رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۲۴ آذر ۱۳۸۷
گفت‌ و گو با خلیل جوادی، سُراینده‌ی ترانه «خیابان ‌خواب‌ها» و شعر طنز «محکمه الهی»

«ما ایرانی‌ها سلیقه‌مان را تحمیل می‌‌کنیم»

مینو صابری

خلیل جوادی، اهل زنجان از شاعران و ترانه‌سرایان معاصر ایران است که پیش‌ترها با شعر «خیابان خواب‌ها» به شهرت رسید.

چندی ا‌ست که خلیل جوادی به شعر طنز روی آورده و در کنار اشعار و ترانه‌هایی که سروده، اشعار طنز او مورد توجه عموم قرار گرفته است.

«محکمه الهی»، یکی از سروده‌های پرآوازه‌ی خلیل جوادی است. برای آشنایی بیشتر با این شاعر و طنزپرداز با او به گفت و گو نشستم.

Download it Here!

از چه زمانی به شعر طنز روی آوردید؟

من اساساً شعر جدی می‌گفتم، منتهی دوستانم بر این عقیده بودند که ته‌مایه‌ی طنزی در شعرهای جدی، به‌خصوص در رباعیاتم هست.

شاید در طول این مدتی که به صورت حرفه‌ای، کار شعر می‌کنم، حدود ۲۰ سال شعر جدی بوده است. دو، سه سال است که به صورت جدی، طنز کار می‌کنم.

از دیدگاه شما، کادربندی طنز فارسی و خط قرمزها چیست، آیا فکر می‌کنید توانسته‌اید به این خط نزدیک شوید، یا احتمالاً از آن گذشته‌اید، چقدر گذشته‌اید؟

خط قرمز چیزی نیست که من یا هر هنرمند دیگری تعیین کند. خط قرمز را معمولاً دیگران تعیین می‌کنند. حقیقتش را بخواهید، خیلی خط قرمز نمی‌شناسم، البته می‌شناسم ولی دوست دارم نشناسم.

خط قرمزها هم برای همه مشخص است. مخاطبین ما مردم فارسی زبان هستند و با توجه به اعتقادات این‌ها و تفکرشان (‌نه این‌که دقیقاً هرچه آن‌ها می‌خواهند ما بگوییم) باید آن‌چه خودمان می‌خواهیم، برای آن‌ها بگوییم منتهی باید رعایت حساسیت‌های آن‌ها هم بشود.

به هر حال در طنز، شوخی هست، آدم باید خیلی مواظب باشد که به مقدسات مردم توهین نشود، این‌ها خط قرمز است.


خلیل جوادی، شاعر و ترانه‌سرای معاصر ایران

به واسطه‌ی همین خط قرمزهایی که فرض کنیم، ارشاد تعیین می‌کند تا حالا از ارشاد تذکری شنیدید؟

بله، خصوصاً در طنز. یکی دو مورد که می‌خواستم مجوز بگیرم چند بیتی را حذف کردند. معمولاً به این نوع خط قرمزها معتقد نیستم. آن‌قدر دایره‌ی سیاست کلی وزارت ارشاد تنگ نیست که بعضی از آدم‌های سطحی‌نگر و تنگ‌نظر می‌خواهند این دایره را تنگ‌تر به دیگران نشان دهند.

همین شعر «محکمه الهی» که شما و دیگران شنیده‌اید، با حذف یکی دو بیت در وزارت ارشاد مجوز گرفته است. به هر حال، طبیعی بود که این حساسیت‌ها هم باشد، البته از نظر آن‌ها نه از نظر من.

در این مورد، با شما اختلاف نظر دارم، خیلی از مطالب‌ بسیاری از نویسندگان و اهالی قلم زیر تیغ سانسور می‌رود و شاید بخش عمده‌ی کتابشان حذف می‌شود، این تنگ‌نظری نیست.

درست است، می‌فهمم چه می‌گویید. من که اول اشاره کردم تنگ نظری وجود دارد، بعضی وقت‌ها هم سلیقه‌ی افراد است.

برای همین کارشناسانی که در شورای شعر وزارت ارشاد نشسته‌اند، بستگی دارد آن کسی که اثر هنری‌اش را ارائه می‌کند، چقدر اعتبار هنری داشته باشد.

این بزرگوارن نسبت به من همیشه لطف دارند و می‌گویند وقتی اسم تو را زیر یک شعر می‌بینیم، نخوانده امضا می‌کنیم. این احترام و اعتباری است که برای من که شاید در حد شاگردان آن‌ها هم نباشم، قائل هستند.

بعضی‌ها کارشان ضعیف است، می‌رود ارشاد، سانسور که نه، رد می‌شود، بعد این‌ها قضیه را جور دیگری عنوان می‌کنند.

نمی‌خواهم از سیاست‌های ارشاد دفاع کنم، در واقع سیاست‌های ارشاد مورد نقد من است، ولی می‌خواهم قضاوت منصفانه‌ای داشته باشم. یعنی به این قضیه، یک نگاه بی‌طرفانه و منصفانه داشته باشم. نه به آن شوری شور و نه به این بی‌نمکی.

نه در آن حد که بعضی‌ها می‌گویند و نه در این حد که بعضی‌ها تعریف می‌کنند. یک چیز بینابین است. به هر حال، آن‌جا هم چند کارشناس نشسته‌اند، می‌فهمند شعر و داستان چیست، در عین حال محدودیت‌هایی هم وجود دارد. آن‌ها ناچار هستند فضای کلی حاکم بر کشور را رعایت کنند.

با توجه به فرمایشات شما، برداشت من این است که در ارشاد سلیقه‌ای برخورد می‌شود.

سلیقه‌ای هم، برخورد می‌شود. نه فقط در آن‌جا، در همه جا برخورد می‌شود. وقتی می‌خواهید از یک فروشگاه لباس بخرید، موقع انتخاب، فروشنده هم اعمال سلیقه می‌کند.

این طبیعت ما ایرانی‌ها است که سلیقه‌مان را تحمیل می‌کنیم، فکر می‌کنیم این قانون است. در همه جا هست در ارشاد هم هست.

شما به عنوان کسی که شعر طنز می‌گوید شهرت پیدا کرده‌اید، کارهای دیگر غیر از طنز چه دارید؟ آیا کتابی از شما چاپ شده است؟

اولین کتابی که از من چاپ شد،کتابی بود که به صورت جُنگ چاپ شد. آثار ۱۰ شاعر بود که یکی از آنان من بودم. کتابی با نام «در سایه غزل» بود که در سال ۷۶ چاپ شد. کتاب‌های مختلف دیگری هم چاپ شدند که به‌صورت جمعی بودند.

در کتاب «طنز امروز ایران» که توسط سید ابراهیم نبوی گردآوری شد، که آثار طنز شاعران معاصر ایران بود، هم چند شعر کوتاه و یک بیوگرافی به‌صورت طنز از من چاپ شد.

دو کتاب دیگر را حوزه هنری چاپ کرده که به صورت جُنگ است که هر دو طنز هستند با نام‌ «در حلقه رندان»، آثار من در این‌ها هم چاپ شد.

انتشارات آوای کلار در سال ۸۳‌، یک مجموعه مستقل با نام «خیابان خواب‌ها» چاپ کرد که تجدید چاپ می‌شود. مجموعه ترانه‌های من با نام «سمفونی جیرجیرک‌ها» در مرحله اخذ مجوز است. آخرین کتاب من، مجموعه طنزها است که احتمالاً به اسم «محکمه الهی»‌ منتشر خواهد شد.

شما در اشعار طنزتان گاهی تکنیک غافلگیر کننده‌ای به‌کار می‌برید، این‌ها اتفاقی پیش می‌آید یا وقتی‌ قرار است شعری بگویید تصمیم دارید از این تکنیک استفاده کنید؟

اساساً شعر یک چیز ارادی نیست. شعر مثل مرض صرع می‌ماند که بدون این‌که آدم خبر داشته باشد، می‌گیرد. شروعش این‌طور است، هر شاعر‌ی وقتی شعر را شروع می‌کند شاید خودش نمی‌داند چه خواهد شد.

در واقع مثل شیرجه زدن به زیر آب است، از کجا شیرجه بزند و از کجا بیرون بیاید. این‌ها ناخودآگاه است ولی در عین حال شاید بتوانم بگویم هشتاد در‌صد آن ناخود‌آگاه است.

بیست در‌صد بخش کوششی‌اش، دست خودمان است. گاهی اوقات شاید آن بیست درصد هم دخیل باشد و بیست درصد آن ارادی باشد، بقیه‌اش ناخودآگاه است.

زمانی که اشعار شما را می‌خوانیم، به آن شکل که دکلمه‌اش را از خودتان می‌شنویم، گیرا نیست، این ضعف شعر است؟

نه. اگر ضعف شعر باشد من هم که بخوانم ضعیف است دیگر. یک شعر ضعیف را هر کسی بخواند، ضعیف است. شاید من شعر را درست می‌خوانم. شاید دیگران در خوانش مکتوبش مشکل داشته باشند. در رابطه با این قضیه فقط این را می‌توانم بگویم.

در عین حال خود شاعر همیشه شعرش را بهتر از دیگران می‌خواند، برای این‌که تأکیدهاش به‌جا است، خودش بهتر می‌تواند حس را القاء کند.

شاید این‌ها مزید بر علت می‌شود که به نظر برسد شعر با صدای خود شاعر قوی‌تر است، در صورتی‌که شعر همان شعر است.

Share/Save/Bookmark

وبلاگ خلیل جوادی