| خانه > شهرنوش پارسیپور > بررسی و معرفی کتاب | |
بررسی و معرفی کتاببرنامه به روایت شماره ۱۷۰ شکنجه و شکنجهگر، تحقیقی در باب «نظام شکنجه» در رژیم آخوندی، نوشته کاظم مصطفوی «شکنجه و شکنجهگر»شکنجه و شکنجهگر، تحقیقی درباب «نظام شکنجه» در رژیم آخوندی، نام اثری تحقیقی از کاظم مصطفوی است. نویسنده در این اثر که از مرز ۴۵۰ صفحه میگذرد، میکوشد چارچوبی دقیق و روشن از مسئلهی شکنجه در ایران دوران جمهوری اسلامی به دست دهد. البته بدبختانه نویسنده اغلب حالت شعاری را به کتاب تحمیل میکند که به جای آنکه تاثیر کتاب را شدیدتر کند تاثیر واژگونه میگذارد. برنامه به روایت شماره ۱۶۹ «عبور»؛ مجموعه داستان؛ نوشتهی مریم رئیسدانا تمایل به بیعمل کردن زنمریم رئیسدانا، نویسنده مجموعه داستانهای کوتاه «عبور» در سال ۱۳۴۷ به دنیا آمده است. در خواندن داستانهای مریم رئیسدانا به این نتیجه میرسیم که در مرحلهای است که سبکهای مختلف نوشتاری را تجربه میکند. در عین حال به نظر میرسد که هنوز پرداخت یک پارچه و به هم بافته یک داستان ملکه ذهن او نشده است و در مرحله تجربی قرار دارد. اما بدون شک او با علاقمندی کار نوشتن را پی گیری میکند. برنامه به روایت - شماره ۱۶۸ «ذره» و «در حکایت ساختن مبال در بم» نوشته سهیلا بسکی منطقی زنانه در پس زبانی مردانهبحث این هفته درباره دو کتاب از سهیلا بسکی، نویسنده با استعداد ایرانیست. کتاب نخستین، «حکایت ساختن مبال در بم» گزارش طنزآمیزیست درباره راوی و شخصیتهای دیگری که در هنگام زلزله بم به هیجان آمده و برای یاریرساندن به این شهر میروند و به این نتیجه میرسند که شهر زلزلهزده نیازمند آبریز است. کتاب دوم، «ذره»، اما شرح احوال یک کارمند از طبقه متوسط است که در آن واحد دارای همسر و یک معشوقه است. برنامه به روایت شماره ۱۶۷ آویشن قشنگ نیست، یک رمانک (نوولا)، نوشته حامد اسماعیلیون «آویشن قشنگ نیست»حامد اسماعیلیون، در داستان ۴۷ صفحهای خود به شرح ماجراهای گروهی جوان مینشیند که در همسایگی یکدیگر زندگی میکردهاند. محور مرکزی این محله، خانه سرهنگی است که خود را بازنشسته کرده تا مجبور به همکاری با دستگاه نباشد و در جنگ نیز مسئولیتی قبول نکند. او دارای چند دختر است. نیلوفر، دختر بزرگ او مورد توجه تمام پسرانی است که در همسایگی او زندگی میکنند. برنامه به روایت شماره ۱۶۶ رهآورد- مجموعه شعر- مهری یلفانی شعر در گذار سیلآسای زندگی شکل میگیرددر خواندن «رهآورد»، مجموعه شعر مهری یلفانی، صمیمانه کوشیدم تحت تاثیر قرار بگیرم، اما بدبختانه همیشه فاصلهای میان من و شعر باقی ماند. این در حالی است که در خواندن کتابهای داستانی مهری یلفانی همیشه تحت تاثیر قرار گرفتهام. باید نتیجه بگیریم که مهری یلفانی خیلی بیشتر نویسنده است تا شاعر. البته میل به شاعر بودن یک احساس ملی است. برنامه به روایت شماره ۱۶۵ از بحران مدرنیت تا رقص عاشقان و عارفان زمینی- نوشته داریوش برادری در بارهی کتابی که نخواندهام!«از بحران مدرنیت تا رقص عاشقان و عارفان زمینی»، نوشته داریوش برادری کتابی است در بررسی روانکاوی بحران مدرنیت – سنت فرهنگ ایرانی و راهی برای دستیابی به رنسانس عشق و خرد ایرانی. همانطور که از عنوان دراز کتاب برمیآید بنای کار نویسنده بر طرح و بنیاد موضوعی قرار گرفته که برای تبیین آن بایستی صفحات زیادی را سیاه کرد. برنامه به روایت شماره ۱۶۴ «آسمان میشوم» مجموعه داستان، نوشته پاکسیما مجوزی همیشه مردی به خواب او میآیدپاکسیما مجوزی، متولد دی ماه ۱۳۵۶ را بیشتر به خاطر گزارشهای اجتماعی در مطبوعات ایران و دو کتاب «روی دیگر سکه هدایت» و «طرح وهم» میشناسند. او کار مطبوعاتی خود را از سال ۱۳۷۴ آغاز کرد و چهار سال بعد نخستین کتاب خود را نوشت. در این مجال مجموعه داستان او به نام «آسمان میشوم» مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت. برنامه به روایت- شماره ۱۶۲ سفری به حقیقت؛ نوشته و ترجمه سهراب چمن آرا سفری خوشبینانه به حقیقتبه نظر میرسد مشکل «سفری به حقیقت»، نوشتهی سهراب چمن آرا، این است که این کتاب حالت تلگرافی دارد. نویسنده از شدت علاقمندی به نمایش روحیه والا و جسور مرد سیاهپوست که «سام» نامیده میشود از داستانپردازی غافل شده است. کتاب لحنی گزارشی دارد، و به نظر میرسد با تکیه بر یک ماجرای واقعی نوشته شده است. برنامه به روایت - شماره ۱۶۱ دلام میخواهد هرگز آرزویاش نکنم، فرزانه راجی این کتاب شمارهگذاری نداردنوولا یا رمانک «دلام میخواهد هرگز آرزویاش نکنم» اثریست از فرزانه راجی که پیش از این «دل انار» را از او خواندهایم. این رمانک فضایی خاکستری و روحی در خود بسته و تیره دارد. چنین به نظر میرسد که این یک داستان عامیانه است که نویسنده در کودکی آن را شنیده. اما این داستان عامیانه، در ذات خود، نهیلیسم ترسناکی را به یدک میکشد. برنامه به روایت- شماره ۱۶۰ لرزهها- خاطرات، فریده زبرجد «لرزهها»؛ تجربهی زیبای خاطرهنویسیفریده زبرجد، نویسنده مجموعه خاطرات «لرزهها»، به خوبی فضاهای دوران کودکیاش را شرح میدهد. گرچه نسبت به تحلیل مسائل بیاعتناست اما خود به خود انگشت بر یک مساله مهم اجتماعی میگذارد. او دومین فرزند خانوادهای پر اولاد است که حسرت داشتن یک اتاق و یک خلوت را دارد. ای کاش او میان این نیازها و حالت انقلابی که به او منتقل میشود نقبی ایجاد میکرد. برنامه به روایت- شماره ۱۵۹ زیر پل بهمنشیر- مجموعه داستان، نوشته محمد حسین زاده گفتوگو از عاشقانههامحمد حسین زاده نویسندهای است که کار ادبی خود را دیر شروع کرده. او در مجموعه داستان «زیر پل بهمنشیر»، نشان میدهد که طبع خوبی برای نوشتن دارد. داستانهای این مجموعه در جایی میان خوزستان و بخشهای مختلف سوئد شکل گرفتهاند. نویسنده که ظاهرا اصلیت بختیاری دارد، با عشق غریبی که به زادگاه خود اهواز دارد به شرح ماجرا مینشیند. برنامه به روایت- شماره ۱۵۸ حوض سنگی- رمان- نوشته سعید هنرمند حوض سنگیحوض سنگی رمان قابل تاملی است که سعید هنرمند در نشر جوان در تورنتو به چاپ رسانده است. حوض سنگی قالبی دارد که انسان را به یاد خشم و هیاهو ویلیام فالکنر میاندازد. مشکلترین بخش کتاب نیز همانند خشم و هیاهو فصل آغازین آن است. فصلها با نام شخصیتها فاصلهگذاری شدهاند. کتاب روایت مشترکی است که از زبانهای مختلف به گفته میآید. برنامه به روایت- شماره ۱۵۷ من آزاد هستم، گزارش زندگی داستانواره- نوشته مسیح علینژاد در ستایش «آزادی»مسیح علینژاد نشان میدهد که در سراسر دوران کوتاه زندگی خود دویده است. این میل به آزادی در رابطهی او با پسرش پویان به خوبی جلوهگر است. با شهامت فراوان میکوشد به پسرش حالی کند که حق حیات دارد. رابطه بسیار خوب تعریف شده است. کتاب «من آزاد هستم»، زندگینامه موفقی است که عمر کوتاهی خواهد داشت. به روایت شهرنوش پارسیپور ـ شماره ۱۵۶ بررسی مجموعه داستانهای «شاباجی خانم»، و «قطار ساعت ده به لندن»، نوشته پونه ابدالی انگلستان شفابخش«پونه ابدالی»، میکوشد ثانیههای و دقایق گریزپا را در آن هنگام که اندیشهای از ذهن ما عبور میکند ثبت کند. او در جستجوی گفتن هیچ نکته یا حادثه مهمی نیست؛ بلکه فقط میخواهد اندیشههای انسان را در دقایق زندگی ضبط کند. البته ما برای این کار، به میانگینی نیاز داریم که بسا قلم نباشد. سازهای مختلف بهتر میتوانند آنات مبهم حال ما را شرح دهند. قلم، اما جز آنکه شرایط را منجمد کرده و از درون انجماد حالتی را بیرون بکشد، چارهی دیگری ندارد. به روایت شهرنوش پارسیپور ـ شماره ۱۵۵ «روی کاشیها، آبیها دیده بودم»روی زمین هم ذخیره آبی بود؛ نزدیک شهر من معدن لاجورد بود. روی کاشیها، آبیها دیده بودم. در تذهیب قرآنها، با لاجورد مادرم ملافه ها را آبی میکرد. باغ ما پر از نیلوفر آبی میشد و جابهجا گلهای آبی کاسنی. نگین انگشتر مادرم آبی بود؛ فیروزه بود، از جنس ریگهای ته جویبارهای بهشت شداد. باغ ما پر از نیلوفر آبی میشد و جابهجا گلهای آبی کاسنی. به روایت شهرنوش پارسیپور ـ شماره ۱۵۴ «بودن با سهراب سپهری غنیمت است»کامیار عابدی گرچه بسیار جوان است، اما فهرست آثارش که بیشتر از هر چیز معطوف به کار تحقیقی در زمینه زندگی شاعران و شعر معاصر بوده در برگیرنده پانزده اثر مهم است. اما کتابی که اینجا به بررسیاش پرداختهام، دربرگیرنده دو رساله درباره سهراب سپهری است. در رساله نخست که دربرگیرنده تأثیرات فرهنگ ژاپن بر سهراب سپهری است متوجه میشویم که شاعر و نقاش نابغه ایرانی برای چند ماهی مقیم ژاپن بوده است. به روایت شهرنوش پارسیپور ـ شماره ۱۵٣ «رفته بودی برایم کمی جنوب بیاوری»روجا چمنکار، در مجموعه رفته بودی برایم کمی جنوب بیاوری نشان میدهد که شاعر مستعدیست. او برنده جایزه شعر پروین اعتصامی است و در بیینال بینالمللی شعر در کشور فرانسه در سال هشتاد و چهار شرکت کرده. فیلمی نیز به نام یادها، بوسهها، خنجرها، از زندگی منوچهر آتشی ساخته است. به روایت شهرنوش پارسیپور ـ شماره ۱۵٢ در این شهر باریکشهر باریک، مجموعه داستانهاییست به قلم آیدا احدیانی، و توکا نیستانی تصویرهای قابل تأمل این مجموعه را نقاشی کرده است. آیدا احدیانی تمام راه را از ایران تا تورنتو دویده است تا ناگهان دریابد یک نویسنده جهانوطن است. طرحهای او شناسنامه جهانی دارند و گرچه نام خود او اغلب میآید و نام ایران گهگاه به چشم میخورد، اما این هردو واقعیتی در میدان واقعیتهای جهانی هستند. به روایت شهرنوش پارسیپور ـ شماره ۱۵۱ «برهوت کاهی رنگ»مینو نصرت از نوع انسانهایی است که در خاطرات خود زندگی میکند و در چرخشی مدام در این میدان، به کشف و شهود نوینی دست مییابد. همچنین میتوان باور کرد مینو نصرت، شاعری است که کلمات در شعر او پوسته نوینی پیدا میکنند، و این وجهی از حضور شعرگونه شاعران است که کلمات را کشف مینمایند. در واقع در هر کلامی که حس کشف و شهودی در باب کلمه وجود داشته باشد، حس شعر نیز خانه کرده است. به روایت شهرنوش پارسیپور ـ شماره ۱۵۰ رویای اروپااز طریق خواندن کتاب آذر نفیسی متوجه میشویم که رویای به غرب رفتن الزاما نه یک رویای ایرانی، بلکه یک رویای جهانی، به ویژه جهان اسلام است. ما با خیرگی به غرب نگاه میکردیم. به غرب آمدیم و حالا داریم غرب را تغییر میدهیم. چنین است که امروز آذر نفیسی برای همان غربیانی مینویسد که عمری در خواندن کتابها و آموختن از فرهنگ آنان نیرو گذاشته بود. |
لینکدونی
آخرین مطالب
آرشیو ماهانه
|
![]() |






