تاریخ انتشار: ۲۶ مرداد ۱۳۸۶ • چاپ کنید    

فرزانه طاهری به دادگاه احضار شد

فرزانه طاهری، مدیرعامل بنیاد گلشیری و از مترجمان سرشناس ایران، به دادگاه فراخوانده شد.

به گزارش رادیو زمانه، در پی به جریان افتادن مجدد پرونده یعقوب‌ یادعلی در دادگاه یاسوج به اتهام "تشویش اذهان عمومی" به سبب بخش‌هایی از رمان "آداب بی‌قراری"، صبح یکشنبه هفته گذشته، یک شعبه قضایی در تهران، فرزانه طاهری مدیرعامل بنیاد گلشیری را نیز به دادگاه فراخواند.

yadaligolshiree.jpg

در جلسه بازپرسی، مدیر عامل بنیاد گلشیری به خاطر چاپ رمان آداب بی‌قراری مورد سئوال قرار می‌گیرد و پس از آن که اعلام می‌شود بنیاد گلشیری ناشر این کتاب نیست، فرزانه طاهری مترجم و مدیرعامل بنیاد گلشیری و همسر هوشنگ گلشیری، برای اهدای جایزه بنیاد گلشیری به رمان یعقوب یادعلی مورد مواخذه و پرسش قرار می‌گیرد. در سال 1384 بنیاد گلشیری رمان آداب بی‌قراری را به عنوان بهترین رمان سال انتخاب کرده بود.

به نظر می‌رسد پرونده یعقوب یادعلی به خاطر بخش‌هایی از رمانش، ابعاد گسترده‌تری به خود می‌گیرد. علاوه بر آن که برای اولین بار در تاریخ ادبیات ایران یک نویسنده برای چاپ رمانی که از دولت مجوز رسمی گرفته است، به زندان می‌افتد و سپس به دادگاه فراخوانده می‌شود، برای نخستین‌بار است که مسئول یکی از جوایز ادبی ایران نیز به خاطر اهدای جایزه به یک اثر ادبی به دادگاه فراخوانده می‌شود.

نظرهای خوانندگان

ehtemalesh ziyadeh hamashun ro farda jozv arazel va obash elam konand

-- babak ، Aug 17, 2007 در ساعت 11:59 PM

مگر فرزانه طاهری ایرانه؟
پرونده سازی برای کاشیگر در کیهان برای روزی روزگاری و حالا پرونده برای طاهری برای جایزه گلشیری...
پی گیری قضیه سخت نیست...اونم وقتی جایزه جلال و امثالهم علم می شود...

-- علی ، Aug 17, 2007 در ساعت 11:59 PM

یا حضرت عباس! مواخذه ی فرزانه ی طاهری برای اینکه چرا به داستانی جایزه دادی که ارزش ادبی دارد اما طرفدار حکومت نیست هم شرم آور است هم مسخره. دولت اگر واقعا دولت باشد باید از خانم طاهری رسما معدرت خواهی کند. قوه ی قضاییه اگر قوه ی قضاوت داشته باشد و از خودش جر بزه ای داشته باشد باید از همه ی انسانهای روی زمین معذرت خواهی کند.

-- saman ، Aug 18, 2007 در ساعت 11:59 PM

خب حالا که اینطوره بیان یه سیستم راه بندازن کتابهای یادعلی رو توی هر خونه ای هست (و البته خونده شده!) رو شناسایی کنن که خواننده های منحرف این نویسنده ی منحرف رو دستگیر کنن!
ولی جالبه ها... اگه این ماجرا به صورت داستان نوشته می شد همه اونو در رده ی داستان های فانتزی جرج ارولی می دونستن!

-- اشکان نیری ، Aug 18, 2007 در ساعت 11:59 PM

هردم از اين باغ بري مي رسد

-- سامان ، Aug 18, 2007 در ساعت 11:59 PM

این خودش میتونه موضوع یه رمان دیگه باشه! آخرشه. روزگاری بود که داستایوفسکی برای سرنوشت قهرمانانش می‌گریست و می‌گفت نمی‌تونم اصلاحشون کنم. بعد متافیکشن اومد و قهرمانان با نویسنده کلنجار می‌رفتند و حالا قهرمانان قصه نویسنده رو می‌ندازند تو زندان، هر کی خونده رو هم. فیلم جومانجی هم نتونسته اینجوری واقعیت رو نشون بده....

-- یزدان‌پور ، Aug 18, 2007 در ساعت 11:59 PM

حالا نوبت اين بانوي بزرگوار شده است.
ميدانم كه اهل و قد اين حرفها نيستيد ولي وقاحت هم حدي دارد و خجالت هم متاع با ارزشي هست.

-- بدون نام ، Aug 18, 2007 در ساعت 11:59 PM

سابقا نویسندگان حذف فیزیکی می شدند اما گند قضیه خیلی درامد مجبور شدند راههای تازه ای برای خفقان پیدا کنند.به گیرنده های خود دست نزنید!مضحک بودن این راههای تازه به خاطر جدید بودنشان است.اصل قضیه این است که اهای خلق الله می گیریم و می زنیم ومی کشیم به احدالناسی هم مربوط نیست.هیچکس هم حق ندارد نفس بکشد چه برسد به این که فکر کند یا بنویسد. اقایان می خواهند کاری را که در قرون وسطی انجام نشد انجام دهند و برگ زرینی!!! بر افتخارات میهن اسلامی و دانشمندان جوان! ان بیفزایند.

-- کاوه ، Aug 18, 2007 در ساعت 11:59 PM

سوژه ای دیگر برای خنده!!! آهای مارکز کجایی پیرمرد ایراندو منتظرت است!!

-- بی نام ، Aug 18, 2007 در ساعت 11:59 PM

مسخره است. مسخره است. مسخره است.

-- مهدی ، Aug 18, 2007 در ساعت 11:59 PM

کتاب بچه های نیمه شب سلمان رشدی در سال ۱۳۶۴ شمسی برنده جایزه ی بهترین رمان خارجی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شد. آیا کسی حق دارد رهبر جمهوری اسلامی را مواخذه کند؟

-- barbod ، Aug 18, 2007 در ساعت 11:59 PM

غم انگيز است

-- عباس ، Aug 18, 2007 در ساعت 11:59 PM

ناچارم بخشی از این خبر را همین جا تکذیب کنم پیش از آنکه تعداد بیشتری از سایتها به آن لینک بدهند. از من چنان که در مصاحبه با خبرگزاری شهر هم تاکید کرده ام هیچ پرسشی دربارهء اهدای جایزه به این نویسنده نشد و فقط در مورد دخالت بنیاد گلشیری در نشر رمان ایشان از من سوال شد. بنابراین خواهشمندم خبر خود را بر اساس مصاحبه ای که خود من با خبرگزاری شهر کرده ام و تنها مصاحبهء من در این مورد بوده است اصلاح بفرمایید.
با سپاس
فرزانه طاهری

-- فرزانه طاهری ، Aug 18, 2007 در ساعت 11:59 PM

خانم طاهری در مصاحبه شان با زمانه که امروز می شنیدم می گویند من خودم به بازپرس گفتم ما به یادعلی اجازه دادیم و آنها هم از من خواستند توضیح بدهم و گفتم که نظر من نبوده نظر داوران بوده است. شما فکر می کنید این نوع به اصطلاح گفتگو مواخده نیست؟ و اصرار خانم طاهری بر اینکه سوالی نبوده هم کمی عجیب است. بالاخره با حرف خودشان در زمانه ملاک است یا حرفی که سایت شهر زده؟ این هم که می گویند همه اش ده دقیقه بازپرسی طول کشیده را باور کنیم؟ چرا اصرار دارند که همه چیز عادی بوده؟

-- فرج ، Aug 19, 2007 در ساعت 11:59 PM

می گم وقتی حبس کشیده های حرفه ای می برند و حرف می زنند نباید خانم طاهری را سرزنش کرد. راستی مگه پشت جلد انتشارات را نمی زنند. حتما خواستند حالی از خانم طاهری بپرسند که به دادگاه احضارشون کردند و یک خوش و بش بیشتر نبوده.

اصلا به رادیو زمانه چه مربوط که کاسه داغ تر از آش شده.

-- بدون نام ، Aug 19, 2007 در ساعت 11:59 PM

آقا یا خانم بدون نام که برای هر مطلب در رادیو زمانه کامنت می گذارید واز پرسنل رادیو زمانه هستید...لطفا دیگر شورش را در نیاورید..

-- نسرین ، Aug 21, 2007 در ساعت 11:59 PM

khat ghermez yani in
in yani fashict

-- mani ، Sep 26, 2007 در ساعت 11:59 PM

حالا نوبت این بانوی بزرگوار و شریف است .خوب عجیب نیست .فواحش هستند که تنها آزادند و بس .تفکر البته که در بند است

-- بدون نام ، Apr 11, 2008 در ساعت 11:59 PM

نظر بدهید

(نظر شما پس از تایید دبیر وب‌سایت منتشر می‌شود.)


(نشانی ایمیل‌تان نزد ما مانده، منتشر نمی‌شود)