رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۱۵ اسفند ۱۳۸۶
وبلاگستان و انتخابات

فقهای شورای نگهبان در نماز به جنتی اقتدا نمی‌کنند!

رضا شوقی

وبلاگ خوانی به خصوص از نوع سیاسی‌اش علاوه بر آن که دانش سیاسی انسان را می‌افزاید، اطلاعاتی را نیز در اختیار او قرار می‌دهد که در جاهای دیگر به راحتی نمی‌توان آن را پیدا کرد. در ادامه به هر دو نوع این دانستنی‌های وبلاگی اشاره خواهد شد.

عباس عبدی در وبلاگش "آینده"در یادداشتی با عنوان "منطق تأیید صلاحیت" به نوع برخورد جدید شورای نگهبان با برخی از افرادی که تحصن در مجلس ششم را انکار کرده‌اند می‌نویسد:
"سخنگوی محترم شورای نگهبان در خصوص تایید صلاحیت برخی از نمایندگان دوره ششم مجلس که در تحصن چهار سال پیش شرکت داشته‌اند، سخنی بدین مضمون را اظهار داشته است که آنان در نامه‌های خود خطاب به شورای نگهبان، حضور در تحصن را انکار کرده‌اند و از این رو صلاحیت آنان تایید شده است. اکنون می‌توان این اظهارنظر را به دقت تحلیل کرد تا منطقی را که در پشت آن پنهان شده آشکار نمود."

شرکت در تحصن، امری کاملاً آشکار و صدها نفر شاهد آن بوده‌اند، فیلم و عکس و گزارش آن به وفور نزد مقامات وجود دارد، از سوی دیگر شورای نگهبان گروه‌های متعدد را برای رسیدگی به سابقه و لاحقه نامزدها حتی به محل‌های سکونت آنها ارسال کرده است، چگونه نتوانسته است در مورد حضور در تحصن رأساً به یقین برسد اما در موارد دیگری که قضاوت یکجانبه در هر نوع تحقیق ضعیف دیگر قطعاً فاقد اعتبار لازم خواهد بود، به یقین رسیده و فرد را رد صلاحیت می‌کند؟"

عبدی منطق حاکم بر این رفتار شورای نگهبان را این طور تحلیل می‌کند:
"از دو حال خارج نیست، یا اینکه ادعای اولیه این شورا در مورد حضور فرد در تحصن بی‌اعتبار بوده، که در این صورت بقیه تحقیقات این شورا نیز بی‌اعتبارتر خواهد بود. و اگر با یک نامه بتوان حضور خود را در تحصن رفع کرد و اصل را بر صحت اظهار وی گذاشت، در این صورت چرا نمی‌توان این کار را برای موارد دیگر از نامزدهای نمایندگی پذیرفت.

یا اینکه تحقیق کامل بود و حضور در تحصن برای شورا احراز شده اما همین که فرد به صورت کتبی چنین حضوری را تکذیب کرد، آن را به منزله عدول از مواضع قبلی تلقی کرده‌اند و آن را پذیرفته‌اند. اگر این است، پس چرا در مورد بقیه امور دیگر اعمال این شیوه را نمی‌پذیرند؟ اما در هر حال مسأله کلیدی این است که اگر تأیید صلاحیت منوط به عدول از موضع‌گیری قبلی نامزد است، چرا ادعای دروغ را از او پذیرفته‌اند، و خواهان اظهار رسمی پشیمانی از گذشته نشده‌اند؟

دلیل این امر واضح است. در وضعیت موجود، خلافِ ‌واقع‌گویی هزینه‌ای و قبحی ندارد، و حتی نشانه‌ای از سلامت رفتاری برای ایفای وظیفه است. به همین دلیل است که اصراری بر اخذ اظهار پشیمانی از فرد ندارند، بلکه همان که دروغ بگوید و حضور مسلم خود را در تحصن تکذیب کند، برای تأیید صلاحیت آنان کفایت می‌کند. اگر حالت دیگری برای تحلیل این رفتار در رد و تائید صلاحیتها وجود دارد، لطفاً اعلان کنند. این واقعیت جامعه ماست، جامعه‌ای که قرار است اسلامی باشد، ولی ارتکاب گناه کبیره در آن، راهی است برای اخذ مجوز حضور در برنامه‌ای که حق فرد است."

***

علی زاد‌سر، نماینده جیرفت و عنبرآباد در مجلس شوری اسلامی در وبلاگشانتخابات را مانند میدان مسابقه‌ای برای موج‌سواری جناح‌ها و گروه‌ها دانسته و می‌گوید:
"نظام ما یک نظام انتخاباتی به معنای صحیح کلمه است و برگزاری انتخابات متعدد در کشور ما به گونه‌ای است که می‌توان گفت در تاریخ بشر، نظامی به این دموکراتی وجود نداشته است."

او انتخابات در کشور را دارای دو عیب اساسی دانسته و به عنوان عیب اول می‌گوید: "‌به رغم اینکه مردم ما مردمی سیاستمدار و انتخاباتچی بوده و بر اوضاع انتخاباتی مسلط هستند اما باز هم دچار امواج سیاسی انتخاباتی، در زمان انتخابات می‌شوند. در هر انتخاباتی اعم از ریاست جمهوری، مجلس یا شوراها، عده‌ای از اعتقادات، صداقت و اعتماد مردم استفاده تبلیغاتی و انتخاباتی کرده و پس از موج آفرینی‌های از پیش طراحی شده و با فضاسازی های متناسب با شرایط، از مردم رای می‌گیرند.

عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس ادامه می‌دهد: "این افراد با خلق موج‌هایی همسو با سلایق مردم و در راستای مطالبات مردمی برای رسیدن به اهداف خود سناریوهای متعددی را نوشته و اجرا می‌کنند. مردم ایران، مردمی عاطفی و مظلوم نوازند و هر کسی که در انتخابات مظلوم واقع شود مورد حمایت و توجه قرار می‌دهند. در حالیکه علاوه بر گزینه مذکور، صلاحیت فرد و اینکه آیا این افراد در حد و اندازه این موقعیت هستند یا خیر نیز باید مورد توجه باشد."

زادسر نقیصه دوم انتخابات را مرتبط با نامزدهای انتخاباتی دانسته و تاکید می‌کند:
"علیرغم اینکه ما در کشوری اسلامی زندگی می‌کنیم، عملکرد برخی کاندیداها در انتخابات، اعم از تبلیغات شفاهی یا تصویری دارای مشی و منش غربی‌مآبانه است و به همین جهت بسیاری از کاندیداها در اذهان مردم مساله‌دار می‌شوند و دلیل آن مورد تهاجم بی‌رحمانه قرار گرفتن این کاندیداها توسط رقباست."

نماینده مردم جیرفت و عنبرآباد در وبسایتش آورده است: "با کمال تاسف و تاثر باید بگویم جناح‌هایی که تاکنون در راس کارها قرار گرفته‌اند، موج‌سواران خوبی بوده‌اند که از ضعف رقیب در افکار عمومی، موج ساخته و با معرفی خود به عنوان ناجی مردم، به جذب آرا پرداخته‌اند.
وی افزود: این جناح ها و گروه‌ها، منافع خود را بر منافع سایر گروه‌ها، احزاب و حتی منافع مردم و مصالح کشور ترجیح می‌دهند و این امر شامل همه گروه‌ها و جناح ها می‌شود."

زادسر ادامه داد: "من به گروه یا جناح خاصی کار ندارم اما به این نتیجه رسیده‌ام که دعواهای حزبی و گروهی، دعوا سر قدرت است به قولی دعوا سر لحاف ملاست نه دعوا سر مصلحت کشور و منافع مردم."

این عضو اصولگرای مجلس در مورد روی آوردن مردم به اصلاح‌طلبان می‌نویسد:
"وقتی چند نفر برای انتخابات کاندیدا می‌شوند مردم چاره‌ای ندارند جز اینکه به دامن یکی از این افراد پناه ببرند.

‌مردم طی هشت سال از ۷۶ تا ۸۴ از اصلاح طلبان ناامید شده و به اصولگرایان روی آوردند و اکنون با برخی عملکردها از جانب اصولگرایان این نگرانی وجود دارد که مردم دوباره به اصلاح‌طلبان روی آورده یا اینکه به برخی گروه‌های بی‌نام و نشان اقبال نشان دهند."

وی با اشاره به فعالیت اصولگرایان و اصلاح‌طلبان برای حضور در انتخابات مجلس هشتم می‌گوید: "هر دو گروه به شدت در حال تلاش هستند تا از عملکرد خود دفاع کنند. در این بین گرانی‌های افسار‌گسیخته اخیر و سهمیه بندی بنزین، اصولگرایان را با چالش عمیق و جدی مواجه کرده است."

زادسر با تاکید بر استفاده از چالش‌های پیش روی اصولگرایان، توسط اصلاح‌طلبان برای کسب منافع بیشتر خود و احراز جایگاه در بین مردم می‌گوید: "‌باید به اصلاح‌طلبان گفت که این چالش‌ها (گرانی، تورم و ...) در زمان شما هم بود و شما هم نتوانستید این مشکلات را حل کنید. پس پسندیده نیست از آن‌ها علیه اصولگرایان استفاده کنید.
‌مردم باید هوشیار باشند و بگویند شما (اصلاح‌طلبان) طی هشت سال، اگر نگوییم ۱۶ سال که همه مسائل اقتصادی، سیاسی و ... دستتان بود چه گلی به سر مردم زده‌اید که حالا آمده‌اید و ادعا می‌کنید که ناجی مردم هستید.

کسانی که ادعای ناجی بودن دارند (اصلاح‌طلبان) و خود را ناجی اقتصاد، مسکن و اشتغال می‌دانند تنها شعارها و وعده های انتخاباتی را مطرح می‌کنند که رای بیاورند و مردم هم که با این کارها آشنا هستند دیگر این ادعاها را باور نمی‌کنند زیرا به قول معروف آزموده را آزمودن خطاست."

***

سید شهاب‌الدین طباطبایی، رییس شاخه جوانان جبهه مشارکت، مسوول کمیته سازمان‌های غیردولتی ستاد انتخاباتی دکتر معین در انتخابات ریاست‌جمهوری وعضو انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران در وبلاگش "دل‌نوشت" در مطلبی با عنوان "‌لطفاً اصلاح‌طلب بمانید" به مشکلاتی که بر سر راه اصلاح‌طلبانی که به مجلس راه یابند ایجاد خواهد شد، اشاره کرده و از آن‌ها می‌خواهد که در آن هنگام هم اصلاح‌طلب باقی بمانند:

"نوشتن از انتخابات، آن هم انتخاباتی با این کیفیت که از هر نظر استثنایی است و مانند دولت برگزارکننده‌اش یک پدیده، واقعاً کار آسانی نیست. و دشوارتر هم می‌شود وقتی که قرار گذاشته‌ایم برخلاف گفته‌های قبلی‌مان که فقط در انتخاباتی آزاد و عادلانه و رقابتی شرکت می‌کنیم در این انتخابات که بنا به تشخیص و اعلام مکررمان فاقد شرایط لازم است، شرکت کنیم. حساب کنید می‌خواهیم در چنین انتخاباتی شرکت کنیم، پرشور و نشاط‌اش هم بکنیم، مردم را هم دعوت کنیم به انتخاباتی که با معیارهای قبلی‌مان رقابتی و آزاد و عادلانه بودنش هم احراز نشده اما چون در بعضی حوزه‌ها، بعضی کاندیداهایمان با بعضی شروط احراز صلاحیت شده‌اند فعال و سرحال و قبراق شرکت می‌کنیم. اسم‌اش را هم گذاشته‌ایم «حضور معترضانه» و رسم‌مان هم این شده که از حضور معترضانه دفاع کنیم و برایش تبلیغ. و ما چون هنوز جوانیم و کم‌تجربه، معنای دقیق این حضور معترضانه را درک نکرده‌ایم.

بعضی‌هایمان فکر می‌کنند باید به حضور خودمان معترض باشیم، بعضی‌ها می‌گویند باید در حالی که حضور داریم اعتراض کنیم، بعضی دیگر هم اینطور فهمیده‌اند که باید در جاهایی که اعتراض داریم حاضر شویم و... به هرحال اما جوانیم و پرشور و نشاط و باید فعال و پرشور و پرانگیزه حاضر باشیم و البته اجازه داریم که اعتراض هم بکنیم. حالا که راهی نداریم، و «حضور معترضانه» را از میان گزینه‌های محدود شده به همین گزینه برگزیده‌ایم و چاره‌یی نداریم جز آنکه به روش پیشنهادی بزرگ‌ترهای اصلاحات تمکین کنیم و اطمینان، لااقل شاید بشود از میان این همه اجبار دست به انتخاب زد، از روش ترکیبی حضور اعتراضی، اعتراض‌اش را ما بر عهده بگیریم و حضورش را بزرگترها، و البته به لطف نگاه تیزبین هیات های اجرایی و نظارت، کاندیداهای جوان فرصتی هم برای حضور نیافته‌اند تا بتوان به شیوه‌یی دیگر انتخاب کرد. این انتخاب ما هم کم از انتخابات پیش رو ندارد. تازه شبیه تقسیم کارهای قبلی‌مان وقتی که مثلاً دستی در قدرت داشتیم هم می‌شود، بزرگترها در قدرت حاضر بودند و جوان‌ترها اعتراض ها را می‌شنیدند، دانشجوها سهم‌شان اعتراض و بعد تهدید و اخراج و ضرب و شتم بود و بزرگ‌ترها روی صندلی‌های قرمز و سبز حضور داشتند.

معتقدم اعتراض کردن سهم جوانان باشد، حداقل آبرو و اعتبارش در این شرایط بیشتر است، هرچند که چند برابر این اعتبار و آبرو، هزینه داشته باشد. حالا که تقسیم کار کردیم، می‌ماند یک قول و قرار آخر با کاندیداهایی که احتمال دارد وارد مجلس شوند. از همین الان رضایت تام و تمام خود را باز هم از سر ناچاری اعلام می‌کنیم که اگر برای تصویب اعتبارنامه هایتان توسط اکثریت قاطع از پیش تعیین شده مجلس هشتم، گرفتاری و مشکلی به وجود آمد، هرگونه ارتباط با معترضین را به کلی انکار و تکذیب و از رفتار معترضانه ما انتقاد و اعلام برائت کنید، اما فقط یادتان نرود که برای چه و چرا این همه خفت و خواری کشیدیم. لطفاً در حدی که برایتان امکان دارد اصلاح‌طلب بمانید. از هرچه که برایمان مهم بود و گذشتیم، مهم نیست؛ آبرو و اعتبارمان که خدشه‌دار شد اهمیتی ندارد، غرور و حیثیت‌مان را که به بازی گرفته شد فعلاً فراموش می‌کنیم، اما فقط لطفاً اصلاح‌طلب بمانید. باور کنید دیگر نخواهیم پذیرفت که شرایط ایجاب می‌کند سکوت کنید یا دوباره با کلمات و عبارات متناقض استراتژی‌های عافیت‌طلبانه تان را به رخ‌مان بکشید. تا اینجا هم که با شما آمده‌ایم برایمان سخت بود. لطفاً اصلاح‌طلب بمانید."

***

علی شکوری راد، از اعضای موسس جبهه مشارکت و نامزد رد‌صلاحیت شده مجلس هشتم در وبلاگش "گلجه" در مورد منطق ناسازگار حاکم بر کلیت روند رد یا تایید صلاحیت‌ها در شورای نگهبان، در پست کوتاهی با نام "دو مقدمه و یک سوال در مورد آقای جنتی" می‌نویسد:

"یک. در انتخابات هفتم ریاست جمهوری، مرحوم زواره‌ای کاندیدا بود و صلاحیتش تایید شده بود. اما پس از پایان دوره‌ی عضویتش در شورای نگهبان، وقتی برای انتخابات نهم ریاست جمهوری نامزد شد، صلاحیتش توسط همان شورای نگهبان رد شد.
آقای عباسی‌فرد که در طول دوره اصلاحات، عضو شورای نگهبان بود. پس از کنار رفتن از آن شورا، در انتخابات سال گذشته‌ی خبرگان رهبری و سپس در انتخابات فعلی مجلس شورای اسلامی صلاحیتش رد شد.

فعلاً نمی‌خواهم بگم بقیه اعضای شورای نگهبان وقتش که برسد معلوم خواهد شد صلاحیت نداشته‌اند. به همه‌ی بقیه کاری ندارم.

دو. در نماز خانه شورای نگهبان ظهرها نماز جما عت بر پا می‌شود. آقای جنتی جلو می‌ایستد و کارکنان شورا پشت سر او نماز می‌خوانند. آقایان فقها نمازشان را فرادا اقامه می‌کنند.
سوال: اگرآقای جنتی از شورای نگهبان برکنار شود، یا دوره‌اش تمام شود و بعد بخواهد نامزد نمایندگی مجلس بشود آیا صلاحیت خواهد داشت؟"

***

علی اکرمی در وبلاگ "‌قوپوز" در گفتاری به اسم "‌اندر مناسک انتخابات" می‌نویسد:
"این روزها شدیدا بحثهای مربوط به انتخابات داغ شده، این روزها چندتا جلسه مربوط به انتخابات شرکت داشتم که مطالب جالبی شنیدم، حیفم اومد که بازنشرش نکنم.

دو تا از دوستان و اساتیدم که در حوزه فقه و علوم اجتماعی هم آدمهای مطرحی هستند تعابیر جالبی رو در مورد انتخابات بکار می‌بردند.

جمع‌بندی نظرات اونها این بود که"‌اصولاً این چیزی که داره برگزار میشه انتخابات نیست،

یک جور مناسک مذهبیه شبیه به بیعت برای تائید محفلی مشورتی که به حاکم اسلامی مشورت بدهند.

مردم هم مانند مناسک حج و‌... برای تکمیل دینشان باید در آن شرکت کنند و مسیری را که تعیین شده بروند."

اما تحلیل خود من اینه که انتخابات مجلس هشتم چندان اهمیتی نداره چون برخلاف اونی که برخی‌ها معتقدند نه فقط ۲۲۰-۲۱۰ تا کرسی که به نظر من هر ۲۹۰ تا کرسی رو از حالا چیده‌اند، فقط ۲۱۰ تاش الان معلومه چه کسی را در نظر گرفتند و ۸۰ تاش هنوز اعلام نشده و بعد اعلام می‌شه اما مطمئناً برای اون کرسی ها هم یک نماینده چه اصلاح‌طلب و یا اقتدارگرا از همین حالا انتخاب شده.

مساله مهم ما این روزها نیست مساله ما سال آینده و ادامه اصلاحاته.
مساله اینه که اگر امروز بگذاریم این بازی رو به راحتی انجام بدهند مطمئنا تکرارش می‌کنند.

یکسال دیگه انتخابات ریاست جمهوریه.

کروبی از چهارسال قبل برای حضورش خط و نشان کشیده و هاشمی هم مطمئناً اینبار نمیاد.

هر اصلاح‌طلب و یا به اصطلاح اصلاح‌طلب دیگری هم که نامزد بشه مطمئناً رد‌صلاحیت میشه و ما می‌مونیم و باز هم همون داستان تلخ و همیشگی انتخاب بین بد و بدتر

و مانند انتخاب بین هاشمی و احمدی‌نژاد ناچار می شویم بین کروبی و احمدی نژاد یا کسی مثل اون از کروبی حمایت کنیم و حدس زدن باقی داستان چندان سخت نیست.

یک بازی دو سر باخت که احتمالاً با نتیجه شکست اصلاح طلبان و حذف کروبی در آخرین لحظات تموم میشه و فاتحه اصلاحات تا چندین سال خوانده میشه و دهها فرض بدتر در مورد واکنش دانشجوها و جوانان اصلاح‌طلب که نمی‌خوام حتی بهش فکر کنم.

یا شیخ مهدی کروبی با افزایش پرداختی ماهانه ۵۰ هزار تومان به ۲۰۰ هزار تومان و یا بیشتر رای میاره که اون وقت هم باز فکر نمی‌کنم بتونیم جشن پیروزی بگیریم و خوشحال باشیم که ۱۲ سال بعد از دوم خرداد و جامعه مدنی به ۲۰۰ هزار تومانی رسیده‌ایم."

***

وبلاگ "‌نون و القلم"در نوشته‌ای با عنوان "تحریف مفهوم استفاده سیاسی از فضای مجازی" و در اشاره به استفاده غیر‌اخلاقی از اینترنت، در جریان رقابت‌های نتخاباتی می‌نویسد:
"این روزها به هرجا که سرک می‌کشی‌، سخن از انتخابات است و این معنا اگرچه به لحاظ بافت توسعه نیافته سیاسی جامعه، در بیشتر محافل به شکل مستقیم بیان نمی‌شود اما از لابه لای تهمت‌ها و جریان بدون توقف تخریب یک گروه علیه گروه رقیب، می‌توان فهمید که این «دغدغه ناگهانی انذار خلق علیه فلان شخص» معنایی پنهان در خود دارد که از قضا با مساله انتخابات به شدت گره خورده است.

تمام این‌ها به اعتقاد من ربطی به خباثت تخریب کننده و تخریب شونده ندارد بلکه بیشتر بازتاب آن عدم رشدی است که هنوز نمی‌تواند میان رقابت و خصومت تمایزی قایل شود و از همه جالب تر آنکه به اصطلاح «الیت‌ها» یا نخبگان نیز خواسته یا ناخواسته با این جریان‌ها همسو می شوند و این تفسیر اقدام فلان فرد مدعی رسانه است که به جای ارایه راهکار درست رقابت و استفاده از صحیح از ابزار کارآمد رسانه مجازی و اینترنت ،با شعفی شگفت‌آور، مبلغ و شاید موسس این اقدامات ناشایست می‌شود."

***

حسن نالوسی در وبلاگ "حجره خورشید" بیانیه شماره ۳ ائتلاف اصلاح‌طلبان را آورده که بخشی از آن به این شرح است:
"اگر خدای نکرده امکان انحراف در حرکت جامعه به سوی آرمان‌ها وجود داشته باشد، مهم‌ترین گرانیگاه آن بی‌اثر کردن رای مردم، کاهش و حتی سلب اعتماد مجلس و تغییر آن از بودن "در راس امور" به تعبیر زیبای امام - به عاملی خنثی و غیرموثر و قرار دادن آن در ذیل و ظل قدرت‌هایی است که در یک نظام مردم‌سالار باید تحت نظارت و فرمانبردار مردم از طریق مجلس باشد...

اینک انتظار از ما چیست؟

شاید احساسات جریحه‌دار شده و نیز فشار برخی دوستان و دلسوزان ایجاب می‌کرد که یکسره از عرصه کنار بکشیم و میدان را به طور کامل در اختیار کسانی قرار بدهیم که جز به حاکمیت یک سلیقه و یک نگاه و ایجاد حاکمیتی یکدست نمی‌اندیشند. شاید روا بود که بگذاریم تا بدعت زشت از پیش تعیین کردن بیش از دو سوم کرسی‌های مجلس هفتم به تعبیر روسای وقت مجریه و مقننه با تعیین ۱۹۰ کرسی مجلس پیش از رای‌گیری عملاً محقق شده بود ادامه یابد و با کامل شدن یکدستی، آشکار شود. ولی مصلحت‌بینی مومنانه و دلسوزی برای انقلاب و ملت و باور به این‌که ایران و جمهوری اسلامی از خود ماست با همه فشارها و برنامه‌ریزی‌هایی که برای بیرون راندن یاوران امام(ره) از صحنه وجود دارد، حکم می‌کند تا آن‌جا که میسور است در عرصه حضور داشته باشیم. هرچند برخی درصددند که قبل از انتخابات سرنوشت کلی مجلس آینده را با تمهیدات ناروای خود رقم بزنند."

مرتبط:
انتخابات مجلس هشتم و وبلاگستان
انتخابات مجلس و وبلاگستان

عبدی، مرعشی، شکوری راد و انتخابات

وبلاگ نویسان و تحریم انتخابات مجلس

دلایل وبلاگ‌نویسان برای مشارکت در انتخابات

انحلال سیاست

اکبر اعلمی، رضا حجتی، شهاب الدین طباطبایی

یک کرسی هم یک کرسی است

‌تاییدیه می‌خواهی بیا شورای نگهبان توبه کن

شأن فقیه، تعیین حکم شرکت در انتخابات نیست

Share/Save/Bookmark