رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۲۲ مرداد ۱۳۸۸
میرحسین موسوی:

«ایران نیازمند اصلاحات عمیق است»

میرحسین موسوی نامزد معترض به نتیجه انتخابات می‌گوید آنچه که امروز در زندان‌ها می‌گذرد «به خوبی» نشان می‌دهد که ایران «نیاز به اصلاحات عمیق» دارد.

به گزارش وب‌سایت «قلم نیوز»، آقای موسوی صبح امروز چهارشنبه در دیدار با اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، از «دروغ‌های پی در پی» برای توجیه حوادث پس از انتخابات انتقاد کرد و گفت: «هیچ‌ یک از نیروهای دلسوز انقلاب نمی‌خواستند این حوادث روی دهد.»

اشاره موسوی به برخورد‌های خشونت‌بار نیرو‌های دولتی با معترضان به نتیجه انتخابات در دو ماه اخیر است که منجر به کشته و زخمی شدن صد‌ها نفر شد.


میرحسین موسوی نتیجه انتخابات را نپذیرفته و دولت محمود احمدی‌نژاد را «نامشروع» اعلام کرده است.

میرحسین موسوی که در مناظره‌های انتخاباتی، رقیب محافظه‌کار خود را به «دروغگویی» متهم کرده بود، در تازه‌ترین اظهارات خود بدون اشاره به نام فرد یا جریان خاصی گفت: «بزرگترین دروغ آن است که خواست طبیعی مردم برای اصلاح را به بیگانگان نسبت دهند.»

برخی فرماندهان نظامی و رهبران جریان محافظه‌کار از جمله کسانی هستند که در ماه‌های اخیر بارها از دست داشتن «نیروهای بیگانه» در حوادث پس از انتخابات سخن رانده‌اند.

آمریکا و بریتانیا مهمترین کشورهایی هستند که دولت آقای احمدی‌نژاد و دادستانی تهران آنها را به دخالت در امور داخلی ایران متهم کرده‌اند.

«آیا آمریکا ترجیح می‌دهد صدا و سیمای ما یک رسانه منصف و مورد اطمینان باشد یا با دروغ‌گویی‌های پی در پی اعتماد مردم را از دست بدهد»

واشینگتن و لندن این اتهامات را رد کرده و گفته‌اند که مسئله انتخابات به مردم ایران مربوط است و آنها در این خصوص دخالت نخواهند کرد.

در کیفرخواستی که در دومین جلسه محاکمه برخی معترضان به نتیجه انتخابات قرائت شد، ادعا شده بود که برخی دیپلمات‌ها با ستاد میرحسین موسوی در ارتباط مستمر بوده‌اند؛ ادعایی که از سوی بهزاد قربانیان‌نژاد رئیس ستاد انتخابات موسوی رد شد.

به گفته آقای موسوی «آیا حرکت اعتراضی مردم در جهت منافع بیگانگان است یا برگزاری دادگاه‌های نمایشی که در آن منافقین منفور را در کنار فرزندان و شخصیت‌های انقلاب می‌نشانند؟ کدام یک به نفع آمریکا و انگلیس است؟»

نخست وزیر پیشین ایران همچنین سئوال کرد: «آیا آمریکا ترجیح می‌دهد صدا و سیمای ما یک رسانه منصف و مورد اطمینان باشد یا با دروغ‌گویی‌های پی در پی اعتماد مردم را از دست بدهد؟»

«آیا اگر آمریکا تمام قدرتش را بسیج می‌کرد می‌توانست به اندازه اتفاقاتی که در زندان‌ها افتاده است به کشور و انقلاب لطمه بزند»

موسوی از مقام‌ها و نهاد‌های مرتبط با بازداشت‌ها در دو ماه اخیر نیز سئوال کرد: «آیا اگر آمریکا تمام قدرتش را بسیج می‌کرد می‌توانست به اندازه اتفاقاتی که در زندان‌ها افتاده است به کشور و انقلاب لطمه بزند؟»

این نامزد معترض به نتیجه انتخابات در عین حال عملکرد و مواضع روزنامه کیهان را «همسو با بیگانگان» دانست و گفت: «روزنامه کیهان قشر فرهیخته و روشنفکر را مقابل نظام قرار می‌دهد.»

موسوی در بخش پایانی سخنان خود از «اهانت‌ها» علیه مهدی کروبی انتقاد کرد و افزود که این اقدامات در «خدمت منافع بیگانگان» است.

مهدی کروبی در روز‌های اخیر به خاطر انتشار نامه‌ای که در آن خواستار تحقیق درباره «تجاوز» به دختران و پسران بازداشتی در بازداشتگاه‌هاو زندان‌ها شده، از سوی روزنامه کیهان و برخی محافظه‌کاران مورد انتقاد قرار گرفته است.

علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی امروز چهارشنبه، تجاوز در زندان اوین و بازداشتگاه کهریزک به متهمان را تکذیب کرده است.

Share/Save/Bookmark

نظرهای خوانندگان

"آنچه که امروز در زندان‌ها می‌گذرد «به خوبی» نشان می‌دهد که ایران «نیاز به اصلاحات عمیق» دارد."؟؟؟
یعنی آنچه دیروز و روزقبل و ٣٠ سال قبل از آن گذشت اهمیتی ندارد!!! واقعا که مکر و فریب «رنگی» نمی شناسد و انتهایی بر آن نیست. ولی چاه کنان نظام «ولایت فقیه» با این جور جیغ بنفش کشیدنها و زیر عناوین گو ناگون اصولگرایی و اصلاح طلبی و جنبش سبز و سیاه و غیره هر روز به بیشتر«عمیق» نمودن چاهی که فقط خود در آن هستند نموده و دیر یا زود به مواد مذاب زیر زمین خواهند رسید که عذاب و جیغ بنفش واقعی را آنجا تجربه خواهند کرد.

-- بدون نام ، Aug 12, 2009 در ساعت 05:00 PM

جناب موسوی درسال ٦٧ مگرخواب بودید که برومند ترین جوانان این مرز و بو م را در زندان همین رژیم ضد انسانی قتل عام کردند واین راهم میدانیدکه همه به دستور خمینی انجام شد حالاشمامی خواهید بعنوان سوپاپ اطمینان این جنایتکاران با فرمان هشت ماده ای امام این رژم را اصلاح وابقا نمایید؟ مثل اینکه هنوز نفهمیده اید که چرا ایرانیان در خیابانها و زندان ها کشته میشوند اگر نمیدانید که میدانید من به شما قاطعانه میگویم؛ مردم ایران با حفظ تمام اعتقادات خود دیگر به احدی اجازه سواستفاده از باورهایشان را نداده وبزودی خواهید دید که شماهم باید به این سیل خروشان خسته از ظلم مشتی جانی و غارتگر آماده پاک کردن سرزمین پاک ایران از وجود منفور این متجاوزین شده وتا استقرار یک حکومت سکولار از پانخواهد نشست

-- Arash ، Aug 12, 2009 در ساعت 05:00 PM

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز
دارد یا نه؟

روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمارمی‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.

من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگتراست.

روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى در پوش زیرآب وان را بر می‌دارد .شما می‌خواهید تخت‌تان کنارپنجره باشد ؟! ؟!؟

-- بدون نام ، Aug 12, 2009 در ساعت 05:00 PM

جناب موسوی شما و همسر عزیزتان ملت دست خالی را تحریک کردید و جلوی باتون و گلوله انداختید و هی تاکید بر صلح و دوستی در برابر اشرار و اراذل کردید. شما هم باید جوابگو باشید!

-- N ، Aug 12, 2009 در ساعت 05:00 PM

بی برنامه گی "جنبش سبز اسلامی" یا " فرسوده کردن مبارزات مردم" برای بقای ننگین رژیم اسلامی؟


نزدیک به دو ماه از خیزش و مبارزه قهرمانانه مردم ایران علیه حکومت جهل و جنون و ددان حاکم بر آن میگذارد و هر روز شاهد دستگیری و تحویل بدن های بی جان این مبارزان، هستیم و در این حال "رهبری سبز" نه برنامه ای در دست دارد و نه هدفی و گویا همانند بازرگان که در اوج تنش های بعد از قیام 57 بجای تفکر و مشورت با آگاهان اجتماعی وسیاسی برای حل مشگلات به حسینیه نزدیک خانه اش میرفت و استخاره میکرد، فرزند امام و شیفته سخن او: "جمهوری اسلامی، نه یک کلمه بیش، نه یک کلمه کم" مرتب در حال استخاره هست و مریدانش مرتب در بوق میگذارند که "برنامه" او"بزودی" اعلام میشود و هر آنگاه که مردم بجان آمده از وحشی گری های مسلمین ناب محمدی خود "خواسته" هایشان را عنوان میکنند، این شیفته راه امام، زبان باز میکنند و علیه خواسته های مردم حرافی میکند. این سکوت و عنوان نکردن برنامه و هدف میتواند 2 شق داشته باشد.

شق اول آن است که موسوی و لشگریانش، هیچ برنامه و هدفی ندارند، چرا که قصد آنها چنین نبود که مردم به خیابان ریخته و از شعار الله اکبر، میر حسین، یا حسین شروع کرده و به مرگ بر دیکتاتور، .... و بعد استقلال، ازادی، جمهوری ایرانی را سر دهند که وحشت و لرزش بر پیکر و فکر اسلامیون و نوکران با جیره و مواجب (نهضت آزادی، ملی-مذهبی ، احزاب کارگزاران، اعتماد ملی، مشارکت، مجاهدین انقلاب اسلامی) و بدون جیره و مواجبش (راه توده، جمهوریخواهان ملی، حزب دمکراتیک مردم، بخش های از اکثریت و تمامی چپ های سابق اخته شده) برافکنند. حال آنها مانده اند و زانوی چه کنم، چه کنم را در بغل گرفته اند

.

شق دوم آن است که همانگونه که موسوی اعلام داشته" تنها یک اختلاف خانواده گی هست" و خودشان دست در دست هم، همانگونه که در 30 سال گذشته انجام داده و بیضه اسلام را تا بحال از گزند بدور نگه داشته اند، برای بقای ننگین حکومت خود، به این نتیجه رسیده اند، که تنها راه فروکش دادن و در انتها خاموشی خیزش اخیر مردم مبارز ایران: کشاندن روزانه مردم به خیابان بدون هیج هدف و برنامه ای تا انرژی آنها را تحلیل برده و مردم را سر خورده کرده تا بار دیگر به زندگی تحت ستم این وحوش گردن نهند. بنظر میاید شق دوم راه کار این قبیله فرعونی هست برای اینکه کمی هم با دلیل و برهان سخن گفته باشم 2 نمونه از سخنان مشعشع عمله و اکره های جنبش سبز اسلامی که تا همین چند روز پیش از آزادی ها و حکومت مردم داد سخن میدادند و خود را از رهبران تغییرات در ایران میدانستند ، میاورم

1. اين جنبش مقطعی اگر موفق شود کمکی بزرگ به تسريع گذار مسالمت آميز به دموکراسی در ايران خواهد کرد زيرا منجر به عقب نشينی خامنه ای و تضعيف دستگاه سرکوب می گردد

بلی از نظر علی افشاری، تمامی جانقشانی و مبارزه مردم تنها برای "عقب نشینی" خامنه ای بوده و نه نابودی سیستم ولایت فقیه و جمهوری اسلامی، و "تضعیف" دستگاه سرکوب.. بعبارتی، دستگاه سرکوب برای کشتار دگر اندیشان میباید سر جایش باقی بماند و برای گمراه کردن مردم میباید این دستگاه "تضعیف" شود و حتمن کمتر بکشد و اگر هم شکنجه و کشتار کرد، اصلاح طلبان از میان آنها نباشد

2. "این درست است که انقلاب سال پنجاه و هفت عظمتی بی نظیر در تاریخ ایران دارد و این هم درست که شرایط سیاسی و اجتماعی امروز از همه جهات مناسبت و مشابهتی با شرایط سال های پنجاه و شش و پنجاه و هفت ندارد اما هیچکس مدعی تکرار تاریخ و راه اندازی مجدد یک انقلاب اسلامی نیست. انچه از مشابهت در شعارها و مراسم به چشم می اید پیوند ریشه های جنبش امروز با ریشه های انقلاب اسلامی پنجاه و هفت است که در سطوح و لایه های زیرین جامعه وجود دارد و به چشم همگان نمی اید. این جنبش تلاشی است برای بازگشت به اصول و ارمانهای فراموش شده انقلاب اسلامی همچنانکه جنبش اصلاحات نیز در اصل همین بود."

این سخنان مشعشع سعید رضوی فقیه هست که با .... ادعا دارد که مردم بعد از 30 سال تجربه ی شکنجه، زندان، کشتار دهها هزار انسان آزاده و چپاول و غارت میلیارد ها دلار ثروت مردم، به خیابان می آیند و از جان خود میگذرند که دوباره نکبت "اصول و آرمانهای فراموش شده انقلاب اسلامی" بر قرار شود. این پریشان مغز میتواند نمونه بیاورد که در کدام مقطع از تاریخ 30 سال اخیر، اصول و آرمانهای انقلاب اسلامی، فراموش شده؟؟ آیا حتی یک هفته ای سراغ دارید که خبری از اعدام و کشتن و فساد، غارت در سرزمین آلوده به طاعون اسلام، نباشد؟ شرم هم جیز خوبی هست که این ددان اسلامی از آن بی بهره اند.

با توجه به نکات فوق ایا زمان آن نرسیده که مردم مبارزه و آگاه ایران خود را از قید این "رهبران" زبون و مکار رها کرده و خود رهبری و خواست ها و برنامه ی خود را در دستور کار قرار داده و برای اجرا و بثمر رساندن آن اهدافشان، خودشان را سازمان داده و به حرکت خود تا نابودی رژیم ددان اسلامی ادامه دهند؟ به امید آن روز


-- بدون نام ، Aug 12, 2009 در ساعت 05:00 PM

در سیستم های حقوقی اکثر کشورهای جهان قاعده ای در رابطه با اجتماع سبب و مباشر و مسئولیت هر کدام وجود دارد . که بموجب این قاعده در مورد جنایات های که بعد از انتخابات از طرف نیروهای نظام جمهوری اسلامی ایران ارتکاب شده و میشود این سئوال مطرح است که از نظر حقوقی کیفری مرتکبین این جنایات بعنوان مباشر مستقیم این جنایات مسئولیت دارند یا کسانیکه دستور ارتکاب این جنایات را به آنها داده اند ؟ از طبق حقوق کیفری و این قاعده هم مرتکبین این جنایات و هم کسانیکه دستور ارتکاب این جنایات را به آنها داده اند مجرم و مسئول هستد . حال سنوال اینست که با توجه به قانون اساسی ایران که رهبر مسئول سیاست های کلی و روش بیشبرد نظام میباشد و علاوه بر این با حمایت خود از این مسئولین و مرتکبین این جنایات و نیز دستور به آنها برای برخورد شدید و بخیال خود حفظ نظام میتوان بصورت قاطع اعلام نمود که خود آیت الله خامنه ای مسئول اصلی کیفری و حقوقی این همه جنایات اعم از تجاوز جنسی بعنف در زندانها و کشتارها و شکنجه ها میباشد و اگر اصلاح اساسی و عمیق میبایست در این نظام صورت گیرد ابتدا باید مسبب اصلی این جنایات یعنی آیت الله خامنه ای بموجب قوانین همین مملکت عزل محاکمه و اعدام شود که بعدا نوبت جنایتکاران دیگر برسد تا مردم از شر این همه ظلم و ستم رهایی یابند . مهدی

-- مهدی ، Aug 12, 2009 در ساعت 05:00 PM

"آنچه که امروز در زندان‌ها می‌گذرد «به خوبی» نشان می‌دهد که ایران «نیاز به اصلاحات عمیق» دارد"

موسوی جان صبح به خیر!! خدا قوت!!!
ظاهراً پیش از این هیچ رقم شکنجه و تجاوز و قتل در زندانهای ما نبوده و اصلا در دوران پیش از احمدی نژاد میگن اینقدر زندان جای خوبی‌ بوده که مردم برای تعطیلات عید و تابستان میرفتن اونجا بجای اینکه برن شمال، نه؟
شما و نظام مقدس سی‌ سال این کارها را کردید و ما هم همگی‌ اینرا میدنیم پس خواهش می‌کنم به شعور ملت توهین نفرمائید.

-- عالمی‌ ، Aug 13, 2009 در ساعت 05:00 PM

برای اولین بار در دنیا : دسته گلی دیگر از هواپیمایی جمهوری اسلامی

زمان :چهارشنبه 14 مردادماه پرواز شماره 425 تهران – شیراز

موضوع: درگیری لفظی بین مسافرین و سرمهماندار پرواز

خواسته : این موضوع را تا پایان بخوانید و به اطلاع دیگر دوستان هم برسانید

این پرواز که قرار بود رأس ساعت 7:25 صبح از تهران عازم شیراز شود، در ساعت 7:00 شروع به سوار نمودن مسافر نمود و مسافرین از ساعت 7:00 تا ساعت 8:30 که هواپیما پرواز نمود، بدون هیچگونه اطلاع رسانی و یا حتی عذر خواهی از سوی خدمه پرواز و یا خلبان و حتی ذکر دلیل عدم پرواز در سکوت کادر پرواز و در هوای گرم درون کابین به انتظار پرواز بودند.

در ساعت 8:00 به ناگاه صدای بلند سرمهماندار که به همراه توهین و تهدید یک مسافر بود توجه همگان را به خود جلب نمود.

سر مهماندار ( آقای فخاریان) به مسافرینی که اینک همگی به ایشان به خاطر رفتار زننده و توهین و تهدید آن مسافر بخت برگشته اعتراض نموده بودند، مرتب اعلام نمود که او توهین کرده و باید با ایشان برخورد شود، این در حالی بود که مسافرینی که در ردیف های نزدیک مسافر معترض نشسته بودند همه شاهد بودند که این مسافر به مهماندار خانم اعتراض نمود که چرا دلایل عدم پرواز را نمی گوئید؟ چرا درون هواپیما اینهمه گرم است و شما که نمی توانید پاسخگو باشید، چرا زودتر از موعد مسافر را درون هواپیما سوار نموده و تأخیر پرواز را با زجر مسافر همراه می کنید؟

این سخنان برای سر مهماندار گران آمده بود و پس از توهین هایی که به این مسافر نمود و دیدن صحنه اعتراضی که انصافاً قریب به اکثریت مسافرین به ایشان داشتند رو به مرد مسافر نمود و گفت: شیراز حسابت را می رسم مرتیکه!!!

این کافی بود که مسافرین با صدای بلند خواهان ترک صحنه از سوی سرمهماندار بودند.جو درون هواپیما حسابی به هم ریخته بود،20 هوای داخل کابین حسابی گرم شده و روحیه مردم به خاطر دیدن صحنه اینچنینی در صبح اول وقت حسابی به ریخته بود، 20 دقیقه گذشت، اما هواپیماهنوز پرواز نکرده بود و از دور شاهد رفت و آمدهای مکرر سر مهماندار به درون کابین خلبان و خارج از هواپیما بودیم، که متوجه شدیم تعدادی از نیروهای حراست به داخل هواپیما آمده و قصد خروج مسافر مذکور را از هواپیما داشتند که صدای اعتراض مسافرین بلند شد.در این میان سرمهماندار که اعتراضات را متوجه خود می دید برای فرار از این وضعیت به طور مکرر می گفت: "من دخیل نبوده ام و خلبان خواهان خروج این مسافر از هواپیماست!!!"
به هر ترتیب مسافر مذکور از هواپیما خارج گردید و اعتراض مسافرین نتیجه بخش نبود تا اینکه به یکباره مسافرین پرواز مذکور همگی تصمیم به ترک هواپیما تا بازگشت مسافر بخت برگشته گرفتند، وضع درون هواپیما بسیار آشفته شده بود و هر کس از مسافرین حرفی می زد.. همگی نارحت بوده و در راهروی هواپیما به صورت ایستاده منتظر باز شدن درب هواپیما جهت خروج از آن به نشانه اعتراض بودند که ناگهان خلبان با سیستم صوتی آمادگی خود را برای پرواز اعلام نمود و مسافرین با شنیدن صدای خلبان، به "هو" نمودن وی پرداختند و متأسفانه با وجود اینکه مسافرین در راهروی هواپیما ایستاده بودند خلبان هواپیما را به حرکت در آورد که در این میان تعدادی از کیف های دستی از بالا به سر مسافرین برخورد نموده که دوباره باعث ایجاد تنش در هواپیما و اعتراض های مجدد گردید.
به هر حال این پرواز به خیر و خوشی به زمین نشست ( که البته تشویق تعدادی از مسافرین به هنگام نشستن هواپیما بر روی زمین نیز در نوع خود جالب توجه بود!)، اما سوالاتی در این میان برای چند ده مسافری که در میان آنها مسافرین خارجی نیز حضور داشتند بی پاسخ ماند:
1- اگر واقعاً میان یکی از مسافرین و خدمه پرواز مشکلی بوجود آید، باید حتماً در بین دیده های مردم و با صدای بلند و با هتک حرمت ایشان با وی برخورد گردد، یا اینکه می توان از طریق سیستم صوتی هواپیما ایشان را احضار و به جلوی هواپیما هدایت و به ایشان تذکراتی داده شود؟
2- در کدامیک از ایرلاین ها و خطوط پروازی جهان هواپیما قبل از نشستن مسافرین بروی صندلی های خود و بستن کمربند، شروع به حرکت می نماید؟ آیا این نقض آشکار قوانین ایکائو نمی باشد؟ آیا سازمان هواپیمایی جمهوری اسلامی اجازه پرواز اینگونه به خلبانانش می دهد؟
3- چرا خلبان و خدمه پرواز هیچگونه عذر خواهی از مسافرین به دلیل تأخیر های بوجود آمده در این پرواز نکردند؟
4- ضرر و زیان هایی که مردم از این تأخیری که به واسطه نیاز سرمهماندار جهت تسویه حساب شخصی با مسافر مورد نظر به وجود آمده بود را چه کسی جبران خواهد نمود؟
5- وضعیت آن مسافری که بی جهت و فقط به دلیل تقاضای اطلاع از وضعیت حضور در هواپیما که یک حق قانونی برای ایشان و تمامی مسافرین بود از هواپیما اخراج و احتمالاً مورد بازجویی و ... قرار گرفته چگونه است؟
6- آیا سر مهمانداری که اینگونه عصبی با مسافرین برخورد نموده و حتی در قبال بعضی از دیگر مسافرین معترض قصد حمله فیزیکی را به ایشان داشت می بایست در دیگر پرواز ها حضور داشته باشد؟
7- در وضعیت کنونی کشور که نیاز به آرامش بیشتر از هر زمان دیگری احساس می شود، تحریک مردم و بی احترامی به آنها چه پیامدهایی می تواند داشته باشد؟
8- فیلم گوشه هایی از حوادث اتفاق افتاده در این پرواز جهت ارائه به مسئولین ذیربط موجود می باشد، ضمن اینکه حداقل 8 موبایل از دیگر صحنه های این درگیری لفظی و اعتراضات مردم در حال تصویر برداری بود

-- فرهاد ، Aug 13, 2009 در ساعت 05:00 PM

بکار بردن لفظ منافقین منفور نشان از تنفر این فرد از سازمان مجاهدین خلق ایران می باشد. موسوی یک فرد غیر دمکرات و حامی نظام ولایت فقیه می باشد. فردی که قانون ارتجاعی حکومت اسلامی را قبول دارد و حاضر است تحت فرمان خامنه ای که به دختران و پسران این میهن تجاوز می کنند رئیس جمهور شود. موسوی دنبال قدرت می باشد و با ارزشهای دمکراتیک و حقوق دگراندیشان کاملا بیگانه می باشد. سازمان مجاهدین خلق ایران یک گروه اپوزیسیون ایرانی است که باید آزادی داشته باشد حرفش را بزند. پیروی از راه خمینی که کشتار و شکنجه می باشد می شود همین حاکمیت خامنه ای و احمدی نژاد.

-- صادق ، Aug 13, 2009 در ساعت 05:00 PM

برو خودترو اصلاح عمیق کن.
رای نیاورده اظهار نظر هم میکنه !

-- حسن ، Aug 13, 2009 در ساعت 05:00 PM

ظرف سی سال گذشته باندازه کافی از این دین مبین بهره ور شده ایم و دیگر نه حال ونه پول آنرا داریم که به اراجیفی چون - حماسه مریم و مسعود - ویا خزعبلاتی از این قبیل گوش فرا دهیم . آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. جمهوری دمکراتیک اسلامی تحت رهبری ایدئولوژیک مسعود دست کمی از جمهوری اسلامی تحت رهبری ولایت فقیه ندارد. هیچ یک از این سیستمهای من در آروردی حق مردم در تعیین سرنوشت خویش را برسمیت نمیشناسند.
مرگ بر حکومت اسلامی در تمام اشکال وجودی و غیر موجودش - زنده باد جمهوری ایرانی.

-- ابن ملجم مرادی ، Aug 13, 2009 در ساعت 05:00 PM

بخشی از نوشته ی آقای حسین باقرزاده با عنوان " مچاهدین انقلاب چه می گویند" ، که در مورد سخنان بالای اقای موسوی عزیز : (دادگاه‌های نمایشی که در آن منافقین منفور را در کنار فرزندان و شخصیت‌های انقلاب می‌نشانند؟ ) هست:

جنبش سبز به استناد نیروهای شرکت کننده در آن و شعارها و خواست‌هایی که مطرح کرده و ترکیب افرادی که در چند هفته گذشته به دلیل شرکت در آن از سوی عوامل وابسته به حاکمیت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و مجروح و کشته یا زندانی شده‌اند، یک جنبش ملی است که هیچ حد و مرز ایدئولوژیک و سیاسی را به رسمیت نمی‌شناسد. شعار «ما همه با هم هستیم» بیان کننده خصوصیت فراگیر و ملی آن است. کسانی که با مرزبندی‌های سیاسی یا ایدئولوژیک در مقام محدود کردن جنبش در قالب‌های محدود مورد نظر خود بوده‌اند در برابر کشته‌ها یا مجروحان یا زندانیانی که در قالب فکری و سیاسی آنان نمی‌اندیشیده‌اند چه پاسخی دارند؟ آیا اینان می‌پندارند که اگر کسی خواهان آزادی انتخاب است باید این آزادی را فقط در چهارچوب یک نظام مشخص بطلبد؟ و یا اگر طرفدار جمهوری است این جمهوری حتما باید مقید به اسلامی (با هر معنای مورد نظر) باشد؟ و یا این که یک ناخودی خوب ناخودی مرده‌ای است که بتوان از او بهره تبلیغاتی برد و در عین حال به نام جنبش سبز مواضع و عقاید سیاسی او را محکوم کرد؟

نمونه این برخوردها متأسفانه در هفته‌های اخیر (در داخل و خارج کشور) کم نبوده است. یکی از فاحش ترین این برخوردها در بیانیه اخیر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی دیده می‌شود. این سازمان یکی از هدف‌های سرکوب حاکمیت بوده و تعدادی از رهبران آن دستگیر و زندانی شده‌اند و پس از فشارها و شکنجه‌های روانی در محاکمات نمایشی در معرض تحقیر جمعی قرار گرفته‌اند. این عملکرد حاکمیت به درستی مورد انتقاد شدید این سازمان قرار گرفته است. در این بیانیه، اما، به جای این که اصل محاکمه نمایشی مورد انتقاد قرار گیرد (متهم هر کس که باشد)، لبه تیز انتقاد متوجه این نکته است که اعضای این سازمان «در کنار چند متهم به رابطه با سلطنت طلبان و سازمان منافقین ... نشانده شدند». و این نکته نه یک بار و دو بار و سه بار و چهار بار و بلکه پنج بار در این بیانیه نسبتا کوتاه به تکرار آمده است. از دید نویسندگان بیانیه، بزرگترین «سند رسوایی» حکومت، سرکوب‌ها و کشتن‌ها و دستگیری‌ها و شکنجه‌ها و برگزاری دادگاه نمایشی برای دستگیرشده‌ها، به شمول کسانی که بیانیه از آنان تحت عنوان «سلطنت طلبان و منافقان» یاد می‌کند، نیست، و بلکه این واقعیت است (به توان پنج) که همه این متهمان را رژیم در کنار هم قرار داده است. وااسلاما و واانقلابا!

-- چشمان نیمه باز ، Aug 13, 2009 در ساعت 05:00 PM