چکیده سرمقاله روزنامههای ایران
علمیترین دولت، سنتیترین انتخابات!
روزنامه آفتاب یزد در سرمقاله آخرین شماره خود، با اشاره به سخنان اخیر سخنگوی شورای نگهبان مبنی بر منتفی شدن شمارش رایانه ای انتخابات می نویسد: "به هر حال اکنون چهار ماه تا برگزاری انتخابات باقی مانده است و متولیان انتخابات - اعم از مجری و ناظر - میتوانند با یک فراخوان عمومی، به دنبال شناسایی راهـهـایـی بـاشند که روشهای سنتی رایگیری و شمارش آراء را برای همیشه به بایگانی میسپارد. این کار، هم شائبههای دلسوزانه یا مغرضانه داخلی و خارجی پیرامون نتایج انتخابات را به حداقل میرساند و هم با کاهش قابل توجه زمان شمارش آرا و اعلام نتیجه دوره التهابات پس از انتخابات را به حداقل خواهد رساند. دولت نهم این شانس را دارد که اکثر اعضای شورای نگهبان، اعتماد فوقالعاده به رئیس این دولت و اعضای آن دارند. حضور حداقل دو تن از اعضای شورای نگهبان در مجموعه هیات دولت نیز امکان تفاهم این دو مجموعه را از هر زمان دیگری بیشتر ساخته است. به عبارت دیگر اگر در دوره کنونی، شورای نگهبان نتواند به برنامههای تهیه شده توسط دولت اعتماد کند، کسب این اعتماد در دولتهای بعد، بسیار مشکلتر خواهد بود."
آفتاب یزد همچنین پیشنهاد داده است: "در عین حال اگر از نظر شورای نگهبان، نه طراحیهای مجریان انتخابات در دولت هشتم برای کسب اعتماد این شورا کافی بوده و نه دولت نهم، قادر به تامین نظر آن شورا شده است، شاید بهترین راه آن باشد که شورا، راساً وارد عمل شده و با درخواست بودجه، نرمافزارهای لازم برای برگزاری انتخابات رایانهای - به صورت کامل - را تهیه و آن را در اختیار مجریان قراردهد. زیرا به نظر میرسد امروز اصرار بر رای گیری سنتی، نه در شأن ایران است و نه به مصلحت مجریان و ناظران انتخابات."
اولین امتیاز آمریکا
روزنامه اعتماد ملی در سرمقاله امروز خود با اشاره به مخالفت آمریکا با برگزاری همهپرسی در تایوان به منظور الحاق این منطقه به سازمان ملل متحد، این نکته را بسیار مهم دانسته و آورده است: "موضوعی که به روابط آمریکا و چین سنجاق شده است، موضع چین در قبال پرونده هستهای ایران است. چین کشوری است که دارای حجم گستردهای از مبادلات اقتصادی با ایران است. با غیبت کشورهای پیشرفته و صاحب تکنولوژی این بازار ایران است که به یک مزیت مطلق برای چینیها بدل شده است اما همواره این پرسش مطرح میشود که ایران تا چه حدی میتواند بر رفاقت با چینیها تکیه نماید؟ شواهد تاریخی گویای این واقعیت است که هیچ ملتی نباید تخممرغهای خود را در سبد دیگران بنهد. اعلام موضع جدید آمریکا در قبال تایوان را بایستی از اولین نتایج سفر رابرت گیتس به چین تلقی کرد. در این سفر طرفین پیرامون چند موضوع با یکدیگر به توافق نسبی دست یافتند؛ گسترش همکاریهای نظامی و امنیتی مابین چین و ایالات متحده، انجام مبادلات نظامی دو کشور با یکدیگر، عدم حمایت آمریکا از دولت مستقل تایوان و از همه مهمتر حمایت چین از روند تحولات شورای امنیت سازمان ملل متحد در قبال پرونده هستهای ایران. در همان جلسه وزیر دفاع چین با صراحت اعلام کرد که گزینه نظامی درباره تایوان یکی از راهحلها و البته آخرین آنها است. گیتس در این جلسه در قبال این اظهارات سکوت و تنها به تکرار سیاست سنتی آمریکا مبنی بر به رسمیت شناختن چین واحد اکتفا کرد. اینک در حالی که گزارشهای مختلف از افزایش همکاریهای چین و آمریکا در سال جاری خبر میدهند، این اعلام موضع آمریکا را میتوان اولین امتیاز آمریکا به چین در قبال موضوعات برشمرده شده دانست."
سارکوزی و بازیگران پشت صحنه
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله آخرین شماره خود، با اشاره به تحکیم روابط فرانسه و آمریکا و هم نظری سران این دو کشور درباره مسائل منطقه و ایران، آورده است: "سارکوزی با خوش رقصی هایش برای مقامات آمریکائی درصدد است جای تونی بلر نخست وزیر سابق انگلیس را بگیرد .لابدسارکوزی هم مایل است مردم فرانسه همان عنوانی را به او بدهند که انگلیسی ها به تونی بلرداده و او را سگ دست آموز بوشنامیدند. علت اصلی پیروی سارکوزی از سیاست های بوش و کاخ سفید اینست که وی یک یهودی زاده و سخت به صهیونیسم وابسته است. بازیگران پشت صحنه ماجرای پرونده هسته ای ایران نیز همان کسانی هستند که سارکوزی از آنها خط می گیرد صهیونیستها. اما آیا رئیس جمهور تازه کار فرانسه نباید بجای اعلام وابستگی تام و تمام به بوش و کاخ سفید و به زبان آوردن این جمله خفت بار که : "آمده ام تا دل آمریکا را برای همیشه به دست بیاورم" قدری به فکر کشور خود باشد که این روزها در تب و تاب تظاهرات مردم معترض در شهرهای مختلف میسوزد مردمی که از اقشار مختلف به شرایط سخت کاری و مشکلات اقتصادی معترضند و دولت سارکوزی را بی کفایت می دانند."
چرا بیرون از گردونه؟
روزنامه کیهان در سرمقاله خود مه حسین شریعتمداری آن را نوشته، با اشاره به سخنان اخیر مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران مبنی بر اتفاقی بودن پیروزی احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری، به نسبت و رابطه وی با هاشمی رفسنجانی پرداخته و آورده است: "هرچند حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی هرگونه ارتباط خود با حزب کارگزاران را نفی کرده اند اما، اعضای این حزب و از جمله آقای مرعشی در اظهارنظرها و مواضع سیاسی خود به گونه ای از آقای رفسنجانی سخن می گویند و پای ایشان را به ماجرا می کشند که انگار حزب کارگزاران بی اجازه آقای هاشمی آب نمی خورد و بیرون از خواست و نظر ایشان نه کلامی به کام می چرخاند و نه قلمی بر کاغذ می دواند! و این در حالی است که برخی از مدعیان حمایت از آقای هاشمی بارها نشان داده اند هرگاه منافع حزبی و شخصی خود را در نفی شخصیت آقای رفسنجانی دیده اند، از تاختن به ایشان دریغ نورزیدهاند و این ماجرا عیانتر از آن است که نیازی به بیانداشته باشد. به نظر می رسد- و به احتمال زیاد چنین است- که نگاه پدرانه آقای هاشمی به اعضای حزب کارگزاران مانع از خروش ایشان به سوءاستفاده های این حزب از نام و جایگاه وی بوده و هست، اما، این نکته نیز نباید نادیده گرفته شود که حزب کارگزاران در پوشش دروغین حمایت از آقای هاشمی، برخی از مبانی ارزشی نظام را مورد حمله قرار می دهد یعنی مبانی و اصولی- نظیر تاکید بر نظام سیاسی اسلام- که افرادی مانند آیت الله هاشمی رفسنجانی، زندگی خود را در راه اثبات و تثبیت آن صرف کرده اند، بنابراین کمترین انتظار از آقای هاشمی رفسنجانی آن است که اجازه ندهند مواضع غیراصولی و تخریبی این حزب به حساب ایشان نوشته شود. مثلا - و فقط مثلاً- حمایت صریح آیت الله هاشمی رفسنجانی از رأی مردم در انتخابات ریاست جمهوری نهم که از شخصیت حق طلبی مانند آقای هاشمی جز این انتظار نمی رود، باعث خواهد شد سوءاستفاده کنندگان از شخصیت ایشان، زبان عناد به کام کشند و اگر باز هم زبان به عناد از کام بیرون آورند، گفته آنان - خدای نخواسته- در نگاه این و آن به حساب آیت الله هاشمی رفسنجانی نوشته نشود."
فقرا در صف
روزنامه اعتماد در سرمقاله روزیکشنبه خود با اشاره به سفر احمدی نژاد به استان خراسان جنوبی و دیدار وی با فقرا و پرداخت وجه نقد و تسهیلات به آنان، این شیوه از حکومت داری را منسوخ دانسته و آورده است: "به احتمال قوی مجری چنین شیوهای خود هم به غیرعملی بودن آن آگاهی دارد، اما چرا باز هم این شیوه مملکت داری در دستور کار قرار می گیرد؟ پاسخ دو حالت دارد، رفتن به میان فقرا یا جنبه نمادین یا جنبه تبلیغاتی دارد. اگر جنبه نمادین داشته باشد رئیس جمهور می تواند در برخی موارد چنین اقداماتی را انجام دهد و به عنوان حاشیههای شیوه مدیریتی دولت هم از صداوسیما پخش شود تا افکار عمومی بدانند دولت به فکر طبقه فرودست است و اینگونه نیست که یکسره آنان را به فراموشی بسپارد، کما اینکه در گذشته به خصوص در دولت خاتمی اینگونه عمل می شد، هر چند صداوسیما همان اقدامات نمادین را هم پخش نمی کرد. اما درباره محمود احمدی نژاد قضیه متفاوت است، چرا که اعطای انعام مستقیم به فقرا به ملکه رفتاری دولت تبدیل شده و صداوسیما هم این بخش از رفتارهای دولتمردان را نه در حاشیه که در اصل فعالیتهای خبری خود قرار داده است. وضعیت تا آنجا پیش رفته که اکنون در افکار عمومی مشهور است هر کس بتواند نزد رئیس جمهور یا هر کدام از دولتمردان برسد حتماً پولی یا کمکی دریافت خواهد کرد و دست خالی بر نخواهد گشت. عامل این وضعیت هم به رفتارهای خاص دولتمردان نهم و در رأس آن محمود احمدی نژاد برمی گردد. اکنون همه منتظرند فرصتی پیش آید تا اجازه حضور پیدا کنند و رفع مشکل کنند اما اگر از 70 میلیون جمعیت فقط پنج میلیون نفر هم چنین قصدی داشته باشند آخرین آنان چاره ای ندارد مگر اینکه نیم قرن در انتظار بماند. به شرط آنکه رئیس جمهور هم کار دیگری جز پذیرفتن فقرا نداشته باشد."
تداوم طرح ارتقای امنیت اجتماعی
روزنامه رسالت در سرمقاله خود که به قلم صالح اسکندری نوشته شده با اشاره به سخنان اخیر آیت الله خامنه ای مبنی بر لزوم ادامه اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی می نویسد: "تداوم طرح امنیت اجتماعى و اجراى پرقدرت آن ضمن آنکه مردم را در عزم دولت وپلیس براى برخورد با متجاوزان با حقوق آنها مطمئن مىکند مایه حفظ مولود سرمایه اجتماعى است. در حقیقت با استمرار طرح ارتقاى امنیت اجتماعى مردم احساس مىکنند که دولت نسبت به اصل حفظ امنیت داخلى وحمایت از جان، مال وناموس آنها متعهد وملتزم است. شهروندان اطمینان مىیابند که دولت به وظایف بنیادى خود واقف است و همین موضوع اعتماد آنها را افزایش خواهد داد. اعتمادى که در حمایت از سیاستها شکل مىگیرد. مردم با احساس اینکه دولت مصمم است دست زورگویان را از حریم خصوصى وعمومى افراد قطع کند حتى اگر سیاستها نیز تغییر کنند، چون دولت را ملتزم به اصول اساسى مىدانند حمایت خود را از برنامههاى مسئولان دریغ نمىکنند."
|