رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۲۸ آذر ۱۳۸۵

خوب و بد زمانه

داريوش محمدپور صاحب ارض ملکوت و از ياران زمانه است گرچند نامش کمتر ديده و برده می شود. حالا او در آستانه ۱۰۰ روزه شدن توليد رسمی زمانه نقدی را بر برنامه ها و ايده های و محصولات زمانه آغاز کرده است که تا اينجا دو بخش را در وبلاگش ملکوت ارائه کرده است. در اينجا بخش دومين نقد او را می خوانيد:

درباره‌ی برنامه‌های زمانه هنوز چيزی ننوشته‌ام. بخش آهنگ زمانه مخصوصاً تحول خوبی پیدا کرده‌ است. اعتدال در آن خيلی خيلی بيشتر از قبل شده است. البته دليل‌اش روشن است. يک برنامه زمانی متکثر می‌شود که افراد توليد کننده‌ی آن هم مسلط به موضوع باشند و هم علاقه‌ها و سليقه‌های متنوع داشته باشند. آهنگ زمانه خوب پيش می‌رود. جای کار بيشتری دارد البته اما جای اميدواری زياد دارد. اين يکی را دست مريزاد!

و اما کلاغستون. امان از کلاغستون. فرياد از کلاغستون. بيداد از کلاغستون! مگر می‌شود درباره‌ی کلاغستون حرف زد؟ خوب حرف نمی‌زنيم. من هنوز نتوانسته‌ام با سبک نيکان در کلاغستون کنار بيايم. نيک آهنگ را بيشتر و بهتر من به کاريکارتور می‌شناسم و نوشتن متن، نه پخش صدا. اما البته وقايع اتفاقيه‌اش خيلی خوب است. يک بار ديگر هم نوشتم که فرجامی رسماً کاری کرده است که بساط دفتر ديوانی ملکوت تخته شود. خوب می‌نويسد و اصطلاحات و تعبيرات قجری خوبی به کار می‌برد.

راديو سيتی هم که حرف ندارد. آدم حرفه‌ای مسلطی آن را می‌گرداند که کار و زندگی و فکر و ذکرش سينماست. من هر وقت با پرويز جاهد حرف می‌زنم يک جای لندن يا دنياست و دارد به فلان جشنواره می‌رود. واقعاً حوصله می‌خواهد. راديو زمانه بايد قدر جاهد را حسابی بداند. از دست دادن‌اش غبن بزرگی برای زمانه خواهد بود (هر چند من اصولاً چيز زيادی از سينما نمی‌دانم). صدای جاهد هم به نظر من بسيار دلنشين است. من فکر می‌کنم صدای راديويی خوبی دارد – همان يک باری که شنيده‌ام البته.

انديشه‌ی زمانه به دست با کفايت محمدرضا نيکفر است. من از نيکفر خيلی خوش‌ام می‌آيد (نه لزوماً از همه‌ی انديشه‌های‌اش). خوبی نيکفر اين است که آدمی است بسيار خوش‌خلق و ميانه‌رو. حساب شده می‌نويسد و تلاش می‌کند پا از حوزه‌ی دانش‌اش فراتر نگذارد. يک فلسفه‌‌خوانده‌ی تمام عيار است. من البته با بعضی از تزهای‌اش در زمانه مشکل پيدا می‌کنم اما هرگز نمی‌توان گفت بد می‌نويسد يا ضعيف و پر اشکال. نيکفر دقيق می‌نويسد و روشن. حتی اگر بخواهی با او مخالفت کنی دقيقاً می‌دانی مخالف چه هستی. نيکفر خود را پشت هزار چيز پنهان نمی‌کند تا حرف‌اش را بزند. موضع‌اش کاملاً روشن است.

آخر کار می‌رسيم به نيلگون زمانه. خوب هر چه درباره‌ی انديشه‌ی زمانه و نيکفر گفتم، عکس‌اش را درباره‌ی نيلگون و عبدی بخوانيد! شوخی می‌کنم. اما چندان اغراق نيست. من شديداً با برنامه‌های نيلگون مشکل دارم. طرح پرسش‌های ضعيف و مشوش. انگيزه‌های سياسی روشن اما در لفافه‌های متفاوت. استدلال‌های ضعيف و پر مناقشه. مدعيات جنجالی و بدون مستند. مهم‌تر از همه نيلگون يک خصلت روشن دارد: مشرب تاریخی‌اش متأثر از انديشه‌ی مارکسيستی است يا حداقل نشان می‌دهد نويسنده‌ تمام عمرش را صرف خواندن (يا حتی عمل به) انديشه‌های چپ سياسی کرده است. نيلگون برای رسيدن به مقصودش (يا بيان مقصودش) حاضر است از روی تاریخ جست بزند. حاضر است هميشه‌ تاريخ را پاره‌پاره و گسسته به نفع مدعای خودش روايت کند. نيلگون از قلب تاريخ هم ابايی ندارد. بهترين دروغ آن است که سرشار باشد از قطعه‌های پراکنده‌ی راست. دروغ زمانی تشخيص‌اش دشوار است که ميان يک دنيا حرفِ راست بيان شود. به اين کار می‌گويند شيطنت. اين برنامه‌، مگر روزی اصلاح شود و نويسنده‌ روش‌اش را تغيير دهد، تا به امروز خالی بزرگ بر گونه‌ی راديو زمانه است. بودن‌اش البته خوب است. آدم با اين جنس انديشه‌ها آشنا می‌شود. من هرگز مخالف بودن‌اش نيستم. اما بدون هيچ شکی تريبون يک روشنفکر چپ است با سوابق مارکسيستی روشن (به قول سبيل طلا طرف شديداً ساختارگراست). بهتر بود نیلگون در همان سايت خودش می‌ماند تا تريبونی اين‌جوری در زمانه پيدا کند. من هرگز با متحوای نيلگون در آن سايت مشکل پيدا نمی‌کردم، اما اين‌جا نه. بايد يک چيزهايی کنارش بيايید. يک تغييراتی بکند تا از اين وضع بيرون بيايد. مطلقاً حذف نبايد بشود. عبدی کلانتری با اين شيوه‌ی انديشه بايد حضور داشته باشد، اما نه حضوری يک‌تاز و بلامنازع. به هر حال جايی بايد فرق دوغ و دوشاب روشن شود.

اين هم يادداشت دوم. اشکالات فنی سايت را هم يادم نرفته است. عمداً دير می‌نويسم شايد تا آن موقع درست‌اش کردند. خيلی راه‌حل‌اش ساده و سرراست است. ديگر چيزی نمی‌گويم که به کسی برنخورد.

------------
برگرفته از: ملکوت

بخش اول نقد را اينجا بخوانيد

Share/Save/Bookmark

نظرهای خوانندگان

. جناب اقای عبدی کلانتری
چقدر من خنديدم.
من از نيکفر خيلی خوش‌ام می‌آيد (نه لزوماً از همه‌ی انديشه‌های‌اش). خوبی نيکفر اين است که آدمی است بسيار خوش‌خلق و ميانه‌رو< ملکوت

جمله را بخوانيد انسانی که با انديشيدن مشکل دارد هميشه اينگونه ميبنيد. من از طرف خوشم می ايد. اما نه از همه انديشه هايش. مگر ميشود انسان از انديشه ها خوشش بيايد يا بدش. انديشه يا انديشيدن. اقای نيکفر گرامی ! ايشان از انديشه های شما خوششان امده است البته معتقدند در برخی زمينه مانند بحث روشنفکری دينی و هويت اصلا نبايد بيانديشيد چون ايشان از اين انديشه های شما خوششان نميايد. اگر هم ميخواهيد بيانديشيد يک جايی بيانديشيد که زياد محل گذر نباشد مانند سايت نيلگون. در ضمن ايشان فهميده اند حوضه ی دانش اقای نيکفر چه مرزی دارد که تلاش ميکند پايش را فرا تر نگذارد اگر هم گذاشت چند باری ناديده اش ميگيرم بعد اگر نشد و زيادی مزاحم شد ميگوييم حواس دوستان باشد که در حکومت اسلامی اينده که اقای سروش ميخواهند درستش کنند ايشان جای حساسی نداشته باشند.
خب اين اگر نيکفرش باشد نيلگون و نويسنده اش عبدی که تکليفش روشن است بهر حال نيکفر ها هم بايد بدانند که اگر زيادی سياسی بازی کندد ما از انها مانند نيلگون خوشمان نمی ايد بهترين کار همان است که اصلا روسای ما در انقلاب فرهنگی با ارامش دوستدار ها کردند. . نميدانم چرا نيلگون هی ميخواهد نقد ببينيد اخر نقد چيست وقتی امر به معروف و نهی از منکر وحی شده است. ايشان اصلا دروغگو نيست بلکه حرفهای راست زيادی ميزند و دروغش را انجا ميچپاند ميدايند که به اين ادمها چه ميگويند. من چون ادم ميانه رو وخوش خلقی هستم نميگويم. حتما اقای نيکفر هم پس به همين دليل نظرش را نميگويد. از همه بدتر اينکه سابقه دار است انهم مارکسيستی. مثل ما که با انديشه های وحی الهی و ناب محمدی در دانشگاههای ايران و مشهد پرورده و فيلتر نشده است تازه ما چند مدت يک بار به دوره های باز پروری ميبينيم . بهر حال از انجا که ديگر کشتن فعلا صورت خوشی ندارد بهر حال انگليسی گفتند و دموکراسيی .ما ميگوييم زندانيش کنند و اينطور معلوم ميکنيم کی دوغ است کی دوشاب که خدای نکرده کسی از انها نيوشد که حرام است . اقا برويد در سايت خودتان بنويسيد با ان اسم شنگول منگولتان نيلگون. از همه بدتر اينکه يکی سری خواننده هستند که هی دو بهم زنی ميکنند نميگذارند طرف خودش بفهمد و تغيير کند. نعوذ بالله ...

-- Alireza ، Dec 18, 2006 در ساعت 11:07 PM

راستی يادم رفت نکته ای
داريو ش محمد پور از ياران زمانه است گرچند نامش کمتر ديده و برده می شود.
ببخشاييد اما ميتوايند معنی اين جمله را کمی باز کنيد. البته خيلی عجيب بنظر ميرسد که ايشان در قسمت فنی سايت منظور ز يار باشند انهم با بو دجه راديو و امکان نقد غير مستقيم ايشان. يا شايد در زمينه ی همفکری با مديريت راديو زمانه يار هستند که با توجه به نقد واقعا با محتوی ايشان زمينه همفکری ايشان بسيار سودمند بوده و ميباشد . نميدانم منظور از يار چيست. البته زمانه بهر حال راديو ايرانی است. و همانطور که قبلا اشاره شد مانند مقاله ی توهين انکار نا پذير همه چيز را ممکن ميداند حتی معنی نقد ان هم معنی امکان ان است. ببخشيد که من به معنی عرفانی و فرهنگی يار در اين زمينه بسنده نکردم. موفق باشيد
عليرضا
----------------------
داريوش شماری از کارهای ترجمه ای راديو و سايت را با دقت و سرعت انجام می دهد ولی از آنجا که اسم مترجم معمولا در مطالب نمی آيد اسمی از او برده نمی شود. هر کس به زمانه کمک کند در هر جهتی، يار زمانه است و اين لزوما به معنای همفکری در جميع جهات نيست و حق انتقاد دارد. بازنشر نقد او نيز تاکيدی بر همين نکته است که حتی ياران و دوستان زمانه هم می توانند انتقاد خود را آشکارا مطرح کنند. - زمانه

-- Alireza ، Dec 18, 2006 در ساعت 11:07 PM

سپاسگذار از توضيحتان. گرچه در يک کار حتی کمی حرفه ای عقيده ی شخصی يک فرد در کنار ترجمه ديگر يک مقاله ترجمه ای نيست و همانطور که قبلا اشاره شد زمانه چه بخواهد و چه نخواهد انگاه نماينده ی نام خويش و ان عقيده ميگردد گرچه شايد هم در برخی زمينه ها ی سياسی ميتواند عمدی باشد چون اهميت ميابد و حتی اگر در اين زمينه بصورت داشتن يک سياست در يک کطلب موفق شود ولی نميتواند پاسخگوی نوع چگونگی و نقد ان باشد.

دوم اينکه مترجم هميشه روشنفکر نيست. در پاراگراف اشاره ميکنم شخص منتقد هم مدعيش نيست. منظور من هم اين نيست که فقط نقد يک روشنفکر در سيات راديويی بايد چاپ شود نه ولی اينکه سايت راديو يا شخص تصميم گيرنده هرنوشته ای را نقد بنامد چون بنام نقد نوشته شده و چون بصورت مترجم يا زحمتکش انجاست کاری بسيار غير حرفه ايست البته شما روزنامه نگايرد کار و حرفه ی من نيست حرفه ی من دانش اموختگيست ولی فکر ميکنم بهر حال اگر در کار رسانه ای اين معمول باشد حداقل از سطحی قابل قبول برخوردار است که شايد اصلا جامعه ايران به ان سطح نرسيده و لی دليل نيست اينجا نماينده اش شود . غير حرفه ای يعنی مخاطب با نوشته هايی روبرو ميگردد که از نظور محتوی انتخاب نشده اند وچه بخواهد يا نخواهد انرا ميخواند چون اصولا متن رسانه با سهولت خواندن توام است وحتی واکنش نشان ميدهد. من مستقيم بگويم چنان نوشته ای اگر نقد نام دارد بايد در کلمه ينقد بازنگری کرد. چون کاملا برخوردی شخصی و سليقه ای حتی ناخواسته است که يک خواننده نا اشنا اصلا افراد را هم نميشناسد.اگر من بگويم ايدوولوژيک بوده است اين نظر کاملا شخصی من است ولی از نظر کلی متن فقط يک برخورد سليقه ايست که متاسفانه انتشار انهم انرا به يک خانه ی محلی اينجا را تبديل ميکند وهمان توضيح درباره ی سطح را مورد بازنگری قرار ميدهد . موفق باشيد. عليرضا
اميدورمشکل زمان نتشار کمنت ها که حتما به دليل فشردگی کاراست مرتفع گردد .برايتان ارزوی موفقيت و ارامش دارم

-- Alireza ، Dec 19, 2006 در ساعت 11:07 PM