رادیو زمانه

تاریخ انتشار: ۱۴ آذر ۱۳۸۶

چکیده سرمقاله روزنامه‌های ایران

از دوحه تا تهران تریبون تا مانیفست!
روزنامه آفتاب یزد در سرمقاله روز چهار شنبه خود با اشاره به بزرگنمایی سفر احمدی نژاد به دوحه از سوی رسانه های طرفدار دولت، با طرح این پرسش که اساسا این سفر به چه انگیزه ای صورت گرفته، می نویسد: "سفر اخیر احمدی نژاد و پیشنهادهای او را می توان ناشی از حاکمیت دیدگاهی جدید در دیپلماسی ایران و منطقه دانست اگر چه هنوز مشخص نیست که برای برنامه ریزی این سفر تا چه حد از دیدگاه های کارشناسی صاحب نظران مستقل استفاده شده است. احتمالانمایندگان مجلس نیز مانند بسیاری از عرصه های دیگر، به همراه سایر آحاد مردم از طریق رسانه های خبری در جریان اصل سفر و فروع آن - از جمله پیشنهادهای 12 گانه رئیس جمهور- قرار گرفته اند."

آفتاب یزد در ادامه سرمقاله خود با اشاره به مفاد پیشنهاد احمدی نژاد به سران شورای همکاری خلیج فارس می آورد: "بررسی شکلی پیشنهادهایی که احمدی نژاد به شورای همکاری خلیج فارس ارائه داده، ثابت می کند دولت وی به دنبال تقویت همکاری های منطقه ای و افزایش نقش سیاسی و تجاری ایران در منطقه خلیج فارس می باشد. البته برای عملی شدن پیشنهادها و اثبات جدی بودن ایران در ارائه پیشنهادها، احمدی نژاد ناچار است دست به برخی شفاف سازی ها و بعضی تعدیل ها در رفتار و گفتار دستگاههای اجرائی کشور و مسئولان آنها بزند. از جمله قاعدتا از این به بعد بایستی از برخی مطلق گوئی ها در مورد سران عرب، به ویژه سران کشورهای خلیج فارس، خودداری شود."

انزوای ایران، واقعیت یا توهم
روزنامه رسالت در سرمقاله امروز خود با بیان اینک ه"برگزاری اجلاس روسای قوه قضائیه 57 کشور جهان در تهران بار دیگر توان ایران اسلامی در ایجاد جوی همگرایانه و نزدیک میان اعضای جامعه جهانی را به تصویر کشیده است"، به مقوله انزوای دیپلماتیک ایران پرداخته و ضمن رد این دیدگاه می نویسد: "هر ادعا قهرا باید با قرینه و شاهدی همراه باشد اما در خصوص ادعای انزوای ایران هیچ گونه قرینه ای وجود ندارد. آنچه می تواند موجب انزوای ایران شود اتخاذ رویکرد مرعوب گرایانه نسبت به کشورهای 1+5 است. آمریکا و تروئیکای اروپایی به شدت نسبت به حاکمیت رویکرد استقلال طلبانه و آگاهانه در ایران حساس هستند. این حساسیت معلول واهمه جریان سلطه از تحدید دامنه دخالت خود در امور کشورهاست. واهمه ای که با حضور آبرومندانه و پویای دولت نهم در خاورمیانه و جهان هر لحظه بیشتر می شود."

جا به جایی در کابینه
حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز روزنامه کیهان با اشاره به تغییرات کابینه در فاصله زمانی کوتاه، آن را "شتابزدگی" دانسته و می نویسد: "وزرای برکنار شده، صرفنظر از میزان واقعی توانمندی و کارآمدی آنان، به یقین از نگاه و نظر ریاست محترم جمهوری در شمار بهترین ها بوده اند چرا که اگر چنین نبود آقای دکتر احمدی نژاد آنها را بعنوان وزیر کابینه خویش انتخاب نمی کرد، بنابراین برکناری آنان در فاصله ای نه چندان طولانی، این تلقی را پدید می آورد که رئیس جمهور محترم در انتخاب اولیه آنها دقت کافی نداشته و شتابزده عمل کرده است! اگر چنین احتمالی وجود داشته باشد، احتمال دیگری نیز قابل طرح خواهد بود و آن، این که، از کجا معلوم، برکناری وزرای مورد اشاره ناشی از شتابزدگی و بی دقتی نبوده است؟! چرا که در عزل و نصب های کم فاصله، احتمال بی دقتی و شتابزدگی قابل تصور است و تفاوتی نمی کند که این بی دقتی و کم توجهی در انتخاب اولیه یک عضو کابینه صورت پذیرفته باشد و یا در عزل ثانویه او."

او در پایان می آورد: "بدیهی است که این نوشته قصد ندارد، برکناری وزیران را یکسره «منفی» و غیرقابل قبول تلقی کند، چرا که جابه جایی وزیران و مسئولان، آنجا که ناکارآمدی آنان اثبات شده و یا حضور افراد دیگری در همان مسئولیت ها با محاسبه های دقیق مفیدتر و موثرتر تشخیص داده شده باشد، نه فقط مذموم نیست که ضرورتی اجتناب ناپذیر نیز هست و شجاعت احمدی نژاد چه در میثاق اولیه با اعضای کابینه خود و چه ترجیح منافع ملی بر سایر گزینه ها قابل تقدیر است، اما سخن آن است که آیا در برکناری های انجام شده تمامی جوانب- از جمله موارد یاد شده در این نوشته- رعایت شده است؟"

پایان این مسیر چه خواهد بود
روزنامه اعتماد در سرمقاله امروزش با اشاره به انتشار گزارش بانک مرکزی درباره وضعیت اقتصادی ایران در سال 1385 ، به تفسیر مفاد آن پرداخته و در ادامه می نویسد: "بی تردید در توضیح و تفسیر عملکرد اقتصادی کشور اولین سوالی که به ذهن متبادر می شود رشد واقعی اقتصاد کشور است. اینکه اقتصاد کشور در سال 85 نسبت به رشد اقتصادی سال 84 به چه حد و اندازه رشد یافته و چقدر توانایی ها و ظرفیت های بالقوه را به بالفعل تبدیل کرده است. بر مبنای آمار بانک مرکزی افزایش در نرخ رشد واقعی اقتصاد کشور در سال 85 نیم درصد بود. به عبارت دیگر می توان گفت در سال 1385 نیم درصد به توانایی های بالفعل کشور افزوده شده است. حال با این اوصاف شما بگویید پایان این مسیر چگونه خواهد بود؟ آیا 18 سال دیگر می توانیم قدرت اول منطقه باشیم؟ "

آیا صنایع کشور اهمیت ندارند؟
روزنامه سرمایه در سرمقاله واپسین شماره خود با اشاره به آغاز فصل سرما به مقوله توزیع گاز در واحد های صنعتی پرداخته و با انتقاد از بی توجهی دولت به بخش صنعت و توزیع عادلانه انرژی می نویسد: "موضوع قطع گاز واحدهای صنعتی مشکل بزرگی است که حتی حیات بسیاری از صنایع به آن بستگی دارد. در حالی که برخی از واحدهای صنعتی حتی با وجود وصل بودن گاز تنها با 30درصد ظرفیت خود فعالیت می‌کنند، بروز چنین مشکلاتی حکم نابودی واحدهای صنعتی را دارد. از طرفی بسیاری از صنایع امکان ذخیره گاز مصرفی خود را ندارند، به ویژه در صنایعی که مواد اولیه دیگر بخش‌ها را تامین می‌کنند، رکود نگران‌کننده‌ای را به وجود خواهد آورد."

سرمایه در ادامه می آورد: "در این شرایط، سوالی که در اذهان متبادر می‌شود، این است که آیا با وجود چنین مشکلاتی می‌توان انتظار داشت که بخش صنعت به اهداف تعیین شده در برنامه چهارم و سند چشم‌انداز 20ساله برسد؟"