رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۸ آذر ۱۳۸۹
گفت‌وگو با مهندس عزت‌الله سحابی و دکتر هوشنگ حسن‌یاری

احتمال حمله نظامی به ایران؛ نشانه‌ها و نتایج

مریم محمدی
mmohammadi@radiozamaneh.com

پس از تشدید تحریم‏های اقتصادی علیه ایران در قطعنامه‏ی ۱۹۲۹ شورای امنیت و تصویب تحریم‏های یک‏جانبه‏ی آمریکا در ماه گذشته، اینک احتمال حمله‏ی نظامی علیه ایران از سوی آمریکا یا اسراییل، علائم و نشانه‏های وقوع این حادثه، موانع احتمالی در مقابل آن و یا تبعات و خسارات آن در سطح ایران، منطقه و جهان در فهرست بحث‏های عمده‏ی سیاسی در مطبوعات جهان قرار گرفته است.

Download it Here!

مهندس عزت‏الله سحابی از اعضای دولت موقت پس از انقلاب و عضو شورای مرکزی ملی‏-مذهبی، از احتمال بروز چنین حادثه‏ای نگران است.

او در باره‏ی شایعاتی که می‏گوید برخی چهره‏های سیاسی مخالف حکومت ایران در خارج از کشور، مشوق چنین حرکتی هستند، می‏گوید که باور نمی‏کند که آنها اپوزیسیون ایرانی باشند.

این بسیار کار هم غلط و هم خطرناکی است که عده‏ای به‏نام ایرانی به یک دولت خارجی –حال دولت خارجی ابرقدرت آمریکا است- توصیه کنند که به کشور ایران حمله کند. من فکر می‏کنم که آن‏ها درد وطن و مملکت ایران را ندارند.

در این سی‌ساله‏ی حکومت جمهوری اسلامی و به‏خصوص در پنج‌شش سال حکومت آقای احمدی‏نژاد، ایران به‏قدر کافی تخریب شده است. دیگر از ایران دارد چیزی باقی نمی‏ماند. آن‏وقت یک حمله‏ی خارجی هم اتفاق بیفتد؟! دیگر چه کسی می‏خواهد بر سرزمین سوخته‏ی ویران شده حکومت کند؟

بنابراین، اگر برخی از هم‏وطنان ایرانی ما چنین کاری را انجام بدهند، آن را به‏شدت نادرست می‏دانم و آنها را برحذر می‏دارم تا از چنین کارهایی دست بردارند.


عزت‏الله سحابی

آقای سحابی، ممکن است که حمله‏ی نظامی تنها منجر به سقوط حاکمیت شود و از گسترش خسارت به مردم و منافع ملی به‏نوعی جلوگیری شود؟

به‌نظر من، هرگز.

اما دفاع از تحریم‏های اقتصادی علیه ایران، در حد شایعه مطرح نیست. برخی آن را حتی راهی برای ممانعت از حمله‏ی نظامی به ایران می‏دانند.

اولاً من تمام تحریم‏های چهارگانه‏ای که تا‏کنون اعمال شده است و تصمیماتی که دولت آمریکا در این رابطه می‏گیرد را به زیان کل ایران و مملکت ایران می‏دانم. منتها اعتقادم این است که رفتار جهانی و سیاست‏های خارجی دولت جمهوری اسلامی و حکومت آقای احمدی‏نژاد مقداری محرک این تحریم‏ها شده است.
من دولت جمهوری اسلامی را مُبرا از گناهی که دارد در حق ملت و کشور ایران می‏شود، نمی‏دانم.

درگیری نظامی

دکتر هوشنگ حسن‏یاری، استاد کالج نظامی سطلنتی کانادا، درباره‏ی شواهد و نشانه‏هایی که از احتمال حمله‏ی نظامی به ایران خبر می‏دهند، می‏گوید:

در خبرها آمده است که تعداد زیادی کشتی‏های جنگی آمریکا با هزاران سرباز وارد منطقه‏ی خلیج فارس شده‏اند که این خود، کمی غیر عادی به‏نظر می‏آید. به‏خاطر این‏که نیازی به حضور این سربازان در منطقه‏ی خلیج فارس وجود ندارد. به‏خصوص که این سربازان جایگزین سربازان دیگر نخواهند شد.

مورد دومی که باز در مطبوعات به آن اشاره شده است، اعزام تعدادی هواپیما هم توسط آمریکا و هم ظاهراً توسط اسراییل به جمهوری‏های آذربایجان و گرجستان است که در صورت درست بودن این خبر، باز به معنای جابه‏جایی نیروهایی در نزدیکی مرزهای ایران است.

هم‏چنین لفاظی‏هایی چه از جانب اسراییل و آمریکا و چه از جانب برخی از رهبران ایران در مورد این که در صورت جنگ، چنین و چنان خواهد شد، مطرح می‏شود.

بنابراین ظاهراً تحرکاتی وجود دارد. اما این که آیا این تحرکات اجباراً به معنای حمله‏ی به ایران خواهد بود، یا پیامی است به ایران برای پاسخ‏گویی به قطعنامه‏های شورای امنیت سازمان ملل در مورد پرونده‏ی هسته‏ای ایران، بحث دیگری است.


دکتر هوشنگ حسن‏یاری، استاد کالج نظامی سطلنتی کانادا

در تحلیل‏ها و تفسیرهایی که پیرامون این احتمال مطرح می‏شوند، از موانعی نیز به عنوان عوامل بازدارنده‏ی آمریکا یا اسراییل به این حمله نام می‏برند. عواملی مانند بسته شدن تنگه‏ی هرمز، بالا رفتن بی‏رویه‏ی قیمت نفت، آسیب‏های انسانی، رشد رادیکالیسم و صدمه به بنیان‏های دمکراتیک.

در نهایت اگر هم آمریکا و هم اسراییل به این نتیجه‏ی قطعی برسند که دستیابی ایران- باز به گفته‏ی این کشورها به جنگ‏افزار هسته‏ای نزدیک است، می‏توانند از این مسئله به عنوان توجیه‏کننده‏ی عامل جنگ برای هم مردم خود و هم برای کشورهای متحد و جامعه‏ی جهانی استفاده کنند که توجیه‌کننده‌ی چنین امری خواهد بود.

در عرصه‏ی موانع نظامی، از امکان بسته شدن تنگه‏ی هرمز توسط ایران، گفته می‏شود. ایران تا چه حد و چگونه توانایی انجام چنین کاری را دارد و در صورت انجام آن، تا چه زمان می‏تواند به این کار مبادرت کند؟ آیا آمریکایی‏ها قادر خواهند بود این مشکل را به‏سرعت رفع کنند؟

در مورد این‏که آیا ایران قادر به چنین کاری خواهد بود یا نه؟ باید بگویم تنگه‏ی هرمز نه عمق زیادی دارد و نه عرض زیادی. در نتیجه می‏توان با غرق کردن تعدادی کشتی بزرگ به چنین امری مبادرت ورزید.

سؤال اصلی‏تر احتمالاً این‏ خواهد بود که در صورت چنین امری، تبعات آن چه خواهد بود؟ به‏خصوص آیا بستن تنگه‏ی هرمز مدت‏دار خواهد بود؟

به‏نظر من، آمریکا‏یی‏ها قادر خواهند بود به چنین امری (باز کردن تنگه‏ی هرمز) دست بزنند. به‏خصوص که در این مورد ویژه، کشورهای عربی منطقه را هم با خود دارند.

از طرفی هم باید گفت که در صورت درگیری نظامی، آمریکا نه تنها از هزاران نیرویی که در پایگاه‏های منطقه مستقر کرده استفاده خواهد کرد، بلکه نیروهایی که در خود آمریکا و هم‏چنین نیروهایی که در عراق حضور دارند را نیز به‏کار خواهد گرفت.

همه‏ی اینها می‏توانند دست‏به‏دست هم بدهند و در نتیجه قدرت بسیار برتر نظامی آمریکا را در اختیار فرماندهانی قرار بدهند که احتمالاً در چنین امری فرماندهی خواهند کرد. بنابراین، به‏نظر من، آمریکایی این توانایی را دارد که از نظر نظامی با ایران مقابله‏ی جدی بکند و تنگه‏ی هرمز را باز نگه دارد.

به این ترتیب، اگر این حربه از سوی ایران کارا نیست، آن وقت این سئوال باقی می‏ماند که راه دیگری برای مقابله با این وضع برای ایران وجود دارد؟

بالطبع وقتی زمان، زمان جنگ است و نیاز به به‏کارگیری تمامی توان هست، به‏احتمال بسیار زیاد ایران چنین کاری را خواهد کرد.

احتمال چه اقدام دیگری از جانب ایران می‏رود؟

تنها برگ برنده‏‏ای که ایران می‏تواند داشته باشد، فشار جهانی علیه آمریکا است ...

در عرصه‏ی سیاسی و نه نظامی.

بله. عرصه‏ی سیاسی. شک و تردیدی در مورد توان نظامی آمریکا و عدم توانایی ایران در برابر این توان نظامی وجود ندارد. این را هم ارقام نشان می‏دهند، هم واقعیات و هم مقایسه‏ی بسیار گذرایی که می‌تواند بر تجهیزات نظامی دو کشور، نیروهای دو کشور و کیفیت این نیروها صورت بگیرد.

در ایران بسیار گفته می‏شود که سربازان آمریکایی جرئت این یا آن کار را ندارند. در حالی که دیروز در عراق و امروز در افغانستان سربازان آمریکایی دارند می‏جنگند.

تفاوت عمده‏ای که افغانستان با ایران دارد و به‌همین خاطر هم هست که مسئله در افغانستان طولانی‏تر شده است، این است که در ایران بحث برخورد با یک دولت است. یعنی دولت و نیروهایی که قابل شناسایی هستند.


در حالی که در افغانستان گروه‏های تروریستی، گروه‏های قاچاقچی و گروه‏های دیگری حضور دارند که به‌راحتی می‏توانند از نظر ظاهری در مردم افغانستان حل شوند. اما در مورد ایران صحبت از یک نیروی نظامی است که دارای پایگاه‏هایی است، تجهیزاتی دارد و به اصطلاح ایرانی‏ها نشانی دارد.

اتفاقاً من همین موضوع را می‏خواستم بپرسم. گفته می‏شود، وقتی کشوری وارد کشور دیگری می‏شود، هرچقدر هم قوی‏تر باشد، به معنای شرکت در یک جنگ منظم نیست. چرا نمی‏توانید این تصور را داشته باشید که گروه‏های مقاومت در ایران به‏وجود بیاید؟ آیا این امکان نیست که همین گروه‏هایی که امروز به اسم بسیج یا افراد سپاه وجود دارند، در اشکال دیگری یا حتی در اشکال میهن‏پرستانه‏ای، یک جنگ فرسایشی با آمریکا را در پیش بگیرند؟ آیا چنین شرایطی وجهه‏ یا منافع آمریکا را متضرر نمی‏کند؟

آن‏چه من اشاره کردم، مربوط به این می‏شود که آمریکا وارد خاک ایران نشود. تا جایی که دیده می‏شود، چه از زمان دولت بوش، چه پیش و بعد از آن، هرگز سخن از این نبوده که آمریکا به‏اشغال خاک ایران همت بگمارد. یعنی این‏که نیرو در ایران پیاده کند و بخواهد که مسئله‏ای نظیر افغانستان و عراق را در ایران تکرار کند.

صحبت من این به درگیری نظامی برمی‌گشت. درگیری نظامی‏ای‏ در همان سطح برخورد نیروها، هواپیماها، کشتی‏ها، تیربارها و دیگر ادوات جنگی است و نه پیاده شدن هزاران سرباز آمریکایی در ایران.

در غیر این صورت، حرف شما ‏ منطقی است و بالطبع اگر چنین وضعیتی پیش بیاید، آمریکایی‏ها از آن‏جایی که وارد سرزمین به نسبت ناشناخته‏ای می‏شوند، مشکلات خاص خود را خواهند داشت و در نتیجه‏ می‏توانند تلفات بیش‌تری بدهند.

اگر باز به وضعیتی که در ابتدای حمله‏ی آمریکا به عراق به‏وجود آمد رجوع کنیم، باتوجه به بده‏بستان‏هایی که ظاهراً پیش از حمله، بین نظامیان آمریکا و گارد جمهوری عراق وجود داشت، در هفته‏های اول جنگ اساساً درگیری نظامی جدی‏ای پیش نیامد و به همین‏خاطر نیروهای آمریکایی توانستند با سرعت زیادی وارد بغداد بشوند.

غرض از این مقایسه این نیست که چنین وضعیتی در ایران تکرار خواهد شد. بحث این است که آیا اساساً آمریکایی‏ها و یا اسراییلی‏ها خواهان آن هستند که وارد خاک ایران بشوند، در خاک ایران مستقر بشوند و درنتیجه چنان وضعیتی را به‏وجود بیاورند که حتی با مردمی که اگرچه مخالف جمهوری اسلامی هستند اما مخالف اشغال کشورشان هستند، وارد جنگ بشوند؟

البته نباید فراموش کرد که ممکن است از طرف آمریکا- نه اسراییل- در صورتی که نیاز به باز نگاه داشتن تنگه‏ی هرمز به‏وجود بیاید و نتوانند این کار را از راه‏های دیگری انجام بدهند، بحث پیاده کردن نیروی نظامی در منطقه‏ی تنگه‏ی هرمز به‌عنوان یک حرکت تاکتیکی پیش بیاید.

Share/Save/Bookmark

نظرهای خوانندگان

خیر جناب سحابی, حمله به ایران نیست. حمله به جمهوری اسلامی ایران است یعنی اینکه جمهوری اسلامی هدف قرار گرفته است.
ایران همان 31 سال پیش تخریب شد که شما و دوستانتان تشکیل آن دولت ننگ آور موقت را داده بودید و راه را برای دجالان هموار کردید. احمدی نژاد هم یکی از همین دجالان است با سبکی متفاوت.
نه جناب نتیجه حمله امریکا یک سرزمین سوخته نیست چه امریکا با خود سرزمین ما کاری ندارد بلکه با نظامی که شما نردبان آن بودید کار دارد و نتیجه افکار مذهبی و عقب افتاده شماست که سوخته خواهد شد.

البته که حمله‏ی نظامی بنظر شما هرگز تنها منجر به سقوط حاکمیت نمشود , چون خسارت به حاکمیت در نظر شما با خسارت به مردم و منافع ملی یکیست.

جناب, این بهترین و تاثیر گذرترین تحریمهای ممکنه بوده که تا کنون سازمان ملل و دولت امریکا بر یک حکومت دیکتاتوری اعمال کرده است.

بله اینجا را درست اشاره کردید, بحث برخورد با یک دولت است (بر خلاف اظهارات قبل ترتان) که قابل توحه تمام آنهائی که ایران را با عراق و افغانستان مقایسه میکنند. هدف در ایران کاملأ مشخص و نیروهایش شناخته شده است که در بین آن ملت ایران هیچ گوه جائی در این نیرو ها ندارد.

شما در اینجا از سوآل گریز زدید و سفسطه کردید. اجازه بدهید من جواب مستقیم این سوآل را بدهم.
خیر, بسیج یا افراد سپاه میهن پرست نیستند که بخواهند جنگ فرسایشی با امریکا را در پیش بگیرند چه آنها فقط برای سرکوب ملت ایران بوجود آمده اند نه مقاومت در برابر نیروی امریکا. چه بسا پس از کوبیدن مواضع و نیروهای رژثم و ایجاد یک موازنه قدرتی بین مردم و حکومت, خود ملت ایران حکومت را واژگون کنند و نیازی به آمدن امریکائیها به تهران هم نباشد و اطمینان داشته باشید که بمحض اینکه پای سربازان امریکائی به کرمانشاه برسد, همین پاسداران و بسیج یا خود فراریند و یا به مردم خواهند پیوست تا بر علیه رژیم وارد عمل شوند.

-- مینوچهر ، Jul 7, 2010 در ساعت 06:00 PM

با تشکر از این مصاحبه بسیار خوب، من در مصاحبه قبلی‌ خانم محمدی در ارتباط با اثر تحریمها بر صنعت و معدن یک کامنت منفی‌ گذشتم و آنرا کم محتوا خواندم. خواستم بگویم هر چه آن مصاحبه کم محتوا بود این مصاحبه و بخصوص بخش دوم آن بسیار خوب و کارشناسانه است.موفق باشید.

-- مسعود ، Jul 7, 2010 در ساعت 06:00 PM

من نمي دانم كسي كه به نام منوچهر نظر داده است در ايران زندگي ميكند يا نه.مردم الان در ايران خيلي محكم تر از قبل از نظام جمهوري اسلامي و كشور ايران حمايت ميكنند.مگر ما به خاطر مقداري نان و خوشگذراني هاي پوچ و خسته كننده مي گذاريم همه دستاوردهايمان هيچ شود.ما مثل پولاد از نظام و كشورمان حمايت ميكنيم.چه جاني و چه مالي و چه فكري و عقيده اي.
لبيك يا حسين
لبيك يا خميني
لبيك يا خامنه اي

-- سيد علي ، Jul 28, 2010 در ساعت 06:00 PM

ببخشد به قول ایرانی های اصیل به حرف گربه سیاه بارون نمیاد یه تحلیل گر مزدور امریکایی
که نه ایران رو میشناسه نه مردم ایران رو ونه غیرت یرانی رو این حرف ها رو میزنه ده اخه اگه شما دلسوز ایران بودی چرا وقت جنگ ایران عراق نموندی اگه با مردم ایران یکی بودید چرا وقتی انقلا ب شد رفتید باشاه مگ بر امریکا مرگ بر مزدور امریکا

-- سید مجید سادات رسول ، Aug 18, 2010 در ساعت 06:00 PM

من واقعا متاسفم که فرهنگ این کشور آنقدر عقب مانده است . کاملا بدیهی است که تا آینده دور چشم انداز روشنی از دستیابی به دموکراسی از طریق جنبشهای مردمی در ایران وجود ندارد.تاریخ چه بر سر این کشور آورده که از ابرقدرتی جهان به کون آخوند لیسی افتاده است. در چنین شرایطی بهترین راهکار تغییر استبداد حاکم از طریق نیروی نظامی خارجی است. همانگونه که حمله نظامی کورش کبیر به بابل منجر به آزادی و سعادت یهودیان شد، حمله نظامی آمریکا و تغییر این نظام کثیف نیز منجر به آزادی و سعادت ایرانیان خواهد شد و مطمئنا خسارت تداوم چنین حکومتی بسیار بیشتر از خسارتهای تخریب جنگ خواهد بود.

-- کیوان ، Aug 19, 2010 در ساعت 06:00 PM

مردم ايران غيرت دارند .اجازه تجاوز به كشور و ناموس خود به خارجيها نميدهد.مثل جنگ عراق و دليران تنگستان و.....

-- محسن.د.و..26/8/2010 ، Aug 26, 2010 در ساعت 06:00 PM

با سلام و عذر خواهی از دوستان نظر بنده در رابطه با گفتگو:آب دوغ خیار "نسبتا تخیلی است.
چرا که جنگ برای آمریکا به علت پیچیدگی و ناشناخته بودن جامعه اسلامی ایران کاملا فاجعه بار خواهد بود.
در هر صورت ایران پیروز میدان است چون که جمهوری اسلامی ایران در موضع دفاعی قرار دارد انگیزه و قدرت زیادی خواهد داشت و کنترل جنگ برای آمریکا بسیار سخت خواهد بود.
البته برای آمریکا پیامدی جز تحقیر بیشتر در بین جامعه جهانی چیز دیگری نخواهد داشت.
ناگفته نماند جمهوری اسلامی ایران هم بخاطر جنگ تحمیلی از طرف آمریکا خسارت زیادی متحمل خواهد شد اما بانگاهی دقیقتر احتمالا جمهوری اسلامی در این جنگ تجربیات نظامی فوق العاده ای بدست خواهد آورد.
اگر آمریکا در این جنگ شکست بخورد دیگر بعنوان قدرتی برتر شناخته نخواهدشد و جمهوری اسلامی قدرتی شکست ناپذیر در عرصه جهانی خواهد بود.

-- بهمن نیازی ، Aug 28, 2010 در ساعت 06:00 PM

حمله ی نظامی به ایران نابودی رژیم دیکتاتوری ایران را در پی خواهد داشت نه مردم و سرزمین ایران.
در این 31 سال ایران کاملا ویران شده است و با سرنگونی این رژیم راه های پیش رفت باز خواهد شد.
در ضمن نیازی نیست امریکا رژیم استبدادی ایران را سرنگون کند به محض حمله به ایران مردم ایران خود کار را تمام میکنند.
دیکتاتورهای ایران از همین حالا باید به فکر فرار باشند هر چند که سرانجام مانند صدام از گردن آویزان می شوند...

-- کوروش ، Nov 11, 2010 در ساعت 06:00 PM

ما ایرانی ها از تنها چیزی که نمی ترسیم، جنگه.از هزاران سال پیش اگه تاریخ رو بخونین میفهمین که ایران و ایرانی کیه.زمان جنگ 8 ساله هم دیدیم که چی شد. عراق رو کی حمایت میکرد؟ مگه همین تجهیزات آمریکا، آلمان،انگلیس،فرانسه نبود که در جنگ عراق علیه ایران استفاده میکرد؟ فکر میکنین یه عدده سرباز عقده ای و هوس باز بیاد ایران رو به همین راحتی میزنه و میگیره و میره؟زهی خیال باطل.البته زیاد هم بد نیست اگه اینجوری فکر کنید و بیایید اینجا تا ادب بشین و بفرستیمتون خونتون.

-- هادی ، Nov 29, 2010 در ساعت 06:00 PM