ادبیات ایران


در انتظار دن کیشوت ایرانی

ونداد زمانی: به دن کیشوت برگشتم چون به شدت جای خالی رمانی که بتواند ۳۰‌ سال گذشته ایران را نه تنها ترسیم کند؛ بلکه بتواند آیینه‌ای باشد که همه آن‌چه که در برابر وجدان عمومی کشور اتفاق افتاده را با هنرمندی رندانه در برابر ملت منعکس نماید، حس می‌کنم. کاری که سروانتس با اسپانیا کرد. من سراسیمه‌ترا از همیشه به انتظار داستانی‌ ایرانی می‌مانم؛ در انتظار دن کیشوت ایرانی.‌



هفتاد و یکمین «بخارا»

هفتاد و یکمین شماره مجله بخارا با تصویری از دکتر محمدامین ریاحی منتشر شد و از شنبه چهارم مهرماه در دسترس علاقه‌مندان قرار می‌گیرد. در این شماره، آثاری از هوشنگ دولت‌آبادی، عزت‌الله فولادوند، محمدرضا شفیعی کدکنی، احمد اخوت، سیروس علی‌نژاد، محمدابراهیم باستانی پاریزی، سیروس شمیسا، شهزاده سمرقندی، کامبیز درم بخش، علی دهباشی و ... منتشر شده است.



نگاهی به رمان اسماعیل فصیح
ثریا در اغما یا زیبای خفته

طاهره بارئی: رُمان «ثریا در اغما» داستان یک سفر است. سفری که «جلال آریان»، به امید بیدار باز‌گرداندن ثریای در اغما، از غربت به سرزمین خود، آغاز می‌کند. ثریا، تنها قهرمان زن داستان نیست. زن دومی نیز به‌نام «لیلا آزاده»، یکی از سه قهرمان اصلی کتاب را تشکیل می‌دهد. لیلا، آشنای دیرین جلال آریان است که کوچ او به فرانسه بین آن‌ها فاصله می‌افکند. سفر جلال آریان، نوسانی است بین این دو زن. از سوی تخت ثریا در بیمارستان، به طرف لیلا‌یی که خود را مغلوب می‌خواند. ثریا روی تخت بیمارستان در تمام طول رمان چون تابلویی به پشت دیوار حوادث داستان آویخته است.



به بهانه درگذشت مهدی آذریزدی
خبرهای بد برای بچه‌های خوب

حسین وحدانی: در میانه خبرهای بدی که این روزها برای خواندن و شنیدنش نیاز به زحمت زیادی نیست، مرگ «مهدی آذریزدی» از آن دست خبرهایی است که شاید چندان توجهی برنینگیزد؛ نویسنده هشتاد و هفت ساله‌ای که از عفونت ریه رنج می‌برد و ناگزیر روزهای آخر عمر را سپری می‌کرد. اما تاسف‌بار نه فقط مرگ نویسنده‌ای در سالخوردگی است که مرگ شیوه‌ای از تلاش فرهنگی و ادبی است که دیری است به فراموشی سپرده شده و با درگذشت امثال مهدی آذریزدی، امید به احیای مجدد آن، دست کم در سال‌های نه‌چندان دور پیش رو، نیست.



گفت و گو با دکتر علی حصوری، زبان‌شناس
«تولید علم، تولید واژه هم می‌کند»

البرز: زبان‌شناسی تاریخی به دانش مطالعه‌ی تغییرات زبان‌ها در گذر زمان اطلاق می‌شود. زبان‌شناسی تاریخی نه تنها برای پی بردن به دینامیک و چگونگی عملکرد پدیده‌ی بروز تغییرات در زبان‌ها اهمیت دارد، زبان‌ها به هیچ وجه ثابت و استاتیک نیستند، بلکه، به‌طور مداوم و پیوسته در حال نشو و نما، جریان، هستند. دکتر علی حصوری به زمانه می‌گوید: «ما در زمینه‏ی علوم و فنون، مبتکر نیستیم. در دنیا جزو تولید کنندگان علم نیستیم. در نتیجه‏، مصرف کننده‏ی علم دنیا هستیم. به این دلیل، ناچار، وارد کننده‏ی لغات خارجی هم بوده‏ایم.»



بخارا به هفتاد رسید

هفتادمین شماره مجله بخارا با مقالاتی از شفیعی کدکنی، ژاله آموزگار، عزت‌الله فولادوند، دکتر باطنی، محمود دولت‌آبادی، داریوش شایگان، محمد‌علی موحد، جمشید ارجمند، انور خامه‌ای‌، عبدالحسین آذرنگ و... و با شعری منتشر نشده از سیمین بهبهانی منتشر شد و از روز یک‌شنبه دهم خرداد ۱۳۸۸ در دسترس علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت. با هم نگاهی داریم بر فهرست این شماره‌ی بخارا‌.



نگاهی به رمان «بیوتن» نوشته‌ی رضا امیر‌خانی
نشانه‌های بی‌خویشاوند

ندا کاوسی‌فر: رضا امیر خانی در رمان «بیوتن» با به کارگیری تکنیک‌های فرمی، بازی‌های زبانی، آشنایی‌زدایی از کلمات با تغییر در محور همنشینی آن‌ها، استفاده از علائم سجاوندی قرآنی، کاربرد جملات قرآنی و ارتباط مناسب آن‌ها با معانی تعقیب شده در متن، استفاده از زبانی دیگر با فونت فارسی و نهایتاً گنجاندن داستانی عاشقانه در دل متنی ایدئولوژیک توانسته است، توجه طیف گسترده‌ای از مخاطبان را به خود معطوف کند. «بیوتن» حکایت تنهایی انسان، یا انسان تنهای در جست‌وجوی ایمان است یا می توانست که باشد. انسانی که در میانه منطق و دل، فلسفه و دین، حکومت خدا و انسان، بیمرگی و نابودی، ایمان کاریکاتوروار اما دلنشینش را به دلسینه حفظ می‌کند.



نشست ششم آزادی بیان در کتابخانه مرکزی شهر وین
خود‌سانسوری در تاریخ ادبیات ایران

لعیا مروان: روز جمعه ۱۷ آوریل، برای ششمین بار نشستی فرهنگی‌ در شهر وین با عنوان «آزادی بیان» بر‌گزار شد. تعداد کثیری از ادب‌دوستان ایرانی‌ و اتریشی‌ در این نشست که در کتابخانه مرکزی وین ترتیب داده شده بود، شرکت کرده و پس از شنیدن گفتار و اشعار، با دست‌اندر‌کاران این برنامه به فارسی‌ و آلمانی به گفت و گو و تبادل نظر پرداختند. دلیل اصلی برگزاری این نشست ادبی‌، هنری، عدم اهدا جایزه گلشیری بود. در همین راستا نسیم خاکسار که یکی‌ از اعضای هیأت داوران این جایزه است‌، در این همایش شرکت کرده و طی‌ تحلیلی به تاریخچه سانسور و خود‌سانسوری در تاریخ ادبیات ایران پرداخت.



گفت ‌و ‌گو با مهدی همزاد به مناسبت انتشار الکترونیکی کتاب «قبیله‌ی پسرهای دربه‌در»
روزنه‌‌ای به فضای باز

امیدرضا محمودی: تنها نشانه‌ی هم‌جنس‌گرا بودن مهدی همزاد‌، پلاک پرچم رنگین‌کمان است که بر کوله‌پشتی‌اش نصب کرده است. آرام قدم می‌زند و همیشه موقع حرف زدن مکث می‌کند. مهدی را از وبلاگش چند سالی ا‌ست می‌شناسم. وبلاگ همزاد را اگر دقیق نخوانید، همانند قیافه‌ی مهدی، متوجه محتوای هم‌جنس‌گرایانه‌ی آن نمی‌شوید. هم‌زمان با آغاز نمایشگاه کتاب در تهران، یک نمایشگاه کتاب اینترنتی با نام «نمایشگاه بین‌المللی کتاب دگرباشان» روی نت عرضه شده است که در آن یازده کتاب گوناگون شعر و داستان عرضه شده‌اند. از مهدی همزاد در این مجموعه کتاب «قبیله‌ی پسرهای دربه‌در» منتشر شده است.



گزارشی از هجدهمین نشست عصر پنجشنبه در بخارا، با ‌حضور گلی ترقی:
«فروغ از زنان روشنفکر خوشش نمی‌آمد»

مجله بخارا ‌در هجدهمین نشست خود در تاریخ دهم اردیبهشت ۸۸ میزبان گلی ترقی بود. طی این دیدار جمعی از نویسندگان‌ و علاقمندان به ادبیات، به طرح سوالات خود پرداختند‌. گلی ترقی گفت: « من فروغ را بارها با ابراهیم گلستان دیده بودم و فروغ از زنان روشنفکر خوشش نمی‌آمد و نخستین قصه‌ام به همت شمیم بهار در‌ اندیشه و هنر‌ به چاپ رسید و روزی برحسب اتفاق، فروغ را در رستورانی دیدم و با او درباره مادربزرگم و تنهایی‌اش صحبت کردم.»



گفت و گو با جهانگیر هدایت، مسئول دفتر صادق هدایت
«گفتند اصلاً اسم هدایت را نیاورید»

۱۹ فروردین سال ۱۳۳۰، صادق هدایت، نویسنده‌ی برجسته‌ی ایرانی در پاریس خودکشی کرد و مرگ او نیز بر رازآلودی زندگی متفاوت و هنرمندانه‌اش افزود. اما پنجاه و هشت سال پس از مرگِ هدایت، هنوز این نویسنده‌ی برجسته ایرانی، مورد بی‌مهری مسوولان ایران است و انتشار بدون سانسور آثارش در ایران با مشکل روبه‌روست. ‌جهانگیر هدایت، برادرزاده‌ صادق هدایت در گفت و گو با رستگار راستی روایتی دارد که فراتر از ممنوعیت انتشار کتاب‌های صادق هدایت در این سه سال است‌: «در چنین موقعیتی حتی اگر راجع به هدایت مقاله‌ای می‌نویسیم و به مطبوعات می‌دهیم‌، می‌گویند ما نمی‌دانیم به صلاح هست این مقاله را چاپ کنیم یا نه‌؟! چون اگر چاپ کنیم حداقل مورد شماتت وزارت ارشاد قرار می‌گیریم که اصلاً شما چرا راجع به هدایت مطلب می‌نویسید؟»



گفت و گو با آذر عالی‌پور، مترجم ادبیات داستانی
«مترجم ادبی به نوعی باید نویسنده باشد»

سعید شکیبا: بعد از انتشار مجموعه «رز گریه کرد» به همراه چند داستان کوتاه دیگر از ویلیام ترور،‌ رمان‌نویس ایرلندی که توسط آذر عالی‌پور ترجمه شده بود، کارشناسان ادبیات به «روانی» ترجمه این اثر اذعان کردند. عالی‌پور در گفت و گو با زمانه می‌گوید: «ترجمه‌ی یک اثر ادبی علاقه‌ای درونی و می‌توانم بگویم عشق به ادبیات می‌خواهد. به نظر من یک مترجم ادبی به نوعی خود باید نویسنده باشد. به عبارتی ترجمه‌ی ادبی یک نوع خلق است، در حالی که در ترجمه‌های رسمی و قراردادی خلقی در کار نیست، فقط یک برگردان معمولی است از زبانی به زبان دیگر.»



گزارشی از مراسم رونمایی ترجمه هلندی «جای خالی سلوچ»
«‌جای خالی سلوچ‌» به زبان هلندی

به مناسبت انتشار ترجمه هلندی رمان «جای خالی سلوچ» مراسمی از سوی سفیر هلند، آقای رادنیک و همسرش، بانو بئاتریس فان فولن هوفن برگزار شد. در این مراسم علاوه بر محمود دولت‌آبادی و اعضای خانواده‌اش شخصیت‌هایی همچون‌: عزت‌الله فولادوند، داریوش شایگان، ضیاء موحد، جواد مجابی، محمد‌علی سپانلو، علی دهباشی، ترانه مسکوب، بهمن فرمان‌آرا، مدیا کاشیگر، سفیر بلژیک و دو ناشر آثار محمود دولت‌آبادی‌ حضور داشتند. ابتدا مهدی شفقتی از سوی سفیر هلند به حضار خیر مقدم گفت و ضمن برشمردن وجوه فرهنگی ادبیات در میان انسان‌ها‌، آن را پیوندی جهانی نامید.



ویژه‌نامه نوروزی بخارا منتشر شد

ویژ‌نامه نوروزی مجله بخارا منتشر شد. در این شماره بخارا برای اولین بار پنجاه شعر منتشر نشده از دکتر محمد‌رضا شفیعی کدکنی منتشر شده است، هم‌چنین به همراه اشعاری از سیمین بهبانی و محمد علی سپانلو. در بخش ویژه فلسفه بخارا «جشن‌نامه دکتر داریوش شایگان» آمده است که شامل مقالاتی از کامران فانی، بهاءالدین خرمشاهی، جواد مجابی، محمد منصور هاشمی، جمشید ارجمند، بزرگ نادرزاد و… درباره آرا و اندیشه‌های داریوش شایگان آمده است.



نقد دو اثر منتشر شده از حافظ
نمره ضیاء موحد به نسخه‌ نویافته آثار حافظ: صفر

سعید شکیبا: عصر روز سه‌شنبه، سیزدهم اسفندماه سالن اجتماعات شهر کتاب مرکزی در تهران میزبان مراسم دیگری بود که به غزل‌سرای بزرگ قرن هشتم ایران اختصاص داشت. کتاب‌های «فرهنگ شرح‌های حافظ» نوشته بهادر باقری و «غزل‌های حافظ، نخستین نسخه یافت‌شده از زمان حیات شاعر» به کوشش علی فردوسی کتاب‌هایی بودند که زیر تیغ نقد حافظ پژوهانی همچون ضیاء موحد، محمود عابدی، بهاءالدین خرمشاهی و بهادر باقری قرار گرفتند.



گزارشی از مراسم رونمایی قدیمی‌ترین نسخه خطی غزلیات حافظ
«حافظ، حافظ و نگهدارنده‌ی ما است»

مینو صابری: مراسم رونمایی از قدیمی‌ترین نسخه خطی غزلیات حافظ، عصر روز دوشنبه در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد. در این مراسم جمعی از ادیبان، حافظ‌‌پژوهان و همچنین هنرمندان و مردم علاقه‌مند حضور داشتند. آقای دکتر فردوسی، کاشف این کتاب در فیلمی چند دقیقه‌ای خطاب به مدعوین گفت: «فکر نمی کنم اغراق کاملاً بی معنایی باشد اگر بگوییم که در این ششصد سالی که بر ما گذشته است، حافظ نقش متعادل کننده‌ای در فرهنگ ما ایفاء کرده است.»



حالا حکایت عمران صلاحی است

پیمان برنجی: تازه‌ترین کتاب از مجموعه‌ی «تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران» به کوشش محمد هاشم اکبریانی توسط «نشر ثالث» با عنوان «عمران صلاحی» به تازگی منتشر شد. گفت و گوی این کتاب را کیوان باژن به عهده داشته و نسبت به سایر مجلدات، این مجموعه از ضعف‌هایی رنج می‌برد. عمران صلاحی، شاعر و طنزپردازی که در نوشتار آدم بسیار طنازیست در گفت و گو با باژن به طور مکانیکی و انگار به اجبار به سوال‌ها پاسخ می‌دهد.



گفت و گو با احمد میراحسان، شاعر و منتقد ادبی به مناسبت درگذشت طاهره صفارزاده
طاهره صفارزاده؛ آوانگارد‏ترین شاعر ایران در دهه‏ی ۵۰

معصومه ناصری: روز شنبه، دنیای شعر و ادبیات ایران یکی از چهره‏های خودش، طاهره صفارزاده، شاعر و مترجم را از دست داد. طاهره صفارزاده در دانشگاه تهران در رشته‏ی زبان و ادبیات انگلیسی تحصیل کرد. چندین سال بعد برای ادامه‏ی تحصیل به آمریکا رفت و در رشته‏ی «نقد تئوری و عملی در ادبیات جهان» به تحصیل پرداخت. در رابطه با جنبه‏های گوناگون فعالیت‏ها و آثار طاهره صفارزاده، با احمد میراحسان، شاعر و منتقد ادبی، گفت و گو کرده‌ام.



در کارگاه انديشه و خيال استاد توس

خسرو ناقد: فردوسی ساليانی دراز به ‌افسانه‌ها رنگ تاريخ و به ‌تاريخ رنگ افسانه زد تا با آميخته‌ای از اسطوره و واقعيت‌های تاريخی، شاهکاری بيافريند که روشنی آن چون خورشيد تا بيکران درخشان و شکوه آن جاودان بماند. فردوسی بيش از يک عمر در سرودن شاهنامه سپری کرد. پادشاهان و پهلوانان کهن که سرنوشت ايشان قدرت داستان‌پردازی و قوه‌ تخيل فردوسی را برانگيخت، رفته رفته به‌ دوستان و همراهان او تبديل شدند و مونس و همدم او گشتند. فردوسی غروب عظمت و فرود آزادی سرزمين‌اش را خود تجربه ‌کرده بود و اينک انعکاس آن را در افول دوران حماسه‌آفرينی ايران باز می‌يافت.



نگاهی به «سیزده ساعت» اثر آرش گیتو
ساعت ۱۳

سام واثقی: گرچه زمینه بارز بیشتر کوتاه‌نویسی‌های «سیزده ساعت» حول و حوش مهاجران ایرانی است، اما تلاش آرش گیتو، نویسنده جوان و امیدوارکننده ما با انتخاب شخصیت، روایت‌گر یا نویسنده اول‌شخص مجرد آغاز می‌شود. او در داستانی با عنوان «مهمانان جمعه» می‌نویسد: «می‌ترسم. از بی‌پروایی آن‌ها که ظرف‌هایشان را به دست ماشین ظرف‌شویی می‌سپارند، می‌ترسم. مگر می‌شود ظرف‌‌ها را توی ماشین ظرف‌شویی چپاند و بعد با آسودگی دندان‌ها را شست و به‌ رختخواب رفت؟ دست‌هایشان چه چیز را نوازش‌گر است؟»