<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>سهند صاحب دیوانی</title>
      <link>http://zamaaneh.com/sahand/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2009</copyright>
      <lastBuildDate>Thu, 15 Jan 2009 17:46:26 +0000</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>فلامنکو، بخش کوچکی از موسیقی متنوع اسپانیایی</title>
         <description>آدم که به موسیقی اسپانیایی فکر می‏کند، اول از همه یاد موسیقی «فلامِنکو» (Flamenco) می‏افتد. ولی فلامِنکو تنها موسیقی یک بخش کوچکِ یکی از کشورهای اسپانیایی زبان است. اگر این زبان در کشورهای زیادی زبان رسمی باشد، معلوم است که تنوع موسیقی اسپانیایی چقدر می‏تواند زیاد باشد.

[[sound]]

در برنامه‏ی امروز «کاروان موسیقی» می‏خواهیم مزه‏ی چندتا از این نوع موسیقی را بچشیم. ولی با همه‏ی این حرف‏ها، بازهم باید با فلامینکو شروع کنیم.

صدای پرقدرت و زیبای «ماریا خیمِنِس» (Maria Jimenez)، با اجرای آهنگ «راتونس کلوراوس» (ratones coloraos).

[[photow01]]

مثل این که از فلامنکو نمی‏شود دل کند. چون آهنگ دوم هم یک فلامنکو است از خواننده‏ای به نام «مارتیریو» (Martirio) آهنگ «اوخوز وردِس» (Ojos Verdes) یا چشم‏های سبز.

حال با یک زوج پیانیست کوبایی و خواننده‏ی فلامنکو، به اسم «بِبورادسی‏ گالا»، از اقیانوس رد می‏شویم و به آمریکای لاتین می‏رویم. با آهنگی به نام «اشک‏های سیاه».

با این که این همکاری اسپانیایی و کوبایی جدید است، ولی آهنگ اشک‏های سیاه قدیمی است و قبلا چند بار اجرا شده است. مثلا با اجرای یکی از پیر دیرهای موسیقی کوبا؛ اگناسیو ماسکوتِ کاریو (ignacio &quot;massacote&quot; carillo)

حال یکی از خواننده‏های مهم دهه‏ی شصت امریکای لاتین، «ویولِتا پارا» (Violetta Para)، که در زمان سالوادور آلنده همزمان در موسیقی و سیاست شیلی خیلی فعال بود. ویولتا پارا در یک خانواده‏ی اهل هنر بزرگ شد. برادرش شاعر معروفی بود. همه‏ی بچه‏ها و نوه‏های ویولتا هم در کار موسیقی و هنرهای دیگر هستند.

اسم این آهنگ معروف ویولتا &quot;گراسیاس لاویدا&quot; (gracias a la vida) یا «زندگی ممنون» است.

در ادامه‏ی سفرمان، به امریکای شمالی می‏رویم. برای شنیدن صدای یک خواننده‏ی مکزیکی ـ کانادایی؛ یعنی خانم «لاسا دِسِلا» (Lhasa de Sela)، در آهنگ «کُن‏تُدا پلابرا»  (Con Toda palabra) یا با همه‏ی کلمه‏ها.

[[photow02]]

با این چند آهنگ تا اندازه‏ای متوجه شدیم که موسیقی اسپانیولی زبان چقدر متنوع است. ولی بالاخره ما باید جایی یک نقطه‏ی پایان بگذاریم. آدم می‏ماند، از بین میلیون‏ها آهنگ و خواننده سراغ کی و چی برود؟

آها! خواننده‏ای که همه‏ی این سبک‏ها را وجودش دارد: «کُنچا بویکا» (Concha Buika) که پدر و مادرش از گینه‏ی استوایی آمده‏اند، خودش در اسپانیا میان کولی‏ها بزرگ شده و یک زمانی با عشق دنبال موسیقی آمریکای لاتین بوده است. از این خواننده، آهنگ «مِنتی رُزا» (Mentirosa )

با این آهنگ، وقت برنامه‏ی امروز ما تمام می‏شود و باید با شما خداحافظی کنم. تا هفته‏ی بعد و برنامه‏ی بعدی. شاد باشید.</description>
         <link>http://zamaaneh.com/sahand/2009/01/post_43.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/sahand/2009/01/post_43.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">کاروان موسیقی</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 15 Jan 2009 17:46:26 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>کاروان موسیقی، در سالی که گذشت</title>
         <description>برنامه‏ی امروز ما، آخرین برنامه‏ی «کاروان موسیقی» در سال ۲۰۰۸ میلادی است. در این سال، از هنرمندانی که همراه ما بودند، بعضی‏هایشان دیگر بین ما نیستند و عده‏ای هم با انتشار اولین آلبوم، تولد خودشان را اعلام کردند. 

[[sound]]

خُب، این رسم روزگار است و به قول مولانا: «نیستان رفتند و هستان می‏رسند». شروع سال نوی میلادی را با همه‏ی هنرمندان حاضر و غایب جشن می‏گیریم و با شادی سال جدید را شروع می‏کنیم.

امروز قبل از شروع سال جدید و جشن‏های عید، نگاهی هم به سالی که گذشت می‏اندازیم و خاطره‏های به یادماندنی سال قبل را با خودمان به سال جدید می‏بریم. البته چون به خاطر وقت کم نمی‏توانیم از همه یاد کنیم و به کارهای‏شان گوش بدهیم، به چند نفر اشاره می‏کنیم و می‏گذریم.

ساری شوپل، هنرپیشه‏ و خواننده‏ی فرانسوی که اصلیت الجزیره‏ای داشت، در سن ۵۵ سالگی در ماه آپریل فوت کرد. حاج قربان سلیمانی، خواننده و دوتار نواز خراسانی در سن ۸۷ سالگی از دنیا رفت. از ۱۴ فرزند حاج قربان ۲ دختر و یک پسر دارند کار پدر را  ادامه می‏دهند.

[[photow01]]

مریم ماکبا، خواننده‏ی معروف و فعال حقوق بشر از آفریقای جنوبی هم از کسانی است که جایش خالی است. آهنگ معروف «پاتا پاتا» با صدای مریم ماکبا یا «ماما آفریقا».

دنیای جاز هم پریروز یک نوازنده‏ی معروف‏اش را از دست داد. این نوازنده، فردی هابرت، ترومپتیست با استعداد و نوآوری بود که صدای سازش در بیش از ۶۰ آلبوم شنیده می‏شود.

یکی از کسانی که بیش از همه روی من تاثیر گذاشته و برای شنوندگان رادیو زمانه غریبه نیست، شابان بابرامویچ، سلطان موسیقی کولی‏ها است که امیدوارم روح‏اش روی هر ابری که نشسته، نگاهی هم به ما بیاندازد.

از کسانی که امسال به دنیا آمده‏اند، نمی‏دانم چندتای‏شان خواننده یا نوازنده می‏شوند. این بیست سی سال دیگر معلوم می‏شود. اما کسانی هستند که با اولین اثر خودشان را نشان دادند، یعنی می‏توانیم بگوییم، امسال در موسیقی به دنیا آمدند.

از بین این‏ها کار یک نفر را حتما باید گوش بدهید. او بارک اوباما است. آهنگ «yes we can»  
این آهنگ مال خود اوباما نیست، بلکه کاری است که رِپر will.i.am به همراه چند خواننده‏ی دیگر بر اساس سخنرانی اوباما ساخته است.

[[photow02]]

باید اضافه کنم که اوباما در سال ۲۰۰۸ تاثیر بیشتری روی سیاست داشت تا روی موسیقی و ما این‏جا نمی‏خواهیم اوباما را در موسیقی معرفی کنیم.

با این آهنگ ثابت می‏شود امسال موسیقی باخلاقیت و فعالیت بیشتری دارد در سیاست پیدایش می‏شود. چیزی که بعد از جنگ ویتنام، جایش حسابی در دنیا، به خصوص در غرب، خالی بود.

یکی دو تا آهنگ هم دارم که انتخاب شخصی خودم است و آن‏ها را برای آخر برنامه گذاشته‏ام. آهنگ‏هایی که تنها ارتباط‏شان با سالی که دارد تمام می‏شود، این است که امسال آن‏ها را پیدا کرده‏ام و همش می‏گفتم: چرا زودتر این آهنگ‏ها را نشنیده بودم. مثلا گوش کنید به صدای شیرین ماریا دراگان، خواننده‏ی رومانیایی.

آخرین آهنگ امسال از برنامه‏ی کاروان موسیقی، آهنگی است به نام: «Le Vent Nous Portera»  (باد ما را خواهد برد)، از گروه فرانسوی (Noir Désir) نوار دزیر.

همراه با گروه نوار دزیر با شما خداحافظی می‏‏کنم و امیدوارم سال جدید همراه با موفقیت و شادی برای همه‏ی هم‏وطنانمان باشد.
</description>
         <link>http://zamaaneh.com/sahand/2009/01/post_42.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/sahand/2009/01/post_42.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">کاروان موسیقی</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 02 Jan 2009 16:00:10 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>جشن‌ها و موسیقی کریسمس</title>
         <description>این روزها زمان شروع جشن‌ و مراسم کریسمس است. آداب و رسومی که برای دو میلیارد نفر از مردم دنیا مقدس است و برای خیلی‌های دیگر جاذبه دارد.

[[sound]]

این روزها تلویزیون‌ها و رادیوها پر می‌شود از آهنگ‌های کریسمس و فیلم‌ها و نمایشنامه‌ها و شوهایی که یک جوری به کریسمس مربوط می‌شود. من به همه‌ی کسانی که به این مراسم اعتقاد دارند کریسمس را تبریک می‌گویم و همراه با همه‌ی علاقه‌مندان یک‌سری به این جشن‌ها و موسیقی‌اش می‌زنیم.

این آهنگ «have yourself a Merry little Christmas» با صدای «جودی گارلند.»

[[photow01]]

در اصل کریسمس جشن تولد مسیح است، ولی بخش‌هایی از این قضیه از این داستان فاصله دارد. آدم حتا می‌بیند خیلی‌ها کریسمس را جشن می‌گیرند، بی‌آنکه به مسیح اشاره کنند و این اصلاً عجیب نیست، چون بعضی از اصول جشن کریسمس از بیرون مسیحیت آمده است و عده‌ای از آن‌ها قرن‌ها از بوجودآمدن این دین قدیمی‌ترند.

عده‌ای از محققین عقیده دارند که میترا‌ئیسم در بوجود آمدن کریسمس خیلی تاثیر گذاشته است؛ چون اولاً روز تولد خورشید و عیسی را همزمان گذاشته‌اند، که حالا چهار پنج روز با هم فاصله دارند و همین‌طور عیسی و میترا هر دو از مادری باکره به دنیا آمده‌اند و هر دو سه روز بعد از مرگ دوباره زنده می‌شوند.

شباهت‌های بین این دو دین که در امپراتوری رم طرفداران زیادی داشتند خیلی است که می‌تواند موضوع یک بحث پیچیده باشد که البته الان وقت آن نیست.

همین‌طور که جشن‌های کریسمس به خاطر ریشه‌های مختلف خیلی متنوع هستند، گروه‌های موسیقی هم که برای کریسمس آواز خوانده‌اند خیلی با هم فرق دارند.

مثلاً جودی گارلند کجا و آهنگی که الان می‌خواهیم گوش بدهیم کجا. آهنگ «Merry Christmas» از اولین گروه پانکراک دنیا، «رامونز». 

خواننده‌ی گروه رامونز می‌گوید: 
«عیدتان مبارک.
امشب نمی‌خواهم با کسی دعوا کنم.
خب معلوم است،این‌طور مواقع وقتی یک خانواده باید به زور چند روز دور هم جمع شوند مهمانی بی‌بحث و دعوا پیش نمی‌رود.»

در کنار این بحث که کریسمس و تولد خورشید به هم ربط دارند یک شخصیت هم در جشن‌های کریسمس وجود دارد که بودنش در این مراسم خیلی جالب است و آن بابانوئل است.

این پیرمرد که در این فصل می‌آید و برای آدم‌های خوب هدیه می‌آورد در مسیحیت به سنت‌نیکلاس ربط پیدا می‌کند که اسقف شهر میرا در ترکیه است. این آدم مقدس هم معجزاتی داشته و هم برای مردم هدیه می‌برده است. ولی بعضی‌ها می‌گویند که ریشه‌ی این سنت در اروپا قدیمی‌تر از آمدن مسیحیت است که یکی از خدایان «ودان» می‌آمد و هدیه می‌آورد. 

عقیده به این شخصیت پیرمرد که در این فصل برای مردم هدیه می‌آورد در دنیا زیاد است. مثلاً کرمانی‌های خودمان اعتقاد داشتند که قارون در شب یلدا به شکل یک هیزم‌شکن در خانه‌ها می‌آید و به آن‌ها هیزم هدیه می‌دهد که این هیزم‌ها تبدیل به شمش طلا می‌شود.

گروه «بوستون کامراتا» که تخصصش در خواندن کارهای قدیمی است یک آلبوم پر کرده است از آهنگ‌های کریسمس در قرن‌های ۱۸ و ۱۹.

 حالا این رسم‌ها از کجا می‌آیند و این حرف‌ها، زیاد مهم نیست. فرم ظاهری جشن‌های کریسمس به شکل امروز خیلی تحت تاثیر کتاب‌های چارلز دیکنز و تبلیغات بعضی از شرکت‌ها مثل کوکا کولا قرار دارند.

چیزی که الان مهم است این است: در این جشن‌ها خانواده‌ها در فصل برف و سرما در یک خانه‌ی گرم دور هم جمع می‌شوند، شادی می‌کنند، غذاهای خوشمزه می‌خورند  و به هم حال می‌دهند.

حالا ممکن است بگوید خب،جاهایی که هوا سرد نیست چه؟ آن‌جا هم با کریسمس حال می‌کنند؟ جوابش را در آهنگ بعدی می‌شنویم. آهنگ «african Christmas» از «یلومن». 

[[photow02]]

بعد از آهنگ «african Christmas» از «یلومن» به سراغ یکی از خواننده‌های محبوب من می‌رویم؛ فرانک سیناترا.

با صدای گرم فرانک سینترا برنامه‌ی امروز ما به پایان می‌رسد. امیدوارم جشن‌ها و تعطیلات کریسمس به همگی خوش بگذرد. تا برنامه‌ی بعدی با شما خداحافظی می‌کنم.
شاد باشید.</description>
         <link>http://zamaaneh.com/sahand/2008/12/post_41.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/sahand/2008/12/post_41.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">کاروان موسیقی</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 26 Dec 2008 15:00:54 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>موسیقی بومی کنگوی جنگ‌زده ‬</title>
         <description>از امسال در کشور هلند به کسی که به خاطر حقوق بشر فعالیت چشم‌گیری داشته باشد، یک جایزه، به نام جایزه‌ی لاله داده می‌شود.

[[sound]]

امسال این جایزه به خانم جاستین ماسیکا بی‌هامبا (Justine Masika Bihamba‌) از کشور کنگو تقدیم شد و ماکسیم ور‌هاگن، (‌Maxime Verhagen‌) وزیر امور خارجه‌ی هلند این جایزه را به خانم بی‌هامبا تقدیم کرد.

در کشور کنگو، به خصوص منطقه‌ای که خانم ماسیکا بی‌هامبا اهل آنجاست، میزان تجاوز به زن‌ها به طور وحشتناکی بالاست. چون همه‌ی گروه‌های درگیر جنگ‌های داخلی در این کشور مرتکب این عمل می‌شوند.

همکاری زنان برای کمک به کسانی که قربانی خشونت جنسی می‌شوند، اسم تشکیلاتی است که بی‌هامبا پایه‌گذاری کرده است. کار این تشکیلات غیر از کمک به کسانی که به آن‌ها تجاوز شده است، دادن آموزش و اطلاعات درباره‌ی این مسأله است.

فشار برای تحت پیگرد قرار دادن این مجرمین و کشاندن آن‌ها به دادگاه، سومین بخش فعالیت این تشکیلات است. این فعالیت‌ها کمک می‌کند که توجه‌ی دنیا به این فجایع جلب شود.

[[photow01]]

برای کامل شدن دیدمان از کشور کنگو، در کنار شنیدن این خبرها مقداری هم به زیبایی‌های فرهنگ و آثار هنری این کشور توجه می‌کنیم.

از این کنگوی جنگ‌زده با کارهای دو گروه موسیقی؛ سامبا مپانگالا (Samba Mapangala‌) و ارکستر ویرونگاه ( Virunga‌)، که من خیلی دوستشان دارم، آشنا می‌شویم.

با این‌که چند سال است که سامبا در کنگو زندگی نمی‌کند، ولی همیشه اسم ارکسترش آدم را به کنگو می‌برد. ویرونگاه، اسم یک کوه آتشفشان در کنگو است.

[[photow02]]

سامبا مپانگالا، یکی از نوازندگان دوران طلایی موسیقی کنگو است که از دهه‌ی پنجاه، شصت شروع می‌شود و دهه‌ی ۹۰ تمام می‌شود.

از این زمان به بعد خیلی از نوازندگان خوب کنگو کشور را ترک کردند. پریزیدنت موبوتو که از سال ۶۵ تا ۹۷ در کنگو حکومت کرده بود، موسیقی بومی را خیلی تحت‌ فشار گذاشته بود و این برای کشوری که ۲۵۰ قوم و ۷۰۰ زبان مختلف در آن زندگی می‌کنند، لطمه‌ی بزرگی بود.

آلبوم «آواز و رقص» (Song and Dance‌) آلبوم دوازدهم این خواننده است که حاصل بیش از ۲۵ سال فعالیت هنری است.

چند سال به عقب برمی‌گردیم و سراغ یکی دیگر از گروه‌های خیلی مهم پایتخت کنگو (کینشاسا) در دوره‌ی روناک، گروه تی‌پی‌او‌کی (TPOK-Jazz‌) می‌رویم. تی‌پی‌او‌کی، مخفف اسمی است که معنی آن قوی‌ترین گروه کینشاسا می‌شود.

[[photow03]]

این گروه در دهه‌ی پنجاه بنیان‌گذاری شد و توانست خیلی سریع یکی از محبوب‌ترین گروه‌های موسیقی کنگو شود. سام مانگوانا، (Sam Mangwana‌) از سال ۷۲ عضو این گروه شد‌.

چشمه‌ی موسیقی کنگو خشک شدنی نیست‌. خواستیم با این آهنگ‌ها، کمی از این موسیقی را مزه مزه کنیم‌. در دوره‌‌ی طلایی موسیقی کنگو و یا از گروه‌هایی که در خارج از کنگو به خصوص از فرانسه و بلژیک فعال‌اند، کارهای خیلی خوبی وجود دارد که علاقه‌مندان موسیقی کنگو می‌توانند به آن‌ها دسترسی پیدا کنند.

اسم یک خواننده‌ی جوان کنگویی را می‌گویم که در هلند زندگی می‌کند و هنوز کارش به بازار نیامده است‌. اما نام ‌ناتالی ماکوما (‌‌Nathalie Makoma) یادتان باشد. مطمئنم این خواننده‌ی با استعداد به زودی بسیار معروف می‌شود و از آلبوم‌هایش خیلی لذت خواهیم برد.</description>
         <link>http://zamaaneh.com/sahand/2008/12/post_40.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/sahand/2008/12/post_40.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">کاروان موسیقی</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 20 Dec 2008 14:22:31 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>موسیقی و جاهلان کافه‌های یونانی</title>
         <description>این هفته می‌خواهیم به یونان برویم و کمی موسیقی یونانی مزمزه کنیم.

موسیقی و فرهنگی که نه فقط به دلیل تاریخ کهن و موقعیت جغرافیایی‌اش تاثیر زیادی از شرق گرفته، بلکه تا همین ۸۰-۹۰ سال پیش در بحبوحه‌های درگیری‌های یونان و ترکیه خیلی از یونانی‌هایی که اصالتاً آسیایی بودند همراه با موسیقی و سازهای خودشان به یونان مهاجرت کردند.

[[sound]]

یونان موسیقی فلکوریک بسیار زیبایی دارد. ولی به خاطر وقت کم برنامه ما امروز می‌خواهیم بیشتر با موسیقی شهرها و کافه‌های یونانی صفا کنیم.

با این مقدمه، اول می‌رویم سراغ یک آهنگ که رگه‌های شرقی در آن خیلی مشخص است. این صدای قشنگ «گی‌کریا» (glikeria) است، که بار اول نیست در کاروان موسیقی به صدای آن گوش می‌کنیم.

[[photow01]]

بعضی از دوستان یونانی من می‌گویند کارهای این خواننده کمی بازاری است، ولی من کاری به این حرف‌ها ندارم و از صدای گرم این خواننده خیلی لذت می برم. اسم این آهنگ است، «ایماریتزا ایزنیرنیا». 	

بعد از جنگ بین یونان و ترکیه، بیشتر پناهندگان یونانی که از ترکیه به یونان مهاجرت کردند، به مناطق فقیرنشین شهرهای پیریوس، آتن و سالونیک رفتند و در همین جاهاست که موسیقی «ربه‌تیکو» (rebetiko) ریشه دارد.

بعضی از این مهاجرها کارشان دایر کردن جایی بود که در آن‌جا بعد از مصرف بنگ و حشیش و غیره، مشغول زدن و خواندن می‌شدند.

بیشتر این آهنگ‌ها درباره‌ی سختی زندگی، فقر و فحشا، مواد مخدر و عشق و خیانت و غیره بود. اما بعضی وقت‌ها هم به دیکتاتورها حمله می‌کردند و به آن‌ها بد و بیراه می‌گفتند. همین باعث شد که یک دوره این نوع موسیقی و حتا سازهایشان ممنوع شود.

«آمان آمانی» که دارد می‌خواند را گوش می‌کنید؟ به این‌گونه موسیقی‌ و آواز کافه‌آمان هم می‌گویند. اسم این خواننده «آندونیش دالگاس» (Andonis Dalgas) است.

[[photow02]]

این کافه‌ها همیشه یک پای ثابت هم داشتند که به آن‌ها «مانگاس» (Mangas) می‌گفتند. مانگاس‌ها که نقش مهمی در این فضاها و بوجود آمدن این فرهنگ داشتند یک‌کتی راه می‌رفتند.

مانگاس‌ها همیشه یک دست خود را در آستین کتشان فرو می‌کردند، معمولاً سبیل داشتند، بی‌کلاه شاپو و تسبیح هم که نمی‌شد و همیشه کفش‌های پنجه‌باریک می‌پوشیدند. گاهی هم در وصفشان آواز خوانده می‌شد. می‌بینیم که جاهلان هم اینتر‌ناسیونال خودشان را دارند.

این آوازی که «جورج دالاراس» (George Dalaras) می‌خواند سبکی است که رقصی هم به نام «زبه‌تیکو» (Zeibekiko) دارد که جنگ‌جوهای آناتولی با خودشان به یونان آورده‌اند. این رقص را همیشه باید یک نفر اجرا کند.

[[photow03]]

قدیم‌ها اگر وسط این رقص کس دیگری بلند می‌شد که برقصد، توهین بود و کار به بزن‌بزن می‌کشید. بعضی از شیرین‌کاری‌های وسط این رقص ایستادن روی یک استکان، بلندکردن یک میز یا صندلی یا گذاشتن یک استکان عرق روی پیشانی بود.

انگار در این قدیم ندیم‌ها به ما بد نگذشت. پس به سراغ آهنگ قدیمی دیگر می‌ریم. «آخ اگر نوار پایین دامنت بودم». بعد از این آهنگ تاریخی به آخرین آهنگ برنامه‌ی امروز می‌رسیم.

ما با یک آهنگ پرتحرک «گی‌کریا» (glikeria) شروع کردیم و می‌خواهیم با یک آهنگ دیگر از همین خواننده با شما خداحافظی کنیم. 

اسم این آهنگ «سمیرنا» (Smyrna) است که اسم قدیم شهر ازمیر است. جایی که یک زمانی یونانی‌های زیادی زندگی می‌کردند.

در این‌جا باید با شما خداحافظی کنم. امیدوارم برنامه‌ی امروز ما را پسندیده باشید. تا هفته‌ی بعد و برنامه‌ی بعدی شاد باشید.</description>
         <link>http://zamaaneh.com/sahand/2008/12/post_39.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/sahand/2008/12/post_39.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">کاروان موسیقی</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 04 Dec 2008 17:31:41 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>امیر کاستاریکا، موزیسین یا فیلم‌ساز</title>
         <description>در «ایت‌فا»، فستیوال بین‌المللی فیلم‌های مستند در آمستردام، امسال یک فیلم از امیر کاستاریکا اکران می‌شود که درباره‌ی زندگی مارادونا، فوتبالیست معروف آرژانتینی است.

[[sound]]

امیر کاستاریکا برای شنوندگان برنامه‌ی ما غریبه نیست، چون قبلاً از موسیقی فیلم‌های این کارگردان که بوسیله‌ی گوران برگوویچ ساخته شده بود، خیلی صحبت کردیم.

ولی شاید خیلی‌ها ندانند که خود کاستاریکا در موسیقی خیلی فعال است و بیشتر موسیقی آخرین فیلم‌هایش را گروه خودش ساخته است.

برنامه‌ی این هفته‌ی ما آشنایی بیشتر با این گروه است که نامش است No  smoking orchestra. 

اسم این آهنگ است رینجی‌رینجی بو بامارا. بومابارا یعنی حشره‌ی کفش‌دوز، که به عقیده‌ی کولی‌ها آمدنش در خانه خوش‌شانسی می‌آورد.
 
این آهنگ توسط خیلی‌ها اجرا شده است. از شبان بایرومویچ گرفته تا فان‌فاردچکوریا.

[[photow01]]

فیلم «بلک‌کت‌ وایت‌کت»،اولین فیلم امیر کاستاریکا است که گروه خودش موسیقی آن را ساخته است.

این آهنگ در قسمت‌های فیلم با سبک‌های جورواجور تکرار می‌شود.

این گروه سال ۱۹۸۰ شکل گرفت و در سال ۸۶ کاستاریکا عضو آن شد. بدبختانه جنگ که باعث شد یوگسلاوی چند قسمت شود، این گروه را هم دو تکه کرد.

یک قسمت این گروه با اسم اصلی‌شان که به زبان صرب و کرواتی بود کارشان را ادامه دادند، ولی کاستاریکا با پسرش و یکی دو نفر دیگر از گروه اصلی با ترجمه‌ی اسم گروه به انگلیسی، یک گروه دیگر شدند.

بعد از ساختن موسیقی فیلم «بلک‌کت وایت کت»، No smoking برای طرفداران فراوانی که پیدا کردند یک آلبوم به بازار می‌دهد به نام «اونزا‌ اونزا تایم».

در سایت یوتویوپ خیلی ازآهنگ‌های این گروه با ویدئو‌هایی که خود کاستاریکا ساخته، می‌شود پیدا کرد.

علاقه‌مندان می‌توانند حتا از «مانوچا»، خواننده‌ی معروف فرانسوی کاری پیدا کنند که ویدئوی آن ساخته‌ی کاستاریکاست.

کاستاریکا با اینکه گفته بود از ساختن فیلم خسته شده در سال ۲۰۰۴ بعد از ۶ سال بالاخره یک فیلم ساخت به نام «زندگی یک معجزه است» که در آن یک رل باحال هم به پسرش داده است.

[[photow02]]

با گوش کردن این آهنگ مولدوایایی متوجه می‌شویم که آهنگ‌هایی که No smoking برای فیلم‌ها ساخته است اکثراً آرام‌تر و سنتی‌تر از اجراهای خودشان است.

پسر کاستاریکا در سن پایین باید بین ادبیات و موسیقی یکی را انتخاب می‌کرد که نوازنده شد، اما پدر هنوز معلوم نیست که می‌خواهد موسیقی را انتخاب کند یا فیلم را. فعلاً که در هر دو موفق است.

خب حالا که موسیقی فیلم‌ها و آلبوم No smoking را شنیدیم خوب است که به یک اجرای زنده‌ی این گروه گوش کنیم.
No smoking در بوینس‌آیرس با آهنگ کالاشنیکف.

کاستاریکا نشان داده است که خوب توانسته است موزیک و سینما را با هم کار کند.

البته باز هم کارگردانان موزیسین یا موزیسین‌های کارگردان وجود دارند .
مثل وودی‌آلن که کلاریتا می‌زند و یا چارلی‌چاپلین که موسیقی فیلم‌هایی خودش را می‌ساخت.

اگر وقت شد به سراغ همه‌ی آن‌ها می‌رویم.

فعلاً باید با شما خداحافظی کنم.
تا هفته‌ی بعد و برنامه‌ی بعدی شاد باشید.</description>
         <link>http://zamaaneh.com/sahand/2008/11/post_38.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/sahand/2008/11/post_38.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">کاروان موسیقی</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 27 Nov 2008 13:47:46 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مکزیک، کشوری با موسیقی و رقص‌های خیلی متنوع </title>
         <description>ما قبلاً در برنامه‌ی «کاروان موسیقی» چند بار از موسیقی پرتقال و مخصوصاً از «فادو» (fado) صحبت کردیم و هر بار که از فادو تعریف کردیم گفتیم که موسیقی فادو یک موسیقی غمگین است که بیشتر زنان برای عشقشان که به دریا رفته و معلوم نیست که برگردد یا نه می‌خوانند.

ولی این تعریف کامل نیست. چون در فادو سبک‌های دیگری هم هست.

[[sound]]

مثلاً در شهر «کویینبرا»، که دانشگاه آن خیلی معروف است دانشجویان فادو را در دست گرفتند و با یک حال و هوای دیگر در میدان‌های شهر، میخانه‌ها و یا زیر پنجره‌های معشوقه‌هایشان می‌خوانند.

بعضی از گروهایی که در دوره‌ی دانشجویی این کار را شروع می‌کنند حتا سال‌ها بعد از این که درس‌شان تمام می‌شود این کار را ادامه می‌دهند و بعضی از آنان هم حسابی اسم درمی‌کنند و به شهرها و حتا کشورهای دیگر دعوت می‌شوند.

[[photow01]]

یکی ازاین گروها گروه «وردس‌آنیوس» (verdes anos)است که یک  cd به نام «کویین‌برافادو» به بازار داده است.

فادوهای دیگر با این که می‌تواند خیلی با احساس خوانده شود ولی شادی فادوی کویین‌برا من را بیشتر جذب می‌کند.

اسم آهنگی که شنیدید «تراز آترو لیکدامبر» بود. 

حالا به بخشی از آهنگ «سودادش‌دکویین‌برا» گوش می‌کنیم.

کسانی که علاقه‌ی زیادی به سازهای غیر متداول دارند در این آهنگ‌ها ممکن است صدای سازی به گوش‌شان بخورد که قبلاً نشنیده‌اند.

این ساز گیتار پرتقالی است. سازی که صدا و ساختمانش چیزی است بین بوزوکی یونانی،گیتار و ماندولین.

[[photow02]]

اتفاقاً معروفترین نوازنده‌ی گیتار پرتقالی، «کاروس ‌پارادس» (Carlos Paredes) هم اهل همین کویینبرا بوده است.

حالا یک cd  داریم از مکزیک، که نمونه‌هایی از موسیقی‌های شاد این کشور و همزمان با cd کویین‌برا‌فادو هفته‌ی پیش به بازار آمده است.

مکزیک که اسم کامل‌اش ایالات متحده‌ مکزیک است کشوری با موسیقی و رقص‌های خیلی متنوع است.

گروه «استامپاس‌دمخیکو»  (estampas de mexico)می‌خواهد این رقص و موسیقی‌ها را به دنیا معرفی کند.

این گروه هر سال روی موسیقی یکی از این ایالات‌ها کار می‌کند.

[[photow03]]

روی این cd آهنگ‌هایی از ۵ ایالت‌های مکزیک ضبط شده است.مثلاً آهنگ «تورو‌رابون» که از ایالت «گررو» است.

در رقصی که همراه با این موسیقی اجرا می‌شود زنان در نقش ماتادور یا گاوباز می‌رقصند و مردان رل گاو را بازی می‌کنند.

از ایالت «وراکوروز» آهنگی داریم به نام ساحره. در رقص همراه این آهنگ فقط زنان شرکت می‌کنند و بعضی وقت‌ها در حین رقص در کف دستان‌شان یک شمع روشن در یک لیوان دارند و باید مواظب باشند که هنگام رقص لیوان از دست‌شان روی زمین نیفتد و به همین خاطر این رقص با ظرافت و زیبایی خاصی اجرا می‌شود.

حالا به یک ایالت دیگر به نام «خالیسکو» می‌رویم و به آهنگ «تیکیلاخور»، که همان عرق‌خور خودمان است گوش می‌کنیم.

خواننده در این آهنگ مدام تیکیلا می‌خورد و از دست روزگار و مردانی که ترکش کرده‌اند شکوه می‌کند.

از کشور مکزیک هنوز آهنگ‌های جالبی روی cd است اما حیف که وقت اجازه نمی‌دهد و مجبورم اینجا همراه با آهنگ تیکیلا‌خور با شما خداحافظی کنم.
تا هفته‌ی دیگر و برنامه‌ی بعد شاد باشید.</description>
         <link>http://zamaaneh.com/sahand/2008/11/post_37.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/sahand/2008/11/post_37.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">کاروان موسیقی</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 20 Nov 2008 14:43:20 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>زنان در موسیقی جاز</title>
         <description><![CDATA[طی یکی دو روز اخیر، یک سی‌دی به نام «زنان در موسیقی جاز» (‌women of jazz) به بازار آمده است.

۱۰ آهنگ روی این سی‌دی با وجود تنوع، دارای یک ارتباط درونی هستند. این کار چندان آزمایشی نیست و برای کسانی که همیشه دنبال کارهای متفاوت هستند، کارهای جدیدی پیدا نمی‌شود.

[[sound]]

با این وجود آوازهای گرم روی این سی‌دی می‌تواند برای خیلی‌ها شنیدنی باشد. مثل مدلن‌پی‌رو (Madeleine Peyroux)، خواننده‌ای که بی‌بی‌سی، سال گذشته جایزه‌ی بهترین هنرمند جاز سال را به او داد.

مدلن، آهنگ (‌Dance me to the End of Love) را که از کار‌های قدیمی‌ لئوناردکوهن است، اجرا کرده است.

[[photow01]]

سوفی ‌مِلمن (Sophie Milman) یکی دیگر از خانم‌هایی است که در این‌جا هنرنمایی می‌کند. این خواننده با وجود سن کم، یعنی ۲۴ سال، صدای پخته‌ای دارد.

سوفی از یهودی‌های روسیه است که به اسراییل مهاجرت کرده بود، اما در حال حاضر، در کانادا زندگی می‌کند و هنرش در آن‌جا شکوفا شده است.

بعد از این‌ خانم‌ها، سراغ خواننده‌‌ی دیگر یعنی دلا گریفن (Della Griffin) می‌رویم که پیشکسوت است و نسبت به خواننده‌های دیگر این سی‌دی، سن بیشتری دارد. صدای دلا، آدم را به یاد کارهای قدیمی بیلی هالیدی می‌اندازد.

بعد از همه‌ی این خواننده‌هایی که کارشان به بازار آمده است و جایزه گرفتند، خواننده‌ای داریم که کارش هیچ‌جا نه روی سی‌دی و نه روی هیچ سایتی، منتشر نشده است.

ما توانسته‌ایم فقط برای رادیو زمانه و با یک ضبط صوت کوچک در کافه مزراب در آمستردام صدای او را برای شنوندگانمان ضبط کنیم.

[[photow02]]

ربکا کانر (Rebecca Conner)، خواننده، نوازنده و آهنگساز آمریکایی، به چند سوال ما جواب داده است. این خواننده‌ی ۲۰ ساله که برای سفر به آمستردام آمده است، گفت:

برخلاف نوازنده‌ها و آهنگ‌سازان دیگر که برای شروع، آهنگ‌های افراد دیگر را یاد می‌گیرند، ربکا با کارهای خودش شروع کرده است و به همین ترتیب، سازهای مختلف را یاد گرفته است و به تازگی کارهای هنرمندان دیگر را تجربه می‌کند.

<strong>از او پرسیدم چند آهنگ ساخته است و آیا آلبومی به بازار می‌دهد یا خیر؟</strong>

تا امروز آهنگ‌های زیادی ساخته‌ام که بسیاری از آن‌ها را رها کردم و فعلاً آلبومی هم در کار نیست. فعلاً فقط از این کشور به کشور دیگری سفر می‌کنم تا موسیقی را هر چه بیشتر یاد بگیرم.

بعد از صحبت‌هایی که با هم داشتیم، ربکا بد‌ش نیامد که آهنگ دیگری هم برای ما بخواند. موقع خواندن ربکا نوازنده‌هایی که در کافه مزراب بودند و از خواندن خوششان آمده بود، شروع به نواختن کردند.

صدای ترومپتی که شنیدید یک لیوان شیشه‌ای است که اجراکننده‌اش ارچین کایا (Ercin Kaya) از ترکیه است و صدای تک‌نوازی گیتار هم از برانکو گالویچ (Branko Galoic)، نوازنده‌ی اهل کرواسی است.

اگر چند وقت دیگر ربکا معروف شد، یادتان نرود که اولین بار صدای او را از کجا شنیدید. تا هفته‌ی بعد و برنامه‌ی بعد، شاد باشید.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/sahand/2008/10/post_36.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/sahand/2008/10/post_36.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">کاروان موسیقی</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 31 Oct 2008 19:10:14 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>دوسالانه‌ی ویولنسل در آمستردام</title>
         <description><![CDATA[از چند روز پیش آمستردام شاهد شروع دوسالانه‌ی ویولونسل بود. در این برنامه که تا ۲۵ ماه اکتبرادامه دارد، بیش از ۳۰ نوازنده‌ی مهم ویولونسل از همه جای دنیا، تنها یا با ارکسترهایشان شرکت دارند.

[[sound]]

ممکن است بعضی‌ها ویولنسل را سازی ندانند که قابلیت تک‌نوازی در این سطح را داشته باشد. ولی نوازنده‌های خوب ویولنسل با اجرای کارهای جدید و قدیم با این ساز روز به روزبیشتر ثابت می‌کنند که ویولونسل یکی از ساز‌های مهم است.

ما می‌خواهیم با شنیدن آهنگ‌های انتخابی امروز، هم کاری کنیم تا هم کسانی که با این ساز آشنا هستند و دوست‌اش دارند و هم آن‌هایی که کمتر این ساز را می‌شناسند؛ بیشتر از این ساز لذت ببرند.

آهنگ پخش شده قسمتی بود از کنسرتوی اول‌‌‌‌ ویولونسل از <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Karl_Stamitz">کارل استامیتس</a>، آهنگ‌سازی از قرن هجدهم میلادی. 

بعد از شنیدن این آهنگ قدیمی نوبت یک کار جدید از یک آهنگساز جوان ایتالیایی به نام جووانی سولیما است. اسم این آهنگ است ترا آریا یا آریای زمین.

جووانی سولیما یکی از مهمانان مهم دوسالانه‌ی دوسالانه‌ی ویولونسل آمستردام است.
این آهنگ‌ساز نه فقط در آهنگ‌سازی، کارهای جدید کرده، بلکه به‌طور کلی در موسیقی نوآوری‌های زیادی داشته است.

مثلاً یکی از کارهایش اجرای‌ یک کنسرت است با سازهایی که از یخ ساخته شده بود.

[[photow01]]

یکی دیگر از نوازنده‌های معروف این ساز در دنیا، <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Yoyo_Ma">یویوما</a> است.
یویوما با نوازنده‌های سبک‌های مختلف بیشتر جاهای دنیا، از جمله با <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Kayhan_Kalhor">کیهان کلهر</a>، کمانچه‌نواز ایرانی همکاری داشته است.

کاری را که می‌خواهیم گوش کنیم از ویوالدی است که یویو‌ما آن را همراه با بوبی‌مکفرن اجرا می‌کند، در دو نوازی صدای انسان و ویولونسل.

این کار با این‌که قدیمی است، اما اجرای آن کاملاً جدید است.

چون ازصدای بوبی مکفرسن که در این‌جا با یویو ما همکاری می‌کند به جای یک ساز دیگر مثلاً ویولون و ویولونسل استفاده می‌شود.

یویوما همراه با دیگران به قدری کارهای متنوع و جدید زیاد دارد که کار انتخاب را خیلی مشکل می‌کند.

ولی این‌جا ما به کاری گوش می‌کنیم که برای من خیلی تازگی داشت و این کاری است که یویو‌ما روی موسیقی تانگوی آستور پیادزولا انجام داده است.

اگر یویوما ویولنسل را انتخاب نمی‌کرد، این ساز یکی از نوازندگان مهم خود را از دست می‌داد.

یویوما اول ویولن می‌زده است اما بعدها به سراغ ویولنسل می‌رود.

[[photow02]]

<a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Nick_Drake">نیک دریک، </a>یکی از خواننده‌های مهم قرن بیستم است.
دریک با این‌که عمر کوتاهش به او اجازه نداد که بیشتر از ۳ آلبوم به بازار بدهد، مثل خیلی وقت‌های دیگر مردم بعد از مردن‌اش دریافتند که نیک دریک چه هنرمند بزرگی بود.

نام این آهنگ چلو‌سانگ، یعنی آواز ویولنسل است که از اولین آلبوم نیک دریک که در سن ۲۱سالگی به بازار آمده است.

وقت برنامه‌ی امروز ما تمام شد، ولی دوسالانه‌ی ویولنسل تا ۲۵ اکتبر ادامه دارد. البته روز بعد از این فستیوال یعنی بیست ‌و ششم، دوسالانه‌ی فلامینگو شروع می‌شود که در برنامه‌ی بعدی کاروان موسیقی راجع به آن صحبت خواهیم کرد.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/sahand/2008/10/post_35.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/sahand/2008/10/post_35.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">کاروان موسیقی</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 24 Oct 2008 15:33:05 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>آهنگ‌های عامه‌پسند موسیقی بالیوودی </title>
         <description><![CDATA[برنامه‌ی امروز ما معرفی دو سی‌دی جدید است. این سی‌دی‌ها که قرار است هم‌زمان به بازار بیاید تفاوت‌های زیادی با هم دارند و متعلق به دو دنیای کاملاً مختلف است.

[[sound]]

یکی از این موسیقی‌ها، نمونه‌ی موسیقی بالیوودی هند است که اسمش «<a href="http://www.arcmusic.co.uk/shop/bollywooddreamsbhangrajasbirjassidalermehndiashoopunjabi-p-843.html"><u>بانگرا بالیوود گریمز</u></a>» (Banhangra-Bollywood Dreams) است.

آهنگ‌های این سی‌دی خیلی عامه‌پسند است و به نظر می‌آید تهیه‌کننده، آن را برای دل نوجوانان ۱۵- ۱۶ ساله‌ی محصل ایالت پنجاب ضبط کرده است.

با این حال آهنگ‌های این سی‌دی متنوع  و باب ‌دندان علاقه‌مندان امروزی آهنگ‌های بالیوودی است. یکی از آهنگ‌های این سی‌دی آهنگ «ترش ترا یار نشتا» (Ter'ch Tera Yaar Nachda) کاری از دالر مه‌هندی (Daler Mehndi) است.

[[photow01]]

اثر بعدی متعلق به جاسپیر جاسی، (Jasbir Jassi) خواننده‌ای اهل پنجاب است. جاسپیر به خاطر موسیقی سنتی، رشته‌ی مهندسی دانشگاه را کنار گذاشت و از سال ۱۹۹۲به‌طور حرفه‌ای در کار موسیقی است.

او می‌خواهد با هنر خود سفیر فرهنگ پنجاب باشد. به همین دلیل جاسپیر تمام نیروی خودش را در خدمت موسیقی و فرهنگ پنجاب گذاشته است.

آخرین کاری که از این سی‌دی انتخاب کردیم متعلق به خواننده‌ای به نام بیریت برا (Preet Brar) است که  اصلیت این خواننده از راجستان است ولی خودش بیشتر روی سبک‌های پنجاب کار‌ کرده است.

[[photow02]]

سی‌دی بعد ما را به کشور چین می‌برد. این سی‌دی برخلاف قبلی، شامل آهنگ‌های سنتی است و اجرا کننده‌ی این آهنگ‌ها گروهی به نام<a href="http://www.arcmusic.co.uk/shop/traditionalchinesemusicsilkandbambooensemble-p-844.html"> <u>«ابریشم و بامبو»</u> </a>(Silk and Bamboo Ensemble) است.

ممکن است بعضی‌ها فکر کنند چون همه‌ی این آهنگ‌ها کار یک گروه و سنتی است، آهنگ‌های این سی‌دی یکنواخت به نظر می‌آید.

اما شنوندگانی که اهل موسیقی‌های جدی هستند، متوجه می‌شوند که این طور نیست.

اسم‌هایی که این گروه برای آهنگ‌هایش انتخاب کرده خیلی شاعرانه و رمانتیک است و بعضی از آن‌ها شبیه صحنه‌هایی از فیلم‌های چینی هستند.

مثل «زن زیبا به ماه فکر می‌کند»، «بهار به دریاچه‌ی کونگ‌هو رسید» (Spring arrived at Lake Cuihu) رسید و یا «ناله‌ای در قصر چان‌من» (Lament at Changmen Palace)

آهنگ‌ «اردک‌ها در آب بازی می‌کنند» (Ducks Playing in the Water) یکی دیگر از آهنگ‌های این آلبوم است. آهنگ دوم کمی سوزناک‌تر است و احساس چند دوست نسبت به یکدیگر در شب قبل از جنگ را توصیف می‌کند.

[[photow03]]

<strong>ترجمه‌ی قسمتی از شعرهای این آهنگ:</strong>

<em><center>یک لیوان دیگر شراب با من بخور<br>آنجایی که فردا می‌خواهیم برویم<br>دیگر دوست پیدا نمی‌شود</center></em>

آهنگ «پر از شادی» آهنگ دیگری از این آلبوم است. ملودی‌های این آهنگ از ایالات شانگ‌چی است که در شمال شرق چین واقع شده است.

آهنگ «پر از شادی» (Full of Joy) پایان خوبی برای برنامه‌ی با کاروان موسیقی است با این آهنگ تا هفته‌ی آینده و برنامه‌ی بعدی با شما خداحافظی می‌کنم.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/sahand/2008/10/post_33.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/sahand/2008/10/post_33.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">کاروان موسیقی</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 10 Oct 2008 14:20:46 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>موسیقی آنتورپ</title>
         <description>بلژیک، کشوری است که با وجود کوچک بودن سرزمین‌اش زمینه‌ی خوبی به‌خاطر خلاقیت در موسیقی دارد. به‌خصوص شهر ‌آنتورپ‌ که دارای موقعیت بی‌نظیری است. این شهر، مرکز گروه‌های خوب موسیقی و فستیوال‌های مهم است.

از نوازنده‌های هلندی در این مورد زیاد شنیده‌ام که با وجود آن‌که مدرسه‌های مختلف موسیقی این شهر، موزیسین‌های فراوان با تکنیک‌های سطح بالا تربیت می‌کنند ولی با این وجود اتفاقات جدید موسیقی را باید در بلژیک دید.

[[sound]]

برای همین بسیاری از نوازنده‌های هلندی برای کسب تجربه‌های جدید و دیدن اتفاق‌های تازه در موسیقی در بلژیک حضور پیدا می‌کنند یا گروهای بلژیکی را به هلند دعوت می‌کنند.

با این مقدمه از یکی از محبوب‌ترین گروه‌های موسیقی بلژیک گروه «د‌ِ‌یوس» که جزو گروهای موفق موسیقی در دنیا است، می‌گویم.

۱۹ سال برای فعالیت یک گروه زمان زیادی است. ولی «دِ‌یوس» بعد از این همه وقت، هنوز مثل یک کوسه در حرکت است و هم‌زمان مرتباً در حال تغییر نوازنده‌ها و سازها و خلق کردن سبک‌های جدید است.

[[photow01]]

گروه بعدی که می‌خواهم در موردش اطلاعاتی بدهم گروه «آنتورپ جیپس‌اسکا ارکسترا» (Antwerp Gipsy Ska Orchestra) است. از اسم‌اش پیداست که از بچه‌های آنتورپ و از همشهریان دِ‌یوس هستند.

‌آنتورپ‌ مثل آمستردام شهر مهاجران است. نوازنده‌های‌اش مثل بعضی از گروه‌های آمستردام از ملیت‌های مختلف هستند.

البته بد نیست این را هم بگویم که بچه‌های این گروه به‌جز موسیقی سرشان برای فعالیت‌های سیاسی هم درد می‌کند.

رهبر این گروه که خواننده و ترومپیست گروه هم هست قبل از یکی از اجراهای‌اش یکی از انگشتان‌اش را به من نشان داد که بگوید «از بس با فاشیست‌ها درگیر شده است انگشت‌اش از کار افتاده است.»

«داو» اسم مخفف گروه «دی‌آنارشیستیزا آبنت اونترهالتوم» است. که اشاره‌ای به یکی از جمله‌های «هرمان هسه» است. این گروه یکی از عجیب‌ترین گرو‌هایی است که معرفی می‌کنم.

[[photow02]]

بعضی از کارهای این گروه به درد سالن‌های موسیقی کلاسیک می‌خورد. از طرف دیگر تیپ و برخورد نوازنده‌های این گروه خیلی با هم فرق دارد.

به همین دلیل آن‌ها به جای اجرا در سالن‌های شیک موسیقی در کلاپ‌ها مردم را سرحال می‌آورند. به طوری که کمپانی سونی که آلبوم‌های این گروه را چاپ می‌کرد در کار این گروه ماند و حق این گروه را به گروهی دیگر فروخت.

اکنون می‌خواهیم به سراغ «زیتاسون» یک گروه دیگر از ‌آنتورپ برویم. با این‌که همه‌ی این گرو‌ه‌ها از یک شهر هستند ولی هرچه بیشتر به کارهای این گروه‌ها گوش بدهید پیدا کردن ارتباط بین کارهای این گروه‌ها مشکل‌تر می‌شود.

این خاصیت شهر آنتورپ است: همه یکدیگر را می‌شناسند کارهای یکدیگر را گوش می‌دهند، با هم همکاری می‌کنند و از تجربه‌های یکدیگر استفاده می‌کنند.

ولی با این وجود کارهای‌شان متفاوت با یکدیگر است. بنیانگذار گروه «زیتا‌سون» چند سال پیش یکی از اعضای «دِ‌یوس» بود. اما آن‌قدر سبک‌ها و کارهای این گروه‌ها متنوع است که شنونده فکر می‌کند هر کدام از این‌گروه‌ها از یک قاره آمده‌اند.</description>
         <link>http://zamaaneh.com/sahand/2008/10/post_32.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/sahand/2008/10/post_32.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">کاروان موسیقی</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 03 Oct 2008 17:27:11 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>موسیقی آمستردام</title>
         <description><![CDATA[این قسمت از برنامه‌ی ما راجع به موسیقی آمستردام و موسیقی دنیا در این شهر است.

[[sound]]

اول بگویم با اینکه آمستردام یک شهر کوچک است با  ۸۵۰ هزار جمعیت، در هیچ شهری از دنیا با این جمعیت، این‌قدر ملیت‌های مختلف کنار هم زندگی نمی کنند. 

آمستردام شهری است که دانشگاه‌هایش از همه جای دنیا دانشجو می‌پذیرد و مهاجران کشورهای جورواجور، به‌طور موقت یا دایم با دلایل مختلف در آن زندگی می‌کنند.

[[photow01]]

این مهاجران در موسیقی آمستردام تاثیر خود را گذاشته‌اند. مثلاً اگر یک شب به کافه‌های راک و بلوز آمستردام بروید، امکان دارد که <a href="http://www.terryman.com/"><strong>تری‌من</strong></a> را ببینید. که یک موزیسین آمریکایی سیاه‌پوست است با موهای فلفل نمکی و تنومند که هیچ چیز از بلوزمن‌هایی که در نواورلین و شیکاگو و نیویورک مانده‌اند کم ندارد.

درست است که تری‌من (Terry Man)‌ در آمریکا معروف نیست ولی در آمستردام تری یک آمریکایی خیلی معروفی است. 

بعد از تری پیر، نوبت <a href="http://www.nanostern.com/"><strong>نانو استرن</strong></a> جوان است. نانو یک نوازنده‌ی شیلیایی است و با این‌که مدت کمی در آمستردام زندگی کرده، ولی از این شهر خیلی تاثیر گرفته است. 

[[photow02]]

نانو (Nano Stern) همین‌جا در دانشکده هنر موسیقی خواند و از محیط‌های نوازنده‌های آمستردام، چیزهای زیادی یاد گرفت و اولین سی‌دی موسیقی‌اش را در آمستردام ضبط کرد. 

با این‌که سی‌دی دوم نانو در شیلی ضبط شده، ولی در دفترچه همراه سی‌دی خیلی از آمستردام یاد می‌کند. آهنگ «‌من یک آهنگ لازم دارم» Necesito Una Cancion در همین سی‌دی ضبط شده است. 

یادم هست که من در سن ۱۵ و ۱۶ سالگی که به گردش در کافه‌ها علاقه‌ داشتم، خیلی وقت‌ها با دوستانم جاهایی می‌رفتم که با نوازنده‌های خوبی آشنا می‌شدم؛ مخصوصاً در کافه‌های ایرلندی آمستردام که تقریباً هر شب موسیقی زنده برقرار بود. 

نمی‌دانم به چه دلیل در این مدت موسیقی زنده در آمستردام خیلی کم شد ولی در این دو سه سال دوباره موسیقی زنده بیشتر شد و برای نوازنده های جوان مثل گروه خودمان، محیط‌های خوبی پیدا شده بود. 

چون همیشه یک امکان وجود دارد که کارهای خودمان را اجرا و به مردم معرفی کنیم یا با نوازنده‌های دیگر آشنا شویم و از کارهایشان لذت ببریم و الهام بگیریم. 

[[photow03]]

یک گروه که از همین محیط‌ها به‌وجود آمد، <a href="http://www.amsterdamklezmerband.nl/"><strong>آمسترام کلنزبن</strong></a> هست که گروه‌شان از چند نوازنده‌ی هلندی تشکیل شده، ولی خواننده‌ی گروه آلک کوپیت، اهل اودسا است. 

این گروه Amsterdam Klezmer Band خیلی معروف شده و کمتر در کافه‌های آمستردام آفتابی می‌شود. 

دلم نمی‌خواست از گروه‌هایی که خودم در آن فعال هستم بگویم، ولی این‌جا باید حتماً از یک گروه که با آن همکاری داشتم نام ببرم. 

[[photow04]]

<a href="http://www.caspianhatdance.com:2212/images/"><strong>گروه کسپین هو دنس</strong></a> که خودم یکی از بنیانگذاران آن هستم و تا چند ماه پیش با آن‌ها همکاری می‌کردم، با این سبک فقط در آمستردام می‌توانست به‌وجود بیاید. 

نوازنده‌های این گروه، Caspian Hat Dance از کشورهای ایران، آمریکا، اروگوئه، انگلیس، آلمان، سوئیس و ایتالیا می‌آیند. اگر این گروه جای دیگر تشکیل شده بود، ممکن بود که باعث تعجب شود. ولی این آمستردام است که محیطش باعث می‌شود چند نفر از چند کشور مختلف، این‌طور با هم همکاری کنند.

ما اعضای این گروه، همه در آمستردام زندگی می‌کنیم و همین‌جا با هم آشنا شدیم و پایه این گروه را با هم گذاشتیم. 

در آمستردام مردمی از ۱۷۵ کشور کنار هم زندگی می‌کنند و ما فقط توانستیم با چند تا از آن‌ها آشنا شویم. ولی متاسفانه وقت‌مان تمام شده، وگرنه با بقیه هم آشنا می‌شدیم. ]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/sahand/2008/09/post_31.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/sahand/2008/09/post_31.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">کاروان موسیقی</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 05 Sep 2008 12:41:07 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شابان، شاه‌آواز کولی‌ها</title>
         <description>[[sound]]

این برنامه‌ی کاروان موسیقی را به یاد یک قهرمان موسیقی، شاه‌آواز کولی‌ها (the king of gypsy song)، آقای شابان بایرامویج می‌سازم. با رفتن این خواننده، هنرمند خیلی مهمی را از دست دادیم.

آهنگ‌سازی که می‌گویند بیشتر از ۶۵۰ آهنگ ساخته است. آهنگی که با صدای شابان معروف شد، آهنگ «جلم جلم» است. آهنگی که سرود کولی‌ها است و مثل خود کولی‌ها، هم غم خیلی بزرگی دارد و هم شادی خیلی زیادی.

[[photow01]]

شابان بایرامویج «جلم جلم» را با موستار سودا ویونین در آلبوم جیپسی لژند، از ۲۰۰۱ ضبط کرده است.

می‌گویند شابان در دوره‌ی سربازی سواد نداشت و چون مثل سربازان دیگر دوست داشت به عشقش نامه بدهد و نمی‌توانست از ارتش بیرون می‌زند و  پیش عشقش می‌رود. به این دلیل بعداً دستگیر می‌شود و او را به زندان می‌اندازند.

[[photow02]]

شابان در زندان، خواندن و نوشتن را یاد گرفت. آن‌جا در موسیقی و فوتبال خیلی فعال بود. البته شابان که خیلی غم و ناراحتی را تجربه کرده بود، اهل جشن گرفتن و حال کردن هم بود.

وقتی یک مقدار با موسیقی‌اش پول درمی‌‌آورد همه‌ی این‌ها را دوباره با جشن گرفتن و قمار از دست می‌دهد.

آهنگ «پنا» درباره‌ی یک دختر بلغاری است که شابان عاشق او بود.

فکر نمی‌کنم به زودی صدایی مثل صدای شابان پیدا بشود. ولی خوشبختانه شابان توانست عشقش را برای موسیقی به نسل بعدی بدهد و گروه‌هایی را که با آن‌ها همکاری کرده بود، خیلی معروف بکند.

[[photow03]]

گروه موستار سودا ویونین بعد از آهنگ‌هایی که با شابان اجرا و ضبط کردند؛ خیلی موفق شدند.

شابان با گروه فان‌فار چوکاریه آهنگ‌هایی را اجرا کرده است و من خیلی طرفدار این گروه هستم.

شابان هر جا که رفتی، صدایت را گرم نگهدار و یک شیشه راکیا کنار بگذار تا ما هم برسیم.</description>
         <link>http://zamaaneh.com/sahand/2008/09/post_30.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/sahand/2008/09/post_30.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">کاروان موسیقی</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 03 Sep 2008 17:30:59 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>فادو، موسیقی پرتغال </title>
         <description>تا حالا هر وقت در کاروان موسیقی از موسیقی پرتغال صحبت شده؛ موسیقی این کشور یا در کنار مستعمره‌های سابق آن یا در کنار موسیقی اسپانیا آمده است و این انصاف نیست.

کشور پرتغال با همه‌ی کوچکی و جمعیت کم که حتی به اندازه‌ی مردم تهران هم نیست یک سنت قوی موسیقی دارد.

موسیقی پرتغال چیزهایی دارد که خاص خودش است و علاقه‌مندان این موسیقی از آن سیر نمی‌شوند.

[[sound]]

معروف‌ترین نمونه‌ی موسیقی پرتغال فادو است. موسیقی که اسم آن خیلی پرمعنی است. فادو یعنی سرنوشت یا قسمت.

شعرهای این سبک اکثراً دلتنگی برای یک عشق گمشده است که رفته و دیگر برنمی‌گردد. خیلی بیشتر می‌شود درباره‌ی فادو حرف زد.

یکی از محبوب‌ترین صداهای این موسیقی، آمالیا رودریگرز، خواننده معروف فادو است که در سال ۱۹۹۹ فوت کرد.

[[photow01]]

فادو مثل تانگوی آرژانتین و فلامنگوی اسپانیا است. سبکی است که در میخانه‌ها و خرابات شکل گرفته است.

فادو، امروز خیلی جا افتاده و در سالن‌های شیک و رسمی هم جای خود را باز کرده است. همین‌طور که جوان‌های اسپانیا و آرژانتین فلامینگو و تانگوی جدید می‌سازند در پرتغال هم یک فادوی جدیددر حال شکل گرفتن است.

یکی از خواننده‌های نسل جدید فادو، راکل تاوارس است.

سازی که در موسیقی پرتقال خیلی مهم است، گیتار پرتغالی است. ساختمان این گیتار خیلی شبیه عود است ولی صدای آن گاهی وقت‌ها به ساز ترکی نزدیک می‌شود.

[[photow02]]

با این‌که این ساز پای ثابت اجراهای فادو و سبک‌های دیگر است ولی این‌قدر آهنگ‌های خوبی برای آن ساخته شده است که صدای تنهای این ساز هم خودش خیلی شنیدنی است.

معروف‌ترین نوازنده‌ی گیتار پرتغالی کارلوس پارِدش است، که دیگر اسم او با این ساز یک رابطه‌ی ارگانیک پیدا کرده است.

کارلوس پارِدش، تاثیر عمیقی روی موسیقی پرتغال گذاشته و الگویی برای نوازنده‌های نسل بعد شده است.

جوان‌ترها مرتب کارهایی اجرا می‌کنند که به استاد کارلوس پارِدش که در سال ۲۰۰۴ فوت کرد تقدیم شده است.

یکی از آن‌ها، سی‌دی مویمنتو پرپشتوس است که چندتا از معروف‌ترین نوازنده‌ها و خواننده‌های پرتغال آن را به احترام خاطره‌ی این استاد ضبط کردند.

[[photow03]]

یکی از آن‌ها یک رپر به اسم سم دکید است. با این‌که کارلوس که لقب او مرد هزار‌انگشت بود به‌خاطر زحمت‌هایش در موسیقی سنتی و محلی معروف بود؛ ولی نوازنده‌های سبک‌های دیگر هم مثل همین سم دکیپ او را قبول دارند و به او احترام می‌گذارند.

وقت امروز برنامه‌ی ما که آشنایی با چند نمونه از کارهای سنتی پرتغال بود تمام می‌شود. ولی این همه نوازنده‌ی پرتغالی که در سبک‌های دیگر کار می‌کنند چه؟ آن‌ها برای فرصت‌های دیگر می‌مانند. </description>
         <link>http://zamaaneh.com/sahand/2008/08/post_29.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/sahand/2008/08/post_29.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">کاروان موسیقی</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 22 Aug 2008 13:43:42 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>موسیقی کولی‌های رومانی</title>
         <description><![CDATA[خدا کند بتوانم جلوی خودم را بگیرم و کم حرف بزنم. امروز اصلاً وقت حرف زدن نداریم. چون این‌قدر موزیک زیاد و وقت کم است که اصلاً جایی برای حرف نمی‌ماند. 

[[sound]]

حتماً خبر دارید که چند تا از کمپانی‌های موسیقی، سی‌دی‌های جدیدشان را قبل از آن‌که روانه‌ی بازار کنند، برای رادیو زمانه می‌فرستند که نقدشان کنیم. 

اولین سی‌دی امروز اسمش <a href="http://www.putumayo.com/en/catalog_item.php?album_id=281">آکوستیک فرانس </a>است که برای این فصل خیلی خوب است. چون می‌شود با آن یک آفتابی گرفت و یک نوشیدنی خورد و حال کرد. 

آهنگ اول این سی‌دی که اسم آن اسدریک، از گروه لس‌اسکروکز است. آواز این آهنگ خیلی گرم خوانده شده و گیتارها هم با پنجه‌های نرم زده شده است. البته باید بگویم این آهنگ به خصوص برای کسانی خوب و آرام‌بخش است که فرانسه نمی‌دانند. چون متوجه نمی‌شوند که این کار در واقع اعتراضی است علیه بیکاری.

[[photow01]]

سی‌دی <a href="http://www.arcmusic.co.uk/shop/bestofchinaandjapan-p-543.html">بست آو چاینا و جپن</a>، ترکیبی است از آهنگ‌های مختلف این دو کشور. این سی‌دی برای شنونده‌های غربی ساخته شده. چون برای مردم آن طرف‌ها، موسیقی چین و ژاپن آن‌قدرها با هم ربط ندارند که در یک سی‌دی عرضه بشوند. 

آهنگ‌های این سی‌دی مثل یک لحاف چهل تکه می‌ماند. کارها اصلاً با هم جور نیستند و آدم حس می‌کند که دارد به یک کاتالوگ با چند نمونه گوش می‌کند. 

با وجود این حرف‌ها، یکی از قطعه‌های این سی‌دی خیلی توجه من را به خودش جلب کرد که آهنگی است از بخش ژاپنی آن که کاری است که با سازهای کوبه‌ای پر قدرت اجرا شده. آهنگ هاوست از ژوژی ایروتا.

[[photow02]]

کار بعد، یک سی‌دی است به نام بست گریک ساندز که مجموعه‌ای از کارهای جدید و قدیم یک آهنگساز یونانی به اسم میکالیس ترزیس است. 

ترزیس از ۳۵ سال پیش در کار موزیک است. تهیه‌ی این سی‌دی با کمک و همکاری چند تا از خواننده‌های معروف یونان بوده. اسم آهنگ انتخابی من از این سی‌دی، دیوارها، با اجرای خواننده‌ای به نام دیل کریا‌ست. این خواننده کسی است که من را از چند سال پیش با زیبایی‌های موزیک رمبتیای یونان آشنا کرده.

[[photow03]]

دو تا سی‌دی دیگر داریم که ما را به اروپای شرقی می‌برند. یکی از آن‌ها از کالمان بالوق است. کالمان بالوق، یک کولی مجارستان و یکی از استادهای سیمبالون است. سیمبالون، شبیه سنتور خودمان، ولی خیلی بزرگتر است. سیمبالون، ظرافت سنتور را ندارد ولی قدرت آن در نواختن، این نقص را جبران می‌کند. از آهنگی که انتخاب کردم، بولگار سیگانیتی ‌هورو، چند تا سبک مختلف به گوش آدم می‌خورد.

گروه تاروفول کیولاندرا و خواننده‌شان، ماریو بوزا یک سی‌دی به بازار دادند به نام <a href="http://www.arcmusic.co.uk/shop/romaniangypsymusictarafulciuleandrafeaturingmariabuza-p-813.html">موسیقی کولیان رومانی</a>.

بیشتر آهنگ‌های این سی‌دی تریدیشنال هستند. این سی‌دی با صدای یک خواننده بسیار پر‌قدرت و نواختن نوازنده‌های استاد ضبط شده. ولی بعضی از آهنگ‌های این سی‌دی، با همه‌ی شادی و تحرک‌شان گاه گاهی، به خاطر این‌که با قدرت و سرعت زیادی اجرا شدند، حال اصلی‌شان را از دست دادند. 

[[photow04]]

در اجراهای قدیمی‌‌تر، به خصوص آن‌هایی که چهل پنجاه سال پیش اجرا شدند و در اینترنت می‌شود آن‌ها را پیدا کرد، آدم می‌بیند آن اجراها ساده‌تر هستند، با سرعت کمتر زده شدند ولی حس بیشتری دارند. با همه‌ی این حرف‌ها این سی‌دی به خاطر شاد بودنش به آدم می‌چسبد.
]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/sahand/2008/08/post_28.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/sahand/2008/08/post_28.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">کاروان موسیقی</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 15 Aug 2008 12:49:49 +0000</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
