| خانه > شهرنوش پارسی پور > با خانم نویسنده | |
با خانم نویسندهبا خانم نویسنده- شماره ۲ الف «آنچه مردم برای آن می جنگند دموکراسیست»آیا آقایان به امکان یک کودتای نظامی توجه ندارید؟ باور کنید اگر این کودتا به نام شما و برای دفاع از شما هم انجام بگیرد در مدت زمان کوتاهی پس از آن به صورت یک سرنیزه به قلب خود شما فرو خواهد رفت. باور کنید نیروی نظامی نیز همانند مردم از شما متنفر و بیزار است. تنها فرق قضیه در این لحظه این است که اگر شما پیام مردم را بگیرید و عاقلانه عقب بنشنید میتوانید گامی در جهت دموکراسی بردارید. اما بدبختانه شما دارید به دامن نیروهای نظامی می غلتید و افسار خود را به دست آنها می دهید. در واکنش به اتفاقات اخیر در ایران در رابطه با حرکت نوین مردم ایرانباید دانست که حتی اگر مردم به زور به خانه ها برگردانده شوند دیگر آب رفته به جوی باز نخواهد گشت. هرکس در بیداری مردم ایران شک کند تقاص بدی پس خواهد داد. اینها البته خسارت هائی ست که یک ملت در جریان گذار از سنت به مدرنیته تحمل می کند. اما چقدر عالی خواهد شد اگر مقامات رهبری جمهوری اسلامی پا در جای پای مردم بگذارند و پیش از آن که به راستی دیر شود جریان آزاد سازی سیاسی را اعلام کنند. با خانم نويسنده ـ شماره ۴۹ تمرکز دوربین فرانسویان بر زنان چادر سیاه بودبر این پندارم که یکی از دلایل انقلاب سال پنجاه و هفت اختلاف عمیقی بود که در خانوادههای سنتی ایحاد شده بود. در این خانوادهها با تحصیلات زن مخالف هستند، اما ناگهان حضور زنان ایرانی در تمامی عرصهها بر روان این خانوادهها تأثیر گذاشته بود و دیگر نمیتوانستند با گفتن اینکه دانشگاه همان روسپیخانه است زنان و دختران خود را آرام کنند. در نتیجه باید به میدان میآمدند که آمدند، و بعد تلاش بیهودهای کردند تا زنان را به خانه باز گردانند که نشد. به این مسأله توجه کنید که جمع قابل ملاحظهای از زنان چادر نمازی نیز در مقطع انقلاب با پوشیدن چادر سیاه به جمع زنان سنتی پیوستند. با خانم نويسنده ـ شماره ۴۸ چرا نمیتوانستهام فیلسوف باشمواقعیت این است که من اغلب در هنگام خواندن متنهای مشکل دچار این پندار میشوم که این متنها به عمد مشکل نوشته میشوند چرا این شخصیتها تا این حد مشکل مینویسند؟ شاید برای آنکه من خواننده باور بدارم که افرادی نشستهاند و دارند به طور جدی فکر میکنند. چنین به نظر میرسد که فیلسوفان از جنم ویژهای هستند، و مسایلی که در آن میپیچند به گونهای است که زبان مشکلی را طلب میکند، اما نمیدانم چرا من فکر میکنم مشکلترین مسایل را میتوان به گونهای بیان کرد که همه درک سادهای از آن داشته باشند. این کار شدنی است. پرسش این است: آیا به راستی فلسفه نیازمند زبان مشکلی است؟ با خانم نويسنده ـ شماره ۴۷ «آب» زبان پارسی در اسطوره آفرینش سومریانآغازینه درهم شدن امواج پراکنده شکارچیان آریایی که به فلات ایران سرازیر میشدهاند با اقوام سومر باید حداقل پنج هزار سال قدمت داشته باشد. ابداً فکر نمیکنم ایرانیان در سه هزار سال پیش وارد این فلات شده باشند، بلکه داستان باید بسیار قدیمیتر باشد. در اسطوره آفرینش سومریان نام آب شیرین که نر است «آبسو» میباشد. آب در این نام همان آب زبان پارسی است. این اسطوره حداقل پنج هزار سال قدمت دارد. با آغاز عصر پدرسالاری نیمی از هستی «زشت و بدبو» طبقهبندی شده، و آن نیمه مادینه هستی است. دلیل این امر این است که اندام زایشی زن پنهان است و کودک در فضای تاریک زهدان رشد میکند. با خانم نويسنده ـ شماره ۴۶ آینده جهان، بیبچه استچندی پیش فیلمی دیدم به نام «بچههای آینده». در این فیلم که زمان آن حدود ۲۰۴ میلادی بود نشان میدادند که آخرین بچه دنیا که در سال ۲۰۱۶ به دنیا آمده در اثر حادثهای از دنیا رفته است. مردم همه نگران و مضطرب بودند و احساس تأسف میکردند. اما به هر حال دنیا خالی از بچه بود. تنها یک دختر سیاهپوست باردار بود و عدهای در هنگامه مبارزات تروریستی میکوشیدند او را به جای امنی برسانند. تماشای این فیلم برای من اخطاری بود. امروز مسأله واقعاً این نیست که جمعیتی از مردم فقیر هنوز بچهدار میشوند. مشکل اما این است که آینده جهان بیبچه است. و جهان بیبچه یعنی پایان تمدن بشری. با خانم نويسنده ـ شماره ۴۵ اصطلاح مکاتب شرقی، گندهگویی فیلسوفان اروپاییغرب بیهیچ چون و چرایی ارباب تکنولوژی است، اما این ابداً به معنای آن نیست که ارباب مطلق اندیشه نیز محسوب میشود. هدف من از طرح مسأله یی جینگ در اینجا این بود که نشان بدهم دست بر قضا اندیشه دیالکتیکی نه تنها به اندازه عمر فرهنگهای بشری پیر است، بلکه اما آن اندیشهها به شدت پیچیده نیز هستند. اما نوشته بودید در مکاتب شرقی این مفاهیم پایههای اعتقادی هستند و باور شده که وجود دارند. دوست عزیز کدام شرق؟ فاصله عظیمی میان اندیشه چینی و اندیشه هندی و اندیشه ایرانی وجود دارد. ما هرگز قادر نیستیم از اصطلاح کلی «مکاتب شرقی» استفاده کنیم. با خانم نويسنده ـ شماره ۴۴ زنانی که بهتر است مادر نشوندزنان و مردان بسیاری را میشناسم که فرزندخواندگان خود را با خلوص قلب دوست دارند. پرورشگاههای ایران و جهان پر است از بچه. به راستی چه کاری زیباتر از اینکه کاشانهای را به کودکی هدیه کنیم. خانمی را میشناسم که دختری را به فرزندی پذیرفته. او میگوید از لحظه ورود این کودک به خانهاش تازه دارد معنی زندگی را کشف میکند. اما دستهای از زنان نیز هستند که شاید بهتر باشد از بچهدار شدن خودداری ورزند. منظورم آن دسته از زنانی است که به دلیلی از دلایل به روسپیگری کشانده میشوند. با خانم نويسنده ـ شماره ۴۳ طبیعت بسیاری از اکتشافات، زنانه بوده استطبیعت بسیاری از اختراعات و اکتشافات در آغاز زنانه بوده است. سفالگری، پارچهبافی و آغازینه کشاورزی متنی زنانه است. شمار بانو خدایان فرهنگ سومر آنچنان زیاد است که شکی در جنبه ابزارسازی زنانه نمیگذارد. منتها به دلایل بسیار روشنی میدان در اختیار مردان قرار گرفته. و مهمترین نکته این است: مردان از نظر جسمی قویتر از زنان هستند و در نتیجه میتوانند همه چیز را از دست زنان بیرون بکشند. در ایران پس از آنکه دوران پدرسالاری آغاز میشود مبنای حکومت بر همان متن اختراعات زنانه گذاشته میشود. بپذیریم که رشد تکنولوژی در این منطقه بسیار کند میشود. با خانم نويسنده ـ شماره ۴۲ افتخار میکنم شبیه زنان خانهدار باشمخانمی به نام هما از این بابت که من در بررسی اشعار شاعران نوگرا همیشه به این مطلب اشاره میکنم که شاعر باید شعر با وزن و قافیه نیز داشته باشد به خشم آمدهاند و نوشتهاند که مقالات زیر متوسط من ایشان را به یاد زنان خانهدار میاندازد. باید بگویم که من از خواندن آن بسیار مشعوف شدم. اگر من بتوانم این افتخار را کسب کنم که شبیه زنان خانهدار باشم از خوشحالی در پوست خود نخواهم گنجید. لائوتزه خردمند میگوید اگر کسی بتواند یک ماهی را به گونهای سرخ کند که پوست آن کنده نشود قادر خواهد بود جهان را اداره کند. با خانم نويسنده ـ شماره ۴۱ دو وجه فاعلی در آیین دائوبرخی از لمپنهای ایرانی برای تحقیر جنس مخالف از اصطلاح «کردن» استفاده میکنند. در چنین حالتی به نظر میرسد لمپن ما از اندام باروری خود به عنوان «چاقو» استفاده میکند. حالا فرض میکنیم که چاقوی او خیلی تیز است و طرف (مفعول) را میبُرد و حتی تکه پارهاش میکند. اما دست بر قضا ممکن است «مفعول» دچار بیماری ایدز یا سیفلیس باشد. طبیعی است که فاعل ما در اثر این عمل فاعلانه دچار ایدز یا سیفلیس خواهد شد. پس «فاعل» در آنی به مفعول (بر او وارد آمده) تبدیل خواهد شد. این یعنی گذار از یانگ به یین. با خانم نويسنده ـ شماره ۴۰ هیچ نوع آدابى را نمىتوان تحقیر کرداستفاده ساده از واژگانى همانند خرافات یا گول زدن نمىتواند راه حلى باشد براى انجام رفتارى که صدها سال از عمر آن مىگذرد. توجه بشود که ایرانیان پیش از اسلام نیز نماز مىخواندند و گویا روزى پنج بار نماز مىخواندند. در تمام جوامع بشرى آدابى انجام مىشود. این در حقیقت یکى از تفاوتهاى بارز انسان است با حیوانات که آداب جمعى خلق مىکند. نماز حرکتى است همانند رقص، منتهى رقص و نماز به دو دلیل متفاوت به وجود آمدهاند، هرچند که در ریشه یک هدف را تعقیب مىکنند. با خانم نويسنده ـ شماره ۳۹ دگرباشانی که مدام فیلم بازی میکنندحقیقت است که دگرباشان ایران دچار مشکلات فراوانى هستند. آنان دائم باید به قول معروف فیلم بازى کنند و یا همانطور که آرشام مىگوید ماسکى به چهره داشته باشند. من این اواخر اغلب به دگرباشان فکر کردهام و سابقه تاریخى آنها. چنین به نظرم مىرسد که بخش اعظم تاریخ معاصر جهان را دگرباشان، و یا بهتر بگوییم مردان و امردان به وجود آوردهاند. در جهان قدیم سفر کردن زنان با اشکالات فراوانى توأم بود. آنان اغلب مورد تجاوز قرار مىگرفتند و بعد نیز بیدرنگ باردار مىشدند. در نتیجه همراه کردن آنان با مردان به مقصد سفرهاى بزرگانى و یا شرکت در جنگها اغلب غیر ممکن بود. با خانم نويسنده ـ شماره ۳۸ انزجار، راز تمام مهاجرتهاى بزرگ تاريخظاهراً در زمانى که کتاب «زندانى تهران»، نوشته مارينا نعمت به چاپ رسيده شمارى از زندانيان سابق نسبت به صحت مطالبى که در کتاب منتشر شده دچار ترديد شدهاند. مىدانيم که مارينا نعمت ادعا مىکند با بازجويش به نام على موسوى در زندان ازدواج کرده است. همچنين اين اوست که مىنويسد دوستش آرش در حوادث ۱۷ شهريور در ميدان ژاله به قتل رسيده است. مارينا توضيح داد که نام على موسوى يک نام مستعار است. او گفت که هرگز به خودش اجازه نخواهد داد نام حقيقى شوهر سابق و بازجويش را بنويسد. با خانم نويسنده ـ شماره ۳۷ لمپنهای خرده بورژوا در ایراندر آغاز انقلاب متوجه شدم که ما در ايران علاوه بر لمپن پرولتاريا با انواع ديگرى از لمپن نيز روبهرو هستيم، که از اينگونه است لمپن بورژوا و لمپن خرده بورژوا. در حقيقت در ايران هميشه با لمپن خرده بورژوا رو در رو هستيم. اين حالت ويژهاى است که جامعه ارباب رعيتى ايران ايجاد مىکند. در زندان بود که بيشتر متوجه شدم اين يک واقعيت عينى است. طيبه، پانزده ساله که به عنوان پاسدار خدمت مىکرد براى ما تعريف مىکرد که در دوران کودکى عاشق شاه بوده و عکسهاى خانواده سلطنتى را با احترام تمام جمعآورى مىکرده است. با خانم نويسنده ـ شماره ۳۶ دليل شيفتگى روشنفكران به آيتالله خمينىحسن پرسیدهاند دلیل شیفتگى روشنفکران به آیتالله خمینى در سال ۵٧ چه بوده و چرا آنها از بختیار سوسیال دموکرات حمایت نکردند. در پاسخ به حسن باید بگویم که آیا ایشان اطلاع دارند که تهران در سرشمارى سال ۱۳۳۵ یک میلیون نفر جمعیت داشته، و در سال ۱۳۵۵، یعنى بیست سال بعد ۴ میلیون جمعیت در این شهر مىلولیدهاند؟ حسن در عین حال باید به این مساله توجه کنند که دستگاه حکومتى آخرین پادشاه ایران چند ویژگى داشته. نخستین ویژگى این دستگاه، جلوگیرى شدید از فعالیت نیروهاى چپگرا و سوسیال دموکرات بوده، و به همین منظور به مجموعه گستردهاى از نیروهاى مذهبى اجازه فعالیت مىداده. با خانم نويسنده ـ شماره ۳۵ پورت آنجلس و زنان بدون مرداندر بهار سال ٢٠٠٨ دیانا بیگلو و جیم استاپلتون با من تماس گرفتند. این زن و شوهر که مقیم شهر پورت آنجلس هستند در اىمیلى براى من نوشتند که قصد دارند کتاب زنان بدون مردان را به صورت یک نمایشنامه در بیاورند، و آیا من به آنها اجازه مى دهم که این کار را بکنند؟ البته این کتاب به زبان انگلیسى ترجمه شده و آنان نیز از همین ترجمه استفاده مىکردند. من با خوشحالى اجازه دادم و خاطر نشان کردم که باید با ناشر کتاب تماس بگیرند. آنان نیز چنین کردند و کار آرام آرام پیش رفت. در آخر جولاى بود که نمایشنامه به مرحله اجرا رسید. با خانم نويسنده ـ شماره ٣٤ براى اولین بار به حرفهاى يک رهبر جهان گوش مىدهمرهبران زيادى در جهان بودهاند که با عشق و علاقه مردم برگزيده شدهاند، و بعد چرخ حوادث عکس جهت حرکت کرده است. هيتلر مورد علاقه مردم بود، اما هنگامى که مرد در پشر سر خود تاسف و احساس شرم را باقى گذاشت. خمينى نمونه ديگرى از رهبران مورد توجه مردم است، که در جريان عمل گرچه بخشى از عوام را معطوف به خود نگه داشت، اما بسيارى را از خود تاراند. حالا نوبت باراک اوباماست، که نه تنها در دل ملت خود جاى باز کرده، بلکه موفق شده توجه و علاقه مردمان ديگر نقاط جهان را نيز متوجه خود کند. با خانم نويسنده ـ شماره ۳۲ چگونه مىتوان کتاب نوشتنخستین شرط نویسنده بودن خواندن زیاد است. خود من به مطالعه تاریخ و اساطیر بسیار علاقهمندم و فکر مىکنم تمامى علاقهمندان به نویسندگى باید اساطیر ملل مختلف را بخوانند. اسطورهها نخستین داستانهایى هستند که انسان روایت کرده و بعد این روایتها را نوشته است. اگر اسطورهها را به دقت بخوانید و بررسى و تجزیه و تحلیل کنید متوجه خواهید شد که تمامى داستانهایى که بعدها نوشته شده کم و بیش حداقل به یکى از این اسطورهها شباهت دارد. اسطورهها الگوهایى به دست مىدهند که براساس آنها مىتوان داستان نوینى نوشت. با خانم نويسنده ـ شماره ۳۱ توطئه جهانىدر مطالعه فرهنگ سومر متوجه مىشویم که قربانى انسانى در این فرهنگ وجود داشته است. در اسطوره به دوزخ رفتن بانو خدا ایشتار مىبینیم که پس از آن که بانو خدا با مصائب و رنجهاى فراوانى به سطح زمین باز مىگردد و شوهر خود را در حال عشقورزى با زنان دیگر مىبیند، فرمان قتل او را مىدهد. البته این یک اسطوره است، اما بدون شک ریشه و منشاء آن در حوادثى ست که در هر جامعهاى رخ مىدهد. در این اسطوره ما کار و زحمت زنانه را با خوشگذرانى و لاابالىگرى نوعى از مردان رودررو مىبینیم. در عین حال حسادت زنانه در اینجا به گونهاى ست که قابل مقایسه با انواع پس از آن است. |
لینکدونی
آخرین مطالب
آرشیو ماهانه
|
![]() |






