رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۲۶ مهر ۱۳۸۷

موسيقی فيلم: برنارد هرمن و دنيای وهمناک آلفرد هيچکاک

پرويز جاهد

برای شنيدن فايل صوتی «اينجا» را کليک کنيد.


برنارد هرمن

در اين برنامه که در دو قسمت تهيه شده به يکی از نوابغ ديگر عالم موسيقی فيلم يعنی برنارد هرمن می پردازم. قسمت اول مربوط است به آثاری که هرمن برای فيلم های آلفرد هيچکاک خلق کرده است.

برنارد هرمن در 29 جولای 1911 در نيويورک به دنيا آمد. پدرش مشوق او در فراگيری ويولون و تحصيل در رشته موسيقی بود. هرمن پس از فارغ التحصيل شدن از دانشگاه نيويورک به مقام رهبری ارکسترهای مجلسی رسيد. کارش را در راديو ابتدا با ساختن موسيقی برای برنامه راديويی جنگ دنياها ساخته اورسون ولز بر اساس رمان اچ جی ولز شروع کرد که در واقع شروع همکاری دو نابغه آينده عالم سينما بود و با فيلم همشهری کين شاهکار اورسون ولز و آمبرسون های باشکوه ساخته ديگر او تداوم يافت. پس از آن موسيقی فيلم شيطان و دنيل وبستر را برای ويليام ديترل ساخت که جايزه اسکار 1941 را نصيب او کرد. برخلاف بسياری از موسيقی دانان هم عصرش نگاه کاملا مدرنی به موسيقی فيلم داشت و از نخستين کسانی بود که استفاده از موسيقی الکترونيک را در ساختن موسيقی برای فيلم به کار گرفت(پرتره ای از جنی ساخته ديويد او. سلزنيک محصول 1948).

پس از آشنايی با آلفرد هيچکاک و ساختن موسيقی برای فيلم دردسر هری در 1955، دوستی عميقی بين او و هيجکاک به وجود آمد که تا سال ها (تا فيلم پرده پاره) ادامه پيدا کرد و حاصل آن موسيقی فيلم های مهمی چون: دردسر هری، سرگيجه، روانی، شمال از شمال غربی، مرد عوضی، مردی که زياد می دانست و مارنی است.

برنارد هرمن آهنگسازی صاحب سبک بود و ويژگی سبکی آثار او استفاده از موتيف های تکرار شونده کوتاه، ارکستراسيون های عالی و توانايی برای ساختن موسيقی برای يک کاراکتر است. واژه
هرمنسک(Hermanesque) از سبک ويژه و منحصر به فرد او می آيد و اکنون به يک واژه فرهنگ موسيقی فيلم بدل شده است. موسيقی هايی که هرمن برای فيلم های هيچکاک ساخته؛ مرموز، رعب انگيز، شوم و تهديد کننده اند. درست مثل صدايی است که از درون گور برمی خيزد. او آهنگساز خلاقی بود که دنيای هيچکاک را به خوبی می شناخت و با فضای ابهام آميز و سرشار از ترس، دلهره، سوء ظن، اضطراب، هيجان و تعليق فيلم های او آشنا بود و بر اساس همين فضای کابوس گونه و وهمناک فيلم های او برايش موسيقی می ساخت.

هرمن قادر بود با موسيقی، صحنه های قتل، خطر، معاشقه و يا احساسات مختلف مثل ترس، خشم، نا اميدی و گناه را با مهارت و چيره دستی ترسيم کند. فيلم سرگيجه يکی از مشهورترين فيلم های هيچکاک و يکی از بهترين آثار برنارد هرمن است. فيلمی که همواره به عنوان يکی از فيلم های منتخب منتقدان سينمايی غرب در ليست 10 فيلم برتر سينما بعد از همشهری کين قرار می گيرد و به نظر فرانسوا تروفو يکی از بهترين آثار سينمای کلاسيک آمريکاست(شخصا در ميان کارهای هيچکاک، سرگيجه را از همه کمتر دوست دارم).

مارتين اسکورسيزی در باره موسيقی سرگيجه گفته است:« موسيقی برنارد هرمن مثل گرداب گسترش می يابد و آدم را در خود غرق می کند». موسيقی ای که بيانگر شور و جنون عاشقانه، سرگيجه و کابوس های شخصيت اصلی فيلم يعنی اسکاتی فرگوسن(با بازی جيمز استوارت) است. هرمن تم اصلی اين فيلم را بر مبنای رقص آندلسی فندانگو ساخته که با الهام از علاقه مدلين(با بازی کيم نواک)، معشوق اسکاتی به يک پرتره اسپانيايی نوشته شده است. موسيقی همانند فضای فيلم، کيفيتی کابوس گونه و وهمناک دارد و به شکل دراماتيکی، وضعيت روحی روانی اسکاتی و عشق جنون آميز او را به مدلين توصيف می کند. يکی از ويژگی های موسيقی سرگيجه، موتيفی است که بر اساس صدای شيپورهايی که در دو طرف پل گلدن گيت سانفرانسيسکو قرار دارد ساخته شده، زمانی که مدلين خود را به درون رودخانه می اندازد و اسکاتی شاهد خودکشی اوست و به دليل ترس از ارتفاع نمی تواند جان او را نجات دهد.

فيلم روانی، نمونه ديگری از همکاری خلاقانه برنارد هرمن با آلفرد هيجکاک است. برنارد هرمن در اين فيلم بر خلاف فيلم های تريلر ديگر آن زمان، تنها از سازهای زهی برای انتقال ترس استفاده کرد. موسيقی اين فيلم بر اساس شخصيت شيزوفرنيک و ماليخوليايی نورمن بيتز(با بازی آنتونی پرکينز) ساخته شده و امبيانس کشيده، خشن، وحشتناک و در عين حال محزونی دارد و بيانگر دنيای سرد، بی روح و سياه و سفيد فيلم است. ديستنس های پيچيده و هارمونی تونال از ويژگی های موسيقی فيلم روانی و از مشخصات موسيقی فيلم های دهه شصت است و از سبک موسيقی فيلم های نوآر خصوصا کار ميکلوش روژا در فيلم غرامت مضاعف می آيد.

صحنه رانندگی ماريون(با بازی جنت لی) در شب زير رگبار تند باران و صحنه دوش حمام و قتل بی رحمانه ماريون به دست نورمن ديوانه از مشهورترين صحنه های فيلم روانی است. در صحنه رانندگی ماريون در شب، موسيقی تند و ريتميک برنارد هرمن با ريزش تند باران و حرکت جنون آميز برف پاک کن اتومبيل ماريون هماهنگی دقيقی دارد و ترس و اضطراب شديدی را که در چشمان او موج می زند به خوبی القا می کند، در عين حال که کيفيتی پيش گويانه داردو خبر از حادثه شومی می دهد که در انتظار ماريون است که با سرعت به ديدار مرگ می شتابد.

در صحنه دوش حمام نيز وقتی نورمن به ماريون در زير دوش حمله می برد و ضربه های چاقو را بر بدن او وارد می کند، موسيقی، جايگزين هرگونه افکت صوتی مثل صدای جيغ يا ضربه های چاقو می شود چرا که موسيقی ارکسترال هرمن کيفيتی افکتيو دارد و با حرکت تند و ديوانه وار آرشه ها بر روی سيم، صدای جيغ و ضربه های چاقو را تداعی می کند؛ يک آلگروی خوفناک و يک قطعه درخشان برای يکی از صحنه های فراموش نشدنی تاريخ سينما. گويا قرار بود هيچکاک ابتدا اين صحنه را بدون موسيقی بسازد اما بعد از شنيدن موسيقی تاثيرگذار برنارد هرمن بر روی آن تغيير عقيده داده است.

شمال از شمال غربی ماجرای يک تاجر نيويورکی به نام راجرتورن هيل است که با يک جاسوس اشتباه گرفته می شود و مجبور است تمام مدت از دست جنايتکاران و ماموران حکومت فرار کند. اين فيلم در واقع يک تعقيب طولانی است و مثل همه فيلم های هيچکاک سرشار از ابهام، دلهره و تعليق است. موسيقی برنارد هرمن نيز با درنظر گرفتن تمام اين عناصر دراماتيک ساخته شده. در اين فيلم هرمن برخلاف فيلم روانی، علاوه بر سازهای زهی از سازهای بادی نيز استفاده می کند. ارکستراسيون غير متعارف او در خدمت فضای اسرارآميز و پرسوء ظن فيلم است. موسيقی شروع فيلم حالتی انفجاری دارد و تکرار موتيف اصلی شکل پيچيده و نامتعارفی به خود می گيرد.

مردی که زياد می دانست محصول 1956نيز پلاتی شبيه شمال از شمال غربی دارد وداستان يک پروفسور آمريکايی و همسر اوست که ناخواسته درگير ماجرايی جاسوسی می شوند. يکی از صحنه های مشهور اين فيلم صحنه ای است که در تالار آلبرت هال لندن می گذرد، جايی که قرار است تروری سياسی در فاصله اجرای يک کنسرت که برنارد هرمن خود رهبری آن را به عهده دارد، انجام گيرد. دوربين هيچکاک آرام به طرف رهبر ارکستر می رود. ضربه های موسيقی شديدتر می شود. دوربين آرام به سازهای کوبه ای نزديک می شود و سرانجام روی يک نوازنده سنج مکث می کند و تماشاگر را درتعليق نواخته شدن ضربه سنج و شليک احتمالی گلوله به دنبال آن نگه می دارد. در اين صحنه، هيچکاک و برنارد هرمن درست از همان آغاز صحنه، از نظر صوتی و تصويری به تماشاگر می گويند که به چه چيزی توجه کند. قطعه ای است پرهيجان و مثل اغلب کارهای هرمن گيرا و تاثير گذار.

همکاری طولانی و پرثمر بين برنارد هرمن و آلفرد هيچکاک با فيلم پرده پاره از هم گسست چرا که هيچکاک دنبال موسيقی جز و پاپ بود در حالی که هرمن موسيقی ارکسترال را پيشنهاد می کرد. به اين ترتيب موسيقی او کنار گذاشته شد و موسيقی آهنگسازی به نام جان اديسون جايگزين آن گرديد. پس از آن هرمن به انگلستان رفت و در آنجا فرانسوا تروفو که عاشق فيلم های هيچکاک و موسيقی برنارد هرمن بود، او را برای فيلم فارنهايت 451 و عروس سياه پوش استخدام کرد.

موسيقی فيلم راننده تاکسی ساخته مارتين اسکورسيزی آخرين کار برنارد هرمن برای سينما بود که بلافاصله پس از ساختن آن درگذشت. او حتی فرصت آن را پيدا نکرد تا موسيقی خود را بشنود.

Share/Save/Bookmark

نظرهای خوانندگان

با سپاس فراوان از نويسنده ي گرامي ، يادآوري چند نكته را ضروري مي دانم.نخست اين كه هارموني به كار رفته در فيلم رواني ، هارموني آتنال است نه تنال و دوم اين كه قطعه اي را كه در فيلم مردي كه زياد مي دانست در سالن آلبرت هال مي شنويم نه ساخته ي برنارد هرمن كه ساخته ي موزيسين بزرگ استراليايي ، آرتور بنحامين مي باشد و به وسيله ي هرمن رهبري گرديد.

...................................

دوست عزيز

هارمونی تنال مشخصه اصلی فيلم های جنايی و نوآر دهه شصت است از جمله فيلم روانی است.
در مورد فيلم مردی که زياد می دانست حرف شما درست است.
موسيقی اين صحنه را در اصل بنجامين ساخته اگرچه هرمن نيز ورسيون خودش را داشت اما ورسيون بنجامين را مناسب تر تشخيص داد. به علاوه آهنگی هم در اين صحنه با صدای دوريس دی پخش می شود که آهنگ بسيار معروفی است به نام کی سرا، سرا(هرچه پيش آيد، می آيد) که ساخته آهنگسازی به نام جی لوينگستون است.
ممنون از توضيح شما.

پرويز جاهد

-- بيژن ، Oct 17, 2008 در ساعت 05:15 AM