رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۳۱ مرداد ۱۳۸۷

هندسه‌ی آشنا

از «اينجا» بشنويد.

در گفتار گذشته به طور مختصر به معرفی هوشنگ سیحون، معمار و نقاش ایرانی متولد ۱۲۹۹ پرداختیم و اشاره کردیم برای شناخت کامل او، ابتدا لازم است دوره و زمانه‌ی او را بشناسیم. به همین دلیل از انجمن آثار ملی ایران مثال آوردیم که از زمان رضاشاه تا زمان انقلاب، ضمن حفاظت و معرفی میراث فرهنگی و ملی ایران، طراحی تعداد زیادی آرامگاه و بنای یادبود را برای مشاهیر فرهنگی و علمی ایران به معماران معاصر سپرد. طرح زمان دانشجویی هوشنگ سیحون برای مقبره‌ی بوعلی سینا، برنده مسابقه‌ی این انجمن شد.


آرامگاه بوعلی سینا

اگر بخواهیم در میان آثار شاخص سیحون دو مثال متفاوت و برجسته را انتخاب و در مورد آن بحث کنیم، می‌شود از آرامگاه بوعلی سینا و خیام آغاز کرد. دو مثال برجسته که می‌تواند تفاوت کار او را به خوبی نشان دهد.

گر چه هر دو این بناها خط فکری و برداشت کمابیش یکسانی از طراحی معماری را نشان می‌دهند، اما در ذات خود دارای تفاوت‌های بسیار مهمی با یکدیگرند. سیحون در هر دو اثر برجسته خود و البته در سایر بناهای یادبودش، همچنان در پی نشان دادن این نکته است که گذشته را منبع الهام و ارجاع خود می‌داند. نه فقط به این واسطه که او بناهای یادبودی برای مفاخر گذشته ایران طراحی کرده، بلکه به این دلیل که او می‌کوشد آثارش بیننده را خیلی زود به معماری گذشته ایرانی ارجاع دهد.

این درحالی است که معماران مدرن هم‌روزگار او در اروپا و آمریکا به خصوص، الهام از گذشته و ارجاع به آن را در آثار خود کنار نهاده بودند. با این حال، نباید شرایط جامعه‌ای را که سیحون یکی از معماران طراز اول آن بود، فراموش کرد. سیحون در طراحی آرامگاه بوعلی، به سراغ یکی از شاخص‌ترین آثار معماری ایرانی می‌رود. او برج گنبد کاووس را به عنوان مدل طرح خود انتخاب می‌کند.


گنبد کاووس

گنبد کاووس بنای یادبود قابوس بن وشمگیر مربوط به قرن چهارم هجری، برجی است آجری و بدون تزیینات که پیوستگی و یگانگی فرم و ساختار را در معماری ایرانی به کمال نشان می‌دهد. سیحون گنبد کاووس را به این دلیل به عنوان مرجع طراحی خود انتخاب می‌کند که اثری است هم‌دوره زندگی بوعلی سینا.

گر چه هر کسی که یک بار گنبد کاووس را دیده باشد، با دیدن یادبود بوعلی سینا آن را به خاطر می‌آورد؛ اما اثر سیحون تفاوت‌هایی هم با الگوی اصلی خود دارد. از جمله آن که برخلاف برج اصلی که از یک پوسته بدون دریچه و روزن آجری تشکیل شده، یادبود بوعلی سینا روی دوازده پایه یا تَرک ساخته شده و بنابراین نسبت به نمونه تاریخی دارای شفافیت و گشایش فضایی است.

سیحون در این اثر مجذوب بازی با اعداد و نمادهاست. او خودش در مورد آرامگاه شرح می‌دهد که مثلاْ دوازده پایه برج به دوازده دانشی اشاره دارد که بوعلی سرآمد آن‌ها بوده و یا ده ستونی که مقابل ایوان ورودی هستند، به گذشت ۱۰ قرن یا یک هزاره از زمان حیات ابن سینا اشاره دارند و همچنین توضیح می‌دهد نمای قسمت زیرین را که به معابد یونانی شباهت دارد، از این رو چنین طراحی کرده که ارتباط فلسفه ایرانی و ابن سینا را با فلسفه یونانی نشان دهد.


آرامگاه خیام، نیشابور

پس به این اعتبار سیحون را می‌توان معماری نمادپرداز به شمار آورد. معماری که می‌خواهد شکل‌ها و فرم‌هایش ارجاعات تاریخی و اجتماعی و احیاناْ فلسفی داشته باشند.


اما همین معمار کمی بعد، یعنی در سال ۱۳۳۷ زمانی که سراغ طراحی آرامگاه خیام می‌رود، روش کار خود را تا حدی تغییر می‌دهد. آرامگاه خیام، بر خلاف بوعلی سینا، گرچه به هیچ وجه شما را به یاد هیچ بنای مشخصی در تاریخ معماری ایران نمی‌اندازد، اما با دیدن آن احساس می‌کنید فرم‌ها و شکل‌هایش برایتان آشنا است.

سیحون در این اثر نه تنها هیچ بنای مشخصی را به عنوان الگو و مرجع خود انتخاب نکرده، بلکه هیچ کدام از از فرم‌های رایج در معماری ایرانی را هم کپی نکرده است. او هوشمندانه از فرم و شکل عناصر ساختمانی معماری ایرانی استفاده می‌کند و با در هم تنیدن آن‌ها شکلی به وجود می‌آورد که آشنا است.

او با انتخاب «کاربندی» و تغییر شکل دادن آن، بنای خود را طراحی می‌کند. کاربندی، عنصری است ساختمانی که ضمن انتقال نیرو برای تبدیل زمینه مربع به دایره در گنبدها و تاق‌ها به کار می‌رود. کاربندی‌های سیحون در این جا، کلیت اثر را شکل می‌دهند. یعنی فرم و ساختار یکی می‌شوند.


هندسه سردر ورودی مسجد علی، اصفهان

او موفق می‌شود بدون ارجاع مشخص به یک اثر ساخته شده، بیننده را متوجه هندسه معماری ایرانی کند. درون مقبره از تقاطع خطوط هندسی ساختمانی، شکل ستاره‌ای به دست می‌آید. در نمای خارجی نیز از تقاطع خطوط و باریکه‌های انتقال بار با یکدیگر، لوزی‌هایی ساخته می‌شوند که نمونه آن در کنج گنبدها و تاق‌های معماری سنتی دیده می‌شود.

این راه تکاملی است که سیحون میان دو اثر خود، یعنی آرامگاه بوعلی سینا و آرامگاه خیام طی می‌کند. گذر از مرحله ارجاع مستقیم به یک اثر و رسیدن به مرحله استفاده خلاقانه از امکاناتی که هندسه معماری ایرانی در اختیار طراح می‌گذارد.

Share/Save/Bookmark

نظرهای خوانندگان

آفرین به شما آقای بیژن روحانی با معرفی هوشنگ سیحون، این معمار خلاق و آثار در یاد ماندنی اش. گو که شاید حوزه شما نباشد، ولی آیا راهی برای معرفی آثار طراحی وی می شناسید؟

-- آرتا ، Sep 7, 2007 در ساعت 10:22 PM

سه دور دور مقبره خیام گشتم...هیچ نامی از سازنده ان نیافتم !!!!

-- گیس طلا ، Sep 7, 2007 در ساعت 10:22 PM

مطلب تخصصی و مفیدی بود که اصولا کمتر در اینجا و آنجا می بینیم.
این نوشتار را هم گویا از همکاران خودتان، قبلا دیده بودم. شاید برای علاقمندان به بناهای ماندگار و آنهایی که دوست دارند با مهندس هوشنگ سیحون بیشتر آشنا شوند بد نباشد.
www.parand.se/ra-yadmane-seihon.htm

-- مهرداد ، Sep 7, 2007 در ساعت 10:22 PM

آرتای عزیز؛ اگر منظورتان از طراحی های هوشنگ سیحون، چیزی به جز طرح های معماری اش، یعنی سیاه قلم هاو نقاشی های اوست، در آینده در برنامه هایی جهت معرفی هنرمندان نقاش و مجسمه ساز معاصر به آثار ایشان نیز خواهیم پرداخت.

-- بیژن روحانی ، Sep 7, 2007 در ساعت 10:22 PM

کار بزرگ وشایسته استاد هوشنگ سیجون تنها کار معماری ایشان نمیباشد ،بل سرپرستی دانشکده ای است که هراران دانش آموخته آن طرح معماری نوین ایران را در انداختند . این کار بزرگی است که از دست همه ساخته نیست و نام ایشان همیشه بزرگ آوازه خواهد ماند.درود بر این استاد بزرگ و سایر کارگزاران و بنیان گزاران فرهنگ و هنر ایران زمین

-- حهانگیر آرشید ، Sep 7, 2007 در ساعت 10:22 PM

بیژن روحانی عزیز،
پیوند صدا مربوط به مرحوم پاواروتی می باشد نه برنامه ی هوشنگ سیحون. با تشکر

-- سیامک راوی ، Sep 7, 2007 در ساعت 10:22 PM

درصورت امكان بحث معماري معاصر ايران رااستمرار بخشيد

-- farhad ، Sep 7, 2007 در ساعت 10:22 PM

درست حدس زدید بیژن گرامی. طراحی های سیاه و سفید هوشنگ سیحون. تندرستی و سرشادی براتون آرزو می کنم. پیروز باشید.

-- آرتا ، Sep 8, 2007 در ساعت 10:22 PM

بنا به دستور رضا شاه به ادیبان و استادادن ادبیات فارسی جهت حذف لغات عربی و ترکی از ادبیات فارسی تعداد کثیری از استادان ادبیات فارسی بسیج شدند تا این زبان معجون را به نحوی پالایش کنند آنها ماه ها و سالها تلاش کردند و با اختراع لغات تازه ای مثل دانشگاه, دادستان, شهرداری و الاغیر نتوانستند نتیجه مطلوبی بدست آورند علی الخصوص در زمینه های علمی که تمام لغت های اختراعی یا بی مفهوم بودند و یا مفهومی نامودبانه ای داشتند مثلا بجای لغت ترکی گلنگدن در تفنگ لغت جایگزین روآئک را اختراع کردند و یا در ریاضیات و هندسه که صد در صد همه لغات عربی می باشد به بن بست رسیدند و چون تمام آثار باستانی به کمک ریاضیات و هندسه ساخته می شود و یقیننا لغاتی در زبان فارسی باید برای مثلث و مربع و یا دایره ویا بیضی باید می بود چون آثار باستانی علم و لغت هندسه و مهندس لازم دارد و اشکال هندسی هم نام دارند پس این نامهای فارسی اشکال هندسی بزبان پارسی آریائی در کدام لغت نامه نوشته شده ا ند که میبایستی ادیبان رضا شاه باید لغاتی برای هندسه اختراع می کردند البته این هم می تواند یک دلیل مدللی باشد بر جعل تاریخ و به نام خود ثبت کردن تمام چیزهای ارزشمند و حتی آثار باستانی و تاریخی بگذریم ادیبان دربار لغت درازکی را جایگزین لغت خط و گردکی را جایگزین لغت دایره و مالیدن را جایگزین مماس برای هندسه اختراع کردند و خیلی خوشحال که توانسته بودند لغت های جایگزین مطلوبی پیدا بکنند ولی وقتی شروع کردند به نوشتن مبحث خط و دایره و مماس به بن بست بر خوردند مثلا جمله خط را به دایره مماس میکنیم اینطور از آب در آمد درازکی را بر گردکی می مالانیم که چیز مزخفی از آب درآمد و تا گندش در نیامده بساط اکتشافات و اختراعات لغات جدید را متوقف کردند و جهت فرا ر از جواب گوئی به تاریخشناسان که آخه چطور می شود اینهمه آثار باستانی شما پارسهای آریائی توسط مهندسین لال ساخته شده پس شما چرا حتی برای نمونه یک لغت هندسی ندارید و همه عربی است خیلی راحت همه گناهان را انداختند گردن عمر در حمله اعراب به ایران همه کتابخانه ها را به آتش کشیده شد و سوخت و لغت های دایره و بیضی و مثلث و مربع هم که فقط در کتابها نوشته شده بود و بقیه مردم هم لابد همه کر و لال بودند و یا از هیچگونه وسیله ای که شکل هندسی داشته باشد استفاده نمی کردند و حتی مثلا کلمه خط که ابتدائی ترین کلمه که برای انسانهای اولیه هم شناخته شده بود برای مردم عادی پارس آریائی آنموقع شناخته نشده بود

همانطور که انکار و نابود کردن زبان دیگر ملل به نظرشان خیلی سهل و آسان می آمد , اختراع یک زبان جدید و من درآوردی را هم خیلی راحت تصور کرده بودند, ولی نمی دانستند که زبان محصول یک پروسه تاریخی و حقیقی هزاران ساله و ریشه دار یک ملت است, کار یکسال و دو سال نیست, و با آویزان کردن سیب هائی به یک درخت بی بر نمی شود اسم درخت بی بر را درخت سیب گذاشت

-- Yaqub ، Sep 9, 2007 در ساعت 10:22 PM

درود
براي آن دوستي كه بدون برسي در باره‌ي واژه ‌های خط و دايره و مماس در پارسی ديدگاه شان را نوشته بودند. ما در پارسي نه يك واژه ونكه (بلكه) چنيدن واژه برای خط و دايره و مماس داريم:
خط: كشه، سميره، كشميده، كشك
دايره: چنبر، پرهون، پرگاري، گردي، ايرال، دمز
مماس: همساي، سايا، همبر، بسوده، بهم ساييده
برای اينكه گمان نكنند اين واژه ها ساختگی است، میتوانند به لغت نامه‌ی دهخدا نگاه كنند.
خط را به دایره مماس میکنیم: سميره را به ايرال همبر می‌كنيم
سيامك پسر گيومرت

-- siamack ، Aug 21, 2008 در ساعت 10:22 PM

راستی يادم رفت بگم، خود واژه‌ي هندسه معرب واژه‌ی هندچك پارسی است و همچنين به گفته ای واژه‌ی دايره پارسی است كه به عربی رفته است، باز برای درست بودن اين گفته من، می‌توانيد به‌ لغت نامه‌ی دهخدا نگاه كنيد
سپاس
سيامك پسر گيومرت

-- siamack ، Aug 21, 2008 در ساعت 10:22 PM