<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>بیژن روحانی</title>
      <link>http://zamaaneh.com/rohani/</link>
      <description></description>
      <language>en-us</language>
      <copyright>Copyright 2009</copyright>
      <lastBuildDate>Sun, 28 Jun 2009 12:49:14 +0000</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>ثبت دهمین مجموعه تاریخی ایران در یونسکو  </title>
         <description>ایران توانست دهمین اثر تاریخی خود را در فهرست میراث جهانی سازمان یونسکو ثبت کند. در سی و سومین نشست کمیته میراث جهانی که در سویل در جنوب اسپانیا برگزار می‌شود، ساختارهای آبی شوشتر پس از بررسی کارشناسان رای لازم را برای ثبت در فهرست میراث جهانی به دست آورد. قدمت بعضی از قسمت‌های این مجموعه به دوران هخامنشی می‌رسد.

[[sound]]

پیش از این از ورود فاضلاب شهری به داخل این مجموعه به عنوان تهدیدی جدی در راه ثبت جهانی آن یاد می‌شد. اما ایران در برنامه مدیریتی ارائه شده خود به سازمان یونسکو متعهد شده‌است تا ظرف چند سال آینده مشکلات باقی مانده را برطرف کند.

[[photow01]]

ورود گسترده فاصلاب‌های شهری و همچنین دفع ناقص زباله در بعضی قسمت‌ها باعث آلودگی شدید محیطی در آبشارها و سایر ساختارهای آبی و تاریخی شوشتر شده بود. اکنون تعدادی از لوله‌های فاضلاب به طور موقت مسدود شده‌اند اما ایران می‌بایست برای ارائه یک راه حل نهایی مطابق برنامه مدیریتی تلاش کند. این برنامه باید شامل راه‌اندازی سیستم دفع و تصفیه فاضلاب شهری در شوشتر باشد که بتواند مشکل فاضلاب این شهر تاریخی را برطرف کند.

ساختارهای آبی-تاریخی شوشتر مجموعه‌ای است شامل بندها، پل‌ها، آبشارها و آسیاب‌هایی که همگی با هم یک ساختار بزرگ کنترل و توزیع آب را در خوزستان ایران تشکیل می‌داده‌اند. برخی از اجزای این ساختار بزرگ و پیچیده در زمان داریوش یکم پادشاه هخامنشی ساخته شده‌است.

[[photow02]]

در این ساختار بزرگ، دو نهر یا کانال انحرافی آب را از رودخانه کارون به شهر شوشتر انتقال می‌دادند. رود گرگر یکی از این رودها یا کانال‌های مصنوعی است. این نهر پس از جدا شدن از کارون و طی کردن مسیری به طول ده‌ها کیلومتر دوباره به کارون می‌پیوندد. برای کنترل حجم آب این رودخانه لازم بوده تا عمق آن را به میزان لازم تنظیم کرده و مانع از عمیق شدن آن بر اثر عبور مداوم جریان آب شوند. به همین خاطر کف رودخانه را سنگفرش کرده بودند. این رود  در سر راه خود وارد تونل‌هایی شده و به این ترتیب آسیاب‌های شوشتر را به حرکت در می‌آورد و سپس به صورت آبشار از دل صخره‌های عظیم خارج می‌شود.رودخانه گرگر از بزرگ‌ترین رودخانه‌های دست‌ساز یا مصنوعی در ایران است. آب بعد از خروج از آبشارها وارد دشتی به وسعت چهل هزار هکتار در جنوب شهر شوشتر می‌شود. این مجموعه بزرگ همچنین دارای قلعه‌ای به نام «قلعه سلاسل» نیز بوده که به عنوان پایگاه مدیریت آب در منطقه عمل می‌کرده است؛ جایی که در اصل نقطه و کانون مرکزی هدایت و کنترل آب در دشت حاصل‌خیز خوزستان بوده. این قلعه تا دوران قاجار نیز به فعالیت خود ادامه می‌داده‌است.

[[photow03]]

احداث بخش مهم دیگری از ساختارهای آبی شوشتر را به شاپور یکم، پادشاه ساسانی نسبت می‌دهند. بند میزان یا بند قیصر یکی از این تاسیسات آبی است که به احتمال زیاد در دوران شاپور یکم ساخته شده‌است. این بند کار تقسیم آب را بر عهده داشته به‌طوری که آب رودخانه را به نسبت‌های متفاوت تقسیم می‌کرده و چهار دانگ از حجم آب را به یک سمت و دو دانگ باقی مانده را به سمتی دیگر هدایت می‌کرده‌است. 
در سی و سومین نشست سالانه مرکز میراث جهانی یونسکو که از۲۲ تا ۳۰ ماه ژوئن در اسپانیا برگزار می‌شود، پس از بررسی پرونده‌های ارسالی از کشورهای مختلف، آثار و محوطه‌های جدیدی به فهرست میراث جهانی اضافه شدند. به غیر از ساختارهای آبی شوشتر، کوه مقدس سلیمان در قرقیزستان، مجموعه‌ای از گورهای سلطنتی در جمهوری کره، برج هرکول در اسپانیا و یک آباره یا مجرای انتقال آب در بریتانیا نیز جزو مجموعه‌ها و آثار جدیدی هستند که به این فهرست پیوسته‌اند.

اما در کنار ثبت این آثار تاریخی، یونسکو یک اثر را نیز از فهرست خود خارج کرد. درسدن در آلمان به دلیل رعایت نکردن ضوابط مربوط به میراث جهانی از این فهرست خط خورد. درهٔ «الب» درسدن که پیش از این به عنوان یک منظر فرهنگی با آثاری تاریخی از سده‌های هجدهم و نوزدهم به ثبت رسیده بود به دلیل تداوم عملیات احداث یک پل بزرگ چهار خطه و مخدوش شدن اصالت منظر آن از این فهرست خارج شد.

پیش از این سازمان یونسکو به ایران نیز در مورد میدان نقش جهان در اصفهان هشدار داده بود و خواستار کم کردن از ارتفاع برج جهان نما در نزدیکی میدان شده بود. ایران گرچه کوتاه کردن ارتفاع این برج را آغاز کرده اما هنوز دو طبقه دیگر از ارتفاع غیرمجاز آن باقی مانده است</description>
         <link>http://zamaaneh.com/rohani/2009/06/post_266.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/rohani/2009/06/post_266.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">میراث فرهنگی</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 28 Jun 2009 12:49:14 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>عدم حضور ایران در اجلاس گروه هشت و پیامدهای آن</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>وزیران امور خارجه‌ی کشورهای گروه هشت، پنج‌شنبه در شهر تریسته در شمال ایتالیا در اجلاسی به منظور بررسی اوضاع جاری افغانستان شرکت می‌کنند. این اجلاس که تا روز شنبه ادامه دارد، قرار بود یک میهمان ویژه هم داشته باشد.

از ماه‌ها قبل و با موافقت ایالات متحده آمریکا ایران هم به این اجلاس دعوت شده بود تا به عنوان یکی از همسایگان تأثیرگذار افغانستان، دیدگاه‌ها و راهکارهای خود را در مورد بهبود اوضاع این کشور با کشورهای صنعتی گروه هشت در میان بگذارد.

اما منوچهر متکی، وزیر امور خارجه ایران روز چهارشنبه در کنفرانس مطبوعاتی در تهران اعلام کرد که به ایتالیا سفر نخواهد کرد. پاسخ آقای متکی در پی اظهارات روز دوشنبه‌ی فرانکو فراتینی، وزیر خارجه ایتالیا داده شد که خواسته بود ایران هرچه زودتر مشخص کند که آیا در این اجلاس شرکت می‌کند یا خیر.

[[sound]]

فراتینی همچنین با اشاره به اعتراض به نتایج انتخابات در ایران و سپس وقایع خونین بعد از آن از ایران خواسته بود که سرکوب مخالفان و کشته ‌شدن مردم در خیابان‌ِها متوقف شود. با این حال وزیر امور خارجه ایتالیا هرگونه دخالت دولت‌های اروپایی در وقایع اخیر را تکذیب کرده بود.

پاسخ منفی ایران به اجلاس گروه هشت در حالی‌ است که در همین روزها برخی احزاب و شخصیت‌های سیاسی در ایتالیا، دولت این کشور را برای بازپس‌ گرفتن دعوت خود از ایران تحت فشار گذاشته بودند.‎ اما بنينو، معاون مجلس سنا ایتالیا و عضو حزب رادیکال این کشور خواهان لغو دعوت ایران شده بود.

او در گفت ‌و گویی با رادیو رادیکال اعلام کرده بود: «به عقیده‌ی من کار صحیح و عاقلانه آن است که این دعوت لغو شود. به نظر من لغو این دعوت پیام مهمی خواهد داشت. این خشونت‌ها مانع از نشستن ایران بر سر یک میز با جامعه‌ جهانی می‌شود.»

پاسخ روز چهارشنبه منوچهر متکی مشخص ساخت که شاید ایران نیز ترجیح می‌دهد در حال حاضر از رو به رو شدن با دولت‌های غربی بپرهیزد. اما عدم شرکت ایران در این کنفرانس چه پیام‌ها و چه تفسیرهایی را در پی داشته است؟
 آلبرتو نگری، نویسنده و روزنامه‌نگار ایتالیایی و تحلیلگر مسایل ایران و خاورمیانه که به تازگی از ایران به ایتالیا بازگشته است، در مورد عدم شرکت ایران در کنفرانس «گروه هشت» به زمانه می‌گوید:</small></strong>

[[photow03]]

لحظات دشواری برای جمهوری اسلامی است که در آن باید در ضمن سیاست خارجی خودش را هم هدایت کند. ایران همواره در تمام کنفرانس‌های بین‌المللی مربوط به افغانستان تقریباً با هیأتی بلندمرتبه شرکت می‌کرد. عدم شرکت ایران در این کنفرانس بازتابی از مشکلات اخیر این کشور است و در ضمن به این حقیقت هم اشاره دارد که دولت احمدی‌نژاد بعد از وقایع اخیر به شدت مورد اعتراض قرار گرفته و از نظر وجه تصویر بین‌المللی خود اکنون با مشکلات فراوانی روبه‌رو است.

[[photow01]]

<strong>اما ایتالیا یکی از مهم‌ترین شرکای تجاری ایران در اروپاست و روابط به نسبت خوبی با این کشور دارد. آیا وقایع اخیر تأثیری بر روابط دو کشور خواهد داشت؟</strong>

به عقیده‌ی من باید تمایزی میان دو سطح روابط سیاسی و اقتصادی قائل شد. در سطح سیاسی مواضع نسبتاً دقیقی از سوی وزیر امور خارجه ایتالیا، فرانکو فراتینی اتخاذ شده است که همان محکومیت شدید و یک‌صدای سرکوب معترضان در ایران است. بنابراین در سطح سیاسی شاهد نوعی سخت‌گیری در مواضع ایتالیا هستیم.

اما با این حال بحرانی در روابط سیاسی دو کشور و مراودات دوجانبه وجود ندارد. باید دید که این موضع‌گیری‌های سیاسی چه تأثیری بر سطح روابط اقتصادی برجای می‌گذارد. گرچه هنوز برای ارزیابی این تأثیرات اندکی زود است. من چند روز قبل با یکی از نزدیکان رهبر ایران در تهران صحبت می‌کردم و او بیان می‌کرد که ایران روابط اقتصادی خود را با کشورهایی که اکنون دچار معضل سیاسی با آن‌ها شده است مورد بازبینی قرار می‌دهد.

این نکته به‌عنوان مثال در مورد بریتانیا صادق است، گرچه می‌تواند تا حدی بر روابط با فرانسه هم تأثیر بگذارد. اما در مورد ایتالیا و آلمان وضعیت کمی متفاوت است، چون این دو کشور تاکنون موضع سیاسی چندان آشکار و تندی علیه تهران اتخاذ نکرده‌اند و بنابراین علی‌رغم مسایل جاری به روابط اقتصادی خودشان با تهران ادامه داده‌اند و به طور خاص ایتالیا همواره روابط بسیار گرم و خوبی از نظر تجاری با ایران داشته است.

اما تحولات در مسایل سیاسی اخیر می‌تواند در مورد روابط اقتصادی هم تعیین‌کننده باشد. من به طور کلی اما فکر می‌کنم که بعد از پایان سرکوب مخالفان و معترضان در ایران کشورهای اروپایی و حتا غیراروپایی با در پیش‌ گرفتن منافع ملی خودشان یا همان رئال پلیتیک روابط خود و به‌ویژه مراودات اقتصادی‌شان را با دولت احمدی‌نژاد ادامه خواهند داد.

[[photow02]]

<strong><small>آلبرتو نگری که از حدود سی سال پیش مسایل ایران تعقیب می‌کند و سفرهای متعددی تا به‌حال به این کشور داشته است، در جریان انتخابات و اعتراضات پس از آن نیز در تهران بوده و تنها چند روز قبل به ایتالیا بازگشته است. او در مورد بازتاب اعتراضات گسترده‌ی اخیر در ایتالیا می‌گوید:</small></strong>

رسانه‌های عمومی، تلویزیون‌های دولتی و خصوصی و روزنامه‌ها، فضای بسیار زیادی را به مسایل اخیر ایران اختصاص داده‌اند. من معتقدم افکار عمومی در اینجا به شدت تحت تأثیر قرار گرفته است. چون این اعتراضات نه به‌خاطر مسایل اقتصادی و یا مسایل مشابه آن بوده، بلکه این اعتراضات به‌عنوان حرکتی آزادی‌خواهانه شناخته می‌شود. حالا باید دید این احساساتی که براثر دیدن این وقایع برانگیخته شده است، آیا تأثیری بر روابط دولت‌ها و جامعه مدنی هم خواهد داشت؟]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/rohani/2009/06/post_265.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/rohani/2009/06/post_265.html</guid>
        
        
         <pubDate>Fri, 26 Jun 2009 11:49:17 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>حمایت احزاب ایتالیا از مردم ایران</title>
         <description><![CDATA[[[sound]]
<strong>در روزهای اخیر و همراه با اعتراضات گسترده در ایران و هم‏چنین سایر کشورهای جهان، ایتالیا هم شاهد اعتراضات ایرانیان ساکن و همچنین دانشجویان مقیم این کشور بوده است. 
این اعتراضات و تجمعات از فردای روز انتخابات آغاز شد، تا کنون نیز ادامه دارد و برای روزهای آینده هم برنامه‏هایی در این زمینه، تنظیم شده است.
در کنار اعتراضات ایرانیان مقیم ایتالیا، برخی احزاب و روزنامه‏های این کشور نیز به صحنه‏ آمده‏اند و فراخوان‏هایی را صادر کرده‏اند.
آزاده، یکی از دانشجویان فعال و برنامه‏ریز تجمعات دانشجویی، در مورد روند برگزاری اعتراضات در روزهای اخیر و هم‏چنین برنامه‏های روزهای آینده، در رم، پایتخت ایتالیا، به زمانه توضیح می‏دهد:</strong>

روز بعد از اعلام نتایج انتخابات، ما جلوی سفارت جمع شدیم. یک سری پلاکارد همان روز آماده کرده بودیم. پلاکارد «رأی من کجاست؟» را به سه زبان انگلیسی، فارسی و ایتالیایی در دست داشتیم. اما چون مجوز نداشتیم، پلیس از ما خواست پلاکاردها را بالا نگیریم. 

همان روز رفتیم، مجوزی برای روز یکشنبه گرفتیم که تحصنی جلوی سفارت داشته باشیم. تحصن هم برگزار شد. جمعیت ایرانیان مقیم رم، جمعیت بزرگی نیست، اما بچه‏ها همه شرکت کردند و تحصن خوبی بود. سه ساعت و نیم طول کشید و در آخر بیانیه‏ای هم خوانده شد.

در این بیانیه،  در ابتدا استقلال خودمان را از احزاب سیاسی خارج از کشور اعلام کرده بودیم. نوشته بودیم که  آقای میرحسین موسوی و آقای مهدی کروبی را قبول داریم و پشت  مردم ایران حرکت می‏کنیم و هر آن‏چه که مردم ایران انجام می‏دهند، ما هم همان کار را می‏کنیم و نه چیزی بیشتر از آن.

بعد از این تحصن، دوستان‏ ما از فلورانس آمدند و یک تحصن جلوی دفتر سازمان ملل تشکیل شد. دیروز هم تظاهراتی از سوی روزنامه‏ی ایل ریفورمیستا برپا شد. از ما هم دعوت شده بود که در آن شرکت کنیم. ما هم چون در ابتدا خط مشی آن‏ها را نمی‏دانستیم، اعلام آمادگی کردیم. ولی درست دو ساعت قبل از زمان موعود، روی سایت دیدیم که آن‏ها خواستار چیزهای دیگری هستند. ولی ما مشخص و محکم پشت این ایستاده‏ایم که ما هم مانند کاندیداهای‏مان در ایران، صرفا خواستار ابطال انتخابات هستیم و نه بیشتر از آن. در نتیجه، یک تکذیبیه نوشتیم و در سایت روزنامه، به عنوان کامنت گذاشتیم، برای بقیه‏ی خبرگزاری‏ها هم فرستادیم و در این تظاهرات شرکت نکردیم.

روز پنجشنبه هم بر اساس این که در ایران گفته شده به تکایا و مساجد بروید، قصد داریم به مسجد رم برویم، حرکت آرامی را آن‏جا داشته باشیم. یک حالت سوگواری، به خاطر شهدای راه جمهوریت نظام اسلامی. روز جمعه، احتمالاً، تحصن دیگری جلوی سفارت داریم.

<strong>آنتونللو ساکتی، نویسنده و روزنامه‏نگار ایتالیایی هم که تا کنون دو کتاب در مورد ایران و نقش جوانان در ایران معاصر نوشته، در این مورد با زمانه صحبت کرده است.
از او در مورد تجمع روز گذشته در میدان «فارنزه» که به دعوت روزنامه‏ها و احزاب ایتالیایی، برگزار شده بود، سوال می‏کنم:</strong>

در روزهای گذشته، دو سه فراخوان جداگانه از سوی احزاب ایتالیایی صادر شد؛ از سوی حزب دمکرات که به تجمع در برابر سفارت ایران فراخوانده بود. هم‏چنین فراخوانی از سوی حزب رادیکال، فراخوانی نیز از سوی روزنامه‏ی «ایل ریفورمیستا». ولی در نهایت این سه به هم متصل شدند و تصمیم آن شد که این تجمع در میدان فارنزه، در وسط شهر رم انجام شود.

اما باید گفت که در تجمع روز گذشته از سوی این احزاب و روزنامه‏‏ی ایتالیایی، تعداد خیلی زیادی حضور نداشتند. بیشتر حاضران افراد و شخصیت‏های سیاسی، نماینده‏ی مجلس و روزنامه‏نگار بودند. در همین تجمع، تمایلات متفاوت و گاه متضادی دیده می‏شد. کسانی که به طور کلی و اساسی مخالف جمهوری اسلامی بودند و رابطه با آن را صحیح نمی‏دانستند و از طرف دیگر، کسانی که مخالفت ریشه‏ای با آن نداشتند و معتقد به حفظ رابطه با جمهوری اسلامی بودند. شاید به همین دلایل هم، تعداد ایرانیان حاضر در این تجمع، در روز گذشته زیاد نبود. 

از سوی دیگر، یکی از محرکان اصلی این تجمع، مدیر روزنامه‏ی ایل ریفورمیستا بود. او بیان کرد: «حتا اگر موسوی هم برنده‏ی انتخابات می‏شد، ما این تجمع را برگزار می‏کردیم». چون در دیدگاه او، موسوی با احمدی‏نژاد، فرقی ندارد. 
اما در این مورد، من و تعدادی دیگر، با او اختلاف عقید‏ه‏ داریم. چون سخنان او به معنی نادیده‏گرفتن خواست مردمی است که در انتخابات شرکت کرده‏اند، به موسوی رأی داده‏اند و اکنون با حضور  حیرت‏آور خود در خیابان‏ها، می‏خواهند از رأی‏شان دفاع کنند. الان هم ما باید از خواست آنان حمایت کنیم.

<strong>از آنتوللو ساکتی در مورد پیشنهادهایی که اخیرا به پارلمان اروپا، مبنی بر به رسمیت نشناختن دولت احمدی‏نژاد شده، سوال می‏کنم و این که آیا در داخل ایتالیا هم چنین بحث‏ها و پیشنهادهایی در سطح سیاسی مطرح شده است یا نه؟</strong>

بله، این پیشنهاد یکی از پیشنهادهای مطرح شده است و در کنار آن، پیشنهاد دعوت نکردن ایران به کنفرانس در مورد مسایل افغانستان و به‏طور کلی، ایزوله کردن ایران هم مطرح شده است. اما سوال اساسی این است که اگر این پیشنهادها فقط منجر به منزوی‏تر کردن ایران بشود، آن وقت شاید بهانه‏ای به دست حامیان احمدی‏نژاد بدهد که تمام این مسایل و اعتراضات مردم ایران، فقط یک برنامه‏ی هماهنگ شده از طرف خارجی‏ها و غربی‏ها است.بنابراین در شرایط حاضر، به نظرم، تشخیص این که در حقیقت، کدام حرکت به نفع مردم ایران است، کمی دشوار است. شاید در روزهای آینده، اتفاقات جدیدی بیفتد. بنابراین شاید بهتر است، کمی صبر کنیم.

<strong>در روزهای آینده، هم‏چنین قرار است در دانشگاه لاساپیانزا، دانشگاه اصلی شهر رم هم تجمعات و کنفرانس‏هایی بر سر مسایل جاری ایران، برگزار شود.</strong>
]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/rohani/2009/06/post_264.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/rohani/2009/06/post_264.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گزارش</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 20 Jun 2009 17:41:52 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«برنامه انتخاباتی اکثر نامزدها، طبیعت‌سوز است»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>تبلیغات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران به پایان رسیده و نامزدهای این دوره تاکنون برنامه های خود را در زمینه های مختلف ارائه داده اند. به غیر از مباحث سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، حفاظت از محیط زیست نیز جزو نگرانی‌های مهم بخشی از جامعه امروز ایران است. 

در دوران تبلیغات انتخاباتی برخی نامزدها به صورت مشخص‌ به مباحث زیست محیطی اشاراتی داشتند. برنامه‌های اقتصادی برخی دیگر از نامزدها و همچنین کارنامه گذشته آنان را نیز می‌توان از نظر همخوانی یا مغایرت با اصول زیست محیطی مورد بررسی قرار داد.

با ناصر کرمی اقلیم شناس، روزنامه نگار و سردبیر خبرگزاری مستقل محیط زیست ایران (IREN) در مورد جایگاه حفاظت از محیط زیست در برنامه ها و شعارهای انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری گفتگو کرده‌ام. او در مورد مباحث مطرح شده در طول دوره مبارزات انتخاباتی می‌گوید:</small></strong>

[[sound]]

مهمتر از این که بگوییم اینها به بخش محیط زیست چه نگاهی دارند، باید ببینیم اساسا طرح‌ها و برنامه‌های جامع و شعارهایی که مطرح می‌کنند چقدر با استانداردهای حفاظت از محیط زیست مغایرت دارد و یا چقدر با استانداردهای توسعه پایدار همراه است. کلا هر چهار نامزد با عوام‌پسندانه‌ترین شکل ممکن فقط شعارهای توسعه‌گرا مطرح می‌کردند.

این که مثلا سرماه پول را به در خانه‌ها ببرند، یا این که صنایع و زیر ساخت‌های اقتصادی را گسترش دهند و غیره. و اغلب هم سئوال نمی‌شود در کشوری که منابع مالی و سرمایه‌گذاری‌اش محدود است هزینه این‌ برنامه‌ها از کجا تامین خواهد شد؟ من تجربه تلخی که دارم این است که متاسفانه اغلب این هزینه‌ها باید از طبیعت پرداخت شود. ما یک کشوری نیستیم که بتوانیم سرماه پول ببریم در خانه‌های مردم. 

ما واقعا از نظر زیست محیطی و شرایط فعلی اقتصادی کشور فقیری هستیم. ما به یک توسعه‌ی واقعا کارمحور و بسیار مقتصدانه نیاز داریم. یعنی این که مردم تشویق شوند به مصرف کمتر و کار کردن بیشتر. فرآیند توسعه در کشور ما باید این‌چنین باشد.

مضاف بر این که الان تهدید جمهوری اسلامی یک تهدید اصطلاحا «محیط محور» است. یعنی این که آقای باراک اوباما چهار وزیر طرفدار انرژی پاک در کابینه‌اش دارد و معتقد است آمریکا باید آنقدر به سمت انرژی‌های پاک برود که ظرف چهار تا پنج سال آینده دیگر از خاورمیانه نفت وارد نکند.

دولت‌های این منطقه اگر نتوانند نفت را گران بفروشند خود به خود زمین می‌خورند. یعنی به جای آن که مثل دوران جورج بوش حمله نظامی شود این‌گونه مقابله می‌کنند. 

چنین ماجرای بزرگ و مهمی که در طی آن قرار است ظرف چهار تا پنج سال آینده بخش مهمی از منبع درآمد اصلی کشور ما ضعیف ‌شود و قرار است ما از آن‌چه هستیم فقیرتر هم بشویم، در برنامه‌های هیچکدام از این چهار نامزد دیده نمی‌شود. 

نوع توسعه‌ای که این‌ها وعده می‌دهند توسعه قطعا طبیعت سوزی خواهد بود. ما اگر به برنامه‌های انتخاباتی نامزدها از نظر مدیریت محیط زیست، یعنی آن حوزه‌ی مناطق حفاظت شده که زیر نظر سازمان حفاظت از محیط زیست است نگاه کنیم، بیشتر و پررنگ‌تر از همه میرحسین موسوی، در آن کتابچه‌ای که تحت عنوان برنامه محیط زیست منتشر کرد، اشاراتی به محیط زیست دارد و کمیته‌ای هم با حضور تعدادی از فعالان محیط زیست تشکیل دادند و در همین زمینه اعضای کمیته بیانیه‌ای هم از جانب ایشان منتشر کردند. 

نکته یا اشاره دیگری به محیط زیست را ما در صحبت‌های کاندیداها ندیدیم.

[[photow01]]

<strong>هرکدام از نامزدهای این دوره دارای سوابق اجرایی، قانون‌گذاری و یا حضور در نهادهای عالی حکومتی هستند. از این منظر کارنامه محیط زیستی آن‌ها در دوران مسئولیت‌های فعلی و یا پیشین‌شان چگونه است؟</strong>


ما اگر به آمارهای قهقرای زیستی در کشور مراجعه کنیم، می بینیم  در سه دهه گذشته حدود نود درصد از زیستگاه‌های ما، حیات وحش خود را از دست داده اند.

ما از نظر میزان فرسایش خاک دومین کشور در جهان هستیم. در سی سال گذشته دست کم یک سوم از مساحت جنگل‌هایمان را از دست داده‌ایم و پدیده بیابان‌زایی مدام گسترش پیدا کرده است. 

در همه این اتفاقات و در بروز وضعیت موجود هر کدام از این چهار نامزد هم به نحوی سهیم بوده‌اند. از هیچکدام از این نامزدها یک سابقه روشن و مشخصی برای دفاع از محیط زیست وجود ندارد. 

به عنوان مثال از هشت سال دوره نخست وزیری آقای موسوی، این که ایشان فعالیت مشخصی در زمینه محیط زیست کرده باشند در ذهن‌ها وجود ندارد. یا دوره‌ی طولانی که آقای کروبی در مجلس بودند ایشان پس‌زمینه ذهنی و فعالیت‌هاشان بیشتر مسائل سیاسی است و درگیری‌های سیاسی متعددی که در حوزه اصلاح طلبی داشتند. شاید البته بشود اشاره‌ای کرد که آقای کروبی در زمینه حفط حقوق اقوام یک فعالیت‌هایی داشته‌اند. 

آقای محسن رضایی هم حدود دوازده سال در سطوح خیلی بالای برنامه‌ریزی جامع در کشور، یعنی مجمع تشخیص مصلحت نظام فعال هستند. اما این که مجمع تشخیص مصحلت یک فعالیت زیست محیطی مشخصی انجام و یا برنامه‌ای فراتر از وضع موجود ارائه داده باشد، چنین سابقه‌ای در ذهن‌ها نیست. 

در مورد آقای احمدی‌نژاد هم باید گفت که ایشان در ابتدا حدود دو سال شهردار بودند و بعد هم رییس جمهور شدند. بنابراین حدود شش سال در سطح بالای حاکمیت می‌توان کارنامه ایشان را جلو چشم گذاشت. 

او با این که از شهرداری به ریاست جمهوری رفته بود می‌بایست آشنایی زیادی با مباحث زیست محیطی داشته باشد اما این امر در دوران ریاست جمهوری‌اش دیده نشد. گرچه زمانی هم که در شهرداری تهران بود از نظر مدیریت شهری و نگاه زیست محیطی به مسائل مدیریتی تحول خاصی اتفاق نیفتاد. 

در دوره ریاست جمهوری ایشان هم توسعه عوام‌گرایی توسط او باب شد. یعنی این که ما پول را که از یک منبع تجدید نشدنی‌ به نام نفت است ببریم در خانه‌ها تقسیم کنیم. در کل فعالیت خاصی برای مدیریت محیط زیست و یک نگاه جامع از طرف ایشان مشاهده نشد.

<strong>مهمترین اولویت رییس جمهور آینده برای حفاظت از محیط زیست از دید شما چه باید باشد؟ انتخاب یک رییس کاردان و مقتدر برای سازمان حفاظت از محیط زیست، فعال کردن شورای عالی محیط زیست و یا موارد دیگر؟</strong>

متاسفانه من اغلب می‌بینم که طرفدران محیط زیست ارتباط رییس جمهور با این حوزه را فقط به رابطه او با «سازمان حفاظت از محیط زیست» تقلیل می‌دهند؛ در حالی که این سازمان تنها روی ده درصد از مساحت کل کشور تمرکز و کنترل مدیریتی دارد.

مهمتر از این که مدیریت جنگل‌ها و مراتع یا مدیریت حوزه سازمان محیط زیست چگونه باید باشد، نحوه مدیریت و نگاه زیست محیطی در وزارتخانه‌های دیگر مانند وزارت راه، وزارت نیرو و وزارت صنایع تاثیر بیشتری روی محیط زیست دارد. 

یعنی مهمتر از این که رییس جمهور چه فکری برای مدیریت «سازمان حفاظت از محیط زیست» بکند، باید دید به چه شکل می‌خواهد سازمان‌ها، نهادها و وزارتخانه‌هایی را که در اصطکاک دائم با محیط طبیعی هستند مدیریت بکند.

ما باید بپذیریم کشور فقیری هستیم. این که می‌گویند ما بسیار ثروتمندیم و اگر مجموعه‌ای از کارها را انجام دهیم ظرف دو سه سال خوشبخت و مرفه می‌شویم به هیچ وجه درست نیست. ما کشور فقیری هستیم که به خاطر قهقرای زیستی روز به روز هم فقیرتر می‌شویم.

ما الان خاکمان دارد به سرعت از دست می‌رود، ما عرصه‌ی حیاتمان را از دست می‌دهیم. فقط سالی دویست هزار نفر نیروی مازاد کار در میان روستاییان و عشایر وجود دارد که دیگر نمی‌توانند در محیط خود زندگی کنند و به ناچار به حاشیه شهرها مهاجرت می‌کنند.

رییس جمهور باید این مسائل را ببیند. یعنی ما اساسا به یک نگاه جامع محیط محور در کل بحث توسعه کشور احتیاج داریم. نگاه و نتیجه‌ای که کل حاکمیت باید به آن برسد. مشکل این است که اکنون چنین نگاهی وجود ندارد.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/rohani/2009/06/post_263.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/rohani/2009/06/post_263.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">گفتگو</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 11 Jun 2009 14:30:26 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>افزایش قربانیان گرمایش زمین</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>گرچه هنوز ممکن است کسانی مساله گرمایش آب و هوای زمین را چندان جدی تلقی نکنند، اما انتشار گزارش‌های جدید در این زمینه نشان می‌دهد که ابعاد این مساله هر روز گسترده‌تر می‌شود.</small></strong>

[[sound]]

مطالعات نشان می‌دهد که گرمایش زمین هر سال در حدود سیصد هزار نفر قربانی می‌گیرد. انتشار نخستین گزارش جامع از تاثیر تغییرات آب و هوایی بر زندگی انسان‌ها نشان می‌دهد که علاوه بر این تعداد، زندگی سیصد میلیون نفر دیگر نیز سالانه تحت تاثیر عوارض نامطلوب این تغییرات قرار می‌گیرد.

این گزارش توسط «مجمع جهانی امور بشر‌دوستانه» که ریاست آن برعهده کوفی عنان، دبیر کل سابق سازمان ملل متحد است تهیه شده. به گزارش روزنامه گاردین، این گزارش که اخیرا در اختیار رسانه‌ها قرار گرفته است پیش بینی می‌کند که تا سال 2030 میلادی تعداد قربانیان بلایایی مانند سیل، طوفان، آتش سوزی گسترده در جنگل‌ها و موج هوای داغ به پانصد هزار نفر در سال ‌برسد و به این ترتیب جهان با بحرانی بسیار عمیق رو به رو خواهد شد.

هم‌اکنون زیان‌های اقتصادی ناشی از این تغییرات آب و هوایی به رقمی در حدود از 125 میلیارد دلار در سال بالغ می‌شود که بیش از مجموع  کل کمک‌های بشردوستانه در حال حاضر است. گزارش پیش‌بینی کرده است که زیان‌های اقتصادی تا سال 2030 به رقمی معادل 600 میلیارد دلار در سال خواهد رسید.

[[photow01]]

بنابر جزییات این گزارش، هم اکنون چهار میلیارد نفر در سراسر جهان در معرض آسیب‌های گوناگون تغییرات آب و هوایی قرار دارند که از این میان پانصد میلیون نفر در شرایط بحرانی‌ و خطرناک‌تری به‌سر می‌برند. 

فجایع و بلایایی که به تغییرات آب و هوایی وابسته‌اند سبب گرسنگی و کمبود مواد غذایی، گسترش بیماری‌های گوناگون، فقر و مرگ و میر گسترده می‌شوند و ازسوی دیگر ثبات سیاسی و اجتماعی در کشورها و جوامع گوناگون را تهدید می‌کنند.

گزارش همچنین تاکید کرده است چنان‌چه روند انتشار گازهای گلخانه‌ای کنترل نشود، ظرف بیست و پنج سال آینده سلامتی سیصد و ده میلیون نفر دیگر به دلیل عوارض ناشی از افزایش دما به خطر می‌افتد، بیست و پنج میلیون دیگر دچار فقر می‌شوند و علاوه بر آن هفتاد پنج میلیون دیگر مجبور به جابه‌جایی و یا مهاجرت ناخواسته خواهند شد. 

این گزارش می‌افزاید گرچه پیش بینی این که دقیقا چه کسانی مجبور به جابه‌جایی و مهاجرت ناخواسته می‌شوند سخت است، اما این مشکل بیشتر در آفریقا، بنگلادش، مصر و مناطق ساحلی و جنگلی رخ خواهد داد؛ یعنی مناطقی که بر اثر فجایع طبیعی یا تغییرات آهسته محیطی تحت تاثیر قرار می‌گیرند و زندگی در آنها دشوار یا غیرممکن می‌شود.

اما بیشترین تاثیر گرمایش زمین و تغییرات ناخواسته مربوط به آن بر منابع آبی کره زمین خواهد بود. کمبود آب در آینده نزدیک بر میزان تولید مواد غذایی تاثیر می‌گذارد و از سطح بهداشت و توسعه اقتصادی می‌کاهد و همچنین موجب تخریب محیط زیست می‌شود.

حدود نود و نه درصد از کسانی که به هردلیل قربانی گرمایش زمین و تغییرات آب و هوایی می‌شوند ساکن کشورهای در حال توسعه هستند. خاورمیانه، جنوب صحرای آفریقا و جنوب آسیا مناطقی هستند که ساکنان آنها بیشترین خسارت‌ها را در تغییرات آب و هوایی متحمل می‌شوند.

[[photow02]]

اما از طرف دیگر کشورهای پیشرفته و صنعتی گرچه سهم بیشتری در تولید گازهای گلخانه‌ای دارند متحمل کمترین خسارت‌ها خواهند شد.

این گزارش در حالی منتشر می‌شود که دیپلمات‌ها و مقامات 192 کشور جهان قرار است در ماه دسامبر آینده در نشستی جهانی در کپنهاگ شرکت کنند. 

این نشست به چگونگی کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای اختصاص خواهد داشت و از آن به عنوان فرصتی کم‌نظیر برای جلوگیری از یک فاجعه جهانی یاد می‌شود. کوفی عنان  در کنفرانس خبری خود در لندن از تمام کشورها درخواست کرده است تا ضمن شرکت در این نشست بزرگ برای دتسیابی به توافقی جهانی، موثر و الزام آور تلاش کنند. 

او گفت ما بیش از این نمی‌توانیم تاثیر تغییرات آب و هوایی بر انسان‌ها را نادیده بگیریم. کوفی عنان همچنین سیاستمدران کشورهای مختلف را به دلیل بن بست فعلی در روند مذاکرات و بی‌تفاوتی نسبت به این مساله حساس مورد انتقاد قرار داد.

باربارا استاکینگ، مدیر آکسفام، یا سازمان بین المللی امداد رسانی، نیز در این نشست مطبوعاتی اعلام کرد کشورهای فقیر در حالی متحمل بیشترین خسارت‌ها می‌شوند که کمترین نقش را در بروز تغییرات آب و هوایی دارند.

این گزارش بر مبنای اطلاعات و داده‌های نهادهای جهانی مانند سازمان ملل متحد، بانک جهانی، سازمان بهداشت جهانی و سایر موسسات معتبر بین المللی تهیه شده است و توسط ده نفر از برجسته‌ترین متخصصان مرتبط مورد بازبینی قرار گرفته است.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/rohani/2009/06/post_262.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/rohani/2009/06/post_262.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">محیط زیست</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 04 Jun 2009 12:00:00 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>از آب تا آتش؛ سرنوشت کتاب در افغاستان</title>
         <description><![CDATA[در روزهای گذشته در ولایت نیمروز افغانستان هزاران جلد کتاب به آب‌های خروشان رودخانه هیرمند افکنده شده است. مقامات محلی این ولایت، کتاب‌ها را که توسط یک ناشر افغان از ایران به افغانستان آورده شده بودند، غیر مجاز و اختلاف‌برانگیز دانستند و حکم به نابودی آن‌ها دادند.

[[sound]]

اما وارد کننده این کتاب‌ها به رسانه‌ها اعلام کرده است این کتاب‌ها توهین‌آمیز و تفرقه‌برانگیز نیستند بلکه بارها در ایران چاپ شده‌اند و هم اکنون نیز تعدادی از آن‌ها در بازار کتاب افغانستان یافت می‌شوند. در میان یازده عنوان کتاب به آب افکنده شده کتاب‌هایی مانند «شناسنامه افغانستان» نوشته بصیر احمد دولت‌آبادی، «هزاره‌ها» نوشته حسن پولادی، «گل سرخ دل افگار» نوشته جواد خاوری و «نهج‌البلاغه» نیز به چشم می‌خورد.

در سال‌های اخیر بعضی کتاب‌ها به دلیل وجود امکانات بهتر در ایران چاپ و سپس به افغانستان ارسال و توزیع می‌شوند. این اقدام مقامات محلی نیمروز با مخالفت‌های گسترده‌ای در داخل و خارج افغانستان رو‌به‌‌رو شده است و بسیاری از فعالان فرهنگی افغان آن را با دوران کتاب‌سوزان در افغانستان مقایسه کرده اند. دورانی که کتاب‌ها و کتابخانه‌ها همراه هم می‌سوختند و خاکستر می‌شدند.

[[photow01]]

از زمان حضور نیروهای شوروی در افغانستان و سپس جنگ‌های داخلی، میراث مکتوب افغانستان بارها شاهد خسارت‌های جبران ناپذیر فراوانی بوده است. به گفته لطیف پدارم، شاعر و نویسنده افغان در مصاحبه‌ای با انجمن کتابخانه‌های آمریکا: «هر زمان که حکومتی تغییر می‌کرد ما از خود می‌پرسیدیم این بار کدام کتاب‌ها را باید پنهان کرد‌.»[1]

در جنگ‌های طولانی میان مجاهدین با نیروهای شوروی و سپس جنگ میان نیروهای مجاهدین تا پیش از به قدرت رسیدن طالبان و بعد از آن جنگ با نیروهای طالبان، کتابخانه‌ها، موزه‌ها و بسیاری از موسسات فرهنگی هدف گلوله قرار گرفتند، در آتش سوختند و یا غارت شدند.

کتاب‌های بسیاری از کتابخانه‌های عمومی به صورت کیلویی و به قیمت کاغذ آن‌ها در بسیاری از شهرهای پاکستان به فروش رسیدند.[2] بسیاری از نسخ خطی برای تهیه سلاح و مهمات جنگی فروخته شدند. در این دوران قاچاق کتاب‌های نایاب و خطی پس از قاچاق مواد مخدر در مقام دوم در افغانستان قرار داشت.[3]

به جز گنجینه مکتوب، هزاران شیء هنری از دوران مختلف تاریخی در افغانستان نیز از بازارهای خرید و فروش عتیقه در کشورهای غربی سر درآوردند. آن‌چه قابل فروش نبود یا تخریب شد و یا به مصارف دیگری رسید: هزاران جلد کتاب در آتش سوختند و یا از کاغذهای آن‌ها برای بسته‌بندی و مصارف دیگری استفاده شد.

[[photow02]]

در فاصله سال‌های ۱۹۹۲ تا ۹۶ گروه‌های مختلف برای فتح کابل می‌جنگیدند. شهر برای مدتی مانند بیروت، به بخش‌های تحت تصرف گروه‌های مختلف تقسیم شد. جنگ شهری غیر از آن‌که جان هزاران شهروند کابلی را گرفت به بسیاری از ساختارهای شهری و همچنین موسسات و نهادهای فرهنگی از جمله کتابخانه‌ها آسیب‌های فراوانی وارد کرد. دانشگاه کابل و موزه ملی مورد اصابت گلوله‌ها و موشک‌های جنگجویان قرار گرفتند.

با به قدرت رسیدن طالبان، حذف و نابودی آثار فرهنگی، میراث مکتوب و کتابخانه‌ها در افغانستان شدت و گسترش بیشتری پیدا کرد. تلاش طالبان برای حذف مظاهر فرهنگی ابعاد گوناگونی داشت. غیر از نابودی کتاب‌هایی که مغایر با ارزش‌های اسلامی تشخیص داده می‌شد، برخی دیگر از کتاب‌ها به دلیل مسایل قومی و زبانی نابود می‌شدند.

در دیدگاه طالبان، بسیاری از آثاری که به زبان فارسی نوشته شده بودند مضر تشخیص داده می‌شدند. جمع‌آوری و نابودی هر کتابی که می‌توانست محبوبیتی همسنگ کتب مقدس و کتاب‌های مذهبی پیدا کند در دستور کار آنان قرار داشت. در بسیاری موارد طالبان خانه به خانه به دنبال کتاب‌های ممنوعه می‌گشتند تا آن‌ها را نابود کننند.

در سال ۱۹۸۷ در کابل، کانون فرهنگی حکیم ناصر خسرو گشایش یافته بود که با کتابخانه‌ مجهزش نگین مراکز فرهنگی در افغانستان به شمار می‌آمد. کتابخانه دارای متون جدید و همچنین نسخ خطی منحصر به فرد بود. مشهورترین نسخه خطی این مرکز شاهنامه‌ای مربوط به سده یازدهم میلادی بود. همچنین نسخه‌های خطی نایابی از سده‌های مختلف، اشعاری به زبان فارسی، مینیاتور، خطاطی‌های دوران تیموری و مهرهای تاریخی بخش دیگری از گنجینه این مرکز فرهنگی را تشکیل می‌دادند.

[[photow03]]

با رسیدن جنگ‌های شهری به کابل، بخش مهمی از این گنجینه به شهر پلخمری منتقل شد. اما با این حال چهار هزار جلد از کتاب‌های این کانون فرهنگی توسط طالبان در آتش سوخت. پس از پیروزی در پلخمری، زمانی که طالبان سوار بر ماشین‌های تویوتا به کانون فرهنگی رسیدند با تمام توان به تخریب قسمت‌های مختلف، از بین بردن ماشین‌های چاپ و تکثیر و استودیو ضبط ویدیویی و نابود کردن کتاب‌های باقیمانده پرداختند.[4] دانشگاه کابل نیز از این نظر وضعیت بهتری نیافت. کتابخانه دانشگاه شامل دویست هزار کتاب و پنج هزار نسخه خطی بود.

اکنون حدود هشت سال از سقوط رژيم طالبان در افغانستان می‌گذرد و جنگ‌های داخلی به نسبت زیادی فروکش کرده است. در افغانستان انتخابات ریاست جمهوری برگزار می‌شود و بسیاری از نهادهای فرهنگی توسط خود افغان‌ها و با یاری موسسات جهانی ترمیم و بازگشایی شده‌اند. اما اتفاقات اخیر بار دیگر سبب بروز تردیدهایی در مورد سیاست‌های فرهنگی جاری در بخش‌هایی از افغانستان شده است.

گرچه برخی مقامات وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان در این مورد اظهار تأسف کرده و قول پیگیری داده‌اند، اما در آب افکندن هزارن جلد کتاب در روزهای اخیر برای بسیاری از ناظران مسایل افغانستان و همچنین برای تعداد زیادی از فرهنگیان این کشور یادآور روزهایی است که آسمان شهر با دود سوختن کتاب‌ها سیاه می‌شد.

<HR>

<small>منابع:

1-  Loving, Matthew, 2002,  “The war on terror: darkest days; from exile in Paris, Afghan librarian Latif Pedram relives the nightmare” , American Libraries  33(5).

2-  Rahin, Abdul Rassoul, 1998, “The situation of Kabul University  Library: Its past and present”,  World Libraries  8(2.

3-  Lawler, Andrew, 2002,” Afghanistan’s Challenge”, Science 298 (5596): 1196-1200

4- Knuth< Rebecca, 2006, Burning Books and Leveling Libraries: Extremist Violence and Cultural Destruction, Westport: Praeger Publisher</small>]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/rohani/2009/05/post_261.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/rohani/2009/05/post_261.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">فرهنگ و هنر</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 31 May 2009 15:30:47 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>بازگشت ایران به دوسالانه ونیز</title>
         <description>پنجاه و سومین دوسالانه هنر ونیز از شانزدهم خرداد برابر با ششم ماه ژوئن کار خود را آغاز خواهد کرد. «ساختن دنیاها» نام این دوره‌ی جشنواره ونیز است که میزبان صدها اثر هنری از نود هنرمند از سراسر جهان خواهد بود.

[[sound]]

در این دوره از دوسالانه هنر ونیز که تا ماه نوامبر ادامه دارد، ایران نیز بعد از یک دوره غیبت با سه هنرمند حضور خواهد داشت. روابط عمومی موزه هنرهای معاصر تهران با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرده است که آثار هنری ایرج اسکندری، حمید‌رضا آویشی و صداقت جباری در غرفه ایران در ونیز به نمایش درخواهند آمد.

در دوره گذشته دوسالانه هنر ونیز، ایران علی‌رغم این‌که می‌توانست نمایندگانی را به این رویداد معتبر جهانی اعزام کند به دلایل متعددی نتوانست حضور داشته باشد. در آن زمان رییس وقت مرکز هنرهای تجسمی نداشتن بودجه کافی و معاون هنری وزیر ارشاد، ارائه ندادن برنامه مشخص از سوی هنرمندان و مركز هنرهای تجسمی را دلیل اصلی این غیبت ذکر کردند.

[[photow01]]

اما در این دوره محمد شالویی، مديركل دفتر هنرهای تجسمی وزارت ارشاد اعلام کرده است که برای نخستين بار در محل دوسالانه ونيز مكانی به منظور برپايی نمايشگاه و اقامت هنرمندان ايرانی به مدت چهار سال اجاره شده است.

هنرمندان ایرانی که از سوی نهادهای هنری رسمی در ایران برای شرکت در این دوره از جشنواره ونیز انتخاب شده‌اند در زمینه نقاشی، مجسمه‌سازی و خطاطی فعالیت می‌کنند.

ایرج اسکندری با مجموعه‌ نقاشی‌هایش با نام «زروان»، صداقت جباری با پنج اثر خط و نقاشی‌خط و حمیدرضا آویشی با سه مجسمه به نام‌های «‌آدم و حوا»‌،‌ «گفت‌ و گوی تمدن‌ها»‌ و «‌سيمرغ» به محل برگزاری این جشنواره خواهند رفت.

[[photow02]]

دفتر هنرهای تجسمی وزارت ارشاد تأکید کرده است آثار ارائه شده به این جشنواره قرار است از سویی بیانگر دستاوردهای هنری مدرن و از سوی دیگر نشان‌دهنده سنت و هنرهای سنتی باشد.

همچنین قرار است هنرمندان برگزیده نخستین جشنواره هنرهای تجسمی فجر نیز برای بازدید از این رویداد هنری به ونیز اعزام شوند. مصطفی دشتی، هریش شیوا، مرتضی نعمت‌اللهی، فرزین هدایت‌زاده، مهدی محمدی، مهدی منعم ، امیررستمی، محمد امین آقایی، محمود آزادنیا و عباس اخوین هنرمندانی هستند که برای بازدید از رویدادهای هنری دوسالانه ونیز به ایتالیا خواهند رفت.

[[photow03]]

این سومین بار است که ایران در سال‌های پس از انقلاب در این رویداد هنری جهانی شرکت می‌کند. در سال ۲۰۰۳ احمد نادعلیان‌، حسین‌ خسروجردی‌ و بهروز دارش‌ و در سال ۲۰۰۵ ماندانا مقدم و بیتا فیاضی نمایندگان ایران در جشنواره ونیز بودند. پیش از انقلاب نیز کامران دیبا، سهراب سپهری، بهجت صدر و هنرمندان دیگری  از ایران به صورت انفرادی در این نمایشگاه شرکت کرده بودند.

دوسالانه هنر ونیز که از بزرگ‌ترین و قدیمی‌ترین رویدادها در زمینه هنرهای تجسمی محسوب می‌شود از اواخر قرن نوزدهم پایه‌گذاری شده است. فکر ایجاد چنین جشنواره‌ای در سال ١٨٩۵ توسط جمعی از هنرمندان و روشنفکران ونیزی و با حمایت شهردار این شهر شکل گرفت.

[[photow04]]

نهاد یا موسسه دوسالانه ونیز، نهادی است گسترده که به جز برگزاری نمایشگاه هنرهای تجسمی، رویدادهای دیگری از جمله جشنواره فیلم ونیز، نمایشگاه معماری، جشنواره رقص، موسیقی و تئاتر را نیز زیر پوشش خود دارد.

امسال و در روز افتتاحیه این جشنواره، شیر طلایی یک عمر فعالیت هنری به یوکو اونو (Yoko Ono) هنرمند ژاپنی و جان بالدساری (John Baldessari) هنرمند آمریکایی اهدا می‌شود. خانم یوکو اونو، هنرمند آوانگارد و موزیسین ژاپنی الاصل، در جوانی عضو گروه هنری فلوکسوس، متاثر از مکتب هنری دادایسم بود. او همچنین همسر جان لنون، ستاره مشهور گروه موسیقی بیتلز بوده است.

جان بالداساری نیز شیر طلایی را به دلیل فعالیت‌های هنری پیگیرش در زمینه هنرهای مفهومی کسب خواهد کرد. آثار هنری بالداساری شامل عکس‌های تغییر یافته و ویدیو‌آرت‌ها، طی دهه‌های گذشته به رشد هنر مفهومی به خصوص در آمریکا کمک کرده است.

[[photow05]]

به جز شیرهای طلایی برای یک عمر فعالیت هنری، شیرهای دیگری نیز به هنرمندان منتخب اهدا خواهد شد. شیر طلایی به بهترین کشور شرکت کننده، شیر طلایی به بهترین هنرمند جشنواره و شیر نقره‌ای به بهترین هنرمند جوان، جوایز اصلی هستند که توسط هیأت داوران بین‌المللی به منتخبان این بخش‌ها تعلق می‌گیرد.

حضور هفتاد و هفت کشور در این دوره از جشنواره رکورد جدیدی محسوب می‌شود. در این جشنواره به مناسب یک صد سالگی جنبش هنری فوتوریسم، که ابتدا در ایتالیا پا گرفت، مروری ويژه بر خصوصیات این جنبش هنری و تأثیرات آن بر حیات هنری سده بیستم صورت می‌گیرد.

در کنار جشنواره اصلی بیش از سی و هشت نمایشگاه و اتفاق هنری دیگر نیز توسط نهادها و موسسات هنری بین‌المللی در ونیز ترتیب داده می‌شود که همه آن‌ها با هم برای مدتی این شهر را در کانون توجه هنرمندان و دوستداران هنر از سراسر جهان قرار می‌دهد.</description>
         <link>http://zamaaneh.com/rohani/2009/05/post_260.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/rohani/2009/05/post_260.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">فرهنگ و هنر</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 24 May 2009 13:00:50 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شدت یافتن تخریب آثار تاریخی در خوزستان</title>
         <description>در ماه‌های اخیر، اخبار ناخوشایندی از وضعیت میراث فرهنگی در استان خوزستان منتشر شده است. این گزارش‌ها نشان می‌دهد که تخریب و بی‌توجهی به آثار باستانی در این منطقه تاریخی روندی نگران کننده پبداکرده است. مهمترین خبر در این زمینه مربوط به محوطه‌هایی باستانی در رامهرز و ماجرای تخریب آن‌هاست.

[[sound]]

عملیات احداث یک مسیر آبرسانی در پايين دست سد «زيره زرد» در رامهرمز به چندین تپه باستانی آسیب‌های جدی وارد کرد. این تپه‌ها دربردارنده آثاری از دوران مختلف تاریخی بودند. این عملیات که بدون کسب نظر پژوهشکده باستان‌شناسی صورت گرفته بود اعتراض بسیاری از انجمن‌های غیر دولتی دوستدار و مدافع میراث فرهنگی در خوزستان را برانگیخت.

بعد از اعتراض‌های اولیه مشخص شد که میراث فرهنگی خوزستان بدون هماهنگی با پژوهشکده باستان‌شناسی کشور مجوز مطالعات باستان‌شناسی در مسیر این کانال آبرسانی را در اختیار یک شرکت خصوصی گذاشته است.

[[photow01]]

به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی، این شرکت خصوصی در نوزدهم فروردین ماه سال جاری در نامه‌ای خطاب به اداره میراث فرهنگی استان خوزستان اعلام کرد که احداث جاده دسترسی و همچنین خط لوله آب در محوطه‌های مذکور بدون مانع است. اما با بررسی‌های انجمن دوستداران ميراث فرهنگي رامهرمز وجود محوطه‌هایی باستانی در منطقه مشخص شد و سپس با مداخله یگان پاسدران میراث فرهنگی، عملیات به طور موقت متوقف شد.

در ابتدای اردیبهشت‌ماه و در ادامه اجرای کانال‌های آبرسانی سد انحرافی «زيره زرد» در رامهرمز، محوطه باستانی «پاگچی» نیز تخریب شد. این محوطه که روی بقایای شهر تاریخی رامهرز قرار دارد در سال ۱۳۱۰ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده بود. به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی، بیل‌های مکانیکی این محوطه را به منظور احداث کانال‌های آبرسانی تخریب کردند.

به دنبال انتشار این اخبار، اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویان باستان‌شناسی دانشگاه‌های کشور با صدور بیانیه‌ای اعطای این مجوز توسط میراث فرهنگی خوزستان را غیرقانونی ارزیابی کرد و خواستار تحت تعقیب قرار دادن شرکت مشاوری شد که در قبال میراث فرهنگی مرتکب چنین تخلفاتی شده است.

[[photow02]]

در ادامه این بیانیه آمده: «مدیریت میراث فرهنگی و گردشگری استان خوزستان در طی چند سال اخیر نه تنها در زمینه رشد و بالندگی میراث فرهنگی کوشش درخوری انجام نداده، بلکه با بی‌توجهی در برابر تخریب یادمان‌ها، محوطه‌ها و مجموعه‌های جهانی و منحصربه فردی همچون شوش، جندی‌شاپور، ارجان، رامهرمز، شوشتر، هرمزاردشیر، مسجد سلیمان، ایوان کرخه، ایذه و ده‌ها محوطه بزرگ و کوچک و بی‌توجهی به مفاهیمِ بنیادین میراث فرهنگی در روزگار معاصر، سبب مخدوش شدن چهره مدیریت کلان کشور در قبال صیانت از میراث فرهنگی و معنوی کشور شده است.»

همچنین این اتحادیه دانشجویی با توجه به روند تخریب آثار باستانی در خوزستان، انتخاب رییس میراث فرهنگی این استان را به عنوان یکی از پنج مدیر نمونه میراث فرهنگی کشور مورد انتقاد قرار داد. اما ماجرای تخریب‌های اخیر در خوزستان و در شهر رامهرمز تنها به عملیات احداث کانال‌های آبرسانی محدود نشد.

[[photow03]]

اقدام اداره آموزش و پرورش این شهرستان نیز در تسطیح یک تپه باستانی، آثاری از دوره اشکانی و ساسانی را در معرض خطر قرار داد. بنابر اظهارات سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان، داخل تپه «سيد محمد دولت‌مند» که به صورت موقوفه در اختیار آموزش و پرورش قرار گرفته بر اساس شواهد باستان‌شناسی بنايی اشکانی و ساسانی وجود دارد.

گرچه اعتراض‌های صورت گرفته به تسطیح این تپه موجب توقف عملیات شد اما برخی گزارش‌های منتشر شده نشان می‌دهد که احتمال آغاز این عملیات همچنان وجود دارد. غیر از کانال‌های آب زیره زرد و همچنین اقدام وزارت آموزش و پرورش در تسطیح یک تپه تاریخی، حفاران غیر مجاز نیز محوطه‌های باستانی رامهرمز را از تخریب و غارت مصون نگذاشتند.

محوطه باستانی «جوبجی» که دارای آرامگاه‌هایی از شاهزادگان تمدن ایلامی است در ماه‌های اخیر مورد حفاری‌های غیر مجاز دزدان آثار باستانی قرار گرفت. این آرامگاه‌های کهن در سال ۸۶ و در طی عملیات احداث کانال آبرسانی کشف شد و از آن مقادیر زیادی اشیاء ارزشمند شامل حلقه‌های طلایی، تندیس‌های انسانی و مهره‌های گوناگون به دست آمد.

[[photow04]]

از آن پس یک محل نگهبانی برای حفاظت از این محوطه در نظر گرفته شد اما از چندی پیش و پس از برچیده شدن این جایگاه نگهبانی، غارتگران دوباره به این محل بازگشتند. حجم تخریب‌های اخیر در خوزستان و اعتراض‌های صورت گرفته سرانجام باعث شد تا اسفندیار رحیم مشایی، رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران نیز پا به میان بگذارد.

او در خصوص اعطای مجوز عملیات در محوطه‌های باستانی رامهرمز اعلام کرد که تخلف ابتدا باید اثبات شود. مشایی وعده داد که به این موضوع در کنار سایر حوادث اخیر خوزستان رسیدگی ‌می‌شود. اتفاقات اخیر در خوزستان بار دیگر کمبودهایی جدی را در زمینه شناخت و حفاظت از آثار تاریخی در یکی از غنی‌ترین مناطق ایران آشکار کرد.

ناهماهنگی بین واحدهای گوناگون سازمان میراث فرهنگی کشور (پژوهشکده باستان‌شناسی و میراث فرهنگی خوزستان)، ناهماهنگی میان دستگاه‌های اجرایی و سازمان میراث فرهنگی، اختصاص نیافتن منابع مالی و انسانی لازم برای شناخت و حفاظت از گنجینه‌های منحصر به فرد و همچنین عدم پیگیری جدی تخلفات صورت گرفته و پیگرد متخلفان، ازمهمترین دلایلی است که اکنون بخشی از میراث فرهنگی ایران را با چنین تهدیداتی رو‌به‌رو کرده است. </description>
         <link>http://zamaaneh.com/rohani/2009/05/post_259.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/rohani/2009/05/post_259.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">میراث فرهنگی</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 17 May 2009 13:30:40 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نگرانی از عملیات اکتشاف نفت در کویر</title>
         <description>احتمال صدور مجوز برای اکتشاف نفت و گاز در پارک ملی کویر در حوزه گرمسار، مجددا نگرانی بسیاری از کارشناسان حوزه محیط زیست را برانگیخته است. به اعتقاد حافظان محیط زیست، عملیات اکتشاف و سپس استخراج نفت از این منطقه می‌تواند اکوسیستم این پارک حفاظت شده را برهم بزند. 

بر اساس ماده هشت آئين‌نامه اجرائی قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست هرگونه تغییر اکوسیستم در پارک‌های ملی و مناطق حفاظت شده زیست محیطی ممنوع است.

[[sound]]

محمد مجابی کارشناس محیط زیست در هشداری که در رسانه‌های گوناگون از جمله همشهری آن‌لاین و خبرگزاری ایرن بازتاب یافته خطاب به رییس جمهور ایران نوشته است:

«متاسفانه فعاليت‌های اکتشاف و اقدامات بعدی صنعت نفت در اين منطقه بسياری از کارکردها و ارزش‌های مناطق حفاظت شده را مختل و حتی نابود خواهد کرد و لذا توصيه کارشناسی، اجتناب از توسعه عرصه اکتشاف به داخل پارک ملی و منطقه حفاظت شده کوير می‌باشد. 

آقای رییس جمهور، شما بر اساس قانون حفظ و بهسازی محيط زيست، رییس شورايعالی محيط زيست هستيد و برطبق قانون اساسی ناظر بر حسن اجرای قانون اساسی هستيد.»

[[photow01]]

بحث اکتشاف نفت در داخل پارک ملی کویر ایران در حالی بالا گرفته که منتقدان این طرح، مدیریت و برداشت نفت از حوزه‌های مشترک نفتی با سایر کشورها را دارای اولویت و اهمیت بیشتری نسبت به این منطقه می‌دانند. هرگونه کوتاهی در استفاده و مدیریت حوزه‌های مشترک نفتی  سبب می‌شود تا کشورهای دیگر از این منابع استفاده کنند، خطری که به هیچ وجه متوجه منابع احتمالی نفت و گاز در دل کویر مرکزی ایران نیست. 

پارک ملی کویر در ایران یک اکوسیستم بیابانی است که به دلیل خصوصیات منحصر به فرد آن از ۱۳۴۳ به صورت منطقه حفاظت‌شده زیر نظر سازمان محیط زیست قرار گرفت و در سال ۱۳۵۵ به پارک ملی تبديل شد. 

این منطقه یکی از ذخیره‌گاه‌های نه گانه زیست کره (بیوسفر) در ایران است.این پارک با ۴۴۰ هزار هکتار وسعت در ۵۰ کیلومتری جنوب شرقی تهران در شهرستان گرمسار واقع شده‌است. پارک ملی کویر دارای سی و چهار گونه جانوری است که بیست و نه گونه آن، از جمله یوزپلنگ و گورخر آسیایی، جزو گونه‌های حفاظت شده هستند. 

صدها گونه گیاهی نیز در این پارک به ثبت رسیده‌اند که بیش از بیست گونه آنها جزو گونه‌های منحصر به فرد طبقه شده‌اند.این پارک همچنین دارای حوزه‌های آبگیر و چشمه‌های متعددی است. دریاچه نمک در مجاورت پارک ملی کویر یکی از بزرگترین شوره‌زارهای ایران است.

[[photow02]]

پارک ملی کویر از نظر تاریخی نیز دارای ارزش‌های فراوانی است. چند کاروانسرای دوره صفوی از جمله کاروانسرای عین الرشید و قصر بهرام و همچنین راه سنگفرش در حوالی گرمسار یادگار مسیری است که اصفهان پایتخت صفوی را به سواحل دریای مازندران متصل می‌کرد.

تلاش برای اکتشاف نفت در پارک ملی کویر ایران، سال گذشته نیز باعث بروز اعتراض‌های شدید شده بود. در شهریور ماه سال هشتاد و هفت زمانی که پیمانکاران وزارت نفت در منطقه سمنان قصد ورود با ماشین آلات سنگین خود به داخل پارک ملی کویر را داشتند، درگیری‌هایی میان محیط بانان و پیمانکاران به وجود آمد که مطابق برخی گزارش‌ها به شلیک تیر هوایی نیز انجامید. 

از آنجا که بخشی از پروژه اکتشاف نفت موسوم به «بلوک گرمسار» در این منطقه واقع شده وزارت نفت کوشش دارد مجوز حضور پیمانکاران خود در این منطقه را کسب کند. 

پیش از این نیز و در سال‌های گذشته وزارت نفت ایران قصد داشت در این منطقه یک ذخیر‌ه گاه طبیعی گاز ایجاد کند که با مخالفت‌های سازمان محیط زیست رو به رو شد. پس از درگیری‌های سال گذشته، مدیریت بلوک های اکتشافی و مشارکت خارجی شرکت ملی نفت ایران اعلام کرد تا زمان کسب مجوزهای لازم، هیچ عملیاتی در این منطقه انجام نخواهد شد.

اما اخیرا احتمال صدور مجوز از سوی دولت برای از سرگیری عملیات اکتشاف نفت و گاز، هشدارهای جدیدی را به همراه داشته است.

[[photow03]]

به غیر از ورود ماشین‌آلات سنگین و فعالیت‌های مرتبط با آن که تعادل زیست محیطی در منطقه را بر هم می‌زند، تزریق گاز به لایه‌های زیرین زمین برای استخراج نفت نیز ممکن است عوارضی در پی داشته باشد. پیش از این کارشناسان محیط زیست اعلام کرده بودند تزریق گاز باعث خروج حجم زیادی آب و نمک و تشکیل شوره‌زارهای دیگری در این منطقه می‌شود.

در پارک‌های ملی که به عنوان ذخیره‌گاه‌های زیست کره از سوی سازمان جهانی یونسکو انتخاب می‌شوند، مداخلات و دست‌اندازی‌های نابه‌جای انسان به منابع طبیعی ممنوع است. این ذخیره‌گاه‌ها با هدف حفظ نمونه‌های منحصر به فرد اکوسیستم‌های طبیعی و جوامع بومی مرتبط با آنها تحت حفاظت قرار می‌گیرند. 

تا سال گذشته  حدود پانصد و سی و یک ذخیره‌گاه زیست کره‌ای در صد و پنج کشور جهان مورد شناسایی سازمان جهانی یونسکو قرار گرفتند که سهم ایران از این میان نه ذخیره‌گاه است.</description>
         <link>http://zamaaneh.com/rohani/2009/05/post_258.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/rohani/2009/05/post_258.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">محیط زیست</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 14 May 2009 16:26:08 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>زیبایی ربوده شده</title>
         <description><![CDATA[گرچه بیش از شصت سال از پایان جنگ جهانی دوم می‌گذرد اما دنیای هنر و معماری هنوز گرفتار تأثیرات نامطلوب آن است. عواقب جنگ جهانی دوم تنها به ویرانی مراکز تاریخی و آثار معماری در شهرهای اروپایی محدود نمی‌شود، بلکه دزدی، غارت و جابه‌جایی غیرقانونی آثار هنری نیز یکی دیگر از پدیده‌های رایج در این جنگ بود که هنوز بسیاری از کشورها درگیر مباحث حقوقی مربوط به آن هستند.

[[sound]]

مجموعه هنری دولتی در شهر درسدن آلمان به تازگی اعلام کرده است یکی از تابلوهای ارزشمند این مجموعه که اثری است متعلق به قرن نوزدهم، توسط نازی‌ها به زور از مالکان یهودی آن گرفته شده است. به گزارش «روزنامه هنر» چاپ لندن، این تابلو نقاشی اثر کریستیان فوگلشتاین نقاش آلمانی است.

موزه، این نقاشی را در سال ۱۹۴۰ خریداری کرد اما اکنون مشخص شده است که این نقاشی در اصل متعلق به سه خواهر یهودی اهل وین بوده است و پس از آن‌که آلمان نازی اتریش را ضمیمه خاک خود کرد به همراه هزاران اثر هنری دیگر توقیف و به آلمان انتقال یافت.

[[photow01]]

مجموعه هنری درسدن که دربرگیرنده دوازده موزه است از سال گذشته پروژه‌ای بزرگ را با اختصاص مبلغ پانزده میلیون یورو برای تشخیص منشاء بسیاری از آثار هنری موجود در موزه‌های خود آغاز کرده است. این پروژه ده سال طول خواهد کشید. اکنون پس از آن‌که پژوهشگران توانستند مالکان این تابلو را مشخص کنند به دنبال بازماندگان یا وارثان آن‌ها هستند تا این اثر هنری را به آن‌ها بازگردانند.

خبرگزاری آسوشیتد پرس نیز به تازگی و در خبری جداگانه اعلام کرد (هفتم ماه می ۲۰۰۹) یک نقاشی بسیار باارزش قرن شانزدهمی اثر لودویکو کاراچی نقاش مکتب باروک ایتالیا که توسط نازی‌ها مصادره شده بود پس از سال‌ها پیدا شده است. این اثر پس از جنگ از نیویورک سردرآورده و در اتاق مهمانخانه‌ی یک جمع کننده آثار هنری به دیوار آویخته شده بود. او اعلام کرده که به تازگی متوجه شده است که این اثر را نازی‌ها مصادره کرده بودند و اکنون بهترین کار پس دادن آن است.

با بر سرکار آمدن نازی‌ها در آلمان و سپس برقراری رایش سوم، برنامه‌ای نظام‌مند و هدف‌دار برای مصادره و تصرف آثار هنری در سراسر اروپا آغاز شد. این عملیات از سال ۱۹۳۳ یعنی چند سال پیش از آغاز جنگ جهانی دوم شروع شد و تا پایان جنگ ادامه پیدا کرد. توقیف و مصادره آثار هنری ابتدا از همان خود آلمان آغاز و سپس با پیشروی ارتش نازی در کشورهای مختلف، به بسیاری از نقاط اروپا بسط و گسترش یافت.

[[photow02]]

برای توقیف و مصادره نظام‌مند آثار هنری و تاریخی، آلمان‌ها موسساتی را در مناطق تحت اشغال تأسیس کردند که کار آن‌ها یافتن آثار با ارزش و سپس ارسال آ‌ن‌ها به آلمان بود. آثار هنرمندان بزرگ و به خصوص هنرمندانی که ریشه یا تبار آلمانی داشتند برای شخص هیتلر دارای ارزش بیشتری بود.

اگر این آثار به هر دلیل در دست صاحبان غیر آلمانی‌ بود می‌بایست به هر طریقی که شده مصادره و به آلمان ارسال شود. یکی از وظایف اصلی «موسسه مناطق تحت اشغال» که توسط آلفرد روزنبرگ، نظریه‌پرداز نامدار حزب نازی اداره می‌شد، یافتن اسناد، مدارک، کتاب‌های تاریخی و آثار یهودیان و فراماسونر‌ها بود. برخی از این آثار نابود و برخی دیگر به آلمان انتقال می‌یافتند.

هرمان گورینگ، فرمانده نظامی و از رهبران حزب نازی نیز مجموعه هنری بسیار بزرگی با آثار هنری توقیف شده از کشورهای دیگر برای خود تأسیس کرده بود. در اتحاد جماهیر شوروی، ارتش آلمان بیش از صد و هفتاد موزه را غارت کرد و صدها هزار اثر هنری را به یغما برد.

[[photow03]]

پس از آن، شوروی کمیسیون ويژه‌ای را به منظور تخمین میزان آسیب‌ها و شناسایی آثار به سرقت رفته تشکیل داد. این کمیسیون ويژه در حال حاصر نیز در فدراسیون روسیه فعال است و به فهرست نویسی و یافتن آثار هنری و میراث فرهنگی به سرقت رفته ادامه می‌دهد.

آثار هنری و تاریخی لهستان نیز پس از اشغال از دستبرد نازی‌ها مصون نماند. در این مورد آلمان‌ها از پیش یک برنامه تدوین شده داشتند که طبق آن عمل کردند. بیش از بیست و پنج موزه در لهستان ویران شد. تخمین زده می‌شود حدود چهل درصد از میراث فرهنگی لهستان در طول جنگ آسیب‌های اساسی دید و آثار بسیار زیادی به غارت رفت.

آلمان‌ها آثار به غارت رفته هنری را در مکان‌های مختلفی نگهداری می‌کردند. زمانی که نیروهای متفقین در حال پیشروی برای فتح آلمان بودند و شهرهای این کشور را به طور وسیع بمباران می‌کردند، آلمان‌ها بسیاری از آثار هنری را به نقاطی نسبتاً امن انتقال دادند و به این ترتیب صدها شاهکار مسلم هنری را در اعماق معادن مس و نمک پنهان کردند.

[[photow04]]

پس از جنگ، نیروهای آمریکایی در یکی از این معادن آثاری از ون گوگ، رامبراند و روبنس را پیدا کردند. در یک معدن نمک دیگر در اتریش بیش از شش و هزار و پانصد تابلو نقاشی که بخش زیادی از آن‌ها به هنرمندان ایتالیایی تعلق داشت، کشف شد.

تحقیقات پس از پایان جنگ جهانی دوم نشان داد که بیست درصد از کل آثار هنری اروپا در طول جنگ توسط نازی‌ها به سرقت رفته است. ایالات متحده آمریکا در این زمینه با تشکیل چند کمیسیون ويژه به بازگرداندن بخش زیادی از آثار به کشورهای اصلی خود کمک‌های فراوانی کرد.

با این حال تخمین زده می‌شود هزاران قطعه اثر هنری از سراسر اروپا همچنان مفقود شده‌اند و کسی به درستی از مکان نگهداری آن‌ها خبر ندارد. برای شناسایی منشاء بسیاری از این آثار به تحقیقات گسترده‌ای نیاز هست.

<HR>

<small>عنوان مطلب برگرفته از عنوان فیلمی اثر برناردو برتولوچی است.</small>

<HR>
<small>برای مطالعه بیشتر در این زمینه:
Lynn H. Nicholas ,The Rape of Europa: The Fate of Europe's Treasures in the Third Reich and the Second World War, Vintage, 1995
Robert M. Edsel, Rescuing Da Vinci: Hitler and the Nazis Stole Europe's Great Art - America and Her Allies Recovered It, Laurel Publishing, LLC, 2006
Robert Lester & Blair Hydrick, Art Looting and Nazi Germany: Records of the Fine Arts and Monuments Adviser, Ardelia Hall, 1945-1961, University Publications of America, 2002</small>
]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/rohani/2009/05/post_257.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/rohani/2009/05/post_257.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">میراث فرهنگی</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 10 May 2009 18:26:22 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ریتون‌ در آیین‌های ایرانی</title>
         <description>بسیاری از اشیایی که امروز برای ما تنها نشانی از توانایی هنری مردمان سده‌ها و هزاره‌های گذشته است، ای بسا در روزگار خود کاربردهایی فراتر از اشیاء تزیینی داشته و وجه نمادین آن‌ها بیشتر مورد تأکید بوده باشد. «ریتون و سنت‌های ایرانی در دوران پارتی» نام سخنرانی پائولا پیاچنتینی (Paola Piacentini) باستان‌شناس موزه‌ هنرهای شرقی رم در هفته گذشته بود.

[[sound]]

در این سخنرانی به طور خلاصه سیر تحول «ریتون» (Rhyton) از دوران پیشاهخامنشی تا دوران پارتی مرور شد و تدوام شکلی و آیین‌های مربوط به این دست ساخته انسانی مورد بحث قرار گرفت. این باستان‌شناس ایتالیایی که روی نمونه‌های ریتون در چند موزه معتبر دنیا تحقیقاتی انجام داده است با برجسته کردن نقاط عطف مهم در تاریخ ساخت و به کارگیری ریتون، تنوع، پیچیدگی و همچنین اهمیت نمادین آن را در فرهنگ ایرانی تا دوران پارتی بررسی کرد.

[[photow01]]

ریتون در اصل یک واژه یونانی است و به معنای ظرفی است برای نوشیدن مایعات و به خصوص شراب که ‎‌عمدتاً به شکل یک حیوان ساخته می‌شود. در فارسی واژه‌ای که در برابر ریتون به کار می‌رفته واژه «تکوک» (Takuk) بوده است. لغت‌نامه دهخدا در برابر واژه تکوک نوشته است: «صراحیی باشد که آن را از طلا و نقره یا از گل به صورت جانوران خصوصاً به صورت شیر سازند و بدان شراب خورند.» با این‌حال در اصطلاح باستان‌شناسی استفاده از واژه ریتون همچنان متداول است.

ریتون از نظر شکل ظاهری و جنس‌، انواع گوناگونی دارد؛ سفال، فلزاتی مانند طلا و نقره و مفرغ، عاج، شیشه و سنگ‌های معدنی در دوره‌های مختلف تاریخی در ساخت ریتون به کار رفته‌اند. نمونه‌های بسیار کهن ریتون مربوط به دوران نوسنگی در حفاری‌های مناطقی در آسیای صغیر به دست آمده است.

[[photow02]]

در میان اورارتوها و اقوام سکایی در جنوب روسیه نیز استفاده از ریتون‌هایی به شکل بز کوهی و حیوانات دیگر مرسوم بوده است. در فلات ایران و پیش از دوران هخامنشی نیز نمونه‌های فراوانی از ظروف مخصوص مایعات به شکل حیوانات دیده می‌شود. در تمدن تپه مارلیک در گیلان، گودین تپه، تپه گیان و همچنین سیلک کاشان ظروف لوله‌داری به شکل جانوران مختلف دیده می‌شود.

در میان مفرغ‌های مشهور لرستان نیز ظروف فلزی لوله‌دار دیده می‌شود. در حفاری‌های زیویه در کردستان نیز ظروفی به دست آمد که انتهای آن به سر حیوان ختم می‌شد. در خوارزم، شمال شرقی ایران امروزی، نیز ظروف سفالی متعددی به شکل ریتون به دست آمده است.

[[photow03]]

برخی این نظریه را مطرح کرده اند که چنین ظرف‌هایی ممکن است همراه مهاجرت اقوام آریایی به فلات ایران وارد شده باشد. شواهد استفاده از ریتون البته در تمدن‌های دیگر نیز وجود دارد. در میانرودان ودر میان امپراتوری آشور چنین ظروفی استفاده می شد. در یونان نیز ریتون به طور گسترده و با تنوع شکلی و هنری فراوان مورد استفاده قرار می‌گرفت.

نظریه غالب در مورد چرایی استفاده از ظروفی به شکل حیوانات برای نوشیدن مایعات و شراب این است که از دوران پیش از تاریخ نوشیدن در شاخ جانوارن مرسوم بوده و پس از آن نیز در دوران مختلف اعتقاد مردمان آن بوده است که با عبور مایع از درون ظرفی به شکل جانوران، نیروی آن جانور به انسان منتقل می‌شود.

این اعتقاد در حقیقت با بسیاری از آیین‌های قربانی در ارتباط است. در بسیاری از این آیین‌ها، خون قربانی با جاری شدن روی زمین نیروی‌های زاینده خود را به زمین و از آن طریق به سایر جانداران از جمله انسان می‌بخشد. عبور شراب در بسیاری از مراسم از درون ظرفی که جام آن گاهی به شکل شاخ جانور و دهانه خروجی‌اش به شکل سر جانورانی مانند گاو، شیر، بزکوهی و گاو کوهان‌دار است به طور نمادین به مفهوم انتقال نیروی حیاتی جاندار به انسان بوده است.

[[photow04]]

در این‌جا شراب جایگزین خون قربانی در آیین‌هایی بسیار کهن‌تر و پیشاتاریخی است. محل خروج مایع از ریتون نیز در قسمت‌های مختلفی قرار دارد. گاهی شراب از دهان جانور خارج می‌شود و گاهی محل خروج در سینه یا حتا در پنجه‌های او تعبیه شده است. از نظر شکل ظاهری نیز، به جز استفاده از جاندران مختلف، ریتون‌ها به چند دسته کلی تقسیم می‌شوند.

در برخی ریتون‌ها بخش ساغر یا آن بخشی که مایع درون آن ریخته می‌شود روی گردن، گرده یا پشت حیوان قرار دارد. در برخی دیگر از ریتون‌ها، بخش ساغر تقریباً بر نیم‌تنه حیوان عمود است. نمونه‌هایی از این‌گونه در دوران هخامنشی فراوان است. اما در برخی دیگر از ریتون‌ها، ساغر با یک چرخش ظریف و در حالی که نیم هلالی را می‌سازد به نیم‌تنه یا سر جانور متصل می‌شود. این نمونه‌ها در دوران پارتی به وفور دیده می‌شوند.

‌پائولا پیاچنتینی به فرضیات برخی پژوهشگران دیگر مانند ملکیان شیروانی از مرکز ملی پژوهش‌های فرانسه نیز اشاره می‌کند. بنابر فرضیه این پژوهشگران، هلالی شکل شدن قسمت اتصال ساغر یا شاخ به نیم‌تنه حیوان فقط به دلایل فنی و تکنیک ساخت مربوط نیست. در این فرضیه ریتون به جز آن‌که تنها تداعی کننده آیین سرایت نیروی حیوان به انسان باشد، نمادی کیهانی نیز هست.

[[photow05]]

بخش هلالی آن اشاره‌ای است به ماه و سرخی شراب درون جام نیز نمادی است از خورشید و بدین گونه اتحاد نیروهای آسمان را به نمایش می‌گذارد یا طلب می‌کند. با این حال این تنها یکی از فرضیات مطرح شده در مورد کاربردهای نمادین ریتون است.

در دوران پارتی تحول دیگری در ریتون‌ها به چشم می‌خورد. در تعدادی از این اشیاء، جانور با حالتی واقعگرایانه‌تر ساخته شده است. در این نمونه‌ها پنجه‌ها، عضلات و حالت چهره جانور به حالت جانداران واقعی نزدیک‌تر شده است. از این نظر احتمال تأثیر هنر هلنی بر این دوره از ریتون‌سازی منتفی نیست.

در نسا (Nisa) از شهرها و پایتخت‌های مهم دوران پارتی که در جمهوری ترکمنستان امروزی قرار دارد، تعداد قابل توجهی ریتون به دست آمد که بدنه آن‌ها با صحنه‌های اساطیری تزیین شده بودند. تحقیقات و مرمت‌های دانشگاه تورین ایتالیا روی تعدادی از این ریتون‌ها که از جنس عاج هستند به خوبی ادغام و درهم آمیختگی هنر ایرانی و غرب را در این اشیاء آیینی آشکار کرد.</description>
         <link>http://zamaaneh.com/rohani/2009/05/post_256.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/rohani/2009/05/post_256.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">میراث فرهنگی</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 03 May 2009 18:30:52 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>خشکسالی آثار باستانی را آشکار کرد</title>
         <description>خشکسالی گرچه برای اقتصاد، کشاورزی و صنعت یک اتفاق ناگوار به شمار می‌آید اما گاهی ممکن است به پیدا شدن و کشف چیزهای جدید نیز کمک کند. عراق به جز جنگ، حضور نیروهای خارجی، حملات تروریستی، درگیری‌های قومی و مذهبی و بحران اقتصادی، این روزها با یکی از بدترین خشکسالی‌ها در دهه‌های اخیر نیز رو‌به‌رو شده است.

خشکسالی بزرگی که به کشاورزی و صنعت آسیب دیده این کشور زیان‌های جدیدی وارد کرده است. اما در این میان تنها گروهی که به واسطه این بلای طبیعی توانسته‌اند به کشفیات جدیدی دست پیدا کنند باستان‌شناسان هستند.

[[sound]]

به گزارش رادیو NPR (رادیو عمومی آمریکا) از عراق، خشکسالی باعث بیرون آمدن آثاری باستانی از دوره‌های مختلف شده است. در همین حال کانون پژوهش‌های ایران باستان در لندن احتمال داده ‌است که آثار دوران ساسانی نیز در میان این آثار تازه کشف شده موجود باشد.

عقب رفتن و کاهش آب رودخانه فرات در بخش‌هایی باعث شده است تا ساختارهایی سنگی و باستانی از زیر آب بیرون بیایند که بسیاری از آن‌ها تا به حال ناشناخته مانده بودند. بنابر اظهارات علی الکبیسی، مدیر اداره باستان‌شناسی استان «انبار» در عراق، خشکسالی فرصتی کاملاً جدید را در اختیار باستان‌شناسان قرار داده است.

[[photow01]]

به اعتقاد این باستان‌شناس عراقی، نخستین نشانه‌های تمدن باید جایی در استان انبار و در نزدیکی رودخانه فرات باشد. او می‌گوید تاکنون پنداشته می‌شد که این بخش از استان «انبار» تنها یک منطقه بیابانی و کم اهمیت از نظر تاریخی است اما اکنون با این آثار جدید مشخص شده است که «انبار» یکی از مهم‌ترین نقاط باستانی عراق و نقطه‌ای است که نخستین سکونت‌گاه‌ها در آن بوده‌اند.

از اواسط سال‌های ۱۹۸۰ میلادی، دولت صدام حسین، رییس جمهور سابق عراق سدی را در این منطقه روی رودخانه فرات ایجاد کرد که در نتیجه آن دشتی به طول ۱۲۰ مایل در نزدیکی مرز عراق با سوریه به زیر آب فرو رفت. اما از تابستان گذشته تاکنون بخشی بزرگی از این منبع و ذخیر‌گاه آبی بزرگ تحلیل رفته و کوچک شده است.

بنابر گفته الکبیسی، پیش از غرق شدن این منطقه بزرگ، بخش‌هایی از حدود ۱۲۰محوطه باستانی مورد حفاری قرار گرفته بودند. محوطه‌های باستانی این منطقه دارای آثاری از دوره‌های مختلف تاریخی از ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح تا زمان سومریان، دوران رمی‌ها و ساسانیان هستند. همچنین سکونت‌گاه‌هایی باستانی مربوط به یهودیان نیز در این منطقه به زیر آب فرو رفته بودند.

اکنون به دلیل پایین رفتن آب باستان‌شناسان برای اولین بار قادر به دسترسی به مکان‌هایی شده‌اند که تا پیش از این شناختی از آن‌ها نداشتند. به عنوان مثال چندین ردیف از قبرهای صخره‌ای مربوطه به دوران پیش از مسیحیت در این منطقه کشف شده است.

[[photow02]]

این صخره بزرگ و مقبره‌های کنده شده درون آن گرچه به دلیل غرق شدن در آب آسیب‌های فراوانی دیده‌اند اما هنوز دارای ارزش‌های تاریخی فراوانی هستند. همچنین در این منطقه آثاری از دیواره‌های سنگی به همراه سفال‌های خرد شده‌ای به دست آمده که احتمال داده می‌شود مسیر انتقال آب در دوران رمی‌ها و یا پارتی‌ها و ساسانی‌ها بوده باشد.

«انبار» در عراق امروزی، از شهرها و مناطق مهم ایران در دوران ساسانی بوده که در کناره شرقی رودخانه فرات و شمال غربی تیسفون واقع شده است. انبار به دلیل آن‌که ذخیره‌گاه آذوقه و ساز و برگ سپاه ساسانی بوده در پهلوی به نام «هنبار» خوانده می‌شده است.

«انبار» به جز اهمیت فوق‌العاده‌اش از لحاظ بازرگانی و همچنین نقش مهمش در آبیاری منطقه، در خط دفاعی ایران در برابر امپراتوری رم قرار داشته است. به همین دلیل شاپور اول ساسانی شهر را بازسازی کرد و به عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز دفاعی ایران درآورد و ارگ‌هایی جنگی در آن ساخت و از این رو (بنابر منابع تاریخی) آن را «پیروز شاپور» نام گذاشت.

[[photow03]]

بسیاری مورخان انبار را بعد از تیسفون، دومین شهر مهم دوران ساسانی در غرب ایران دانسته‌اند. انوشیروان نیز برای تقویت سد دفاعی ایران در مرزهای غربی و در مجاورت رم، به بازسازی پادگان‌های «انبار» پرداخته بود. اکنون همزمان با بیرون آمدن این محوطه‌های جدید باستانی از زیر آب و بعد از فرونشستن شادمانی اولیه باستان‌شناسان نگرانی‌های جدیدی در مورد حفاظت از آن‌ها در برابر غارتگران آثار باستانی بروز کرده است.

به گفته مسئولین عراقی منطقه انبار تنها ده نفر نگهبان حفاظت از آثار تاریخی دارد. منطقه‌ای که دزدان حرفه‌ای عتیقه به خوبی با گنجینه‌های پنهانش آشنایی دارند و می‌دانند چگونه می توان با حفاری غیرقانونی به جواهرات، سکه و مدارک باستانی دسترسی پیدا کرد.

با پایین‌تر رفتن آب اکنون دیوارها و تاق‌های سنگی دیگری از زیر آب کم کم سربر‌ می‌آورند و به انتظار حضور باستان‌شناسان برای شناسایی بیشتر باقی می‌ماند، آثاری که احتمال دارد بسیاری از آن‌ها مربوط به دوران ساسانی باشد.</description>
         <link>http://zamaaneh.com/rohani/2009/04/post_255.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/rohani/2009/04/post_255.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">میراث فرهنگی</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 26 Apr 2009 17:30:51 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>خانه‌ی آبی ما</title>
         <description>دوم اردیبهشت ماه برابر با بیست و دوم ماه آوریل روزی است که تمام ساکنان کره آبی رنگ زمین در آن قرار است به مسائل مهم و تهدیداتی بیندیشند که حیات تنها سیاره قابل سکونت در منظومه خورشیدی ما را با خطرات جدی رو به رو کرده است. 

[[sound]]

نامیدن این روز به نام «روز زمین» شاید کمترین کار در پاسداشت خانه‌‌ی میلیاردها انسان و جاندار دیگر باشد؛ خانه‌ای که صدها تمدن گوناگون تا به حال روی آن پا به عرصه وجود گذاشته‌اند.

نام‌گذاری چنین روزی از سال ۱۹۷۰ میلادی و به ابتکار سناتور نلسون آمریکایی آغاز شد و اکنون در بسیاری از کشورهای جهان این روز گرامی داشته می‌شود. در اولین روز زمین در سال ۱۹۷۰ میلیون‌ها  نفر در مراسم مختلف آن شرکت کردند. معروفترین عکسی که از آن روز باقی مانده، عکس جوان دانشجویی است در نیویورک که با یک ماسک ضد گاز در حال بوییدن شاخه‌ی گل ماگنولیاست.

از آن زمان تاکنون بر تعداد کشورها و نقاطی که در روز زمین به مسائل مختلف زیست محیطی توجه می‌کنند افزوده شده اما با این حال سالهاست که اخبار خوشی از وضعیت محیط زیست کره زمین به گوش نمی‌رسد. 

[[photow01]]

روز بیست و یکم آوریل امسال، یعنی درست یک روز پیش از برگزاری «روز زمین» سازمان امداد جهانی آکسفام اعلام کرد که تا سال ۲۰۱۵ میلادی بیش از پنجاه و چهار درصد به میران افرادی که در نقاط مختلف جهان براثر بلایای طبیعی نظیر سیل و طوفان دچار خسارت می‌شوند، افزوده خواهد شد. 

این سازمان پیش بینی کرده است تعداد این افراد که ظرف مدت شش سال به حدود سیصد و هفتاد و پنج میلیون می‌رسد، امر امدادرسانی را با مشکلات زیادی رو به خواهد کرد.

از سال ۱۹۸۰ بیش از ۶۵۰۰ فاجعه طبیعی رخ داده‌است. برخی دانشمندان افزایش تعداد این حوادث را مرتبط با تغییرات آب و هوایی در کره زمین می‌دانند. این رقم دربرگیرنده حوادتی مانند آتشفشان یا زلزله نیست بلکه تنها به حوادثی اشاره دارد که به اقلیم و آب و هوا مربوط می‌شوند.

امسال در پاسداشت روز زمین، کشورها و سیاستمداران مختلف نیز دیدگاه‌های خود را در خصوص راه‌های پیش رو برای  حفاظت از محیط زیست و مقابله با تغییرات آب و هوایی و گرمایش زمین بیان کردند. 

[[photow02]]

باراک اوباما رییس جمهور ایالات متحده آمریکا در این روز ضمن بازدید از کارخانه‌ای که به تولید توربین‌های بادی برای تولید برق می‌پردازد، بر لزوم سرمایه‌گذاری و روی آوری هرچه بیشتر به انرژی‌های پاک تاکید کرد.

امسال شعار انتخاب شده برای روز زمین «کارزار نسل سبز» بود. شعار و هدفی که تا سال آینده، یعنی چهلمین سالگرد «روز زمین» نیز دنبال می‌شود.

در این روز بسیاری از نهادها و جنبش‌های حفظ محیط زیست تمرکز خود را بر بیان و دفاع از اهدافی گذاشته‌اند که مهم‌ترین رئوس آن عبارتند از:

دستیابی به انرژی‌های پاک و تجدید پذیر که بتواند وابستگی جوامع انسانی به سوخت‌های فسیلی را پایان دهد یا کاهش بخشد.

تعهد و پایبندی فردی انسان‌ها به الگو‌های اصلاح شده مصرف که به پایداری منابع زمین بینجامد.

به وجود آوردن نظام اقتصادی جدید که با خلق میلیون‌ها شغل در زمینه اقتصاد سبز بتواند از یک سو باعث کاهش فقر شده و از طرف دیگر نظام آموزشی جهانی را به سمت آمزش‌های سبز و محیط زیستی سوق دهد.

[[photow03]]

کارزار جهانی «نسل سبز» که تا سال ۲۰۱۰ ادامه خواهد داشت قصد دارد با دربرگرفتن تمام افرادی که در فعالیت‌های فردی و جمعی مشارکت دارند آنها را به ارتقاء وضعیت زندگی، سلامت و محیط زیست تشویق کند. 

از این رو بسیاری از سازمان‌ها و تشکل‌های حامی محیط زیست امیدوارند تا «روز زمین» در سال آینده به نقطه عطفی برای نسل‌های بعدی تبدیل شود. نقطه‌ای که بتوان آن را مبداء جدیدی در اصلاح الگوی مصرف انرژی، اقتصاد سبز و توجه به مسائل زیست محیطی دانست.

در ایران نیز «روز زمین» در نشریات، سایت‌های اینترنتی و وب‌لاگ‌ها بازتاب پیدا کرد و در برخی مناطق شهری نیز مراسمی در این زمینه برپا شد. فرهنگ‌سرای «طبیعت» در تهران میزبان دانش‌آموزان منطقه چهار بود و همچنین برنامه‌ای برای پاکسازی پارک ملی سرخه حصار از زباله به اجرا درآمد.</description>
         <link>http://zamaaneh.com/rohani/2009/04/post_254.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/rohani/2009/04/post_254.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">محیط زیست</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 23 Apr 2009 14:30:47 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>معماری پایدار ایرانی در رم</title>
         <description>موزه هنرهای شرقی رم، میزبان نمایشگاهی در مورد معماری ایرانی است. این نمایشگاه که در هفته گذشته با نام «معماری پایدار» آغاز شد به مدت یک ماه ادامه خواهد داشت و در آن بیش از پنجاه اثر معماری ایرانی همراه با عکس، نقشه، توضیحات و نمایش فیلم و اسلاید به بازدیدکنندگان معرفی می‌شود.

هدف اصلی از نمایش این آثار نشان دادن چگونگی انطباق معماری سنتی در ایران با اقلیم و طبیعت و نحوه غلبه کردن انسان بر مشکلات ويژه‌ای است که در هر بخش از این فلات پهناور وجود داشته است. تمرکز اصلی این نمایشگاه به طور عمده بر معماری پهنه مرکزی ایران و شهرهای حاشیه کویر و بیابانی است.

[[sound]]

استفانو روسو، (Stefano Russo) معمار ایتالیایی که نمایشگاه بر اساس ایده‌ها و تحقیقات او در ایران شکل گرفته است، به معرفی فنون و روش‌هایی سنتی می‌پردازد که ایرانیان از گذشته‌های دور برای آسان کردن زندگی در مناطق مرکزی و بیابانی ایران به کار برده‌اند.

[[photow01]]

روش‌هایی که بر گرما، خشکی، کم آبی و طبیعت خشن غلبه کرده و فضاهای ساخته شده را در شهرهای کهن به مکان‌هایی دلپذیر برای زندگی و آسایش تبدیل کرده است. این معمار ایتالیایی با همین دیدگاه به معرفی عناصری چون ایوان، بادگیر، ساباط، قنات، حوضخانه، حیاط مرکزی، آب انبار و یخچال در معماری ایرانی پرداخته است.

عناصری که همه آن‌ها ضمن انطباق با محیط اطراف و بهره گرفتن از مصالح موجود در طبیعت پیرامون، دشواری‌های زندگی در مناطق کویری و بیابانی را آسان می‌ساخته‌اند. در دهه‌های اخیر و به خصوص از اواسط دهه هفتاد و هشتاد میلادی، معماری پایدار مورد توجه بخشی از معماران امروزی نیز قرار گرفته است.

معماری پایدار به اختصار به آن‌گونه از معماری گفته می‌شود که ملاحظات محیطی و سازگاری با اقلیم را مدنظر دارد و براساس بهره‌برداری موثر از منابع طبیعی طراحی و ساخته می‌شود. در مباحث نوین معماری پایدار سعی بر آن است تا از اثرات منفی معماری جدید بر محیط زیست کاسته شود و در عوض با به کارگیری مواد و مصالح همگون با محیط و طراحی ویژه اقلیمی در مصرف انرژی صرفه جویی به عمل آید.

[[photow02]]

یکی از الگوهایی که امروزه مورد توجه برخی از معماران جدید از جمله استفانو روسو، معمار ایتالیایی، و دیگر همکاران او قرار گرفته، تجربیات معماری گذشته در مناطق مختلف دنیاست. ایران به دلیل سابقه طولانی در معماری و همچنین شرایط ويژه اقلیمی، محل مناسبی برای رشد و توسعه شیوه‌ها و فن‌آوری‌هایی بوده است که قابلیت انطباق با محیط پیرامون خود را داشته‌اند.

برخی از عناصر معماری سنتی ایران هم اکنون در طراحی‌های جدید معماری مورد استفاده قرار گرفته‌اند. از جمله «بادگیر» که در تعدادی از پروژه‌های استفانو روسو با معماری جدید تلفیق شده است. بخش دیگری از نمایشگاه به معرفی نحوه استفاده ایرانیان از انرژی‌های موجود در طبیعت مانند آب و باد اختصاص یافته است.

معرفی سازه‌های آبی شوشتر و آبشارهای باستانی آن و همچنین آسبادها یا آسیاب‌های بادی در منطقه خراسان جزو این ساختارها هستند. نمایشگاه سعی کرده تا مخاطبان ایتالیایی خود را دورن خانه‌های ایرانی در یزد و کاشان ببرد و به آن‌ها نشان دهد در منطقه‌ای چنین گرم و خشک چطور حیاط مرکزی با باغچه بندی‌هایش در تلطیف هوای درون خانه موثر بوده است.

در معماری سنتی این منطقه همه چیز در خدمت تحمل پذیر کردن شرایط اقلیمی است. از کوچه‌ها و ساباط‌‌ها تا تقسیم بندی فضاهای درونی خانه برای استفاده در فصل‌های متفاوت سال. حتا خشت و گل و کاه‌گلی که روی سقف‌ها و دیوارها را می‌پوشاند‌، علاوه بر نقش‌های اصلی خود، به عنوان عایق نیز عمل می‌کنند.

[[photow03]]

نمایشگاه همچنین در بخش مهم دیگری به معرفی تعدادی از مساجد و سایر بناهای تاریخی در شهرهای مرکزی ایران می‌پردازد. کاروانسراها، حمام‌ها و مدارس از جمله این بناها هستند. در هرکدام از این بناهای عمومی نیز بر معرفی شیوه‌های معماری پایدار و اقلیمی تأکید شده است.

بسیاری از این بناها امروز تغییر کاربری یافته‌اند و به صورت مکان‌هایی برای جلب گردشگر و توریست در آمده‌اند. کاروانسرایی در گلپایگان و خانه‌‌های ملک التجار و گلشن در یزد اکنون با تغییر کاربری به مجتمع‌های اقامتی و گردشگری تبدیل شده‌اند.

همزمان با برپایی نمایشگاه، کتابی نیز با عنوان «معماری پایدار در فلات قاره ایران» به زبان ایتالیایی منتشر شده است که به طور مفصل‌تر معماری و شهرسازی نواحی مرکزی ایران را معرفی می‌کند. در برگزاری این نمایشگاه نهادهایی همچون موسسه شرق‌شناسی ایتالیا، اداره حفاظت از میراث فرهنگی رم و استان لاتزیو، شورای سیاست‌های فرهنگی شهرداری رم، انجمن معماران رم و رایزنی فرهنگی ایران با یکدیگر همکاری داشته‌اند.</description>
         <link>http://zamaaneh.com/rohani/2009/04/post_253.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/rohani/2009/04/post_253.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">میراث فرهنگی</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 19 Apr 2009 17:30:27 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نجات‌بخشی میراث فرهنگی پس از زلزله</title>
         <description>بسیاری از مناطق دنیا که روی خط زلزله قرار گرفته‌اند دارای آثار تاریخی ـ فرهنگی زیادی نیز هستند که هربار بر اثر لرزیدن زمین بخش مهمی از آن در معرض تهدیدات جدی قرار می‌گیرد. در ایران زلزله طبس به سال ۱۳۵۷ و زلزله بم به سال ۱۳۸۲ بخش زیادی از بناها و بافت تاریخی این شهرها و روستاهای اطرافشان را تخریب کرد.

[[sound]]

ایتالیا نیز کشوری است که هر شهر و روستای آن پیشینه‌ای تاریخی دارد اما از طرف دیگر بسیاری از مناطق این کشور روی خط زلزله قرار گرفته است از این رو هر از چند سالی، زلزله‌ای مهیب به غیر از برجای گذاشتن تلفات انسانی و خسارات اقتصادی، به بخش مهمی از میراث هنری و فرهنگی این کشور نیز آسیب می‌زند.

در زلزله سال ۱۹۹۷، در استان اومبریا، به بخش‌های زیادی از کلیسای سن فرانچسکو در آسیزی که به دلیل نقاشی‌های سقف و دیوارهایش شهرت جهانی دارد، آسیب‌های فراوانی وارد شد. نقاشی‌هایی که اکثر آن‌ها اثر چیمابوئه (Cimabue)، نقاش نامدار قرن سیزدهم بودند.

[[photow01]]

زلزله اخیر در ایتالیا (‌ششم آوریل سال ۲۰۰۹) نیز علاوه بر خسارات‌های فراوان جانی و مالی، خرابی‌ها و تهدیدات فراوانی را متوجه آثار تاریخی و هنری شهر لاکویلا (L’Aquila) و مناطق اطراف آن کرده است.

شهر لاکویلا  که نام آن در ایتالیایی به معنای عقاب است، مرکز استان آبروزو (Abruzzo)  است و شهری است که بنیان‌گذاری‌اش به قرن سیزدهم میلادی و سال ۱۲۵۴ می‌رسد؛ یعنی هنگامی که تعدادی از ساکنان قلعه‌ها و ارگ‌های منطقه می‌خواستند از فشارها و سخت‌گیری‌های بارون‌ها و فئودال‌های حاکم بر آن نواحی خلاص شوند و سرانجام توانستند از پادشاه، کنراد چهارم، مجوز برپا کردن این شهر جدید را دریافت کنند.

لاکویلا موقعیتی نسبتاً ويژه در میان شهرهای قرون وسطایی دارد: شهری که بنیان‌گذاری و توسعه‌اش بر اساس یک پروژه از پیش اندیشیده شده بوده و به همین دلیل دارای طرحی هماهنگ و هارمونیک است. اما اکنون بخش زیادی از مرکز تاریخی این شهر ویران شده است. به جز خانه‌هایی با قدمت چند صدساله، تعدادی از بناهای عمومی و تاریخی هم به شدت آسیب دیده یا ویران شده‌اند.

[[photow02]]

بیش از هشت کلیسای تاریخی، چند موزه‌، قلعه اسپانیایی‌ها، دروازه ناپل، سربازخانه و ساختمان استانداری جزو بناهای عمومی و تاریخی آسیب دیده هستند. پس از گذشت حدود یک هفته از زمان زلزله اصلی، هنوز عملیات نجات‌بخشی آثار هنری و بناهای تاریخی نتوانسته پیشرفت مناسبی داشته باشد که علت آن را باید در چند نکته خلاصه کرد: اول آن‌که به دلیل ارجحیت نجات مصدومان و حادثه دیدگان و در کل اولویت‌های انسانی، تاکنون تمرکز اصلی بر این بخش بوده است.

اما علت دوم به ناپایدار شدن وضعیت ایستایی بسیاری از ساختمان‌ها و احتمال ریزش آن‌ها در پس‌لرزه‌ها باز می‌گردد. از زمان زلزله اصلی تاکنون پس‌لرزه‌های بسیاری با شدت‌های مختلف و گاه زیاد رخ داده‌اند. این پس‌لرزه‌ها که باعث فرو ریختن بخشی از ساختمان‌های نیمه ویران شده‌اند سبب شده تا حفاظت‌گران منتظر کم شدن تعداد پس‌لرزه‌ها شوند تا بتوانند عملیات حفاظت و استحکام بخشی را آغاز کنند.

[[photow03]]

در میدان اصلی شهر، گنبد کلیسایی قرن هفدهمی که در جریان زلزله اصلی نیمی از آن فرو ریخته بود، در پس‌لرزه‌ای که روز بعد شهر را لرزاند بخش باقی‌مانده‌اش نیز کاملاً ویران شد. اکنون در موزه شهر هزاران اثر هنری و تاریخی شامل نقاشی، مجسمه و نسخه‌های خطی محبوس شده اند اما ساختمان به شدت آسیب دیده و بیم فرو ریختن بخش‌هایی از آن وجود دارد.

برای نجات دادن این آثار نمی‌توان چندان منتظر شد به همین دلیل واحدهای ويژه‌ایی وارد عمل شده‌اند. هر واحد متشکل از ده نیروی ويژه و ماهر است: یک فرمانده گروه، مرمت‌گر و حفاظت‌گر، متخصصان کاتالوگ‌نویسی اشیا و کارگران آموزش دیده حمل و نقل آثار هنری.

[[photow04]]

این گروه‌های ویژه برای منتقل کردن آثار هنری از موزه به جایی امن وارد عمل می‌شوند. اما تنها آثار هنری داخل موزه‌ها نیستند که باید به جای امنی انتقال یابند، کلیساهای شهر نیز مملو از آثاری تاریخی و هنری فراوانی هستند که تا زمان پایان عملیات استحکام بخشی و حفاظت از کلیساهای آسیب دیده، آثار هنری آن‌ها باید به مکان‌های دیگری منتقل شود.

واتیکان از موسسات ایتالیایی شامل کارخانه‌ها، بانک‌ها و موسسات دیگر درخواست کرده ‌است که هرکدام از آن‌ها حامی یکی از آثار هنری شوند تا به این ترتیب کارزار بزرگی برای حفاظت از سرمایه‌های هنری و فرهنگی این منطقه به راه بیفتد.

تعدادی از آثار نقاشی یکی از کلیساها نیز به طور کاملاً اتفاقی، تنها به این دلیل که هنگام زلزله در نمایشگاهی در شهر رم بوده‌اند، از آسیب نجات یافته‌اند. اما دشواری کار تنها به حفاظت از تابلوها، مجسمه‌ها و نقاشی‌های دیواری محدود نمی‌شود.

[[photow05]]

زلزله به غیر از آن‌که خسارات فراوانی برجای گذاشته، مانند همیشه پرسش‌های ریشه‌ای و دشواری را نیز مطرح کرده است. پرسش‌هایی که پاسخ دادن به آن‌ها از محدوده دانش فنی فراتر است و به این منظور باید میان تخصص‌های گوناگون اعم از تاریخ، جامعه‌شناسی، شهرسازی و غیره تأمل و همفکری به وجود آید.

سوال اصلی آن است که با این مرکز تاریخی آسیب دیده، که محل زندگی هزاران نفر بوده است، چه باید کرد؟ برخی به دلیل زلزله‌خیز بودن این شهر و قدیمی بودن ساختارهای معماری و ساختمانی‌اش پیشنهادهایی مبنی بر ساختن شهر جدیدی داده‌اند.

اما این پیشنهاد با مخالفت‌های بسیاری از سوی کسانی رو‌به‌رو شده که معتقدند جا به جایی شهر به مکانی جدید به معنای نادیده گرفتن تاریخ آن و تمام وابستگی‌های اجتماعی به این مکان است. در مقابل آن‌ها بر حفاظت، مرمت و استحکام بخشی این مرکز تاریخی اصرار می‌ورزند...

امری که با توجه به سابقه تاریخی ایتالیا و نوع نگاه آن‌ها به مقوله مرمت و حفاظت و با توجه به تجربیاتی که در حفاظت و مرمت مراکز تاریخی آسیب دیده در جنگ و زلزله داشته‌اند محتمل‌تر به نظر می‌رسد.</description>
         <link>http://zamaaneh.com/rohani/2009/04/post_252.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/rohani/2009/04/post_252.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">میراث فرهنگی</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 12 Apr 2009 18:30:06 +0000</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
