رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۴ دی ۱۳۸۵

اسطوره‌ی تولد قهرمان

ایرج ادیب زاده – پاریس

میلیون ها نفر مسیحی در سراسر جهان دیشب و امروز سالگرد تولد مسیح را جشن گرفتند. در این جشن مسیحیان رویداد ظهور پسر خدا و نجات‌دهنده‌ی بشریت را بزرگ داشتند. کودکان به لطف دلهای ساده و شیفته‌ی افسانه‌ی خود، به قصه‌ی تولد مبارک کودکی در گوشه‌ی یک طویله در آخور یک گاو گوش دادند.


sacre coeur در شب نوئل

خانواده ها این شب را فرصتی برای دیدار و گردهمایی افراد فامیل دانستند. سوداگران بازار هم از گرمی رونق هدیه دادن ها سود بردند. قرن هاست که با هر گردش سال این مراسم تکرا ر میشود. گاه با اندکی تغییر در رنگ و ترکیب.
مانا بودن و جاودانگی این سنت دیرین را، برخی به معنای دینی آن دانسته اند. برخی دیگر انرا شکل تغییر یافته‌ی یک سنت بسیار کهن‌تر دانسته اند که آغاز زمستان را شروع سال می‌شناختند.

در یک نظر خواهی توسط روزنامه‌ی پاریزین فقط چهارده درصد فرانسوی ها، نوئل را یک جشن مذهبی میدانند. چهل ونه درصد فرانسوی ها نوئل را جشن خانوادگی و گردهم آمدن فامیل دانسته اند.
بر اساس این نظر خواهی که هفته پیش از هزار و سیصد نفر گرفته شده، تنها هجده درصد افراد بالای پنجاه سال جنبه‌ی مذهبی نوئل را مقدس می‌دانند. نوئل برای شانزده درصد از فرانسوی ها یک رویدادی تجارتی است برای مبادله ی هدایا. شماری از روانکاوان نوئل را جلوه‌ی باوری دیرینه میدانند که در اسطوره‌ی تولد قهرمان تبلور یافته است.

اوتو رانک(ottorank)، روانکاو مشهور اتریشی و شاگرد و همکار فروید، در سال ۱۹۰۹، کتابی با نام «اسطوره تولد قهرمان» نوشت که در آن با گردآوری افسانه‌ها و اساطیر بسیاری از ملل دنیا، شباهت‌های چشم‌گیری را که در افسانه‌های مربوط به چگونگی تولد قهرمانان نزد ملل مختلف وجود دارد مورد بررسی قرار داده است.
او می نویسد: بیشتر ملت های متمدن مهم جهان مانند بابلی ها، مصری ها، عبری ها، ایرانی ها، هندی ها، یونانیان، رومی ها و ژرمن ها در افسانه ها و آثار فرهنگی خود نشان داده اند که پادشاهان، شاهزادگان افسانه ای، بنیان گذاران ادیان و سلسله ها، پایه‌گزاران شهرها و امپراتوری‌ها و در یک کلام قهرمانان ملی خود را گرامی داشته اند و در میان این افسانه ها شباهت های بسیار نزدیکی درباره‌ی حکایت تولد قهرمان به چشم میخورد.


کلیسای نوتر دام در شب نوئل

در کتاب اسطوره‌ی تولد قهرمان که بیش از نود سال پیش نوشته شده است، اوتورانک به افسانه‌های تولد مسیح، موسی پیامبر یهودیان، ادیپ چهره اساطیری یونان قدیم، گیل گمش، زیگفرید، زرتشت پیامبر ایرانی ها، کورش و قهرمانان اساطیری ایران مانند زال، داراب و فریدون که از شاهنامه بر گرفته شده اند با مو شکافی روانکاوانه‌ای مورد بررسی قرار گرفته اند. به نوشته اوتورانک در کلیه این افسانه ها، قهرمان اصلی هنگام تولد از دامان مادر و پدر دور میشوند و در صندوقچه یا زنبیلی به آبی روان سپرده می‌شوند یا در چاهی یا جنگلی رها میشوند و توسط زن و مردی فقیرتر از پدر و مادر واقعی خود یا توسط حیوانی به طور مثال در مورد زال توسط سیمرغ بزرگ میشوند و پس از نشان دادن رشادت و هوش نمونه به قلمرو پدر و مادر اصلی باز میگردند.

در افسانه تولد کورش می بینیم که به دستور پدر بزرگش به جلاد سپرده میشود. در داستان فریدون در شاهنامه نیز می بینیم که از ترس کشته شدن مادرش او را به جنگلی دور دست میبرد و در أنجا به لطف وجود یک گاو زنده میماند و بزرگ میشود. دوری از پدر واقعی را که در انجیل آمده است در مورد عیسی مسیح میبینیم که پدرش خداوند است و یوسف نجار سرپرست زمینی اوست و در پایان کار از پیوستگی پسر به پدر خبر میرسد و نیز تولد میترا که نزد ایرانی ها با شب تولد مسیح نزدیکی دارد.

حرف آخر اینکه از تولد مسیح و جشن نوئل، شب یلدا، زایش خورشید، تولد میترا، به موضوع اساطیری تولد قهرمان رسیدیم. اما در دنیای امروز نمی توان از قهرمان سخن گفت و برای عمر کوتاه قهرمانی‌ها و قهرمانان که با سهولتی بی نظیر فرو می‌پاشند حسرت نخورد.

به یاد این گوشه از نمایش‌نامه‌ی زندگی گالیله اثر «برتولد برشت» می‌افتیم. زمانیکه گالیله پس از توبه کردن در پیش گاه کلیسا، از دادگاه خارج میشود، اندره آ، یکی از شاگردان گالیله که از سستی استادش سخت خشمگین و دلزده است میگوید: «بدبخت ملتی که قهرمان ندارد» و گالیله پاسخ میدهد: «بدبخت ملتی که محتاج قهرمان است».

در کتاب اوتورانک، می‌بینیم قهرمان آن چهره ارمانی است که از بوته آزمایش های زندگی پیروز بیرون آمده باشد. مسئله اینجاست که با ید چهره‌های آرمانی را از انسان های خاکی تمیز داد.

Share/Save/Bookmark