رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۲۸ آبان ۱۳۸۷
دهمین دوره‏‏ی انتخابات ریاست جمهوری در گفت و گو با علی افشاری از دانشجویان سابق تحکیم وحدت

«دستاوردهای نوری بیشتر از خاتمی بوده است»

مریم محمدی
mmohammadi@radiozamaneh.com

پس از پیروزی انقلاب بهمن، جنبش دانشجویی که در کلیت خود در مقابل نظام شاهنشاهی و همراه انقلاب بود، به دو صف در مقابل هم تجزیه شد. این تجزیه که در آغاز ایدئولوژیک بود، به سرعت سیاسی و در مقابل، یا کنار نظام قرار گرفت.

در روند تحولات منجر به خرداد ۱۳۷۶ و روی کار آمدن دولت اصلاحات، به دو جریان حامی اصلاحات و مدافع جریان محافظه‏کار حکومتی، تفکیک شد.

پس از آن، در طی دوران هشت ساله‏ی اصلاحات و ناکامی اصلاح‏طلبان در انجام بسیاری از وعده‏های خود، بار دیگر جنبش دانشجویی مدافع اصلاحات، به همراهان و منتقدان یا مخالفان اصلاح‏طلبان دولتی تقسیم شدند.

به نوعی که بخش وسیعی از دانشجویان هوادار اصلاحات که در پیروزی دولت خاتمی در خرداد ۷۶ نقش داشتند، در انتخابات سال ۱۳۸۰ و در دوره‏ی دوم نامزدی آقای خاتمی، انتخابات را تحریم کردند.

اینک در آستانه‏ی دهمین دوره‏‏ی انتخابات ریاست جمهوری در ایران و پس از تجربه‏ی چهار سال ریاست جمهوری محافظه‏کاران، باز تحرکات انتخاباتی در میان دانشجویان منتقد نظام مشاهده می‏شود، تا جایی که گزینه‏های معینی را نیز برای کاندیداتوری پیشنهاد کرده‏اند.

در برنامه‏های گذشته، با نمایندگانی از دانشجویان حامی حضور مجدد آقای خاتمی در عرصه‏ی انتخابات و نیز منتقدان ایشان که آقای عبدالله نوری را بهترین گزینه معرفی می‏کنند، گفت و گو کرده‌ام.

در همین باره با آقای علی افشاری، از دانشجویان سابق تحکیم وحدت که در دوره‏ی اصلاحات دستگیر و زندانی شد و پس از طی مراحل مشکلی اینک در آمریکا زندگی می‏کنند، گفت و گو کرده‏ام.

Download it Here!

آقای افشاری در جریان اختلاف نظر دوستانتان در ایران، بر سر کاندیداتوری آقای خاتمی یا نوری هستید. شما در این مورد چطور فکر می‏کنید؟

در مورد کاندیداتوری آقای نوری، یعنی از دیدگاهی که به عنوان یک اصلاحات ساختاری، به طور تاکتیکی استفاده شود، نظر مخالفی ندارم. به شرط آن‌که فضای آن فراهم شود.

این فضا چطور ممکن است فراهم شود؟

با همان شروطی که آقای نوری گذاشته‏اند، کاندیدای واحدی باشد و آن کاندیدا یک‌سری مطالبات رادیکال را در برنامه‏اش ـ حداقل تغییر قانون اساسی را ـ اعلام کند.

برنامه‏ی آقای نوری برای ریاست جمهوری چیست؟

ایشان هنوز برنامه‏ی مشخصی را اعلام نکرده است. چون هنوز اصل حضور را نپذیرفته و در حال بررسی است. اما ایشان تلویحاً دو شرط داشته است:

یکی این‌که از اصلاح‏طلبان فقط یک نفر کاندید شود، شرط دوم هم این است که اگر کاندیدایی که همه روی او اجماع کرده‏اند، رد صلاحیت شد، همه تحریم کنند.

آقای نوری تا به حال این دو شرط را به عنوان برنامه‏ی انتخاباتی‏اش مطرح کرده، ولی هنوز برنامه‏ی مشخصی را اعلام نکرده است.


علی افشاری از دانشجویان سابق تحکیم وحدت

به این ترتیب، دفاعی که شما و دوستانتان از کاندیداتوری آقای نوری می‏کنید نه بر اساس برنامه، بلکه بر اساس رادیکالیسم ایشان و مقاومتی است که در مقابل محافظه‏کاران کرده‏اند. فکر می‏کنید این برای ریاست جمهوری در شرایط دشوار ایران، کافی است؟

بحث مهم در این مورد، لزوماً مصداق آقای نوری نیست. بحث این است که در چهارچوب استراتژی اصلاحات ساختاری یا ساختارشکن، باید از فرصت انتخابات پیشِ رو استفاده کرد.

گزینه‏ها و مصادیق مختلفی برای این ایده‏ی سیاسی مطرح می‏شوند، از جمله آقای نوری. گزینه‏های بالقوه‏ی دیگری هم مثل آقای مهندس امیرانتظام یا هر فرد دیگری می‏توانند مطرح باشند.

برنامه‌ی این اصلاحات ساختاری به طور مشخص این است که قوانین در ایران و مشخصاً قانون اساسی باید مشمول تغییر قرار گیرند. حال در این تاکتیک انتخاباتی، لزوماً پیروزی در انتخابات پیشِ رو مساله‏ی اصلی نیست.

ولی در مورد انتخابات صحبت می‏کنیم. اگر نتیجه‏ی انتخابات مساله‏ی اصلی نیست، پس مساله‏ی اصلی چیست؟

مساله‏ی اصلی نیست، بلکه راه انداختن یک هویت جدید و شتاب بخشیدن و جاری کردن خون جدید در کالبد جنبش اجتماعی مطرح است.

آقای نوری کارنامه‏ی سیاسی روشنی دارد که در آن مواضع رادیکال مشخصی را داشته است. به طور مشخص، هنگام دوگانگی که در دوره‏ی اصلاحات بین خواسته‏های مردم و از طرف دیگر، حاکمیت و مقاومت نظام سیاسی پیش ‏آمد، آقای نوری نهایتاً جانب مردم را گرفت و حاضر نشد دخالت‏های فراقانونی رهبری را بپذیرد و قائل به مقاومت و ایستادگی بود.

این مقاومت و ایستادگی چه بود و چه نتایجی داشت؟

در درگیری‏های دوران حضور ایشان در وزارت کشور بود. آن زمان، نظر رهبری این بود که به جلسه‌های اعتراضی دانشجویان و دیگر اقشار اجتماعی مجوز داده نشود. هم‏چنین در انتخاب استاندارها و معاونان سیاسی هم این مقاومت بود.

به طور مشخص آقای نوری به زاهدان رفتند و تلاش کردند پس از سال‏ها، مصالحه‏ای بین نیروهای سنی معترض آن‏جا و حکومت ایجاد کنند.

وقتی قرار شد ایشان به مسجد متعلق به اهل سنت در زاهدان برود و سخنرانی کند، بلافاصله از تهران از ناحیه‏ی دفتر رهبری تماس گرفته می‏شود و به ایشان می‏گویند که رفتن به این مسجد مصلحت نیست و شما نروید. ایشان قبول نمی‏کند و می‏گوید سخنرانی‏اش را خواهد کرد. بعد که به تهران برمی‏گردد، مصلحت کار را توضیح می‏دهد.

در کارنامه‏ی آقای نوری به تلاش‏هایی اشاره می‏کنید که هیچ‏کدام به‏ثمر نرسید. در انتقاد از آقای خاتمی هم در نهایت، همین را می‏گویید. صرف‏نظر از احتمال رد شدن کاندیداتوری آقای نوری، اگر هم ایشان موفق شود از سد نظارت استصوابی رد شود، چرا فکر می‏کنید آقای نوری این‏بار موفق می‏شود؟

آقای خاتمی و آقای نوری، هر دو به لحاظ هویت سیاسی و سوابقشان در نظام سیاسی، از یک‏جا شروع کردند. هر دو هم حمایت مستقیم آیت‏الله خمینی را در کارنامه‏ی سیاسی‌شان داشتند.

ولی آقای خاتمی با دوگانه‏ی بین نظام سیاسی و خواسته‏های مردم، نهایتاً مصلحت نظام سیاسی را بر مصلحت مردم ترجیح می‏دهد.

همان جمله‏ی معروفی که ایشان گفته است: «هربار پیش رهبری می‏رفتم و اختلافی پیش می‏آمد، اول استدلال می‏کردم و سعی می‏کردم نظر ایشان را عوض کنم و وقتی نمی‏پذیرفت، نهایتاً نظر ایشان مبنا قرار می‏گرفت».

منظورم این است که در مجموع، دستاورد این دو سیاست برای جنبش دمکراتیک چه بوده و چه حاصلی داشته است؟

از موضع همان جنبش دمکراتیک و جامعه، به نظر من، دستاوردهای آقای نوری بیشتر از آقای خاتمی بوده است.

Share/Save/Bookmark

در همین رابطه:
امیر محبیان: آمدن خاتمی به نفع احمدی‌نژاد است
عطریانفر: اول خاتمی، بعد کروبی
«حمایت آقای نوری از آقای خاتمی مشروط است»

نظرهای خوانندگان


آقای خاتمی لطف بفرمائید از کاندید کردن خود صرفنظر کنید و بیش از این ملت ایران را سرگردان نفرمائید. دیگر هم قطاران خاتمی هم همین طور.
اگر از شما کاری بر می آمد در این مدت طولانی ٣٠سال انجام می دادید.

با تشکر/ایرج

-- iraj ، Nov 16, 2008 در ساعت 02:58 PM

با تشكر به نظر مي رسد سوال اصلي در انتخابات پيش رو بيش از آن كه چه كسي بايد بيايد باشد چگونه بايد بيايد است. در مورد اقاي نوري در واقع چگونه آمدن روشن است چون سابقه مقاومت و اعتراض ايشان براي دفاع از حقوق مردم براي همگان معلوم است ولي در مورد آقاي خاتمي ابهام وجود دارد .
نكته ديگر اين كه ما در شرايط كنوني با اين پرسش مواجهيم كه آيا بدون چالش با جريان حاكم در ايران پروژه دمكراسي و حقوق بشر به نتيجه اي خواهد رسيد ؟ روشن است كه جريان حاكم با نهادهاي قدرتي كه در اختيار دارد مانع هر گونه تحولي است و انتقادهاي افرادي چون هاشمي رفسنجاني را نيز پذيرا نيست. بنابراين بدون يك چالش و ستيز نمي توان اميد به تغيير و دگرگوني داشت. با اين فرض انتخابات رياست جمهوري بايد به عنوان عرصه اي براي به چالش كشيدن جريان حاكم در ايران نگريسته شود و فردي كه توانايي اين كار را داشته باشد مطرح شود. بدون ترديد آقاي نوري چنين كسي است.

-- جورج ، Nov 17, 2008 در ساعت 02:58 PM

با تشكر به نظر مي رسد سوال اصلي در انتخابات پيش رو بيش از آن كه چه كسي بايد بيايد باشد چگونه بايد بيايد است. در مورد اقاي نوري در واقع چگونه آمدن روشن است چون سابقه مقاومت و اعتراض ايشان براي دفاع از حقوق مردم براي همگان معلوم است ولي در مورد آقاي خاتمي ابهام وجود دارد .
نكته ديگر اين كه ما در شرايط كنوني با اين پرسش مواجهيم كه آيا بدون چالش با جريان حاكم در ايران پروژه دمكراسي و حقوق بشر به نتيجه اي خواهد رسيد ؟ روشن است كه جريان حاكم با نهادهاي قدرتي كه در اختيار دارد مانع هر گونه تحولي است و انتقادهاي افرادي چون هاشمي رفسنجاني را نيز پذيرا نيست. بنابراين بدون يك چالش و ستيز نمي توان اميد به تغيير و دگرگوني داشت. با اين فرض انتخابات رياست جمهوري بايد به عنوان عرصه اي براي به چالش كشيدن جريان حاكم در ايران نگريسته شود و فردي كه توانايي اين كار را داشته باشد مطرح شود. بدون ترديد آقاي نوري چنين كسي است.

-- جورج ، Nov 17, 2008 در ساعت 02:58 PM

انتخا بات انهم در این زمان بحرانی/ تاکتیکی بی حا صل برای نه گفتن به نظام نیست. راهبردیست مهم برای اهداف متوازن دمکراتیک درونی و تعامل منطقی ومسو ل برونی . alimshakeri@yahoo.com

-- بدون نام ، Nov 17, 2008 در ساعت 02:58 PM

فرق آقای نوری و خاتمی در اصفهانی بودن یکی و یزدی بودن دیگری است. از یزدیها زیاد انتظار شجاعت نداشته باشید.
هرکدام از این آقایان هم اگر بخواهد مناسبات موجود درجامعه بخصوص قدرت پشت پرده موتلفه و تسلط آن بر مراکز تولید ثروت را بهم بزند به سرنوشت سید احمد خمینی دچار می شود.

-- بدون نام ، Nov 17, 2008 در ساعت 02:58 PM

به نظر من آقای خاتمی با تمام انتقادهایی که به ایشان وارد است باز هم بهترین گزینه هست اقای نوری مطمئنا رد صلاحیت خواهند شد و امید بستن به تغییر و تحولی که خارجی ها
مثلا با یک حمله نظامی برای آوردن دموکراسی به ایران بیاورند تنها منجر به یک فاجعه ملی خواهد شد با توجه به وضعیت و بافت پیچیده و دگم و بسته نظام فعلی که هر گونه تغییر و تحول اساسی را با یک بر خورد شدید پاسخ می دهد
طرح شعارهایی مانند درخواست برای تحولات اساسی در ابتدای کار مثل سنگ بزرگ برداشتن برای نزدن است. خاتمی سیاستمدار باهوشیست که دست کم گرفته می شود او به خوبی
می داند که جامعه ایران تنها
با تغییرات و تحولات آهسته و پیوسته است که می تواند این گره های کور را باز کند به قول مهندس بازرگان تنها سیاست گام به گام در ایران جواب می دهد اگر خاتمی بیاید و روشنفکران باز هم دم از تحریم بزنند چه چیزی عایدشان می شود .. به جزتداوم همین وضعیت فاجعه بار فعلی؟

-- بدون نام ، Nov 18, 2008 در ساعت 02:58 PM

وضعيت به شكلي است كه با حضور خاتمي و احيانا شكست او ممكن است اوضاع وخيم تر شود ولي حضور كروبي و شكست احتمالي او براي اصلاحات بهتر است چون فضا را براي گفتمان صريح تر باز مي كند. در مورد آقاي نوري بهتر است توجه شود كه اين سرمايه عظيم سياسي يه درستي هزينه شود يعني بايد اجماع بزرگي تشكيل شود تا حتي رد صلاحيت ايشان باعث ايجاد جبهه اي فعال در قشر متوسط جامعه شود.

-- pedram ، Nov 18, 2008 در ساعت 02:58 PM