رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۴ شهریور ۱۳۸۵

دموکراسی راديويی

دو سه اتفاق امروز باعث شد حس تازه ای در باره ايده راديو زمانه پيدا کنم. اول حرفهای مريم نبوی نژاد بود در انتقاد از زمانه. حرفهای او از راديو پخش شد و امروز در صفحه گفتگوی خودمونی هم خواهد آمد. گذشته از صراحت بيان او در عين صميميت اش که بسيار به دل می نشست انتقادهاش مرا به فکر فرو برد. آيا ما در زمانه نهايتا راه راديوهای ديگر را بايد برويم؟ آيا نهايت راه ما پيوستن است به جريان اصلی راديو که ما خود آن را سنتی می خوانيم؟

راه را برای غيرحرفه ای ها باز کنيد

من در اولين حضور خود در پخش زنده راديو زمانه چند دقيقه ای در باره حرفهای مريم توضيح دادم و فکر می کنم اينجا هم لازم است بحث را بگسترانم. چون تفاوت مهمی را در دو نوع نگاه به راديو نشان می دهد

در حرفهای مريم يک دو نکته بود که حتما بايد رعايت کرد. يکی ظرافت در ترکيب خبرهاست مثلا خبر قطع اينترنت و خبر پر-جستجوترين کلمات در اينترنت (که بحثی کارشناسی می خواهد و من همين جا دعوت می کنم از کسانی که در اين باب می توانند مقاله ای سنجيده بنويسند تا در زمانه منعکس کنيم) يکی هم تناسب گفتار مجری با برنامه ای که قرار است معرفی کند.

اما مريم تاکيد خاصی بر نحوه ای از اجرا داشت که خود آن را باعث گريز جوانان می داند. به نظرش شيوه ادای استاد نيکفر در سلسله گفتارهاش خواب آور است و عبدی کلانتری هم کند و يکنواخت می خواند. راديو در نظر من و مريم متفاوت است. مريم احتمالا از نوعی ادای حرفه ای در بيان راديويی دفاع می کند. من می گويم زمانه قرار نيست در اختيار حرفه ای ها باشد. قرار است آماتورهای علاقه مند به رسانه راديو را نيمه حرفه ای و حرفه ای کند.

وقتی ضبط خانگی قيمتی می شود

به نظر من «ضبط خانگی» محمدرضا نيکفر حتی اگر اديت حرفه ای هم نداشته باشد و کيفيت صدايش هم استوديويی نباشد و خودش هم بر فن بيان راديويی مسلط نباشد هزار بار ارزش اش بيشتر از يک بيان حرفه ای اما بی معنا و کم-محتواست وانگهی ارزش کار نيکفر به اين است که مردی دانشمند را نشان می دهد که غم خلق را می خورد چندان که در ميانسالی می نشيند و گاه برای 8 دقيقه برنامه چهار ساعت پای کامپيوتر می خواند و بازخوانی می کند. او ارزش رسانه را صدبار بيشتر از يک گوينده حرفه ای می شناسد. کسی چون او بزودی بر همه جوانب کار هم مسلط خواهد شد. زمانه اگر همين کار را کرده باشد و پيونددهنده امثال نيکفر با جوانان علاقه مند باشد کار خود گزارده است.


زمانه راديوی شهروندانی است که می خواهند کار رسانه ای کنند. انتظار نبايد داشت کار آنها از هم آغاز کامل باشد. در مقابل اين «ضرر»، آنچه ما به دست می آوريم وارد کردن انبوه افراد تازه به رسانه راديوست. و صداهای تازه البته. اين حتما می ارزد که در معيارهای سنتی گوش دادن به راديو تجديد نظر کنيم. به نظر من اتفاقی که با زمانه در راديو می افتد شبيه اتفاقی است که با وبلاگ افتاد. همه نويسنده شدند. من می خواهم که همه بتوانند برنامه بسازند. با همان ضبط خانگی. کمی که گذشت فواعدش هم شکل می گيرد و استانداردهاش هم از درون خودش تعريف می شود.

لذت کار کردن با شبکه

نکته ديگر که بعدازظهر پيش آمد وقتی بود که سامان ايرانی با ايميلی خبر از مرگ نويسنده بزرگ اسرائيلی داد و می پرسيد می تواند مطلبی در باره او کار کند؟ من ترديد نکردم که بگويم حتما. و بعد با خود فکر کردم چقدر کار کردن با افراد کثير از کشورهای مختلف لذت بخش است. هر کسی با ايده ای می آيد و همه آنها در سبد زمانه جمع می شوند. راستی اين است که ما در جمع وجود داريم و بايد يکبار برای هميشه از خود-محوری دست برداريم و کار جمع را از جمع بخواهيم و به رنگارنگی ايده ها حرمت بگذاريم.

من از ايده سامان استقبال کردم چون او درست بهنگام بر نکته ای دست گذاشته بود که ما نياز داريم به آن توجه کنيم: ما از اسرائيل هيچ نمی دانيم. ما در ايران سالهاست رسما با اسرائيل در نقار و دشمنی هستيم اما عجب است که ميزان اطلاعات ما از اسرائيل واقعا ناچيز است. من سالها پيش در يادداشتی در مجله خاوران به مناسبت جشنواره فيلم فجر نوشته بودم که آخر چرا ما هيچ از سينمای عرب و اسرائيل نمی دانيم؟ سال بعد يکی دو فيلم يوسف شاهين آمد و البته از اسرائيل هيچ وقت هيچ چيز نيامد.

حتی در باره مهمترين مساله ما با اسرائيل که ماجرای فلسطين باشد نيز اطلاعات ما سخت فقير است. هنوز بسياری از مردم و حتی تحصيلکردگان ما نمی دانند نوار غزه کجاست و کرانه باختری کجا.

گفته بودم که زمانه رسانه ای است برای صداهای ناشنيده. بايد اين را هم بگويم که زمانه رسانه ای است برای موضوعات طرح نشده و ممنوع و مسکوت مانده. موضوعاتی که خواننده ای يا شنونده ای پيش از ديگران به آن فکر کرده است و ما بخت آن را داشته ايم که با او آشنا شويم و ايده اش را طرح کنيم. زمانه بازترين پنجره است به روی شنونده خود برای توليد و گفتگو از آنچه نيازی به آن حس می کند.

مهدی جامی
m.jami@radiozamaneh.nl

Share/Save/Bookmark

نظرهای خوانندگان

مهدی عزیز:
برنامه نیلگون مخصوصا آفای عبد کلانتری یکی از زیباترین برنامهاست من شخصا چندین بار گوش میکنم... احتمالا خانم نبوی نژاد خواسته چیزی گفته باشه ...
و من در عجبم شما خودتون آقای جامی چرا اون برنامه های زیبایی که در بی.بی.سی داشتید را اینجا ندارید! نیکان که مثل همیشه پرکار و اینجا هم دست از سر فمینها بر نمیداره و جالب بود اگر نازلی هم اینجا برنامه ای داشت و به نظرم نازلی میتونه برنامه خوبی داشته باشه... بهش فکر کنید یا شاید هم دارید فکر میکنید. و استاد معروفی هم که ما منتظر دومی هستیم هیجا نمیریم ...
موفق باشید

-- fazel ، Aug 26, 2006 در ساعت 03:01 AM