رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۱۰ آبان ۱۳۸۸

درگیری‌های دولت با دانشگاه آزاد اسلامی

مریم محمدی
mmohammadi@radiozamaneh.com

«دانشگاه آزاد اسلامی» تا کنون بیش از ٣ میلیون فارغ‏التحصیل داشته است و هم‏اینک ۱میلیون و ۵۰۰ هزار دانشجو در واحدهای گوناگون آن مشغول تحصیل هستند. تقریباً از اوایل روی کار آمدن دولت نهم، اعتراضات و ابهاماتی نسبت به مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی و مجموعه‏ی روندهای جاری در آن، در رسانه‏های رسمی و نیمه‏رسمی منتشر می‏شد.این صداها پس از انتخابات دوره‏ی دهم ریاست جمهوری بازهم اوج گرفت و این بار به‏جز عبدالله جاسبی، رییس دانشگاه آزاد، به چهره‏های دیگری نظیر مهدی هاشمی نیز ارتباط می‏یافت.

Download it Here!

مجموعه‏‏ی این مسائل باعث شد تا عبدالله جاسبی از عباس سلیمی نمین، یکی از پی‏گیرترین مدعیان این اعتراضات، به دادگاه شکایت کند. روند دادرسی که از اواسط فروردین ماه آغاز شده بود،روز چهارشنبه ۶ آبان با حکم دادگاه تجدیدنظر که حکم دادگاه بدوی را به میزانی تغییر داده بود، پایان یافت. در این باره نخست با آقای عبدالصمد خرمشاهی، وکیل دانشگاه آزاد و آقای جاسبی، گفت‏وگویی دارم. پس از آن با آقای صادق زیباکلام، استاد دانشگاه و تحلیل‏گر سیاسی در تهران گفت‏وگو می‏کنم تا علل و عوامل این درگیری میان دانشگاه آزاد و گروهی دیگر را از دیدگاه خود بیان کند.

آقای خرمشاهی، این پرونده اساساً چرا تشکیل شد؟

در پی مسائلی که پیش آمد و طی آن آقای سلیمی نمین، مواردی را در جلسات مختلف مطرح کرد که می‏شد مصداق نشر اکاذیب، توهین و یا افترا باشد.

به برخی از این اظهارات که موجب شکایت آقای جاسبی شده، می‏توانید اشاره کنید؟

مهم‏ترین مسائلی که ایشان طرح می‏کرد و از نگاه ما توهین، افترا و یا نشر اکاذیب تلقی می‏شد، این بود که ایشان کراراً عنوان می‏کرد که آقای جاسبی مفسده‏ی اقتصادی دارد، مفسده‏ی مدیریتی دارد و دانشگاه آزاد به افراد، مقامات، وزرا و غیره دکترای مراوده‏ای می‏دهد. ایشان مدعی بود که «صدور این مدارک نوعی مراوده و تعامل است. چگونه می‏شود یک وزیر هم‏زمان هم درس بخواند و هم وظایف دولتی‏اش را انجام بدهد».

این کار در قوانین کشوری منع نشده است؟

تحصیل در هر مقطع و سنی منعی ندارد، به شرط آن که به کار لطمه نزند و یا مغایر با ساعات کاری نباشد. بحث ما با آقای سلیمی نمین این بود که ایشان مصادیق مواردی را که طرح می‏کند، عنوان کند و بگوید که دانشگاه به چه کسانی مدرک مراوده‏ای، افتخاری و یا هر تعبیر دیگری داده است؛ به صورتی که کسی درس نخوانده مدرکی گرفته که حالا بیاید از دانشگاه حمایت کند.

ایشان عنوان می‏کرد: «دانشگاه بگوید به چه کسانی مدرک داده است تا من بگویم این مدرک درست بوده است یا نه». این اساساً بر خلاف بدیهیات علم حقوق و اصل برائت و سایر قواعد و مقررات حقوقی است.

آقای سلیمی نمین به آقای مرتضوی اشاراتی کرده بود.

بله، ایشان قبلاً عنوان کرده بود که آقای مرتضوی چنین مدرکی گرفته است. اما در جلسه‏ی دادگاه این مورد را تکذیب کرد و گفت: «من گفته‏ام دادستان؛ نگفته‏ام چه دادستانی». در حالی که تهران یک دادستان بیشتر ندارد. هرچند دادستان‏های دیگری مانند دادستان کانون وکلا هستند، اما با توجه به قراین و اشاراتی که بیان شده بود، به ذهن متبادر می‏شد که منظور آقای مرتضوی است.

قابل ذکر است که آقای سلیمی نمین در دادگاه بدوی، به جرم نشر اکاذیب و توهین، به پرداخت ۳ میلیون ریال جزای نقدی بدل از حبس و به جرم افترا، به پرداخت ۱۰میلیون ریال جزای نقدی جایگزین حبس محکوم شده بود. اما در دادگاه تجدیدنظر از اتهام دوم، یعنی افترا، مبرا شد.


از آقای صادق زیباکلام می‏پرسم که این همه سر و صدا اطراف دانشگاه آزاد چرا ایجاد شده است؟

اساساً طرح مسأله‏ی دانشگاه آزاد در برخی از مطبوعات وابسته به حکومت و عمدتاً هم روزنامه‏ی «ایران» که به نوعی سخن‏گوی دولت آقای احمدی‏نژاد شده است و هم‏چنین از سوی برخی چهره‏های شناخته شده‏‏ای که وابستگی‏شان به جریان راست فکری و راست افراطی از دیرباز شناخته شده است، از فردای پیروزی آقای احمدی‏نژاد در انتخابات دوره‏ی نهم آغاز شد.

آقای احمدی‏نژاد از فردای پیروزی در دور نهم، دست به یک تصفیه‏ی اداری اجرایی که مشابه آن را فقط بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی داشتیم و بعد از انقلاب بی‏سابقه بود، زد. این تصفیه طی ۲۶ سال پیش از آن واقعا بی‏سابقه بود. اما به هرحال ایشان رییس دولت بود، در حدود قانون اختیاراتی داشت و از این اختیارات بهره‏برداری کرد.

یعنی باید آقای جاسبی را هم برکنار می‏کردند؟

بله، آقای احمدی‏نژاد ظرف یکی دو سه ماهی که دولت را تشکیل داده بود، تمام استانداران، مدیران اجرایی، وزرا، معاونین، فرمانداران، بخش‏داران، رؤسای دانشگاه‏ها، مدیران بانک‏ها و تمام نهادهای دولتی، شرکت‏ها و سازمان‏های بزرگ ملی شده را جملگی تغییر داد.

ایشان در کل، تمام کسانی که در زمان آقای هاشمی رفسنجانی و آقای خاتمی مسؤولیت اجرایی داشتند را در یک خانه‏ تکانی گسترده کنار گذاشت.

بعد ازآن به طرف دانشگاه آزاد آمد و در نطقی گفت: «نوبت دانشگاه آزاد هم به زودی فراخواهد رسید. این دانشگاه شهریه‏های وحشتناکی از مردم می‏گیرد و این باعث نارضایتی مردم است. معلوم نیست این شهریه‏ها خرج چه چیزی می‏شود و …». بعد هم آقای دکتر زاهدی، وزیر علوم وقت، به دانشگاه آزاد حمله کرد و پس از آن نیز یکی یکی مسؤولین دولت حمله به دانشگاه آزاد را شروع کردند.

آقای زیباکلام، آیا مسأله‏ی شهریه‏های بالای دانشگاه آزاد، واقعا موجب نارضایتی مردم نیست؟

اساس حمله در اواسط سال ۸۴ همین مسأله بود. من همان موقع با این که ارتباطی هم با دانشگاه آزاد نداشتم، در یادداشت مفصلی تحت عنوان «دانشگاه آزاد در ترازو» که در روزنامه‏ی «شرق» منتشر شد، به چند نکته‏ی اساسی پاسخ دادم.

مهم‏ترین نکته‏ی مطرح شده در آن مطلب این بود که شهریه‏ی دانشگاه آزاد در مقایسه با شهریه‏هایی که دانشگاه‏های دولتی برای دوره‏های شبانه، دوره‏های غیرانتفاعی و غیره می‏گیرند، به مراتب کم‏تر است. این قبیل شهریه‏های دانشگاه‏های دولتی بین دو تا سه برابر دانشگاه آزاد است.

یعنی وقتی دانشگاه تهران و یا سایر دانشگاه‏های دولتی دانشجویی را غیر از روش معموله‏ی آزمون برای دوره‏های لیسانس، فوق‏لیسانس و دکترا می‏گیرند یا برای مثال قراردادی با وزارتخانه‏ای می‏بنند یا دانشجویی از اتباع لبنان، افغانستان و غیره را به پیشنهاد وزارت خارجه بورسیه می‏کنند، میزان شهریه‏ای که دریافت می‏کنند، دو برابر شهریه‏ای است که دانشگاه آزاد اسلامی برای همان رشته‏ی مشابه دریافت می‏کند.

در همان مطلب، خطاب به وزیر محترم علوم وقت، آقای دکتر زاهدی گفتم: شما اگر خیلی به فکر کاهش شهریه هستید، شهریه‏های دانشگاه سراسری و دانشگاه‏های دولتی برای دوره‏های شبانه و نوبت دوم را که خصوصی است، به میزان شهریه‏ی دانشگاه آزاد کاهش بدهید.

شرایط و امکاناتی که دانشگاه‏های دولتی از نظر اساتید و یا سایر تسهیلات آموزشی فراهم می‏کنند، چگونه است؟

در حمله‏ای که آن زمان شروع شده بود، بحث کیفیت دانشگاه آزاد مطرح شد که «کیفیت آموزشی در دانشگاه آزاد خیلی مطلوب نیست. آقای دکتر جاسبی و دوستانشان مرتب دارند دانشجو می‏گیرند و کیفیت و سطح دانشگاه پایین آمده است». در این مورد همان موقع هم گفتم که سطح دانشگاه آزاد کمابیش مانند سایر دانشگاه‏های بزرگ دولتی است.

چرا که برای دانشگاه آزاد اصلاأ صرف نمی‏کند استاد تمام وقت استخدام کند. به همین دلیل اساتید دانشگاه‏های دولتی و سراسری در شهرستان‏های بزرگی مانند اصفهان، تبریز و یا تهران را به صورت حق‏التدریس یا پاره وقت به خدمت می‏گیرد.

سه چهارم اساتید رشته‏های حقوق، علوم سیاسی و یا روابط بین‏الملل در واحد علوم و تحقیقات که واحد نمونه و برجسته‏ی دانشگاه آزاد است، از اساتید دانشگاه تهران، شهید بهشتی و یا دیگر دانشگاه‏های معتبر کشور هستند.

به علاوه حدود نیمی از کسانی که در آزمون فوق‏لیسانس دانشگاه‏های دولتی موفق می‏شوند، فارغ‏التحصیلان دانشگاه آزاد هستند.

این نشان می‏دهد که از نظر کیفی و استاندارد، دانشگاه آزاد دست‏کمی از خیلی از دانشگاه‏های دولتی ندارد، بلکه هم از بسیاری دانشگاه‏های غیرانتفاعی یک سر و گردن بالاتر می‏ایستد.

پس به نظر شما مشکل اصلی این بوده که آقای احمدی‏نژاد نتوانست مدیریت دانشگاه آزاد را تغییر بدهد. ولی چرا این امر ممکن نشد؟

مشکل اساسی که آقای احمدی‏نژاد برای برکناری مدیریت دانشگاه آزاد و روی کار آوردن مدیریت وابسته به اصول‏گرایان و مورد تأیید خود، با آن مواجه شد، این بود که دانشگاه آزاد نهادی خصوصی است. یعنی این دانشگاه یک ریال از بودجه‏ی عمومی و دولتی دریافت نمی‏کند.

طبق اساسنامه‏ای که در زمان مرحوم امام خمینی تنظیم شده، مدیریت دانشگاه زیر نظر هیأت امنای آن است. یعنی تشکیلات دانشگاه آزاد مانند یک تشکیلات خصوصی اوقافی پایه‏گذاری شده و دولت نمی‏تواند رییس دانشگاه، معاونین و مدیران آن را تغییر بدهد. چون آنان اصلاً منتصب و منتخب دولت نیستند.

اما امروز روی سایت‏ها خبری با این مضمون آمده بود که شورای انقلاب فرهنگی قصد دارد اساسنامه‏ی دانشگاه آزاد را تغییر بدهد.

الان شورای عالی انقلاب فرهنگی دارد تصمیماتی می‏گیرد. البته نمی‏دانم مسأله را به کدام سمت و سو دارند می‏برند. اما اگر بخواهند تصمیماتی بگیرند که دانشگاه آزاد زیر نظر دولت قرار بگیرد، به نظر من، یک گام به عقب خواهد بود. برای این که یکی از اهداف انقلاب اسلامی استقلال دانشگاه‏ها بود. پیش از انقلاب، ما به عنوان هیأت علمی دانشگاه تهران، حنجره‏مان داشت پاره می‏شد و به دنبال استقلال دانشگاه‏ها بودیم.

حال این که دانشگاه آزاد را که بزرگ‏ترین دانشگاه است و به تنهایی نیمی از دانشجویان کشور را تحت پوشش قرار داده است، زیر نظر شورای انقلاب فرهنگی و وزارت علوم قرار بدهند و سیاست در مدیریت این دانشگاه حاکمیت کند، قطعا گامی به عقب است.

یعنی ضوابط مدیریت و آموزشی در دانشگاه آزاد خیلی متفاوت از وزارت علوم و نهادهای رسمی آموزشی کشور است؟

درست مطابق با سیستم وزارت علوم است؛ یعنی دقیقاً همان‏طوری که یک استادیار در دانشگاه تهران، دانشیار و بعد هم استاد می‏شود، در دانشگاه آزاد هم همان مراحل طی می‏شود. سرفصل‏های تمام رشته‏ها از رشته‏های پزشکی تا مهندسی تا علوم انسانی همانی است که در دانشگاه‏های دولتی و مطابق مصوبه‏ی وزارت علوم پیش رفته است.

بحث بر سر مدیریت آن است؛ من فکر می‏کنم اگر آقای احمدی‏نژاد و اطرافیانش موفق شده بودند مدیریت دانشگاه آزاد را به‏دست بیاورند، هیچ‏کدام از این بحث‏ها که شورای عالی انقلاب فرهنگی باید اساسنامه‏اش را تغییر بدهد، دانشگاه آزاد دچار مفسده است، دانشگاه آزاد دچار بیماری است و غیره طرح نشده بود.

اگر همان شهریور یا مهرماه سال ۸۴ آقای احمدی‏نژاد موفق شده بود و مدیریت این دانشگاه را به دست آورده بود و الان یکی از هم‏فکران ایشان رییس دانشگاه آزاد شده بود، هیچ‏کدام از این بحث‏ها مطرح نمی‏شد.

Share/Save/Bookmark

نظرهای خوانندگان

من دانشجوی دانشگاه ازاد تهران مرکز هستم قبلا برای من مهم بود که مدیریت دانشگاه دست عوامل اقای احمدی نژاد نیفتد اما بعد سه ترم تعلیقی بعد از حوادث اخر دانشگاه برای من بریدند بهاین نتیجه رسیدم که زیاد فرقی برای دانشجو نمی کنه در نهایت ما قربانی سیاست بازی هر دو گروه می شویم

-- babak ، Nov 1, 2009 در ساعت 08:17 PM

من دانشجوی دانشگاه ازاد تهران مرکز هستم قبلا برای من مهم بود که مدیریت دانشگاه دست عوامل اقای احمدی نژاد نیفتد اما بعد سه ترم تعلیقی بعد از حوادث اخر دانشگاه برای من بریدند بهاین نتیجه رسیدم که زیاد فرقی برای دانشجو نمی کنه در نهایت ما قربانی سیاست بازی هر دو گروه می شویم

-- babak ، Nov 1, 2009 در ساعت 08:17 PM