رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۲ اسفند ۱۳۸۵

گفتگوی خودمانی با جماعت کاریکاتوریست غرب کانادا

نیک آهنگ کوثر

فایل صوتی این میزگرد را از اینجا بشنوید.

هفته پیش خوش‌شانس بودم که دوباره از ونکوور در غرب کانادا سر درآوردم. در کانادا ده دوازده کارتونیست ایرانی زندگی می‌کنند، شاید بیشتر از نصف‌شان ساکن ونکوور باشند!

دو ساعت پس از رسیدنم به هتل گفتگویی خودمانی با کیانوش لطیفی، کارتونیست تصویرگر کتاب‌های کودکان، علی‌جهانشاهی، کارتونیست مطبوعاتی، همسرش میترا هوشیار که سال‌های سال در موزه هنرهای معاصر کارهای کارتونیست‌ها را به سرانجام می‌رساند و جیران ذو‌الفقاری، یکی از اولین کارتونیست‌های نمایشگاهی زن و انیماتور ترتیب دادم.

متاسفانه هادی‌فراهانی در شهر نبود و دست ما هم به افشین سبوکی نرسید (بعدها شاید گفتگویی مفصل‌تر با او داشته باشیم).


نیک‌آهنگ کوثر، علی جهانشاهی، کیانوش لطیفی، جیران ذوالفقار (از بالا به پایین)

از لطیفی ماجرای ورودش به عالم حرفه‌ای را پرسیدم، و سابقه‌اش را در ترسیم یکی از پرتیراژ‌ترین کتب کودکان در تاریخ ایران"حسنی نگو یه دسته گل". او از ۱۶ سالگی با مطبوعات مرتبط بود، ولی در عرصه کتاب کودک بیشتر پیش رفت.

میترا از تجربه کانادایی برای ما گفت. اینکه تا به کانادا می‌آیی باید فراموشت شود چه کار بوده‌ای و ممکن است برای کار سر از قهوه‌خانه در بیاوری!

علی‌جهانشاهی وقتی به کانادا آمد ذهنیتی فضای کاری کانادا نداشت و مدت‌ها طول کشید تا فضای دشوار اینجا را بهتر بشناسد.


میترا هوشیار

جیران خیلی راحت و بدون رو در بایستی از سختی‌های جا افتادن در اینجا و کارهای خرد و کلانی که پیش از ورود به بازار کار انیمیشن تقبل کرده بود برایمان گفت.

هفته دیگر بخش دیگری از این گفت‌وگو را خواهید شنید.

Share/Save/Bookmark

نظرهای خوانندگان

happy to see you together again
with the best wishes
jahangir

-- jahangir ، Jan 30, 2007 در ساعت 05:22 PM

نیک آهنگ کوثر خیلی تغییر کرده چهره اش خیلی شکسته تر شده اما اصلا باورم نمی شد که افشین سبوکی و علی جهانشاهی هم اونجا باشند
وقعا برای کشورم متاسفم که اینچنین افرادی باید در خارج از وطنشون زندگی کنند.

-- حامد ، Jan 31, 2007 در ساعت 05:22 PM

لطفا به کارهایشان لینک بدهید.

-- aa ، Feb 1, 2007 در ساعت 05:22 PM

I had seen Jayran years and years ago at her beautiful place in Tehran. I don't think she should remember me, but I was surprised to see her picture and it was only by her nose that I kind of figured (before checking out the name) that it must be her. I am happy for her and any other Iranian woman who's made it in this part of the world. It was never easy for an Iranian woman to make anything of herself in Iran, or so I found. I also don't like people calling you "Shekasteh" , aging is a natural process , we all have to experience it no matter where and no matter how much we dislike it and you are no exception. The other thing is that I have always thought highly of you as a cartoonist but not necessarily as a blogger or a political analyst. You are unique and wonderful as a cartoonist and that is beautiful in itself, you don't have to prove that you're one of the best analysts because we all have our own talents and analyzing is not yours, but it doesn't really matter. You're an artist and that can be much more meaningful than trying to make sense of a set of nonsensical statements uttered by a set of idiotic politicians.

-- Pooneh ، Feb 18, 2007 در ساعت 05:22 PM

من فکر می کنم توضیح یک نکته در جواب پست قبلی از طرف خودم لازم باشد
نمیدانم منظور شما از سیاستمداریا سیاستگذاری احمقانه چیست و کیست ...و کدامیک از صحبت های ما در این گفتگو سیاسی و احمقانه به نظرمی رسد.محور این گفتگو ها بررسی وضعیت برخی از هنرمندان درخارج از کشور بوده است .کسانی که به دلایل مختلف مجبور به ترک ایران شده اند ولاجرم همه آنها آدم های سیاسی نیستند. آنها در باره مشکلات خود در اینجا با هم به گفتگونشسته اند.از کمبود ها و بدی های دوری از ایران گفته اند و از خوبی های آن هم گفته اند.اگر این دعوت از طرف رادیوهای داخلی ایران صورتمی گرفت باز هم فرقی در اصل ماجرا نمی کرد.
اما در باره کاریکاتوریست مستقل و بی نظر .نمیدانم کاریکاتوریست بی نظر و بی تفاوت به مسائل سیاسی را چه می نامیم ؟
تصویرگر ..انیماتوریست ...نقاش ؟ شما بگویید؟و اینکه تعریف شمااز بلاگر چیست وبلاگر کیست؟یک طوری نوشته اید بلاگر که خدای نکرده آدم فکر می کند منظوری دارید ....

-- Mitra ، Feb 21, 2007 در ساعت 05:22 PM