رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۶ اردیبهشت ۱۳۸۷
نگاه روشنفکران به آینده، در گفت و گو با دکتر احمد زیدآبادی، دبیر کل دفتر سازمان ادوار تحکیم وحدت - بخش دوازدهم:

ناامیدی‌، نتیجه بی‌قدرتی جامعه

مجتبا پورمحسن
mojtaba@radiozamaneh.com

دکتر احمد زیدآبادی، دبیر کل دفتر سازمان ادوار تحکیم وحدت و روزنامه‌نگاری که در زمینه مسایل ایران و خاورمیانه قلم می‌زند، معتقد است که تصویر مثبتی از جامعه ایران در ذهن مردم در کوتاه‌مدت به‌وجود نمی‌آید و اتفاقاً مردم به‌دلایل اقتصادی از آینده ناامید هستند.

در دوازدهمین برنامه برنامه نگاه روشنفکران آینده، با احمد زیدآبادی گفت وگو کردم:

Download it Here!

مردم نسبت به آینده واقعاً امیدوار نیستند. نه فقط امیدوار نیستند، بلکه انتظار دارند که روز به روز وضعیت‌شان بدتر شود. حتی بعضی از مردم عامی می‌پرسند که در این شرایط، اصلاً امید به بهبود وضعیت هست یا همیشه محکومند به این‌که در شرایط بد و بدتر به‌سر ببرند؟

بنابراین بدون آن‌که یک نظرسنجی صورت گرفته باشد یا از نتایج آن آگاه باشم، چیزی که از ذهن مردم عادی دریافت می‌کنم، این درک را دارم که ایرانی‌ها آینده را اصلاً روشن نمی‌بینند.

به نظر شما علت چیست؟

علت این است که در واقع روز به روز فکر می‌کنند که اوضاع بدتر است. به هر حال مساله‌ی اقتصادی، مهم‌ترین مساله برای مردم هر کشور است و در ایران معمولاً این حس وجود دارد که وضعیت اقتصادی افراد بهبود پیدا نمی‌کند.

اگر اطلاع داشته باشید یک جمعیتی قبل از انقلاب به دنیا آمد. این‌ها به مجرد ورودشان به دنیا، با خودشان یک بحرانی را هم وارد کردند.

سیاست رهبران جمهوری اسلامی از اول انقلاب گسترش زاد و ولد بود. تشویق می‌کردند افراد را که خانواده‌ را گسترش دهند و بچه‌های بیشتری بیاورند و برای داشتن بچه‌های بیشتر معمولاً امتیازاتی را در نظر می‌گرفتند.

یک‌دفعه خیل جمعیتی وارد شد و این بچه‌ها همین که به دنیا آمدند، من یادم هست که یک دوره بحران شیر خشک بود و افراد باید در داروخانه‌ها صف می‌ایستادند تا شیر خشک گیرشان بیاید.

از دوران شیرخوارگی که رد شدند، وارد مدرسه شدند و بحران کمبود مدرسه پیش آمد. در بعضی از شهرها هم، بحث چند شیفته بودن مدارس بود.

مدارس را که رد کردند، وارد دوره سربازی شدند پادگان‌ها پر شد و مجبور شدند برای خالی کردن پادگان‌ها یا همان نگه داشتن حد طبیعی، طرح خرید سربازی را مطرح کنند.

‌الان این جمعیت هم شغل می‌خواهد و هم می‌خواهد تشکیل عائله دهد و خانه و وسایل زندگی می‌خواهد. قاعدتاً این دولت با این سیاستی که دارد، نمی‌تواند به این خواست جواب بدهد.

برای جواب دادن به این معضل باید شرایط خیلی عادی باشد که تمام تمرکز روی اقتصاد باشد و روابط خارجی بسیار مسالمت‌آمیزی وجود داشته باشد که بشود سرمایه خارجی را جذب کرد و این‌جا اشتغالی را ایجاد کرد و یا نیروی کار را به خارج منتقل کرد.


دکتر احمد زیدآبادی، دبیر کل دفتر سازمان ادوار تحکیم وحدت

ولی هیچ کدام از این‌ها که در این‌جا وجود ندارد هیچ، حالت معکوس هم پیدا کرده و از این جهت همه احساس می‌کنند که هیچ فرصت شغلی در آینده در اختیارشان نیست و این سبب می‌شود که در حوزه‌های دیگر هم دچار مشکل شوند.

وقتی وضع معیشت مناسب نباشد، دعواهای خانوادگی رشد پیدا می‌کند و خیلی‌ها دچار افسردگی می‌شوند و انواع و اقسام نابسامانی‌ها و گرفتاری‌های شخصی به‌وجود می‌آید و در مجموع جامعه احساس می‌کند که رو به پیش نیست و شرایط سختی در انتظار است.

کشورهای زیادی هستند که در تاریخ‌شان، در مقاطعی دچار مشکلات اقتصادی و اجتماعی می‌شوند، طبیعتاً جامعه در چنین شرایطی میل به تغییر اوضاع دارد. بنابراین اکتیویته‌ی سیاسی و اجتماعی افزایش پیدا می‌کند. پس چرا جامعه ایران الان بیش از هر زمانی در خودش فرو رفته و علاقه‌ای برای مشارکت سیاسی اجتماعی ندارد؟

مردم حرکت‌های متفاوتی برای بهبود وضعیت خودشان انجام دادند که عمده‌ترین آن همان دوم خرداد سال ۷۶ بود. مردم فکر می‌کردند که با یک عکس‌العمل سیاسی می‌توانند شرایط را تغییر دهند، وارد شدند.

اما احساس کردند که نتیجه نگرفتند و به‌دلیل این‌که نتیجه نگرفتند، تصورشان از سیاست یک تصور طبیعی نیست. نسبت به امر سیاست مظنون شدند و آن را یک امر افسانه‌ای و اسطوره‌ای تلقی می‌کنند که گویی در اختیار آن‌ها نیست. بنابراین خود این سیاست سبب شده که نتوانند فکر کنند چه اقدامی می‌تواند در وضعیتشان تاثیر مثبت بگذارد.

یک دوره‌ای آقای رفسنجانی را تجربه کردند و بعد هم آقای خاتمی بوده و بعد هم بعضی‌ها فکر می‌کردند ممکن است احمدی‌نژاد با توجه به شعارهایی که خودش و اطرافیانش می‌دهند، بتواند منشا اثری شود.

حالا تجربه‌ای که کردند می بینند که این در واقع بدتر از موارد قبل بوده و این امر سیاست برای مردم اسطوره‌ای و راز‌آمیز شده و نمی‌دانند که چه چیزی معقول و چه چیزی غیر معقول است و بعد هرگونه اقدامی که کردند دیدند که بی‌اثر است.

فکر می‌کنند که امر سیاست یا دست نیروهای ماوراطبیعی است یا بعضی‌ها هم فکر می‌کنند که دست قدرت‌های بزرگ است و آن‌ها نقشه می‌ریزند و عمل می‌کنند. لذا ما هر کاری که می‌کنیم یا فایده‌ای ندارد یا ناخواسته در خدمت آن‌ها بودیم و از این جهت باعث شده که احساس کنند قدرت تاثیر‌گذاری ندارند و اساساً قدرت ندارند.

این احساس بی‌قدرتی به معنای این است که شخص می‌خواهد در درون خودش فرو برود و به محیط پیرامونش توجه کمتری می‌کند یا حتی با محیط پیرامون به ستیز می‌افتد و سعی می‌کند به نفع خودش محیط را خراب کند.

آقای زیدآبادی، مطمئناً درک هر یک از افراد جامعه از آینده متفاوت است اما آیا برآیند جامعه ما توانسته درکی مبتنی بر خرد از آینده داشته باشد که حالا از تحقق آن ناامید شده باشد؟

ببینید، الان مردم تصور خاصی از آینده ندارند، خصوصاً که بعضی احساس می‌کنند که اوضاع‌شان بدتر خواهد شد و به هر حال فشار اقتصادی بیشتر می‌شود و گرانی‌ها افزایش پیدا می‌کند و بچه‌هایشان نمی‌توانند درست ازدواج کنند و اگر کردند نمی‌توانند زندگی‌شان را اداره کنند.

به هر حال این روشن است که وقتی بحران‌های اقتصادی جدی می‌شود، مردم به اسطوره‌ها پناه می‌برند و این در دوره‌هایی از تاریخ اتفاق افتاده است.

در واقع آن جاهایی وضعیت اقتصادی می‌تواند محرک اجتماعی و تحول سیاسی باشد که بحران کم‌دامنه و کم‌اثر باشد. وقتی که دامنه مشکلات خیلی عمیق می‌شود، معمولاً افراد بشری اعتمادشان را به عقل به عنوان ابزاری که می‌توان با آن مشکلات را حل کرد، از دست می‌دهند.

وقتی شما اعتمادتان را به عقل از دست بدهید، دیگر به سمت اسطوره‌ها پناه‌ می‌برید و همین هست که زمینه‌های ظهور یک فاشیسم را فراهم می‌‌شود.

یک فردی می‌آید و ادعاهایی می‌کند و می‌خواهد که یک شبه چنین و چنان کند و مردم در دوره‌ای به دنبالش می‌روند و بعضی این‌ها گاهی منشا اثرات عینی هم می‌شوند اما در نهایت اصلاً موفق نمی‌شوند. حتی آن‌هایی که منشا اثرات می‌شوند، در یک روند خودتخریبی با دیگران همه چیز را نابود می‌کنند.

شما شخصاً آینده را چطور می‌بینید؟ آیا به آینده جامعه ما امید دارید؟

من اصولاً آدم خوشبینی هستم. گرچه اقتضای واقع‌بینی همیشه مقداری بدبینی است، اما من با توجه به مجموعه تحولات جهانی و نظمی که جهان پیدا کرده است و این مناسبات جهانی شدن و تکنولوژی ارتباطاتی، در مجموع نسبت به آینده ایران بدبین نیستم، اما آینده میان‌مدت و بلند‌مدت.

در کوتاه‌مدت قطعاً مجبوریم با مشکلات خیلی زیادی دست و پنجه نرم کنیم. ولی چون من نگاهی به تاریخ دارم و فکر می‌کنم که تاریخ، جهت‌دار است و یک منطق بر آن حاکم است و در کل رو به بهبودی اوضاع می‌رود؛ تصور می‌کنم که نهایتاً در آینده یک سلسله مواردی دست به دست هم می‌دهد و ایران را به سمت بهتری هدایت خواهد کرد. اما در کوتاه مدت قطعاً مشکلات و چالش‌های بیش از اندازه‌ای متصور خواهد بود.

Share/Save/Bookmark

نظرهای خوانندگان

بدون آن‌که یک نظرسنجی صورت گرفته باشد یا از نتایج آن آگاه باشم" پس یعنی از روی شکم دیگه

برای آدمی مثل زیدآبادی مایه شرم است که همینطوری بنا به احساسات شخصی در مورد 70 میلیون ایرانی حکم صادر کنند. بعلاوه ناامیدی ایرانیها چیزی مربوط به یک دهه وسده نیست. در طول این تاریخ 1400 کی ایرانیها از همه چیز راضی و به آینده امیدوار بوده اند که این دفعه دومش باشه.

در ضمن این مختص ایران نیست. دو هفته پیش روزنامه THE AGE استرالیا نتایج نظرسنجی امید به آینده رو در مورد استرالیا آمریکا و بریتانیا چاپ کرده بود. غیر از استرالیاییها که 70% راضی بودند و امیدوار در آمریکا 70% نسبت به آینده ناامید و در بریتانیا 40% حتی معتقد بودند دولتشون در جهت عوضی WRONG TRACK در حال حرکت است.

-- مانی ، Apr 25, 2008 در ساعت 02:55 PM

بادرودبراقای زیدابادی میگویند ماهی هروقت از اب بگیری تازه است ولی باید ماهی خوری وجود داشته باشد.این اقتصاد بیمار است تاازبین نرفته بایدفکریاساسی بحالش کرد.بااین ندانم کاریهاکامل ازبین میرودوهمین داشته های کم هم نابود میشود.اون وقت چیزی وجود ندارد که امیدواربود.

-- اوا ، Apr 25, 2008 در ساعت 02:55 PM

jahan dar marhaleyi az gozar ast.mardom dar oroopa va amrika niz sharayete sakhti ra migozaranand va faghr o afsordegi va khoshoonat ziad mishavad.dar Faranse ham javanan ziadi hatta omid nadarand ke dar ayande hatta yek appartement az khodeshan dashte bashand va dar majmoo dar kolle oroppa khatte faghr dar hadde30 darsad ast.faramoosh nakonim ke Iran be har hal hasht sal jang kard va vagheiyat in ast ke gharb mikhahad har joor hast ma ra be shekast bekeshanad.albate in haghighat darad ke keshvar khoob edare nashode ast va khode hokoomat ham in ra migooyad.enteghade Ahmadinejad az dolate! khodesh va estefaye vazire eghtesad ba maze bood!va amma haghighate tarikhi va eghtesadi in ast ke iran moshkelate mozmene sakhtari dar eghtesd darad ke be ghabl az jomhooriye eslami barmigardad.enfejare jamiyat va jang o tahrime gharb vaz ra badtar karde.chizi ke hast in ast ke badtar az inha ma mellati rantkhar va tanbalim ke in ham elale ziadi darad.amma rahi joz omid nadarim.vaze bade eghtesadi akhare tarikh nist.bayad baraye behtar shodane oza kar kard va makhsoosan az taneshhaye dakheli va jange khareji parhizid.dar majmoo bilan kamelan siyah nist

-- Doctor Nikoo ، Apr 25, 2008 در ساعت 02:55 PM

شاید بهتر باشد آقای زید آبادی بفرمایند در کجای دنیا سیاست روز به روز نیست؟ مسئله ایران روز به روز بودن برنامه ها نیست. مسئله اینجاست که مملکت چپاول می‌شود و هر وقت کسی سنگ روی سنگ بگذارد جلوی اینکار را می‌گیرند. مگر سرمایه داری در دیگر کشورهای دنیا با رعایت حقوق بشر و عزت و احترام به انسانیت شکل گرفته؟ همه جا قدرت بر اساس چپاول شکل می‌گیرد، در ایران این چپاول به دست خارجی صورت می گیرد در نتیجه قدرت سیاسی عملاً وجود ندارد. برای همین است که هر وقت قدرتی در جائی متمرکز می‌شود مشتی «داد و فریاد» به راه می‌افتد که این تمرکز ثروت از کجا پیش آمده؟ این تمرکز مثل همه تمرکزهای ثروت نتیجة چپاول است. در نیویورک هم مثل تهران، در پاریس هم مثل پکن!‌ فقط اختیار این مراکز بعضی جاها دست خودشان است، در بعضی جاها دست دیگران. آقای زیدآبادی مثل اینکه دوست ندارند از این ابعاد صحبت کنند، چون ممکن است دست دوستان‌شان هم در کار باشد.

-- ثارم ، Apr 25, 2008 در ساعت 02:55 PM