رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۶ مهر ۱۳۸۹

زن بی‌حجاب یک صندلی سه‌پایه است

فروغ.ن. تمیمی

در مراسم اختتامیه‌ی اولین نمایشگاه ملی عفاف و حجاب که در دوم شهریورماه گذشته با حضور محمد نجار، وزیر کشور و محمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در محل بین‌المللی نمایشگاه قرآن کریم در مصلای تهران برگزار شد، گروه فرهنگی هنری صریر به نمایندگی از طرف گروه سایبری ترویج حجاب و عفاف، به خاطر ارائه بهترین آثار هنری در نمایشگاه تصویری خود موفق به کسب عنوان غرفه‌ی برتر شد.

با خواندن این خبر و دیدن عنوان «گروه سایبری ترویج حجاب و عفاف»، با کنجکاوی وب سایت‌شان را پیدا می‌کنم؛ وب سایتی با طرحی شبیه به یک ورق کاغذ که قسمت بالای آن انگاری به آتش فندک سوخته است.


گروه سایبری ترویج حجاب و عفاف در معرفی خود می‌گوید که با هدف اشاعه‌ی فرهنگ حجاب در فضای اینترنتی، مبارزه با استکبار جهانی که بی‌حجابی را اشاعه داده، راه‌اندازی گروه بسیج سایبری در اینترنت به قصد سالم‌سازی فضای مجازی و هم چنین ایجاد گروه فیلترینگ برای نفوذ و حمله به سایت‌هایی که موازین اخلاقی را رعایت نمی‌کنند، به وجود آمده است!


دست‌اندرکاران این شبکه، هم‌چنین در تشریح اشاعه‌ی فرهنگ برهنگی در مملکت، کاهش حیا و غیرت، نبودن برنامه‌های هدفمند، عدم همکاری و مشارکت نهادهای مسئول در زمینه‌ی اشاعه‌ی فرهنگ پوشیدگی و حجاب، یادآور می‌شوند که با احساس مسئولیت خطیر و نگرانی از ادامه‌ی این وضعیت اسفناک، پس از تحقیقات لازم، «بسته‌ی جامع تخصصی حجاب و عفاف» را تهیه کرده‌اند و آماده‌ی پخش و توزیع آن هستند.

این مجموعه با هدف هویت‌یابی و هویت‌بانی (یک اصطلاح جدید برای من) از اصالت ناب ایرانی و اسلامی و رفع خلاء های موجود دراین زمینه، تدوین و طراحی شده تا در اختیار جامعه قرار بگیرد و کمبودهای آموزشی در این زمینه را برطرف کند.

بدون شک برای تحقق بخشیدن به این اهداف چندگانه در دفاع از فرهنگ حجاب و عفاف، هم قلع و قمع مخالفان و مفسدان و هم همکاری هنرمندان، متخصصان و سرمایه‌گذاران ضرورت تام دارد. درست به همین منظور می‌توان روی این وب‌سایت نمونه‌هایی از این همکاری موثر و موفقیت‌آمیز را مشاهده کرد. اولاً کالا های متنوع با بسته‌بندی‌های امروزی و جذاب ارائه شده‌اند.


در این جا به تعدادی از آنها اشاره می‌کنم. مثلاً مجموعه‌ای از انواع پوسترها با مضمون «من یک محجبه‌ام» و یا لوازم‌التحریر طراحی شده برای کودکان و نوجوانان دختر با مضمون پوشیدگی و عفاف، تندیس و نشان‌های تقدیر برای بانوان محجبه، تمبر حجاب و حتی بازی‌هایی در قالب پازل و مار و پله، دختر بچه‌ها را با اهمیت حجاب و حفظ آن از طریق بازی و سرگرمی آشنا می‌کند.

در کنار عرضه‌ی این کالاها برای ترویج حجاب و عفاف، البته آگهی‌های تجارتی دیگری هم مثل تبلیغ مهره‌ی مار با تاکید بر تاثیر آن بر سلامتی و خوشبختی از منظر علوم زیستی، پزشکی و فیزیک دیده می‌شود.

مهره‌ی مار شامل دندان و نیش مار است که در همه‌ی اعصار و قرون بر معجزات آن تاکید شده و خوشبختی، عشق، خوش‌شانسی، پول و پیشرفت را نصیب خریدارش می‌کند.


در این وب‌سایت حتی برای اطلاع کسانی که فرهنگ غرب را از هر جهت نمی‌شناسند و تصویری سیاه و سفید از آن دارند، آماری از بعضی دانشگاه‌های غربی که مقررات سختی در زمینه‌ی سر و وضع دانشجویان دارند، ارائه شده تا فراموش نشود که حتی در فرنگ هم رعایت پوشیدگی، ممنوعیت آدامس جویدن، یا آرایش کردن و غیره وجود دارد. البته یکی از موضوعات مهم روی این وب‌سایت، توضیح قانون مجازات اسلامی است تا به بی و بدحجابان یادآوری شود که در صورت عدم رعایت آن به هفتاد و چهار ضربه‌ی شلاق و پرداخت جریمه محکوم خواهند شد.

در بخش مقالات که بیشتر مطالب آن اظهار نظر شخصی افراد است، به مطالب کوتاهی برمی‌خوریم از جمله این که چگونه بی و بدحجابی باعث تحریکات جنسی و به هم ریختن اعصاب آقایان می‌شود. چگونه زن بی و بدحجاب سلامت نسل را به خطر می‌اندازد و البته نصایح و اندرزهای فراوان به دختران جوان و بی‌تجربه که ناآگاهانه در دام وسوسه‌ی شیطان افتاده و با انتخاب بی و بدحجابی افزون بر اختلال عصبی در روح و روان آقایان، مقدسات دینی، منافع ملی و جهانی کشور را به خطر می‌اندازند.

بدون شک اگر این دختران به موقع درک کنند که پوشاندن بدن و موی آنها تا چه حد در حفظ آسایش و سلامت جامعه موثر است، بر هوی و هوس و تمایل به برهنگی فائق می‌آیند؛ امری که ضرورت ارشاد از طریق کار فرهنگی و تبلیغی را به وظیفه‌ی شرعی هر مرد و زن ایرانی متعهد بدل کرده است و بی‌توجهی به آن عواقب جدی برای آنان و جامعه در پی خواهد داشت.

در همین بخش مقالات به نقل از وبلاگ «همشهری جوان» نوشته شده است که در جنگ ایران و عراق، جوانی چهارده ساله و اسیر در عراق، تنها هنگامی حاضر به مصاحبه با یک زن خبرنگار خارجی شد که او حجاب بر سر گذاشت. حال چگونه است که رییس‌جمهور پرقدرت ما در نیویورک به اسم تسامح و تساهل‌گرایی با زنان بی‌حجاب مصاحبه و فراموش می‌کند که او نماینده‌ی همان نسلی است که برای حفظ اسلام و حجاب هزینه‌ها دادند.


آثار هنرمندان گرافیست این وب‌سایت در تبلیغ فرهنگ حجاب و عفاف هم تامل برانگیز و متنوع بوده است. اگر از پوسترهای کلیشه‌ای و تکراری مربوط به حجاب با مضمون جنگ، خون شهیدان، رعایت نجابت، گفته‌های بزرگان و غیره بگذریم که همگی کنترل بدن و روح زنانه را به عنوان بخشی تفکیک‌ناپذیر از مذهب، سنت و سیاست تبلیغ می‌کنند، به تعدادی طراحی‌های خاص هم در این مجموعه برمی‌خوریم که از زوایای دیگری قابل تامل هستند.

کارهایی با مضامین جدید، طنزآلود و تاثیر گرفته از آثار هنری مشهور، مثلاً مونالیزای معروف را پوشیده در چادر می‌بینید و یا پوستری با نام «زن بدون حجاب صندلی است با سه پایه» که بیننده را به یاد آثار هنرمند انگلیسی آلن جونز و کاری از او به نام «میز و صندلی» می‌اندازد.

آلن جونز در سال‌های هفتاد از چهره‌های مطرح پاپ آرت در انگلستان بود. او در بیشتر آثارش به بدن زنانه و اروتیسم پرداخته است.

آثاری هم با تاثیر از جنبش‌های اجتماعی فعلی مانند جنبش فمینیستی و جنبش سبز آفریده شده‌اند. از منظر بنیادگرایی اسلامی، تلاش برای ترویج حجاب و عفاف، هم‌پای نبرد و ضدیت بی‌چون و چرا با حقوق برابر برای زنان و فمینیسم به پیش خواهد رفت. بنابراین برابری‌خواهی در این آثار تقبیح می‌شوند. در پوستر «مرگ فمینیسم»، سنگ قبر فمینیسم را می‌بینیم. معلوم نیست آیا این یک گور جمعی برای همه‌ی فمینیست‌های دنیا است یا...؟


تعدادی از پوسترهای یکی از گرافیست‌های مروج حجاب و عفاف اما با الهام از جنبش سبز و شعار‌های آن طراحی شده است! این هنرمند، زنان را پوشیده در چادر و پرچم سه رنگ نشان می‌دهد، اما او ظاهراً فراموش کرده که جمله‌ی «ما بی‌شماریم»، از شعار های معروف جنبش سبز است که بارها و بارها در تظاهرات مردم و هم طراحی‌های گرافیکی سبزها از آن استفاده شده است.

سوء استفاده‌ی او از این شعار زیبای جنبش دموکراسی‌خواهی برای «ترویج عفاف و حجاب بنیادگرایانه» را به چه حساب باید گذاشت؟ به حساب یک اشتباه سرسری و یا عمق تاثیر این شعار در الهام‌بخشی هنری؟! البته پای هیچ کدام از این پوسترها نام طراح را نمی‌بینید.

پانوشت:

۱.نویسنده‌ای با نامFilsuf درباره‌ی همین تشابه مقاله‌ای به انگلیسی روی فیس‌بوک منتشر کرده است.)

Share/Save/Bookmark

نظرهای خوانندگان

اون پوستری که زیرش نوشته «هر زن چادری به منزله پرچم جمهوری اسلامی ایران» خیلی جالبه از این نظر که دو اعتراف در آن‌ست:
1- پرچم حکومت اسلامی به سیاهی چادر است.
2- حکومت اسلامی اگر می‌توانست بر سر همه‌ی زنان چادر سر می‌کرد.
نکته جالب دیگر وحشت و تلاش برای نفی موج فمینیسم ایرانی‌ست که نشان می‌دهد زن‌های ایرانی چقدر موفق بوده‌اند در اینکه مقابل روال رو به سیاهی حکومت اسلامی مقاومت کنند.

-- هومن ، Sep 26, 2010 در ساعت 11:59 PM

تاسف بار است. امکاتات پیشرفته روز، هنر پرافیک، علم سایبر، پول بی زبان نفت چگونه در راه نشر و بسط تاریک اندیشی قرار گرفته است. آینده ایران چه دردناک و تاریک است.

-- بدون نام ، Sep 27, 2010 در ساعت 11:59 PM

اوائل روی دیوارها می نوشتند ""اگر بی حجابی تمدن است، پس الاغ خیلی متمدن است"" ده ها امثال این نوع مزخرفات که ادبیات ناب اخوندی است و بشدت مورد علاقه عوام و کم سوادان در ایران و مردم "" گوساله و بزغاله "" کشور که اقای علم الهدی به خوبی حد شعورشان را بیان کرد و تمام سال پای منبر او و هزاران شارلاطان مثل او گریه می کنند و توی سر خوشان می زنند و متاسفانه ده ها ملیون از ان ها کشور را پر کرده اند و انکارش هم بیهوده است.

به هر حال ، با اینکه با زنان بی نوای چادری که در خانواده های پائین تربیت شده اند ( نه با شارلاطان هایی که به مناسبت پست و مقام و دزدی های شوهر تظاهر به مثلا "" عفاف"" میکنند) چندان مخالفتی ندارم و ان ها را هم بنا بر اصل ازادیخواهی خودم مجبورم بپذیرم، مع هذا حیفم امد ظنز با مزه ابراهیم نبوی را در مورد همین مطلب به صورت تست 4 سئوالی امروز در سایتی منتشر کرد عینا برای شما نقل نکنم. با اجاره ان بزرگوار خوب:
""""
سووال هفتم: با توجه به اینکه یکی از سایت های طرفدار حکومت نوشته است " زن بی حجاب صندلی سه پایه است." زن چادری شبیه چیست؟

گزینه اول: فرش کرمان است، روی آن می نشینند و هر چه لگد بخورد بهتر می شود.

گزینه دوم: مثل مخده می ماند، بین مرد و دیوار گیر می کند.

گزینه سوم: مثل تشک می ماند، شب می زنند زمین، روز می گذارند انبار.

گزینه چهارم: مثل مبل استیل که روی آن ملافه می کشند.

""""

-- ادبیات اخوندی ، Sep 27, 2010 در ساعت 11:59 PM

اتفاقا باید این تصویر را پذیرفت. زنان بی حجاب صندلی نا مناسبی برای نشستن هستند. البته برای کسی که روی ان مینشیند. اگر بر فرض زن صندلیست کسی که روی ان مینشیند باید مرد باشد و زنی که خود را برابر مرد میداندو حق خود را میشناسد صندلی سستی است که مرد نمیتوند روی ان با خیال راحت لم دهد. برای همین فکر میکنم اتفاقا باید این تصویر و شبیه سازی را از ان خود کرد و تفسیر درست ان را بکار برد علیه پروپاگاندا ی جمهوری اسلامی. مسئله تصویر نیست بلکه تفسیر درست ان است. شما را رجوع میدهم به تفسیر فوق العاده ژیژک از فیلم 300!

-- علی ، Sep 27, 2010 در ساعت 11:59 PM

ادبیات برخی از خوانندگان فرقی با ادبیات اخوند علم الهدی ندارد و اگر قدرت داشتند بلایی بدتر از حکومت فعلی بر سر مردم می اوردند فقط ببینید نخوت و جهل تا کجا میرسد. انگاری در مورد حیوانات صحبت می کنند. جالب است وقتی در فرودگاههای خارجی رفتار تحقیر امیزی با ما میشود رگ انسانیت و حقوق بشر مان قلنبه میشود اما خودمان در مورد دیگرانی که با ما فرق داریم اینگونه میگوییم:
..... اینکه با زنان بی نوای چادری که در خانواده های پائین تربیت شده اند ( نه با شارلاطان هایی که به مناسبت پست و مقام و دزدی های شوهر تظاهر به مثلا "" عفاف"" میکنند) چندان مخالفتی ندارم و ان ها را هم بنا بر اصل ازادیخواهی خودم مجبورم بپذیرم،....

لطف میکنید بر اساس اصل ازادیخواهی اتان حق نفس کشیدن برایشان قایلید.

-- شمس ، Sep 27, 2010 در ساعت 11:59 PM

شمس عزیز، تذکر شما را می فهمم و به نوعی از نظر احساسی قبول دارم. من خودم در هنگام نوشتن ان مطلب احساس خوبی نداشتم در باره ایجاد تفرقه ای به نام چادری و بی حجاب .

من که مرد هستم به علت احساس همدردی (که به 50 -60 سال قبل خودم بر می گردد) اساسا هر فشاری را به زن که قبول نداشته ام، بلکه این جنون امروزه پوشش و کثافت مذهب و تظاهر به عفاف را که تنها دکان مملکت شده و باعث نفرت همگانی از رنان جوان متمول چادری درکشور شده را نمی توانم تحمل کنم. ( نه ان بینواهای از خانواده فقیرو از خانواده پائین. این مطلب اخیر توضیح بیشتر لازم دارد تا حمل به تفاخر به ثروت و نژاد پرستی نکنید ولی جا نیست. ).

ولی شمس عزیز. الان دیگر چادر حجاب و انتخاب نوع لباس نیست که احترام داشته باشد ، یک شعار نفرت انگیز مذهبی است. یک تودهنی به همه انسان هایی است که از تحمیل معیارهای عقیدتی شخصی افراد فاشیست به دیگران ناراحت هستند. تجاوز به حق ازادی و اعتقاد انسان هایی است که معتقدند زن یک انسان کامل است نه نصف یک انسان و مجبور نیست نگران بالا پایین شدن روسرس اش باشد بلکه باید مواظب اعتلای شعورش باشد و باید برای حقوق برابرش در ازداوج و طلاق و حقوق اجتماعی و مدنی و حق ارث و حضانت و شهادت در محکمه و مجازات امثال سنگسار ، و بودن در حد شیئی خریداری شده و قابل تملک جان و مال و ناموس برای پدر و شوهر و برادر و هر مردی، که حق دارند او را به خاطر سوءظن یا حتی رابطه با غیر به قتل برسانند ،بجنـگد و ان ها را به دست بیاورد ، نه برای حق ""روسری یا توسری"" و چادر و پایین تنه که تنها چیزی است که اسلام می فهمد. ..برای همین است که همه دنیا علیه پوشش زشت و کریه و ترسناک بادمجانی برقع و روبنده و چادر به عنوان شعار اسلام برخاسته اند.

و اما نکته اخر را هم بگویم و بروم.

بله. متاسفانه من و امثال من لطف می کنند و اجازه می دهند که کسانی که با ان توصیف فوق و با هدف فوق چادر سر می کنند و با تحقیر به زنان با سواد و تصیل کرده دیگر نگاه می کنند و گوشه چشم برا ی دختران من نازک من کنند و فحش هم می دهند ، در دنیای متمدنی که ما لیاقت اش را داریم هم ، حق دارند زنده بمانند و او را با چادر و همان اطوار ها تحمل می کنیم.

بله درست تشخیص دادید، این بدبختی بزرگ و سرنوشت شوم همه انسان های ازادیخواه و دموکرات است. و برا ی همین هم هست که ( بجز درانقلاب دویست سال یپش امریکا که از اصل برا ی ازادی بود نه برای عدالت و کمابیش موفق و درست از اب در امد . که بحث مفصل است. ) در همه انقلاب های جهان همه ازادیخواهان و دموکرات ها که واقعا ان ها بودند که انقلاب را به ثمر رسانده بودند، بعدا همه شان به دست اراذل و اوباش وارث همان انقلاب کشته و نابود و زندانی و مطرود شدند و فاشیست هاو قاتلان و اوباش بدون استثنا وارث همه ان انقلاب های دنیا شدند چون ان دموکرات ها بنا به تعریف وجودی شان اجازه دادند دشمنشان زنده بماند و فعالیت ازاد داشته باشند . اجازه دادند مخالف حر ف بزند روزنامه داشته باشد .

مصدق دقیقا از سه روز قبلش می دانست که چه کسانی دارند بر علیه اش بشدت توطئه می کنند ولی به فرمانده نظامی تهران گفت که "قانونا مجاز نیستم ان ها را دستگیر کنم چون مدرکی ندارم و هنوز که کاری نکرده اند". و این در تاریخ ثبت است. سه روز بعد همان ها خانه اش را اتش زدند و او را با پیژامه برای مرگ تدریجی بردند. به این چه می گویید؟ حد اعلای شرف و ازادیخواهی و دموکرات بودن که طبعا ملازم با حماقت مطلق در یان جامعه کثیف و مرگ ونیستی است. معهذا، با علم به ایت ن حماقت. من اعتراف کردم و متعهد هستم که به مخالفم حق زندگی بدهم. بعدا هم نمی گویم ""خدعه کردم "" چون م که ادم مذهبی نیستم که دروغ برای من ""تقیه"" و ازاد باشد، بلکه من دارای شرف انسانی هستم.

راستی، من در ان روز به چادری ها حق بیرون امدن خواهم داد. ایا شما به بی حجاب ها امروز چنین حقی را می دهید؟؟

-- ادبیات اخوندی ، Sep 28, 2010 در ساعت 11:59 PM