تاریخ انتشار: ۲۴ آبان ۱۳۸۸ • چاپ کنید    
با گرایش سوریه به سمت ترکیه:

«نفوذ ایران در خاورمیانه کاهش پیدا کرده است»

ایرج ادیب‌زاده
Adibzadeh@radiozamaneh.com

در حالی که باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا در سفر ۹ روزه‌ی خود به آسیا از ژاپن، چین، کره‌ جنوبی و سنگاپور دیدن می‌کند و قصد دارد بار دیگر حضور آمریکا در منطقه را به‌ ویژه به متحدان این کشور در جهت موازنه‌ی قدرت با چین نشان بدهد، پاریس به مرکز رفت‌و‌آمدها و گفت‌وگوهای خاورمیانه‌ای مبدل شده است.

Download it Here!

بعد از بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسراییل و دیدارش با نیکولای سارکوزی در کاخ الیزه، دیروز بشار اسد رئیس جمهوری سوریه در کاخ الیزه با رئیس جمهوری فرانسه دیدار و گفت‌وگو کرد و دوشنبه نیز جلال طالبانی نخستین رئیس جمهوری کرد عراق، به دیدار رئیس جمهوری و مقام‌های فرانسه می‌رود.

به نظر می‌رسد بخش مهم این گفت‌وگوها و رفت‌وآمدها به موضوع صلح خاورمیانه اختصاص داشته باشد که مدتی است همچنان در بن‌بست باقی مانده است.

با نزدیک شدن سوریه به اتحادیه اروپا و فرانسه، غرب امیدوار است بتواند با استفاده از نفوذ این کشور در خاورمیانه آرامش را به این منطقه بازگرداند. در این زمینه با رضا تقی‌زاده، کارشناس مسائل سیاسی در لندن گفت‌وگو کرده‌ام.


رضا تقی‌زاده، کارشناس مسائل سیاسی در لندن معتقد است که ایران با تمرکز دادن توجه‌اش به مسائل هسته‌ای، زمینه‌های حضور در منطقه به عنوان یک قدرت بزرگ را دارد از دست می‌دهد

آقای تقی‌زاده، هدف‌های رهبران سوریه و اسراییل را از دیدارهایشان در پاریس، آن هم در فاصله‌ی کمی با یکدیگر، در چه می‌بینید؟

تقریباً ارتباط مستقیمی می‌توانند با همدیگر نداشته باشند. ولی بی‌تردید ارتباط غیرمستقیم آن‌ها بسیار بااهمیت است. علت این موضوع این است که برای اسراییل اولویت‌هایی که الان وجود دارد، متفاوت با اولویت‌هایی است که برای اسراییل در گذشته و شاید حتی برای فرانسه وجود داشته است.

هدف آقای نتانیاهو این است که بتواند توجه کشورهای اروپایی و به خصوص فرانسه را به نمایندگی از جامعه‌ی اروپا، به آنچه که او به‌عنوان خطر یاد می‌کند، یعنی ایران، جلب کند و از آن‌ها بخواهد علیه ایران به اعمال فشارهای بیشتر مبادرت کنند.

در حالی که این اولویت آقای بشر اسد نیست و آن‌ها می‌خواهند که با اسراییل به نوعی به سازش رسند و همچنین می‌خواهند عملاً در این جهت گام‌های اساسی برداشته شود.

این انتظاری است که در ارتباط با فرانسه هم آقای بشار اسد دارد و طی اظهارات روز گذشته‌اش صورت داد، او صریحاً به این موضوع اشاره کرد. بشار اسد اعتقاد ندارد که آقای نتانیاهو و دولت اسراییل عملاً آماده‌ی رسیدن به توافق با سوریه و کشورهای عربی هستند.

در این میان حضور سوریه در پاریس موضوع ایران را هم در گفت‌وگوها پررنگ می‌کند. چون سوریه به نوعی متحد استراتژیک جمهوری اسلامی هم هست.

آقای تقی‌زاده فکر می‌کنید در صورت پیشرفت گفت‌وگوها و نزدیک شدن سوریه و اسراییل به یکدیگر، سوریه همچنان متحد استراتژیک جمهوری اسلامی باقی بماند، بویژه اگر روزی سوریه بلندی‌های جولان را پس گیرد؟

در این مورد باید منتظر آینده ماند و پیش از این که سوریه با اسراییل برای پس گرفتن ارتفاعات جولان به توافق رسد، سوریه روابط نزدیک‌تری با یکی از رقبای ایران پیدا کرده که حالا حداقل در طول دو سال گذشته به دوست ایران هم تبدیل شده است.

آن آینده‌ای که ما از آن یاد می‌کردیم، اسراییل باید برای رسیدن به آن با دشواری‌های زیادی روبه‌رو باشد. یعنی در رابطه با پس دادن ارتفاعات جولان اسراییل در صورتی خود را مجبور به این کار خواهد دید که بتواند امتیازات بزرگی از غرب گیرد و حداقل آن‌چه به عنوان خطر ایران معرفی می‌کند، تا قبل از این زمان خنثی شده باشد.

دادن هر نوع امتیازی به عرب‌ها، چه در نوار غزه چه در ساحل غربی و چه در ارتفاعات جولان، موکول به این خواهد بود که اسراییل بتواند امتیازات بزرگ‌تری در بقیه‌ نقاط دنیا بگیرد. ولی از نظر سوریه، این موضوع اولویت درجه یک است.

آن‌ها همچنان برای رسیدن به این هدف اعتقاد ندارند که اسراییل دارای آمادگی کافی است. آقای اسد دیروز اشاره می‌کرد که اگر واقعاً آقای نتانیاهو در این قضیه جدی است، کارشناسانش را به همراه کارشناسان ما به ترکیه بفرستد. وی غیرمستقیم به نقش میانجیگری ترکیه اشاره می‌کرد و تاکید داشت که این نقش می‌تواند در آینده حتی تقویت شود.

این نکته‌ی قابل توجهی است که سوریه بجای نزدیک شدن و یا تکیه به دوست استراتژیک خودش، یعنی ایران، حالا به ترکیه نزدیکی زیادتری پیدا کرده و آن را به عنوان میانجی صلح می‌بیند و نقش آن را در جهت حل مسائل خاورمیانه بسیار سازنده‌تر می‌بیند.

اگر این گرایش به ترکیه ادامه پیدا کند، خب تدریجاً با توجه به موضع معتدل ترکیه و نقش تعیین‌کننده‌ی آن به عنوان قدرت منطقه‌ای، اهمیت منطقه‌ی ایران از بین می‌رود و شاید نیازهای آینده‌ی سوریه به ایران هم به همین اندازه کاهش پیدا کند.

شما به آینده‌ی این مذاکرات امیدی دارید؟ فکر می‌کنید گره‌ی کور بن‌بست خاورمیانه روزی گشوده شود؟

بن‌بست که ده‌ها سال است وجود داشته و به نظر نمی‌رسد که در آینده‌ی کوتاه مدت قابل حل باشد. متأسفانه آقای اوباما که حالا برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل نیز شده، بیشتر به موعظه در نقاط مختلف دنیا می‌پردازد و آمریکا کمتر مبادرت به انجام کار عملی کرده است.

این گره‌ا‌ی است که سوریه هم دیروز مطرح می‌کرد. نه تنها در ارتباط با آمریکا، بلکه می‌گفت بجای سخنرانی‌های خوب که در استانبول و در قاهره صورت گرفت و در جهت آشتی با مسلمانان بود، ما اقدام عملی و جدی از طرف آمریکا تا به حال ندیده‌ایم.

منظور ایشان این بود که اسراییل برای رسیدن به سازش تحت فشار قرار گیرد. این گلایه از اروپا هم وجود داشت. او می‌گفت اگرچه ما پنج سال است در انتظار قرارداد همکاری و شناخته شدن به عنوان شریک جامعه‌ اروپا بسر می‌بریم، ولی حتی این قرارداد هنوز هم امضاء نشده است.

به هرحال آن‌چه وجود دارد وضعیت دشوار موجود و تفاوت اولویت‌های این کشورها و عدم توازن قدرت است.

اسراییلی‌ها به هرحال زور را در دست دارند و آن‌ها هستند که شرایط را تکلیف می‌کنند و عرب‌ها و به خصوص سوریه که حالا مورد مراجعه‌‌ی فرانسه قرار گرفته است هم در موضعی نیستند که بتوانند تأثیر زیادی در روند این مناسبات بگذارند، مگر این که در انتظار بمانند.

حالا چقدر فرانسه می‌تواند در جهت عملی کردن این امکانات گام مؤثر بردارد، باید به انتظار بمانیم.

شما در گفت‌وگوی‌تان در مورد سوریه به کم شدن اهمیت منطقه‌ای ایران در خاورمیانه نیز اشاره کردید. شما همین دیشب از سفری به باکو برگشته‌اید. دعوت شده بودید به چهلمین سالگرد کنفرانس اسلامی گفت‌وگوی تمدن‌ها که ۳۲ سال پیش برای نخستین بار توسط ملکه‌ی آن زمان ایران به یونسکو پیشنهاد شد.

هشت سال پیش هم آقای محمد خاتمی رئیس جمهوری اسلامی باردیگر گفت‌وگوهای تمدن‌ها را مطرح کرد. حضور ایران در گفت‌وگوی تمدن‌ها در باکو چگونه بود؟

کنفرانس به مناسبت چهلمین سال تشکیل کنفرانس اسلامی در باکو برگزار می‌شد و موضوع کنفرانس هم گفت‌وگو میان تمدن‌ها بود.

موضوعی که شاید ۳۲ـ ۳۱ سال، پیش از انقلاب، ایران مطرح کرده بود و هشت سال پیش هم رئیس جمهور وقت ایران، آقای خاتمی رسماً آن را اعلام کرد و اولین سال قرن تازه به عنوان سال گفت‌وگوی تمدن‌ها نامیده شد.

ولی بعد از آن ایران به علت تغییر در سیاست داخلی ظاهراً این موضوع را کاملاً پشت گوش انداخت و در کنفرانسی که تعداد زیادی از شخصیت‌ها در حد وزیر و دبیرکل جامعه‌ی اسلامی، دبیرکل کنفرانس اسلامی در باکو حضور داشتند، ده‌ها دانشگاهی و کارشناسی سیاسی از سراسر دنیا آمده‌ بودند؛ نه نامی از ایران بود و نه نماینده‌ای از ایر ان!

به غیر از زمانی که من برای گفت‌وگو داشتم و ناگزیر از صحبت از کشور ایران و پیشگامی‌ آن در این مورد بودم، اشاره‌ای به حضور ایران نشد، در حالی که حتی میزبان این کنفرانس شهری است که به هر گوشه‌ای آن می‌رفتید، جای پایی از تاریخ و همبستگی و پیوند میان مردمش و گذشته‌ی آن شهر با ایران می‌دیدید.

این مساله نشان می‌دهد که چقدر نقش تأثیرگذار ایران در حال کوچک شدن است. در حالی که می‌بینیم کشورهای همسایه مثل ترکیه قدرت را از زاویه‌ی دیگری می‌بینند و دائم در حال افزایش نفوذ منطقه‌ای‌شان هستند.

این خطری است که امروز ایران را تهدید می‌کند و ایران با تمرکز دادن توجه‌اش به موضوعات محدودی نظیر برنامه‌ای اتمی و غیره، بقیه‌ی زمینه‌های فرهنگی، سیاسی و حضور در منطقه را به عنوان یک قدرت بزرگ دارد از دست می‌دهد.

Share/Save/Bookmark

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)
-لطفا به زبان فارسی کامنت بگذارید.
برای نوشتن به زبان فارسی می توانید از ادیتور زمانه استفاده کنید.
-کامنتهایی که حاوی اتهام، توهین و یا حمله شخصی باشد هرز محسوب می شود و منتشر نخواهد شد.


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)