامه بدهد.

سایر برنامه‏های امروز که نتوانستیم بشنویم، چه بود یا در ادامه، چه خواهد بود؟

بعد از سخنان آقای آقاجری، خانم مرتاضی لنگرودی گزارشی از وضعیت آقای اسانلو و مشکلات پزشکی که برای ایشان در بازداشت ایجاد شده، داد. ما‌در آقای اسانلو هم چند کلامی صحبت کرد.

همچنین آقای توفیقی به نمایندگی از زندانیان کردی که در اعتصاب غذا به سر می‏برند، صحبت کرد.

آقای آذرلو هم که فرزندش به اتهام ارتباط با مجاهدین خلق در بازداشت است، چند دقیقه‏ای صحبت کرد، نظرات‌اش را گفت و وضعیت پسرش را که در بازداشت‏گاه ۲۰۹ وزارت اطلاعات است، توضیح داد.

Share/Save/Bookmark

نظرهای خوانندگان

kash az baloch ha ha davat mikardid

-- بدون نام ، Oct 4, 2008

واقعاً حکم مجازات اعدام برای ارتداد بیشتر از همه به ضرر کیست؟ به ضرر مسلمانان، زیرا افرادی که در خانوادهء یکی از اقلیتهای دینی به دنیا می آیند مشمول آن نمی شوند. آنان می توانند هر دینی را که بخواهند بپذیرند یا هیچ دینی نداشته باشند. مسلمانانند که حق انتخاب دین خود را ندارند. البته در مورد تبلیغ دین وضع برعکس است و در اینجا مسلمانان آزادند و اقلیتهای مذهبی تحت فشار. خلاصه من همیشه فکر می کنم در حکومت دینی جزمگرا فشار بر اکثریت بیش از فشار بر اقلیت است

-- شعله ، Oct 5, 2008

هزاران زنداني را به جرم ارتداد اعدام كرده اند حتي بسيجي هائي كه در ملع عام مردم را به قتل رساندند محكوم نشدند مانند كرمان . و يا خميني در ايران نشسته و حكم ارتداد و ترور سلمان رشدي را مي دهند براي ترورش همين آقاي صانعي از بنياد 15 خرداد جايزه براي سر سلمان رشدي تعيين مي كند . خود حضرت محمد نامه مي نويسد به رم و ايران نا براي حمله و كسترش اسلام با آنان حجت كند يا جزيه بدهيد يا مسلمان شويد يك مثل معروف است كه مي كويند اكر مسلمان شوي و يا ترك مسلماني كني بايد خون ريزي شود در هر دو سو خونريزي دارد .سوره ي بقره را بيشتر بخوانيد تا مشاهده كنيد ارتداد يعني جه ؟

-- فرهاد-فرياد ، Oct 5, 2008

اهانت با سئوال فرق میکند
ممکن است کسی به دین اسلام ایراد بگیرد پس باید سئوال کرده و جواب قانع کننده بگیرد و اگر قانع نشد حتی باید بتواند دین خود را عوض کند چون دین به اجبار نیست و همه ما ایرانیها چون در جامعه مسلمان هستیم اسلام را پذیرفته ایم و در قرآن به صراحت گفته شده که در زمین سیر کنید و در جای دیگر به اعراب گفته میشود که پدران شما اشتباه کردند
اما در مورد اهانت قابل پذیرش نیست که کسی که به دین اسلام (قبول دارد یا ندارد) بدون سئوال و استدلال محکم که در مورد جواب آن نیز تحقیق نکرده(یا قانع نشده) به اعتقادات دیگران توهین کند
مگر مسلمانان که به ادیان دیگر ایراد وارد کرده اند و آنها را کامل نمیدانند به عقاید آنها توهین میکنند
قابل پذیرش نیست که کسی که سئوال میکند مرتد شناخته شود و کسی که توهین میکند در امان باشد

-- سعید ، Oct 6, 2008

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)
-لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.
-کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و منتشر نخواهد شد.


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)