رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۲۱ مرداد ۱۳۸۹
گفت‌وگو با رضا علیجانی، درباره‌ی درگیری‌های مشایی و فیروزآبادی

«مشایی برای انتخابات بعدی حرکت می‌کند»

مریم محمدی
mmohammadi@radiozamaneh.com

از زمان رسمیت یافتن دو جبهه‏ی اصول‏گرایی و اصلاح‏طلبی در جامعه‏ی سیاسی ایران، شاید محمود احمدی‏نژاد، نخستین رییس‌جمهوری باشد که به‌طور مشخص جبهه‏ی اصول‏گرایان را نمایندگی می‏کند.

Download it Here!

او بیش‌ترین چالش‏ها و تنش‏ها را در میان این طیف به‏وجود آورده و حتی به یکی از بارزترین نمادهای تفرقه در میان اصول‏گرایان تبدیل شده است. این نکته، نه تنها به رفتار و هنجارهای شخصی غیر قابل پیش‏بینی او در مسائل سیاسی و اجتماعی ارتباط دارد، بلکه به افراد پیرامون وی، از وزرایی که به کابینه معرفی می‏کند تا معاونین و مشاورینش نیز برمی‏گردد.

جنجالی‏ترین و بحث‏انگیزترین نمونه از این میان، اسفندیار رحیم‏مشایی، رییس دفتر وی است که احمدی‏‏نژاد برای نگاه داشتن او در این پست، گرفتار چالش‏های جدی با اصول‏گرایان و حتی عناصری در بیت رهبری شد.

اظهارات جنجالی مشایی درباره‏ی دوستی مردم ایران با مردم اسراییل، شرکت وی در بعضی مراسم و نشست‏ها در داخل و خارج از ایران و رابطه‏اش با برخی هنرمندان همه جنجال‏آفرین بودند. آخرین اظهار‏نظر او در همایش ایرانیان خارج از کشور در تهران اما، بزرگ‏ترین موج حمله علیه وی را در میان اصول‏گرایان برانگیخته است.

تعداد زیادی از مراجع شناخته شده، علیه سخنان اخیر او موضع گرفتند و برخی شخصیت‏های سیاسی نیز علیه آن سخنرانی کردند. تا جایی که روز سه‏شنبه نوزدهم مردادماه، سرلشکر سیدحسن فیروزآبادی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح، اظهارات آقای مشایی را به طور رسمی جرمی علیه امنیت ملی خواند.

اسفندیار رحیم‌مشایی نیز در واکنش به گفته‏های سرلشکر فیروزآبادی، امروز در جمع مدیران و سردبیران خبرگزاری جمهوری اسلامی اعلام کرد که از طریق مراجع قضایی از سرلشکر فیروزآبادی شکایت خواهد کرد.

مضمون واقعی این درگیری‏ها با مشایی و اظهارات و موضع‏گیری‏های او چیست؟

در گفت‏وگویی با دکتر رضا علیجانی، نویسنده و تحلیل‏گر سیاسی ملی‏- مذهبی در تهران، به جوانب مختلف این بحث پرداخته‌ام.

مضمون مخالفت‏ها با اسفندیار رحیم‏مشایی، سیاسی است یا نظری و ایدئولوژیک؟

به‏نظر می‏رسد که هر دو مضمون وجود داشته باشد. در واقع ما شاهد حکومت اقلیت در اقلیت هستیم. به این معنا که بعد از انتخابات، منتقدین و معترضین معتقدند که آقای احمدی‏نژاد اکثریت رأی را نداشته است و انتخابات باید حداقل دو مرحله‏ای می‏شد. حال اگر این دولت را دولت اقلیت و اصول‏گرایان را نیز در اقلیت بدانیم، طیف آقای احمدی‏نژاد، یعنی طیف دولت‌مردان هم در بین اقلیت در اقلیت هستند.


دکتر رضا علیجانی، نویسنده و تحلیل‏گر سیاسی ملی‏- مذهبی در تهران

الان در مجلس و در روحانیت به‏ویژه و در اصول‏گرایان سنتی شاهد نقدهای خیلی تند و جدی به دولت آقای احمدی‏نژاد هستیم. بر این اساس می‏توان گفت که بخشی از برخورد با آقای مشایی، سوژه‏ای در همین رقابت‏ها و جنگ‏های سیاسی است که برای منتقدین آقای احمدی‏نژاد سوژه‏ی قابل استفاده‏ای نیز هست. نمی‏توان اما همه‏ی برخوردها با آقای مشایی را به جنگ سیاست و قدرت تقلیل داد.

اگر بخواهیم به وجه سیاسی این برخوردها دقت کنیم و آقای مشایی را به نوعی نماینده‏ی آقای احمدی‏نژاد بدانیم، اهداف و ایده‏های سیاسی‏ای که او می‏خواهد نمایندگی کند و بخش دیگر اصول‏گرایان مخالف آن هستند، چیست؟

البته در این‌باره که افکار و عقاید آقای مشایی چقدر با آقای احمدی‏نژاد مشابه است و با آن هم‏سانی دارد، من به‌طور دقیق نمی‏توانم نظر بدهم. چون آقای احمدی‏نژاد صاحب فکر خاصی نیست. ایشان منظومه‏ی فکری خاصی را مطرح نکرده است.

اگر بخواهیم به موضع‏گیری‏های آقای مشایی در ارتباط با اسراییل، به‏ویژه موضع‏گیری‏های او و آقای احمدی‏نژاد در تلاش برای نزدیکی با امریکا اشاره کنیم، آیا اینها مسائلی نیستند که از نظر سیاسی، بخشی از اصول‏گرایان را با آقای مشایی و احمدی‏نژاد به تعارض می‏رسانند؟

من می‏خواهم آقای مشایی را به‌طور مستقل درک کنم. ولی با توجه به این‏که شما ایشان را به آقای احمدی‏نژاد متصل می‏کنید، مقداری توضیح می‏دهم و بعد به تحلیل مواضع خود آقای مشایی می‏پردازم.

بحث‏های آقای احمدی‏نژاد در همین‏جا هم دوصدایی و دوگانه است. یعنی از یک‌سو مواضع بسیار تند ضد امریکایی دارد و از طرف دیگر با این کشور نامه‏نگاری می‏کند. از یک سو زبان تحقیر دارد و از سوی دیگر زبان منت‏کشی و التماس.


فیروزآبادی

اما اگر بخواهم خود پدیده‏ی آقای مشایی را بررسی کنم، مقداری به این مسئله بدبینانه نگاه می‏کنم. یعنی تصور می‏کنم بعد از انتخابات اخیر، طیفی که آقای احمدی‏‏نژاد به نمایندگی از او دارد حکومت می‏کند و دولت را در دست دارد، خواهان آن است یا حداقل این رؤیا و آرزو را دارد که هم‏چنان دولت را در دور بعدی هم در دست داشته باشد. نامزد این طیف برای دور بعدی، آقای مشایی است و کل پروژه‏ای که آقای مشایی دارد پیش می‏برد، در این چهارچوب قابل تحلیل است.

با این توضیح که گفتمان سیاسی آقای احمدی‏نژاد که گفتمانی عوام‏گرایانه و یا به تعبیری عوام‏فریبانه بود، روی حفظ طبقات اقشار فقیر کار کرد. آن‏چه در پروژه‏ی جدید دارد دنبال می‏شود این است که در انتخابات آینده‏ بر موج مخالفت‏هایی که بخش قابل توجهی از مردم ایران با روحانیت و حکومت روحانیون دارند، سوار بشوند.

بر این مبنا، آقای مشایی به شکل کاملاً هدایت شده و حساب‏شده‏ای دارد سعی می‏کند هرچند وقت‏ یک‏بار روحانیت را تحریک کند و به عنوان چهره‏ای که روحانیت با او مخالف است، در اذهان عمومی شناخته شود. الان ما شاهد هستیم که آقای مشایی هر دو ماه یک‌بار، یک حرف تحریک‌کننده می‏زند. هرچند که حرف‏های او در فضایی آرام، هیچ حرف ویژه‏ای نیست.

مثلاً در همین بحث مکتب ایران که اساساً بدفهمی شد و مقداری عوام‏فریبانه جلو رفت، همان بلایی که سر دیگران می‏آورند، سر خودشان هم آمد. حرف مشایی این بود که از اسلام فهم‏های مختلفی وجود دارد و ما فهم ایرانی آن را بیش‌تر قبول داریم. این حرفی است که آقای مطهری هم در کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» گفته و آورده است که اسلام در بحث خود در تاریخ، بیش‌تر توسط ایرانی‏ها و متفکرین ایرانی رشد کرده است. مشایی همین نظر را به صورت جنجالی و تحریک‏آمیزی بیان کرد.


اسفندیار رحیم مشایی

پیش از آن که درباره‏ی مفهوم نظرات و ایده‏های آقای مشایی صحبت کنیم، تفاوتی را که شما بین مشایی و احمدی‏نژاد قائل هستید، در کجا باید دید؟

نه، نمی‏خواهم تفکیک قائل شوم. آقای احمدی‏نژاد سعی می‏کرد بحث فقیر و غنی و بحث عدالت اجتماعی را به میان بیاورد. آقای مشایی اما این بحث را پیش نمی‏برد و سعی می‏کند روی سوژه‏ی دیگری موج‏سواری کند. آن هم سوژه‏ی بحث روحانیت و اسلام سنتی است. من پروژه‏ی آقای مشایی را روبه آینده می‏بینم. حتی در آن دوران، شاید آقای احمدی‏نژاد هم پشت آقای مشایی قرار بگیرد.

البته همان‏طور که آقای دبیرکل مؤتلفه مدتی پیش در مصاحبه با «شرق» گفت که شرق آن را با تیتر «وصف‏العیش، نصف‏العیش» چاپ کرد، آنها در ذهن خودشان خیال پلویی را ساخته‏اند (به تعبیر مطهری) که ریاست جمهوری بعدی هم در دست خودشان باشد.

در این خیال پلو، آقای مشایی قهرمان است و قرار است بر موج دیگری سوار شود و دیگر نامزدها را جا بگذارد. آن موج هم موج حساسیت و خستگی و دل‏زدگی بخش مهمی از جامعه‏ی ایران از حکومت روحانیت است.

تعریف آقای مشایی از مفهوم «مکتب ایران» یا خیلی از اشاره‏های دیگر او، مثلاً درباره‌ی اسراییل و یا برخی مسائل اجتماعی، به نظر می‏آید که خیلی دور از دریافت‏های اصلاح‏‏طلبانه نباشد. چگونه است که اصلاح‏طلبان در این موارد، اگر در حمله به آقای مشایی در کنار اصول‏گراها هم نباشند، اما این جهت را تقویت می‏کنند؟

من فکر می‏کنم که این برخورد اصلاح‏طلب‏ها برخوردی کاملاً سیاسی و به‏نظر من هم نادرست است. این نوعی موج‏سواری علیه دولت در جایی است که شاید آن گفتار و یا موضوع، اساساً موضوع قابل نقدی نباشد. یا در دعوای بین سنتی‏ها و مشایی، اصلاح‏طلب‏ها به مشایی نزدیک‏ترند، ولی تصور می‏کنم آنها درگیر یک برخورد پراگماتیستی و یا ناشیانه‏ی سیاسی با مشایی باشند.

من شخصاً این برخورد را نمی‏پسندم و برخورد تاکتیکی با مسائلی که جنبه‏های اساسی دارد را نادرست می‏دانم. یعنی فرض کنید، ما معتقدیم که باید در تعامل با جهان زندگی کنیم و نه در تقابل. حال اگر کسی با هر نیتی، ولو نیت فرصت‏طلبانه، ولو نیت قدرت‏‏‏طلبانه در درون دولت احمدی‏نژاد و یا در میان اصول‏گرایان، همین حرف را ولی با زبان خودش بزند، ما نباید این را دست‏آویز قرار بدهیم.

در این صورت ما هم به موج برخوردهای پوپولیستی دامن خواهیم زد. شبیه آن‏چه آقای مهاجرانی روزی گفت که ما باید با امریکا مذاکره کنیم و آن روز موج شدیدی به‏راه افتاد. امروز که همین حرف‏ها را فردی در داخل اصول‏گراها می‏زند، نباید با پراگماتیسم روزمره با او برخورد شود.

در ارتباط با اسلام سنتی و بحث‏های دیگر در این زمینه، آقای عسگراولادی در نقد آقای مشایی اشاره کرده بود که اگر توجه به ایرانیت و مکتب ایران، می‏توانست تأثیر مثبتی در جامعه داشته باشد، جبهه‏‌ملی‏ها و ملیون در گذشته موفق می‏شدند. آیا به واقع در جامعه‏ی ایران هنوز هم کسی که از اسلام سنتی‏تر دفاع می‏کند، محبوبیت دارد و آرای بیش‌تری جلب می‏کند؟ آیا این نظر آقای عسگراولادی درست و واقعی است؟

تصور من این است که آقای عسگراولادی اصلاً متوجه صحبت آقای مشایی نشدند. چون آقای مشایی اساساً نمی‏خواهد ایران را در مقابل اسلام بگذارد. وقتی ایشان از مکتب ایرانی نام می‏برد، منظورش فهم ایرانی از اسلام است.

در عین حال، اساساً نباید از زاویه‏ی فکری وارد موضوع شد. یعنی اگر ما از زاویه‏ی فکری وارد موضوع بشویم، دقیقاً در همان بازی‏ای می‏افتیم که خود طرف طراحی کرده است. چون آنها اساساً اعتقادی به این مسائل ندارند و کاملاً پراگماتیستی برخورد می‏کنند.

من شخصیت آقای مشایی را نمی‏شناسم، ولی کسانی که در وزارت اطلاعات با آقای مشایی بوده‏اند، این تحلیل را می‏دهند که ایشان با مسائل فکری هم خیلی سیاسی و روزمره برخورد می‏کند.

بنابراین من معتقدم که اساساً نباید از منظر فکری با او برخورد کرد. هرچند مواضع نظری مشایی، به مواضع روشنفکری و اصلاح‏طلب‏ها در ایران نزدیک‏تر است و به همین دلیل هم هست که از منظر رأی‏آوری، مواضع ایشان رأی‏آورتر است تا مواضع آقای عسگراولادی.

ولی با این وجود، معتقدید که آنها در انتخابات آتی به این مقصود نخواهند رسید و نمی‏توانند بر این موج سوار شوند. ممکن است درباره‌ی چرایی آن توضیح بیش‌تری بدهید؟

چون همه‏ی آن‏هایی که چه در سال ۸۴ و چه در سال ۸۸ به آقای احمدی‏نژاد رأی داده‏اند - الان نمی‏خواهم درباره‌ی میزان این رأی بحث کنم- اصول‏گرا نبوده‏اند. بخشی روی حس طبقاتی و در مخالفت با آقای هاشمی و دزدی و فسادی که تصور می‏کنند در آن دوره بوده است، به آقای احمدی‏نژاد رأی داده‏اند.

این بخش از مردم یک تصور «لویاتانی» از قدرت دارند و قدرت را یک هیولای نامریی می‏دانند که پشت آن همیشه هزاردست وجود دارد. آقای احمدی‏نژاد سعی کرد القا کند که این هیولای هزاردست آقای هاشمی رفسنجانی است. عده‏ای به این دلیل به آقای احمدی‏نژاد رأی دادند و آنها اساساً اصول‏گرا نیستند.

اما در ارتباط با سئوال شما، این رویکرد نمی‏خواهد سنتی‏ها را مخاطب خود قرار بدهد، بلکه می‏خواهد انبوهی از جامعه را که دارای حق رأی است ولی آگاهی سیاسی کم‏تری دارد، تحت تأثیر قرار بدهد.

همان‏طور که آقای حبیبی، دبیر مؤتلفه گفت، من هم فکر ‏می‏کنم این دیگر رؤیاپردازی باشد و این‏بار خود روحانیت و مقامات حامی دولت احمدی‏نژاد هم اجازه نمی‏دهند مشایی وارد چرخه‏ی انتخاباتی بشود که بخواهد از این خیال پلو استفاده و موج‏سواری کند.

نهایتاً می‏توان همان جمله‏ی آقای حبیبی را گفت که: وصف‏العیش، نصف‏العیش ...

Share/Save/Bookmark

نظرهای خوانندگان

be har hal in gardesh be "eslahtalabi" dar teyfi az dor o barihaye Ahmadinejad hast.eslahtalaban, Khatami, va digaran ghodrat basij kardan o ebraz vojood nadarand, be moosavi ham baraye ghodrat gereftan dar char sal ayandeh omidi nist. amma nasl jadidi, ham sen o sal Ahmadinneja, Mashayi. ali Larijani sodaye ghodrat bishtar o deraz moddattar darand va rohani nistand. zemnan be noyi, bar khalaf zaher shifteye gharband va tarafdar noyi az "democratie" . amma ta Khameneyi zendeh ast taghir chandani rokh nakhahad dad. hamin tarh mozakereh ba gharb, ya ezharat Mashayi dar bareeye Esrail khod mosbat va omidvar konandeh ast. chizi ke hast bayad az jang dar dakhel va kharej iran parhiz kard. Iran potentiel roshd va taghir darad.rah digari nist

-- بدون نام ، Aug 12, 2010 در ساعت 11:50 PM

«مشایی برای انتخابات بعدی حرکت می‌کند»

اگر انتخابات بعدی در کار باشد!

-- آزاده ، Aug 12, 2010 در ساعت 11:50 PM