تاریخ انتشار: ۳ مهر ۱۳۸۷ • چاپ کنید    
در پی دستگیری‌های هویت‌طلبان ترک

«برای آذری‌ها، هویت‌طلبی به معنای جدایی‌طلبی نیست»

اردوان روزبه
a.roozbeh@radiozamaneh.com

«هر کس حق آزادی و امنیت فردی دارد. هیچ‌کس نباید تحت بازداشت و یا دست‌گیری خودسرانه قرار گیرد. هیچ‌کس نباید از آزادی خود محروم شود؛ مگر در صورتی که قانون و مقررات آئین دادرسی حکم کند»
(بند اول ماده ۹ کنوانسیون بین المللی حقوق مدنی و سیاسی)

Download it Here!

روزهایی که گذشت، مصادف بود با دستگیری تعدادی از فعالان هویت‌طلب آذری که روز بیستم شهریورماه با بازداشت گروهی قریب به ۱۸ تن از این افراد در میهمانی افطار منزل یکی از هویت‌طلبان در تهران به اوج خود رسید.

پیش از این دانشجویان و فعالان دیگری نیز در تبریز دستگیر شده بودند که تا به حال از وضعیت هیچ‌کدام از آن‌ها اطلاعی در دست نیست.

سجاد رادمهر، عضو سابق انجمن اسلامی دانشکده فنی، آیدین خواجه‌ای و فراز زهتاب از اعضای انجمن اسلامی دانشکده علوم انسانی، سه دانشجوی دانشگاه تبریز، به همراه مهندس داریوش حاتمی، شهناز غلامی و افسر وظیفه و برادرش از این جمله افراد بودند. برخی از آن‌ها نیز سوابقی در محکومیت قبلی نیز داشتند.

در سال‌های گذشته تولد بابک خرم‌دین در قلعه بابک یکی از عمده دلایل دستگیری‌ها بود؛ اما این روند رو به افزایش گذاشت و فقط محدود به این مراسم نشد.

بنا به گزارش کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان (آسمک) هم‌اکنون نزدیک به ۴۰ فعال هویت‌طلب ترک در زندان‌های ایران به سر می‌برند.

اما برخی دیگر از هویت‌طلبان آذربایجانی مانند «انجمن حقوقی آذیاسا» این نحوه برخورد با فعالان ترک را محدود به این دوره نمی‌دانند و در زمان حکومت پهلوی هم اشاره می‌کنند که وجود داشته است.

اینک برخی مواردی‌ که این هویت طلبان به آن اعتراض دارند، عبارت است از رد ‌صلاحیت‌های شغلی و تحصیلی، دستگیری، بازجویی فعالان هویت‌طلب آذربایجانی از جمله موارد زیر:

«ستاره‌دار کردن چهار تن از دانشجویان هویت‌طلب دانشگاه تبریز به نام‌های ‌نادر مهد قره‌باغ، امین امامی، صمد پاشایی و ناهید بابازاده ‌بعد از قبولی در آزمون کارشناسی ارشد و عدم صدور کارنامه برای آن‌ها برای انتخاب رشته و ورود به مقطع کارشناسی ارشد.

رد ‌صلاحیت شغلی حسین اقبالی کویچ (عضو هیأت مؤسس مجمع دانشگاهیان آذربایجانی) از اشتغال به دبیری در آموزش و پرورش، هم‌چنین‌ رد ‌صلاحیت حمید والایی (نویسنده و فعال حقوق بشر آذربایجانی) از اشتغال به وکالت و ممنوعیت صدور پروانه وکالت برای وی از طرف کانون وکلای تبریز.

دستگیری برخی دانشجویان هویت‌طلب آذربایجانی من‌جمله بازداشت شش تن از دانشجویان دانشگاه تبریز: آیدین خواجه‌ای، فراز زهتاب، سجاد رادمهر، امیر مردانی،‌ منصور امینیان، مقصود عهدی و مجید ماکویی‌زاد در دانشگاه مالک اشتر اصفهان.


دستگیری فعالان هویت‌طلب آذربایجانی داریوش حاتمی افسر وظیفه ارتش و از فعالین سابق دانشجویی و احمد حسین‌پور ‌و ‌بازداشت فعالان آذربایجانی در تهران در مهمانی افطاری.»

اگر چه به نظر می‌آید بنا بر اظهار تمامی کسانی که من با آن‌ها گفت و گو کردم، آذری‌های ایران به دنبال هویت و نه جدایی و استقلال هستند، اما به قول یکی از این فعالان، دولت جمهوری اسلامی بنا بر اطلاعات نادرست برخی افراد، دچار کج‌فهمی نسبت به این اعتراض‌ها شده است.

آن‌ها اظهار می‌کنند دولت باید تفاوتی بین درخواست حقوق حقه شهروندی که می‌خواهد در کشور ایران با هویت خود زندگی کند و جدایی‌طلبان، قائل شود.

‌در همین مورد هم با دو نفر گفت و گو کردم. ابتدا مصاحبه با وحید‌قره‌باغی، سخن‌گوی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان از نظرتان می‌گذرد.


شهناز غلامی، یکی از هویت‌طلبان در بند

۲۰ تن از فعالان هویت طلب آذری دستگیر شدند. دیدگاه شما در مورد این دستگیری چیست؟

دستگیری اخیر ۲۰ آذربایجانی در مراسم افطاری در تهران، نقض آشکار حقوق بشر است. چون آن‌ها تنها به خاطر تفکر خود بازداشت شده‌اند.

تفکری که مبنای فعالیت‌هایشان قرار دارد، فعالیت‌هایی در راستای حقوق مردم آذربایجان در ایران، مثل تحصیل به زبان مادری، به رسمیت شناختن زبان ترکی، رفع تبعیض‌های اقتصادی مثل اختلاف در اختصاص بودجه در مقایسه با مناطق فارس‌نشین.

آن‌ها معتقدند که درخواست‌هایشان در چهارچوب قانون است و در قانون اساسی جمهوری اسلامی هم آمده است. مثل اصل ۱۵ قانون اساسی که تدریس زبان‌های دیگر قومیت‌ها را در ایران آزاد قلمداد کرده است.

اما با وجود آن‌که ۳۰ سال از انقلاب ایران می‌گذرد، اما هنوز این قوانین به اجرا در نیامده است.

متأسفانه حاکمیت همواره در مقابل این خواسته‌ها و مطالبات، عکس‌العمل سرد نشان داده است و آن‌ها را با ایراد اتهاماتی از قبیل تجزیه‌طلبی، پان‌ترکیسم و اقدام علیه امنیت ملی بازداشت کرده است.

بازداشت اخیر بیش از ۲۰ نفر از روزنامه‌نگاران و فعالان این عرصه هم در این راستا است.

ضمن آن‌که افراد دستگیر شده روشنفکرانی بودند که قایل به حل مسائل و مشکلات به شکل بحث و گفت ‌و‌ گو بودند. توجه به سابقه‌ی این افراد هم نشان می‌دهد که آنان مؤلف چندین کتاب، مدیر مسئول مجلات و فعالین مدنی هستند که طبق قوانین جمهوری اسلامی مشغول فعالیت بودند.

به نظر من اتهاماتی که به این افراد وارد می‌شود، به کلی غیر قابل قبول است چون تمام فعالیت‌های این افراد، شفاف و در چهارچوب قانون اساسی بوده است.

آیا وقتی ما در مورد هویت‌طلبان آذربایجان صحبت می‌کنیم به معنای این است که خواسته‌های آنان تقاضایی برای جدایی و هویتی مستقل از ایران است؟


تمام فعالیت‌های آنان در چهارچوب حدود مرزی ایران است و آنان خواسته‌ای چون جدایی از ایران ندارند. خواست آنان این است که به عنوان یک آذربایجانی، هویت آنان به رسمیت شناخته شود. آنان در روزنامه‌ها، تلویزیون و رسانه‌ها تحقیر نشوند. ادبیات، زبان و فرهنگ آذری گسترش یابد.

اما حاکمیت نه تنها تلاشی در این راستا ندارد، بلکه در راه امحا و نابودی آن فعالیت می‌کند و با ‌علاقه‌مندان به این قبیل مسائل برخوردی این‌گونه دارد.


قلعه بابک در آذربایجان

در همین رابطه با وجیهه فکور، همسر علی‌رضا صرافی، مدیر نشریه‌ی توقیف‌شده‌ی دیلماج که در بین بازداشت‌شدگان است، گفت وگو کردم:

آقای علی‌رضا صرافی چه طور دستگیر شد؟

همسر من به یک مهمانی افطار دعوت بود. البته خانوادگی دعوت شده بودیم که متاسفانه برای من و بچه‌هایم برنامه‌ای پیش آمد که نتوانستیم برویم. اما همسر من در آن مراسم افطار که با حضور جمعی از نویسندگان و شاعران برپا شده بود، دستگیر شد.

مطلع هستید دلیل بازداشت آقای صرافی چه بوده؟

ایشان از چهره‌های شناخته‌شده‌ی فرهنگی و ادبی در کشور هستند. مدیر مسئول نشریه‌ی توقیف شده‌ی دیلماج بودند و سالیان سال است که در زمینه‌ی فرهنگی کار می‌کنند.

هیچ دلیل خاصی برای دستگیری ایشان نبوده است. من هم تازه روز دوشنبه فهمیدم که محل نگهداری‌شان زندان اوین است. اما تا این لحظه به ما نگفته‌اند که دلیل دستگیری‌شان چه بوده است.

آیا آقای علی‌رضا صرافی از هویت‌طلبان آذربایجان هستند؟

گفتم که ایشان سال‌هاست در زمینه‌ی فرهنگ، ادبیات فلکور آذربایجان فعالیت دارند. هر کار کرده‌اند، مقاله نوشته‌اند و در سمینارهای مختلف شرکت کرده‌اند، به صورت علنی در سایت‌ها، کتاب‌ها و نشریات مقاله‌هایشان را ارایه داده‌اند.

گفتید هیچ اطلاعی از سرنوشت آقای صراف ندارید؟

روز دوشنبه بعد از چندین بار حضور در دادگاه، به ما گفتند که ایشان در بند انفرادی زندان اوین به سر می‌برند. اما ما هنوز نتوانسته‌ایم هیچ تماس یا ملاقاتی با ایشان داشته باشیم.

آیا از سرنوشت دیگر افرادی که با همسرتان بازداشت شده‌اند، مطلع هستید؟

چند نفرشان آزاد شده‌اند؛ اما بقیه در زندان حضور دارند و گویا قبلاً هم شش نفر از زنان و کودکان آزاد شده بودند. اما فکر می‌کنم که هم‌اکنون ۹ تا ۱۰ نفر در زندان حضور دارند.

وکیل گرفته‌اید؟

من روز دوشنبه که در دادگاه حضور پیدا کرده بودم، گفتم که ما در صدد معرفی یک وکیل هستیم اما آقایی که خود را به عنوان مسئول این پرونده معرفی کرد گفت که وکیل نمی‌پذیرند.

همسر من در مراسم افطار بوده و چهره‌ی فرهنگی شناخته‌شده‌ای است. چرا ایشان باید در زندان باشند؟ به چه دلیل می‌گویند که این حضور در مراسم افطار نبوده و اقدام علیه امنیت ملی کشور به حساب می‌آید؟

من نمی‌دانم چگونه در مراسم افطار علیه منافع ملی اقدام می‌شود. آن هم در شرایطی که کودکان و خانم‌ها هم در این مراسم حاضر بوده‌اند.

می‌توانید به من بگویید که وقتی می‌گویید هویت‌طلبان آذربایجانی منظورتان چیست؟

ما مثل دیگر شهروندان حقوق برابر می‌خواهیم. می‌خواهیم بپذیرند که زبان ترکی هم یک زبان رسمی در کشور باشد. رادیو و تلویزیون، زبان ما را به مسخره نگیرد.

ما چیز زیادی نمی‌خواهیم؛ فقط دوست داریم در چهارچوب این کشور مقدس و عزیز، حقوق شهروندی ما هم رعایت شود.

ما یک کانال تلویزیون به زبان ترکی می‌خواهیم تا پدربزرگ‌ها و مادر‌بزرگ‌هایی که احیاناً زبان فارسی را به درستی متوجه نمی‌شوند، از اخبار و اطلاعات بی‌‌خبر نمانند.

جدایی‌طلبی یا هویت‌طلبی؟ شما بین این دو تفاوت قائل هستید؟

بله، حتماً تفاوت وجود دارد. می‌توانم در مورد همسرم و دیگرانی که می‌شناسم بگویم که تمام تلاش‌شان این است که هویت آذربایجانی‌ها محترم شناخته شود. آذربایجان از نظر اقتصادی رشد داشته باشد.

زمانی تبریز یکی از اولین‌ها بود اما الان سطح آموزش و پرورش، اقتصاد، ایجاد شغل در کجا قرار دارد؟‌ چرا آذربایجان عقب نگه داشته شده است؟

خیر، این به معنای جدایی‌طلبی نیست. ما می‌خواهیم در چهارچوب ایران عزیز هویت ترک‌های کشور در زمینه‌ی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و هنری محترم شمرده شود.

Share/Save/Bookmark

در همین رابطه:
مراسم افطار آذربایجانی‌هایی که به زندان ختم شد
دستگیری ۱۸ فعال آذربایجان در تهران
دیدند آن یکی برادرم هم در خانه است؛ او را هم بردند
نظرات بیان شده در این نوشته الزاماً نظرات سایت زمانه نیست.

نظرهای خوانندگان

خانواده من اصلیت اردبیلی دارند. تا آنجایی که از دوران کودکی تا حال بیاد دارم وضعیت زندگی مردم منطقه ما (سطح زندگی، بهداشت، جاده ها و ...) از زمان انقلاب تا کنون نسبت به گذشته شاید 1000 برابر شده است. آذربایجان فقط تبریز نیست و نظر مردم دیگر مناطق را هم باید پرسید. البته قبول دارم که در گذشته عمده بودجه استان آذربایجان در شهر تبریز هزینه می شد و اکنون اینگونه نیست و این مساله تبعاتی داشته است. اما اینکه مردم ترک زبان را مساوی تبریز بنامیم را قبول ندارم. کافی است که دوستانی که 20 سال قبل به استان اردبیل سفر کرده بودند دوباره به آنجا سفر کنند، قطعا از پیشرفت سطح زندگی و توسعه مدارس و دانشگاهها و رشد فکری مردم حیرتزده خواهند شد.

-- شهرام ، Sep 24, 2008

باز شدن فضاي سياسي در ايران از سال 1376 به بعد، فرصت تازه‌اي به جريان منطقه‌اي پان‌تركيسم داد تا با بهره‌برداري از موقعيت ايجاد شده، تبليغات پان‌تركي و سازماندهي جريان‌هاي طرفدار اين ايدئولوژي در ايران را آغاز كند. تشديد بحران سياسي ميان جناح‌هاي محافظه‌كار و اصلاح‌طلب در ايران، مشغول بودن نيروهاي سياسي در اين جنگ قدرت، خلايي ايجاد كرد كه براي جريان پان‌تركي تحت حمايت جمهوري آذربايجان و تركيه فرصت مناسب محسوب مي‌شد. به همين دليل بود كه از سال 1377 به بعد نشريات محلي با رنگ و بو و موضع‌گيري آشكار پان‌تركيستي، گفتمان‌هاي تاريخي، ‌فرهنگي و سياسي رايج در ميان محافل پان‌تركي باكو و استانبول و آنكارا را به درون ايران كشاندند، و با سازماندهي محافل عمدتا دانشجويي در جهت ترويج انديشه پان‌تركيسم در ميان آذربايجاني‌هاي ايران دست زدند. هدف از همه اين اقدامات، بسيج قومي ترك زبانان ايران، فراهم ساختن زمينه كشمكش قومي ميان ترك و فارس و ايجاد شكاف‌هاي قومي و سياسي در ايران و ترويج نوعي هويت ضد ايراني بوده است. جريان‌هاي پان‌تركي در باكو و استانبول كه در حال حاضر از حمايت مستقيم و غير مستقيم دولت‌هاي جمهوري آذربايجان و تركيه برخوردارند،
به شيوه‌هاي گوناگون، استراتژي « ختنه» را در ايران دنبال مي‌كنند. اين استراتژي هم از سوي محافل رسمي پان‌تركي در باكو و استانبول / آنكارا، كه به طور غير مستقيم از حمايت گسترده دولت‌هاي اين دو كشور برخوردارند دنبال مي‌شود، و هم در سطحي داخلي از سوي محافل كوچك اما فعال پان‌تركي موجود در ايران كه در عرصه رسانه‌اي و تشكيلاتي به فعاليت شديد براي زمينه‌سازي لازم جهت اجراي تدريجي استراتژي « پان‌تركي» در مناطق ترك زبان ايران مشغول بوده و از حمايت جريان‌هاي پان‌تركي مستقر در جمهوري آذربايجان و تركيه برخوردار هستند. انعكاس مداوم ديدگاه‌هاي چهره‌هاي پان‌تركيست‌هاي ايراني در مطبوعات باكو و آنكارا، بزرگ‌نمايي اين چهره‌ها و محافل كوچك پان‌تركي ايران در جايگاه‌هاي اينترنتي پان‌تركيست‌هاي وابسته به جمهوري آذربايجان و تركيه، و تبليغ نشريات پان‌تركي محلي ايران و نشريات پان‌تركي دانشجويي دانشگاه‌هاي ايران در كنار نشريات پان‌تركي مشهوري چون يني‌مساوات، آزادليق، ... در اين جايگاه‌هاي اينترنتي، همه از ارتباط سازماني جريان پان‌تركيستي اران با تشكيلات جهاني پان‌تركيستي حكايت مي‌كند. (منبع: مجموعه مقالات‌هايش تاريخي و ادبي فراق ـ به اهتمام موسسه فرهنگي آران ـ اروميه: 28 آذر ماه 1380)

-- حسین ، Sep 24, 2008

22 زبانهای رسمی و 80 زبان آموزشی در مدارس هندوستان،

در کشور هندوستان که به صورت فدرال اداره می شود، دو زبان مشترک سرتاسری و 22 زبان رسمی در محدوده ایالات وجود دارد. زبانهای مشترک و سرتاسری، انگلیسی و هندو هستند. حتی در برخی ایالات به صورت همزمان سه زبان رسمی وجود دارد. بنابراین اینکه در برخی استانها مثل آذربایجان غربی، کردستان، فارس و... ترکیب جمعیتی از زبانهای مختلف وجود دارد مشکلی نیست که نتوان حلش کرد، راه حل وجود چند زبان رسمی در درون یک ایالت است. علاوه براین زبانهای رسمی، حدود 60 زبان دیگر که گویشوران محدودی دارند، در مدارس و دانشگاههای هند تدریس می شوند یعنی در مجموع در هنوستان، حدود 80 زبان مختلف در سیستم آموزشی آن کشور تدریس می شوند. اطلاعات بیشتر در این مورد را در ویکی پدیا بخوانید:

http://en.wikipedia.org/wiki/Official_languages_of_India

-- یک آذربایجانی ، Sep 24, 2008

من تبریزیم. هویت من ایرانی است نه ترک. به من توهین نکنید. من هویت طلبم. هویت من ایرانی است و زبان فارسی. تاریخ من این را به من می گوید.
مگر در این کشور تلویزیون به زبان ترکی وجود ندارد. نه یکی بلکه چند کانال تلویزیونی هست. چرا دروغ می گوئید. اینها همه بهانه است
از رادیو زمانه انتظاری بیش از این است و کلا از بیگانگان انتظاری نیست که به تمامیت ارضی ایران اندیشه کنند

-- یک آذربایجانی ، Sep 25, 2008

پاره اى مسائل هست اما در باره آن بسيار اغراق آميز و در آن گمراه نمايى شده است.ما در ايران پراكندگى مذهبى و لهجه اى-زبانى داريم، اما در طول تاريخ اين ها در زير يك چتر گسترده اى به نام «ايران» ، فرهنگ ايران،ميراث سياسى و تاريخ و سرزمين ايران گرد هم آمده و ما را از جوامع ديگرى مثل يوگسلاوى، شوروى، عراق، پاكستان و تركيه متمايز كرده است. در واقع پايه هاى اصلى عناصر سازنده «ملت» در ايران قوى تربوده و هست . عنصر تعريف كننده و سازنده ايران هميشه ملت بوده است نه اقوام. اقوام بخش هايى از ملت هستند كه در هم مى تنند و عامل همبستگى اند. واژه قوم در ايران به معنى خويشاوندى است و به لحاظ تاريخى با آن واژه مدرن «گروه قومى» (ethnic group) كه در غرب است و معنى كشمكش از آن بر مى خيزد كاملاً متفاوت است. در كشورهايى تازه تأ سيسى مثل جمهورى هاى شوروى و يوگسلاوى گروه قومى به معنى (ethnic group) داشتيم چون آنها رادر قرن بيستم به زور و با پاره پاره كردن ساير جوامع به گرد هم آورده بودند. در ايران اينگونه نبوده است و اينجا «اقوام ايرانى» داريم. يعنى گروه هاى خويشاوندى كه در جريان قرنها و هزاره ها در اين سرزمين به گرد هم آمده اندو يك رشته عناصر ملى قدرتمند در طول تاريخ آن ها را با هم متحد كرده وبه صورت ملتى در آورده است كه پويايى هاى خاصى داشته و در مراحل بحران ساز عزم خود رابراى به نمايش در آوردن همبستگى ملى و رهايى نشان داده است. اين پراكندگى وحدت گونه نه تنها در دوره اخيربلكه از دوره هاى تاريخى كهن هميشه وجود داشته و جامعه رادر برابر رويدادهاى ويرانگر نگه داشته است. بنابراين پتانسيل وحدت ملى بسيار قدرتمند است و نخبگان ما بايد توجه داشته باشند كه چنين سرمايه اى را به آسانى مورد حمله ناآگاهانه خود قرار ندهند. ما اقوام ايرانى داشته و داريم اما اينها هيچگاه مانع وحدت ملى نبوده اند زيرا همواره عناصر متحد ساز در ايران قويتربوده اند. در حقيقت واحد تعريف كننده ايران، ملت است نه اقوام.

-- حسین ، Sep 25, 2008

خوب, نوشتن که سخت نیست. تازه امروزه خوب نوشتن هم سخت نیست. اتفاقن طرفدار پیدا کردن هم سخت نیست. از هر سه ضلع مثلث هم میشود به بقیه رسید....این تا اینجا
در فضای دموکراتیک که هر کس به پایه ی اهمیت فردیتش می تواند چیزی بخاهود طبعن وقتی این فردیت ها جمع شوند ممکن است چیزها خاسته شود و یا همه چیزی بخاهند. در آن شرایط می توانمست گفت و دید و شنید که چه کسی یا کسانی چه می خاهند یا آنچه می خاهند اصلن شدنی است و یا.....این هم تا اینجا
حالا. تصورش را بکنید که یک عده در فضای دیکتاتوری اول به عاشورا و فرهنگ انقلابی آویزان می شوند تا مثلن از حضور یک عضو جبهه ی ملی در دانشگاه به این بهانه جلوگیری کنند. بعد همین ها پرچم جمهوری سکولاریستی و حتا لاییک آذربایجان را به عنوان نمادشان و مصدر آمالشان بالا می برند. بعدتر ها زیر پرچم آمریکا و انگلیس هم سینه برای کشته شدگان جنگ آمریکا و ناتو با افغانستان و عراق می زنند. گفته باشم که دفاع از دین برای یک دیندار دفاع از پرچم آذربایجان برای شهروند آذربایجان و سوک کشته برای همه ی بشر نشانی از انسانیت و رویی از آزادی است. اما آخر سر به من یکی بگوید-دید که من خیلی گفتم!- این دوستان آذری که تا دیروز همه جا خودشان را ترک معرفی می کردند:هارای هارای من توریکم....بالاخره تکلیفشان چیست؟! اینها را باید با کدام سه دسته و دسته های دیگر جمعشان کرد. لااقل کاش ذره ای ذره ای مثل کرد ها بودند که احزابشان اول دموکراسی برای ایران و بعد فدرالیسم برای کردستان می خاهند. باور کنید بعد از مدت ها نشست برخاست با این دوستان پان ترک من جز ناسزا به ایرانی و فردوسی و سلسله 2500 سال پیش هخامنشی و ناصر پورپیرار در تلویزیون رنگارنگ چیز دیگری ندیدم. در صورتیکه که حتا واقعا 50 درصد مرمان ساکن در سرزمین های ادعایی ایشان(چند استان) موافق با نظریات ایشان نیستند. گواهش انتخابات دومین دوره شورای شهر تبریز که یک گروه کاملن پان ترک با شعارهای مشخص شرکت کرد. و بیشتر رای آوردشان 40 هزار بود آن هم در تبریز ملیونی.یکنفرشان هم راه به شورای باز نکرد. خوب انصاف بدهید این تعارض برای آذری ها چیست! مگر تجزیه طلبی! نه آرمان مشخصی نه اعتقاد ثابتی نه حزب و گروه حتا مخفی مشخصی-منهای گروه مرتبط با سفارت ترکیه و آذربایجان برای گرفتن پرچم و پول- . ضمن ابراز تاسف از دستگیری هر یک از اینها, گفته هایی بود که باید می گفتم.

-- احسان ، Sep 25, 2008

آیا دوستان و هموطنان آذری که ترکی صحبت می‌کنند میخواهند نامه‌های اداری را هم ترکی بنویسند؟

-- بدون نام ، Sep 25, 2008

به این خانم بگویید سری هم به شهرهای به اصطلاح فارس بزند ببیند چند تا آنها به اندازه توسعه تبریز رسیده؟ اصلا همین شیراز بگویید بره. پیشرفت های تبریز قابل مقایسه با شیراز نیست. همدان یک شهر تقریبا با مردمی است که به چند زبان صحبت می کنه اما غالبا فارس هستند. شاید باورش سخت باشه اما یک شرکت بزرگ که بتونه چند نفر را مشغول کنه در آن وجود نداره!!! حالا هی چسبیدن به قوم ترک. پس این صدا و سیمای کجااست از صبح تا شب آهنگ ترکی می ذاره و ترکی صحبت می کنه. من که بحث هویت طلبی رو نمی فهمم، همه این ها مقدمه اش جدایی طلبی، فقط همین. اگر کمبود هست برای همه کشور هست. بجای این حرف ها باید دست تو دست بگذاریم و ایران رو به لحاض سیاسی و اقتصادی درست کنیم نه اینکه هنوز مشکل اقتصادی گریبان تمام مردم مملکت رو گرفته هویت طلب یشویم!!!؟

-- امیر قاسمی ، Sep 25, 2008

سلام بر شما. ببین اردوان عزیز اگر مسئله هویت طلبی باشد که همه ملت ایران فعلاً دچار بحران هویت هستند. شما که وارد این مقوله میشید و این قدر هم منطقی مینویسی بد نیست یه نگاهی به وبلاگ ها، سایت ها و مقالات دوستان به قول شما هویت طلب هم بندازی ببینید اونها در سایتهای خودشون هم همین چیزهایی را که به شما گفتند می نویسند؟ بیا کلاه خودمون رو قاضی کنیم الان رهبر اون مملکت هم از ترکی حرف زدن ابایی نداره، بازار هم که دست آذری هاست. همیشه هم که وزیر و وکیل نخبه آذری وجود داشته و داره پس ایران محیطی مساعد برای رشد همه اقوام داره اگر هم محیط نا مناسب هستش یا تبعیضی هست یا حقوق بشر زیر پا گذاشته می شه دیگه ترک و لر نداره برای همه یه جور هستش. من نمی دونم این هویت طلبی رو کی انداخته رو زبون اینها ولی یه نگاهی به ترکیه و آذربایجان که کعبه آمال تجزیه طلب هاست بنداز ببین خطشون چیه، موسیقیشون چیه، لباسشون چیه خوب اونها که دیگه نمی تونن بگن ما مورد تبعیض قرار گرفتیم یههویی خطمون لاتین شد (: حالا شما که این کلمه هویت طلبی رو تکرار می کنی با خودت فکر کن کی از هویتش عقب افتاده تبریزی ها یا باکویی ها. ببین همین ترکیه با کرد ها چه کار می کنه . ببین آذربایجان با ارمنی ها چه کار می کنه چرا این دوستان هویت طلب برای کردهای ترکیه خوابشون برده. آخه عزیز من زهر مار رو با بهترین ادویه هم نمی شه نوش جان کرد شما چرا هویت طلبی رو تو بوق و کرنا می کنی اینها تجزیه طلبن.
---
اردوان روزبه: پوریای عزیز آن چه که آنها در وبلاگ شخصی شان می نویسند اساسن مبنای تهیه یک گزارش نیست. در این گفتگو و گزارش ملاک آن چیزی است که مصاحبه شونده به آن اشاره می کند. از سویی هویت طلبی آیا به معنایی جدایی طلبی است؟ این نکته ساده ای است که هر کسی اگر میل داشته باشد بتواند در حوزه قومیت خود به موصوعات قومیتی اش بیشتر بپردازد. آیا این به معنای تغییر خط از فارسی به لاتین و یا فرار از زبان مشترک مردم ایران یعنی فارسی است؟
شاید شما در میان ترک های ایران، وطن پرست کم هم نبینید. آیا این نکته متناقصی با آنچه شما اشاره می کنید نخواهد بود؟
هر فردی از حقوق متصور و فردی اش که قانون جاری کشور داده است می تواند بهره ببرد. تاکید بر منویات قانون به معنای دوری از هویت ملی نیست
شاید لازم باشد به هر خود هویت طلبان در این خصوص توضیح دهند.

-- پوریا ، Sep 25, 2008

هویت یک انسان را فقط با یک زبان تعریف نمی توان کرد. یک انسان هو یت خود را روزانه طور دیگری عملن تعریف می کند. هر کسی علاقه مختلف دارد و سعی می کند روزانه کسانی که مثل او هستند و فکر می کنند رابطه بر قرار کند. یک همجنس باز , یک تنیس باز, یک طرفدار حقوق بشر, یک فمنیست و .... تلاش می کنند بخاطر علایق با هم رابطه بر قرار کنند و زبان رل اصلی را بازی نمی کند. آنهائی که سعی دارند بخاطر زبان نفرت بین ابرانیان را ترویج دهند, از همه بیشتر به خود صدمه می زنند. ما همه ابرانی هستیم و باید با هم از حق شهروندی خود دفاع کنیم . نه از حق "خونی" که خطرناک است و من و تو هر گز بهم نخواهیم رسید. سیستم ایالات متحده آمریکا و یا آلمان می تواند الگوی حل مشکلات ما باشد. شاد باشید
ایرج رشتی

-- بدون نام ، Sep 25, 2008

سلام
منظور آقای اردوان روزبه از طرح دو سوال زیر چیست؟ آیا معنی آن این است که گروههای فارس زبان از جمله رادیو زمانه با بازداشت موقت افراد بدون ملاقات با خانواده و یا وکیل و هم چنین شکنجه شدن آنان فقط در صورتی مخالف هستند که این افراد قائل به تمامیت ارضی ایران باشند؟
آیا از نظر شما جمهوری اسلامی آزاد است که استقلال طلبان آذربایجانی را شکنجه کند؟ آنها را روزها و ماهها بدون وکیل در حبس نگهدارد؟ نگذارد با خانواده خود دیدار کنند؟
آیا وقتی ما در مورد هویت‌طلبان آذربایجان صحبت می‌کنیم به معنای این است که خواسته‌های آنان تقاضایی برای جدایی و هویتی مستقل از ایران است؟

آیا وقتی ما در مورد هویت‌طلبان آذربایجان صحبت می‌کنیم به معنای این است که خواسته‌های آنان تقاضایی برای جدایی و هویتی مستقل از ایران است؟
---
منظور کاملن روشن است. بحث من بر سر این نیست که جدایی طلبان نباید حرفشان مطرح شود. کار با درست و یا غلط بودن آن هم ندارم اما حرفم این است که اینک خواسته هایی که مطرح می شود دستکم جرمی برابر هویت طلبی از نظر قانون فعلی ایران باید محسوب شود نه جدایی طلبی. در بخشی از قوانین جاری کشور جدایی طلبی از مصادیق محاربه به حساب می آید. آیا رواست که به این بهانه اهل اندیشه را بجای هویت طلب، جدایی طلب معرفی کنند؟
با درود
اردوان روزبه

-- urumchu@gmail.com ، Sep 25, 2008

من یک تورک آذربایجانی هستم
- توسعه اردبیل چه ربطی به این مطلب داشت؟
- پان ترکیسم چه ربطی به حق تحصیل به زبان مادری دارد؟
-ایران یک کلمه ترکی است .

-- ابراهیم ، Sep 25, 2008

من با یه دوست شیرازیم صحبت میکردم و با حرارت و به حق از اینکه وضع شیراز در زمان شاه چقدر از الان بهتر بوده صحبت میکرد همین نظرات رو یه دوست اهوازیم هم داشت.ولی یه دوست لر من معتقد بود که وضع منطقه شون الان خیلی بهتر شده. به نظر من پان ترک ها از این حرف ها برای توجیه نژادپرستی خودشون استفاده میکنند. چون اولا حکومت فعلی ایران یه حکومت دینیه نه حکومت نژادی و حتی اینکه این حکومت با فرهنگ ایرانی مشکل داره کاملا آشکاره و نمونش سد سیوند و....هست و علاوه بر این یه حکومت ناکارامد هم هست که در اکثر عرصه ها برای مردم بدبختی به بار آورده در ضمن حضرات نیاید فراموش کنند که بسیاری از مقامات موثر در حکومت فعلی ترک بوده و هستند مثلا آقایان خامنه ای خلخالی لنکرانی اردبیلی بازرگان و بسیاری افراد دیگر و ترک ها هم مثل بقیه مردم ایران تو چیزی که این حکومت هست موثر و مقصر هستند . دوما بعضی حرفای پان ترک ها مثل حرف های خمینی توی بهشت زهرا و پاریس میمونه که و به چیزایی که اعتقاد نداشت تظاهر میکرد. این افراد در ظاهر از حقوق اقلیت ها و سوییس و هند و... صحبت میکنند ولی اگه کسی کمی باهاشون حشر و نشرکنه میبینه که وجودشون سرشار از تنفر نژادیه و حتی یک بار از رفتار ترکیه با کردها و یا از کشتار ارامنه انتقاد نمیکنند و حتی با حرارت و به شدت آنها را انکار میکنند ویا از آن اقدامات دفاع میکنند. سوم حضرات مشکل اصلی مملکت رو غلط فهمیدند مشکل ما دیکتاروریه نه نژادپرستی اینها مثل پزشکی هستند که روی بیمار تشخیص اشتباه گذاشتن و با این درمانی که اینها پیشنهاد میکنند معلوم نیست چه بلایی قراره سره بیمارشون بیاد.حالا گیرم تو مدرسه به ترکی درس دادند که الانم درس میدند آیا تمام مشکلاتشون حل میشه ؟ به نظر من پان ترک ها جریان بسیار خطرناکی هستند که باید افکار و نظراتشون رو مطرح کرد و نوری بر آن افکند و چون بهترین راه سم زدایی از افکار این گروه مثل بقیه انواع پان ها از پان فارسیسم پان عربیسم و سایر گروههای افراطی در معرض نقد قرار دادن افکار اونهاست تا خدایی نکرده مثل انقلاب اسلامی و که از چاله تو چاه افتادیم اینبار با فجایعی مشابه نسل کشی های یوگوسلاوی و... مواجه نشیم

-- ali ، Sep 25, 2008

رادیو زمانه در انعکاس این جنبشهای پراکنده هویتی-زبانی راهی را در پیش گرفته است که از بنیان نظری مناسبی برخوردار نیست. ایران وقتی میتواند به زبانهای قومی بپردازد که یک زبان همه فهم ملی یا رسمی داشته باشد. آیا به آمار بیسوادها در ایران توجه دارید که زبان قومیتها برایتان مساله شده است؟
--
اردوان روزبه: فکر می کنم اگر بخواهیم اول این و بعد آن و بعد بعدی و بعدی تقریبن هم عمر را باید به انتظار گذراند. شاید لازم باشد با راهنمایی دوستان خواننده به سراغ بی سوادی و تاثیر آن بر بیان یک پارچه ملی هم برویم . اما باید صبر کرد تا آن روز شود و بعد به این معضل اجتماعی به نظر من و نه سیاسی پرداخت؟
سپاس از کامنت شما

-- رمضانی ، Sep 25, 2008

در ميان نظرات بالا دوستي كه خود را هويت طلب هم معرفي نموده اند اشاره كرده بود كه تبريزي و ايراني است و نه ترك! و افزوده اند كه به ايشان توهين نشود!!!
اولا اينكه بر اساس منابع م مستندات موجود بي طرف (كه البته از سوي حكومت داشتن و مطالعه آن جرم است) و نيز طبق اقرار خود آذربايجانيها مردم اين مناطق نه فارس، نه آذري دروغين كسروي در آورده، بلله ترك هستند. در اين شكي نيست كه روزكاري نه جندان دور سرزمينهاي دو سوي ارس هر دو آذربايجان بوده و داراي مشتركات غير قابل انكاري هستند و آنها را عهدنامه هاي ننكين كلستان و تركمنجاي فقط از لحاظ سياسي از هم جدا كرده و نه از لحاظ تاريخي، نزادي، قومي و فرهنكي! بس جطور ميشود بعد از اين سالهاي جداي هنوز آنها خود را ترك بنامند اما مردم اين سو نه! جل الخالق نكند عهدنامه ها هويتها را هم عوض مي كنند! از حرفهاي ايشان جنين استنباط مي شود كه ترك بودن نهايت بستي و زبوني است و اطلاق ترك بر كسي يعني اهانت كردن به او!! اين دقيقا يعني انديشه بان فارسي و ترك ستيزي. انديشه اي همسو با سياستهاي حكومب كه نتيجه آن جيزي جز آسيميله شدن افرادي نظير اين دوستمان نيست! ايشان اشاره كرده اند آذربايجانيها تلويزيون دارند اكر منظور ايشان همان تلويزيون استاني است كه 80 درصد برنامه هاي آن به زبان غير محلي يعني فارسي است كه بينندكان آن جز عوام نيست و آناني كه از هويت خود آكاهي دارند هركز آنرا تلويزيون خود ندانسته و تماشايش نمي كنند

-- Araz ، Sep 26, 2008

به نظر من مردم اذربایجان باید حقوق فرهنگی خود. را داشته باشند باید بتونند به ترکی درس بخوانند و در کنارش فارسی هم یاد بگیرند و حقوق دیگرئی.. . اینطوری توی دهان پان‌تركيسم میزنیم وگرنه با مشکل برمیخوریم

-- kia ، Sep 26, 2008

رادیو زمانه یکی به میخ میزند یکی به نعل ...
اول که خبر را دیدم خوشحال شدم که رادیو زمانه هم چند وقتی است خبر از حال اذربایجانی ها می گیرد کامنت ها را که خواندم خیلی ناراحت شدم یکم اینکه چندتا کانال تورکی از کجا پخش می شود شاید بهتر باشد رادیو زمانه در این باره برنامه ای تهیه کند . دوم دعوای اردبیل و تبریز و سیاست تفرقه بینداز حکومت کن در آذربایجان کهنه شده است دستگیر شدگان در مراسم افطاری بجز اقای صرافی که تبریزی هستند بقیه اهالی دیگر شهرهای ادربایجان هستند از جمله سعید موغانلی که اهل مغان نزدیک اردبیل می باشد و همچنین همسر و فرزندان آقای لسانی که از دیدار اقای لسانی از در زندان یزد در تبعید به سر می برد بر میگشتند و مهم اینکه مهمانی به افتخار حضور خانواده آقای لسانی که اردبیلی می باشند ترتیب داده شده بود . تنوع قومی و زبانی در ایران یک واقعیت است و مدت زیادی نمی شود که آذربایجانی ها و سایر ملت های دربند در تفکرات قرون وسطایی ازادی خود را به دست خواهند آورد. بارها درباره مسئله استقلال آذربایجان در رسانه ها گفتگو شده است ملت و روشنفکران اذربایجان و احزاب آذربایجان در یک شعار با هم همراه هستند رسمیت زبان و فرهنگ تورکی و حق تعیین سرنوشت برای اذربایجان . این حق تعیین سرنوشت طیفهای متنوعی از افکار را شامل می شود از استقلال طلبان تا فدراتیست ها از نیروهای چپی و سوسیالیستی تا نیروهای دست راستی ولی هر روز که می گذرد بنا به رفتار حاکمیت و ملت فارس عقیده استقلال پر رنگتر می شود

-- ب ، Sep 26, 2008

خيلي راحت بگم كسي هويت شمارو ازشما نگرفته يعني هيچ كس چنين حقي نداره اگه بخواد اولين نفر اين بنده كه فارسم جلوش وايميسم.زبان فارسي تنها پل ارتباطي بين اقوام ساكن در ايرانه .جالبترين قسمت اين ماجرا اينجاست كه اين هويت طلبي شماها بعد از استقلال جمهوري اذربايجانشروع شد ما بچه نيستيم كه نفهميم در مماكت چي ميگذره به اسم زبان مادري وهويت طلبي بين جوانان پاك اذري نقشه جعلي چاپ باكو پخش ميكنيد .شبنامه براي استقلال به در وديوار ميزيد سي دي هاي ضد ايراني كه از باكو ميارين پخش ميكنين .برنامه هاي ماهواره اي ضدايراني كه اذربايجان وزير نظر پان توركها پخش ميشه بين مردم پخش ميكنين. هنوز يادمون نرفته دانشجوي مشهدي اصفهاني وهمداني رو وسط خيابون به خاطر چاب كاريكاتور در روزنامه ايران تا حد مرگ كتك زديد. روزي رو كه براي محكوميت كاريكاتوربه خيابان امديد چرا پرچم جمهوري جعلي اذربايجان رو به سينه زده بوديد.اينها چيزهايي نيست كه اين ملت فراموش كنه.واما از وضع اقتصادي تبريز شكايت داريد بگم كه اين در اذربايجان فقط تبريز نيست كه كردينش پيرهنه عثمان تعداد كارخونه ها وشركتهايي كه در تبريزهست چند برابر شهر من شيرازه بيكاري در شهر من چند برابره تبريزه.
پس لطفابه اسم زبان مادري نميوانيد به نقشه اي كه داريد برسيد

-- IRAN ZAMIN ، Sep 26, 2008

دوست عزیز Araz
هویت داشتن از نظر شما یعنی تماشای تلویزیون مثلا ترکیه یا آذربایجان؟ شما براحتی اکثریت مردم آذربایجان را عوام و ... خطاب می کنید و اقلیت مثل خودتان را آگاه به هویت خود؟ کینه تا این حد که شما رشادتهای اجدادمان را در نبرد با عثمانی ها برای حفظ ایران فراموش کرده و با افتخار از ایرانی بودنتان تبری می جویید؟ مگر نه اینکه در جنگهای 200 سال اخیر بار اصلی جنگ و حفاظت از کیان ایران زمین بر عهده مردم آذربایجان بوده است حالا این مردم را بخاطر تماشای برنامه های تلویزیون ملی خود عوام می نامید؟ برایتان متاسفم.

-- شهرام ، Sep 26, 2008

Ma Irani mottahed, amma motenavve lazem darim

-- shohreh ، Sep 26, 2008

من فکر میکنم عده ای دوست دارند بحث را لوث کرده و به انحراف بکشند دوستان گرامی مطالباب فعالان آذربایجان سال 1382 در سندی به نام " آذربایجان سخن میگوید " منتشر شده و اساس مطالبات همینهاست لطفا نظرتان را در این مورد بگویید و به بحثهای انحرافی پایاین دهید.
آدرس این منشور : http://www.achiq.org/olaylar5/menshur%20.htm

http://yalqizaz.blogspot.com/2006/06/blog-post.html

-- سعید ، Sep 26, 2008

باسلام!
گزارش خوبی بود. به نوبه خودم از جناب آقای روزبه و رادیو زمانه تشکر می کنم.
تا وقتی که به صورت جدی به مساله قومیت ها پرداخته نشود و مساله ملی همچنان مسکوت بماند نمی توان به دموکراسی و آزادی واقعی رسید.
با تشکر و سپاس

-- موسوی هشترودی ، Sep 26, 2008

با سلام،
به نظر من این حق یک ترک است که پان ترکیست شود و ما ترکان ایران نباید از این کلمه بدمان بیاید. مگر پان فارسیست از این کلمه بدش می آید.
ثانیا خود سیستم ایران تا امروز برای ما ترکان القا نموده که تا سرنوشت خودمان را خودمان در دست نگیریم همینطور مظلوم و بی هویت خواهیم ماند.پس چه عیب دارد که ما استقلال طلب شویم . مگر کشوری به اسم ایران تا به حال چه گلی به کله بی کلاه ما ریخته که اینقدر سنگ آن را به سینه می کوبیم . جز اینکه ما را از ابتدایی ترین حقوق انسانیمان که همان داشتن زبان،فرهنگ،تاریخ،هویت محروم کرده است. متشکرم در صورت امکان در وبلاگ منتشر نمایید

-- علی ، Sep 27, 2008

باز نوشته ديگري از حسين درج شده است که اقوام ايراني را به معناي خويشاوندان ايراني گرفته است مثل فاميل‌هاي ايراني! با صرف نظر از نادرستي آشکار در تعريف ايشان از قوم، سوال اين است که چرا به زبان و فرهنگ و هويت اين ‌ در ايران پرداخته نمي‌شود آيا قوم آذربايجاني ايراني حق ندارد که روزنامه، تلويزيون و راديوئي به زبان خود قومي آذربايجاني‌اش داشته باشد؟!؟ آيا آذربايجاني ايران حق ندارد به لااقل کتابي به همين زبان قومي ايراني آذربايجاني‌اش داشته باشد؟!؟ با توجه به گسترده جمعيت‌ترکهاي ايراني بايد تعيرفي دوباره از هويت ايراني و مليت ايراني ارائه شود تا کيستي واقعي ايران و ايراني در قفس تنگ فارسي گرفتار نيايد.

جناب پوريا
ديدگاه‌هاي دستگيرشدگان اخير تاکنون بارها و بارها به صورت مکتوب در نشريات و سايت‌ها منتشر شده است. من دوست دارم که حرف‌هاي شمارا مبني بر تجزيه طلب بودن اينها باورم کنم ولي نمي‌دونم با دم خروس مقالات و نوشته‌هاشون چي کار کنم.!

آقاي علي!
لطفا نگاهي به اون ليست بنداز ببين چندتاي اون مقامات مؤثرند. به نظر من هيچکدام! چون خلخالي و لنکراني و بازرگان مرده‌اند که دوتاي اولي فاناتيک مذهبي داشتند و اخيري هم يک ملي‌گراي فارس بود. بعد مي‌مونه اردبيلي و خامنه‌اي؛ اردبيلي که محترما به قم تبعيد شده و هيچ تأثيرگذاري يي در حکومت نداره، خامنه‌اي هم که معلوم نيست مشهديه، يزدي، اراکييه يا شايد هم آذربايجانيه! فعلا که بيشترين خدمت را به زبان فارسي به ادعاي خودشون ايشون داشته اند. متوجهي که چي ميمگم؟! لطفن يه کم نورافکنتو روشن کن!

به آقاي رمضاني هم بايد عرض کنم که:
يکي از علل عدم رشد سواد‌آموزي در ايران به ويژه مناطق قومي، آموزش ابتدايي به زبان غيرمادري يعني فارسي است. آمار جالبي در اين زمينه در يکي از شماره‌هاي نشريه ديلماج که به مديرمسئولي جناب آقاي مهندس صرافي انتشار مي‌يافت و چندي پيش توقيف شد آمده است. مي‌توانيد براي اطلاع بيشتر به آنجا مراجعه بفرماييد.

-- فاتح یارار ، Sep 27, 2008

آذربایجانی ها عزیز هستند اما مشکلشان اخبار و تلویزیون به زبان ترکی نیست. مشکل اینست که تبریزی ها متوجه ضعف دولت مرکزی شده اند و میخواهند به روزگار استعماری خود برگردند. زمانی تمام شهرهای آذربایجان تحت سلطه تبریز بود و تبریزیها با استفاده از امتیاز مرکزیت و تقسیم بودجه بقیه شهرها را مستعمره خود کرده بودند.برایشان هم فرقی نمیکرد ارومیه مستعمره فرهنگی بود و اردبیل مستعمره اقتصادی اما تقسیم استانها و ایجاد استان اردبیل از یکطرف و فرهنگ بالای مردم استان آذربایجان غربی از طرف دیگر نقطه پایان این استعمار تاریخی بود. برای سالهای پیش رو، تبریز باز نیاز به مستعمره دارد اما اینبار نوع استعمار عوض شده است. پیشتازی در پان ترکیسم تنها روشی است که هم مشکل رهبری آذری ها را حل میکند و هم مظلوم نمایی را به بهترین وجه متجلی میکند.
اما بنظرمن دوستان تبریزی یادشان رفته که زمانه عوض شده است. اگر روزی میگفتند که اهالی رضاییه ترک نیستند چون غیرت ندارند ( از گل روی هم وطنان ارومیه ای شرمسارم) امروز همان بی غیرتی دیروز را برای خودشان تمدن مینامند یا اگر تا دیروز شهروندان اردبیل عقب مانده و دهاتی بودند ( و باز شرمسارم از اهالی پاک اردبیل) امروز سرآمد علم و دانش و تجارتند.
هموطنان نازنین آذری، تبریز نیاز دارد که لیدر باشد نه برای آنکه خلق ترک در خطرند، چرا که آذریان یاد گرفته اند که به آقا بالاسر قدیم وقعی ننهند. حداقل در مقابل نسل بعد پاسخگو خواهید بود که چرا پس از رهایی از یوغ دوباره به دام برگشتید.
حداقل سه شبکه تلویزیونی و چندین شبکه رادیویی در حال پخش برنامه برای مادربزرگها و پدربزرگهایی هستند که احیاناٌ زبان فارسی را متوجه نمیشوند!!!! یکبار دیگر دقت کنید شاید بفهمید که مشکل کجاست

-- Navid ، Sep 27, 2008

فعالان آذربایجانی با عملکرد چندین ساله خود نشان داده اند که خواهان دستیابی به حقوق انسانی خود که به صراحت در قانون اساسی کشور و قوانین و کنوانسیونهای بین المللی آمده است بوده اند.

رعایت حقوق اساسی ملل ساکن در ایران، بویژه اصول ۱۹ ، ۲۲ و ۲۳ قانون اساسی و نیز مواد ۲ ، ۹ و ۱۹ " قانون الحاق ایران به میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی” (مصوب ١٧/٢/١٣٥٤ مجلس شورای ملی) را به شرح زیر یادآوری می‌کنیم:

«دولت‌های طرف این میثاق متعهد می‌شوند که حقوق شناخته‌شده در این میثاق را در باره‌ی کلیه‌ی افراد مقیم در قلمرو و تابع حاکمیت‌شان بدون هیچ‌گونه تمایزی از قبیل نژاد، رنگ، جنس، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا عقیده‌ی دیگر، اصل و منشأ ملی یا اجتماعی، ثروت، نسب و سایر وضعیت‌ها محترم شمرده و تضمین کنند.»

«هر کس حق آزادی و امنیت شخصی دارد. هیچکس را نمی‌توان خودسرانه دستگیر یا بازداشت کرد.»

* «هیچکس را نمی‌توان به مناسبت عقایدش مورد مزاحمت و اخافه قرار داد.»

فعالین حرکت ملی آذربایجان براي تحقق موقعيت حقوقي شان به هر اقدام مسالمت آميزي دست زده اند تا در عرصه علني ديده شوند. از مکتوب کردن خواست ها گرفته تا برگزاري کارگاه و سمينار و تجمعات مسالمت آميز، از تشکيل جمع هايي چون هم انديشي ملیتها، حرکت هاي جهاني ، و صلح، و... تا جمع آوری امضا براي اجرای قوانین معتل مانده، و... سعي و انديشه وافر به کار برده اند تا هريک به شيوه خود فضاي کم وسعت را باز و گسترده کنند، هرچند هربار به خاطر چوب هاي زيادي که لاي چرخ حرکت شان گذاشته مي شود، هزينه پرداخته و تغيير روش مي دهند. افراد زيادي را به اتهامات گوناگون دستگير کرده و برايشان پرونده سازي کنند.

بی شک بی توجهی حاکمیت به مسایل ملی و استفاده از فشار و زور به جای گفتگو و تعامل و در یک کلام ارعاب و دستگیریهای اخیر وضعیت فعلی را بغرنج تر و در حال سوق دادن فضای گفتگو به سمت حاکم شدن فضای احساسی و رادیکال می باشد.

-- تانسو ، Sep 28, 2008

ANA DILINDE MEKTEB ISTIREM . IRAN DOVLETI ISTEMIR BUNI GEBUL ETSIN.TECZIYE TELEBLIK VE PANTURKIST ITTHAMI BEHANE VE INSSAN HUGUGLARINA ZIDDIYETDEN BASGA BIRSEY DEYIL.AZERBAYCANILAR VE TEMAM TURLER IRANDA OZ DILLERINI VE MEDENIYETLERINI GORIYIP VE SAXLAMALIDILER.BUDA GEC TEZ OLACAK,YALNIZ GARA UZLIK IRANIN DIKTATOR VE ZIDDI BESERI REZIMINE GALACAKDI.
PROFOSOR DR. SABRI-TABRIZI

-- بدون نام ، Sep 28, 2008

همانطور که عوامل جمهوری اسلامی با زنگ زدن به صدای آمریکا و با مطرح کردن مسائلی
مثل زندان گوانتانامو ،ابوغریب و غیره سعی
می کنند برنامه های صدای آمریکا را منحرف کنند از موضوع اصلی و درگیر مسائل حاشیه ای
کنند در دانشگاههای ایران و در مناطقی مثل
آذربایجان حکومت با اجازه دادن به گروهای
پان ترک سعی می کند دانشجویان و جوانان
را با مطرح کردن مسائل مسخره و حاشیه ای
چون تعریف کردن جوک ، قره باغ،اصل 15 قانون
اساسی،زندگی کردن کردها درمهاباد و مناطق
کردنشین آذربایجان غربی و غیره منحرف کند
یعنی یک دانشجوی آذری به جای اینکه به فکر
مسائلی مثل تورم،گرانی،فساد مالی گسترده
مشكل بيكارى، استثمار هولناك كارگران و كارمندان توسط شبكه هاى اختاپوسى شركتهاى به اصطلاح خدماتى ، رسيدگى به مشكلات اجتماعى و فرهنگى نسل جوان، حقوق نيمى از جامعه يعنى زنان ايران و، مبارزه با از ميان رفتن اصل مهم تحصيلات رايگان در قانون اساسى و از ميان برداشتن بار سنگين شهريه هاى دانشگاهى كمر شكن بر همه خانواده هاى كم در آمد و جلوگيرى از نابودى بنيادهاى علمى در نتيجه رانت خوارى هاى تحصيلى وابستگان به ارگانهاى حكومتى و گسترش بى رويه دانشگاهاى سطحى در هر شهر و شهرستان و .... باشد دغدقه اصلی
وی این باشد که چرا به وی آذری می گویند نه
ترک.یک نکته مهم دیگر اینکه زمانی که عوامل
جمهوری اسلامی با صدای آمریکا تماس میگیرند مجری صدای آمریکا متوجه می شود
که هدف اصلی این افراد منحرف کردن برنامه های صدای آمریکا است در نتیجه اجازه نمی دهد افراد فوق به اهداف خود برسند ولی
متاسفانه دانشجویان و بعضی جوانان آذری
بسیار ساده لوح می باشند و احساسات
بر عقلانیت و منطق غلبه دارد در بین آنها و
حکومت به راحتی آنها را بازی می دهد.


-- حسین ، Sep 29, 2008

استاد حجت تاروئردیان فعال حرکت ملی آذربایجان جنوبی که امسال در سالگرد یک خرداد در تبریز صرفآ جهت شعار دادن در رابطه با مظالم ملی برای تورکان آذربایجان دستگیر شده بود ، به شش ماه زندان و چهل ضربه شلاق از طرف دادگاه بیدادگاه تبریز محکوم شده است
( مناسبت اول خرداد که در ظاهر توهین و تحقیر به ملت 35000000 تورک آذربایجان بود طریق و مسیر بی سرو صدایی هست برای آسیمیلاسیون ملت تورک آذربایجان )

-- hesen ، Sep 30, 2008

درود بر دوستان ترک زبان عزیز.
من با اینکه فارس هستم اما دوستان ترک زبان بسیار خوبی دارم. به هر حال امیدوارم روزی برسد شاهد شکوفایی کشور برای تمامی اقوام باشیم. اما چون بهتر است کشور دارای یک زبان رسمی باشد ،آرزومندم واقعا اگر دوستان آذری علاقه ای به تکلم با زبان فارسی را ندارند موفق به جدایی از ایران و تشکیل یک کشور مستقل بشوند.

-- بدون نام ، Oct 1, 2008

من 2 سال تبریز بودم تبریز خوب میشناسم .هویت‌طلبی و جدایی‌طلبی = پوچی و بی سوادی.مردم ایران اجازه نخواهند داد.

-- فرجام ، Feb 2, 2009

ساختن دو سه تا ساختمان بلند در اردبیل و سرعین نشانه پیشرفت این منطقه نمی باشد کدام صنایع مادر در این استان وجود دارد؟
سرعین یکی از مناطق بی بدیل در دنیاست که از کوههای پربرف و آبهای گرم آن همزمان میشد منطقه توریستی فوق العاده ای ساخت ولی وقتی مردم را با دو تا ساختمان بلند میشود فریب داد چه لزومی به کارهای زیر بنایی و مدرن وجود دارد؟

-- بدون نام ، Apr 4, 2009

در جواب این کسانی که مظلوم نمایی میکنند باید گفت:
1- در شهرهای مرکزی ایران به هر مارک داخلی نگاه کنید از کبریت مشگین شهر گرفته تا تراکتورسازی تبریز اکثرا در شهرهای ترکنشین ساخته شده
2- حقوق بین الملل"تحصیل زبان مادری" را میپذیرد نه "تحصیل به زبان مادری" اولی آن است سالهاست وجود داشته و دارد ولی دومی نفی زبان مشترک یا رسمی است یعنی نابودی همان پلی که در سال24 برای اتصال به مام میهن شکست

-- علیزاد ، Feb 27, 2010

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)
-لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.
-کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و منتشر نخواهد شد.


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)