<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>رادیو همایش</title>
      <link>http://zamaaneh.com/hamayesh/</link>
      <description></description>
      <language>en-us</language>
      <copyright>Copyright 2009</copyright>
      <lastBuildDate>Mon, 30 Mar 2009 11:45:50 +0000</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>نقد و بررسی داستان رستم و شغاد</title>
         <description>برنامه‌ی این هفته‌ی رادیو همایش، نشست نقد و بررسی داستان رستم و شغاد از حکیم ابولقاسم فردوسی‌ است. این نشست از مجموعه‌ نشست‌های «درس‌گفتارهایی درباره‌ی فردوسی» است که چهارشنبه‌ها در سالن اجتماعات شهر کتاب مرکزی برگزار می‌شود.

[[sound]]

تنها سخنران این نشست، دکتر محمدتقی راشد محصل بود. علی‌اصغر محمدخانی، مجری این نشست، در ابتدا درباره‌ی آثار و فعالیت‌های محمدتقی راشد محصل گفت: 

«کارهای آقای دکتر راشد محصل، برای اهل فرهنگ و زبان و ادب آشناست. کارهای ایشان بیشتر در حوزه‌ی فرهنگ و زبان‌های باستانی منتشر شده و دکترای فرهنگ و زبان‌های باستانی دارند. از سال ۱۳۵۱ در فرهنگستان زبان و ادب فارسی سابق مشغول به کار بودند. کارهایی که از از ایشان منتشر شده «دستور زبان اوستایی»، «نجات بخشی در ادیان»، «کتیبه‌های ایران باستان» و چندین مقاله درباره‌ی شاه نامه در مجلات مختلف علمی است.»

در ادامه، دکتر راشد محصل به‌طور مختصر، داستان را برای حضار قرائت کرد:

کنون کشتن رستم آریم پیش         زدفتر همیدون به گفتار خویش

مرگ رستم یکی از داستان‌های خواندنی شاهنامه است. مرگی که برادر رستم، شغاد باعث آن است. مرگ برادر به دست برادر. اما شغاد نباید از قتل رستم که قهرمان بزرگ شاهنامه است، به راحتی عبور کند. شغاد هم به دست رستم می‌میرد و این داستان‌پردازی بزرگ را فردوسی به بهترین شکل انجام می‌دهد.

در میان کنیزان زال، کنیزی بود هنرمند‌ که این کنیز برای زال پسری به دنیا می‌آورد. زال او را شغاد می‌نامد. کودک پس از چند سال به نوجوانی بدل می‌شود و به دربار کابل فرستاده می‌شود. 

[[photow01]]

شغاد پس از چند سال، جوانی برومند می‌شود. شاه کابل دخترش را به او می‌دهد و هدایا و جهاز بسیاری را نیز همراه دختر می‌کند. شاه کابل از این وصلت، دو هدف را دنبال می کرد. اول این‌که به نژاد خود اصالت بیشتری ببخشد و دوم این‌که گمان می‌کرد پس از این وصلت، کابل از پرداخت مالیات به سیستان معاف خواهد شد. اما این گمان شاه کابل خیالی بیش نبود و سیستان به گرفتن مالیات و باج ادامه داد.

شغاد از این عمل سیستان که در رأس آن رستم قرار دارد، تحقیر می‌شود. او عصبانی از این عمل حکومت سیستان، به صورت پنهانی با شاه کابل دست به کار دسیسه‌ای می‌شوند تا رستم را از پیش رو بردارند. 

از این رو بزمی می‌سازند و در آن بزم شاه کابل شغاد را در میانه مستی و در حضور دیگر بزرگان سرزنش می‌کند و به او و دودمانش توهین می‌کند. شغاد هم وانمود می‌کند که برافروخته شده است و مجلس بزم را ترک می‌کند و به همراه یاران خود روانه زابل می‌شود و از چند و چون ماجرا، زال و رستم را مطلع می‌کند. رستم لشکری عظیم را آماده حمله به کابل می‌کند و به برادر می‌گوید من شاه کابل را از تخت به زیر می‌کشم و تو را بر سر تخت می‌نشانم.

اما شغاد در اجرای توطئه شومش با بیان سخنانی از این دست که شاه کابل حتماً تاکنون از کرده خود پشیمان شده و شاید اکنون در تدارک پوزشگری باشد از رستم می‌خواهد که از لشکرکشی به کابل صرف نظر کند. 

رستم پیشنهاد برادر را می‌پذیرد و به همراه برادرش زواره و یک‌صد سوار برگزیده و یک‌صد سرباز پیاده و کارآزموده رو به سوی کابل می‌‌نهد. در این فاصله که شغاد به فریب برادر مشغول است، شاه کابل نیز مقدمات قتل رستم را در شکارگاهی مهیا می‌کند.
در ادامه داستان رستم به کابل می‌رسد. شاه کابل به پوزش‌خواهی نزد او می‌آید و رستم چنان‌که از او می‌سزد، شاه را می بخشد. 

بعد از چند روزی استراحت در کابل و شرکت در مجالس بزم، رستم به پیشنهاد شاه کابل برآن می‌شود که به شکارگاهی که وی مهیا کرده است، برود. رستم و زواره به همراه شغاد و دیگر همراهان به شکارگاه می‌روند و هر یک برای به چنگ آوردن شکار به سویی می‌روند و همه ایشان بی‌خبر از چنگ مرگ هستند که کمی آن‌سوتر در کمین ایشان نشسته است. 

[[photow02]]

رخش پس از مدتی متوجه دام می‌شود و از رفتن تن می‌زند. رستم او را به زور به حرکت وامی‌دارد ناگهان رخش و رستم هر دو به درون چاهی می‌افتند. تن هر دو پاره پاره می‌شود. رخش در همان دم چشم از جهان فرومی‌بندد و رستم به مدد نیروی مردانگی‌اش به زحمت تن مجروحش را از چاه بیرون می‌کشد. ناگهان شغاد را پیش رو می‌بیند و همه چیز را آن‌چنان که باید، درمی یابد.

رستم  دست به چاره‌اندیشی می‌زند و از شغاد می‌خواهد تا کمانش را به زه کند و آن را به همراه دو تیر در دسترسش قرار دهد تا بتواند پیش از مرگ خود را از هجوم شیران گرسنه در امان بدارد و شغاد نیز چنین می‌کند و با لبخندی بر لب، این آخرین خواسته برادر در حال مرگش را می‌پذیرد. 

رستم بی‌درنگ، کمان را به دست می‌گیرد و به مدد تیری برادر را نشانه می‌رود. شغاد از ترس پا به فرار می‌گذارد و پشت درختی تنومند پناه می‌گیرد رستم تیر را از شست رها می‌کند. تیر درخت و شغاد را به هم می‌دوزد. شغاد در دم جان می‌دهد.

دکتر راشد در ابتدا با اشاره به نظرات بسیاری که در ارتباط با داستان رستم و شغاد مطرح شده، گفت: این داستان بخش حماسی شاهنامه را پایان می‌دهد و وارد بحث تاریخی می‌شود. 

وی در ادامه با اشاره به نقش رستم از دیدگاه فردوسی افزود: این‌ها عواملی هستند که صحنه‌آرایی داستان شاهنامه را عوض می‌کند، فردوسی را غمی فرامی‌گیرد و از این روست که در آغاز آن داستان از تنگ‌حالی و اندوه سخن می‌گوید و کوتاه بیان می‌کند و زمینه را برای بیان مرگ رستم آماده می‌سازد.
  
نویسنده کتاب «نجات‌بخشی در ادیان» که در نهمین مجموعه از درس گفتارهای فردوسی سخن می‌گفت، یادآور شد: داستان رستم و شغاد به دنبال داستان رستم و اسفندیار می‌آید. در داستان رستم و اسفندیار، بحثی وجود دارد که کسی که اسفندیار را از بین ببرد، خاندانش از بین خواهد رفت. به نظر برخی ممکن است که این قضیه برگرفته از اعتقادات دینی هم باشد که چون اسفندیار حامی دین زرتشت بوده، این نکته گفته شده است. 

[[photow03]]

بنابر این تحقق، مساله ای که در نبرد رستم و اسفندیار پیش‌بینی می‌شود، داستان رستم و شغاد است که مکمل آن است و در حقیقت با این داستان، بحث خاندان رستم و دوره پهلوانی هم تمام می‌شود. 

این داستان به نوعی کامل‌کننده‌ی دو حرکتی که رستم انجام داده و شایسته پهلوانی او نبوده است.‌ یکی کشتن فرزندش سهراب و دوم کشتن اسفندیار. این نشان می‌دهد که بعضی‌ها از رستم این چیزها را انتظار نداشته‌اند. در متون دینی زرتشتی آن کسی که اسفندیار را بکشد، گرفتار می‌شود.

دکتر راشد، با اشاره به نقش تقدیر از دیدگاه فردوسی افزود: رنگ «تقدیری» در این داستان است. رستم هیچ‌وقت، با رخش، رفتاری که در این جا دارد را نشان نمی‌دهد. 

رخش در همه جا یاور رستم است و در بسیاری از جاها جان رستم را نجات داده است و مثل یک دوست صمیمی با او رفتار کرده است. ولی در این‌جا وقتی که رخش می‌خواهد که او را برگرداند، به او تازیانه می‌زند. 

در ابتدای داستان گفته می‌شود که وقتی که شغاد متولد شد، گفتند که او خانواده را به باد می‌دهد، ولی وقتی که می‌آید از مهتر کابل شکایت می‌کند، رستم بی‌آن‌که فکری کند، راه می‌افتد و وقتی که شغاد می گوید که ۱۰۰ نفر کافی است، رستم قبول می‌کند. این‌ها اشارات خود فردوسی به مساله ی تقدیر است.

عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم‌انسانی و مطالعات فرهنگی، در انتها خاطرنشان کرد: به هر حال برای این‌که یک قهرمانی هست باید آغاز زندگی او را تا پایان در کنار هم گذاشت و این شخصیتی که تجلی هویت ایرانی است، از آغاز تا فرجام ساخته شود و عواملی که در این داستان شکل پیدا می‌کند، از داستانی شکل می‌گیرد که متعلق به شهریار آرمانی مردم ایران باشد.</description>
         <link>http://zamaaneh.com/hamayesh/2009/03/post_54.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/hamayesh/2009/03/post_54.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">استادان ادب و هنر</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 30 Mar 2009 11:45:50 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نشست «رهیافت‌های فکری فلسفه‌ی معاصر در غرب»</title>
         <description>عصر روز سه‌شنبه دوازدهم آذرماه در سالن اجتماعات شهر کتاب مرکزی، نشستی با عنوان  «رهیافت‌های فکری فلسفه‌ی معاصر در غرب» برگزار شد. در این نشست که با حضور اساتید، دانشجویان و علاقه‌مندان به فلسفه برگزار شد دکتر حسین ‌کلباسی ‌اشتری و دکتر ‌کریم‌ مجتهدی به سخنرانی پرداختند.

[[sound]]

در ابتدای این نشست که در پی انتشار چهار جلد کتاب با همین موضوع برگزار می‌شد، علی‌اصغر ‌محمدخانی - دبیر نشست - گفت: «چهار جلد از این مجموعه شامل ۱۸ مقاله است. در جلد اول یک مقاله تمهیدی برای فهم انسان در فلسفه‌ی معاصر به قلم دکتر مصلح نوشته شده و هم‌چنین دکتر محمود خاتمی به مبحث فردگرایی ‌و مدرنیته پرداخته است.»

محمدخانی افزود: «جلد دوم شامل سه مقاله است که دو تألیف و یک ترجمه دارد. مقاله‌ی اول مدخلی بر فلسفه‌ی ذهن است و مقاله‌ی دیگر به نام فلسفه‌ی اخلاق معاصر در غرب تالیف مریم‌صانع‌پور و یک مقاله هم ترجمه است، که دکتر سلیمان ‌حشمت آن را ترجمه کرده است.

مقاله‌ی سوم درآمدی بر تأثیر مدرنیته بر دین‌پژوهی معاصر نوشته‌ی دکتر محمود خاتمی است.
رویکردهای جدید به فلسفه‌ی دین معاصر که خانم مریم صانع‌پور نویسنده‌ی آن است و مقاله‌ی آخر خدا در فلسفه‌ی مرلوپنتی و نقد آن که آقای هدایت علوی‌تبار نوشته است.»

دکتر حسین‌ کلباسی اشتری، به عنوان سخنران اول برنامه در ابتدا با تبیین این نکته که واژه‌ی شرق‌شناسی قدمتی ۴۰۰ساله دارد گفت که این قدمت فقط حیثیتی یا فرهنگی یا تاریخی نیست. به اعتقاد وی امروز، روش‌های سنتی شرق‌شناسی زایل شده و حوزه‌های تازه‌ای گشوده شده است.

وی در ادامه گفت: «به طور نمونه من عرض می‌کنم در برخی از دانشگاه‌ها یا برخی محافل تحقیقاتی بزرگ دنیا، شرق‌شناسی به چین‌شناسی، هند شناسی، ایران‌شناسی، خاورشناسی، مثلاً خاور دور یا خاور نزدیک یا آسیای میانه‌شناسی محدود شده است.»

[[photow01]]

کلباسی در ادامه با طرح این سؤال که آیا آن شرقی که ۴۰۰ سال پیش در ذهن غربی‌ها پدیدار شد و بعد به عنوان یک متعلق و موضوع پژوهشی و علمی رایج شد، شرقی‌ست که فقط حیثیت جغرافیایی دارد گفت: «اگر قرار است غرب‌شناسی اتفاق افتد، باید از سطحی‌نگری و برداشت‌های شتابزده، فاصله بگیرد و رنگ فلسفه بگیرد.»

کلباسی در پایان با اشاره به اینکه کسی که در میدان توجه و تأمل قرار می‌گیرد باید از تلقی رایج فاصله بگیرد، گفت: «غرب یک پیکره‌ی به هم پیوسته‌ و یک کلیتی‌ست که می‌تواند از زوایای مختلف و یا حداقل مؤلفه‌های مختلف نگاه شود.

غرب یک تجربه‌ی تاریخی بشری در یک نقطه‌ای یا در یک مقطعی اتفاق افتاده و استمرار قابل ‌توجهی در پیکره‌ی تاریخ دارد و مقاطع و تحولات مختلفی را آزموده و تجربه کرده است.»

سخنران بعدی دکتر کریم مجتهدی بود که در ابتدای سخنان خود با اشاره به این‌که شناخت غرب از شرق و شناخت احتمالی شرق از غرب مستلزم قصد و هدفی‌ست و سابقه‌ی چهار قرن شرق‌شناسی را نشانه‌ی غنای فرهنگ‌های شرق و از جمله‌ی آن‌ها فرهنگ ایران و هشیاری غربیان دانست.

وی در ادامه اشاره‌ای به کتاب شرق‌شناسی ادوارد سعید داشت، که شرق‌شناسی را نوعی سبک فکری بر مبنای تمایز شناختی و معرفت‌شناختی بین شرق و غرب اعلام کرده است.

آقای مجتهدی در پایان دلیل استفاده از واژه‌ی معاصر در عنوان مجموعه‌ی رهیافت‌های فکری فلسفی معاصر در غرب را استفاده از منابع و متون در اختیار امروز دانست. 

در پایان این مراسم سخنرانان به پرسش‌های حضار پاسخ دادند.</description>
         <link>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/12/post_53.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/12/post_53.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">نقد آثار</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 08 Dec 2008 12:35:16 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شرح و تأویل غزلیات شمس</title>
         <description><![CDATA[عصر روز سه‌شنبه، هفتم آبان‌ماه، نشست  «شرح و تأویل غزلیات شمس» در شهر کتاب مرکزی برگزار شد.
در این نشست که با حضور اساتید، دانش‌جویان و علاقه‌مندان ادبیات فارسی برگزار شد،‌ اصغر محمدخانی و کریم زمانی به سخنرانی پرداختند.
برنامه‌ی این هفته‌ی رادیو همایش به این نشست اختصاص دارد.

[[photow01]]

[[sound]]

این برنامه را از <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2008/20081101_RadioHamayesh_GhazaliateShams.mp3"><strong>اینجا</strong></a> دریافت کنید. (مدت: 50 دقیقه)

در ابتدای این نشست اصغر محمدخانی با اشاره به اینکه بیشتر آثار مولانا مربوط به دورانی است كه با شمس دیدار كرده است گفت: در بررسی آثار مولانا اگرچه فعالیت‌های بسیاری درباره مثنوی انجام گرفته اما درباره غزلیات شمس کار چندان جدی انجام نشده است. 
آقای محمدخانی در ادامه به برخی از این نمونه‌ها اشاره کرد و به مقایسه‌ی آنها با نمونه‌های خارجی پرداخت.

[[photow02]]

سپس کریم زمانی با اشاره به دشوار بودن ورود به بحث دیوان شمس گفت: مسئله‌ای كه در اشعار مولانا مهم است زبان خاص اوست. وی نمادهایی كه به كار می‌برد همانی است كه در زبان دیگر اهالی ادب متداول است. 
اما نمادهایی بی‌شمار هم در اشعارش دیده می‌شود كه توسط خود او ساخته و ابداع شده است و این كار را دشوارتر می‌كند.

آقای زمانی در ادامه به تشریح برخی غزلیات و همچنین دیدار شمس و مولانا پرداخت.
در پایان این مراسم، کریم زمانی به پرسش‌های حضار پاسخ داد. ]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/11/post_89.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/11/post_89.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">نقد آثار</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 03 Nov 2008 06:23:07 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بزرگداشت نیکوس کازانتازاکیس</title>
         <description><![CDATA[عصر روز سه شنبه، بیست و سوم مهرماه، مراسم بزرگداشتی برای نویسنده‌ی شهیر یونانی، نیكوس كازانتزاكیس در شهركتاب مركزی تهران برگزار شد. 

این برنامه را از <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2008/RadioHamayesh_Kazantazakis.mp3"><strong>اینجا</strong></a> دریافت کنید. (مدت: 1 ساعت)

[[sound]]

دراین نشست كه با عنوان «كازانتزاكیس، جوینده‌ی نشان خدا بر خاك» آغاز گردید، بعد از مقدمه‌ی علی‌اصغر محمد خانی در مورد كتابشناسی كازانتزاكیس، دكتر غلام‌رضا خاكی، نویسنده و استاد دانشگاه، درباره‌ی زندگی، آثار و افكار این نویسنده‌ی یونانی به طور مبسوط به سخنرانی پرداخت.

[[photow01]]

دكتر خاكی با اشاره به این نكته كه ما باید در مورد سبك و آثار كازانتزاكیس قضاوت موردی و مرحله‌ای داشته باشیم گفت: آثار او دغدغه ها، اضطرابها، آشفتگیها و سردرگمیهای انسانهایی را نشان می‌دهد که در حال عبور از مرحله‌ای به مرحله‌ی دیگر تاریخ هستند و او در چنین گیر و داری در پی یافتن خداست.

[[photow02]]

غلام‌رضا خاكی در ادامه با اشاره به عمل‌گرا شدن كازانتزاكیس با نوشتن كتاب زوربای یونانی و همچنین تاثیر گرفتن از تفكرات ماركسیستی گفت: شاید برای بررسی سبک این نویسنده باید او را در دوره های مختلف نویسندگی اش بررسی کرد. کازانتازاکیس گاهی نویسنده‌ای مذهبی است و گاهی ضد مذهب است. گاهی به بودا گرایش دارد و گاهی در تفکری خیام وار و انسان باورانه سیر می‌کند.

نیکوس کازانتزاکیس؛ نویسنده، شاعر، خبرنگار، مترجم و جهانگرد یونانی در تاریخ 18فوریه 1883میلادی در شهر هراکلیون زاده شد و در 26اکتبر 1957در فرایبورگ آلمان درگذشت.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/10/post_52.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/10/post_52.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">استادان ادب و هنر</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 20 Oct 2008 11:11:51 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>همایش بزرگداشت سهراب سپهری</title>
         <description><![CDATA[جشن هشتادمین سالگرد تولد سهراب سپهری، از سوی کانون اندیشه جوان کاشان، عصر روز دوشنبه پانزدهم مهرماه در کاشان زادگاه سپهری، با حضور جمع کثیری از شاعران، نویسندگان، منتقدین و سردبیران نشریات ادبی، برگزار شد.

[[photow01]]

[[sound]]

این برنامه را از <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2008/20081011_RadioHamayesh_SohrabSepehri.mp3"><strong>این‌جا</strong></a> دریافت کنید. (مدت: یک ساعت)

سهراب سپهری شاعر و نقاش ایرانی بود که در ۱۵مهر ۱۳۰۷در کاشان متولد شد. او از مهم‌ترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبان‌های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده است.

[[photow02]]

ساعت سه بعد از ظهر مراسم با نثار هشتاد گل به مناسبت هشتادمین سالروز تولد سپهری، در روستای مشهد اردهال در صحن حیاط امامزاده سلطان علی بن محمد باقر که مزار سپهری در حیاط این امامزاده به خاک سپرده شده، آغاز شد.
در این مراسم، وحیدرضا گنجی، از طرف کانون اندیشه جوان به حضار خیر مقدم گفت و سپس ادامه‌ی مراسم در باغ چنار برگزار شد. این باغ محلی‌ست که غالب شعرهای سپهری در آن سروده شده است. در این بخش حسن قریبی، یکی از اشعار سپهری را قرائت کرد.

[[photow03]]

مراسم با سخنرانی قراچه‌داغی و امین‌الله رشیدی ادامه یافت و سپس بیتا رهاوی، شعر «سهراب و سیمرغ» اثر نادر نادرپور را قرائت کرد.

سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعهٔ شعر نیمایی خود را به نام مرگ رنگ منتشر کرد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و به دریافت نشان درجهٔ اول علمی نایل آمد. در همین دومین مجموعهٔ اشعار خود را با عنوان «زندگی خواب‌ها» منتشر کرد.

[[photow04]]

چهار سال بعد ترجمهٔ اشعار ژاپنی از وی در مجلهٔ «سخن» به چاپ رسید و سپس  به پاریس و لندن سفر کرد. وی همچنین کارهای هنری خود را در نمایشگاه‌ها به معرض نمایش گذاشت. حضور در نمایشگاه‌های نقاشی همچنان تا پایان عمر وی ادامه داشت.

[[photow05]]

سهراب سپهری در غروب یکم اردیبهشت سال ۱۳۵۹در بیمارستان پارس تهران به علت ابتلا به بیماری سرطان خون درگذشت. صحن امامزاده سلطان‌علی روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان میزبان ابدی سهراب گردید.

در این نشست همچنین احمد سمیعی و علی دهباشی به سخنرانی پرداختند.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/10/post_51.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/10/post_51.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">استادان ادب و هنر</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 13 Oct 2008 11:59:13 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«برنامه‌ریزی زبان» راهنمایی برای تقویت زبان فارسی</title>
         <description><![CDATA[برنامه‌ی این هفته‌ی رادیو همایش، نشست «برنامه‌ریزی زبان» است که با هدف راهنمایی برای تقویت زبان فارسی با سخنرانی دکتر نگار داوری اردکانی در شهر کتاب مرکزی برگزار شد. 

این برنامه را از <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080920_RadioHamayesh_BarnamerizieZabaan.mp3"><strong>اینجا</strong></a> دریافت کنید. (مدت: 1 ساعت)

[[sound]]

این نشست، ادامه‌ی نشست‌هایی در ارتباط با زبان فارسی است که در هفته‌های گذشته گزیده‌ای از این برنامه‌ها را از رادیو همایش شنیدید. 
نشست‌هایی همچون: «زبان فارسی، سترون یا زایا»، «زبان فارسی معیار»، «زبان فارسی و زبان علم» و همچنین نقد کتاب «زبان باز» نوشته‌ی داریوش آشوری.

[[photow01]]

در ابتدای این همایش اصغر محمدخانی دبیر این نشست در ارتباط با مسئله‌ی زبان فارسی و برنامه ریزی آن گفت: برنامه ریزی برای زبان فارسی قدمتی 100 ساله دارد که از زمان ناصر الدین شاه تا کنون آغاز شده است.
آقای محمدخانی در ادامه ضمن تشریح برنامه‌های شهر کتاب در ارتباط با بحث زبان به اهداف و پرسش‌هایی همچون پیکره، شأن زبان و آموزش زبان در مبحث برنامه‌ریزی زبان اشاره کرد. 

در ادامه‌ی این نشست دکتر نگار داوری اردکانی عضو هیئت علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی به سخنرانی پرداخت. وی گفت: از دیگاه من هدف این نشست معرفی رشته برنامه‌ریزی زبان است تا از این روش الگویی برای برنامه ریزی زبان ترسیم شود. 

[[photow02]]

خانم داوری در ادامه به منطق برنامه‌ریزی زبان اشاره کرد و گفت که برنامه‌ریزان زبان، به زبان به عنوان یک سرمایه‌ی اجتماعی نگاه می‌کنند.

داوری در ادامه به تعریف برنامه‌ریزی زبان از دیدگاه کوپر اشاره کرد و گفت که به زعم وی، جامع‌ترین تعریف، تعریف کوپر است. وی گفت به عقیده‌ی گوپر کلیه تلاشهای عمدی برای تحت تاثیر قرار دادن رفتارهای جوامع را برنامه ریزی زبان می گویند. این تعریف برداشت جامعی است و همه نوع برنامه‌ریزیهای زبان را شامل می‌شود. 

داوری در ادامه افزود: امروزه مهمترین انگیزه برنامه‌ریزیهای زبان هویت‌یابی است اما کسب هویت با ابزارهایی نظیر توسعه‌ی علمی، ملی یا اقتصادی به دست می‌آید. 

داوری در پایان به مرور سه دوره‌ از فعالیت‌های فرهنگستان پرداخت.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/09/post_50.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/09/post_50.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">نقد آثار</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 22 Sep 2008 12:22:20 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>همایش مفهوم‌شناسی حکمت در شاهنامه</title>
         <description><![CDATA[برنامه‌ی این هفته‌ی رادیو همایش، نشست «مفهوم شناسی حکمت در شاهنامه» است که با سخنرانی دکتر حسن بلخاری رئیس پژوهشگاه هنر فرهنگستان هنر در شهر کتاب مرکزی برگزار شد. این نشست، ادامه‌ی نشست‌هایی پیرامون «درس‌گفتارهایی درباره فردوسی» است که چهارشنبه‌ها در تالار اجتماعات شهر کتاب مرکزی برگزار می‌شود.

این برنامه را از <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080913_RadioHamayesh_HekmatDarShahname.mp3"><strong>اینجا</strong></a> دریافت کنید. (مدت: 1 ساعت)

[[sound]]

حسن بلخاری در ابتدای این نشست با طرح این پرسش که «آیا می‌توان اساساً حکمت شاهنامه را همان فلسفه‌ی رایج و فردوسی را ابن سینا یا فارابی‌ای دیگر در ساحت اندیشه‌ی ایرانی اسلامی دانست؟» سخنان خود را آغاز کرد. وی در پاسخ به این سوال گفت که امروزه حکمت را مترادف فلسفه دانستن صحیح نیست اما در گذشته چنین بوده است. 

[[photow01]]

بلخاری در ادامه افزود: قطعاً شاهنامه كتاب فلسفه نیست، كتاب تاریخ، حماسه و اسطوره است. در هیچ كجای شاهنامه از مسائلی كه به نحوی در ساحت فلسفه مورد بحث است سخن به میان نیامده است. اما این بدان معنا نیست كه شاهنامه كتاب حكمت نباشد، البته نه حكمت مرادف فلسفه. بی تردید حكمت شاهنامه با فلسفه به معنای رایج آن متفاوت است. 

بخش دوم سخنان آقای بلخاری، حکمت از دیدگاه فردوسی بود. وی با طرح این پرسش که فردوسی مفهوم حکمت را چگونه بیان کرده است گفت برای پاسخ به این سؤال  شما باید ابتدا تعریفی از حکمت داشته باشید و بعد وارد اندیشه فردوسی فرودسی بشوید.

[[photow02]]

بلخاری سپس به مقدمه‌ای در ارتباط با نسبت فرودسی و شیخ اشراق پرداخت.
آقای بلخاری در ادامه گفت که بین سالهای 480 تا 485 شیخ اشراق در حال نگارش حکمت‌الاشراق بوده و قطعا به شاهنامه رجوع کرده است. به همین جهت می‌توان از تعریف شیخ اشراق برای نزدیک شدن به معنایی که فردوسی از حکمت داشته استفاده کرد. او حکمت ذوقی را در مقابل حکمت بحثی قرار می‌دهد.

آقای بلخاری در ادامه گفت: «در آن زمان شخصی مانند ابن سینا در بحث «خیال» وقتی می‌خواهد کارکردهای مختلف قوه‌ی خیال و قوای نفس را شرح دهد، سراغ قرآن می‌رود و به همین دلیل است که من فلسفه‌ی آن روزگار را غیر مستقیم، تحت سیطره‌ی قرآن می‌دانم.»

در پایان این نشست،‌ بلخاری به سئوالات حضار پاسخ داد.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/09/post_49.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/09/post_49.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">استادان ادب و هنر</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 15 Sep 2008 14:22:41 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نقد کتاب «زبان باز» تازه‌ترین اثر داریوش آشوری</title>
         <description><![CDATA[داریوش آشوری به تازگی کتابی با عنوان زبان باز-پژوهشی در باره زبان و مدرنیته- نوشته که با واکنش‌های مثبت و بعضا منفی زبان‌شناسان روبرو شده است. هفته‌ی گذشته در تهران، نشست نقد و بررسی این کتاب با حضور زبان‌شناسان، اساتید و دانشجویان زبان فارسی برگزار شد. در این نشست علی محمد حق‌شناس،‌ كامران فانی وعلی صلح‌جو به سخنرانی پرداختند. 
برنامه‌ی این هفته‌ی رادیو همایش به این نشست اختصاص دارد. 

این همایش را از <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080906_RadioHamayesh_ZabaaneBaaz.mp3"><strong>اینجا</strong></a> دریافت کنید. (مدت: 1 ساعت)

[[sound]]

در ابتدای این نشست علی‌محمد حق‌شناس، زبان‌شناس و مترجم، ضمن تمجید از داریوش آشوری گفت: تاثیری که آشوری از رهگذر انبوه مقالات و رساله‌ها در جامعه ما گذاشته بسیار چشمگیر است. 

[[photow01]]

آقای حق‌شناس در ادامه به عنوان کتاب اشاره کرد و گفت: به گمان من طرح عنوان زبان باز خود با یک تناقض همراه است به خصوص آن نوع زبانی كه آشوری در این كتاب در نظر دارد، یعنی زبانی كه مربوط به جوامع پویاست و هر روز با مفاهیم تازه روبرو می‌شود. وی افزود: هر چه زبان را بازتر فرض کنیم به عرصه هرمنوتیک نزدیکتر می‌شویم و در آنجا به تفسیر و تحلیل نیاز داریم اما زبان مدرن زبانی است که منظم و بسته است.
آقای حق‌شناس با اشاره به واژه‌سازی نادرست آشوری گفت: برخی واژه‌ها در کتاب به درستی ترکیب شده‌اند اما ترکیب برخی واژه‌ها معنای مشخصی ندارد و به نظر می‌رسد «من درآوردی» است. 
حق‌شناس اشكال دیگرکتاب را متوجه محتوای آن دانست و گفت: محتوای كتاب به طرح مشكلات زبان و تبیین آن می‌پردازد و برای رفع مشكلات هیچ طرح و برنامه عملی عرضه نمی‌كند.

[[photow02]]

در ادامه‌ی این نشست، کامران فانی، مترجم و پژوهشگر ادبی به سخنرانی پرداخت. آقای فانی با اشاره به مشکل بودن نقد کتاب به واسطه‌ی حساسیت‌های آشوری گفت: آشوری نخست در قلمرو اندیشه سیاسی قلم می زند بعد در حوزه‌ی اجتماعی و سپس پیرامون فلسفه و در نهایت هم به زبان می‌رسد. این روند در کارهای آشوری هم خودش  را نشان داده و به عقیده من او در نهایت به وسواس کلمه دچار شده است.
فانی در ادامه افزود: در ادبیات گرفتار زبان شدن خوب است، اما در حوزه‌های علمی این امر پسندیده نیست.

کتاب زبان باز، تازه‌ترین اثر داریوش آشوری است که مباحثی همچون زبان‌گفتار و زبان نوشتار، خودسرانگی زبان طبیعی، تاریخ پیدایش زبان‌های مدرن، بستر زبانی مدرنیت، کارکرد زبان‌مایه‌ علمی، تکنیک‌های واژه‌سازی مکانیکی، رویارویی زبان فارسی و مدرنیت در این کتاب بررسی شده است.

در ابتدای این نشست متن سخنان ارسالی داریوش آشوری توسط اصغر محمدخانی قرائت شد. این متن را از <a href="http://www.radiozamaaneh.com/friday/2008/09/post_136.html"><strong>اینجا</strong></a> بخوانید.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/09/post_48.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/09/post_48.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">نقد آثار</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 08 Sep 2008 13:40:50 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>همایش زبان فارسی و زبان علم</title>
         <description><![CDATA[عصر روز سه‌شنبه پنجم شهریورماه همایش «زبان فارسی و زبان علم» با حضور حسین معصومی، علاءالدین طباطبائی و سیاوش شهشهانی در شهر كتاب مركزی برگزار شد. 
در این نشست سخنرانان به بررسی عملکرد زبان فارسی در نگارش مطالب علمی، محدودیت‌های زبان فارسی و تفاوت آن با زبان علم پرداختند.

[[photow01]]

برنامه‌ی این هفته‌ی رادیو همایش به این نشست اختصاص دارد.

اين برنامه را از <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2008/RadioHamayesh_300808.mp3"><strong>اينجا</strong></a> دريافت کنيد. (مدت:  ۱ساعت)

[[sound]]

در ابتدای این نشست اصغرمحمدخانی با اشاره به همایش‌های مشابه همچون «زبان فارسی سترون یا زایا» و «زبان فارسی معیار» ابراز امیدواری کرد که نشست‌های مشابه در آینده بتواند به گسترش زبان فارسی در کشور کمک کند.

سپس حسین معصومی همدانی عضو فرهنگستان زبان فارسی به سخنرانی پرداخت. 
معصومی در ابتدای سخنان خود گفت که  ایران بر خلاف بسیاری از کشورها تا سطوح بالای علمی خود را به زبان بومی و ملی تدریس می‌کند. وی از زبان فارسی در کشور به عنوان ناسیونالیسم زبانی نام برد.

[[photow02]]

آقای معصومی در ادامه با اشاره به مشكلات زبان فارسی علمی كنونی گفت: یکی از مشکلاتی که اغلب گریبان زبان فارسی در تولید علم را گرفته این است که کشورهای انگلیسی یا فرانسوی زبان (و در برخی موارد اسپانیایی و هلندی) به زبان خود علم را تولید می‌کنند و ما آن را ترجمه کنیم. «سهم ما از نگارش مطالب علمی، تنها ترجمه‌ است نه تولید».

در ادامه‌ی این نشست دکتر سیاوش شهشهانی - استاد ریاضی دانشگاه صنعتی شریف - اظهار داشت: كتاب حساب دیفرانسیل و انتگرال وی در طول تألیف، دو ویراستار خود را از دست داد. 

[[photow03]]

او گفت همین مسأله باعث شد زمانی‌كه خودم می‌خواستم اقدام كنم، متوجه شدم نمی‌توانم ریاضی را به فارسی بنویسم و این مسأله مرا به فكر واداشت. 

شهشهانی در ادامه به ارتباط بین زبان علم و زبان همگانی اشاره کرد و افزود از نظر من فعالیت علمی فعالیت زبانی نیست. به نظر می‌آید آنچه در مقوله علم دخیل است نوعی ذهنیت غیر زبانی است. ]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/09/post_47.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/09/post_47.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">جامعه</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 01 Sep 2008 06:02:33 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>همایش فیلم و فلسفه</title>
         <description><![CDATA[برنامه‌ی این هفته‌، گزیده‌ی نشستی‌ است با عنوان «فیلم و فلسفه» با موضوع نشانه‌شناسی عنوان‌بندی آغاز فیلم که عصر روز سه‌شنبه بیست و نهم مردادماه در شهر کتاب مرکزی برگزار شد. در این همایش امیرعلی نجومیان، استاد دانشگاه شهید بهشتی به سخنرانی پرداخت.

این برنامه را از <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2008/RadioHamayesh_FalsafeVaFilm.mp3"><strong>اینجا</strong></a> دریافت کنید. (مدت:‌ 1 ساعت)

[[sound]]

اصغر محمدخانی مجری این نشست در ابتدای این مراسم به کنفرانس مشابهی در انگلستان اشاره کرد و گفت: این کنفرانس به مدت سه روز در ماه جولای سال جاری در دانشگاه غرب انگلستان با عنوان "فلسفه و فیلم- فیلم و فلسفه" برگزار شد که در آن یکصد مقاله در موضوعات مختلف ارائه شد و شخصیتهای صاحب نظری در این عرصه از نقاط  مختلف جهان حضور داشتند.

[[photow01]]

وی در ادامه به حضور امیرعلی نجومیان در این نشست اشاره کرد و سپس به سرفصل‌های اصلی این کنفرانس پرداخت.
سخنان امیرعلی نجومیان دو بخش عمده داشت که بخش نخست آن گزارش همایش مشابه در انگلستان و طرح دیدگاههای سخنرانان آن نشست در ارتباط با رابطه‌ی فیلم و فلسفه بود و در بخش دوم نیز به نشانه‌‌شناسی عنوان‌بندی آغاز فیلم پرداخت.
نجومیان در ادامه مباحث فیلم و فلسفه را به چهار دسته تقسیم کرد. وی بخش اول را فیلم‌های درباره‌ی فلسفه نامگذاری کرد. وی گفت: وقتی فیلمی بر اساس و در توصیف نظریات هایدگر ساخته شود، در این مقوله قابل بررسی است. 

[[photow02]]

دومین بخش، از دیدگاه آقای نجومیان، رویکردهای فلسفی به فیلم بود. بخش سوم فلسفه‌ی فیلم بود که بنا به گفته‌ی نجومیان همان نظریه و زیباشناسی فیلم است و به مباحث چیستی و هستی فیلم می‌پردازد. چهارمین بخش از تقسیم‌بندی نجومیان فیلم به عنوان فلسفه بود که محور سخنان وی را در این همایش تشکیل می‌داد.
نجومیان در ادامه‌ی سخنان خود با این پرسش که یک متن سینمایی و فلسفی کجا از هم جدا می‌شوند به فیلمسازان فیلسوف از دیدگاه خود اشاره کرد.

در پایان این نشست تیتراژ چند فیلم به عنوان نمونه برای حضار پخش شد و نجومیان به ارائه‌ی توضیحاتی در مورد عنوان‌بندی آغاز فیلم‌ها پرداخت.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/08/post_46.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/08/post_46.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">جامعه</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 25 Aug 2008 11:04:59 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بزرگداشت موراویا، رمان‌نویس ضد فاشیسم</title>
         <description><![CDATA[شصت و پنجمین شب از نشست‌های مجله بخارا  با همكاری مركز هنر پژوهی نقش جهان و كتاب خورشید به «آلبرتو موراویا» نویسنده برجسته ایتالیایی اختصاص داشت.  اهمیت موراویا در تاریخ ادبیات قرن بیستم ایتالیا بیش از هر چیز به واسطه روایت او از مسائل اجتماعی، تجسم فساد اخلاقی، ناكامی‌های اجتماعی و عاطفی و سختی‌های دوران حكومت فاشیسم است. 

موراویا برای نیل به این منظور از سبك‌های مختلف داستان‌نویسی سود می‌جست، موضوعات آثار او اغلب پیرامون جنسیت، بیگانگی و وجودگرایی است و معروف‌ترین اثر او رمان ضدفاشیستی دنباله‌رو است.
در این مراسم علی دهباشی، روبرتو توسکانو، رضا قیصریه و آنتونیا شرکاء به سخنرانی پرداختند. برنامه‌ی این هفته‌ی رادیو همایش به این نشست اختصاص دارد.

این برنامه را از <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080816_1700.mp3"><strong>اینجا</strong></a> دریافت کنید. (مدت: 1 ساعت)

[[sound]]

علی دهباشی، مدیر مجله‌ی بخارا در ابتدای این نشست گفت: آلبرتو موراویا كه نام اصلی‌اش آلبرتو پینكرله بود در 28 نوامبر 1907 در خانواده‌ای ثروتمند در رم به دنیا آمد. موراویا یكی از رمان‌نویسان برجسته‌ی ایتالیا در قرن بیستم است كه در رمان‌هایش به بیگانگی اجتماعی، آشفتگی‌های روحی و عاطفی در جهان مدرن، فساد اخلاقی و اگزیستانسیالیسم می‌پردازد. موراویا با رمان ضد فاشیست خود با عنوان «دنباله رو» به شهرتی جهانی دست یافت و همین رمان برناردو برتولچی، فیلمساز نام آور ایتالیایی را بر آن داشت تا فیلمی با همین عنوان بسازد.

[[photow01]]

دهباشی در ادامه به برخی آثار موراویا اشاره کرد: «دنباله رو، صورتك، بی‌تفاوت‌ها، زندگی زیبا، فریب، بازی پنهانی، مجموعه داستان معشوق بینوا، زنی از رم، نافرمانی، عشق زناشویی».

پس از سخنان دهباشی روبرتو توسكانا سفیر ایتالیا در ایران ضمن توصیف اولین  رمان موراویا گفت: «در سال 1929 بر اساس سرمایه‌گذاری نویسنده اولین رمان او به چاپ می‌رسد و بسیار مورد توجه علاقه‌مندان به ادبیات قرار می‌گیرد. نام این رمان «بی‌تفاوت‌ها» است. این رمان به زندگی یك خانواده متوسط ایتالیایی می‌پردازد كه به علت فساد اخلاقی و اجتماعی سقوط می‌كند. ماریا نام مادر این خانواده است كه صرفاٌ به ظواهر و پول اهمیت می‌دهد و در فساد اخلاقی غوطه می‌خورد. فرزند دختر خانواده كه كلارا نام دارد از این شرایط خسته شده و آماده است تا به سوی هر زندگی دیگری كشانده شود كه سوای این زندگی باشد. میكل پسر خانواده فقط به خیال پردازی می‌پردازد تا  با این خیال‌بافی‌ها به چیزهایی  دست یابد كه در عالم واقعیت وجود ندارد. لئو معشوق مادر این خانواده وارد زندگی آنها می‌شود. او كه فردی است سودجو در پی سوء استفاده از امكانات آنان است.» 

[[photow02]]

در ادامه توسكانو با خواندن بخشی از این رمان حاضرین را با نثر و شیوه نگارش موراویا را آشنا كرد و سپس افزود: «از ویژگی های رمان موراویا این است كه فقط به توصیف یك خانواده نمی‌پردازد بلكه در پی بررسی این شرایط در سطح جامعه برمی‌آید. این نبود ارزش‌های شخصیتی در شخصیت‌های رمان در حقیقت كاهش‌دهنده شخصیت‌هاست. سوژه‌های موراویا از میان مضمون‌های پیرامونی و زندگی جاری انتخاب می‌شوند. این بی‌تفاوتی دیگران، بی‌تفاوتی اخلاقی كه به آنها پرداخته می‌شود كه نشان‌دهنده فرومایگی افراد داستان است پاسخی بود در برابر شكست‌های روزمره جهان واقعی و می‌توانیم اینگونه تعبیر كنیم كه فساد اخلاقی حاصل شیفتگی‌های درونی این افراد بوده كه در زندگی به آن دست نیافته و سركوفته شده بودند.

[[photow03]]

در ادامه‌ی این نشست رضا قیصریه مترجم آثار موراویا به توصیف شخصیت نویسنده و ویژگی آثارش پرداخت.
پس از آن بیتا رهاوی بخش‌هایی از یادداشت‌های موراویا که به گفته‌ی علی دهباشی «بخشی از اندیشه‌های اجتماعی موراویا به عنوان یک نویسنده در حوزه‌ی تفکراتش نسبت به مسائلی که در جهان عصر خودش اتفاق می‌افتد» بود را برای حضار قرائت کرد.

در پایان این نشست، آنتونیا شرکا، منتقد سینمایی و ادبی موراویا را نویسنده‌ی چند وجهی قرن بیستم ایتالیا توصیف کرد و وی را در سه مقام منتقد سینمایی، فیلمنامه‌نویس و در مقام نویسنده‌ای که بیشترین اقتباس‌های سینما از آثار او شده بررسی کرد.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/08/post_45.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/08/post_45.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">شب‌های بخارا</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 18 Aug 2008 11:13:29 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نشست نقد و بررسی کتاب «زبان فارسی معیار»</title>
         <description><![CDATA[عصر روز سه‌شنبه پانزدهم مردادماه، نشست نقد و بررسی کتاب زبان فارسی معیار، نوشته‌ی ناصرقلی سارلی در شهر کتاب مرکزی برگزار شد.
در این نشست که با حضور اساتید و دانشجویان ادبیات برگزار شد، علی‌اشرف صادقی، محمدرضا شادرومنش و ناصرقلی سارلی به سخنرانی پرداختند. 

[[photow01]]

این برنامه را از <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080809_radiohamayesh.mp3"><strong>اینجا</strong></a> دریافت کنید. (مدت: 1 ساعت)

[[sound]]

در ابتدای این نشست اصغر محمدخانی (مجری همایش) ضمن معرفی سخنرانان و معرفی بخش‌های کتاب، از ناصر سارلی به عنوان نخستین سخنران دعوت کرد تا نکاتی پیرامون اثر خود عنوان کند. آقای سارلی با اشاره به اینکه این کتاب نسخه‌ی پیشرفته‌تری از رساله‌ی دوره‌ی دکترایش است گفت: اگر این کتاب بتواند باب بحث‌هایی جدی را درباره زبان فارسی باز کند، به هدف خود رسیده‌ام. 

[[photow02]]

دکتر سارلی در ادامه افزود: آن زمان که تصمیم بر آن شد که روند شکل‌گیری زبان فارسی معیار، ملاک‌ها و چگونگی تغییر آن را بررسی کنم به این نتیجه رسیدم که در دوره پیش از مشروطه معیارسازی زبان فارسی حالتی طبیعی و خودانگیخته داشته اما بعد از آن، این ارزش نمادین زبان است که بیشتر شناخته شده است.

پس از سخنان سارلی، علی اشرف صادقی عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی با اشاره به اینکه در بخش‌های کمی از این کتاب به زبان فارسی پرداخته‌ شده، گفت: بهتر بود در این کتاب از بحث‌های تئوری و فنی کاسته می‌شد و بیشتر به زبان فارسی پرداخته می‌شد.

[[photow03]]

آقای صادقی در ادامه به نبود منابع و سند در مباحث نظری کتاب اشاره کرد و افزود: نبود نمونه‌ها در بحث‌های نظری کتاب کاملا مشهود است و هیچ سندی هم برای آنها عنوان نشده است. 
آخرین سخنران این نشست محمدرضا شادرومنش، استاد زبان و ادب فارسی بود که به نقد و بررسی این کتاب پرداخت. 
در پایان این نشست، سخنرانان به پرسش‌های حاضرین پاسخ دادند.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/08/post_44.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/08/post_44.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">نقد آثار</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 10 Aug 2008 16:34:01 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«زبان فارسی، سترون یا زایا؟» </title>
         <description><![CDATA[عصر روز سه‌شنبه، یکم مردادماه همایشی با عنوان «زبان فارسی، سترون یا زایا» در شهر کتاب مرکزی برگزار شد. در این همایش ابوالحسن نجفی، علی‌محمد حق‌شناس و محمد دبیرمقدم به سخنرانی پرداختند. برنامه‌ی این هفته‌ی رادیو همایش به این نشست اختصاص دارد.

[[photow01]]

این برنامه را از <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080726_RadioHamayesh_ZabaneFarsi.mp3  "><strong>اینجا</strong></a> دریافت کنید. (مدت: 1 ساعت)

[[sound]]

در ابتدای این نشست ابوالحسن نجفی به مقایسه‌ی زبان فارسی و انگلیسی پرداخت. وی در بخشی از سخنان خود گفت: ورود واژگان و اصطلاحات فنی از زبان خارجی مدت‌هاست که شروع شده و ما  نیاز داریم که معادل‌هایی برای آن‌ها بسازیم. برای این كار می‌توانیم از امکانات بالقوه و بالفعل زبان فارسی استفاده کنیم.

[[photow02]]

در ادامه علی‌محمد حق‌شناس با موضوع تفکیک خط، زبان و فرهنگ به سخنرانی پرداخت. آقای حق‌شناس با اشاره به تاثیر فرهنگ در زبان گفت: اتفاقات سریعی که در فرهنگ رخ می‌دهد ممکن است زبان را از پای درآورد. 

[[photow03]]

محمد دبیرمقدم نیز آخرین سخنران این نشست بود. آقای دبیرمقدم نیز همچون ابوالحسن نجفی بخشی از سخنان خود را به مقایسه‌ی زبان فارسی و انگلیسی پرداخت. وی با اشاره به تحلیلی بودن زبان انگلیسی گفت: . زبان فارسی در دوره‌ی فارسی باستان، زبانی تصریفی بوده و در دوره‌ی میانه تا پیش از دوران اسلامی به سوی زبانی تحلیلی سوق یافته بود و در دوره‌ی فارسی نو، زبانی تحلیلی شده است. زبان فارسی امروز بسیار تحلیلی‌تر از انگلیسی امروز است.

در پایان این نشست سخنرانان به پرسش‌های حضار پاسخ گفتند.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/07/post_43.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/07/post_43.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">نقد آثار</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 28 Jul 2008 18:28:20 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>همایش «عصر کریمخانی»</title>
         <description><![CDATA[هفته‌ی گذشته در مرکز نشر فرزان، همایشی با عنوان عصر کریمخانی؛ برگزار شد که دکتر پرویز رجبی، نویسنده و ایران‌شناس، سخنران این نشست بود. در ابتدای این نشست نیز علی‌ دهباشی، مدیر مجله‌ی بخارا به معرفی پرویز رجبی پرداخت.

[[photow01]]


این همایش را از <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080719_RadioHamayesh_AsreKarimkhaani.mp3"><strong>اینجا</strong></a> دریافت کنید. (مدت: ۱ ساعت)

[[sound]]

پرویز رجبی متولد سال 1318 برای  تحصیلات دانشگاهی در سال 1342 راهی آلمان شد و در سال 1349 با دریافت تز دکترا در رشته ایرانشناسی- اسلام شناسی و ترک‌شناسی بایران بازگشت و در دانشگاه های اصفهان و ملی (شهید بشتی) به تدریس پرداخت. سپس ریاست مرکز تحقیقات ایران شناسی را که خود آن‌را پایه‌گذاری کرده بود به‌عهده گرفت. از سال 1367 به مدت 6 سال در آلمان اقامت گزید و در دانشگاه‌های ماربوک و کوتنبکن به تدریس و تحقیق پرداخت.

[[photow02]]

در بازگشت به ایران در سال 1373 با سمت رئیس بخش ایرانشناسی دایره‌المعارف اسلامی مشغول به کار شد و بیش از 250 مقاله برای این دانشنامه تهیه کرده است. ایشان علیرغم سکته مغزی تحقیق و تألیف را کنار نگذاشته است.
سخنرانی دکتر رجبی مربوط به سلسله زند و بخصوص دوران کریمخان میباشد.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/07/post_42.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/07/post_42.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">شب‌های بخارا</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 21 Jul 2008 06:04:13 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مراسم بزرگداشت فرهاد ورهرام</title>
         <description><![CDATA[شصت و چهارمین شب از شب‌های مجله‌ی بخارا، به فرهاد ورهرام مستند ساز برجسته‌ی کشور اختصاص داشت. برنامه‌ی این هفته‌ی رادیو همایش، به این مراسم اختصاص دارد.
مجله بخارا كه تاكنون شب هایی همچون شب بهرام بیضایی، نصرت كریمی، هوشنگ كاووسی و منوچهر طیاب را در بزرگداشت هنرمندان سینمای ایران برگزار كرده، عصر روز یکشنبه شانزدهم تیرماه با همکاری مرکز هنرپژوهی نقش‌جهان بزگداشت فرهاد ورهرام را در این مکان برگزار نمود. 

این همایش را از <a href="http://www.zamahang.com/podcast/2008/20080712_radiohamayesh.mp3"><strong>اینجا</strong></a> دریافت کنید. (مدت: 1 ساعت)

[[sound]]

در ابتدای این مراسم، علی دهباشی مسئول برگزاری شب‌های بخارا با موضوع «ورهرام و سینمای مستند» در سخنان خود گفت: 
«فرهاد ورهرام متولد 1327 در بروجرد است. به علت حرفه‌ی پدر كه از نخستین فارغ‌التحصیلان مدرسه‌ی فلاحت دوره‌ی «رضاشاه» بود كه بعدها به مدرسه‌ی كشاورزی تبدیل شد. به علت محیط فرهنگی خانوادگی ورهرام نوجوان و بعد جوان، گام‌های اندیشیدن و چون و چرا كردن را سریع طی كرد. علایق اولیه ورهرام به سینما از سینمایی در بروجرد به‌نام «سینما داریوش» آغاز می‌شود. در آن سینما آثار منتخب تاریخ سینما از سینمای ایتالیا گرفته تا سینمای امریكا و آلمان و فرانسه به نمایش گذاشته می‌شود.

[[photow01]]

خلاصه آن‌كه فرهاد ورهرام پس از دیپلم به تهران می‌آید و در كنكور مدرسه عالی سینما تلویزیون شركت می‌كند. اما مسئله داشتن كارت پایان خدمت او را راهی سربازی می‌كند. در مهر ماه 1347 به عنوان سپاهی ترویج و آبادانی به سنندج می‌رود. در همه این سال‌ها فعالیت‌های فرهنگی زمینه‌ی زندگی ورهرام است. در همین سال‌هاست كه با فریدون رهنما آشنا می‌شود و در هیئت یك بازیگر در نقش صنعتگر در فیلم «پسر ایران از مادرش بی‌خبر است» ایفای نقش  می‌كند. و بعد در كنكور مدرسه عالی تلویزیون پاسخ مثبت می‌گیرد. و چند سال بعد است كه یعنی در سال 1353 آشنایی دكتر افشار نادری اتفاق می‌افتد كه زمینه‌ساز یك جریان عمده در كارهای ورهرام تا كنون است.

[[photow02]]

از مسئولیت واحد فیلم و عكس در بخش مردم‌شناسی مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران آغاز می‌شود و در سال‌های بعد مسؤول واحد فیلم و عكس و دستیار تحقیق در مؤسسه پژوهش‌های دهقانی و روستایی ایران. و در سال‌های بعد مسئولیت واحد فیلم و عكس و كارشناس تحقیق در مركز تحقیقات روستایی و اقتصاد كشاورزی.

پس از سخنان علی دهباشی، مستند  «عروسی مقدس» (عروسی پیر شالیار)، از مجموعه مستندهای تحقیقی ورهرام به نمایش درآمد و پس از آن دكتر كتایون مزداپور به بررسی «سینمای مردم شناس ورهرام» پرداخت. 

در پایان نیز محمد تهامی‌نژاد با اشاره به كاربردهای زبان سینما در فیلم مردم نگاری، آثار این مستندساز را مورد بررسی قرار داد.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/07/post_41.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/hamayesh/2008/07/post_41.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">شب‌های بخارا</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 13 Jul 2008 17:00:55 +0000</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
