رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۲ مرداد ۱۳۸۸

بخت ساختن لحظاتی نادر را در تاريخ ايران داريد

مهدی خلجی

آقای گنجی عزيز و هم‌وطنان گردآمده در نيويورک
شما و ديگر ايرانيانی که تا شامِ جمعه در برابر سازمان ملل متحد در نيويورک اعتصاب غذا می‌کنيد، بختِ ساختن لحظاتی نادر را در تاريخ ايران داريد. مردمانی با ديدگاه‌های سياسی و اجتماعی و دينی گوناگون در عملی مشترک خواستار آزادی زندانيان سياسی و فراتر از آن برقراری آزادی‌های مدنی و شهروندی در ايران شده‌اند.

فارغ از آن‌که زندانيان سياسی به زودی آزاد شوند يا آن‌که رؤيای آزادی تعبيری نزديک شود، خود اين رويداد، جايگاهِ بلندی در تاريخ معاصر ايران خواهد يافت. در اين اجتماع ارجمند، هيچ کس برای حقيقتِ خود، به ديگری نگاهی فروتر نمی‌کند يا جان و آبروی او را قربانی نمی‌خواهد. شيدايی سوزان برای حقيقت جای خود را به تمنايی خردمندانه برای استقرار آزادی داده است.

همبستگی اجتماعی برای تحقق آزادی جز با گذشتن از خواست تحميل حقيقت به ديگران به دست نمی‌آيد. حالا ديگر مهم نيست که حقيقت از نظر اين و آن درباره‌ی دين و جامعه و سياست چيست؛ اکنون بسياری از ما دريافته‌ايم که بدون آزادی هيچ کدام از «حقيقت»‌های ما بهروزی و خوش‌بختی نمی‌آورند و تنها به چرخه‌ی ملعون خشونت در ديار ما می‌انجامند.

لحظاتی از همبستگی اجتماعی اين روزها آفريده می‌شود؛ آن‌ چيزی که بدون آن جامعه‌ی ايران فاقد نيروی پيشرفت فرهنگی و سياسی است. همبستگی اجتماعی برای جامعه مثل هوا برای بقای آدمی ضروری است. ايدئولوژی‌ها تاريخ ما را تکه و پاره کردند و به تنش‌های درونی، فرقه‌ای، قوميتی و اجتماعی جامعه دامن زدند. به سختی می‌‌توان خاطره‌ای از تاريخ را به ياد آورد که همگان درباره‌ی نيکی يا بدی آن اتفاق نظر داشته باشند يا نام کسی را بر زبان نشاند که همگی بر خيانت يا خدمت وی وفاق کنند. حقيقت‌های ما ايرانيان بسيار، اما ارزش‌های مشترک‌مان اندک‌اند.

همبستگی اجتماعی نه اتفاق نظر بر سر حقيقت، که وحدت نظر بر سر آزادی است و چنان که فيلسوفِ آمريکايی، ريچارد رورتی، گفت پروای آزادی را داشته باش، حقيقت خود پروای خويش را خواهد داشت. اگر ما ايرانی‌ها بتوانيم برای دستيابی به همبستگی اجتماعی اختلاف نظر درباره‌ی آزادی را بکاهيم، بی‌گمان با اختلاف‌نظرهايمان درباره‌ی حقيقت آسان‌تر کنار خواهيم آمد.

ما که زير سايه‌ی ايدئولوژی‌ها و در منطقه‌ی خاورميانه به کاربرد خشونت برای حقيقت خو کرده‌ايم، اکنون ايرانی بودن خود را از نو تعريف می‌کنيم. تعريف تازه‌ای که از درون اين همبستگی اجتماعی سربرمی‌کشد، از هويت‌های مذهبی، سياسی، قومی و اجتماعی فاصله می‌گيرد.

سبزی اين جنبش، رنگی در برابر رنگ‌های ديگر نيست. از هر خاستگاه و با هر ديدگاهی، هر ايرانی که خواستار زيستن در فضايی آزاد و زير حکومت قانونِ دموکراتيک است، بخشی از اين جنبش سبز است. سبز بودن در اين‌جا شايد نشانه‌ی رويش و زايش خودآگاهی تازه‌ی ايرانی است؛ آن خودآگاهی که ما را به سمت همبستگی اجتماعی بيشتر برای برپا کردن آزادی می‌کشاند. آن خودآگاهی که به ما می‌آموزد آزادی يعنی مقاومت مستمر، انديشمندانه، صبورانه و ريشه‌ای در برابر هر نيرويی که، در دولت و جامعه، کرامت و حقوق اساسی شهروند را نقض می‌کنند.
آفرين و درود ايرانيان آزادی‌خواه در سراسر جهان نثار شما باد.

Share/Save/Bookmark