رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۱۹ شهریور ۱۳۸۹

جمعه‌ها سرنمي‌آد

Farhad%20mehrad.jpgدر مجموعه‌ای که از این همه ترانه‌های خوانده و اجرا شده ـ از آغاز تا امروز ـ وجود دارد و شنیده‌ایم، ترانه‌های ماندگاری نیز هست که به نوعی با بخشی از تاریخ سیاسی ـ اجتماعی دوران ما، یا با دوره‌ای از جوانی و خاطرات ما پیوند دارد و هنوزا هنوز همپای یاد و خاطره‌های ماست.

از جملۀ این ترانه‌ها یکی هم ترانۀ معروف «جمعه» است که به دو واقعۀ اصلی و اثر گذار در تاریخ مبارزات مردمی ـ سیاسی معاصر ایران گره خورده.

یکی از این دو واقعه، همانا کشتار مردم در روز حمعه هفدهم شهریور ماه سال پنجاه و هفت است.


شاید یکی از معدود نشانه‌های به‌یاد آورنده‌ای که در رابطه با این رویداد در تاریخ معاصر کشور ما وجود دارد، غیر از تاریخ هفدهم شهریور ماه، و نام «میدان ژاله»، یکی هم روز جمعه، و بلافاصله ترانۀ «جمعه با صدای فرهاد» باشد که چند سالی قبل از این واقعه، با شعری از شیهار قنبری، آهنگی از ساخته‌های اسفندیار منفردزاده اچرا شده بود، و بعد از واقعۀ هفدهم شهریور، با تنظیم و اجرایی دوباره به بازار آمد.

در سابقه و تاریخچۀ ترانۀ «جمعه»، باید از فیلم «خداحافظ رفیق» ساختۀ «امیر نادری» گفت و این واقعیت که: شنیدن آن موسیقی متن و آن شعر و صدا، تنها عاملی بود که سینماروهای آن‌روزگار را می‌توانست به دیدن این فیلم جذب کند و پای تماشای این فیلم نامتعارف و بازی هنرپیشه‌هایی ناشناخته و نه چندان معروف و محبوب بنشاند.

این اثر، یعنی ترانۀ جمعه، بی‌هیچ چشم‌داشتی مادی، و صرفا در جهت حمایت از امیر نادری، و فیلم خداحافظ رفیق، به او هدیه شده بود. شهیار قنبری در پانویس این شعر که در دفتر «دریا در من»، مجموعه‌ای از ترانه‌سروده‌های اوست، می‌نویسد: «در یک عصر جمعه، ترانۀ جمعه را در خانۀ اسفندیار نوشتم. روبروی سازمان سینما پیام. ترانه را به امیر نادری و فیلم خداحافظ رفیقش ـ دوستانه ـ پیشکش کردیم. روی جلد صفحۀ چهل و پنج دور، سه تصویر از جوانی ما داشت. پشت جلد دستانی چروکیده، پیر، سیاه، گرسنه. پای این تصویر نوشتم: نازنین، هدیه‌ای به تو که هر روزت جمعه است.»

«جمعه»، کمی بعدتر با صدای «گوگوش» هم اجرا شد و به بازار آمد. ولی اجرای «جمعه» با صدای فرهاد که تلخ می‌خواند بیشتر مورد قبول افتاد و ماندگار شد. او به صدای خود، این ترانه را به یاد و خاطرۀ نسل و زمانۀ ما پیوند زد.

زمان سرودن ترانۀ «جمعه» به‌سال 1350 برمی‌گردد. حمعۀ سیاه، و واقعۀ کشتار مردم در آن روز، و در میدان ژاله، هفت سال بعد از انتشار این ترانه رخ داد. ولی همانطور که می‌دانیم این ترانه، همیشه و همه جا در نوعی پیوند با این واقعۀ تاریخی‌ست. دلیل آن شاید نسخۀ دوم این ترانه که با تنظیم و اجرایی تازه، با ریتمی نظامی و تم ملودیی کوبنده، در همان ایام بعد از وقوع کشتار حمعۀ سیاه به بازار آمد.

اسفندیار منفردزاده، در اجرای صدای چکش‌واری که در شروع ترانه می‌شنویم؛ از کوبش دو پاره سنگ بر هم، بهره گرفته بود و از «اسفندیار قره‌باغی»، خوانندۀ معروف سرود ای ایران، برای اجرای بخش کورال و همسرایی این ترانه که این‌بار فرهاد آن‌را با حس و حالی متفاوت از اجرای اول می‌خواند. این اجرا با نام «حمعه برای حمعه» و در همدلی با واقعۀ جمعۀ سیاه هفدهم شهریور منتشر شد.

توي‌ قاب‌ خيس‌ اين‌ پنجره‌ها عكسي‌ از جمعه‌ غمگين‌ مي‌بينم‌
چه‌ سياهه‌ به‌ تنش‌ رخت‌ عزا تو چشاش‌ ابراي‌ سنگين‌ مي‌بينم‌

داره‌ از ابر سياه‌ خون‌ مي‌چكه‌ جمعه‌ها خون‌ جاي‌ بارون‌ مي‌چكه‌

نفسم‌ در نمي‌آد جمعه‌ها سرنمي‌آد

كاش‌ مي‌بستم‌ چشامو اين‌ ازم‌ برنمي‌آد

داره‌ از ابر سياه‌ خون‌ مي‌چكه‌ جمعه‌ها خون‌ جاي‌ بارون‌ مي‌چكه‌

عصر جمعه‌ به‌ هزار سال‌ مي‌رسه‌ جمعه‌ها غم‌ ديگه‌ بيداد مي‌كنه‌

آدم‌ از دست‌ خودش‌ خسته‌ مي‌شه‌ با لباي‌ بسته‌ فرياد مي‌كنه‌

داره‌ از ابرسياه‌ خون‌ مي‌چكه‌ جمعه‌ها خون‌ جاي‌ بارون‌ مي‌چكه‌

جمعه‌ وقت‌ رفتنه‌، موسم‌ دل‌ كندنه‌

خنجر از پشت‌ مي‌زنه‌ اون‌ كه‌ همراه‌ منه‌

داره‌ از ابر سياه‌، خون‌ مي‌چكه‌ جمعه‌ها خون‌ جاي‌ بارون‌ مي‌چكه‌

علیرضا افزودی

Share/Save/Bookmark

نظرهای خوانندگان

عصر جمعه دلگیرترین ساعات هفته است. منو به یاد مشق های عقب مونده دوران مدرسه می ندازه

-- بدون نام ، Sep 8, 2006 در ساعت 02:38 PM

با سلام

برنامهً پخش و تهیه شده
توسط همکار شما در رادیو زمانه در مورد چگونگی تولد آهنگ ِ جمعه ها کاملا به جا انتخاب و بسیارتوانا و حرفه ای توسط ایشان اجرا شده بود

باید برای انتخاب مجریان برنامه به مسئولان رادیو زمانه تبریک گفت

سپاسگزارم از تمام زحمات مدیران وتمام دست اندر کاران رادیو زمانه و آرزوی دوام فعالیت ها ی این رسانه ً صمیمی و مردمی

با احترام

گلبو سمیعی

-- گلبو سمیعی ، Sep 10, 2006 در ساعت 02:38 PM

خونی که جمعه ها به جای باران میچکد

فقط در صدای فرهاد متجلی است . در
صدای گوگوش ، نهایتاً باید به یک جمعه

اندکی ابری یا ، اندکی برفی قناعت کرد

آقای افزودی محترم

ممنون از این نوشته در مورد گذشته ً این ترانه

خوب ، ساده و در عین حال اطلاعاتی مفید بود

با ارادت

رسا ایرانشاهی از ایران

-- رسا ایرانشاهی ، Sep 11, 2006 در ساعت 02:38 PM

BA SALAM,MAN HICH GUNEH AHANG , TARANEH, AHANG SAZ, TARABEH SARA VA YA KHANANDEI RA KEH TAAME TALKHE ENGHELABE ESLAMI RA BEKHATERAM BIAVARAD RA DUST NADARAM BEVIJEH ANKEH DAR ZAMANE DANESH JUEI ESHTEBAHAN!! KHEYLI HAM SANGE INGUNEH HAREKATHARA BESINEH MIZADAM.
DAVID L.A

-- DAVID ، Oct 31, 2006 در ساعت 02:38 PM

با سلام شما اطلاعات مفیدی به من دادیدوممنونم حالا این آهنگ جمعه گوگوش را از کجا میشود دانلود کرد خواهش می کنم جوابش را بدهید یا ایمیل یا در همین سایت ممنونتون میشم

-- ارمین از ساری ، Nov 23, 2006 در ساعت 02:38 PM

حیف بود که جمعه را گوگوش لت و پار کند. ولی کرد. آدمی وقتی پهنای گلیم را در نیابد ، آن میشود که شد. آیا فرهاد (( کج کلاه خان)) را می خواند. حیف از جمعه!

-- بهمن ، Jun 6, 2007 در ساعت 02:38 PM

سلام.خسته نباشيد.لطفا آهنگ جمعه ها سر نمياد و واسه دانلود بزاريد من لازمش دارم.

-- ایمان ، Jun 22, 2007 در ساعت 02:38 PM

dedash eyval be in hame etelaate bahalet

-- علي ، May 6, 2008 در ساعت 02:38 PM

البته خواندن فرهاد زیباتر بود اما گوگوش هم خودسرانه نخواند اقای منفرد زاده که اهنگساز این اثر هست گفت من میخواستم این اثر وارد اجتماع شود پس از گوگوش خواستم که ان را بخواند

-- من ، Sep 10, 2010 در ساعت 02:38 PM