رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۱۳ اسفند ۱۳۸۶

اسلام در رسانه‌های آلمان

مترجم: رضا شوقی

سال‌ها است که محققان به بررسی مسئله نحوه معرفی اسلام از طریق رسانه‌های مختلف مشغولند. گاهی "مرکز اروپایی نظارت بر راسیسم و بیگانه‌ستیزی" (EUMC) گزارشی از تحقیقات خود در این زمینه را ارائه می‌کند، گاهی موسسات دانشگاهی و گاهی مراکز علاقمند به اسلام. اما آن چه در این میان به طرز چشم‌گیری محسوس است نتایج مشابه این مطالعات است. تمامی این تحقیقات به این نکته اذعان می‌کنند که "گزارشات رسانه‌های غربی به ایجاد ترس از اسلام و قضاوت پیش داورانه در مورد آن دامن زده و این فرایند را تشدید می‌کند."

مرکز اروپایی نظارت بر راسیسم و بیگانه‌ستیزی برآن است که "رادیوها، تلویزیون‌ها و مطبوعات غربی تنها در اوائل ایجاد تنش میان اسلام و غرب می‌کوشیدند که یک گفت‌وگوی راهگشا و سازنده با اسلام برقرار کنند و اکنون مسیر دیگری را در پیش گرفته‌اند."


یکی از اعضای مرکز مطالعات ترکی در شهر اسن آلمان هم می‌گوید: "پس از ترور کارگردان هلندی تئو فان گوگ، سیرگزارش‌گری رسانه‌ها درمورد اسلام دست خوش فضایی ملتهب و هراس آلود شده است. "

کی حافظ، اسلام‌شناس و استاد دانشکده رسانه‌ها و علوم ارتباطات در دانشگاه ارفورت آلمان نیز معتقد است: "شبکه‌های تلویزیونی ARD و ZDF آلمان در برنامه‌های مربوط به اسلام شکل ساده شده‌ای از جنگ فرهنگ‌ها را مبنای کار خود قرار داده و با برنامه‌هایشان ترس از اسلام را تشدید می‌کنند. "

عقایدی این گونه همگن به ما می‌گویند که با پدیده غیر قابل اختلافی روبرو هستیم: یکسان‌سازی غیرمجاز رفتار همه مسلمانان و یک کاسه کردن جنبه‌های مثبت و منفی عملکرد همه گروه‌های اسلامی.

مواجهه غیرعلمی با اسلام در این رسانه‌ها زمانی به اوج خود می‌رسد که رادیو و تلویزیون و حتی روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌های مختلف با تمرکز بر وضعیت فرهنگی نامطلوب مهاجران مسلمان در جوامع اروپایی، می‌کوشند اسلام را به عنوان دلیل عدم تطابق مسلمانان با جامعه میزبان معرفی کنند.

مطالعات جدید در مورد نحوه معرفی اسلام در رسانه‌های عمومی
جدیدترین نمونه مطالعات در مورد چگونگی تصویر اسلام در رسانه‌ها پژوهشی است به نام "چهره خشن و تضادگرای اسلام در شبکه‌های تلویزیونی ARD و ZDF آلمان" به مدیریت کی حافظ. موسسه او تمام برنامه‌های تلویزیونی این ۲ شبکه درمورد اسلام در سال‌های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ را مورد مطالعه و بررسی قرار داده است.

بر اساس نتایج جالب توجه این تحقیق در ۸۱ درصد از برنامه‌ها، اسلام با موضوعاتی که به طور مستقیم یا ضمنی دارای مفهوم منفی هستند ارتباط داده شده است. به عنوان مثال در ۲۳.۳۱ درصد از برنامه‌ها نام اسلام در کنار مقولاتی چون تروریسم و افراط گرایی قرار گرفته است.

در ۱۶.۵۴ درصد از برنامه‌ها نام اسلام در جنب مسائلی مثل تضاد و کشمکش بین المللی مطرح شده است. در ۹.۷۷ درصد از برنامه‌های این ۲ شبکه تلویزیونی اسلام مروج عدم تسامح و رواداری دینی دانسته شده و در ۴.۵۱ درصد از برنامه‌ها بحث از اسلام همزمان با بحث سرکوب زنان و تبعیض علیه آنان مورد توجه قرار گرفته است.

تنها در ۱۱ درصد از برنامه‌ها کوشیده شده اسلام با مفاهیم متعالی چون فرهنگ و دین ارتباط داده شود و نیز تنها در ۸ درصد از برنامه‌ها اسلام و ارتباط سازنده آن با مسائل اجتماعی و روزمره مورد بحث بوده است.


در جمع‌بندی این پژوهش آمده است: "مشکل اصلی معرفی مسائل منفی در کنار نام اسلام نیست بلکه مسئله مهم آن است که در اثر پخش این‌گونه برنامه‌های جهت‌دار، به تدریج ابعاد فرهنگی اسلام، کارکردهای مثبت آن در زندگی روزمره معتقدان و نیز سایر نکات برجسته این دین از اذهان عمومی در غرب محو می‌شود."

گزارش‌های یک جانبه
رسانه‌های غربی در این قبیل برنامه‌های خود آن‌گاه که مثلا ادعا می‌کنند تمرکز اسلام بر مسئله تمسک به خشونت در مقایسه با سایر ادیان بیشتر است، کاملا از دایره بی‌طرفی و همه جانبه‌نگری که از اجزاء اصلی گزارشات علمی است خارج می‌شوند زیرا به این نکته اشاره نمی‌کنند که همه مسلمانان طرفدار بکارگیری خشونت نیستند و علاوه بر آن درمیان پیروان سایر ادیان هم گونه‌های افراطی وجود دارد. اخبار حملات هندوهای افراطی به پیروان دیگر ادیان، تصمیم سال‌ها قبل سیک‌ها برای بمباران یک شهر در هند، برخوردهای بنیادگرایان مسیحی با اهالی سایر فرقه‌های مسیحیت و دیگر اخبار مربوط به افراط‌گری بنیادگرایان دینی شاهد خوبی بر این ادعاست.

کی حافظ معتقد است این نحوه گزارش‌گری یک‌سو نگر به اسلام، طبعا واکنش رسانه‌ای درمیان مسلمانان ایجاد می‌کند. برنامه‌های رسانه‌های ایران در مورد یهودی‌ها و یا مطالب منتشر شده در مورد سایر ادیان در رسانه‌های مصر نمونه‌ای از واکنش برخی کشورهای اسلامی به معرفی منفی اسلام در رسانه‌های غرب است.

گزارش‌هایی که تمرکزشان تنها بر بازنمایی جلوه‌های منفی اسلام است سایر جنبه‌های آن را به تدریج در افکار غربیان کم‌رنگ می‌کنند. برنامه‌هایی مانند "حضور در عرصه جمعه‌ها" متعلق به شبکه ZDF آلمان که علاوه بر پخش از تلویزیون، ویدئوی آن نیز به تازگی در معرض فروش عمومی قرارگرفته‌است یا سلسه برنامه‌های "سخن اسلامی" شبکه SWR که در ۶ هفته متمادی پخش می‌شود. برنامه‌هایی از این قبیل زیاد است. برنامه‌هایی که مرکز اروپایی نظارت بر راسیسم و بیگانه‌ستیزی از ژورنالیست‌های آن به طور عمومی انتقاد می‌کند که چهره‌ای از اسلام ارائه می‌کنند که "احساس خشم و نفرت از آن را به بار می‌آورد."

اما علاوه بر این برنامه‌ها گزارشات دیگری هم باید باشد که روی دیگر سکه را بنماید؛ گزارش‌هایی در مورد پیش داوری متعصبانه درباره اسلام.

------------------------------
اصل مقاله: Wie Medienforscher zu vorschnellen Urteilen kommen

Share/Save/Bookmark

نظرهای خوانندگان

اسلام هراسی و مسلمان ستیزی نشان از برداشت روزمره و عادت به تصاویر و شایعات ذهنیت غربی است. البته من به عنوان یک مسلمان از این نکته انکار کرده نمی توانم که بسیاری از ادیان آماده خشونت هستند. اسلام سیاسی که بر خاسته از کشور های غیر مدرن است، مبنای معرفت اش نسبت به انسان، حقوق بشر نیست. قوانین داخلی نیز این مساله را در حوزه ی عمومی تضمین نمی نماید. تنها جوامع سکولار برای شهرواندان شان، حقوق بشر را تضمین کرده میتواند. ادیان در کل به دلیل عدم باور به انسان باوری، به سادگی اجازه ی مستقیم یا غیر مستقیم خشونت و حتا جنایت علیه انسان را میدهد. در اسلام شریعت و فقه عقب مانده از زمان، به دلیل اولویت احکام شرعی، جان و مال انسان نه در امان است و نه کدام نهاد ضمانت آن را میکند. مشکل این نیست که در دات اسلام خشونت وجود ندارد؛ مشکل از این جا آغاز می شود که شریعت و فقه و مراجع تقلید، ماهیت دین را برای مسلمانان تعریف میکنند. علما و ایدیولوگ های دینی به دلیل احساس کنار رفتن اسلام از حوزه ی عمومی و اقتدار سیاسی، دست به ترویج اندیشه های خشونت بار میزنند. اگر کسی دغدغه ی اسلام را دارد، به جای نصیحت کردن غربی ها، جبهه ی قدرتمند در برابر شریعت عقب مانده از زمان و علمای طرفدار خشونت به وجود آرند که مثل مور و ملخ از مراکش و مصر و تونس به اروپا می ریزند و زندگی را برای تمام مردم تلخ میکنند. تنها با گفتن این که اسلام طرفدار خشونت نیست، توجیه برای طرفداران اهل شکیبایی اسلامی فراهم نمی شود. آنها به دلیل احساسات ضد امریکایی و استعمار اروپایی، زبان در کام کشیده و به نوعی غیر مستقیم و از ترس اسلام گرایان افراطی، در برابر اسلام سیاسی خاموش نشسته اند. ترس از افراط گرایان اسلامی، اصلاح طلبان را به موضع انفعالی کشانده و خود را مصروف نصیحت کردن دیگران ساخته اند.

-- خالد ، Apr 25, 2007 در ساعت 07:14 PM

عالمان وانديشمندان واقعي اسلامي و همچنين علماي ساير اديان الهي وظيفه بسيار سنگيني به دوش دارند .بايد همچون پيامبران واقعيت دين را براي جوامع مختلف بشري تدوين و نقش افراطيون وسياسيون بي تعهد را كه براي رسيدن به اهداف خود از هر وسيله اي به شكل و دلخواه خود استفاده مي كنند برملا كنند بعنوان مثال اسماعليه در شيعه ظالبان در تسنن و.....ما اعتقاد داريم همه اديان الهي داراي منطق واستدلال هستند بايد ميدان وامكان ارايه انها بدور از الودگيها وبرداشتهاي متعصبانه توسط عالمان وانيشمندان فراهم شود همانگونه كه بايد تمدنهاي مختلف بشري وخدمات انها بدور از دستكاري براي مردم تبيين شود ونبايد اجازه داده شود سياسيون بي تعهد جوامع بشري رابجاي نزديكي پيوسته به جان هم اندازند.لذابايد فرهنگ گفتگوي سالم را براي انديشمندان متعهد به بشريت فراهم كرد وامكان خود سري را از حاكمان بي تعهد سلب نمود. زيرا همه اديان وهمه صالحان بشري در يك جهت (اعتلاي انسان وجامعه وسعادت بشر )گام برداشته وبرميدارند.

-- احمد شيخ ها ، Apr 26, 2007 در ساعت 07:14 PM

ببینم، منظور از راسیسم، همون نژاد پرستیه؟ حالا دیگه کلمه فارسی نداره؟

-- سپهر ، Apr 26, 2007 در ساعت 07:14 PM

اسلامی که وهابی ها معرف اونن همینه که توی رسانه های غربی میگن! درسته!
اگه ما یه ذره به جای این همه بحث بی فایده میومدیم مثل عربستان برای تبلیغ اسلام خرج میکردیم اینطور میشد؟!! دلمون نمیسوزه همش ادعای دروغه

-- هومن ، Apr 26, 2007 در ساعت 07:14 PM

غربیها در فیلمها و برنامه های تلویزیونی با اسلام واقعی که همان دین خشونت است آشنا میشوند و مردم در کشورهای اسلامی خشونت را تجربه کرده اند.

-- سپیدار ، Mar 3, 2008 در ساعت 07:14 PM