<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>ایرانیان هلند</title>
      <link>http://zamaaneh.com/holland/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2009</copyright>
      <lastBuildDate>Fri, 12 Jun 2009 15:48:20 +0000</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>«فکر نمی‌کردیم مشارکت این‌قدر باشد»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>امروز صبح در کنسول‌گری ایران در لاهه، برخلاف سایر انتخابات شلوغ بود و ایرانیان باید به نوبت وارد سفارت می‌شدند. پس از وارد شدن به سالن اخذ رای در یک صف به نوبت رای خود را به صندوق می‌ریختند.

پس از رای دادن مردم با هم حرف می‌زدند و در رابطه با کسی که به او  رای داده‌اند و این‌که چرا در این انتخابات شرکت کرده‌اند، با هم بحث می‌کردند.

خیلی از کسانی که با آنها صحبت کردم کسانی بودند که در طول حکومت جمهوری اسلامی یا در انتخابات شرکت نکرده بودند و یا فقط در اولین انتخابات شرکت کرده بودند. تعداد افرادی که به کاندیداهای اصلاح طلب رای داده بودند خیلی بیشتر از آقای احمدی نژاد بود.

چندین نفر از هواداران آقای احمدی نژاد بودند که در حیاط و حتی در سالن سعی می‌کردند که مردم را قانع کنند به احمدی نژاد رای بدهند. لازم به تذکر است این افراد از کارمندان سفارت نبودند.

از مسئول مطبوعاتی سفارت درخواست مصاحبه کردم ولی ایشان گفت که حق مصاحبه با رسانه‌ها را ندارد.
ولی توانستم بدون ضبط، سئوالاتی را از وی بپرسم.</small></strong>

<strong>تا این لحظه تعداد شرکت کنندگان در مقایسه با ۹ دوره گذاشته چگونه بوده است؟</strong>

تا این لحظه قابل مقایسه با دوره گذشته نیست. من فکر می‌کنم که شرکت مردم حتی در مقایسه با دوره اول آقای خاتمی بیشتر بوده است.

<strong>شما در سایت سفارت وقت رای دادن را تا ساعت ۱۸ اعلام کرده‌اید. ایا این زمان برای مردمی که از شهرهای دور می‌آیند و یا تا ساعت ۱۸ باید کار کنند، کم نیست؟</strong>

ما اگر فکر کنیم این طور است از تهران درخواست می‌کنیم که چند ساعت اضافه مرکز اخذ رای باز باشد. 

<strong>چرا شما بر خلاف سایرسفارت خانه‌ها در کشورهای مختلف، صندوق سیار ندارید، سفارت ایران در هلند و فقط در لاهه صندوق دارد؟</strong>

ما فکر نمی‌کردیم که مشارکت این‌قدر باشد و احساس نیاز نمی‌کردیم. شاید این تجربه‌ای برای انتخابات بعدی خواهد بود.

<strong>چرا نمایندگان کاندیداها به عنوان ناظر در اینجا حضور ندارند؟</strong>

وزارت خارجه تصمیم گرفته و باید از آنها پرسید.

<strong>چرا در این انتخابات شرکت ایرانیان خارج کشور زیاد است؟</strong>

من فکر می‌کنم که جامعه رشد کرده و جو عوض شده است. دیگر دوران جنگ نیست و هر سال ما در ایران یک میلیون ونیم فارغ تحصیل دانشگاهی داریم و این مردم برای بوجود آوردن تغییر در ایران این باردر انتخابات شرکت فعال می‌کنند. 

من فکر می‌کنم نمی‌شود با دروغ و آمار دروغ مردم را فریب داد. چون هر خانواده ایرانی یک تحصیل‌کرده دارد  و می‌تواند دروغ و راست را تشخیص بدهد.

<strong>تعدادی از زنان و دختران، از هواداران کروبی و موسوی بدون داشتن روسری به پای صندوق‌های رای در سفارت رفته بودند و در حیاط سفارت با مردم صحبت می‌کردند. 

وقتی از چند نفر از آنها سئوال کردم که چرا اینکار را کرده‌اند، در جواب گفتند که همان‌طور که کروبی و حامیانش در برنامه‌های خود گفته‌اند حجاب باید اختیاری باشد و این شروع کار است که ما باید در خارج کشور و در مراجعه به سفارت خانه‌ها آن را آغاز کنیم.</strong>]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/06/post_141.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/06/post_141.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">سیاست</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 12 Jun 2009 15:48:20 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«ایرانی‌ها یک‌نوع اروپایی‌اند»</title>
         <description><![CDATA[این هفته بحث انتخابات ایران به مرکز مناظرات فرهنگی ـ سیاسی در آمستردام نیز کشیده‌شد. این مرکز که «دِبالی» نام دارد روز پنج‌شنبه جلسه‌ای تحلیلی تحت عنوان «وضعیت دموکراسی در ایران» برگزار کرد.

در بروشورهای تبلیغاتی این همایش، جُستار اصلی مورد بحث این‌گونه نوشته شده ‌است: «رئیس اصلی در ایران کیست؟ خیلی‌ها ایران را یک دیکتاتوری می‌دانند که احمدی‌نژادِ شدیداً‌ محافظه‌کار، جمهوریِ آن را ریاست می‌کند و آیت‌الله خامنه‌ای آن را رهبری. ولی تقسیم قدرت در ایران بسیار پیچیده‌تر از این‌ها است.»

در ادامه این بروشور آمده ‌است: «مردم ایران دوازدهم ژوئن به صندوق انتخابات می‌روند تا رئیس جمهور تازه‌ای انتخاب کنند. ولی واقعاً‌ انتخابی در این میان وجود دارد؟ هر چه باشد ایران دموکراسی کاملی نیست. قدرت زیادی در آن‌جا در دست شورای نگهبان و خامنه‌ای است. ولی از سوی دیگر خیلی‌ها به این انتخابات به عنوان نقطه‌ای سرنوشت‌ساز و یک نقطه عطف نگاه می‌کنند. بالاخره این انتخابات واقعاً انتخاب است یا نه؟»

مدعوین این همایش عبارت بودند از پیمان جعفری، کارشناس علوم سیاسی و نویسنده کتاب «ایرانی دیگر»، پاول اَرتس، کارشناس امور خاورمیانه، نَنی دِفریس، تاریخ‌دان، باستان‌شناس و نویسنده کتاب از «از اصفهان تا افس» و توماس اردبرینک، خبرنگار دائمی روزنامه اِن.اِر.سِ هلند در ایران که از طریق تماس تلفنی در این جلسه شرکت کرد.

جستارگشایی جلسه نیز بر عهده «روتخِر فان درهوفن» از نشریه «دِخِرونه آمستردامر» (آمستردامی سبز) بود.

<strong>«شورای نگهبان هم روزی تسلیم می‌شود»</strong>

همایش با حضور بیش از صد تن برگزار شد که حدود هشتاد درصد حاضران را هلندیان علاقه‌مند به موضوعات ایران تشکیل می‌دادند. آقای فان درهوفن در آغاز صحبت‌هایش بیان کرد که برای آمریکایی‌ها به‌راستی سخت است که بدانند در ایران با چه کسی باید صحبت کنند. وی تقسیم قدرت در ایران را به شبکه‌ای پیچیده و درهم‌تنیده تشبیه کرد و از حضار خواست تا در مورد وضعیت مردم‌سالاری در ایران نظر بدهند.

در این میان سه نظر از سوی حاضران در همایش بیان شد. از دید یکی از حضار هلندی، ایران یک شبه‌دموکراسی است، از دید نفر دوم اگر مردم ایران بخواهند و فشار بیاورند شورای نگهبان هم بالاخره تسلیم می‌شود و از نگاه شخص سوم الان با آمدن باراک اوباما، وضعیت جهانی هم پذیرای مردم‌سالاری در ایران است و ایرانیان بهتر است از این فرصت استفاده کنند.

[[photow01]]

<strong>«الگوی ایران هلندی است»</strong>

پیمان جعفری به عنوان اولین شخص از اعضای دعوت‌شده به همایش سر صحبت را باز کرد. وی ایران را کشوری پویا نامید که از زمان انقلاب مشروطه در جست‌وجوی مردم‌سالاری است و می‌توان به تغییر، و ظرفیت مردم ایران برای این تغییر اعتماد داشت.

به باور او در ایران با دایره‌هایی از قدرت مواجه هستیم. در ایران رهبر از نظر تئوری قدرت مطلقه دارد ولی در عمل همیشه در تصمیم‌گیری‌ها با این دایره‌های مختلف هم مشورت می‌کند. رهبر با این مشورت‌ها دیگران را هم در جریانات دخیل می‌کند و از این طریق، تقصیرها به گردن یک‌نفر مشخص نمی‌افتد. از نظر او، این دایره‌ها همه مهم‌اند. برای نمونه رهبر نمی‌تواند بدون مجلس عمل کند و رئیس جمهور و دایره او هم در زمینه اقتصاد کشور نقش مهمی دارند.

آقای پاول ارتس، نفر دوم دعوت‌شده نیز با این نظر موافق بود. از دید او، در حکومت ایران الگویی شبیه الگوی رایزنی هلندی حاکم است. الگوی رایزنی هلندی که الگوی پولدر* نامیده می‌شود معمولاً به عنوان روشی کاملاً ویژه هلند مطرح می‌شود. در این روش، افراد ذی‌نفع یک نهاد یا نظام همیشه با یکدیگر در تماس و مشورت هستند و قدم به قدم قرار و مدارهایی می‌گذارند. این قرارها ممکن است الزام‌آور نباشد ولی جهت حرکت طرف‌های ذی‌نفع را هم‌چنان هم‌سو نگه می‌دارد. به نظر او آیت‌الله خامنه‌ای هم در ایران در هر قدم همیشه مقدار زیادی مشورت انجام می‌دهد.

از نظر خانم ننی دفریس، آیت‌الله خامنه‌ای از این الگوی رایزنی به عنوان اهرمی استفاده می‌کند تا بتواند گروه‌های مختلف را زیر نظر داشته‌باشد و روش «اختلاف بینداز و حکومت کن» را بهتر عملی کند.

<strong>«ایرانی‌ها اروپایی‌اند»</strong>

آقای پاول اَرتس در ادامه در بخشی از صحبت‌هایش چنین گفت: «من ایران را هفت سال پیش کشف کردم. پیش از آن تنها با کشورهای عربی سر و کار داشتم. میزان تعامل ایران با اعراب، بسته به این‌که در کدام کشور عرب باشید فرق می‌کند. مثلاً در یمن که خیلی وقت را در آن‌جا گذراندم هیچ صحبتی از ایران نبود ولی درعربستان به‌ویژه بین مقامات دولتی‌اش همیشه حرف از ایران است.»

آقای ارتس ادامه داد: «همیشه فکر می‌کردم ایران کشوری خیلی پیچیده است و برای همین سراغش نمی‌رفتم. بعد که یک‌بار به ایران رفتم متوجه شدم واقعاً پیچیده است. از دید من ایران با جهان عرب به شدت متفاوت است. ایران نسبت به کشورهای عربی خیلی به اروپا شبیه‌تر است. من ایرانی‌ها را نوعی اروپایی دیدم. سطح فکر و تحصیل مردم و روحیه‌شان به ما نزدیک است.»

این کارشناس امور خاورمیانه در مورد مردم‌سالاری در ایران گفت: «هفته‌نامه انگلیسی اکونومیست دموکراسی را این‌گونه تعریف کرده: "حق استخدام و اخراج دولت." بنابر‌این اگر این تعریف را قبول کنیم باید گفت ایران تا این‌جا نوعی دموکراسی است. البته دموکراسی ایران نواقص زیادی دارد.»

<strong>«خودبرتربینی اروپا»</strong>

نفر دوم یعنی خانم ننی دفریس صحبت‌های خود را این‌طور ادامه داد: «من اولین بار به هنگام حفاری باستان‌شناسی تمدن قدیمی قوم تراکیه در اروپای شرقی با آثاری از ایران مواجه شدم. ما همیشه در غرب یاد گرفته‌ایم که همه‌چیز از یونان باستان آمده و ریشه همه‌چیز در آن‌جا است. وقتی دیدم تمدن تراکیه تمام روابطش با ایران باستان بوده و ریشه بسیاری از داشته‌های آن‌ها ایران است شوکه شدم. با این کشف، تمام آن قالب اروپامحوری که در ذهنم ساخته بودند فروریخت. بیشتر که خواندم دیدم که برای ما در غرب یک تصویرسازی غلط از ایران درست کرده‌اند. ایرانیان مقیم هلند هم که برخی‌شان از دوستان من‌اند همواره قربانی این تصویرسازی هستند. برای نمونه در یک مهمانی دیدم که زنان هلندی به زنان ایرانی می‌گفتند "شما خیلی الان خوش‌حالید که می‌توانید بدون حجاب در مهمانی برقصید، نه؟" توضیحات زنان ایرانی هم برای روشن کردن آن‌ها سودی نداشت. این طرز تفکر و خودبرتربینی در اروپا حاکمیت دارد.»

[[photow02]]

<strong>«احمدی‌نژاد از زن‌ها ترسیده»</strong>

پیمان جعفری، در ادامه صحبت‌های خود به تحلیل بیشتر وضعیت سیاسی ایران پرداخت. پیمان گفت: «در ایران "آزادی بیان" هست ولی "آزادی پس از بیان" نیست! با این وجود خیلی از جوان‌ها سعی می‌کنند حرف‌هایشان را بزنند و صحبت از جدایی دین از سیاست در بین دانشجویان و خیلی از جوان‌ها تابو نیست. زن‌ها و جوان‌ها قدرت گرفته‌اند. حمله‌ای که دیشب محمود احمدی‌نژاد در مناظره با میرحسین موسوی به زن آقای موسوی کرد نشانگر ترس جناح او از این قدرت‌نمایی زن‌هاست. مردم الان پخته شده‌اند و می‌دانند که خود مسأله بیان کردن مطالبات حتی اگر ترتیب اثری داده نشود نیروزا است.»

<strong>«عیار دموکراسی در ایران چند است؟»</strong>

پس از آن توماس اردبرینک، خبرنگار هلندی مقیم ایران، از طریق تماس تلفنی نظرات خود را از تهران برای حاضران در سالن آمستردام این‌گونه توضیح داد: «من هشت سال است که در ایران زندگی می‌کنم. الان معتقدم که میرحسین موسوی شانس زیادی برای انتخاب شدن دارد. سوال این‌جاست که آیا محمود احمدی‌نژاد و وزارت کشور، شکست خود را قبول خواهند کرد یا نه. برای من این مسأله، میزان و ترازو است و عیار دموکراسی در ایران را مشخص خواهد کرد. این‌که آیا مردم اجازه دارند دولت را برکنار کنند یا نه، موضوع اصلی و حیاتی است. ضمانتی برای صداقت انتخاباتی در ایران نیست ولی کروبی و موسوی امیدوارند شرکت خیلی زیاد مردم در انتخابات سیلی بشود که تقلبات را هم بی‌اثر کند. محسن رضایی هم اعلام کرده که قصد دارد نظارتی موازی برای وارسی صندوق‌های رأی بگذارد.»

آقای اردبرینک ادامه داد: «تفاوت نظر در بین مردم شهر و روستا در ایران زیاد است. برای شهری‌ها آبروریزی‌های احمدی‌نژاد در خارج از کشور مسأله مهمی است. در روستاها برعکس خیلی‌ها تصور می‌کنند وجهه ایران در جهان بهتر شده. موسوی به مردم شهر امید داده‌است. من در مصاحبه‌ای که با داماد میرحسین موسوی کردم دیدم که منزل او سبکی مدرن داشت و طرز فکر خانواده او به نظرم نسبتاً مدرن می‌آید. مردم در این‌جا می‌گویند: اوضاع احمدی‌نژاد را که می‌دانیم، حالا به موسوی رأی می‌دهیم، شاید او بهتر باشد.»

به نظر توماس اردبرینک بهترین کاری که غرب می‌تواند بکند پذیرفتن وضعیت ایران و حضور بیشتر شرکت‌های غربی در ایران است تا از این طریق طبقه متوسط در ایران رشد کند و سکوی بهتری برای پیشرفت جامعه درست شود.

<strong>«کار احمدی‌نژاد با آمریکا راحت‌تر است»</strong>

در بخش‌های پایانی همایش، در رابطه با روابط ایران و آمریکا آقای پاول ارتس نیز نظر خود را این‌گونه عنوان کرد: «اگر محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور بشود بالاخره ناچار است برای اقتصاد هم که شده با آمریکا معامله کند. شانس او برای تعامل با آمریکا حتی از موسوی هم بیشتر است چون‌ او با چالش‌های موسوی در این مورد مواجه نیست. موسوی اگر بخواهد به آمریکا نزدیک بشود جناح محافظه‌کار خود آقای احمدی‌نژاد چالش‌های سنگینی برایش درست می‌کنند.»

در پایان همه مدعوین موافق بودند که دولت بوش و فشارهایش بر ایران مانع پیشرفت دموکراسی بود و حضور اوباما در صحنه می‌تواند فرصت خوبی در این راستا باشد. پایان‌بخش همایش، موسیقی تلفیقی ایرانی ـ هلندی گروهی از نوازندگان به سرپرستی سهند صاحب‌دیوانی بود. آقای صاحب‌دیوانی از نوازندگان و داستان‌گویان ایرانی مقیم هلند است که در رشته موسیقی سنتی ایرانی تحصیل کرده. خواندن اشعاری از مولانا در سبک خاص در لابلای این موسیقی تلفیقی، جوی خاص به این همایش بخشید.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/06/post_140.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/06/post_140.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایرانیان هلند</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 06 Jun 2009 18:30:59 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«برای آزادی کارگران دستگیر شده تلاش می‌کنیم»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>در ادامه‌ی واکنش‌هایی که دستگیری‌های امسال روز جهانی کارگر در ایران برانگیخته است، گروه کوچکی از ایرانیان مقیم هلند به نشانه‌ی اعتراض مقابل پارلمان هلند در لاهه دست به اعتصاب غذا زده‌اند.
این اعتصاب غذا از روز ۲۲ ماه می آغاز شده است و تا روز پنجشنبه ۲۸ ماه می، هفتم خرداد ادامه داشته است.

در همین رابطه روز پنجشنبه به محل اعتصاب رفتم و با یکی از اعتصاب کنندگان گفت‌وگویی کردم.</small></strong>

[[sound]]

<strong>چطور و چگونه شد که تصمیم به سازماندهی چنین اعتصابی در جلوی پارلمان گرفته‌اید و روند شکل‌گیری این ایده چگونه و از کجا آغاز شده است؟</strong>

پس از دستگیری کارگران در ایران و بقیه‌ی شهرستان‌ها جلسه‌ی پالتاکی برگزار شد که فراخوان آن را کمیته‌ی همبستگی برلین داده بود. در آن جلسه بیش از ۲۰۰ نفر شرکت کردند و نظرات مختلفی داده شد و ۳- ۴ ساعت در مورد آن بحث شد.

در ادامه قرار شد که بروند ببینند در محیط پیرامون‌شان چه کاری می‌توانند انجام بدهند و سپس برای هماهنگی مجددا جلسه تشکیل داده شود.

[[photow01]]

در جلسه‌ی بعدی که با تعداد کمتری و با حدود ۱۶۰ نفر برگزار شده به نتیجه‌ی واحدی برای هماهنگی نرسیدیم. ایمیل لیست گروهی درست شد که هر کس توانایی‌های خود را به آن ایمیل لیست منتقل کند. اما آن‌طور که انتظار داشتیم آن ایمیل لیست فعال نشد. 

بیان این موضوع از نظر تشریح هماهنگی ماجرا بود. چون گروه‌هایی که هستند گرایشات و دریافت‌های مختلف دارند.

<strong>ظاهرا یکی از اعتراض کنندگان در طی روند اعتصاب دچار مشکل جسمانی شده که با صلاحدید کادر پزشکی، ایشان این اعتصاب غذا را در روز چهارشنبه شکستند. همین‌زور است؟</strong>

دوست ما بیماری سختی داشتند و به هیچ وجه هم نباید اعتصاب می‌کرد. اما به خاطر عرق دوستانه‌اش در همبستگی با ما خواست که در دوره‌ی محدودی اعتصاب غذا کند که متاسفانه دچار عارضه‌ و بی‌هوشی شد و به بیمارستان منتقل گردید.

[[photow02]]

<strong>واکنش مقامات هلندی چگونه بوده است؟</strong>

طبق آخرین خبری که نیم ساعت پیش به یکی از وابستگان ما ایمیل کردند فورزیتر حزب سوسیالیست اسپی پنج سوال را به وزیر امور خارجه داده که باید جواب بدهد. البته هنوز جواب این سوالات را نداده است.

با وجود این که تاکنون ما از دو کانال تلاش کرده‌ایم؛ اما نتوانسته‌ایم با حزب اسپی تماس بگیریم.
یکی از دوستان ما که در میدلبور است با او تماس گرفته‌ و ایمیلی ردو بدل شده و از او حمایت کرده‌اند. روز چهارشنبه هم فردی به نام گادیو فان هونت با ما ملاقات داشت. که بیانیه‌ی ما را امضا و تایید کرد و قول داد که امروز این را به یک بحث پارلمانی تبدیل بکند.

[[photow03]]

<strong>این سه نفر اعتصاب کننده‌ی ایرانی مقیم هلند قرار است تا چند روز آینده همچنان در کنار پارلمان هلند از ساعت ۱۰ صبح تا ۵ بعداظهر و تا زمان دریافت پاسخ یا واکنشی از سوی مقامات هلندی به اعتصاب غذای خود ادامه بدهند.</strong>]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/05/post_139.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/05/post_139.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایرانیان هلند</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 29 May 2009 15:00:27 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«آنچه ما را به هم پیوند می‌دهد، علاقه به علم است»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>انجمن علمی ایرانیان در هلند یا ایسان (ISAN) شنبه، بیستمین سالگرد تأسیس خود را به همراه اعضا و علاقه‌مندانش با برگزاری برنامه‌های مختلف جشن گرفت.

به همین بهانه با مهندس نوید عطاردیان از اعضای قدیمی و عضو هیأت مدیره این انجمن گفت و گو کردم.</small></strong>

[[sound]]

<strong>نوید جان می‌توانید برا‌ی ما از تاریخچه ایسان بگویید؟</strong>

۲۰ سال پیش دقیقاً در ماه می چند تا از دانشجویان دانشگاه دلفت تصمیم به تشکیل این گروه گرفتند. اگر بدانید آن سال‌ها یک موجی از دانشجویان ایرانی در ایران دانشجو بودند و آمده بودند هلند تا ادامه تحصیل بدهند و با هم همبستگی داشتند.

از یک طرف همه ایرانی بودند و از طرف دیگر همه در هلند بودند و همه عاشق علم و به این علاقه داشتند که هم خودشان یاد بگیرند و هم آنچه را یاد گرفته‌اند با یکدیگر در میان بگذارند.

چند تا از بچه‌ها در آن زمان تصمیم گرفتند یک گروه کاری درست بکنند که ماهی یک بار دور همدیگر جمع بشوند و برای همدیگر تعریف بکنیم که چه درس‌هایی می‌خوانیم و چه چیزهای تازه‌ای یاد گرفتیم. در واقع پایه‌ی انجمن در آن زمان گذاشته شد‌.

<strong>چند نفر بودید که دور هم جمع می‌شدید؟</strong>

اولین جلسه‌ها یادم هست که ۳۰ ـ ۴۰ نفر دور هم جمع می‌شدیم و همین خط را ادامه دادیم. ایرانی‌هایی که آمدند اینجا به نحوی درگیر مسایل سیاسی بودند. یا از مسایل سیاسی صدمه دیده بودند یا خودشان را خیلی درگیر کرده بودند.

به هر حال به این نتیجه رسیده بودیم که آنچه ما را به هم پیوند می‌دهند علاقه به علم است و اگر وارد مسایل سیاسی و یا مسایل دیگری بشویم، مسایلی که مربوط به اعتقادات فردی است باعث اختلاف خواهد شد.

در واقع همین خط را از بیست سال پیش در پیش گرفتیم و در اساسنامه خودمان ذکر کردیم که انجمن، انجمنی است صرفاً علمی و هدفش این است که جوانان ایرانی را چه در هلند و چه در ایران، به ادامه تحصیل و یادگیری تشویق بکند.

همین هم باعث شده است که توانسته‌ایم در این بیست سال انجمن را حفظ بکنیم و تقریباً سالی چهار یا پنج برنامه علمی داریم که در زمینه‌های مختلف است. از اواسط سال‌های ۹۰ وقتی گروه جدیدی از ایرانی‌ها وارد هلند شدند ما که مدت طولانی‌تری بود اینجا بودیم، دیدیم تجربه‌هایی داریم که ممکن است به درد دوستان دیگرمان و کسانی که تازه آمده‌اند، بخورد.

به همین دلیل شروع به برگزاری یک سری برنامه‌های توضیحی و اطلاعاتی در مورد کار و تحصیل در هلند کردیم. این کار را با همکاری تعدادی از تشکیلات هلندی در شهرهای مختلف انجام دادیم. سال پیش موزه بزرگی در آمستردام، یک نمایشگاه در مورد ایران داشت و ما برنامه بازدید از آن موزه را گذاشتیم.

سعی می‌کنیم برنامه عید را هر سال برگزار بکنیم که بچه‌های ما با فرهنگ ایرانی آشنا شوند، البته همه ما در خانه جشن می‌گیریم ولی دوست داریم بچه‌های ما هم آن حالت جشن را بگیرند و بدانند. سعی می‌کنیم به نحوی حاجی فیروز و عمو نوروز را فراموش نکنند. در نتیجه فقط مسأله‌ی سخنرانی علمی نیست. کارهای دیگری هم انجام می‌دهیم ولی همه حول محور یادگیری، علم و تعلیم و تربیت است.

<strong>بیست سال پیش، این انجمن با این هدف شکل ‌گرفت‌ که دستاوردهای علمی خود را و چیزهایی را که یاد گرفتید با یکدیگر به شراکت بگذارید، راجع به آن بحث بکنید و سخنرانی بگذارید، اینترنت نبود یا در آن سال‌ها به این شکل مورد استفاده قرار نمی‌گرفت. شاید ایرانی‌‌ها نیاز داشتند که با یکدیگر در جمعی جمع بشوند و به زبان خودشان به زبان فارسی بحث‌های علمی بکنند ولی خیلی از جوان‌ها الان در جامعه هلندی به شکلی جا افتاده‌اند و به علت این‌که دیگر مشکل زبان و انطباق با جامعه را ندارند سخنرانی‌ها را در مراکز و جاهایی که فعال هستند به زبان هلندی یا انگلیسی دنبال می‌کنند‌. یا حتی از طریق اینترنت آن اطلاعاتی را که لازم دارند، می‌گیرند. فکر می‌کنید با این وجود‌، نیاز به انجمن ایسان در جامعه امروز ایرانیان هلند چقدر است؟</strong>

در واقع نمی‌توانم به سوال شما جواب بدهم. اگر نگاه بکنید، امروز که یک روز تعطیل است و در یک آخر هفته  طولانی نیز بوده است و با این هوای خوبی که است، ۱۵۰ نفر دور هم جمع شده‌اند و همه‌ی روز را از صبح تا الان مشغول بحث و هم‌فکری در مورد علم هستند.

به شما حق می‌دهم، روش‌های جدید ارتباطی از جمله اینترنت نقش بسزایی در روابط امروزی افراد دارد. و آن‌ها می‌توانند از این طریق اطلاعات را با هم رد و بدل بکنند. ولی این‌ها جای رابطه انسانی و در کنار هم بودن را نمی‌گیرد. یک ارزش به آن اضافه می‌کند ولی جای آن را نمی‌تواند بگیرد.

این با هم بودن و ارتباط‌های اجتماعی جای خودش را دارد و انجمن به این جنبه ارزش می‌دهد. همه با خودمان فرهنگ ایرانی را داریم، همه ما در هلند هستیم و همه به علم علاقه‌مندیم. این سه عامل را که با هم جمع بکنیم دلیل زنده بودن این انجمن است و افراد با علاقه می‌آیند و در جلساتش شرکت می‌کنند.

<strong>انجمن علمی ایسان چه حمایتی می‌تواند از دانشجویان و دانش‌پژوهان ایرانی بکند. به عنوان مثال، سال گذشته دولت هلند تصمیم داشت برای دانشجویان ایرانی ممنوعیت یا محدودیت تحصیلی ایجاد بکند‌. ایسان چقدر توانست از این قشر دانشجو و دانش‌پژوه ایرانی حمایت بکند؟</strong>

کاری را که ما کرده‌ایم، می‌توانم به شما بگویم، اما این‌که تا چه حد موثر بوده است، نمی‌توانم درست تخمین بزنم. آنچه می‌دانم این است که به محض این‌که این مسأله عنوان شد انجمن علمی ایرانیان از اولین تشکیلاتی بود که نسبت به آن اعتراض کرد. خودم در روزنامه فیننشال داخلد (‌Het Financieele Dagblad‌) در این مورد مقاله نوشتم.

خیلی نسبت به این موضوع توجه شد و من چندین مصاحبه کردم. به هر حال کاری که ما می‌توانستیم انجام بدهیم این بود که مردم هلند را از این‌که چنین قانونی گذاشته شده است آگاه بکنیم. فکر می‌کنیم این قانون درست نیست. حتی در دادگاهی شرکت کردند. به هر حال این انجمن برنامه‌های توضیحی هم در این مورد گذاشت.

مورد دیگری که در آن باره خیلی کار کردیم مسأله‌ی مهاجران علمی است. شرکت‌های هلندی به دلیل مشکلات اقتصادی که درگیرش شدند کارمند‌هایی را که با قانون «مهاجران علمی» به هلند آمده بودند، اخراج کردند.

انجمن علمی باز هم جزو اولین گروه‌هایی بود که در کل هلند به این قضیه بلافاصله اعتراض کرد. چون اعضای ما جزو کسانی بودند که اخراج شدند در نتیجه سریع‌تر از همه کس می‌دانستیم که این مشکل وجود دارد‌. این است که فکر می‌کنم انجمن در این زمینه‌ها به خصوص خیلی موثر بوده است و فعالیت زیاد داشته است.

<strong>چقدر از هم‌صنف‌های خودتان در ایران حمایت کردید؟</strong>

خیلی کم.

<strong>علتش چه بود؟</strong>

زمانی که در بم زلزله شد، انجمن یاری کرد و با کمک انجمن، مدرسه‌ای در شهر بم ساخته شد که همه‌ی اطلاعتش موجود است. زمانی که دانشگاه‌های ایران شروع به کمک کردن به مدارس ایران کرده بودند که اینترنت در اختیارشان بگذارند انجمن تعدادی کامپیوتر تهیه کرد و تا حدودی همکاری کرد که این پروژه موفق بشود.

چیزی که خیلی با آن برخورد می‌کنیم این است که دانشجویان از ایران با ما تماس می‌گیرند و تقاضا می‌کنند که به آن‌ها در مورد امکان تحصیل در هلند اطلاعات بدهیم‌. اکثراً مسأله تحصیل در حد دکترا است. واقعیت را به شما بگویم ما در این مورد زیاد کاری نکردیم و خیلی هم مشکل است در این زمینه کاری بکنیم.

چون پیدا کردن آن پروفسورهایی که پروژه دارند و قبول می‌کنند که دانشجو بگیرند کار ما نیست و نمی‌توانیم آن‌ها را به راحتی پیدا بکنیم. به شما حق می‌دهم که ما در این زمینه فعالیت زیادی نداشته‌ایم و الان هم در مدت کوتاه، به نظرم نتوانیم کاری بکنیم.

<strong>به غیر از کمک در جهت علمی دانشجویان ایران که شما صحبتش را کردید، بحثی است که زمان ۱۸ تیر ۷۸ میان اعضای انجمن و ایرانیان هلند به راه افتاد که از آن زمان که دانشجویان با مشکلات سیاسی مواجه شدند و هم‌صنف‌های دانشجویان ایرانی در هلند بودند، انجمن نقش خاصی در حمایت از آن‌ها نداشت. در این باره چه توضیحی دارید که بدهید؟</strong>

مسأله‌ی جالبی را مطرح می‌کنید. آنجایی که مثل امروز، مسأله حق و حقوق صنفی دانشجویی یا حقوق تحصیل‌کرده‌های بالای ایرانی یا هلندی که مشغول به کار هستند، مطرح می‌شود انجمن خیلی فعال است.

آنجایی که مسایل سیاسی ایران نقش بازی می‌کرده است و مسأله دانشجویان، مسایل سیاسی بوده است انجمن با این قضیه خیلی مشکل داشته است. دلیلش هم همان مسأله‌ای است که در مورد پایه انجمن به شما گفتم که از روز اول به این نتیجه رسیدیم که اگر انجمن بخواهد در مورد مسایل سیاسی ایران موضع بگیرد، هدف اصلی انجمن که نزدیک کردن افرادی است که عاشق علم و یادگیری هستند و آنچه را یاد گرفته‌اند می‌خواهند با هم در میان بگذارند‌، تحت شعاع قرار می‌دهد.

در حال حاضر در اعضای انجمن افرادی هستند که ما هیچ‌ وقت نمی‌پرسیم چه دید سیاسی یا چه عقیده مذهبی دارند ولی آنچه را من مطمئن هستم این است که همه جور عقاید سیاسی و مذهبی عضو انجمن هستند و موضع‌گیری در موردی که بخواهد این هدف اصلی انجمن را زیر سوال ببرد، برای ما خیلی سخت است.

الان هم نمی‌توانم به شما قول بدهم که اگر مورد مشابه‌ای پیش بیاید، انجمن چگونه عکس‌العمل نشان خواهد داد و هیأت مدیره باید تصمیم بگیرد که چگونه عکس‌العمل نشان خواهد داد.

<strong>از این برنامه برای ما بگویید که چطور پیش رفت؟</strong>

خیلی خوب و خیلی بیشتر از آنچه ما انتظار داشتیم. امروز در مرکز مدیریت De Baak که مربوط به کارفرمایان هلندی است یک روز «فضای باز» است برای هرچه مربوط  به علم و آموزش است.

فقط کسانی که دعوت شدند می‌توانستند بیایند، و افرادی هستند که عاشق یاد گرفتن هستند و کسانی که آنچه را یاد گرفتند با علاقه به دیگران می‌گویند و شما می‌بینید که دقیقاً همان اساس و پایه انجمن ما است.

جزو برگزار کنندگان این «فضای باز» در مرکز مدیریت بودم و به آن‌ها گفتم که انجمن ما هم همین اساس را دارد و خیلی استقبال کردند و دعوت کردند که انجمن هم در این فستیوال آموزشی شرکت بکند.

در برنامه‌ای که امروز داشتیم چیزی حدود ۴۰ ـ ۴۵ نفر شرکت کرده بودند. اولین بخش آن نگاهی بود به بیست سال فعالیت انجمن‌، در قسمت دوم، چند تا از پزشکان خانواده که عضو انجمن هستند در مورد سیستم پزشکی هلند توضیح دادند.

بعد صحبتی بود از یک استاد فلامنگوی ایرانی که اولین و تنها استاد فلامنگو در دنیا است و درجه استادی دارد. بخش کوچکی هم من و شروین نکویی تهیه کردیم که مقاله‌ای است در مورد Intercultural Leadership in Education که آن هم بعداً چاپ خواهد شد و قسمت آخرش هم یک رقص فلامنگو بود که همان استاد فلامنگوی عضو انجمن انجام داد.در واقع ما این را به این روز به تشکیلات، کادو دادیم و برنامه امروز با آن تمام شد.

<strong>اگر بخواهید این بیست سال را جمع‌بندی بکنید و با توجه به آنچه امروز در موردش صحبت کردید، آینده انجمن ایسان را چطور می‌بینید؟</strong>

خیلی مثبت نگاه می‌کنم. فکر می‌کنم اگر نگاه بکنید به امروز و این‌که ما توانستیم در یک روز تعطیل و در همچین شرایطی وسط یک تعطیلی طولانی، این همه آدم علاقه‌مند به علم را دور هم جمع بکنیم و با توجه به این‌که علم چیزی است که می‌تواند آینده بچه‌های ما را تضمین بکند، برای هر فعالیتی که این را تقویت و تشویق بکند آینده خوبی پیش‌بینی می‌کنم. انجمن هم تا زمانی که اهداف خودش را فراموش نکند و برای یادگیری انرژی بگذارد، پا برجا خواهد بود.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/05/post_138.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/05/post_138.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایرانیان هلند</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 27 May 2009 16:30:57 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«ترغیب روس‌ها، میانجی‌گری انگلیسی‌ها»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>تماس ایران و ناتو پس از سی سال جدایی، حضور ایران در کنفرانس افغانستان در لاهه هلند، اخراج علی دایی از سرمربی‌گری تیم ملی، و پیدا شدن جسد یک دختر هلندی در باغچه یک ایرانی مقیم هلند، از عنوان‌های خبری هفته گذشته در رسانه‌های هلند بود.

با هم نگاهی داریم به دیگر خبرها در این پیوند در رسانه‌های کشور هلند:</small></strong>

<h4>«ترغیب روس‌ها، میانجی‌گری انگلیسی‌ها»</h4>

روزنامه دپرس در شماره ۲۹ مارس خود نوشت: در آستانه کنفرانس بزرگ افغانستان در لاهه، مقامات آمریکایی و ایرانی در مورد رویکرد نسبت به این مسأله با یکدیگر رایزنی داشته‌اند. این دو دشمن بالفطره سابق در صحبت‌های خود در مورد امکان مهار خشونت در کشور همسایه ایران نیز گفت‌ و گو کردند.

روزنامه بریتانیی ساندی تایمز نوشته ‌است که دیپلمات‌های ایرانی و آمریکایی امروز در مسکو دیدار کرده‌اند. دیدار این مقامات به ترغیب روسیه صورت گرفته ‌است. یکی از دیپلمات‌های غربی حاضر در این دیدار گفت: «این نخستین بار در دو سال اخیر است که من نسبت به مسأله افغانستان خوش‌بین هستم.»

این خبر ادامه داد: رهبری هیأت آمریکایی را پاتریک مون، یکی از مقامات ارشد آمریکا در امور آسیای جنوبی و میانه بر عهده داشت. ایران، مهدی آخوندزاده، معاون وزیر خارجه خود را به مسکو فرستاده بود. یک فرستاده بریتانیایی نیز به عنوان میانجی در این دیدار حضور داشت.

[[photow01]]

<h4>دیداری جالب توجه</h4>

روزنامه دپرس روز ۲۷ مارس نوشت: یان پتر بالکِن‌اِنده، نخست‌وزیر هلند، دیدار میان ایران و ایالات متحده که قرار است هفته آینده در خاک هلند روی دهد را «جالب توجه» توصیف کرد. هر دو کشور اعلام کرده‌اند که هفته آینده به کنفرانس افغانستان در لاهه خواهند آمد.

بالکن‌انده روز جمعه پس از نشست وزراء به خبرنگاران گفت: «باید دید که این دیدار چه حالتی به خود خواهد گرفت. ولی هر طور که باشد دیداری جالب توجه است.» بالکن‌انده، معتقد است در کنفرانس افغانستان که روز سه‌شنبه در «همایشگاه جهانی» در لاهه برگزار می‌شود چشم‌انداز آینده مد نظر همه خواهد بود.

بان کی‌مون، دبیر کل سازمان ملل نیز این هفته به وسیله نامه از شرکت‌کنندگان در همایش خواسته است تا تمرکز خود را متوجه آینده کنند و از خطاهای گذشته همدیگر چشم‌پوشی کنند.

نخست‌ وزیر هلند در صحبت‌های خود افزود: «امسال در افغانستان انتخابات ریاست‌ جمهوری برگزار می‌شود و این یک لحظه حساس است.» وی افزود: «ما فصل جدیدی را آغاز می‌کنیم و باید برای آینده تصمیمات جدید گرفته بشود.»

[[photow02]]

<h4>«به خاطر هلند شد که ایران آمد»</h4>

روزنامه تراؤ، در شماره ۲۹ مارس خود نوشت: ماکسیم فرهاخن، وزیر خارجه هلند روز یک‌شنبه در برنامه تلویزیونی بایتن‌هوف اظهار داشت: «تصمیم ایران برای شرکت در همایش افغانستان تنها زمانی قطعی شد که معلوم شد هلند کشور دعوت‌کننده است.» وی افزود: ایران اول تصمیم نداشت به کنفرانس بیاید و نقش هلند در تغییر این تصمیم نقشی اساسی بود.»

هلند همیشه طرفدار و مشتاق رویکردی موسوم به «رویکرد دو خطه» نسبت به ایران بوده‌است: از یک طرف باید با مقامات ایران وارد گفت ‌و گو شد و از سوی دیگر باید علیه برنامه هسته‌ای ایران دست به تحریم زد.

هنوز آشکار نیست ایران چه کسی را به لاهه خواهد فرستاد. به نظر آقای فرهاخن ممکن است در کنار همتای ایرانی‌اش، منوچهر متکی، یک معاون وزیر یا یک سفیر نیز به این همایش بیاید. به گفته آقای فراخن نمی‌شود ارزشی که این همایش برای ایران دارد را با سطح فرستادگان ایرانی به کنفرانس ارزشیابی کرد. به باور او، این مسأله به انجام یک عدد گفت‌ و گو بستگی ندارد بلکه به سرعتی که ایران از این پس آستین‌ها را بالا می‌زند وابسته است.

ماکسیم فرهاخن با کنجکاوی منتظر نحوه برخورد ایران در کنفرانس افغانستان است. به نظر او، جرج بوش، رئیس جمهوری پیشین آمریکا، رویکرد دو خطه اروپا را تحمل می‌کرد ولی خودش در این زمینه فعال نبود. ولی باراک اوباما نشان داده که می‌خواهد از روش اروپایی استفاده کند. بر این اساس، وزیر خارجه هلند معتقد است که ایران باید در لاهه نشان بدهد که دیگر به جهان پشت نمی‌کند.

منبع خبری «نو دات ان‌ال» در خبری در این پیوند چنین نوشت: وزیر خارجه هلند روز یک‌شنبه در برنامه‌ای تلویزیونی گفت: حضور ایران در همایش افغانستان در لاهه برای ثبات منطقه بااهمیت است. اکنون پرسش این‌جاست که آیا ایران به فعالیت خود در جهت جلوگیری از فروش اسلحه از خاک ایران به طالبان خواهد افزود یا خیر.

ایران همچنین باید برای جلوگیری از قاچاق مواد مخدر تلاش کند. فرهاخن اظهار داشت که تنها وقتی معلوم شد هلند میزبان این کنفرانس است ایران با حضور در این همایش موافقت کرد.

<h4>«پیامی برای ایران و سودان»</h4>

روزنامه تراؤ روز ۲۸ مارس چنین نوشت: گفته می‌شود که اسرائیل در ماه ژانویه یک کاروان تسلیحاتی را در سودان بمباران کرده‌ است. این تریلی‌ها ظاهراً برای نوار غزه موشک حمل می‌کردند. رسانه‌های اسرائیل می‌نویسند که این کاروان تریلی‌ها، موشک‌های ساخت ایران و حماس را برای غزه می‌بردند. موشک‌هایی با برد هفتاد کیلومتر که می‌تواند از نوار غزه تل‌آویو را هدف قرار دهد.

این جنگ‌افزار از قطعات ویژه و کوچک قابل سرهم‌بندی دوباره تشکیل شده‌ بود تا بتوان آن‌ها را به راحتی از تونل‌های قاچاق به نوار غزه رساند. انجام حمله هوایی از سوی اسرائیل به این خاطر بوده که این سلاح‌ها خطری واقعی برای آن کشور به شمار می‌آمدند.

این حملات، علامتی است خطاب به ایران و سودان. اول این‌که (در صورتی که اطلاعات اسرائیل درست باشد) این حمله‌ها نشان می‌دهد اسرائیل به اطلاعات خیلی دقیقی دسترسی دارد. و دوم این‌که اسرائیل از هیچ حمله‌ای در هر مکان دور از خانه خود ابایی ندارد.

سودان سال‌ها است که به عنوان بندر آزاد برای سازمان‌هایی که با کمک ایران آموزش می‌بینند عمل می‌کند. سرویس‌های اطلاعاتی غربی حتی سودان را به عنوان «زادگاه جهاد بین‌المللی» به شمار می‌آورند.

سودان همچنین سال‌ها است که به عنوان «مسیر جنوبی» قاچاق ایران که از راه «پورت‌سودان» و مصر به نوار غزه می‌رسد عمل می‌کند. این مسیر از منطقه‌ای دورافتاده می‌گذرد که کنترل کمی روی آن اعمال می‌شود ولی مصر اکنون می‌کوشد تا کنترل مرز خود با سودان را بیشتر کند.

مصر با تردید به روابط میان سودان و ایران می‌نگرد و قاهره نمی‌خواهد که نوار غزه به یک جبهه ایرانی تبدیل بشود. ولی از سوی دیگر، مصر وابسته با آب رودخانه نیل است که از سودان می‌آید و نمی‌تواند این منبع حیاتی خود را به خطر بیندازد.

روزنامه اسرائیلی هاآرتص در مورد حمله موشک‌های اسرائیل به سودان نوشت: «این حمله چیزی در مورد توان اسرائیل برای هدف قرار دادن تأسیسات موشکی ایران بیان نمی‌کند. برای تخریب تأسیسات ایران به موج‌های پیوسته‌ای از بمب‌افکن‌ها نیاز است که مواضع بسیار متعددی را هدف قرار بدهند، مواضعی که بیشترشان در اعماق زمین قرار گرفته‌‌اند.»

[[photow03]]

<h4>«دانشمندان ایرانی در کره شمالی»</h4>

روزنامه دست راستی اِلسِفیر در شماره ۲۹ مارس خود نوشت: یک گروه پانزده ‌نفره از دانشمندان هسته‌ای ایران در کره شمالی به ‌سر می‌برند تا به این رژیم کمونیستی برای پرتاب موشک کمک کنند. این مطلب را روزنامه ژاپنی یانکئی شیمبون بر پایه منابعی در درون حکومت ژاپن اعلام کرده ‌است.

بنا‌بر‌این خبر، محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور ایران نامه‌ای را همراه این کارشناسان اتمی برای کیم جونگ‌ایل، دیکتاتور کره شمالی فرستاده و در آن بر اهمیت همکاری فضایی میان دو کشور تأکید کرده ‌است.

این روزنامه ژاپنی همچنین از پرتاب دومین موشک توسط کره شمالی خبر می‌دهد. این موشک میان‌برد می‌تواند خاک ژاپن را نیز هدف بگیرد. کره شمالی پیش از این اعلام کرده‌ است که یک ماهواره مخابراتی پرتاب خواهد کرد ولی بنگاه‌های اطلاعاتی آمریکا و ژاپن معتقدند که این‌ها آزمایش‌هایی مخفی برای ساخت موشک‌هایی است که برد آن‌ها به ایالات متحده نیز برسد.

[[photow04]]

<h4>«‌پرسترویکا در ایران»</h4>

روزنامه دپرس در شماره ۲۵ مارس خود نوشتاری داشت زیر این عنوان. در این نوشتار می‌خوانیم: توماس پی.ام. بارنِت (Thomas P.M. Barnett) کارشناس ژئوپولیتیک نظامی آمریکا معتقد است که در ایران یک پرسترویکا (بازسازی سیاسی) در جریان است. وی می‌گوید:

«لحن آخوندمنشانه محمود احمدی‌نژاد نشان می‌دهد که حکومت ایران خطرناک‌تر از پیش است ولی در اواخر عمر خود نیز به ‌سر می‌برد. انقلاب، شکست خورده، و هر وقت که یک انقلاب به زور بخواهد خود را بازسازی کند این نشانه پایان عمر آن است.»

بارنت معتقد است: «تغییر از سر و روی ایران پیداست. به باور من ایران هم راه اتحاد شوروی را خواهد رفت. بین ده تا بیست سال آینده یک پرسترویکا به سبک گورباچف در ایران روی خواهد داد. هفتاد درصد مردم ایران زیر سی سال سن دارد. این نوجوانان زمان انقلاب ۱۹۷۹ و جنگ با عراق را به یاد نمی‌آورند بلکه ساله‌های نود در خاطرشان است یعنی زمانی که آزادی بیشتر بود. و الان عرصه بر همین نوجوانان تنگ شده ‌است.»

وی ادامه می دهد: «افزون بر این حکومت ایران فرصت‌های اقتصادی برای مردم ایجاد نمی‌کند. وضعیت تندرستی همگانی خراب است. نرخ رشد جمعیت به شدت رو به کاهش است و فرار مغزها بسیار شدید است. همه این‌ها نشانه‌های بیماری رژیم است. در ایران، هم محافظه‌کاران درجه یک وجود دارند و هم محافظه‌کاران فن‌سالار سبک گورباچف. محافظه‌کاران فن‌سالار، به علاوه میانه‌روها به اضافه اصلاح‌طلبان گروه بسیار بزرگ‌تری را نسبت به تندروها تشکیل می‌دهند.»

<h4>دانشجوی ایرانی، ‌دانشجوی برتر خارجی</h4>

امید مجیدپور، دانشجوی ایرانی دانشگاه آزاد آمستردام، برنده جایزه ای‌سی‌اچ‌او (ECHO Award 2009) شد. این جایزه هر ساله به دانشجویان غیر غربی دانشگاه‌های هلند که دارای استعدادهای درخشان باشند اعطا می‌شود.

امید مجیدپور که دانشجوی مدیریت بازرگانی بین‌المللی است همچنین به عنوان یکی از اعضا هیأت «هلند متحد» برگزیده شده ‌است. این هیأت در سال ۲۰۰۹ از سوی سازمان ملل به عنوان «بهترین هیأت دانشجویی بین‌المللی» در دانشگاه هاروارد ایالات متحده انتخاب شد و قرار است اعضاء آن به مدت شش ماه از سوی سازمان ملل در زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصاد جهانی آموزش ببینند.

امید مجیدپور به خاطر «درخشیدن در تحصیل و فعالیت‌های خارج از تحصیل خود در جهت ارائه تصویر مثبت از دانشجویان خارجی» به این جایزه دست یافته ‌است. آقای پلاسترک، وزیر آموزش، فرهنگ و علوم هلند قرار است روز یکم آوریل امسال در شهر روتردام جایزه ای‌سی‌اچ‌او را به این دانشجوی ایرانی اعطا کند.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/03/post_137.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/03/post_137.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">رسانه ها</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 30 Mar 2009 17:13:13 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>هفت‌سین ایرانیان هلند</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>معمولاً رسم بر این است که زمان تحویل سال با خانواده همگی دور سفره هفت‌سین جمع شویم. پدر آیاتی از قرآن را یا غزلی از حافظ را زمزمه کند و بعد با صدای ساز و دهل و شلیک توپ و این حرف‌ها که از رادیو یا تلویزیون پخش می‌شود، سال تحویل بشود همه همدیگر را ببوسند و بعد پدر از لای قرآن یا حافظ چند اسکناس نو در بیاورد و به بچه‌ها عیدی بدهد.

و مادر هم شیرینی مخصوص عید را به همه تعارف کند تا همه دهنشان را شیرین کنند. بعد هم دید و بازدید عید شروع می‌شود. دیدن مادربزرگ، پدربزرگ، و کلاً بزرگان فامیل و ۱۳روز مهمانی و آجیل و شیرینی‌.

اما این رسم و رسوم بیشتر مخصوص ایران است. وقتی اینجا بیرون از ایران هستی، گاهی به دور از خانواده حال و هوای عید یک جور دیگر است.

به سراغ چند جوان ایرانی مقیم هلند رفتم تا ببینم بچه‌ها اینجا نوروز را چطور می‌گذرانند‌.</small></strong>

[[sound]]

<strong>الناز چند سال است که هلند هستی؟</strong>

۲۴سال است که هلند هستم.

<strong>چند سالته؟</strong>

۲۶ سالمه.

<strong>پس خیلی کوچولو بودی یعنی دو سالت بود که به هلند آمدی؟</strong>

حدوداً.

[[photow01]]

<strong>در این ۲۴ سال که به هلند آمدی هر سال نوروز را چه کار کردی؟</strong>

هر سال نوروز را با فامیلم دور هم بودیم.

<strong>هر سال جشن گرفتید؟</strong>

هر سال تا جایی که شده همیشه جشن گرفتیم‌. چیزی بوده که باز هم دور هم جمع می‌شدیم و یک مدتی بود که تنها با پدر و مادرم هلند بودم و با آن‌ها نوروز را جشن می‌گرفتم.

بعد که بقیه فامیل‌ها با هم جمع شدیم دیگر سعی می‌کردیم همیشه همگی دور هم باشیم. روزی است که خوش می‌گذرد. تازگی یک سال جدید را جشن می‌گیریم.

<strong>تو که با فرهنگ هلند بزرگ شده‌ای نوروز برایت حس شروع یک سال جدید را دارد یا این‌که بیشتر حس می‌کنی با سال جدید میلادی سال جدید را شروع کرد‌ه‌ای؟</strong>

با جفتش احساس می‌کنم. سال جدید میلادی جشن می‌گیریم و می‌گویم سال جدید است. ولی چون با نوروز فصل بهار شروع می‌شود احساس  می‌کنم همه چیز جدید است و شکوفه‌ها به من این حس را می‌دهد که یک سال جدید است.

<strong>مثل امسال که سال تحویل به وقت هلند حدوداً یک ربع به یک بعد ‌از ظهر است و معمولاً همه سر کار و کلاس و برنامه‌های خودمان هستیم، موقع سال تحویل چه کار کردی‌؟ مثلاً آن روز را مرخصی گرفتی یا این‌که مجبور بودی سر کلاس باشی و بعد از آن با خانوادت برنامه ‌داشتی؟</strong>

همیشه مرخصی گرفته‌ام. اگر درس داشتم تعطیلی گرفتم. برای من خیلی مهم است که در لحظه‌ی سال تحویل با فامیل دور هم باشیم.

در واقع همیشه سعی کردم که کل روز تحویل سال تعطیل باشم. امسال ساعت یک ‌ربع به یک است‌. اگر نصف شب هم بود فرق نمی‌کرده‌. همیشه روز نو را تعطیل کرده‌ام.

<strong>در جشن‌های ایرانی شرکت می‌کنی؟ معمولاً کنسرت یا دیسکو و یا جشن‌های مختلفی برگزار می‌شود، هیچ‌وقت به آن رفته‌ای؟</strong>

آره، همیشه.

<strong>امسال هم می‌روی؟</strong>

امسال نه، نمی‌روم. ولی سال‌های پیش همیشه می‌رفتم. با دوستانم با فامیل‌هایم بوده‌ام بازهم احساس دیگری است که با ایرانی‌ها دور هم هستیم و سال جدید را با هم جشن می‌گیریم.

<strong>با وجودی که دو ساله بودی به هلند آمدی آن‌طور که من می‌بینم خیلی با سنت‌های ایرانی خودت را مشغول کردی. در این چندسال و در مدتی که اینجا بودی. در دوستان دور و برت هم می‌بینی کسی که از سن کم به اینجا آمده‌، این‌قدر به سنت‌های ایرانی مثل نوروز علاقه‌مند باشند و برای آن‌ها مهم باشد؟</strong>

راستش زیاد کسی را نمی‌شناسم که هم‌سن خودم باشد و به هلند آمده باشد. ولی از کسانی که حدوداً هم‌سن بودیم بعضی‌هایشان آره و بعضی‌هایشان هم نه.

بعضی‌ها می‌گفتند هیچ‌وقت در فامیلشان معنی نداشته که نوروز را در هلند دور هم باشند. بعضی‌ از بچه‌ها هستند که فقط با پدر و مادر هستند و برای پدر و مادر خیلی مهم است که لحظه تحویل سال دور هم باشند.

[[photow02]]

<strong>پیام، چند سال است که هلند زندگی می‌کنی؟</strong>

حدود هفت سال است که هلند هستم. یعنی دقیقاً شش سال و ده ماه‌.

<strong>با خانواده‌ات آمده‌ای؟</strong>

نه تنها آمده‌ام.

<strong>برای چی به هلند آمدی؟</strong>

برای درس ‌خواندن.

<strong>درست را تمام کرده‌ای؟</strong>

اگر بخواهم راستش را بگویم نه هنوز یک ‌مقداری مانده است.

<strong>در این هفت سال که در هلند آمدی، دور از خانواده‌ات بوده‌ای هر سال نوروز چه حسی داشتی؟</strong>

هر سال نوروز... بعضی‌ موقع‌ها حس غربت را بیشتر احساس می‌کردم، دقیقاً وقتی نوروز می‌شد آن حال و هوای عید را آدم اینجا کامل حس نمی‌کند.

ممکن است یک مقدار حال و هوای بهار را حس کنی ولی حال و هوای عید را نمی‌توانی حس کنی. اینجا مخصوصاً وقتی کنار خانواده نیستی، بعضی وقت‌ها یک مقداری حس غربت را بیشتر می‌کند.

<strong>می‌دانم که در موقع سال تحویل، یک موقع‌هایی وسط روز است یک موقع‌های نصف ‌شب، یک موقعی سر کلاسیم، یک موقعی سر کاریم با زمان کاری و زندگی ما در هلند جور در نمی‌آید. تو معمولاً زمان سال تحول را چه کار می‌کنی‌؟</strong>

حقیقتش در این چندسال گذشته هر موقع سال تحویل بوده یعنی روز عید را هر جا که بودم از قبل سعی کردم کاملاً آزاد باشم. یعنی اگر کلاس داشتم سرکلاس نرفتم‌. یا اگر باید کار می‌کردم، سعی کردم از قبل مرخصی بگیریم که بتوانیم با دوستان دانشگاه یا دوستان بیرون از دانشگاه دور هم جمع شویم و کمی حال و هوای عید را زنده کنیم.

<strong>به هر حال سعی خودت را کردی که حال و هوای عید را به خودت بدهی. هفت‌سین هم می‌چینی؟</strong>

حقیقتاً امسال هفت‌سین را نچیدم. ولی دو سال پشت سر هم هفت‌سین چیده‌ام. امسال نه. معمولاً هفت‌سین نمی‌چینم‌.

<strong>چطور می‌خواهی حال و هوای نوروز به خودت بدهی وقتی هفت‌سین نمی‌چینی؟</strong>

خب موقع تحویل سال نو خانه خودم نیستم.

<strong>کجا می‌روی؟</strong>

یا خانه یکی از دوستانم که سفره هفت‌سین می‌چیند جمع می‌شویم. یا در جمع ایرانی‌ها که آنجا هفت‌سین است و حال و هوای عید را بیشتر می‌شود حس کرد، می‌رویم.

مثلاً چند سال قبل با بچه‌های دانشگاه یک سالن گرفتیم و موقع تحویل سال آنجا بودیم و هفت‌سین چیدیم و حال و هوای عید را اینجوری زنده کردیم.

[[photow03]]

<strong>سارا عید امسال می‌خواهی چه کار کنی؟ برنامه‌ات چیست؟</strong>

قرار است خانه یکی از دوستان جمع شویم.

<strong>ساعت تحویل سال، روز جمعه و روز کاری است. تو تحویل سال را چه می‌کنی‌؟</strong>

روز کاری است. ولی ما با چند تا از دوستان تعطیلی گرفته‌ایم. خانه‌ی یکی از بچه‌ها جمع می‌شویم و قرار است با هم جشن بگیریم، دوستم سفره هفت‌سین درست کرده است.

<strong>خودت هم در خانه‌ات هفت‌سین درست‌کرده‌ای‌؟</strong>

نه. خانه‌ نیستم، هیچ‌چیزی هم نداشتم. در واقع چون دور هم جمع می‌شویم و سال تحویل را آنجا هستیم کار ویژه‌ای در خانه انجام نداده‌ام.

<strong>یعنی سال‌های قبل سفره هفت‌سین را می‌چیدی ولی امسال نچیدی؟</strong>

نه، چون هیچ‌وقت از خودم خانه‌‌ی نداشتم این کار را نکرده‌ام. همیشه یک جایی بوده‌ام که دیگران هفت‌سین درست کرده‌اند و در واقع از زحمت‌های دیگران سوء استفاده کرده‌ام.

<strong>ساعت یک ربع مانده به یک، چطور متوجه می‌شوید که سال تحویل شده‌؟ ماهواره دارید یا رادیو گوش می‌دهید‌؟</strong>

دوستم ماهواره دارد و در واقع کانال‌های ایرانی را می‌گیریم می‌فهمیم که سال تحویل شده و مثل همه ایرانی‌ها، جیغ می‌زنیم می‌پریم تو بغل همدیگر و ماچ و بوسه می‌کنیم.

می‌گوییم عیدت مبارک، دمبت سه چارک و از این حرفا‌. یعنی فکر می‌کنم خیلی از آن کارهایی که خیلی از ایرانی‌ها در همه جای دنیا می‌کنند.

<strong>عیدی هم به هم‌دیگر می‌دهید‌؟</strong>

نه، چیز خاصی نداشتیم که عیدی بدهیم.

<strong>همه حال و هوای عید به آن عیدی دادنش است؟</strong>

الان وضیت اقتصادی جهان خیلی خوب نیست. نمی‌توانیم به هم عیدی بدهیم.

<strong>آرزوی خاصی برای خودت در سال جدید داری‌‌؟</strong>

والا ما داریم در اروپا زندگی می‌کنیم باید در سال سه تا آرزو بکنیم‌.

<strong>چرا سه بار؟</strong>

در واقع دو بار. یک بار سال میلادی، یک‌بار روز تولدت و یک‌بار هم نوروز آرزو می‌کنیم. من هم برای خودم آرزو کردم که خودم را جدی بگیرم و کارهایی که علاقه‌مندم را انجام بدهم.

<strong>از جمله؟</strong>

یک مقدار در آن فضایی بروم که همیشه آرزویش را داشته‌ام‌. بقیه هم خصوصی‌تر است.

<strong>آهان پس مرموزی! نمی‌گی؟</strong>

آره دیگه همه چیز را نمی‌شود گفت.

<strong>با خانواده‌ات برنامه خاصی نداری؟</strong>

نه همه خانواده جاهای مختلف دنیا هستند. امسال تنها هلند هستم و با خانواده جشن نمی‌گیرم و با دوستانم هستم.

<strong>کنسرت و دیسکو نمی‌روی؟</strong>

قرار است شب جایی که شاهنامه‌خوانی است، برویم. بعد احتمالاً بیرون می‌رقصیم و چیزی می‌نوشیم ولی برنامه ایرانی نیست.

<strong>عید ایرانی را با برنامه هلندی می‌گذرانی؟</strong>

شاهنامه‌خوانی یک جورایی ایرانی است. ولی بعد از این‌که آن تمام شد ساعت۱۱ ـ ۱۲ هلندی می‌شود، می‌رویم توی کلوپ‌های هلندی برای رقص و...

<strong>به شما خوش بگذرد.</strong>

ممنون.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/03/post_136.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/03/post_136.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">ایرانیان هلند</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 24 Mar 2009 18:13:23 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«ایران بیشتر می‌خواهد»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>پاسخ منفی رهبر ایران به پیام نوروزی باراک اوباما، مرگ امید میرصیافی، وبلاگ‌نویس ایرانی در زندان، کنار کشیدن محمد خاتمی از انتخابات آینده، و برخورد شناورهای نظامی آمریکا در تنگه هرمز از عناوین خبری این هفته رسانه‌های هلند بود.

با هم مروری داریم به دیگر خبرهای مرتبط با ایران در این رسانه‌ها:</small></strong>

<h4>«ایران بیشتر می‌خواهد»</h4>

پیام نوروزی رئیس جمهور ایالت متحده به مردم و دولت ایران این هفته بازتاب بسیار گسترده‌ای در رسانه‌های کشور هلند داشت. باراک اوباما در این پیام خواستار «آغازی نو» در روابط با ایران بر پایه «احترام متقابل» شده‌ است.

روزنامه پرشمارگان تلگراف خبر خود در این باره را زیر این عنوان منتشر کرد: «اوباما دست خود را به سوی ایران دراز کرده ولی ایران بیشتر می‌خواهد.»

در این خبر آمده‌است: ایران روز جمعه به تلاش همگرایی ایالات متحده پاسخ داد ولی با مقداری سردی. رژیم اسلامی در تهران از پیشنهاد باراک اوباما برای «آغاز نو» در روابط دو کشور استقبال کرد، اما ایران می‌گوید که واشینگتن باید اول به تحریم‌های خود که اوایل این ماه تمدید شده پایان ببخشد.

روزنامه ان.ار.س در خبر خود مربوط به پیام نوروزی اوباما، پس از توضیح در مورد درون‌مایه این پیام نوشت: چیزی که رهبران ایران به خصوص، خواهان آنند احترام و به رسمیت شناختن است و این امر در پیام اوباما موجود بود.

این‌که آیا این پیام براستی به گفت‌ و گو یا عادی‌سازی روابط بینجامد البته مسأله دیگری است. در هر دو جناح، گروه‌های مقتدری وجود دارند که اصلاً با همگرایی موافق نیستند.

در جناح ایران برای نمونه می‌شود سپاه پاسداران انقلاب را نام برد که فلسفه وجودی‌اش، وجود این نزاع با آمریکا است و در جناح آمریکایی هم لابی طرفدار اسرائیل را داریم که ایران را به چشم خطر جانی برای اسرائیل می‌بیند و خواهان حمله نظامی به ایران است.

[[photow01]]

<h4>«احمدی‌نژاد، عاشق دعوت شدن به کاخ سفید»</h4>

روزنامه آلخمینه داخ‌بلاد در شماره ۲۰ مارس خود خبری زیر عنوان «ایرانیان، خوشحال از فراخوان اوباما» داشت. این روزنامه پس از توضیح پیام نوروزی اوباما و واکنش‌های مثبت مقامات درجه دو ایران به آن نوشت:

خیلی از ایرانی‌ها خیلی وقت است که امید به بهبود روابط با ایالات متحده دارند. با انتخاب اوباما به ریاست جمهوری، این امید نیز افزایش یافت.

از علی طباطبایی، صاحب یک فروشگاه کیف و کفش در تهران در این‌باره می‌پرسیم. او می‌گوید: «من علاقه دارم که روابطمان بر اساس احترام دوطرفه بهبود پیدا کند.» وی ادامه می‌دهد: «هر وقت چیز مثبتی در مورد روابط احتمالی با آمریکا می‌شنوم احساس خوشحالی می‌کنم. امیدوارم یک روزی این اتفاق بیفتد.»

سعید لیلاز، یک تحلیلگر ایرانی بر این باور است که هم‌گرایی با آمریکا برای اقتصاد و روح و روان ایرانیان خوب است. او می‌گوید: «بیش از نود درصد مردم خوشحال خواهند شد. ما عاشق سبک زندگی آمریکایی هستیم.»

هرمیداس باوند، استاد دانشگاه تهران در این‌باره معتقد است که آب شدن یخ روابط با آمریکا به سود رژیم ایران است. او می‌گوید: «هر رییس‌جمهوری که روابط را با آمریکا دوباره برقرار کند یک‌شبه به محبوبیت دست پیدا می‌کند. احمدی‌نژاد عاشق اینست که هرچه زودتر به کاخ سفید دعوت بشود.»

اما فیروز رجایی، مدیر یک انجمن استشهادی در تهران معتقد است که دوستی با ایالات متحده ‌مثل دوستی میان گرگ و بره، ناممکن است. 

او می‌گوید: «کسانی که توصیه صحبت با آمریکا می‌کنند کسانی هستند که طالب تغییر حکومت اسلامی ما هستند. اما ما رهبر مقاومت علیه ایالات متحده در این جهان هستیم و برای همین الهام‌بخش خیلی‌های دیگر می‌باشیم. ما علاقه داریم همین حالت ادامه یابد.»

[[photow02]]

<h4>«هر کس بیشتر برای خودش خرج می‌کند»</h4>

فرارسیدن جشن ایرانی نوروز، امسال بر‌خلاف سال‌های گذشته در رسانه‌های هلند تا اندازه‌ای بازتاب داشت. نوروز که به خاطر وجود هزاران پناهنده عراقی کردتبار در هلند، تاکنون بیشتر به عنوان «سال نوی منحصراً کردی» و «جشن ملی کردها» در رسانه‌های این کشور معرفی می‌شد، امسال در پی پیام نوروزی رییس‌جمهور آمریکا بازتابی دیگر یافت.

روزنامه ان.ار.س نیز در شماره ۲۰ مارس خود مطلبی داشت در مورد جشن نوروز در ایران.
در بخش‌هایی از این نوشتار آمده‌است:

اوباما، رییس‌جمهور آمریکا سال نو را به همه کسانی که نوروز را جشن می‌گیرند شادباش گفت. عید نوروز در ایران مفصلاً جشن گرفته می‌شود و به سرعت نیز در حال تغییر است.

همه پیش از تحویل سال به شدت در حال خرید هستند. همه باید تا قبل از آغاز سال نو ماهی قرمزهای کوچکی خریده‌باشند. این شیفتگی به خرید تا لحظه آخر، نشان می‌هد که هویت شهرنشینی ایرانی هر روز دارد سنت‌های روستایی قدیمی را بیشتر کنار می‌زند. 

امروزه بیش از ۷۰ درصد از جمعیت ۶۸ میلیونی ایران شهرنشین هستند و ۳۰ درصد بقیه نیز به شدت به شهرها وابسته‌اند.

به این خاطر، روش هزینه کردن وقت و پول در ایام نوروزی به شدت در حال تغییر است. این ایام قبلاًً به‌طور سنتی زمانی بود برای گرد‌هم آمدن خانواده‌ها و آمادگی طولانی برای فرارسیدن نوروز.

پیش از این اکثر مردم در حیاط خود حوضچه و ماهی قرمز داشتند. خودشان درخت سیب داشتند ولی امروزه باید همه چیز را بخرند.

از چند فروشگاه لباس پرس و جو می‌کنیم. می‌گویند که سود فروش آن قبلاً در نوروز بسیار افزایش داشت ولی اکنون فرقی نمی‌کند. آن‌ها می‌گویند قبلاً مردم فقط موقع نوروز لباس نو می‌خریدند ولی امروزه طی تمام سال لباس می‌خرند. فروشنده‌ای به ما می‌گوید: «مردم خیلی از قبل بیشتر پول دارند.»

ناصر فکوهی، استاد مردم‌شناسی اجتماعی در دانشگاه تهران برای ما توضیح می‌دهد که چگونه در قدیم که همه خانه‌های بزرگ‌تری داشتند، مهمانی‌های نوروزی می‌دادند و همه فامیل دور هم جمع می‌شدند. او آپارتمان‌نشینی را دلیل کاهش این سنت عنوان می‌کند.

او می‌گوید: «از ده سال پیش مردم شروع کردند به خرج کردن به صورت بیشتر انفرادی. مثلاً خرج کردن برای سفرهای خارجی. الان مردم به کسان دیگر پول می‌دهند تا مقدمات نوروزی را برایشان آماده کنند. در نتیجه شهرنشینی، مهمانی‌های جمعی کم‌تر شده و هر کس بیشتر برای خودش پول خرج می‌کند. البته خیلی‌پولدارترها هنوز می‌توانند ده‌ها نفر از فامیل را برای مهمانی به خانه دعوت کنند.»

<a href="http://www.depers.nl/video/311332/Iran-boent-en-poetst-voor-het-nieuwe-jaar.html"><u>پیوند به فیلم گزارش روزنامه دپرس هلند از آیین‌های نوروز (پس از آگهی)</u></a>

[[photow03]]

<h4>«دخالت مذهبی ایران در مراکش»</h4>

روزنامه دپــِرس در خبری با این عنوان نوشت: ایران می‌کوشد در مراکش رخنه کند و مذهب شیعه را در آن‌جا وارد کند. این مطلب را وزیر خارجه مراکش روز یک‌شنبه ابراز داشت.

اکثریت مردم مراکش، سنی هستند. وزارت خارجه آن کشور معتقد است که ایران سعی دارد از طریق نهادها و سازمان‌های فرهنگی، مذهب شیعه را گسترش بدهد. این وزرات‌خانه می‌گوید که در مراکش چندصد نفر شیعه بیشتر زندگی نمی‌کنند.

این انتقاد یک هفته پس از قطع مناسبات با ایران از سوی مراکش ابراز می‌شود. اظهار تردید به حاکمیت بحرین از سوی یکی از مقامات ایرانی باعث شد تا مراکش سنی‌نشین نیز به نشانه حمایت از بحرین سنی‌نشین، پیوندش را با ایران بگسلد.

[[photow04]]

<h4>«چرا فقط کردها؟»</h4>

هَمَن عبدالله، از روزنامه‌نگاران کردتبار هلند اوایل ماه جاری مصاحبه‌ای داشته با شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل و فعال ایرانی حقوق بشر. این مصاحبه که در بروکسل بلژیک انجام شده این هفته در تارنمای هلندی‌زبان «روداو»، که به مسائل کردهای عراق و پیرامون آن می‌پردازد منتشر شد.

در بخشی از این مصاحبه می‌خوانیم:

پرسش مصاحبه‌گر از شیرین عبادی: یکی از معروف‌ترین زندانیان سیاسی ایران محمدصادق کبودوند است و شما وکیل مدافع او هستید. داستان او در اصل چیست؟

عبادی: کبودوند از مصادیق آشکار نقض حقوق بشر در ایران است. او یک سازمان برای حمایت از حقوق بشر در کردستان ایران تأسیس کرد و برای همین او را محکوم به ۱۰ سال زندان کرده‌اند. او هم‌اینک در زندان است و وضع تندرستی او هم بسیار بد است. بلایی که بر سر او آمده کاملاً ناحق است. من در این مورد دادخواست فرستاده‌ام و امیدوارم نتیجه‌ای بدهد، چون‌که سلول زندان جای مدافعان حقوق بشر و روزنامه‌نگاران نیست.

مصاحبه‌گر: بنا بر یک گزارش که از سوی وزارت خارجه بریتانیا منتشر شده، زنان، پیروان مذهب بهاییت و کردها در ایران بیشتر از همه تبعیض می‌شوند. آیا شما با این گزارش موافقید؟

عبادی: بریتانیایی‌ها لازم نیست گزارش بدهند. ما هفت سال است این را می‌گوییم. اما چرا شما در میان اقوام فقط از کردها اسم بردی؟ چون اصلیت خودت کرد است؟

مصاحبه‌گر: این نظر من نیست. من دارم از گزارشی که وزارت خارجه بریتانیا منتشر کرده حرف می‌زنم و آن‌ها معتقدند که این سه گروه در ایران از همه بیشتر تحت فشارند...

شیرین عبادی: بله ولی برای نمونه بلوچ‌ها از کردها بیشتر تحت فشارند. و همچنین عرب‌زبان‌ها، ترک‌ها، زنان و افراد سکولاری که به دخالت مذهب در حکومت اعتقاد ندارند. هفته پیش حتی چهل تن از دراویش گنابادی دستگیر شدند و خانقاهشان در اصفهان تخریب شد.

مصاحبه‌گر: آیا شما با این حال نسبت به آینده خوش‌بین هستید؟

عبادی: نظر من اینست که زمانی که ملت بخواهد چیزی تغییر کند بالاخره تغییر می‌کند. اما این که چه‌قدر طول می‌کشد؟ باید منتظر شد و دید.

<h4>«یک تجربه جالب اسکواش در ایران»</h4>

تارنمای خبری اسکواش هلند، «اسکواش‌وب» روز ۲۱ مارس در خبری زیر این عنوان نوشت:

ایران جایی نیست که انتظار بازی اسکواش در آن برود. با این حال هفته پیش جام خلیج فارس در آن‌جا برگزار شد.

دیلان بـِنِت، بازیکن هلندی از شهر آیندهوون که نفر شصت‌ودوم جهان است هم در جزیره کیش تا مرحله نیمه‌نهایی راه پیدا کرد.

از او می‌پرسیم کیش چگونه جزیره‌ای است؟ بنت توضیح می‌دهد: جزیره خیلی کوچکی در ساحل جنوبی ایران است. برای رسیدن به آن‌جا باید اول به دبی پرواز کرد و بعد از آن‌جا با یک هواپیمای خیلی کوچک و درب و داغان راه را ادامه داد. فکر کنم دوازده نفر بیشتر جا نداشت و صندلی‌هایش هم خراب بودند ولی سقوط نکرد.

می‌پرسیم: آیا تورنمنت در ایران تجربه مخصوصی بود؟ می‌گوید: بله تجربه مخصوصی بود. زندگی مردم در آن‌جا خیلی فرق دارد و بسیار هم هوای گرمی دارد. ولی اجازه پوشیدن شلوار کوتاه نداشتیم، حتی در کنار دریا. در کل حوصله‌مان آن‌جا سر رفت. صبح بلند می‌شدیم، صبحانه می‌خوردیم، مسابقه را بازی می‌کردیم و شب هم تلویزیون و خواب. دیگر هیچ. بین ۱ بعد‌از ظهر تا ۸ شب همه جا تعطیل است و شب هم که ساعت ۱۰ ما شام‌مان را خورده بودیم تازه مردم محل بیرون می‌آمدند.

می‌پرسیم: آیا مجبور بودید با شلوار بلند هم بازی کنید؟ بنت می‌گوید: خوشبختانه نه. ولی بعضی وقت‌ها بین بازی‌ها بازیکنان می‌خواستند تی‌شرت‌شان را دربیاورند ولی اجازه این کار را نداشتند چون‌که در میان تماشاچیان زن هم نشسته بود. بعد از اولین بار که این کار را کردیم از ما خواستند تا در جایی که تماشاچی‌ها نبینند تی‌شرت‌مان را دربیاوریم.

سوال کردیم: آیا چیزی از نحوه نگاه ایران به غربی‌ها حس کردید؟ بنت: من حس نکردم که مردم از غربی‌ها خوش‌شان نیاید. مسلماً ما را زیر نظر داشتند ولی این مساله در هند هم هست. من به این عادت دارم. مردم آن‌جا خیلی مهربان هستند.

پرسیدیم: آیا در تورنمنت‌های بعدی ایران هم شرکت خواهی کرد؟ بنت پاسخ داد: بله. الان تجربه دارم و می‌دانم که شرایطش چگونه است. زمین‌های بازی و سازمان‌دهی‌شان عالی بود. اما بار دیگر مقداری خوراکی بسته‌بندی با خودم می‌برم که دیگر بعد‌از‌ظهرها که همه جا تعطیل است، این‌قدر بی‌غذا نمانم.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/03/post_135.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/03/post_135.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">رسانه ها</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 24 Mar 2009 13:55:03 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>عصبانیت ایران از دست هالیوود</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>فراخوان عربستان سعودی علیه ایران، قطع رابطه مراکش با ایران، درخواست ایران از اینترپل برای دستگیری اولمرت، پیشنهاد معامله سپر موشکی اوباما در برابر همکاری روسیه علیه ایران، و آزمایش موشک جدید در ایران از عنوان‌های خبری این هفته رسانه‌های هلند بود.

با هم نگاهی داریم به دیگر خبرهای مرتبط در این رسانه‌ها:</small></strong>

<h4>«هویچ بزرگ‌تر، چماق بزرگ‌تر»</h4>

روزنامه تراؤ در شماره هفتم مارس خود چنین نوشت: راهبرد باراک اوباما در قبال ایران با جرج بوش فرق می‌کند. اوباما هم هویچ بزرگ‌تری در دست گرفته و هم چماق تهدیدآمیزتری.

دستی که اوباما در آغاز کارش قول داده بود به سوی دشمنان ایالات متحده دراز کند بالاخره دراز شد: هیلاری کلینتون پنج‌شنبه این هفته در دیدارش از بروکسل پیشنهاد کرد که ایران هم اجازه شرکت در کنفرانس بزرگی که اواخر این ماه در مورد افغانستان برگزار می‌شود داشته باشد.

این نخستین باری است که یک دولت جدید آمریکا به همگرایی با تهران اقدام کرده. در مدت اخیر تنها از واشینگتن همان صداهای خصمانه و «آشنا» شنیده می‌شد.

کلینتون البته روز چهارشنبه همچنان ایران را متهم کرد که سعی دارد در جهان عرب دودستگی بیندازد، از ترور حمایت می‌کند و اسرائیل و اروپا را تهدید می‌کند.

این خبر روزنامه تراؤ در ادامه آورده است: این‌که اوباما احتمال مذاکرات مستقیم با ایران را باز گذاشته، بزرگ‌ترین هویجی است که اوباما در دستش گرفته. ولی از سوی دیگر در همین هفته در بیانیه مشترک شش قدرت بزرگ که در آن به طور دوستانه از ایران خواسته شده تا غنی‌سازی اورانیوم را متوقف کند چماق بزرگی هم دیده می‌شود.

این بیانیه حکایت از ایجاد یک ائتلاف با طیف بین‌المللی وسیع‌تر علیه ایران داشت. اوباما همچنین به روسیه پیشنهاد کرده که در قبال کمک دیپلماتیک روسیه به ایالات متحده علیه ایران، آمریکا نیز در عوض برنامه سپر موشکی‌اش را کنار می‌گذارد.

همچنین تلاش‌های اخیر اوباما برای بیرون آوردن سوریه یعنی بزرگ‌ترین دوست ایران از آغوش ایران نشان می‌دهد که اوباما سرگرم تشکیل یک ائتلاف وسیع است و می‌خواهد ایران را منزوی کند.

در این برنامه، کشورهای عربی و در رأس آن‌ها عربستان سعودی و مصر حمایتی همه‌جانبه از آمریکا می‌کنند. این کشورها که توسط سنی‌ها رهبری می‌شوند از نفوذ ایران شیعی نگران شده‌اند.

هدف نهایی اوباما این خواهد بود که چنددستگی بین‌المللی در مورد برخورد با ایران که در پی روش‌های قلدرانه بوش ایجاد شده را از پیش پا بردارد. در عوض آن، قصد او ایجاد چنددستگی در میان نخبگان ایران است.

البته از این چنددستگی در میان مقامات ایران فعلی خبری نیست: لحن شدید کلینتون و دیگران طی این هفته با واکنشی به همان اندازه نامطبوع از سوی تهران مواجه شده. شاید هم هویج پیشنهادی تأثیر مطلوب خود را بگذارد.

[[photow01]]

<h4>«ایران اسرائیل را تهدید کرد»</h4>

این عنوان خبری از روزنامه آلخمینه داخ‌بلاد در شماره چهارم مارس این روزنامه بود. در این خبر آمده: محمدعلی جعفری، رئیس سپاه پاسداران ایران روز چهارشنبه اعلام کرد که ایران موشک‌هایی دارد که در صورت حمله اسرائیل می‌توانند اسرائیل را هدف قرار بدهند.

جعفری افزود: «این موشک‌ها بیش از دو هزار کیلومتر برد دارند و می‌توانند به آسانی نیروگاه‌های هسته‌ای اسرائیل را هدف قرار دهند.» وی گفت که اگر اسرائیل حمله کند «ایران پاسخ سختی» خواهد داد.

تأسیسات هسته‌ای اسرائیل به نام دیمونا در بیابان نِگِب در جنوب آن کشور قرار دارد. کارشناسان بر این باورند که در این بیابان مواد لازم برای ساخت ۲۰۰ جنگ‌افزار هسته‌ای انبار شده‌است. اسرائیل هیچ‌گاه اجازه انجام یک بازرسی بین‌المللی از مجمتع هسته‌ای خود را نداده و تاکنون هیچ بازرسی بین‌المللی از دیمونا صورت نگرفته‌است.

[[photow02]]

<h4>«سوریه بدون ایران چیزی نیست»</h4>

روزنامه ان.ار.س در تاریخ چهارم مارس مطلبی در مورد تنش‌زدایی آمریکا با سوریه داشت. در بخش‌هایی از این خبر چنین آمده: در این هفته نیز دو فرستاده آمریکایی به سوریه می‌روند تا با مقامات آن کشور گفت ‌و گو کنند. با این اقدام، واشینگتن رسماً سیاست دولت جرج بوش علیه سوریه را عوض کرد.

برای جرج بوش سوریه یک کشور یاغی به شمار می‌آمد: پایگاه اعزام تروریست به عراق، دارای نفوذ نامطلوب در لبنان، ستون اصلی حزب‌الله لبنان و حماس و یک دوست برای ایران.

برخی از این شرایط اکنون عوض شده، ولی سوریه همچنان بر دوستی خود با ایران پافشاری دارد. عبدالله الدَردَری، نایب نخست ‌وزیر سوریه پیش از این در مصاحبه‌ای با روزنامه ان.ار.س احتمال گسست پیمان با ایران را کاملاً رد کرد.

به راستی نیز هم‌پیمانی با ایران تنها سلاحی است که سوریه در تلاش خود برای بازپس‌گرفتن بلندی‌های جولان از اسرائیل در دست دارد. سوریه، به عنوان کشوری فاقد منابع نفتی مهم که از دیگر اهرم‌های فشار نیز محروم است، بدون حماس، حزب‌الله و ایران هیچ نقشی برای ایفا کردن در خاورمیانه ندارد. سوریه تنها از طریق این هم‌پیمانی توانسته تا کنون برای خود نفوذی در منطقه دست و پا کند.

در مطلبی مرتبطٔ روزنامه تراؤ نیز در شماره پنج مارس خود نوشت: ائتلاف سوریه عرب با پارسیان امری نیست که جزو روابط طبیعی به شمار بیاید. ولی سوریه با این انتخاب چیزی که از دست نداده هیچ، صاحب نفوذ هم شده است. با نفوذ فزاینده حزب‌الله در لبنان، نفوذ سوریه هم در آن کشور افزایش می‌یابد.

این هفته به نظر می‌آید که سوریه به ناگهان کلید حل همه چیز شده ‌است. دولت آمریکا هم‌اکنون سرگرم همگرایی با سوریه است زیرا از راه دمشق می‌تواند بر حزب‌الله، حماس و ایران تأثیر بگذارد.

اسرائیل و مصر هم که در تلاش جلوگیری از لشکرکشی نفوذی ایران در منطقه هستند خود را در اردوی آمریکایی مذاکره با سوریه می‌یابند زیرا سوریه به عنوان کانال انتقال سلاح ایرانی به حزب‌الله لبنان برای آن‌ها دارای اهمیت است.

[[photow03]]

<h4>عصبانیت ایران از دست هالیوود</h4>

روزنامه تلگراف روز دوم ماه مارس تحت این عنوان نوشت: ایران از دست صنعت فیلم آمریکا عصبانی است. یکی از همکاران نزدیک به احمدی‌نژاد، رئیس جمهور ایران گفته‌ است که هالیوود باید به خاطر «توهین‌ها و اتهاماتش به ملت ایران» از ایران عذرخواهی کند.

جواد شَمقَدری این انتقاد خود را دیروز در حین بازدید هیأت «فرهنگستان هنرها و علوم تصاویر متحرک» از تهران بیان کرد. فرهنگستان نام‌برده نهادی است که هر ساله اهدای جایزه اسکار را بر عهده دارد.

شمقدری به طور صریح از دو فیلم نام برد که در نظر او در مورد ایران «دروغ‌پراکنی» می‌کنند. این دو فیلم «بدون دخترم هرگز» و فیلم «۳۰۰» بودند.

هیأت هالیوود قرار است روز هفتم مارس با فیلمسازان ایرانی دیدار کند ولی شمقدری در مورد انجام این قرار شک دارد. وی می‌گوید: «چگونه می‌توانیم با فیلمسازان آمریکایی نشست درستی داشته باشیم در حالی که آن‌ها ملت ایران و انقلاب را مورد اهانت و تحقیر قرار می‌دهند؟»

[[photow04]]

<h4>زمین بم همچنان فرو می‌رود</h4>

روزنامه ان.ار.س در شماره پنج مارس نوشت: زمین واقع روی مرکز ژرف زمین‌لرزه بم در سال‌های پس از این زلزله رفته‌رفته پایین رفته و فروکش کرده ‌است. زمین‌لرزه بم در سال ۲۰۰۳ رخ داد و منطقه بم در جنوب شرقی ایران را نابود کرد.

به گزارش نشریه نیچر و از قول زمین‌فیزیکدانان آمریکایی، اندازه‌گیری‌های راداری که با کمک یک ماهواره انجام شده این امر را آشکار کرده ‌است. سازمان فضاپیمایی ای‌اس‌اِی در مدت سه سال و نیم پس از زمین‌لرزه بم روی منطقه اندازه‌گیری راداری کرده و به این نتیجه رسیده ‌است. این نخستین باری است که دانشمندان دگرریختی زمین پس از یک زمین‌لرزه را اندازه‌گیری کرده‌اند.

<h4>خیمه‌شب‌بازی ایران و اسرائیل</h4>

روزنامه تراؤ در یکی از شماره‌های اخیر خود خبری با این مضمون داشت. در بخشی از این خبر آمده ‌است: جاسوسی، رشوه، ارعاب، کبوترهای دوربین‌دار، قتل. همه این‌ها در داستان‌های مربوط به تلاش اسرائیل برای جلوگیری از «بمب اتم» ایران به گوش می‌رسد.

البته هیچ‌کس نمی‌داند واقعیت کدام است و بخش تخیلاتی‌اش کدام است زیرا خبرهای انحرافی و نشت عمدی اطلاعات درست و غلط هم جزئی از این خیمه‌شب‌بازی است. اما یک چیز مشخص است: اسرائیل دارد برای جلوگیری از دست‌یابی ایران به بمب اتم هر کاری می‌کند.

ایران پیش از این اعلام کرد که در نطنز دو کبوتر را «دستگیر کرده» که حلقه‌های فلزی و سیم‌های «نامرئی» به بدن آن‌ها وصل شده ‌بود. یک سال پیش از این هم در ایران سنجاب‌هایی مجهز به دستگاه موقعیت‌یاب جهانی، ابزار شنود و دوربین‌های کوچک بازداشت شده ‌بودند.

[[photow05]]

<h4>تمرین هلندی‌ها در ایران</h4>

تارنمای خبری فوتبال پریمور روز آدینه گذشته نوشت: تیم ملی هلند احتمالاً در ماه اکتبر یک اردوگاه تمرینی در ایران برپا می‌کند تا با تیم این کشور آسیایی بازی کند. پیشنهاد دیگر، یعنی تمرین فوتبال در استرالیا برای تیم ملی هلند از جاذبه کافی برخوردار نبود و تیم ملی هلند این پیشنهاد را رد کرد.

منبع خبری فوتبال‌نیوز نیز نوشت: تیم فوتبال هلند تاکنون یک بار با ایران بازی داشته. در جام جهانی ۱۹۷۸ تیم هلند به مربی‌گری ارنست هاپل ایران را سه هیچ برد. ضربه‌های سه‌گانه روب رنسن‌برینک برای هلند در آن بازی ثمربخش بود.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/03/post_134.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/03/post_134.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">رسانه ها</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 10 Mar 2009 12:30:34 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«ایران دل بحرین را شکست»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>نامیدن ایران به عنوان «بزرگ‌ترین تهدید برای موجودیت اسرائیل» از سوی بنیامین نتانیاهو، کاهش سرعت توسعه برنامه هسته‌ای ایران، پیش‌راه‌اندازی نیروگاه اتمی بوشهر،‌ محکومیت چند تن بهایی در ایران به عنوان جاسوسی، عدم موافقت وزیر خارجه هلند با مسأله فشار بر اسرائیل برای پرداخت هزینه بازسازی غزه، و همچنین نظر این وزیر مبنی بر این‌که ایران باید در پرداخت هزینه بازسازی غزه همکاری کند، از خبرهای این هفته در رسانه‌های هلندی بود.

با هم مروری داریم بر دیگر خبرهای این رسانه‌ها در پیوند با مسایل ایران:</small></strong>

<h4>«اورانیوم کافی برای یک عدد بمب اتم در ایران»</h4>

روزنامه آلخمینه داخ‌بلاد در تاریخ بیستم فوریه با درج این عنوان چنین نوشت: ایران سرعت برنامه غنی‌سازی اورانیوم خود را کاهش داده ‌است اما مقادیر سوخت هسته‌ایش را به اندازه‌ای افزایش داده که در صورت غنی‌سازی بیشتر می‌تواند برای ساخت یک بمب اتم کافی باشد.

این مطلب در گزارش محرمانه‌ای از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که به دست خبرگزاری رویترز افتاده دیده می‌شود. اندوخته اورانیوم غنی‌ شده ضعیف در ایران از ۴۸۰ کیلوگرم در ماه اوت به ۱۰۱۰ کیلوگرم در این ماه رسیده‌ است. اگر روی این مقدار، غنی‌سازی بیشتر انجام بگیرد سوخت کافی برای یک عدد بمب اتم به‌دست می‌آید.

آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای معتقد است که هنوز دو تا پنج سال لازم است تا ایران بتواند بمب اتم بسازد. در این اثنا، ارتش اسرائیل ایران را «تهدیدی برای موجودیت اسرائیل» نامیده است.

[[photow01]]

<h4>«۱۱ سال حبس برای تجزیه‌طلب ایرانی»</h4>

رسانه‌های این هفته هلند خبرهای گوناگونی در مورد فردی ایرانی‌تبار به نام عبدالله المنصوری گزارش کرده‌اند. این رسانه‌ها که در تاریخ آبان ۱۳۸۶خبر از صدور حکم اعدام برای او در ایران داده‌ بودند طی هفته گذشته خبر حکم ۳۰ سال زندان و روز ۲۳ فوریه این هفته خبر از ۱۱ سال حبس برای او دادند.

محتوای این خبرها به شخصی به نام فالح عبدالله المنصوری مربوط می‌شود. وی که سال‌های اخیر را در ایران در بازداشت به‌سر برده از نظر دولت ایران تنها ملیت ایرانی دارد؛ در صورتی که از نظر دولت هلند فردی با ملیت هلندی به شمار می‌آید.

به گزارش روزنامه ان.ار.س هلند، المنصوری یکی از درجه‌داران پیشین ارتش ایران است که در حین جنگ ایران و عراق، یعنی در سال ۱۹۸۷ به رژیم صدام حسین پناهنده شد و پس از اقامت در بغداد، به عنوان پناهنده به شهر ماستریخت هلند منتقل شد.

همکاری با دشمن از سوی شهروند یک کشور به هنگام جنگ در قوانین بیشتر کشورها یکی از بزرگ‌ترین جرم‌ها است. المنصوری بعداً در هلند گروهی تجزیه‌طلب به نام «سازمان آزادی‌بخش الاحواز» تأسیس کرد.

فالح عبدالله المنصوری در هلند به خاطر فعالیت‌هایش در زمینه همکاری با سازمان عفو بین‌الملل از سوی ملکه هلند نشان افتخار و درجه اورانیه ـ ناساو دریافت کرد که از بالاترین درجات افتخار کشور هلند است.

به گفته رسانه‌های هلند، دولت ایران او را با جریانات بمب‌گذاری‌های اهواز مرتبط می‌داند. این هفته پس از دریافت خبر از سوی مقامات هلند مبنی بر حکم سی سال زندانی برای عبدالله المنصوری، سفارت هلند در تهران از مقامات ایرانی در این باره توضیح خواسته‌ است.

بنا بر خبرهای روز ۱۸ فوریه رسانه‌های هلند، سخنگوی وزارت خارجه هلند روز چهارشنبه این مطلب را گزارش کرده‌است.

[[photow02]]

<h4>خائن به کشور یا فعال حقوق بشر</h4>

در خبری که روز ۲۳ فوریه به عنوان خبر اول بخش داخلی روزنامه ان.ار.س منتشر شد حکم زندانی عبدالله المنصوری ۱۱ سال اعلام شده‌است. در این خبر آمده: آقای دادخواه، وکیل مدافع عبدالله المنصوری که از همکاران شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل نیز هست پس از حضور در جلسه دادگاه تائید کرد که المنصوری به ۱۱ سال حبس محکوم شده‌است.

بنا‌‌بر‌این خبر جرم او «تبلیغات علیه نظام» اعلام شده ‌است. به گفته آقای دادخواه،‌ به ویژه اظهارات همسر المنصوری که پس از فرارشان به عراق در زمان جنگ ایران و عراق بیان شد باعث این محکومیت شده‌است. دادخواه می‌گوید: «این دادرسی عادلانه نبود زیرا که او مسئول گفته‌های زن خود نیست.»

عدنان المنصوری پسر ۳۵ ساله عبدالله المنصوری چندین بار در رسانه‌های هلند اعلام کرده‌ بود که پدرش حکم اعدام می‌گیرد و دولت هلند باید هفتاد هزار یورو به ایران بدهد تا از این اعدام جلوگیری کند.

رسانه‌های هلند از عبدالله المنصوری همچنان به عنوان «فعال حقوق بشر» یاد می‌کنند و برای استان خوزستان در جنوب ایران از عنوان «منطقه الاحواز» (که در سایت‌های حزب المنصوری با این دیکته یعنی با ح حطی نوشته می‌شود) استفاده می‌کنند.

در نقشه‌هایی که طی سال‌های اخیر مکرراً از سوی سازمان المنصوری در سراسر رسانه‌های هلندی به نمایش در آمده تمامی نیمه جنوبی ایران شامل فارس و اصفهان و غیره، منطقه‌ای به نام «الاحواز» نام گرفته و در آن‌ها برای خلیج فارس نیز از نامی جعلی استفاده شده.

در بخش پیشینه خبرها در روزنامه‌های گوناگون هلند حزب المنصوری به این گونه معرفی شده‌است: «سازمان آزادی‌بخش احواز برای منافع اقلیت عرب در منطقه الاحواز ایران کوشش می‌کند و هدفش استقلال آن منطقه است.»

روزنامه ان.ار.س در شماره ۲۳ فوریه خود «سنی بودن مردم الاحواز» و «دریافت روزانه تنها چند ساعت درس به زبان عربی در مدارس الاحواز» را دلایل «نارضایتی مردم» در آن منطقه فرضی عنوان کرده ‌است.

این روزنامه می‌افزاید: «جنبش المنصوری ادغامی است از گروه‌های پان‌عربیست سکولار. یکی از این گروه‌ها یعنی دی.آر.اف.ال.اِی در سال ۱۹۸۰ کارکنان سفارت ایران در لندن را گروگان گرفت. در سال ۲۰۰۵ نیز گروه‌هایی که ایدئولوژی همسان با المنصوری دارند مسئولیت بمب‌گذاری‌های الاحواز را پذیرفتند. در آن بمب‌گذاری‌ها ۲۴ شهروند ایرانی کشته شدند.»

برنامه نوفا در تلویزیون هلند نیز فیلم‌هایی از تارنمای گروه المنصوری نشان داد که در آن افراد مسلحی دیده می‌شوند که در حال پرتاب خمپاره و ساختن بمب هستند. روزنامه ان.ار.س همچنین مصاحبه کوتاهی داشته با منصور قنواتی، سردبیر روزنامه کارون که به گفته ان.ار.س بزرگ‌ترین روزنامه خوزستان است.

منصور قنواتی پس از شکایت از نحوه بودجه‌بندی برای استان خوزستان می‌افزاید: «اما تنها گروه کوچکی از ایدئولوژی تندرو المنصوری پیروی می‌کنند. سازمان منصوری مسئول چندین بمب‌گذاری در استان خودشان هستند که در اثر آن‌ها بسیاری از مردم عادی کشته شدند.‌»

<a href="http://www.nrc.nl/binnenland/article2160590.ece/Activist_Al-Mansouri_krijgt_niet_30%2C_maar_11_jaar_cel"><u>پیوند به خبر ان.ار.س</u> (برای مشترکان)</a>

[[photow03]]

<h4>«ایران دل بحرین را شکست»</h4>

این عنوان خبری است از روزنامه دست راستی اِلسِفیر در تاریخ ۱۹ فوریه. در بخش‌هایی از این خبر آمده: بحرین روز پنج‌شنبه مذاکراتش با ایران در مورد یک قرارداد گاز را متوقف کرد. این کشور از اظهارات یک روحانی برجسته ایران احساس دل شکستگی می‌کند.

این روحانی هفته پیش گفته ‌بود که بحرین تا سال ۱۹۷۰ استان چهاردهم ایران بوده‌ است. بحرین معتقد است که اظهارات علی‌اکبر ناطق نوری، رئیس پیشین مجلس ایران نشان می‌دهد که ایران هنوز ادعاهای خود نسبت به این جزیره را کنار نگذاشته ‌است.

شیخ خالد بن احمد الخلیفه، وزیر خارجه بحرین این اظهارات را نقض حاکمیت بحرین و «تحریف واقعیات تاریخی» عنوان کرد. روزنامه السفیر می‌افزاید: «بحرین توسط یک گروه سنی اداره می‌شود. جمعیت فقیر آن اکثراً شیعه هستند و به این خاطر با ایران که این جزیره را در سده هفدهم به مدت کوتاهی اداره کرد احساس نزدیکی بسیار می‌کنند.»

در ادامه خبر آمده ‌است: جزیره بحرین در سال ۱۹۷۰ و در پی یک همه‌پرسی که به قیمومیت بریتانیا پایان داد به استقلال رسید. پس از انقلاب ۱۹۷۹ در ایران روابط دو کشور به سردی گرایید ولی در سال ۲۰۰۷ با بازدید محمود احمدی‌نژاد از بحرین روابط رو به بهبود گذاشت.

وزارت خارجه ایران روز پنج‌شنبه اظهارات ناطق نوری را رد کرد. بر پایه بیانیه‌ای که بر روی تارنمای این وزارت‌خانه منتشر شده ایران به استقلال بحرین احترام می‌گذارد و «هیچ ادعای ارضی بر این جزیره ندارد.»

[[photow04]]

<h4>مژده: خاتمی به صحنه برگشته</h4>

شبکه خبری بی‌ان‌ار در یکی از برنامه‌های خود در هجدهم فوریه چنین آورد: ریچارد هولبروک، فرستاده اوباما، رئیس جمهور آمریکا به افغانستان درهای روابط دوباره با ایران را مقداری بازتر گذاشته‌ است.

وی اظهار داشت که برای چاره‌جویی مشکلات افغانستان مشخص است که ایران به عنوان همسایه افغانستان «می‌تواند نقش قانونی خود را ایفا کند». انتخاب واژه‌ها از سوی هولبروک یعنی «ایفای نقش قانونی از سوی ایران» واقعاً جالب است.

اوباما آشکارا آمادگی خود را برای گفت ‌و گو با ایران اعلام کرده‌ بود و احمدی‌نژاد،‌ رئیس جمهور ایران هم هفته گذشته با لحنی تشویق‌آمیز به این اعلام آمادگی پاسخ داد. با وجود مسایل دشواری که میان این دو کشور وجود دارد به هر حال این گونه لاس زدن‌های سیاسی بخت بهتری برای بهبود روابط به دست می‌دهد تا زبان دشنام و تهدید.

منطق مسأله آشکار است: هم برای چاره‌جویی مسایل افغانستان و هم برای پرسمان عراق، مشارکت ایران اجتناب‌ناپذیر است. حال که ترکیه در کردستان عراق و عربستان سعودی در بخش سنی‌نشین عراق نفوذ زیادی دارند ایران نیز می‌خواهد تا کنترلش را بر اکثریت شیعه عراق حفظ کند.

ایران همچنین مایل نیست که افغانستان به دست نیروهای شدیداً سنی‌مذهب طالبان بیفتد، همان نیروهایی که ایران یازده سال پیش نزدیک بود با آن‌ها وارد جنگ بشود. این‌ها همه منطقی است.

یادمان نرود که ایران پس از یازده سپتامبر کاملاً از آمریکا حمایت کرد و در زمینه آمادگی برای جنگ علیه افغانستان از لحاظ دیپلماتیک، لجستیکی و اخلاقی همکاری بسیار مفیدی با آمریکا داشت.

جرج بوش این روی خوش ایران را در تاریخ ۲۹ ژانویه ۲۰۰۲ با سخنرانی بحث‌انگیز محور شرارت پاسخ داد. ایران هم با برنامه مناقشه‌آفرین هسته‌ای خود روابط را تضعیف کرد. پس از این که در سال ۲۰۰۵ محمد خاتمی، رئیس جمهور معتدل در برابر متعصب محافظه‌کار یعنی احمدی‌نژاد شکست خورد شکاف میان ایران و غرب به سرعت بیشتر شد.

خبر خوب و مژده این است که خاتمی به عنوان کاندیدا در برابر احمدی‌نژاد دوباره به صحنه سیاست برگشته. شبکه الجزیره معتقد است که او شانس خوبی برای انتخاب شدن دارد، ‌به ویژه به این خاطر که ارمغان رئیس جمهور کنونی برای مردم ایران بیشتر از همه بدبختی بوده ‌است.

تحریم‌های آمریکا تأثیر خود را گذاشته،‌ سقوط بهای نفت به فقر بیشتر انجامیده و ایرانی‌ها دیگر از این انزوا خسته شده‌اند. بنابر‌این اکنون برای اوباما یک شانس طلایی ایجاد شده و او اگر در زمان درست، بتواند درست عمل کند شاید بتواند جهان را به سوی آشتی ببرد.

<h4>«خودداری لاهه از دعوای دیپلماتیک با ایران»</h4>

روزنامه آلخمینه داخ‌بلاد روز ۱۷ فوریه در ویژه‌نامه شهر لاهه خود زیر این عنوان نوشت: شهرداری لاهه به سفارت ایران در این شهر یک اعتراض‌نامه رسمی فرستاده ‌است. در این نامه از سفارت‌خانه ایران خواسته شده تا اتاقک‌های پارکینگ خودرو را که توسط آن سفارت‌خانه به صورت غیرقانونی ساخته شده ‌است تخریب کند.

البته این نامه اعتراضیه اثری نخواهد داشت چرا که محوطه سفارت‌خانه هر کشور قانوناً جزئی از خاک آن کشور به شمار می‌رود. با این حال انجمن محل محله داین‌وِخ که سفارت‌خانه ایران در آن قرار دارد از شهرداری خواسته تا با ایران با شدت برخورد کند و ضرب‌الاجلی به سفارت ایران بدهد.

اما شهرداری، رودررو شدن با سفیر بر سر این موضوع را کار عاقلانه‌ای نمی‌داند. علاوه بر این پیمان وین خودمختاری دیپلماتیک را برای محوطه‌های سفارت‌خانه‌ای تضمین کرده‌است.

سفارت ایران پس از آن‌که در سال ۲۰۰۰ پیام‌های تهدیدآمیزی مبنی بر حمله مخالفان به ساختمان سفارت دریافت کرد تصمیم به ساخت این اتاقک‌ها گرفت. رایزن سفارت ایران می‌گوید که ساخت این پنج اتاقک که برای امنیت خودروهای سفارت صورت گرفته یک‌جانبه روی نداده و ایران برای این کار با شهرداری و وزارت خارجه هلند مشورت کرده ‌است.

اما شهرداری لاهه به ایران اعلام کرد که این کار با طرح هادی شهر لاهه مغایرت دارد ولی سفارت ایران همچنان به ساخت اتاقک‌ها ادامه داد. مردم محل از این امر ناراضی‌اند و همچنان به شکایات خود ادامه می‌دهند.

[[photow05]]

<h4>«بر سر توقف بمباران‌های ایران توافق نشده»</h4>

منبع خبری هلندی‌زبان «آزادی دات ان‌ال» که به امور کردستان عراق و مناطق مجاور می‌پردازد در خبری به تاریخ ۱۷ فوریه نوشت:

جبار یاور، سخنگوی امور دفاعی دولت منطقه‌ای کردستان عراق اعلام کرد که میان این دولت منطقه‌ای و جمهوری اسلامی ایران توافقی در پیوند با توقف بمباران روستاهای کردستان عراق از سوی ایران امضا نشده ‌است.

رسانه‌های گوناگون هفته گذشته خبر دادند که دولت منطقه‌ای کردستان عراق و دولت ایران قراری را مبنی بر توقف بمباران روستاها امضا کرده‌اند. ناظم عمر دباغ، نماینده دولت منطقه‌ای کردستان عراق در تهران نیز خبر داد که ایران از ۱۴ فوریه ۲۰۰۹ بمباران روستاهای کردنشین مرز عراق را متوقف کرده‌است.

روزنامه بین‌المللی عربی شرق‌الوسط نیز مصاحبه‌ای با ناظم عمر دباغ منتشر کرد که در آن خبر توقف بمباران‌ها تأئید شد. اما جبار یاور در بیانیه‌ای اعلام کرد که دولت منطقه‌ای کردستان عراق اختیار امضا چنین توافق‌نامه‌ای را با ایران ندارد و این‌گونه توافقات باید میان تهران و بغداد صورت بگیرد.

<h4>«مگر میزبان ایرانی نمی‌تواند بیاید؟»</h4>

منبع خبری روداو (به معنی رویداد)، از منابع خبری کردهای عراقی که به زبان هلندی منتشر می‌شود در خبری مورخه شانزدهم فوریه درباره وضعیت بحرانی حزب اتحادیه میهنی کردستان نوشت. در بخشی از این خبر آمده ‌است:

اختلافات داخلی اتحادیه میهنی کردستان طی آخر هفته گذشته نزدیک بود به رخدادهای خشونت‌بار بیانجامد. برخی از رهبران این حزب تصمیم گرفته‌اند تا نوشیروان مصطفی، از بنیان‌گذاران اصلی اتحادیه میهنی کردستان را از حزب اخراج کنند و مخالفت رهبران دیگر با این تصمیم باعث اخراج پنج رهبر دیگر این حزب نیز شد.

پس از اعلام این خبر جو درون دفاتر حزب در شهرهای کردنشین عراق به مرحله بحرانی نزدیک شد و تمامی یگان‌های ارتش و نیروهای امنیتی فراخوانده شدند تا برای درگیری‌های احتمالی آماده باشند.

جلال طالبانی، رهبر اتحادیه میهنی که هم‌اینک رئیس جمهور عراق نیز هست در پاسخ به خبر این اخراج‌ها گفت: «من با مقامات بلندپایه ایرانی قرار دارم و نمی‌توانم برای گفت‌ و گو در مورد رهبران اخراجی به کردستان بیایم.»

یکی از ناظران سیاسی کُرد در پی انتشار این خبر گفت: «مگر میزبان عزیز ایرانی رئیس جمهور نمی‌توانست برای بازدید او به کردستان بیاید؟»]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/02/post_133.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/02/post_133.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">رسانه ها</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 23 Feb 2009 18:00:05 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ایران آماده گفت و گو با آمریکا</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>تکذیب وجود جنگ‌افزار ایرانی در کشتی قبرسی از سوی مقامات ایران، انتشار گزارشی از نمایش هنرهای مدرن ایرانیان در لندن در روزنامه ان.ار.س زیر عنوان «هنر بحث‌انگیز عربی»، و برنده شدن فیلم ایرانی «درباره الی» در جشنواره برلین، از جمله خبرهای رسانه‌های هلند طی هفته گذشته بود.

با هم نگاهی داریم به دیگر خبرهای مرتبط با ایران در این رسانه‌ها در هفته‌ای که گذشت:</small></strong>

<h4>ایران آماده گفت و گو با آمریکا</h4>

روزنامه دپرس در خبری به تاریخ ۱۰ فوریه نوشت: تهران از یک تغییر بنیادین در رویکرد آمریکا به ایران استقبال خواهد کرد و آماده است بر اساس احترام متقابل با ایالات متحده گفت‌ و گو کند. این را محمود احمدی‌نژاد،‌ رییس جمهور ایران روز سه‌شنبه گفت.

این رییس جمهوری به شدت محافظه‌کار در یک همایش چنین گفت: «دولت جدید آمریکا اعلام کرده که خواستار تغییرات است و در جهت گفت‌ و گو گام برمی‌دارد. بدیهی است که یک تغییر واقعی باید تغییری بنیادین باشد و نه تاکتیکی. و این هم بدیهی است که ملت ایران از تغییرات واقعی استقبال می‌کند.»

احمدی‌نژاد افزود: «ملت ایران آماده گفت ‌و گو است ولی مذاکرات باید در فضایی صادقانه و با احترام متقابل صورت بگیرد.» روزنامه دپرس افزود: این دو کشور از زمان گروگان‌گیری سال ۱۹۷۹ دیپلمات‌های آمریکایی در تهران که توسط دانشجویان تندرو صورت گرفت روابط دیپلماتیک خود را قطع کرده‌اند.

[[photow01]]

<h4>احمدی‌نژاد ایران را ابرقدرت اعلام کرد</h4>

روزنامه تراؤ در شماره یازدهم فوریه خود با درج این عنوان، در بخشی از یک گزارش از مراسم سی‌امین سال انقلاب ایران چنین نوشت:

چه در سخنرانی‌های مقامات و چه در صحبت‌هایمان با شهروندان حاضر در مراسم یک پیام اصلی به چشم می‌خورد: ایران می‌خواهد که او را جدی بگیرند و با او مانند یک ملت درجه دو رفتار نکنند.

چه مسأله غنی‌سازی اورانیوم باشد و چه پرتاب ماهواره، ایران می‌خواهد و حق هم دارد که بخواهد به عنوان یک ملت پیشرو در علم دیده شود. رییس جمهور حتی در سخنرانی‌اش ایران را رسماً یک ابرقدرت اعلام کرد.

هر کس در این مراسم در میدان آزادی تهران با آدم‌ها صحبت کند داستان‌های بی‌شماری از شکوه انقلاب، حکومت و پیشرفت علمی ایران خواهد شنید. اما منتقدان هم بسیارند ولی آن‌ها در خانه نشسته‌اند. فربد ۵۳ ساله که یک کارمند است از خیابان‌های اطراف رد می‌شود ولی کاری به جمع میدان آزادی ندارد.

او می‌گوید: «مگر دیوانه شده‌ام در این مراسم شرکت کنم. انقلاب برای من هیچ نتیجه‌ای نداشته. با این اوضاع وخیم اقتصادی کشورمان، دیگر زندگی‌ام نمی‌چرخد. با دردسر بسیار خرج تحصیل دو پسرم را دادم،‌ ولی فکر می‌کنید کار پیدا خواهند کرد؟ من آرزوی زمان شاه را دارم. عجب آزادی‌ای داشتیم. امیدوارم فرزندانم بتوانند روزگاری چنین دوره‌ای را تجربه کنند.»

[[photow02]]

<h4>انقلاب مخملی در ایران از راه دور</h4>

روزنامه آلخمینه داخ‌بلاد در شماره نهم فوریه خود خبری داشت تحت این عنوان از رضا پهلوی که مصاحبه‌ای با او در تلویزیون هلند نیز بازتاب یافت. در این خبر آمده‌ است: «ایران در آستانه یک انقلاب مخملی قرار دارد.»

این سخنی است از رضا پهلوی، پسر شاه ایران که سی سال پیش یعنی بعد از «انقلاب اسلامی» از ایران گریخت. این روزنامه ادامه می‌دهد: رضا پهلوی در سکوت، ائتلافی از نیروهای اپوزیسیون را در درون و بیرون از ایران رهبری می‌کند.

پهلوی می‌گوید: «با وجود تمامی تفاوت‌های ایدئولوژیکی یک حس مشترک در ما وجود دارد و آن این است که ما یک دشمن داریم و آن هم رژیم است. ما خواستار برقراری یک نظام دموکراسی در ایران هستیم.»

رضا پهلوی روز گذشته در پاریس طرح‌های خود را برای یک دگرگونی صلح‌آمیز سیاسی در ایران شرح داد. وی در این زمینه گفت: «تحریم‌های بین‌المللی کافی نیستند. فشار باید از داخل وارد شود. برای ایجاد تغییر باید خود مردم مقاومت نشان دهند. کارگران، دانشجویان، زنان، اقلیت‌های قومی و به طور خلاصه همه بخش‌ها باید کمپینی از نافرمانی مدنی را به اجرا بگذارند، بدون خونریزی‌، ‌بدون دخالت خارجیان.»

وی افزود: «زمانی که حکومت اسلامی برود یک دولت انتقالی می‌تواند همه‌پرسی برگزار کند. آن زمان مردم می‌توانند انتخاب کنند که برای نمونه مجدداً خواهان پادشاهی هستند یا یک جمهوری دموکراتیک می‌خواهند.»

آرزوهای خود رضا پهلوی فروتنانه است. وی می‌گوید: «اعطای یک نقش سیاسی به من به عنوان یک هدیه خواهد بود. اما این موضوعی نیست که من به دنبالش باشم. نقش من تنها نقش یک  فرد میهن‌دوست است.»

رضا پهلوی از زمان گریز پدرش در سال ۱۹۷۹ از ایران، در کشورهای مراکش، مصر و ایالات متحده زندگی کرده است.

<h4>دماغ‌های جدید در ایران زیادی شده</h4>

روزنامه آلخمینه داخ‌بلاد در شماره پانزدهم فوریه خود با درج این عنوان چنین نوشت: آیا قرار است به طور اتفاقی در بهار آینده به ایران سفر کنید؟ اگر این طور است پس مواظب درهای تاکسی‌ها باشید.

در سال گذشته در تهران درب تاکسی‌ها به صورت ۱۵ زن هلندی خورده و پس از آن پزشک‌ها در بیمارستان اعلام کرده‌اند که برای آن‌ها عمل بینی لازم است. آیا این یک شوخی است؟ هم آره و هم نه.

در خلال سال ۲۰۰۸ پانزده زن هلندی ایرانی‌تبار برای عمل جراحی بینی که می‌گویند به خاطر ضربه درب تاکسی بوده از یک شرکت بیمه هلندی تقاضای پول کرده‌اند. اما این شرکت که آخمِئا نام دارد اعلام کرده که درخواست‌های عمل بینی از ایران را به عنوان فریبکاری قلمداد می‌کند و می‌خواهد علیه این خانم‌ها اقداماتی قانونی انجام بدهد.

آقای اَرتمان، معاون رییس شرکت آخمئا می‌گوید: هر ساله تعداد زیادی از افراد به کشورهایی مثل ترکیه، مراکش، ایران و مجارستان می‌روند که عمل‌های دندان و زیبایی ارزان‌تر است و بعد به ما اعلام می‌کنند که برای آن‌ها حادثه رخ داده تا به این وسیله عمل‌های خود را مجانی تمام کنند.

[[photow03]]

<h4>ایران هفت ماهواره می‌سازد</h4>

منبع خبری فوک‌نیوز روز دوازدهم فوریه زیر این عنوان نوشت: به گزارش خبرگزاری فارس، محمد سلیمانی، وزیر ارتباطات ایران روز پنج‌شنبه از ساخت هفت ماهواره جدید در ایران خبر داد.

این خبر دو هفته پس از پرتاب ماهواره ساخت ایران به مداری در فضا اعلام می‌شود. پرتاب این ماهواره باعث نگرانی‌های جدیدی در غرب نسبت به طرح‌های نظامی این کشور اسلامی شد.

قطعنامه‌های متعدد شورای امنیت سازمان ملل برای مهار جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران ظاهراً تا کنون هیچ نتیجه‌ای نداده‌است. وزیر ارتباطات ایران روز پنج‌شنبه نگفت که این ماهواره‌های جدید چه زمانی پرتاب خواهند شد.

<h4>قوی‌ترین موتور گازسوز ساخت ایران است</h4>

منبع خبری نو.دات.ان‌ال روز شانزدهم فوریه در خبری نوشت: شرکت ایران خودرو مدعی است که موتوری گازسوز با ۱۵۰ اسب قدرت ساخته ‌است. این موتور با این حساب نیرومندترین موتور گازی در جهان است.

با این‌که ایران یک کشور نفتی است ولی ایرانیان تلاش زیادی در زمینه سوخت‌های جایگزین می‌کنند و این یک ضرورت تلخ است زیرا ‌که تهران یکی از آلوده‌ترین شهرهای جهان است.

هم اینک در ایران دویست و پنجاه هزار خودرو، داوطلبانه یا اجباری، گازسوز شده‌اند. بیشتر آن‌ها اتوبوس‌ها، تاکسی‌ها و خودروهای دولتی هستند. تا کنون ما خودروی اپل زافیرا با توربوی ۱.۶ لیتری را به عنوان قوی‌ترین خودروی گازسوز می‌شناختیم ولی الان ایران خودرو ادعا می‌کند که خودروی جدید سمند سورن ای‌ال‌ایکس هم ۱۵۰ اسب قدرت دارد.

بنابر‌این اکنون سر و کله رقیبی از یک گوشه غیرمنتظره پیدا شده ‌است. این خودرو را در تهران به نمایش گذاشته‌اند ولی اطلاعاتی که از ایران می‌رسد کامل نیست. برای نمونه نه از حجم سیلندر این خودرو حرفی زده شده و نه حتی از تعداد سیلندرهای آن.

[[photow04]]

<h4>پگاه سرانجام اقامت گرفت</h4>

منبع خبری کوک، از منابع خبری حقوق همجنس‌گرایان در هلند روز دوازدهم فوریه در خبری نوشت: پگاه،‌ یک زن ایرانی همجنس‌گرا که در سال ۲۰۰۷ از سوی مقامات بریتانیا تهدید به بازگرداندن به ایران شده ‌بود سرانجام اجازه اقامت در بریتانیا را دریافت کرد.

این خبر از سوی آرشام پارسی، سخنگوی سازمان «ایران کوئیر ریلرود» که سازمانی برای دفاع از حقوق پناهجویان همجنس‌گرای ایرانی است اعلام شده‌ است. پگاه چهار سال پیش یعنی زمانی که مقامات ایرانی به گرایش جنسیتی‌اش پی بردند به بریتانیا گریخت.

دوست دختر او را دستگیر کردند، شکنجه کردند و سپس او را محکوم به مرگ کردند. با این حال درخواست پناهندگی او از سوی مقامات بریتانیا رد شد و او در تابستان ۲۰۰۷ تهدید به بازگشت به ایران شد.

اعتراضات بین‌المللی از جمله اقدامات انجمن کوک در هلند که منجر به راه یافتن این مسأله به پارلمان هلند شد باعث شد تا پگاه را بازنفرستند. این اقدامات باعث شد تا مقامات بریتانیایی ناچار به بازگشایی پرونده او شوند.

این مقامات کار بررسی دوباره پرونده پگاه را یک و سال نیم به درازا کشاندند ولی سرانجام پاسخ مثبت در نامه‌ای به او ارسال شد. پگاه می‌گوید که سخت می‌تواند باور کند که از امروز دیگر آزاد است.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/02/post_132.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/02/post_132.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">رسانه ها</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 16 Feb 2009 16:30:42 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نظر مثبت ایران به فرستاده آمریکا</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>نامزدی محمد خاتمی در انتخابات بعدی ریاست جمهوری ایران، تشکر رییس حماس از ایران، «ارعاب» شورای بریتانیا در تهران از سوی مقامات ایران، تردید ایران به نیات ایالات متحده،  مسایل برنامه هسته‌ای ایران، تأئید حکم قصاص کوری برای اسیدپاش ایرانی و درخواست تحریم بیشتر ایران از سوی آلمان از موضوعات خبری هفته گذشته در رسانه‌های هلند بود.

با هم نگاهی داریم به دیگر خبرهای مرتبط با ایران در این رسانه‌ها در هفته‌ای که گذشت:</small></strong>

<h4>نظر مثبت ایران به فرستاده آمریکا</h4>

روزنامه تلگراف در شماره ششم فوریه خود تحت این عنوان چنین نوشت: ایران از تصمیم ایالات متحده برای اعزام یک فرستاده ویژه به خاورمیانه استقبال می‌کند. این خبر را علی لاریجانی، رییس مجلس ایران روز جمعه در مونیخ اعلام داشت.

در شهر مونیخ آلمان طی آخر هفته جاری یک نشست امنیتی بین‌المللی برگزار می‌شود. لاریجانی در این باره گفت: «رییس جمهور آمریکا خبر داده که می‌خواهد افرادی را بفرستد که گوش کنند و نه افرادی که دستور بدهند.» وی افزود: «این نشانه مثبتی است.»

اما از سوی دیگر، لاریجانی «استاندارد دوگانه» ایالات متحده را در مورد حمایت از اسرائیل طی حمله سه‌هفته‌ای به نوار غزه محکوم کرد.

رئیس مجلس ایران همچنین افزود که جامعه بین‌المللی اگر بخواهد در روند صلح خاورمیانه پیشرفتی بکند باید حماس را به عنوان یک طرف مذاکره بپذیرد.

جرج میچل، فرستاده آمریکا خواهد کوشید تا در کالبد روند آشتی میان اسرائیل و فلسطینیان جان تازه‌ای بدمد. این سناتور پیشین آمریکایی که هفته گذشته در خاورمیانه بود گفت که ایالات متحده «به شکلی فعالانه و جسورانه» خواهد کوشید تا صلحی پایدار را در خاورمیانه محقق کند.

[[photow01]]

<h4>«فقط ایران به حسن نیت پاسخ سرد داد»</h4>

روزنامه فولکس‌کرانت در تاریخ نهم فوریه نوشت: نشست چهل‌ و پنجم کنفرانس امنیتی مونیخ که آخر هفته پیش برگزار شد به طور قطع موفقیت‌آمیز بود. به ویژه در مقایسه با کنفرانس ۲۰۰۳ که زنگ آغاز عصر یخ‌بندان را در روابط میان سرزمین‌های دو سوی اقیانوس اطلس به صدا در آورد.

در نشست امسال اما جو بایدن، معاون باراک اوباما، در زمینه محیط زیست و حقوق بشر همان چیزهایی را گفت که اروپاییان دوست داشتند بشنوند و این با استقبال روبه‌رو شد.

در مونیخ، تنها هیأت ایرانی بود که خود را به طور نمایشی از حسن نیتی که در معرض تماشا گذارده شده‌ بود کنار کشید. رییس این هیأت یعنی علی لاریجانی، رییس مجلس ایران، در قبال پاداش‌هایی که آمریکاییان برای توقف برنامه هسته‌ای ایران نام بردند با سردی پاسخ داد.

علی لاریجانی تعمداً مخاطبان خود را با انکار هولوکاست تحریک کرد. انکار هولوکاست، جزو ثابت دستور کار ایرانیانی است که می‌خواهند بر استقلال خود از غرب تأکید کنند.

وی با این کار واکنش‌هایی را در میان مخاطبان برانگیخت که صدای آن را در نشست امنیتی مونیخ می‌شد از دور هم شنید. این کار او، حتی باعث هماهنگی بیشتر میان کشورهای دو سوی اقیانوس اطلس شد.

لاریجانی پس از سخنرانی‌اش با یک مرد عصبانی فرانسوی روبه‌رو شد و آنگلا مرکل نیز پس از سخنرانی مسأله جلوگیری از دست یافتن ایران به جنگ‌افزار هسته‌ای را «الزامی» نامید.

[[photow02]]

<h4>واکنش‌ها به پرتاب ماهواره ایرانی</h4>

خبر پرتاب ماهواره ایرانی امید به فضا بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های هلندی داشت. روزنامه تراؤ در خبر خود، ساخت داخل بودنِ این ماهواره را در میان علائم نقل قول قرار داد و زیر عنوان: ایران نخستین ماهواره «خود» را پرتاب کرد، نوشت:

ایران شامگاه دوشنبه ماهواره‌ای را پرتاب کرد که بدون کمک خارجی ساخته ‌است. این خبری است که امروز خبرگزاری دولتی ایران گزارش کرده است.

این روزنامه ادامه داد: هنوز معلوم نیست که ایران واقعاً توانسته باشد این ماهواره را که امید نام دارد به مداری حول زمین رسانده ‌باشد. خبرگزاری ایرنا با افتخار گزارش داده ‌است که «تمامی قطعات ماهواره‌بر سفیر ۲ ماهواره امید توسط دانشمندان ایرانی ساخته ‌شده ‌است.»

قرار بر این است که این ماهواره بین یک تا سه ماه گرد زمین بگردد و پس از آن به زمین بازگردد. ایران می‌گوید که هدف از این ماهواره استفاده در پژوهش‌های مخابراتی است. این کشور از سال ۲۰۰۵ ماهواره دیگری نیز در فضا دارد. ولی در آن موقع برای پرتابش نیاز به کمک روسیه داشت.

روزنامه تلگراف در خبری در این مورد چنین نوشت: ایران روز چهارشنبه مجدداً تأکید کرده ‌است که ماهواره‌ای که این کشور دوشنبه به مداری گرد زمین فرستاد کاربرد نظامی ندارد. حسن قشقاوی، سخنگوی دولت ایران اهداف نظامی برای پرتاب ماهواره ایرانی را تکذیب کرد.

این روزنامه در ادامه نوشت: چند کشور غربی هر بار که به نظر می‌آید در ایران پیشرفت فناوری صورت می‌گیرد از این امر ابراز نگرانی می‌کنند. آن‌ها معتقدند که رژیم ایران علاقه به ساخت سلاح هسته‌ای دارد. ایران این را تکذیب می‌کند. ایران البته برنامه‌ای هسته‌ای را پیگیری می‌کند تا از آن برای تقاضای روزافزون انرژی بهره بگیرد.

روزنامه فولکس‌کرانت نیز در خبری به تاریخ سوم فوریه نوشت: دولت آمریکا در مورد پرتاب نخستین ماهواره ساخت ایران به فضا نگران است. بریتانیای کبیر و فرانسه نیز مراتب نگرانی خود را ابراز کرده‌اند زیرا این فناوری «شباهت بسیار زیادی» با فناوری لازم برای شلیک موشک‌های بالیستیک است.

در خبر دیگری از این روزنامه در چهارم فوریه آمده: باراک اوباما و دموکرات‌ها هیچ وقت چندان علاقه‌ای به برپایی یک سپر موشکی در اروپای شرقی نداشته‌اند. هزینه سنگین ده میلیارد دلاری این برنامه و تردید در عملکرد درست این سامانه که بیشتر به فیلم‌های آینده‌گرا می‌ماند علاقه آن‌ها را کم‌تر می‌کرد.

اما پرتاب تعجب‌برانگیز اولین ماهواره ایرانی توسط تهران که روز سه‌شنبه انجام شد افراد مردد به «جنگ ستارگان» در کاخ سفید را دوباره به فکر واداشته‌ است.

یکی از سخنگویان آژانس پدافند موشکی ایالات متحده (ام‌دی‌اِی) (که بخشی است از وزارت دفاع) روز سه‌شنبه گفت: هر کشوری که بتواند ماهواره پرتاب کند با این کار ثابت کرده که می‌تواند جنگ‌افزار هسته‌ای را هم در مسافت‌های میان‌قاره‌ای شلیک کند.

این خبر ادامه می‌دهد: روزهای آینده آشکار خواهد شد که پرتاب ماهواره امید به این اندازه‌ای که تهران ادعا می‌کند موفقیت‌آمیز بوده یا نه. به هر حال این پرتاب نشان می‌دهد که ایران در زمینه فناوری موشکی جهش بزرگی رو به جلو برداشته ‌است.  این کشور هم‌اینک به ساخت موشک‌های دوربردی که بتواند به آسانی ایالات متحده و اروپا را هدف قرار بدهد نزدیک شده‌است.

در حالی که موشک‌های تاپودونگ کره شمالی در تئوری می‌توانند برنامه سپر موشکی آمریکا در آلاسکا را هدف قرار بدهند، قرارگاه‌های موشکی و رهیابی برنامه سپر موشکی غرب در لهستان و جمهوری چک در بُرد موشکی ایران قرار می‌گیرد.

ایران هرچه هم به پرتاب ماهواره خود افتخار کند ولی نتیجه ناخواسته آن این شده که فکر برپایی سپر موشکی اروپای شرقی در ذهن طرفداران چنین سپری در واشینگتن از نو جان گرفته‌است.

روزنامه مالی فینانسیله داخ‌بلاد در خبری به تاریخ سوم فوریه پس از گزارش جزئیات پرتاب ماهواره امید نوشت: ایران دوشنبه‌ شب ماهواره ساخت خود را به فضا فرستاد. جهان از این خبر نگران شده‌است.

ایران از ماه اوت یک مرکز فضایی نیز دارد که در مکانی مخفی در بیابان‌های ایران قرار دارد. این مجتمع برخوردار از یک سکوی پرتاب است که از یک مرکز ارتباطی زیرزمینی هدایت می‌شود.

[[photow03]]

<h4>ماهواره امید و ممنوعیت ماهواره در ایران</h4>

منبع خبری توتال‌تی‌وی، منبع اخبار کانال‌های ماهواره‌ای در هلند درباره ماهواره امید نوشت: محمود احمدی‌نژاد کوشیده تا از غرب نسبت به پرتاب ماهواره امید که این کشور خودش ساخته و به فضا فرستاده رفع نگرانی کند. به باور او منظور از این پرتاب، آوردن «صلح و عدالت» است.

این خبر ادامه می‌دهد: جالب این‌جاست که ایران در کشور خود بشقاب‌های ماهواره‌ای و شبکه فارسی بی‌بی‌سی را ممنوع کرده ‌است. در ایران رسانه‌ها و گردآوری خبر تحت کنترل و محدودیت‌های شدید قرار دارند.

برای نمونه شبکه بی‌بی‌سی فارسی که به تازگی برای مخاطبانی در ایران و افغانستان برنامه پخش می‌کند حق ندارد در ایران فعالیت داشته باشد. این در حالی ‌است که شبکه پرس‌تی‌وی ایران حق دارد در انگلستان دریافت شود و فعال باشد.

<a href="http://www.totaaltv.nl/?action=nieuws&id=1740">پیو<u>ند به خبر</u></a>

<h4>فیلتر سایت‌های خبری بیشتر از سوی ایران</h4>

روزنامه اسپیتس، روز سوم فوریه زیر این عنوان نوشت: ایران همواره شمار بیشتری از پایگاه‌های اینترنتی رادیوهای غربی را فیلتر می‌کند. به گزارش روزنامه ایرانی اعتماد ملی، صفحات فارسی‌زبان رادیو بین‌المللی فرانسه و دویچه‌وله آلمان به تازگی فیلتر شده‌اند.

پیش از این دسترسی کاربران اینترنتی در ایران به تارنماهای فارسی بی‌بی‌سی، صدای آمریکا، و رادیو فردا که از سوی آمریکا تأمین مالی می‌شود نیز ممنوع بوده ‌است.

یکی از سخنگویان قوه قضائیه شدیداً محافظه‌کار ایران گفت که مقامات قصد دارند بیش از پنج میلیون تارنما را فیلتر کنند زیرا این سایت‌ها می‌توانند باعث زیان‌های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و اخلاقی بشوند.

شاهدان در محل تأئید می‌کنند که تعدادی از کاربران اینترنت در ایران با دور زدن فیلتر از راه‌های ویژه‌ای موفق می‌شوند به تارنماهای فیلتر شده دسترسی پیدا کنند.

[[photow04]]

<h4>اقدام سیاست‌مدار هلندی علیه فیلترینگ ایران</h4>

روزنامه تلگراف در شماره پنج فوریه خود نوشت: ژول ماتِن، از «حزب مردمی آزادی و دموکراسی» (فِ.فِ.د) هلند از اتحادیه اروپا خواسته تا علیه اقدام تازه ایران که طی آن بسیاری از تارنماهای غربی برای ساکنان ایران فیلتر شده، اقدام کند.

در ادامه این خبر که اشتباهاً زبان فارسی را «زبان ایرانی» درج کرده آمده ‌است: ایرانیان نمی‌توانند در کشور خود دیگر روی تارنماهای ایرانی‌زبان دویچه‌وله و رادیو فرانسه کلیک کنند. پیش از آن‌ها سایت بی‌بی‌سی هم فیلتر شده ‌است.

ژول ماتن، نگران است که شهروندان این کشور که رژیمی تمامیت‌خواه بر آن حاکم است از این هم بیشتر از دنیای خارج منزوی شوند. این عضو حزب ف.ف.د مدت‌ها است که در برابر سانسورهای اینترنتی مقاومت می‌کند. این هفته اتحادیه اروپا به او اجازه داد تا نرم‌افزاری تهیه کند تا کاربران اینترنتی به وسیله آن بتوانند از سانسورها رد شوند.

<a href="http://www.telegraaf.nl/digitaal/3180822/__VVD_er_vraagt_EU-actie_tegen_censuur_Iran__.html"><u>پیوند به خبر</u></a>

<h4>گروگان بودن یک ایرانی در پاکستان</h4>

روزنامه تراؤ روز هشتم فوریه نوشت: در پاکستان هنوز یک ایرانی ربوده ‌شده و یک دیپلمات افغانی در دست گروگان‌گیران اسیرند. یک تکنسین مخابرات اهل چین نیز در دست آن‌ها است و در ماه نوامبر در غرب پیشاور یک امدادرسان آمریکایی با گلوله کشته شد.

در خبری تازه مشخص شده که افراطیون پاکستانی یک گروگان لهستانی را به وسیله قطع سر کشته‌اند. خبرگزاری آسوشیتدپرس به ویدیویی دست یافته که در آن دیده می‌شود چگونه سه مرد نقاب‌دار سر این گروگان را می‌بُرند.

یکی از افراد نقاب‌دار تقصیر این قتل را به گردن دولت پاکستان می‌‌اندازد زیرا این دولت به تقاضای آن‌ها برای آزاد کردن ۲۶ زندانی طالبان پاسخ نداده ‌است.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/02/post_131.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/02/post_131.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">رسانه ها</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 10 Feb 2009 16:45:53 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«ارتقا خطر تجارت با ایران به رده بسیار بالا»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>برگزاری مراسم سی سالگی انقلاب ۵۷ در ایران، نظر هیلاری کلینتون در مورد این‌که ایران باید گام نخست نزدیکی به آمریکا را بردارد، کشته شدن ۱۲ سرباز ایران در مرز با پاکستان، و اعتراض ایران به خروج نام مجاهدین خلق از لیست تروریستی اروپا از جمله عناوین خبری این هفته رسانه‌های هلند بودند.

با هم مروری داریم بر دیگر خبرهای مرتبط در این رسانه‌ها:</small></strong>

<h4>ایران خواستار تحریم کالاهای اسرائیل است</h4>

روزنامه تلگراف در شماره دوم فوریه خود نوشت: رییس‌ جمهور ایران، محمود احمدی‌نژاد خواستار تحریم کالاهای اسرائیلی شده ‌است. وی همچنین خواهان محاکمه سران اسرائیل به خاطر حمله نظامی آن‌ها به نوار غزه شده‌است.

در تارنمای ریاست‌ جمهوری ایران نوشته شده: «سران رژیم صهیونیستی باید محاکمه شوند و کالاهای صهیونیستی باید تحریم شود.» ظاهراً احمدی‌نژاد این را روز یک‌شنبه در جریان گفت ‌و گوهایش با خالد مشعل، رییس جنبش فلسطینی حماس گفته‌ است.

ایران از حماس پشتیبانی می‌کند و کشور اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسد. حماس و اسرائیل هر دو در هیجدهم ژانویه و پس از ۲۲ روز جنگ شدید اعلام آتش‌بس کردند. در این جنگ ۱۳۰۰ فلسطینی و ۱۳ اسرائیلی جان باختند.

[[photow01]]

<h4>ایران: آمریکا باید معذرت بخواهد</h4>

روزنامه آلخمینه داخ‌بلاد در شماره ۲۸ ژانویه خود نوشت: محمود احمدی‌نژاد، رییس جمهوری ایران از دولت تازه آمریکا خواسته تا برای «جنایت‌های آن کشور علیه ایران» از ایران معذرت بخواهد.

این خبر را بی‌بی‌سی روز چهارشنبه گزارش کرده‌ است. این سخنان، نخستین اظهارات احمدی‌نژاد خطاب به ایالات متحده از زمان آغاز به‌کار باراک اوباما از هفته گذشته است.

اوباما در آیین ادای سوگند خود، دست خود را به سوی کشورهایی که مشت‌های گره‌ کرده‌شان را باز کنند دراز کرد. احمدی‌نژاد که در منطقه کرمانشاه در غرب ایران سخن می‌گفت اظهار داشت: «کسانی که از تغییر حرف می‌زنند باید از مردم ایران به خاطر جنایت‌هایشان معذرت بخواهند و جنایت‌های خود را جبران کنند.»

این خبر در ادامه می‌نویسد: به باور احمدی‌نژاد، یکی از این جنایات علیه ایران، پشتیبانی آمریکا از دیکتاتور عراقی، صدام حسین، طی جنگ دهه هشتاد ایران و عراق است.

[[photow02]]

<h4>«ارتقا خطر تجارت با ایران به رده بسیار بالا»</h4>

روزنامه ان.ار.س. در تاریخ ۲۹ ژانویه خبری در مورد نظر کارگزار رسمی آمریکایی ارزیابی مخاطرات بیمه جهان یعنی شرکت آ.اُ.اِن (Aon Risk Services) در مورد کشورهای مختلف از جمله ایران داشت. در این خبر آمده:

شانزده سال است که شرکت خدمات ریسک آ.اُ.ان به عنوان رایزن رسمی بیمه، درصد ریسک در معاملات جهان را منتشر می‌کند. این شرکت هر سال ریسک‌های اقتصادی را نیز در محاسبات خود به شمار می‌آورد ولی امسال تنها ریسک‌های سیاسی را در محاسبات آورده است.

این شرکت برای نخستین بار امسال یک رده جدید ریسک به رده‌بندی خود افزوده ‌است. این رده جدید، رده‌ی ریسک بسیار بالا نام دارد. کشورهایی که در این رده قرار دارند عبارتند از: افغانستان، کنگو، ایران، عراق، کره شمالی، سومالی و زیمبابوه.

بر پایه توصیه آ.اُ.ان ریسک داد و ستد با این کشورها آن‌قدر بالا است که نمی‌شود آن خطرات را با بیمه پوشش داد. ولی پرونده ریسک ۱۳ کشور در توصیه‌نامه امسال آ.اُ.ان بهبود نشان می‌دهد.

به باور این شرکت، کشورهایی مانند لیبی، سوریه و مراکش برای بازرگانان ریسک کم‌تری از پیش دارند. ریسک بازرگانی در هلند همانند سال پیش در رده کم‌خطر قرار دارد. البته روند کلی توصیه‌نامه آ.اُ.ان نشان‌دهنده افزایش ریسک در جهان است.

[[photow03]]

<h4>کمک ایران به حماس «با خاک یکسان شد»</h4>

توماس اردبرینک، خبرنگار دائمی روزنامه ان.ار.س هلند در ایران این هفته گزارشی تحت این عنوان داشت. در بخش‌هایی از این گزارش که روز ۲۷ ژانویه منتشر شد آمده:

ستون‌نویس بانفوذ و یکی از منتقدان به محمود احمدی‌نژاد معتقد است که ایران مطمئناً به حماس کمک تسلیحاتی نیز کرده ‌است. به باور او اگر راهبرد ایران این باشد که به خاطر حمایت خود از حماس خسارت‌های بین‌المللی ببیند ولی به آن سازمان اسلحه‌ای نرساند عجیب خواهد بود.

به باور زیدآبادی نتیجه جنگ میان اسرائیل و حماس به هیچ روی به سود ایران نبوده است. کمکی که ایران به حماس کرده واقعاً با خاک یکسان شده‌است. به نظر این ستون‌نویس جنگ تابستانه سال ۲۰۰۶ اسرائیل علیه حزب‌الله، نفوذ این سازمان را نیز تضعیف کرده ‌است.

زیدآبادی می‌گوید: حزب‌الله هم‌اینک تحت نظارت شدید سازمان‌های بین‌المللی و ارتش لبنان قرار گرفته. برای حماس هم از این پس همین اتفاق خواهد افتاد. در نتیجه با این کار نفوذ ایران در منطقه کاهش می‌یابد.

به هر صورت چند و چون پیوندهای ایران با حزب‌الله و حماس تفاوت دارد. حزب‌الله مانند ایران شیعه است و سپاه پاسداران در سال ۱۹۸۲ یکی از بنیادگزاران این سازمان بود. پیوندهای عقیدتی میان سازمان حزب‌الله و ایران بسیار قوی‌ترند تا بین ایران و حماس.

حماس یک شاخه استقلال‌یافته از اخوان‌المسلمین سنی‌مذهب مصر است. مهم‌ترین رهبران حماس هم در دمشق پایتخت سوریه زندگی می‌کنند و نه در ایران.

این گزارش در ادامه می‌نویسد:به دفتر نماینده حماس در تهران می‌رویم. در دفتر آقای ابو اسامه عبدالمطیع، نقشه‌های فلسطین و غزه در کنار پوسترهای رهبران حماس به چشم می‌خورند.

عبدالمطیع از این پرسش که آیا ایران به حماس سلاح می‌دهد خسته شده ‌است. او می‌گوید: چرا هیچ‌کس هیچ‌وقت نمی‌پرسد که اسرائیل چرا از ایالات متحده و فرانسه میلیاردها دلار سلاح دریافت می‌کند؟

آرزو دارم روزی همه کشورهای اسلامی هم به همین آشکاری بتوانند به ما جنگ‌افزار بدهند. این‌ها بهانه‌های بیش نیست تا ایران را مظنون نشان بدهند. به باور او کمک ایران به حماس چندان چیز ویژه‌ای نیست.

او می‌گوید: این‌که ایران به ما کمک می‌کند امر مخفیانه‌ای نیست. خیلی کشورها به ما کمک می‌کنند. کمک‌های شرافتمندانه آن‌ها برای این است که دولتی که به صورت دموکراتیک انتخاب شده بتواند وظایفش را انجام بدهد.

این در حالی است که دولت‌های غربی از آن طرف سعی می‌کنند این دولت را بربیندازند. عبدالمطیع می‌گوید که جنبش حماس مسیر خودش را طی می‌کند.

وی تأکید می‌کند که حماس در بازی قدرت منطقه به هیچ وجه مهره ایران نیست. او می‌گوید: اگر ایران زمانی با ایالات متحده قراردادی ببندد این به زیان ما خواهد بود ولی ما به مبارزه خود ادامه می‌دهیم. حماس از هیچ‌کس دستور نمی‌گیرد.

[[photow04]]

<h4>رییس ناتو: با ایران صحبت کنید</h4>

روزنامه ان.ار.س همچنین در شماره ۲۷ ژانویه خود مطلبی داشت با این عنوان، در مورد نظرات آقای یاپ دهؤپ اِسخِفِر، وزیر خارجه پیشین هلند که هم‌اینک دبیر کلی سازمان ناتو را بر عهده دارد.

در این خبر آمده ‌است: دبیر کل سازمان ناتو،‌ دهوپ اسخفر، روز گذشته در سخنرانی خود خطاب به اندیشگاه امور دفاعی (اس‌دی‌اِی) در بروکسل گفت: مسایل افغانستان را نمی‌توانیم بدون تعامل با کشورهای منطقه حل کنیم.

ما باید این تصور را که افغانستان یک جزیره است کنار بگذاریم. الان نیاز به یک رویکرد منطقه‌ای و مصلحت‌جویانه داریم. معنی چنین رویکردی این است که با تمامی بازیگران اصلی منطقه یعنی افغانستان، پاکستان، هند، چین، روسیه و بله با ایران تماس بگیریم.

هوپ اسخفر در این سخنرانی، ایران را سرزنش کرد که با برنامه هسته‌ای خود باعث سوق دادن همه کشورهای منطقه به سوی جنگ‌افزار هسته‌ای می‌شود.

به گفته او بقیه کشورهای منطقه هم در صورت دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای ممکن است به سراغ چنین جنگ‌افزاری بروند. وی افزود: این‌ها پیامدهایی است که ما نمی‌توانیم بپذیریم.

[[photow05]]

<h4>جایزه ببر طلایی برای ایران</h4>

روزنامه دپرس روز سی‌ام ژانویه نوشت: فیلم‌هایی از ایران، ترکیه و کره جنوبی، شامگاه آدینه، در جشنواره بین‌المللی فیلم روتردام جوایز ببر را ازآن خود کردند. اهدای این جوایز در تالار نمایش‌های شهر بندری روتردام انجام شد.

مهم‌ترین جوایز این جشنواره به ترتیب به فیلم‌های «آرام باش و تا هفت بشمار» ساخته رامتین لوافی‌پور از ایران، احتمال بعید «Uzak Ihtimal» (که در این جشنواره با نام «تسبیح اشتباه» Wrong Rosary ارائه شد) ساخته محمود فاضل جوشقون از ترکیه و فیلم «از نفس افتاده» اثر یانگ ایک‌جونه از کره جنوبی اختصاص یافت.

این نخستین باری بود که یک فیلم از ترکیه در رقابت‌های جایزه ببر شرکت می‌کرد. فیلم ایرانی «آرام باش و تا هفت بشمار» دسامبر گذشته نیز در پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم دبی، برنده جایزه بهترین فیلمبردار شد.

<h4>هاجی و پیشنهاد میلیونی ایران</h4>

منبع خبری فوتبال‌زونه روز ۲۷ ژانویه نوشت: گئورگه هاجی، سرمربی خبره رومانیایی یک پیشنهاد باشگاه پرسپولیس ایران را در دست بررسی دارد. این باشگاه تهرانی به این بازیکن پیشین جهانی، سالانه یک میلیون یورو حقوق پیشنهاد کرده ‌است.

هاجی ۴۳ ساله در همه محافل به عنوان یکی از بهترین فوتبالیست‌‌های تاریخ جهان شناخته می‌شود. هاجی پس از چند سال مربی‌گری در دو سال اخیر بیشتر در سازمان‌های پیشاهنگی جوانان مشغول بوده ‌است.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/02/post_130.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/02/post_130.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">رسانه ها</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 02 Feb 2009 18:00:40 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«از ایران نمی‌شود گذشت» </title>
         <description><![CDATA[<strong><small>خط خوردن نام سازمان مجاهدین خلق از فهرست تروریستی اروپا، افزایش فشارها بر شیرین عبادی، سرعت گرفتن روند اعدام‌های غیرشفاف در ایران، سنگسار در ایران و ادامه زندانی بودن پزشکان درمانگر ایدز در ایران، از خبرهای مرتبط با ایران در رسانه‌های این هفته هلند بودند.

با هم نگاهی داریم به دیگر خبرهای مربوط:</small></strong>

<h4>ایران: و حالا جنایتکارهای صهیونیست را محاکمه کنیم!</h4>

این عنوان با این شکل، عنوان نوشتاری خبری در روزنامه دست راستی اِلسِفیر، به تاریخ نوزدهم ژانویه بود. در این نوشتار آمده: رییس جمهور ایران، محمود احمدی‌نژاد، به صورت تلفنی به رهبر جنبش تروریستی فلسطینی حماس «پیروزی بر اسرائیل» را تبریک گفته ‌است.

این جنبش افراطی اسلامی مدعی پیروزی بر اسرائیل شده و به اسرائیل یک هفته وقت داده تا از غزه عقب‌نشینی کند. به گزارش خبرگزاری ایرانی ایسنا، احمدی‌نژاد در تماسی تلفنی با خالد مشعل، رهبر حماس، گفته‌ است که این عقب‌نشینی «فقط آغاز پیروزی» است.

همچنین بنا به این خبر، احمدی‌نژاد به مشعل گفته‌ است که «جنایتکاران صهیونیستی» را باید به دادگاه کشید و این‌که «مردم ایران هیچ‌گاه فلسطینیان را تنها نخواهند گذاشت.»

[[photow01]]

<h4>آفت هروئین در ایران: حدود یک و نیم میلیون معتاد</h4>

روزنامه دپرس روز بیست و دوم ژانویه در تارنمای خود یک گزارش کوتاه ویدیویی در مورد اعتیاد به مواد مخدر در ایران پخش کرد.

در بخش‌هایی از این گزارش آمده: در هلند نسل معتادان به هروئین امروزه رو به انقراض است و از زمانی که کشور ما در صدر لیست هروئینی‌ها بود ۲۰، ۳۰ سال می‌گذرد. اما در ایران بنا بر تخمین‌ها ۱.۲ تا ۱.۸ میلیون نفر معتاد به هروئین وجود دارد.

در ادامه گزارش، جوانی ۱۷ ساله توضیح می‌دهد که از ۱۳ تا ۱۵ سالگی کراک و هروئین استفاده می‌کرده و الان دو سال است که بهبود یافته. یکی از معتادان در خانه معتادان درباره دسترسی آسان به مواد مخدر می‌گوید: خیلی راحت است، دو بار یک کوچه را در جنوب شهر بالا و پایین بروی و پول دستت باشد مواد را می‌گذارند در دستت.

گزارشگر در ادامه، همسایگی ایران به تولیدکننده اصلی این مواد در جهان، یعنی کشور افغانستان را از دلایل اصلی این دسترسی آسان می‌داند. فیلم گزارش سپس در مورد نبرد سخت سربازان ایران با قاچاقچیان مواد مخدر در مرزها توضیح می‌دهد.

<a href="http://www.depers.nl/video/306616/Heroinevloek-Iran-zon-15-miljoen-junkies.html"><u>پیوند به گزارش</u></a>

[[photow02]]

<h4>ایرانیان در بی‌خبری از اوباما</h4>

رسانه خبری کاتولیک هلند «کاتولیکه نیوزبلاد» روز بیست و دوم ژانویه نوشت: در چین قسمت‌هایی از سخنرانی سوگند خوردن باراک اوباما را سانسور کردند. اشارات رییس جمهور تازه آمریکا به کمونیسم، مبارزه با فساد حکومتی و فریبکاری و سرکوب مخالفان از سخنرانی‌ای که از رسانه‌های چین پخش شد سانسور شده‌ بودند.

در کره شمالی، ایران و برمه کلاً هیچ خبری در مورد مراسم تحلیف باراک اوباما پخش نشد. نظر پوتین، نخست‌وزیر روسیه در مورد آغاز به کار اوباما با شک و تردید همراه بود ولی نظر اهود اولمرت، رییس جمهور اسرائیل در مورد اوباما مثبت بود.

<h4>شش اعدام دیگر در ایران</h4>

روزنامه دپرس روز بیست و پنجم ژانویه نوشت: در شهر بجنورد از شهرهای شمالی ایران شش مرد به خاطر قاچاق مواد مخدر به دار آویخته شدند. از آغاز امسال در ایران بیش از ۲۰ حکم اعدام به اجرا گذاشته شده.

در سال ۲۰۰۸ بیش از ۱۵۰ نفر را در ایران اعدام کرده‌اند. این روزنامه در بیست و دوم ژانویه امسال نیز از اعدام ۱۰ تن و در سیزدهم ژانویه از سنگسار دو نفر در ایران خبر داده ‌بود.

در ایران افراد را به جرم قتل، تجاوز جنسی، سرقت مسلحانه، آدم‌ربایی و قاچاق مواد مخدر اعدام می‌کنند. ایران همچنین به خاطر محاکمه کودکان زیر سن قانونی در سطح جهان سرزنش می‌شود.

[[photow03]]

<h4>ایران به «مجازات‌های وحشیگرانه مرگ» ادامه می‌دهد</h4>

این عنوان خبری بود از روزنامه تراؤ در بیست‌ و چهارم ژانویه. در این خبر می‌خوانیم: «ایران در سال گذشته باز انسان‌های بیشتری را نسبت به سال قبل کشت. چشم‌اندازی هم بر پایان این عمل وجود ندارد.»

امتیاز این هفته: دوشنبه و سه‌شنبه ۱۲ اعدام، چهارشنبه ۱۰ اعدام. ایران از اول سال دوباره کارش را با سرعت شروع کرده و یکی پس از دیگری بزهکاران را حلق‌آویز می‌کند. روند اعدام‌ها از سال ۲۰۰۸ تندتر شده و در سال ۲۰۰۹ تا این‌جا رکورددار است.

هادی قائمی، هماهنگ‌کننده کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران می‌گوید: «احکام اعدام را شاید بشود وخیم‌ترین مشکل در امور بشردوستانه در ایران دانست.» به نظر او نبود شفافیت در روند دادرسی ایران وخیم‌ترین امر است.

هادی قائمی می‌افزاید: «برای نمونه به تابستان سال گذشته نگاه کنید. در آن موقع ۲۹ نفر را در یک روز اعدام کردند. تنها نام ۱۰ نفر از آن‌ها را اعلام کردند. از ۱۹ نفر بقیه هیچ اطلاعی در دست نیست. آشکار نیست چه کسانی بودند و علت اعدامشان چه بود.»

وی در ادامه به روش‌های کشتن محکومان در ایران اعتراض می‌کند و آن‌ها را «مشمئزکننده» می‌نامد. روش‌هایی همچون سنگسار که در کتاب قانون ایران درج شده و پرتاب فرد از ارتفاع. در یک مورد در مشهد، دو سال پیش یکی از قاضی‌ها هم خود جزو سنگ‌انداز‌ها بود.

هماهنگ‌کننده کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران این روش‌ها را «مجازات‌های وحشیگرانه» نامید. سازمان عفو بین‌الملل نیز به این رفتارهای ایران اعتراض کرده ‌است. ایران همچنین تنها کشور در جهان است که به اعدام کودکان دست زده ‌است.

<h4>«سایت ایرانی، صوفیان هلندی را تهدید کرد»</h4>

روزنامه تراؤ در یکی از شماره‌های پیشین خود در اشاره به یکی از وبلاگ‌های شخصی فارسی‌‌ز‌بان چنین نوشت: همکاران هلندی رهبر صوفی ایرانی، سید مصطفی آزمایش، ماه پیش توسط یک وب‌سایت ایرانی تهدید شدند.

آزمایش طی ماه‌های گذشته نماینده سلسله دراویش گنابادی در خارج بوده ‌است. سید آزمایش در ماه‌های گذشته برای پایان بخشیدن به سنگسار در ایران تلاش کرده‌ است. وی در این تلاش خود از ادله دینی استفاده می‌کند.

بنا به نظر سایت <a href="http://gharbil148.blogfa.com/ "><u>غربیل ۱۴۸</u></a> همکاران هلندی مصطفی آزمایش «مردان و زنان گمراهی هستند که عواقب اعمال خود را نمی‌دانند.» «ما امیدواریم که آن‌ها به سرعت بیدار بشوند و پیش از آن‌که دیر بشود از این حوزه خطرناک بیرون آمده و راه دیگری بروند.»

روزنامه تراؤ ادامه می‌دهد: «این سایت، حملات شدیدی نیز علیه قادر عبدالله، نویسنده، فرح کریمی، نماینده پارلمان از حزب سبز چپ، و احسان جامی از مسلمانان پیشین ایرانی کرده‌ است. این تارنما همچنین همکاران هلندی این افراد را تهدید می‌کند و سخن از چیزی به نام «ناتوی فرهنگی» می‌گوید که به زعم آن تارنما از هلند و علیه اسلام هدایت می‌شود.»

<a href="http://meer.trouw.nl/nieuws-en-debat/iraanse-site-bedreigt-nederlandse-soefis#bodyanchor-9665"><u>پیوند به خبر</u></a>

[[photow04]]

<h4>معاون نخست‌وزیر اسرائیل: نترسید</h4>

روزنامه ان.ار.س در شماره بیست و یکم ژانویه نوشت: حییم رامون، معاون نخست‌وزیر اسرائیل روز گذشته در مورد نگرانی‌های موجود در اسرائیل در خصوص نوع برخورد اوباما با حماس و ایران سخن گفت.

در اسرائیل این نگرانی وجود دارد که رئیس جمهوری تازه آمریکا در مقایسه با جرج بوش رفتاری ملایم‌تر با ایران و حماس از خود نشان دهد. حییم رامون در این باره گفت: «ما نباید از رییس جمهور اوباما ترسی داشته‌باشیم.»

خبر دیگری از همین روزنامه مربوط می‌شد به سخنان هیلاری کلینتون، وزیر خارجه تازه ایالات متحده در مورد پیوندهای آمریکا با چین. به نقل از این خبر خانم کلینتون گفته ‌است که قصد دارد روابط با چین را تقویت کند و از چین جهت مبارزه با تبدیل شدن ایران به یک قدرت هسته‌ای کمک بگیرد.

<h4>از ایران نمی‌شود گذشت</h4>

توماس فان در دونک، از تاریخ‌دانان و ستون‌نویسان شناخته‌ شده هلند در نوشتاری در یکی از شماره‌های اخیر روزنامه فولک‌کرانت دیدگاه‌های خود در مورد رابطه غرب با ایران و حماس را بیان کرد. در پای این نوشتار پربیننده ۹۹ نظر از خوانندگان دیده می‌شود.

در متن نوشتار می‌خوانیم: به تازگی آشکار شد که جورج بوش از تحویل بمب به اسرائیل برای حمله هوایی به ایران خودداری کرده ‌بوده. رابرت گیتس، وزیر دفاع بوش که از سوی اوباما هم در سمت خود ابقا شده توانسته‌ بوده وی را در مورد پیامدهای فاجعه‌آمیز چنین حمله‌ای متقاعد کند.

از آن‌جا که واشینگتن و هم‌پیمانان دیکتاتور عربش پشت فلسطینی‌ها را به طور کامل خالی کردند، ایران توانسته در افکار عمومی اعراب خود را به عنوان حافظ راستین اسلام به نمایش بگذارد.

ایران توانسته تا در خاورمیانه به موقعیتی برسد که در سطح جهان به آمریکا نسبت می‌دهند یعنی موقعیت یک کشور اساسی، یعنی کشوری که نمی‌شود از آن صرف نظر کرد و گذشت.

بنابر‌این مذاکره با ایران هم اجتناب‌ناپذیر است. اهمیت این امر هم‌اینک بیشتر هم شده زیرا در ایران انتخابات ریاست جمهوری هم در پیش است و بسیاری از ایرانیان از خط مشی دین‌سالارانه احمدی‌نژاد گله‌مندند.

هرچند با انتخاب دوباره محمد خاتمی به ریاست جمهوری ایران یک کشور باصفا نخواهد شد ولی یک رژیم معتدل‌تر به نفع همه است. مسأله اصلی که تا کنون آب به آسیاب تندروها در حکومت آمریکا ریخته خودداری آن حکومت از برقراری مناسبات دیپلماتیک با ایران است.

در تمامی انتقادهای داخلی، مردم ایران در یک مورد هم‌عقیده هستند: این‌که کشورشان مستحق این است که سرانجام به عنوان یک قدرت منطقه‌ای به رسمیت شناخته بشود.

[[photow05]]

<h4>کومله هنوز امیدوار به انقلاب در ایران</h4>

شبکه تلویزیونی ان.اُ.اس هلند روز دوشنبه بیست و ششم ژانویه گزارشی از یک مصاحبه این شبکه با عبدالله مُهتدی، ‌رئیس حزب کومله داشت. این مصاحبه توسط گزارشگر این روزنامه که برای آموزش روزنامه‌نگاران در شمال عراق مستقر شده تهیه شده‌ است.

در این گزارش چنین آمده: عبدالله مهتدی از سال ۱۹۶۹ مشغول رسیدن به این هدف است و این هدف تا چند سال دیگر باید به وقوع بپیوندد: این هدف یک انقلاب در ایران است که طی آن کردها به یک ایالت در درون ایران دست پیدا کنند.

عبدالله مهتدی که رییس حزب کومله است با انگلیسی عالی خیلی با دقت این صحبت خود را بیان می‌کند. کومله، یک جنبش سوسیال دموکراتیک است که قرارگاه آن در مرز عراق و ایران قرار دارد.

کومله امیدوار است با ارائه اطلاعات باعث انقلاب در ایران بشود. این جنبش مسلحانه ۱۰ سال است که اسلحه را کنار گذاشته ولی مهتدی می‌گوید که هر لحظه ممکن است شرایط دوباره ایجاب کند تا اسلحه‌ها را برداریم.

گروه‌های اپوزیسیون مختلف هنوز از اسلحه استفاده می‌کنند. کومله هم هنوز اسلحه‌ها را برای دفاع از خود نگه می‌دارد. هنگامی که از قرارگاه آن‌ها بازدید می‌کنیم البته متوجه مردان مسلح می‌شویم.

موقع راه رفتن مهتدی، مردان هم با او راه می‌روند. او در این اردوگاه همراه ۳۰۰ هم‌رزم خود سکونت دارد. بخش بزرگی از آن‌ها در رادیو و تلویزیون خود حزب کار می‌کنند.

آن‌ها از راه ماهواره و اینترنت به مردم ایران در مورد اعمال رژیم احمدی‌نژاد اطلاع‌رسانی می‌کنند. آن‌ها در مورد قطع دست و پا و دیگر اعضاء کسانی که حرف‌های غیردوستانه درباره رژیم بزنند خبر می‌دهند.

شکنجه زنان و برای نمونه دستگیری دو پزشک درمانگر ایدز از دیگر خبرهای آنان است. این پزشک‌ها سه تا شش سال حکم زندان گرفته‌اند چون بیماری ایدز از نظر حکومت ایران قانوناً وجود ندارد.

عبدالله مهتدی معتقد است که رسانه آنان واکنش‌های زیادی از ایران دریافت می‌کند گاهی حتی تا ۳۰۰ واکنش در روز. «بعضی‌ها از وضعیت ایران فجیع‌ترین اخبار را می‌دهند.»

مهتدی می‌گوید پخش این برنامه‌های رادیو و تلویزیونی قرار است باعث شورش از درون ضد حکومت ایران بشود. به باور او در آن موقع شاید اسلحه هم واقعاً به درد بخورد.

وقتی وی این را می‌گوید البته گونه‌ای لبخند هم به روی لبش ظاهر می‌شود طوری که انگار خودش هم به این گفته باور ندارد. صورت خندان او وقتی که به کو‌های آن‌سوی مرز نگاه می‌کند حالتی رؤیابینانه به خود می‌گیرد. او واقعاً امیدوار است که چند سال دیگر بتواند در کوه‌های ایران قدم بزند. ایران واقعاً زیباست.

<a href="http://www.nos.nl/nosjournaal/artikelen/2009/1/26/260109_irak_joris.html"><u>پیوند به گزارش</u></a>]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/01/post_129.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/01/post_129.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">رسانه ها</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 26 Jan 2009 19:30:27 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«هلند با حماس صحبت نمی‌‌کند ولی با ایران چرا»</title>
         <description><![CDATA[<strong><small>مخالفت سال گذشته جرج بوش با حمله اسرائیل به تأسیسات ایران، راه افتادن شبکه تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی و بازدید المالکی از تهران، از عناوین خبری مربوط به ایران در رسانه‌های هلندی این هفته بود.

با هم نگاهی داریم به دیگر خبرهای مربوط در این رسانه‌ها:</small></strong>

<h4>«ایران تجارت با اسرائیل را تنبیه می‌کند»</h4>

روزنامه تلگراف در شماره ۱۲ ژانویه خود زیر این عنوان نوشت: دولت ایران تصمیم گرفته ‌است تا شرکت‌های چند ملیتی خارجی را که با اسرائیل تجارت می‌کنند از طریق اِعمال تحریم تنبیه کند.

این تحریم‌ها شامل آن شرکت‌های خارجی می‌شوند که در ایران نیز شعبه دارند و «در مناطق اشغالی سرمایه‌گذاری می‌کنند یا به رژیم صهیونیستی کمک می‌کنند». آشکار نیست که قرار است این تحریمات از چه نوع باشند.

چند شرکت بین‌‌المللی مانند نِستْله، رنو و سامسونگ در ایران شعبه دارند. شرکت سوئیسی نستله به تازگی هدف تظاهرات و اعتراضات ضد اسرائیلی بود. یک فروشگاه شرکت ایتالیایی بنتون نیز دو هفته پیش از سوی تظاهرکنندگان به آتش کشیده‌ شد.

[[photow01]]

<h4>«ایران در حمله موشکی به شمال اسرائیل دست دارد»</h4>

نشریه دست راستی اِلسِفیر  روز ۸ ژانویه نوشت: حال که حمله‌‌ای موشکی از سوی لبنان صورت گرفته، اسرائیل باید جداً احتمال باز شدن جبهه تازه‌‌ای از سوی شمال را در نظر بگیرد. اما پرسش این‌‌جاست که چه کسی پشت این حملات موشکی است.

جنبش افراطی اسلامی حزب‌الله بامداد امروز مسئولیت این حملات موشکی را رد کرد و تحلیل‌گران بر این باورند که این تکذیب باید درست باشد: زیرا اگر این موشک‌‌اندازی به دستور حزب‌‌الله صورت گرفته ‌بود آن‌‌ها روی اعلام آن تأکید می‌‌کردند.

به گفته حزب‌‌الله، پناهندگان فلسطینی ساکن لبنان مسئول این حملات هستند. بنا بر برآوردها، در اردوگاه‌‌های پناهندگی چهارصد هزار فلسطینی زندگی می‌کنند که بسیاری از آن‌‌ها از هواداران حماس هستند.

اما این پناهندگان فلسطینی احتمالاً به سه موشک کاتیوشا که بامداد امروز به شمال اسرائیل پرتاب شد دسترسی ندارند. هفته‌نامه آلمانی اشپیگل در این باره نوشت که این پرتابه‌‌ها احتمالاً‌ در محل سرهم‌‌بندی شده‌‌اند.

از سوی دیگر، در جنگی که اسرائیل در تابستان ۲۰۰۶ با حزب‌‌الله انجام داد این جنبش تروریستی از جنگ‌‌افزار بسیار مدرنی استفاده کرد.

در اسرائیل نیز دست داشتن ایران اسلامی در این حملات را به عنوان یکی از احتمالات برمی‌‌شمرند. به گفته روزنامه اسرائیلی هاآرتص، منوچهر متکی،‌ وزیر خارجه ایران چند روز پیش از حمله اسرائیل به نوار غزه در مورد یک جبهه دوم هشدار داده ‌بود.

گفته می‌شود که وی این هشدار را به صورت تلفنی به همکاران اروپایی خود اعلام کرده‌ است. بنابر‌این، این حمله احتمالاً از سوی شبه نظامیان فلسطینی با همکاری حزب‌الله و با «حمایت» تهران اجرا شده‌ است.

<a href="http://www.elsevier.nl/web/10218960/Nieuws/Buitenland/Iran-betrokken-bij-raketaanval-op-noorden-Isral.htm?rss=true"><u>پیوند به نوشتار</u></a>

[[photow02]]

<h4>«هلند با حماس صحبت نمی‌‌کند ولی با ایران چرا»</h4>

در بخش نظرات روزنامه ان.ار.س در تاریخ هشتم ژانویه، مقاله‌‌ای منتشر شد تحت عنوان «حماس به عنوان طرف صحبت». در بخشی از این نوشتار آمده ‌است:

از زمان حمله اسرائیل به غزه، هلند با احتیاط رفتار می‌کند. و این منطقی است چرا که هلند نسبت به این موضوع رویکردی دوگانه دارد. از یک‌سو خواهان یک کشور فلسطینی است و از سوی دیگر کشور هلند سنتاً تمایل به اسرائیل دارد. حال که حزب اتحاد مسیحی هم حزب حاکم در هلند است این تمایل به پیوند با مردم یهود بر پایه داستان‌‌های انجیل بیشتر هم شده ‌است.

شاید به این خاطر است که کابینه هلند حاضر نیست حمله اسرائیل را به عنوان پاسخی نابرابر به موشک‌‌پرانی‌‌های حماس محکوم کند، حتی پس از این‌‌که شلیک‌‌های اسرائیل به یک مدرسه جان چهل غیرنظامی را گرفت.

آقای بالکن‌انده، نخست‌وزیر کشور روز یک‌شنبه گذشته در برنامه‌ای تلویزیونی این موضع را چنین بیان کرد: «محکوم کردن اسرائیل دردی را دوا نمی‌کند. باید با هر دو طرف قضیه صحبت بشود.»

دوپهلو بودن این سیاست، درست از همین جمله مشخص می‌‌شود چرا که هلند، حماس را به خاطر این‌‌که در لیست گروه‌‌های تروریستی قرار گرفته به عنوان طرف صحبت نمی‌‌پذیرد.

اما این ژست قاطعانه ظاهراً باعث نشده که آقای فرهاخن، وزیر خارجه هلند با ایران صحبت نکند. فرهاخن روز گذشته در همین روزنامه اعلام کرد که نه تنها از جمهوری چک خواسته تا با مصر صحبت کند بلکه اعلام نمود با ایران نیز تماس گرفته و از مقامات ایرانی خواسته تا نفوذ خود بر حماس را کم کنند.

به عبارت دیگر، گفت‌ و گو با حماس برای دولت هلند غیر قابل تصور است ولی گفت ‌و گو با ایران که حامی و تأمین‌کننده بزرگ شاخه‌‌های نظامی و غیرنظامی حماس است برای هلند اجتناب‌‌ناپذیر است.

این نوشتار در ادامه می‌‌نویسد: «هلند باید این برخورد دوپهلو نسبت به حماس و ایران را کنار بگذارد.»

<h4>کشتی ربوده ‌شده ایرانی آزاد شد</h4>

روزنامه ان‌.ار.س هلند در خبری در تاریخ ۱۰ ژانویه نوشت: دزدان دریایی سومالی، روز گذشته، کشتی ایرانی «دیلایت» را با ۲۵ خدمه و بار سی و شش هزار تُن گندم آزاد کردند.

این خبر را سیمای دولتی ایران امروز گزارش کرده ‌است ولی در خبر نیامده که آیا برای آزادی این کشتی پولی به دزدان دریایی داده شده یا نه.

کشتی دیلایت که در هنگ‌کنگ ثبت شده، در نه نوامبر از سوی دزدان دریایی سومالیایی در خلیج عدن ربوده شد. ایران پیش از این خبر داده‌ بود که برای مذاکره با دزدان دریایی آمادگی دارد و همچنین آماده استفاده از خشونت برای آزادسازی خدمه کشتی است.

در آب‌‌های شاخ آفریقا و در پیرامون کشور بی‌‌قانون سومالی شمار زیادی از دزدان دریایی مسلح فعالیت دارند. آن‌‌ها در سال گذشته به ۱۳۰ کشتی حمله کردند و هنوز ۱۰ کشتی را در گروگان خود دارند.

[[photow04]]

<h4>خامنه‌‌ای اجازه خودکشی نداد</h4>

روزنامه تراؤ روز هشتم ژانویه نوشت: آیت‌‌الله علی خامنه‌‌ای، رهبر ایران حمله انتحاری در اسرائیل را برای داوطلبان محافظه‌‌کار ایرانی ممنوع کرده‌ است. این خبر را سیمای دولتی ایران پخش کرده ‌است.

با این حال که خامنه‌‌ای حرکات خشونتی علیه اسرائیل را برای داوطلبان ممنوع کرده ولی وی گفته ‌است ایران همه تلاش ممکن را برای کمک به حماس از راه‌‌های دیگر انجام خواهد داد.

گروه‌‌های دانشجویان محافظه‌‌کار ایرانی از دولت خواسته‌‌اند تا به آن‌‌ها اجازه بدهد در پاسخ به حمله اسرائیل به نوار غزه دست به حمله خودکشانه در اسرائیل بزنند.

در خبری از همین روزنامه به تاریخ پنج ژانویه آمده‌بود: بیش از هفتاد هزار دانشجوی ایرانی به عنوان افراد آماده به خودکشی علیه اسرائیل نام‌‌نویسی کرده‌‌اند.

پنج انجمن دانشجویی بنیادگرا و یک جنبش روحانیان محافظه‌‌کار از دولت خواسته‌‌اند تا به آن‌‌ها اجازه حملات انتحاری بدهد.

<h4>«فیلم روحانی ایرانی در حال زنا»</h4>

روزنامه دپرس، در شماره جمعه ۱۹ ژانویه خود چنین نوشت: موج خبر یک ویدیوی سکسی ایران را فرا گرفته ‌است. اما این‌بار موضوع فیلم، یک ستاره سریال‌‌های تلویزیون یا یک سیاستمدار نیست بلکه چیزی به کل متفاوت است. این فیلم،‌ صحنه‌هایی از یک روحانی است. یک دانشجوی دختر ایرانی به صورت ناشناس این خبر را بر روی تارنمای «<a href="http://www.thedailybeast.com/blogs-and-stories/2009-01-09/irans-hottest-porn-video/"><u>دیلی بیست</u></a>» آورده ‌است.

در این ویدیو دیده می‌‌شود که چگونه یک مرد همسردار، چادر زن دیگری را از سرش می‌‌کشد و می‌‌پرسد: «نسناس دوست داری؟» اصطلاح نسناس که یک هیولای اسطوره‌‌ای است از سوی ایرانی‌‌ها برای اشاره به سکس استفاده می‌‌شود.

این ویدیو در وبلاگستان فارسی با موفقیت زیادی روبه‌‌رو شده ‌است. یک جوان ایرانی نوشت: «تا به حال پیش از این نتوانسته‌بودیم لخت یک ملا را ببینیم ولی الان با اینترنت این امکان هم فراهم شده.»

ایرانی‌ها به این همه ریاکاری پوزخند می‌‌زنند ولی عصبانی نیز هستند. در همین استان، سال پیش یک دختر دانشجو به خاطر این‌‌که با نامزد خود در پارک نشسته بود دستگیر شد.

بعد از ۴۸ ساعت به خانواده‌‌اش خبر دادند تا برای شناسایی جسدش بیایند. پلیس گفته ‌است که این زن جوان خودش را دار زده‌ است. مقامات جلوی تحقیقات برای روشن کردن علت مرگ را گرفتند و گفتند این بحث «باعث برانگیختن تبلیغات دشمن» می‌‌شود و به مخالفان شانس می‌‌دهد تا به ایران حمله کنند.

البته این‌گونه شانس‌‌ها در سال‌‌های اخیر زیاد بوده‌ است. برای نمونه رییس پلیس تهران را مدتی پیش با شش روسپی گرفتند و همچنین معلوم شد که وزیر خارجه ایران درباره مدرک دانشگاهی‌‌اش دروغ گفته ‌است.

جلوگیری از انتشار این رسوایی‌‌ها ممکن است قبلاً به راحتی انجام می‌‌شد ولی امروزه به خاطر وجود ژورنالیسم دیجیتالی شهروندی دیگر نمی‌‌توانند جلوی انتشار این خبرها را بگیرند.

<a href="http://www.depers.nl/opmerkelijk/275764/Iraanse-geestelijke-betrapt-op-overspel.html"><u>پیوند به خبر روزنامه دپرس</u></a>

[[photow03]]

<h4>انرژی خورشیدی در ایران</h4>

مجله فنی «تخنیس ویک‌بلاد» در شماره هفتم ژانویه خود نوشت: ایران هم به انرژی خورشیدی روی آورده. هرچند این کشور به ویژه در پیوند با برنامه هسته‌‌ای پرمناقشه خود در اخبار حضور دارد ولی اکنون به سمت انرژی «پاکیزه» نیز می‌‌رود. اوایل سال جاری دولت ایران یک مرکز گرمایی خورشیدی را راه‌‌اندازی کرد.

مراکز انباشت انرژی خورشیدی از نوعی که در ایران راه‌‌اندازی شده آفتاب را در آینه‌‌ای بشقابی گرد می‌‌آورند تا از این راه آب را در مخزن خود گرم کنند. بخاری که از این راه پدید می‌آید چرخ‌‌پره‌‌ای را می‌‌چرخاند و از این چرخش برق ایجاد می‌‌شود.

نیروگاه خورشیدی ایران کوچک است و بیش از ۲۵۰ کیلووات توان ندارد ولی در ایران مدت‌‌ها است که از انرژی خورشیدی استفاده می‌‌کنند. در ایران چهار هزار دیگ خورشیدی وجود دارد که در آن‌‌ها آب را با تابش آفتاب گرم می‌‌کنند.

<h4>شمشیرباز هلندی در ایران، نفر اول</h4>

منبع خبری نو‌‌اسپرت هلند، روز ۱۱ ژانویه خبری از برنده شدن باس فِروَیـلِن، شمشیرباز هلندی (که در سراسر اخبار ایران نام او به غلط باس ورولیژن درج شده) در مسابقات جزیره کیش داشت. در این خبر آمده:

باس فرویلن، شمشیرباز اسلحه اِپه برنده نخستین دور تورنمنت جهانی سال ۲۰۰۹ در جزیره کیش ایران شد. این شمشیرباز هلندی از استان برابانت، در جزیره گردشگری ایران در خلیج فارس روز یک‌شنبه حریف ایرانی خود محمد رضایی تادی را در دوره نهایی پانزده بر پنج شکست داد.

نشان برنز به علی یعقوبیان از ایران و میکایل غازاریان از ارمنستان رسید که هر دو از شمشیربازان ناشناس بودند. شمشیرباز دیگر هلندی، آرناود هولستِیخه که به تازگی اسلحه فلوره را کنار گذاشته و به رشته اسلحه اپه روی آورده پس از شکست در یک‌چهارم نهایی از حریف ایرانی خود یعقوبیان، به مقام پنجم دست یافت.]]></description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/01/post_128.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/01/post_128.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">رسانه ها</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 12 Jan 2009 19:15:26 +0000</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>گدای شهر لاهه</title>
         <description>کنار خیابان در مدخل شنبه بازار شهر لاهه، زنی میانسال نشسته بود. سرما زوزه می‌کشید و آدم‌ها عجله داشتند تا زودتر به خانه برسند و از گرمای مطبوع شوفاژ و غذاهای لذت‌بخش زمستانی جسم و روح سرما زده‌شان را جانی تازه ببخشند.

به خاطر سردی هوا، کمتر رهگذری به آن زن میانسال نظر می‌انداخت. تکه مقوایی در دستش نگاهم را به خودش جلب کرد. روی تکه مقوایی که در دستان یخ زده‌اش داشت با خطی بی‌رنگ به رنگ سیمای بی‌رمقش جملات زیر نقش بسته بود.

من زنی تنها هستم و پنج بچه دارم. همسرم در اثر تصادف با ماشین کشته شده است. هیچ‌کسی را ندارم، به نان شب محتاجم. طفلانم گرسنه و منتظرند. لطفاً کمکم کنید. آن زن میانسال در مدخل شنبه‌بازار شهر لاهه نشسته بود نه در شهرهای آسیایی.

لحظاتی مات و مبهوت به او خیره شدم. با فکری پریشان به راهم ادامه دادم. بعد از انجام کارم، حدود یک ساعت بعد که برگشتم دیدیم آن زن هنوز آنجا نشسته است.

نگاهم به نگاهش افتاد. چند قدمی برداشتم که به سمت ماشین بروم اما ندایی در درون به من نهیب زد، برگرد. برگشتم جیب‌هایم را خالی کردم و به همراهانم هم گفتم اگر شما هم پول دارید بدهید.

متأسفانه مبلغ زیادی نبود. اما به هر حال آن را به پسرم دادم تا در کاسه وی بریزد. در راه برگشت به خانه همواره نگاهایش مرا تعقیب می‌کرد. در چشمان پر حسرتش هزاران سوال نهفته بود. از خود پرسیدم چرا در هلند که یکی از کشورهای ثروتمند جهان است، کسی این‌چنین گوشه خیابان به گدایی مشغول است؟

[[photow01]]

چرا این زن نگون بخت در آن هوای سرد آن‌هم در کشور هلند به گدایی دست زده‌. شاید باورت نشود اما در چند سال گذشته، چنین صحنه‌هایی در خیابان‌ها و در قطارهای بین شهری همواره مشاهده می‌شود.

فکر می‌کنم طی سال‌های آینده به تعداد گدایان در اروپا افزوده خواهد شد. زیرا هر روز که می‌گذرد فاصله بین فقیر و غنی بیشتر می‌شود و فقیران، فقیر‌تر و ثروتمندان، ثروتمندتر می‌شوند. نیازمندان نیازمندتر و زخم‌ها عمیق‌تر می‌شود.

راستی می‌دانی شهامت زیادی می‌خواهد که ساعت‌ها در سرمای طاقت‌فرسای زیر صفر و با شلاق‌های باد زمستانی که از طرف دریای شمال می‌وزد، کنار خیابان بنشینی و دست را دراز کنی تا شاید کسی دلش به رحم بیاید و شندرغازی در کاسه تو بریزد.

نیاز، انسان را به درجه استیصال می‌رساند. سیر کردن شکم چند طفل بینوا برای مادری که نه زبان هلندی می‌داند و نه توانایی کار، او را به گدایی در کنار خیابان می‌کشاند.

چند وقتی است که در خیلی از شهرها توسط مردم خیر و انسان دوست مکان‌های به به نام «بانک غذا» باز شده است. مغازه‌هایی که مواد غذایی آن‌ها در حال فاسد شدن است و فقط چند روز به اعتبار آنان باقی مانده به بانک غذا تحویل می‌دهند تا به مردم بی‌بضاعت بدهند.

نکته اینجاست که هر فرد و خانواده نیازمند نمی‌تواند به این مراکز برود و تقاضای کمک کند. خانواده و یا فردی که مستحق چنین کمکی است باید توسط سازمان‌های مددکاری معرفی شوند.

راستی این بانک غذا چه جور بانکی است و چه کمک‌هایی می‌دهد. در این رابطه برای شما خواهم نوشت. زیرا هفته گذشته یکی از مددجویانم را به این بانک غذا معرفی کردم.

حتی در شهرهایی مثل آمستردام، مکان‌های درست شده که برای افراد بی‌بضاعت و بی‌خانمان در هفته یک‌بار غذای گرم تهیه می‌کنند. </description>
         <link>http://zamaaneh.com/holland/2009/01/post_127.html</link>
         <guid>http://zamaaneh.com/holland/2009/01/post_127.html</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">فرهنگ و جامعه</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 12 Jan 2009 17:00:31 +0000</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
