رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۶ آبان ۱۳۸۶
رسانه مدنی چیست - بخش دوم و پایانی

رسانه‌های محلی در شبکه جهانی

هنری جنکینز
برگردان: رضا شوقی

احساس مدنیت یک احساس واقعی و در عین حال بالقوه است که از طریق رسانه‌ها در میان شهروندان ایجاد شده و از طریق ارتباطات چهره به چهره، گفت و گو با همکاران و کسانی که علائق مشترک با ما دارند و به وسیله تبادل اطلاعات با آنان تجربه می‌شود.

این احساس اشتغال مدنی، خود را از طریق مشارکت‌های دموکراتیک مانند رأی دادن بروز می‌دهد و از راه فرآیندهای جزئی جاری در زندگی روزمره، مناسک و آداب اجتماعی بی‌شمار، و نیز به وسیله رفتار‌های به ظاهر بی‌معنی و کم‌اهمیت متقابل روزانه، با گروه‌هایی از افراد که با آن‌ها احساس هم‌بستگی اجتماعی می‌کنیم، جلوه‌های خود را به نمایش می‌گذارد.

زمانی که ما در مورد رسانه مدنی فکر می‌کنیم نیازمندیم که در مورد تمام مکانیسم‌هایی نیز که «ساختار احساس تعلق» به اجتماع و همکاری با یکدیگر را بازتولید می‌کنند، فکر کنیم تا در مورد کارآیی درازمدت این مکانسیم‌ها به اطمینان برسیم.

با مطالعه گام به گام آثار پوتمن و اندرسون به این نتیجه می‌رسیم که اشتغال مدنی شامل تارهای ضعیف و قوی به هم تنیده شده اجتماعی است که از طریق رفتار‌های گوناگون در میان شهروندان پیوند می‌خورد.

حال می‌توانیم بپرسیم که چه رسانه‌ای می‌تواند از تعهد مدنی حمایت کند؟ پاسخ روشن است: هر گونه رسانه‌ای، بسته به شیوه استفاده از آن رسانه و میزان سرمایه‌گذاری ما در ایجاد ارتباط با سایر کاربران آن رسانه، می‌تواند از اشتغال مدنی پشتیبانی کرده و ایجاد آن را تسهیل نماید.

در این جا به عنوان مثال می‌توان به رسانه‌ای کاملاً متفاوت اشاره کرد. جین بورگس در مطالعات خود به بررسی مسأله «فرهنگ استفاده از دوربین‌های محلی» پرداخته است که به تبع تصویربرداری‌های محلی افراد در مناطق گوناگون استرالیا، و قرار دادن فیلم‌ها و عکس‌های آن در سایت فلیکر دارد پدید می‌آید.

او این گونه استدلال می‌کند که عکاسی (حداقل به صورت تک‌بخشی) یک رسانه محلی است. چون ما در حالی که در مقابل اماکن واقعی در محلی ویژه ایستاده‌ایم، از مناظر عکس می‌گیریم. بنابراین حتی اگر این تصاویر در شبکه‌های دیجیتالی نیز منتشر شوند، باز هم عکس‌ها یک رسانه محلی باقی می‌مانند.

او در توضیح فرهنگ ایجاد شده پیرامون این رسانه محلی می‌گوید: «سایت فلیکر به عنوان یک شبکه اجتماعی، کمک می‌کند عکاسانی که در یک منطقه زندگی می‌کنند، یکدیگر را پیدا کنند. این افراد پس از یافتن یکدیگر با هم قرار‌های مشترک می‌گذارند و به صورت جمعی به عکاسی می‌پردازند.

در طی این فعالیت مشترک، آن‌ها از امور مختلف با هم صحبت کرده و سایر اشکال ارتباط اجتماعی را با هم برقرار می‌نمایند. عکس گرفتن توجه آن‌ها را بر محیط جغرافیایی‌شان متمرکز می‌کند. در این تمرکز، آن‌ها همگی از طریق طیفی از «لنز‌های ممفهومی» به این محیط جغرافیایی خیره می‌شوند. به این وسیله رشته الفت و علاقه مشترک میان این عکاسان، که در یک محل و از یک سوژه عکس می‌گیرند، پدید می‌آید.

عکاسی علاوه بر این آگاهی و حساسیت آنان نسبت به مسائل و مشکلات محلی‌شان را افزایش می‌دهد و نیز وسیله‌ای می‌شود برای این که عکاسان آگاهی دیگر افراد ساکن منطقه را نیز در مورد این مسائل و مشکلات افزایش دهند.»

داستان این عکاسان را دو جور می‌توان خواند: قرائت اول بر نقش امکان‌ساز فن‌آوری فلیکر تأکید می‌کند که این فرصت را به عکاسان داده که موقعیت یکدیگر را تعیین کرده و سایر عکاسان هم‌ردیف خود را بشناسند.

قرائت دوم بر نقش فرآیندهای اجتماعی تأکید دارد. فرآیندهایی که از طریق آن، افراد برنامه‌های خود را با محوریت مسائل مشترکشان سازماندهی می‌کنند و نه بر حسب تولیدات فردی. در این روند عکس‌هایی که در فلیکر منتشر می‌شوند جلوه‌های خارجی یک قرار ملاقات در بستر فرهنگ شبکه مجازی هستند.

تصور من از مسأله رسانه مدنی و نقش تعهدآور آن، ترکیبی است از فهم فن‌آوری‌های جدید رسانه‌ای و درک بستر‌های اجتماعی که این فن‌آوری‌ها در آن به کار گرفته می‌شوند. اگر نویسنده‌ای مثل پوتمن بعضی رسانه‌ها مثل تلویزیون را سرزنش می‌کند که موجب نقض اشتغال مدنی شده‌اند،دیگرانی مثل اندرسون هستند که می‌گویند استفاده از رسانه‌ها می‌تواند موجب حمایت از ارتباطات اجتماعی شده و جرقه مشارکت‌های مدنی را روشن کند.

ما در یک فرایند همکاری متقابل، هم فن‌آوری‌های جدید رسانه‌ای و هم فعالیت‌های اجتماعی مناسب آن را تولید می‌کنیم؛ آن‌ها را تست کرده و بهترین‌هایشان را منتشر می‌سازیم. در مسیر چنین تلاشی ما نیازمند تفکر در مورد این مسأله هستیم که چه چیزی ممکن است امروزه جایگزین مناسبی برای تایمز لندن (آن گونه که اندرسون گفته است) بشود و چه چیزی می‌تواند جایگزین شایسته و امروزی برای لیگ‌های بولینگ (آن طور که پوتمن می‌گوید) باشد.

اگر احیاناً به رسانه‌های مدنی علاقمندید باید وبلاگ MIT
را ببینید. در آن جا محققان تیزهوش از CMS (سیستم مدیریت محتوا) و نیز آزمایشگاه رسانه‌ها، ایده‌هایشان در مورد رسانه مدنی را با شما در میان می‌گذارند.

ما در آینده گزارش‌هایی از انجمن‌های مختلف در سراسر آمریکا و نیز گزارش‌هایی در مورد فن‌آوری‌های موجود و نوظهور را ارائه خواهیم کرد که ممکن است در مقاصد مدنی به کار برده شوند.

***

مرتبط:
بخش نخست این مطلب: «رسانه به عنوان یک رسم ملی»

Share/Save/Bookmark