رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۱۶ خرداد ۱۳۸۹
دکتر مهران براتی، تحلیل‌گر سیاسی، درباره پیشنهادات برای گشایش بن‌بست هسته‌ای:

یا تعلیق غنی‌سازی یا اجرای پروتکل الحاقی

حسین علوی
alavi@radiozamaneh.com

بنا بر گزارش‏ها قرار است حداکثر تا ۲۱ ماه ژوئن، یعنی دو هفته‏ی دیگر، طرح جدید تحریم‏ها علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد به تصویب برسد. هرچند وزیر خارجه روسیه می‌گوید به خاطر دسترسی به توافق عمومی، این تحریم‌ها برای ایران فلج کننده نیست، اما تصمیم سیاسی شورای امنیت می‌تواند راه را برای اقدامات بعدی غرب هموارتر کند.

Download it Here!

علت این که تلاش‌های جمهوری اسلامی و حتی توافق هسته‏ای تهران نتوانست هیچ نقش بازدارنده‌ای در این زمینه بازی کند چیست؟

مهران براتی، تحلیل‌گر سیاسی، دلیل آن را نادیده گرفتن دو راه حل مشخصی می‌داند که به جمهوری اسلامی ارائه شده است:

البته من فکر نمی‏کنم مسئله این باشد که بخواهند به تفاهم‏نامه‏ی تهران توجه نکنند، اما مسئله‏ی اساسی‏ای که از روز اول هم گفته شده، مسئله‏ی تعلیق غنی‏سازی است و ایران هم حاضر به برداشتن این گام نیست.
راه دیگری که پیشنهاد کرده‏اند این است که ایران پروتکل الحاقی را به‌تصویب برساند. در زمان آقای خاتمی، ایشان داوطلبانه و نه به‌عنوان طرح مصوبه‏ی مجلس، بلکه به عنوان تصمیم دولت، این پروتکل الحاقی را برای مدتی اجرا کردند و صحبت‏ها هم پیش می‏رفت.

الان هم دولت می‏تواند این کار را بکند؛ یعنی پروتکل الحاقی را بدون این که حتماً به‏تصویب مجلس برساند، برای پیش‏برد گفت‏وگوها، برای مدتی بر مبنای تصمیم دولت اجرا کند.

ولی دولت کنونی پروتکل الحاقی را نمی‏تواند اجرا کند. چون به هیچ‏وجه نمی‏خواهد اجازه بدهد که نیروگاه آب سنگین اراک یا نیروگاه جدیدی که نزدیک قم ساخته شده، تحت کنترل آژانس قرار بگیرد. تابه‏حال تنها اجازه‏ای که داده شده، مربوط به نیروگاه نطنز می‏شود. این‏ها مسائل حل‏نشده هستند.


دکتر مهران براتی، تحلیل‌گر سیاسی

به‏جز این مسائل، برخی گزارش‏های منتشر شده در روزهای اخیر، حاکی از آن است که حجم اورانیوم غنی‏شده‏ی ۳/۵درصدی ایران بسیار بیش از آن مقداری است که به‌طور رسمی اعلام کرده است. یعنی بیش از ۲۴۰۰ کیلو است. به‌همین دلیل موافقت کرده است که ۱۲۰۰ کیلو اورانیوم به ترکیه منتقل شود. آیا چنین گزارش‏هایی می‏توانند مبنای تصمیم‏گیری قطعی اعضای شورای امنیت باشد؟

مسئله‏ این است که این‏ها همه اطلاعاتی هستند که می‏رسند. هیچ‏کدام از این اطلاعات را نمی‏توان به قاطعیت گفت که درست هستند. مسئله‏ی ۱۲۰۰کیلوگرم فقط زمانی می‏تواند حائز اهمیت باشد که ایران واقعاً قادر به غنی‏سازی ۲۰درصد و بیش‌تر باشد.

اطلاعاتی که از ایران می‏رسد حاکی از آن است که تکنولوژ‏ی‏ای که ایران تاکنون استفاده کرده، توان غنی‏سازی بیش از پنج‏درصد را ندارد. علت اصلی آن هم آلوده بودن اورانیوم است. برای غنی‏سازی بیش از پنج‏‏درصد، باید درجه‏ی خلوص اورانیوم خیلی خیلی بالا باشد و هیچ‏گونه آلودگی‏ای نداشته باشد، یعنی یک‏هزارم میلی‏گرم هم به مولیبدن آلوده نباشد.

ایران هنوز به این درصد از خلوص دست نیافته است. به‌همین دلیل هم گفته می‏شود که ایران هنوز امکان غنی‏سازی ۲۰درصدی را ندارد. گرچه این را اعلام کرده‏اند. ولی اگر شش ماه تا یک‏سال دیگر طول بکشد، مقدار اورانیوم غنی‏سازی ‏شده‏ی بعدی کافی هست. ولی با آن ۳/۵درصدی هم هنوز کسی نمی‏تواند سلاح اتمی بسازد. باید غلظت را تا سطح ۹۰درصد بالا ببرد.

خطر دیگری که وجود دارد، مربوط به پلوتونیومی است که از آب‏ سنگین اراک می‏تواند به‏دست بیاید. روش به‏دست آوردن آن پلوتونیوم، تکنولوژی دیگری دارد که اگر ایران آن را به‏اندازه‏ی کافی به‏دست بیاورد، دیگر احتیاجی هم به اورانیوم غنی‏سازی‏ شده‏ی به این شکل ندارد و اگر بخواهد سلاح هسته‏ای بسازد، می‏تواند از این تولیدات آب سنگین بهره بگیرد.

مسئله‏ی دیگر، توجه شورای امنیت و کشورهای غرب به نقض حقوق بشر در ایران است. فعالان حقوق بشر تاکنون به‌طور مرتب مطرح کرده‏اند و می‏کنند که غرب به مسئله‏ی هسته‏ای بسیار بیش از نقض حقوق بشر در ایران اهمیت می‏دهد. در حالی که اگر توجه کافی به این مسئله داشت، می‏توانست نتیجه‏ی مثبتی هم در مورد مناقشه‏ی هسته‏ای داشته باشد.

هفته‏ی گذشته بخشی از نمایندگان پارلمان اروپا به‌حالت اعتراض و با در دست داشتن عکس ندا آقاسلطان با آقای متکی، وزیر امور خارجه‏ی ایران روبه‌رو شدند. آیا نشانه‏هایی از این که دولت های غرب به موازات مسئله‏ی هسته‏ای به مسئله‏ی نقض حقوق بشر در ایران توجه بیش‌تری داشته باشند، دست‏کم در اتحادیه‏ی اروپا، دیده می‏شود؟

منظور از حساسیت در این مورد مشخص، حساسیت دولت‏ها است و نه حساسیت مجالس ملی. در مجالس ملی تمام کشورها و به‏ویژه در پارلمان اروپا، حساسیت نسبت به مسئله‏ی حقوق بشر در ایران بسیار زیاد است.

پارلمان اروپا در بیانیه‏ای که در اکتبر سال پیش در این ارتباط تصویب کرد، حتی تا آن‏جا پیش رفت که دولت‏های اروپایی را موظف دانست پناهجویان ایرانی را که از دست حکومت آقای احمدی‏نژاد و از زندان‏ها و شکنجه‏ها به خارج از ایران فرار می‏کنند، در کشورهای خودشان بپذیرند. یعنی یک تصمیم پارلمانی تا این حد وجود دارد.

بنابراین حساسیت مربوط به دولت‏ها است. در ارتباط با دولت‏ها هم در هیچ‏کجای دنیا این‏طور نیست که اگر مصالح سیاسی وقت‏شان ایجاب نکند، حساسیت ویژه‏ای نشان بدهند. حساسیت هم به این معنا است که در کنار حرف‏هایی که می‏زنند و اعتراضاتی که دارند، گام‏های عملی‏ای هم بردارند.

به‏طور مثال، اگر بعد از اولین اعدام در ایران، دولت‏ها تصمیم بگیرند حداقل برای یک هفته سفرای خود را از ایران فرابخوانند، می‏توان آن را نشانه‌ی نوعی حساسیت خواند. یا اگر تصویب کنند که برای مدتی صدور کالاهای ویژه‏ای به ایران، به علت تضییع حقوق بشر، ممنوع شود، نشانه‏ی حساسیت خواهد بود.

حساسیت در حد حرف زدن بی‏نتیجه‏ است. الان هم فکر می‏کنم چنان‏چه جامعه‏ی جهانی نتواند با ایران کنار بیاید، گام‏های بعدی در همین جهتی خواهد رفت که اشاره کردم.

Share/Save/Bookmark