| خانه > پژمان اکبرزاده > ویژه برنامه ها > تاثیر قتل تئو ونگوگ بر زندگی ایرانیان مقیم هلند | |||
تاثیر قتل تئو ونگوگ بر زندگی ایرانیان مقیم هلندپژمان اکبرزادهwww.PejmanAkbarzadeh.comپنج سال پیش در همین روزها، تئو ونگوگ، فیلمساز و روزنامهنگار ۴۷ سالهی هلندی به دست یک جوان مسلمان مراکشیتبار در آمستردام به قتل رسید.
تئو ون گوگ بیش از کارهای سینماییاش به دلیل ابراز صریح دیدگاههایش در مورد اسلام و مسلمانان به یکی از چهرههای جنجالی در هلند بدل شد. شاید اوج این جنجال به زمانی برمیگردد که وی فیلمی به نام «تسلیم» کارگردانی کرد که در آن اسلام را دلیل اصلی پایمال شدن حقوق زنان مسلمان دیده است. پخش این فیلم خشم بسیاری از مسلمانان را بهویژه در هلند برانگیخت؛ کشوری که علاوه بر حضور خارجیان بسیاری از کشورهای متعدد در آن، از بابت فضای آزاد جامعه و مدارای مردم با فرهنگهای گوناگون شهرت جهانی دارد. در پی این جنجال که در نهایت به قتل ون گوگ انجامید، عیان هرسی علی، نمایندهی لیبرال و سومالیاییتبار پارلمان هلند هم به آمریکا گریخت. سناریوی فیلم «تسلیم» نوشتهی اوست. عیان هرسی علی با مراقبتهای شدید امنیتی به زندگی ادامه میدهد و در سال ۲۰۰۷ زمانی که برای ایراد یک سخنرانی در دانشگاه پیتسبورگ در آمریکا حضور داشت، شماری از مسلمانان مقیم منطقه علیه حضورش تظاهرات کردند و یکی از آنها به خبرنگاران گفت که عیان هرسی علی «مستحق حکم اعدام» است.
حدود نیمی از جمعیت پایتخت هلند را افراد خارجیتبار تشکیل میدهند، شهری که با مشکل تطابق پیدا کردن مهاجران با جامعهی میزان دست و پنجه نرم میکند. در پنجمین سالگرد قتل ونگوگ، احمد مارکوش، شهردار مراکشی تبار منطقهی اسلوترفارت در حومهی آمستردام به خبرگزاری فرانسه گفته است: «مردم در اینجا پیش از تئو ون گوگ انگار هیچ مسلمانی را ندیده بودند. یک روز پس از او مردم تشخیص دادند که مسلمانان وجود دارند؛ باید کاری کرد و نگرانیهای زیادی وجود دارد». محمد بویری، جوان ۲۷ سالهی مراکشی که ون گوگ را با شلیک گلوله و ضربات چاقو به قتل رساند هم از ساکنان همین منطقه بوده است. والدین او از مهاجران مراکشی هستند، ولی خود او در آمستردام به دنیا آمده و بزرگ شده است. خبرگزاری فرانسه در ادامهی گزارش خود نوشته است: «یک پژوهش تازه که از سوی شهرداری آمستردام سفارش داده شده،نشان میدهد که ۲ درصد جمعیت مسلمان آمستردام، یعنی حدود هزار تا هزاروپانصد نفر، دیدگاههای افراطی مذهبی داشتهاند. گروهی که اغلب بین ۱۶ تا ۱۸ سال سن دارند و در جامعه احساس تبعیض میکنند.» چهرهی دیگری که قتل او مانند یک شوک برای جامعهی هلند بود، پیم فورتین است؛ نویسنده و سیاستمدار هلندی که در سال ۲۰۰۲ توسط یک فعال محیط زیست هلندی به قتل رسید. چند روز پیش، رادیو هلند اعلام کرد که یک خبرنگار فاش کرده پیم فورتین از تئو ونگوگ خواسته بوده که وزیر فرهنگ هلند بشود. این روزنامهنگار که تئودور هولمان نام دارد، از دوستان نزدیک وان گوگ بوده است. این پیشنهاد البته در حد پیشنهاد ماند چون پیم فورتین در جریان انتخابات پارلمانی هلند که به نظر میآمد در آن به پیروزی چشمگیری هم دست پیدا میکند، کشته شد. بسیاری از مسلمانانی که در هلند زندگی میکنند معتقدند که فضای جامعه و برخورد مردم با آنها پس از رویدادهای ۱۱ سپتامبر و همچنین قتل ونگوگ دگرگون شده است. اما نظر ایرانیان مهاجر در طبقههای گوناگون اجتماعی و سنین مختلف در این رابطه در هلند چیست و از دوران کشتهشدن تئو ونگوگ چه در ذهن دارند؟
اهورا، دانشجو: من بیشتر با جامعهی تحصیلکردهی هلند سروکار داشتم. آنها ایدههای مرا میدانستند و آدمهای روشنی بودند. روی این حساب، مشکلات کمتر بوده است. ولی یادم هست آن اوایل به طور کلی دیدگاه بدی نسبت به خارجیها وجود داشت و شاید هم به همین دلیل الان خیرت ویلدرز تا این حد پیشرفت کرده، چرا که که هوادارانش کمی به این طور مسائل توجه دارند. میشود یک مثال بزنید و کمی دقیقتر بگویید؟ بعد از ماجرای ونگوگ خیلیها مواظب هستند که به مسلمانها برنخورد. درست است که مسلمانها یکسری اعتقادات شخصی دارند، ولی در کشوری هستند که باید تمام عقاید، آزاد باشد. البته تابوهایی در خود جامعه هلندی هم هست، حتی در قانون آن. مثلاً کسی نمیتواند دربارهی هولوکاست صحبت نامتعارفی بکند. در زندگی اجتماعی روزمرهتان، در کوچه و خیابان چطور؟ هیچ مسئلهی خاصی آن زمان برایتان پیش آمد که حس کنید ربطی به قتل ون گوگ دارد؟ بله. اوایلش که زیاد بود. من آن زمان در کنار تحصیل در رستورانی کار میکردم. اغلب شبهایی پیش میآمد که کسانی که به بار میآمدند و مست بودند تا میدیدند قیافهی من شرقیست، توهین میکردند. برای مثال آن کاریکاتوریستی که در آمستردام چند وقت پیش گرفتند، کاریکاتوریستی که به شکل ناشناس کار میکرد، وقتی فهمیدند این فرد است، رفتند دستگیرش کردند و کامپیوترش را ضبط کردند. چرا؟ فقط به خاطر این که مراکشیها را توی کاریکاتورهایش مسخره میکرد. چرا باید اینطور بشود؟ کاریکاتور اصلاً یعنی مسخره کردن. اگر من اجازه نداشته باشم کسی را مسخره بکنم، پس چرا کاریکاتور میکشم؟ دیگر فلسفهی کاریکاتور از بین میرود! الآن با گذشت بعد از ۵ ـ ۴ سال فکر میکنید هنوز تأثیر آن قضیه در جامعهی هلند و بین مردم این کشور وجود دارد یا این که به مرور محو شده؟ آن قضیه محو شد. ولی مهمتر از آن رسانهها هستند. مهم این است که سیاستمدارها از رسانه چه چیزی را بخواهند. چون بیشتر مردم، در هلند یا کشورهای دیگر فرق نمیکند، منتظرند ببینند رسانه چه میگوید. همان بمباران تبلیغاتی است که روی اینها تأثیر میگذارد. باید ببینید سیاست کلی هلند در این زمینه چه خواهد بود. پس از پنج سال مسلماً حافظهی مردم تا این حد راه نمیدهد. آنهم دقیقاّ زمان بحران اقتصادی. در این زمان مردم از نظر اجتماعی امنیت شغلیای که داشتند را دیگر ندارند. پس بهترین بهانه این است که در مورد خارجیها صحبت شود. در ظاهر این ربطی به ونگوگ ندارد. ما خودمان هم وقتی که ایران بودیم، وقتی از مشکل بیکاری صحبت میشد، مثلاً به مهاجران افغانی که در ایران کار میکردند گیر میدادیم. میگفتیم اینها کار ما را گرفتند. کسی نبود بگوید «تو برو کارت را بکن! آیا حاضری کاری که او میکند را انجام دهی؟ خب انجام بده!». همین بحث اینجا هم هست. وقتی شرایط اقتصادی بد باشد، اولین پیکان معمولاً به سمت خارجیهاست. موضوع خاصی هست که بیشتر روی آن دست بگذارند؟ چیزهایی که من میشنوم، بیشتر در مورد مراکشیهاست. اگر با پیش از این جریانات یا با قبل از روی کارآمدن پیم فورتین، مقایسه کنم، مردم خیلی با احتیاط خاصی در مورد خارجیها و مشخصاّ مراکشیها حرف میزدند. قبلاً برای مثال میگفتند باید به اینها شانس داده شود ولی بعد از این جریانات متوجه شدم که بیشتر در مورد آن صحبت میکنند. بهویژه دیگر صبرشان در مورد مراکشیها خیلی کم شده است. در مورد غیرمراکشیها چه طور؟ این که اساساً با کسانی که چهرهی خارومیانهای داشته باشند شما تجربهای دارید که برخورد نامناسبی کرده باشند؟ نه. من خودم تا حالا متوجه چنین مشکلی نشدم. من بیشتر در بحثها متوجه شدم که در مورد پناهندهها، در مورد تعداد خارجیها و این قبیل مسائل صریحتر صحبت میکنند. هیچ خاطرهی خاصی از زمانی که این قتل در آمستردام اتفاق افتاد در ذهنتان مانده؟ نه، نه چیز خاصی... نه! رضا، فروشنده: برخورد خب یکمقدار عوض شد. ولی من زیاد متوجه نشدم. چون من زیاد در جمع هلندیها نبودم، متوجه نشدم. ولی معلوم بود که مردم به صورت دیگری به خارجیها، به ما، نگاه میکردند. کسانی که در شرکتهای هلندی کار میکردند یا در مدارس هلندی درس میخواندند، رویشان خیلی تأثیر بدی گذاشته بود. همین که میگویید مقداری برخوردشان عوض شده بود، چه چیزی این حس را به شما میداد؟ اتفاقی که افتاد ضربهی بسیار بزرگی برای مردم هلند بود. اینها ناگهان همه خارجیها را به یک چشم نگاه کردند. مدتی بود که این نگاه داشت از بین میرفت و با این اتفاق، نگاه سابق هلندیها به خارجیها دوباره برگشت. تازه به نظر من حادتر هم شد. یعنی معتقدید که این نگاه به خارجیها به همین شکل پیش از قتل ون گوگ هم وجود داشت؟ به این صورت نبود. نگاه بدی به خارجیها وجود داشت که به مرور زمان کمرنگ میشد. با روی کار آمدن شهردارهایی که خارجی بودند، داشت از بین میرفت که بعد از این قتل به خیلیها برخورد و دیگر برخوردهای خیلی بدتری هم با خارجیها داشتند. خب الان بعد از این چند سالی که از قتل وانگوگ گذشته، جریان فراموش شده یا هنوز تأثیرش را حس میکنید؟ خوشبختانه انسان خیلی چیزها را سریع فراموش میکند و فقط آن دسته مسائلی که تأثیرگذار است به یادش میماند. فکر میکنم این هم تا ۹۵ درصد از بین رفته. مگر زمانی که بحثاش پیشآید و مردم احساساتی شوند که کاملا طبیعی هم هست. سارا، کارمند تلویزیون: من اینجا بزرگ شده ام و زبان هلندیام از فارسی بهتر است. من تجربه برخورد بدی را در این جریان نداشته ام. در همین رابطه نظر فروغ تمیمی، مردمشناس فرهنگی مقیم آمستردام را هم جویا شدم: هلند هم گرچه جامعهای دموکراتیک و مدرن است، اما مشکلات خاص خودش را دارد. فراموش نکنیم که بیش از ۱۸۰ ملیت با پیشینهی فکری، فرهنگی، مذهبی و اجتماعی مختلف در هلند زندگی میکنند و هلند کشوری کوچک است که فقط ۱۶ میلیون نفر جمعیت دارد. طبیعی است که مسایل قومی و مسایل اجتماعی در شرایط فعلی که ما در آن بسر میبریم در این دنیا، توی این مملکت هم وجود داشته باشد. چون به هرحال هلند از بقیهی دنیا جدا نیست. در این مورد خاص چه طور؟ چون شاید بجز مسئلهی قتل پیم فورتین و ون گوگ، سابقه نداشت که به این شکل با افرادی که عقایدشان را ابراز میکنند برخورد بشود. در مورد ونگوگ بهطور خاص فکر میکنید که چه شرایطی دست به دست هم در نهایت به قتل او منجر شد؟ قتل ونگوگ طبیعتاً یک فاجعه است. ولی ما باید این مسئله را در چارچوب مسایل دیگری که در دنیا رخ داده و بهخصوص مسایلی که در جامعه چند فرهنگی هلند وجود دارد بررسی کنیم. این در واقع برمیگردد به اسلامگرایی مهاجرین و به اصطلاح، رادیکالیزه شدن بخش کوچکی از نسل جوان مهاجران که در هلند زندگی میکنند که درصد آنهم البته خیلی کم است؛ مسایل جهانی مانند اسلامگرایی در تمام دنیا و حوادث بعد از ۱۱ سپتامبر در نیویورک، مسایل دیگر مانند مسئلهی فلسطین و تمام مسایلی که در خاورمیانه در سالهای اخیر اتفاق افتاده است؛ جنگ عراق، جنگ افغانستان و ... ولی هلند با وجود همهی مسایلی که در کشورهای دیگری رخ میداد، اساساً کشور بسیار آرامی بود... بله، درست است. ولی یک چیز را نباید فراموش کرد و آن این که ما یک جمعیت مهاجر در هلند داریم که از اواخر سالهای دهه ۱۹۶۰ بهتدریج وارد هلند شدند. این یک جامعه مهاجر جوان است که ۶۰ ـ ۵۰ سال در این مملکت زندگی کرده و طبیعتاً مشکلات خودشان را دارند. یکی از مشکلات مهم مهاجران در جامعه هلند، مسئلهی اقتصادی است؛ مسئلهی بیکاری است و مسئلهی ضعف قدرت تطبیق و انطباق با جامعهای که از نظر فرهنگی و ارزشی با سنتهایی که آن مهاجران، بهخصوص مهاجران مسلمان، با آنها بزرگ شدهاند متفاوت است. شما تصور کنید وقتی که یک کارگر مهاجر مسلمان از گوشهای از کشور مراکش وارد جامعه هلند میشود، طبیعتاً دچار مشکلات فرهنگی هست. مشکلاتی که بعضی وقتها هم خیلی ساده هستند، ولی به هرحال مسئلهی زبان یک مسئلهی اصلی است یا مسئلهی کار پیداکردن یک مسئله است یا این که چه طور باید خودش را با یک فرهنگ یا با اصول دیگر وفق بدهد. اینها مسایل سادهای نیستند. خیلی پیچیدهاند و موضوع مهمتر این که به هرحال برای جامعه هلند هم داشتن یک میلیون مهاجر مسئله ایجاد میکند. به خاطر این که این سابقهی مهاجرت به این وسعت در این کشور وجود نداشته است. شما فکر میکنید قتل ون گوگ در نهایت منجر به افزایش اسلامگرایی افراطی در جامعه هلند شده یا این که نه، مسلمانها سعی کردند جلوی این مسایل را در جامعه خودشان بگیرند در این کشور؟ ببینید، ما یک چیزی را نباید فراموش کنیم و آن این است که اولاً اگر شما در کل دنیا نگاه بکنید، ما بیشتر از حدود یک میلیارد مسلمان در سراسر دنیا داریم. اما تنها از گزارشها و تحقیقات مختلف این طور نتیجه میگیرند که تنها ۷ درصد این مسلمانها ممکن است رادیکال باشند یا رادیکال شدهاند و یا بنیادگرا و افراطی هستند. بیشتر مسلمانها در سراسر دنیا، مسلمانان خیلی معمولی هستند. هیچ توجهی هم به مسایل مذهبی ندارند و یا به سیاست. این مسئله در هلند هم همینطور است. جمعیت مسلمان در هلند گرایش قابل توجهی به مسئلهی مذهب به معنای بنیادگرایی و مذهب سیاسی یا رادیکالیزم ندارد. ولی متأسفانه در رسانهها این طور تبلیغ میشود که مردم به شدت رادیکال شدهاند و یا مسلمانها همه افراطی و بنیادگرا هستند. البته به خاطر این قتل طبیعتاً این مسئله هم خیلی بیشتر بزرگ شده است. در واقع یکی از پیامدهای قتل � ![]()
نظرات بیان شده در این نوشته الزاماً نظرات سایت زمانه نیست.
|
لینکدونی
آخرین مطالب
موضوعات
آرشیو ماهانه
|
||
![]() |









