رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۱۱ مهر ۱۳۸۶

نامه سرگشاده به دولت ایران

احمد سمایی
samayee@web.de

آنچه که در زیر می‌خوانید، نامه‌ی سرگشاده گری هارت (Gary Hart) به محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران است. هارت در دهه‌های گذشته سناتور ایالت کلرادو در مجلس سنای آمریکا بود و هم اینک از اعضای شورای روابط خارجی ایالات متحده است. در سال‌های 1984 و1988، هارت به عنوان نامزد حزب دمکرات آمریکا برای انتخابات ریاست جمهوری، به مصاف نامزدان جمهوریخواه رفت، ولی ناکام ماند. او گرچه از امضاء کنندگان طرح موسوم به "پروژه قرن بیست و یکم" آمریکا، یا همان کارپایه‌ای است که نومحافظه‌کاران در سال 1998 انتشار دادند، اما با جنگ آمریکا علیه عراق در سال 2003، مخالف بوده و هست.

متن اصلی نامه‌ هارت در شماره‌ی 26 سپتامبر نشریه‌ی Huffingtoton Post آمریکا انتشار یافته است.


گری هارت

با این فرض که شما آن قدر دچار غفلت و بی‌خبری نیستید که خواهان جنگی با آمریکا باشید، احتمالاً یک توصیه خوب برایتان این است که ماجرای غرق کشتی جنگی آمریکا در بندر هاوانا در سال 1898* و همچنین اتفاق مربوط به خلیج تونکین(ویتنام) در سال 1964 ** را به دقت مطالعه کنید. اگر این کار را انجام دهید، قطعاً درخواهید یافت که آمریکایی‌ها اگر مورد حمله قرار نگیرند با اکراه وارد جنگ می‌شوند. تا قبل از حمله ژاپن به پرل هاربور ما اصلاً رغبتی به ورود به جنگ جهانی دوم نداشیتم. برای تاریخ‌دانانی که روی جنگ‌های آمریکا تحقیق و مطالعه می‌کنند، این سؤال مطرح است، که آیا ما خودمان تحریکات را دامن می‌زنیم.

شاید جنگ آمریکا علیه عراق در سال 2003 موردی باشد که شما با استناد به آن بگویید، قواعد و معیارها تغییر کرده‌اند و دیگر لازم نیست برای ورود آمریکا به جنگ [کسی یا کشوری] آن را تحریک کند. ولی حتی در همین مورد هم، این باور به ما القا شد که قاتل جمعی ِ شهروندان آمریکا، یعنی اسامه بن لادن، خودش و یا روح و نمادش در نزدیک بغداد کمین کرده است.
با نظرداشت نکات فوق، یک توصیه خوب به شما شاید این باشد که همه نیروهای (نظامی)، به شمول واحدهای مخفی خود را تا حد ممکن از مرز عراق دور کنید. شاید حتی عاقلانه و مفید باشد که برخی از کشورهای همسایه را اجازه دهید تا با بررسی و مشاهدات خود، بر عدم ارسال اسلحه از سوی شما به عراق، گواهی دهند. لحن و اظهارات خود علیه صهیونیسم را ملایم کنید. شما [تا کنون با اظهارات خودتان] سند و مستمسک به دست کسانی داده‌اید که دقیقاً به چنین چیزهایی نیازمندند و از آن سود می‌برند.

اگر از پرتاب سنگ و چوب و غیره به سوی نشان عقاب‌دار آمریکا احساس قدرت به شما دست می‌دهد، این کار را بکنید؛ ولی در 16 ماه آینده فقط اقدامات تحریک‌آمیزی انجام ندهید؛ حتی کوچکترین ظنی هم در این رابطه نباید ایجاد کنید.

با سرنوشت، یا به عبارت دیگر با تمایلات اکثریت بزرگی از مردم آمریکا که خواهان گسترش جنگ در خاورمیانه و جاهای دیگر نیستند، بازی نکنید. همه ما [ گرایش‌های] دیک چینی، معاون رئیس جمهور آمریکا، را می‌شناسیم. دلایلی و اسنادی را که او می‌خواهد تا به کشور شما حمله کند برایش فراهم نکنید. مگر این که مایل باشید بمب‌ها بر شما فرود‌آیند.

--------------------------

*منظور از رویداد سال 1898، انفجار مشکوکی است که به تخریب کشتی جنگی آمریکا،‌ موسوم به "ماین"، در سواحل کوبا انجامید و بیش از 250 خدمه نظامی آن را از بین برد. این حادثه زمانی اتفاق افتاد که کوبا مستعمره‌ی اسپانیا بود و آمریکا نیز تلاش‌های خود برای عقب‌راندن اسپانیا از کارائیب و بسط حوزه نفوذ خود در این منطقه را افزایش داده بود. واقعه کشتی ماین را آمریکا به اسپانیا نسبت داد و با این کشور بر سر تسلط بر کوبا وارد جنگ شد. هنوز هم در مورد علت واقعی آن حادثه شک و تردیدها ادامه دارد. تحقیقی که سال 1976 در این رابطه به عمل آمد تخریب کشتی یادشده را ناشی از یک انفجار درونی می‌داند و مدعای دولت وقت آمریکا مبنی بر اصابت مین اسپانیا به آن را تایید نمی کند.

** واقعه‌ خلیج تون‌کین، به سال 1964 برمی‌گردد که به ادعای دولت وقت واشنگتن قایق‌های جنگی ویتنام شمالی به کشتی‌های ایالات متحده حمله کردند. این واقعه محملی شد که دولت آمریکا به ریاست لیندون جانسون وارد منازعات میان دو بخش ویتنام شود و به حمایت از ویتنام جنوبی بپردازد. به این ترتیب جنگی شروع شد که 11 سال به دراز کشید و نهایتاً با خروج نیروهای آمریکایی از ویتنام به پایان رسید.
سال 1971 پنتاگون در یک گزارش تحقیقی خبردهی دولت وقت آمریکا از حادثه‌ی خلیج تونکین را انتشار آگاهانه اطلاعات جعلی توصیف کرد. در نوامبر سال 2005 نیز، سازمان اطلاعاتی آمریکا،‌ موسوم به NSA (National Security Agency) با انتشار اسناد مخفیانه مربوط به سال 1964 عملاً این مدعا را تایید کرد که جنگ ویتنام با استناد به یک خبر جعلی آغاز شد.

Share/Save/Bookmark

نظرهای خوانندگان

معمولا زیاد نظر نمی دهم ولی این یکی مرا یاد جوکی انداخت.
مردی وارد داروخانه شد و گفت آقا نفت دارین؟ داروخانه چی گفت نخیر قربان اینجا داروخانه است نفت نداریم. طرف گفت"ای ...شدم به این داروخانه که نفت نمی فروشد". بعد در همان داروخانه ادرار کرد و رفت. کسی هم جرئت نکرد چپ نگاه کند.
روز بعد همین مسئله اتفاق افتاد. داروخانه چی گفت صبر کن جانم آره! نفت دارم صبر کن الان می آورم (که مثلا جلوی ادرار کردن طرف را بگیرد). طرف گفت "ای ...شیدم به داروخانه ای که در آن نفت بفروشند" و کارش کرد و رفت.
روز سوم باز همین اتفاق افتاد و مرد گفت: آقا نفت دارین؟
داروخانه چی در حین رفتن به طرف سطل و غیره برای تمیز کردن زمین گفت: شما کارت را بکن جانم. به نفت داریم یا نداریم چکار داری؟

-- مسعود ، Oct 3, 2007 در ساعت 07:10 PM

واقعا با وجود اتفاق افتادن جنگ های افغانستان و عراق و تضاد ریشه ایی تفکرات اسلامی با تفکر غربی انکار احتمال جنگ فقط از عهده یه مشت دیوانه بر میاد و در میان بیچاره مردمی که قرار است تاوان افکار مالیخولیایی یه مشت روحانی دیکتاتور و بیسواد و حقیر را بپردازند . بازم اون خمینی بعد از 8 سال یه چیزایی فهمید ولی بعضی ها انگار واقعا تصمیم گرفته اند آرزوی خمینی را به حقیقت تبدیل کنند ! آنهم ویرانی ایران !

-- احسان ، Oct 3, 2007 در ساعت 07:10 PM