تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۳۸۷ • چاپ کنید    
پیشگفتار برای چاپ تازه رمان ناتنی و متن کامل کتاب

متن کامل رمان ناتنی

مهدی خلجی

پیش‌گفتارِ چاپ مجازی

La définition du Beau est facile : il est ce qui désespère
تعریف امر زیبا آسان است: زیبا آن چیزی است که نومید می‌کند.

پل والری

ناتنی، رمانی است که نوشتن‌اش در ماه‌های پایانی سال ۱۳۸۱ در پراگ آغاز شد و بیش از سالی به درازا انجامید. در بهار ۱۳۸۳ نشر گردون در برلین آن را در شش‌صد نسخه چاپ کرد. نه وقتی می‌نوشتم امید داشتم که روزی بتوان آن را در ایران منتشر کرد و نه اکنون امید می‌برم که آینده‌ای نزدیک برای انتشار کاغذی آن در درون کشور وجود داشته باشد. چاپ مجازی آن در پایگاهِ اینترنتی رادیو زمانه، شاید فرصتی پیش نهد برای کسانی که کتاب را می‌جویند و نمی‌یابند.
در این چاپ، اندک‌شمار خطاهای مطبعی را درست کرده‌ام. در زبان‌نگاره گاهی دست ‌برده‌ام. متن کتاب همان است که در چاپ کاغذی بود؛ جز آن که موخره را حذف کردم، زیرا به ساختار رمان کمکی نمی‌کرد.


بسیاری خوانندگان از من پرسیده‌اند آیا داستان فؤاد، قصه‌ی زندگی من است یا نه. بی‌گمان نیست. خوانندگان ممکن است در ناتنی شباهت‌های فراوانی به مکان‌ها، زمان‌ها، آدم‌ها و رویدادهای «واقعی» بیابند. بی‌تردید شباهت‌ها «تصادفی» است. ناتنی، قصه‌ای بیش نیست و ارتباط آن با واقعیتِ بیرونی یا زندگی نویسنده، درست مانند رابطه میان هر قصه‌ با زندگی و زمانه‌ی نویسنده‌اش، تصادفی و خیالین است. آن کس که تصادف و خیال را بشناسد، چندان درگیر این پرسش نخواهد ماند.

سپاس‌ می‌گزارم به ویژه از دو دوست، عباس معروفی و مهدی جامی، که بی‌همت‌ و لطف‌شان، ناتنی، شاید نور نشر کاغذی و مجازی را نمی‌دید.
حق چاپ مجازی این کتاب منحصراً از آنِ رادیو زمانه و برای انتشار در وب‌سایتِ این رادیوست. حق انتشار کاغذی، یا هر گونه بهره‌گیری دیگر از داستان به شکل ترجمه، فیلم و جز آن یا نشر مجازی در وب‌سایت‌های دیگر در انحصار نویسنده است.

مهدی خلجی

متن کامل رمان ناتنی، نوشته‌ی «مهدی خلجی» را از این‌جا دریافت کنید (فرمت: PDF، حجم: یک مگابایت)

Share/Save/Bookmark

نظرهای خوانندگان

ایکاش یک حرکت دنباله داری برای توزیع کتابهایی که از دیدگاه جمهوری اسلامی ممنوع هستند بر روی اینترنت انجام میشد. کتابهایی مانند کارهای فریدون ادمیت که خواندنش برای نسل جوان بسیار روشن گر است. کتابهایی که سرمایه این کشورند و در محاق ناپیدایی. البته مسئله حق چاپ هم به جای خود چون بسیاری از این کتابها دارای حق چاپ و متعلق به ناشری هستند اما نمیتوان از این سرمایه ها صرف نظر کرد. حداقل این است که زمانه میتواند به معرفی این کتابها بپردازد تا علاقه مندان با این کارها بیشتر اشنا شوند.

-- Ali ، Oct 11, 2008

گذاشتن متن كامل داستان بر روي سايت راديو زمانه كار بسيار عالي و درخور قدرشناسي است از مسئولان اين راديو براي اين ابتكار زيبا سپاسگزاري مينمايم.

-- GMS ، Oct 12, 2008

سلام
لطفا مشابه این حرکت را بازهم انجام دهید می دانم کار سختی است ولی سخت تر از کار شما کار ماست که باید با هزار زحمت این کتب ممنوعه را در ایران البته شاید بتوانیم با قیمت خیلی بالا پیدا کنیم
خیلی ممنون می شوم این کار دنبال دار کنید و تکرار کنید
مرسی

-- علیرضا ، Oct 12, 2008

Ey val

-- Parvaneh ، Oct 12, 2008

عالي بود - دستتون درد نكنه -هميشه موفق براي اشاعه فرهنك كتاب خواني -مبارك باشه

-- nima ، Oct 15, 2008

فوق العاده بود. سپاس گزارم.

-- م.س.م ، Oct 18, 2008

کاش ادیبان سایت رادیوزمانه نقد و یا مقدمه ایی بر رمان ها می نوشتند تا لااقل بدانیم با چه اثری رو به روییم.مگر می شود بی هیچ شناخت قبلی کتابی را برداشت و خواند؟ خانم پارسی پور.اقای معروفی.مجتبی پور حسین و ... می توانستند یادداشتی در ایتدای کتاب بیاورند تا اثر را به من خواننده معرفی کنند.و اینکه این اثر چه ارزش هایی می تواند داشته باشد.تا میل به خواندن برانگیخته شود...

---------
درباره این رمان می توانید از جمله به نقدی که عبدی کلانتری در زمانه نوشت رجوع کنید
کلانتری، عبدی، در سوگ تن های شکسته
http://www.radiozamaneh.org/nilgoon/2007/11/post_89.html

زمانه

-- omid ، Oct 24, 2008

فوق العاده بود

-- mozhgan ، Oct 24, 2008

با عرض سلام و تقدیم احترام خدمت جناب آقای خلجی

آقای خلجی
قبلا در نوشته ای به بررسی رمان شما پرداختم.(http://o.blogfa.com/post-129.aspx)
در رابطه با رمانتان چند سوال در ذهنم مطرح هست که با انتشار متن کامل این رمان در رادیو زمانه، امیدوارم فرصتی برای مطرح کردن این سوالات بیابم.

دسترسی جز اینجا به شما ندارم.
منتظر پاسخ تان هستم.
موفق باشید.
---------
اقای ابطحی عزیز
اگر مایل به تماس با من هستید لطفا برای من ای-میل بفرستید به آدرس
mehdi دات Khalaji
در جی میل دات کام
با احترام
مهدی خلجی

-- ابطحی ، Oct 26, 2008

کتاب محشری بود. آدم را یاد کافه پیانو فرهاد جعفری می اندازد.
از آقای خلجی تقاضای بازهم قلم زدن و از زمانه تقاضای اشاعه این گونه قلم زدن ها را دارم.

-- مسعود ، Nov 2, 2008

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)
-لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.
-کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و منتشر نخواهد شد.


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)