رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۱۱ دی ۱۳۸۸

چشم‌اندازهای جنبش، پس از عاشورای سبز

بابک مینا

به نظر می‌رسد جنبش سبز در محرم وارد مرحله جدیدی از حیات خود شده است. این جنبش تاکنون توانسته از نیروی بی‌همتایی که در واقعه عاشورا نهفته است استفاده کند، و بی‌تردید این نیرو در آینده نیز ادامه خواهد یافت.

اما پس از گذشت شش ماه از این جنبش به‌نظرم بد نیست اندکی بایستیم و به خودمان و وضعیت کنونی نگاه کنیم. برای این کار باید بتوانیم لحظاتی هم که شده از آن شور جادویی و جذبه مغناطیسی جنبش فاصله بگیریم.

شاید باید اندکی بتوانیم با نگاهی سردتر و عقلانی‌تر نگاه کنیم. می‌دانم کار دشواری ست. ما همه مجذوب حرارت سکرآور این جنبش هستیم. اما قطعا می‌توانیم موقتا اندکی از این جذبه و شور فاصله بگیریم. من این یادداشت را مخصوصاً در شب عاشورا می‌نویسم. شبی که همه ما ـ چه مؤمنان و چه بی‌باوران ـ می‌دانیم چه لحظه سرنوشت‌ساز و بزرگی است.


عصمتی اندوه‌بار و عظمتی ابدی در این لحظه نهفته است. اما من دقیقا چنین لحظه‌ای را ـ که بنابر عادت مرسوم می‌بایست قلب‌ها را برانگیزاند و اشک‌ها را جاری کند ـ برای خردمندانه فکر کردن برگزیده‌ام.

از یک فرض آغاز کنیم: تصور کنید ناگهان ورق برگردد، حکومت اسلحه را زمین بگذارد و به معترضان بگوید: «ما شما را به رسمیت می‌شناسیم، شما خس و خاشاک نیستید، شما بخش بزرگی از مردم ایران هستید و به نتیجه انتخابات اعتراض دارید، بسیار خوب بیایید با هم مذاکره کنیم.»

خوب، ما چه می‌گوییم؟ من تقریباً شکی ندارم که اختلاف نظری اساسی در جنبش سبز به‌وجود خواهد آمد: عده‌ای می‌گویند باید پای میز مذاکره بنشینیم؛ و عده‌ای مخالف این کار هستند.

این اختلاف نظر البته فی‌نفسه چیز بدی نیست. ما در این شش ماه تا حدی یاد گرفته‌ایم که چطور اختلاف نظرهایمان را مدیریت کنیم. اما در این مورد فکر می‌کنم موضوع اندکی نگران‌کننده است.


ما باید آرام‌آرام به چشم‌اندازی برای مذاکره و توافق هم فکر کنیم. این به هیچ‌وجه به معنی عقب‌نشینی نیست. بل‌که اتفاقا کاملا برعکس

بحث بر سر این نیست که مخالفان مذاکره حق ندارند نظر خود را بگویند. بحث بر سر ادبیاتی است که احتمالا به کار خواهند برد. مثلا: شما دارید به خون شهدای جنبش سبز خیانت می‌کنید. و عباراتی از این دست. ممکن است بگویید از کجا می‌دانی که آنان این را خواهند گفت؟

باید بگویم از هم اکنون زمزمه‌هایی از گوشه کنار می‌شنوم. منتها ما در آن شرایط فرضی نیستیم، و بدیهی است که این سخنان فعلا محلی از اعراب ندارد. اما نوع زبانی که بعضی برای نقد هرگونه مذاکره و یا چیزهایی از این قبیل به‌کار می‌برند، بدین‌گونه است، و می‌توان پیش‌بینی کرد که اگر شرایط به مذاکره بکشد این افراد عباراتی نظیر آن‌چه را که نقل کردم به زبان بیاورند.

حرف اصلی من این است: ما باید آرام‌آرام به چشم‌اندازی برای مذاکره و توافق هم فکر کنیم. این به هیچ‌وجه به معنی عقب‌نشینی نیست. بل‌که اتفاقا کاملا برعکس.

در کنار پیش‌روی جنبش سبز به‌تدریج باید به حریف نشان دهیم که آماده مذاکره هستیم. و از این‌طریق پیروزی‌های خود را تثبیت کنیم. ما البته الان دست بالا را نداریم. ولی هرچه نیروی ما بیشتر شود باید بیش‌تر به مذاکره فکر کنیم.


حتی شورانگیزترین جنبش‌های سیاسی هم در نهایت با مذاکره و توافق پیش رفته‌اند

شش ماه پیش خواسته ما ابطال انتخابات بود. اما اکنون خواسته‌ها از این فراتر رفته است. ما باید بتوانیم به تدریج این خواسته‌ها را به گونه‌ای مشخص‌تر فرموله کنیم.

این خواسته‌ها باید واقع‌بینانه بوده و قابلیت بحث داشته باشد. اهداف کلی می‌تواند این جنبش را در ابهام فرو ببرد.

البته منظور من مذاکره با دولت فعلی نیست. ما به چیزی کم‌تر از کنار رفتن آن قانع نمی‌شویم. منظور بخش‌های عقلانی‌تر جناح مقابل است، که به احتمال در ماه‌های آینده مواضع متفاوتی اتخاذ کنند.

به نظر من باید بتوانیم میان نیروی عقلانی این جنبش و نیروی عاطفی آن نسبتی متوازن برقرار کنیم. حتی شورانگیزترین جنبش‌های سیاسی هم در نهایت با مذاکره و توافق پیش رفته‌اند. باید آرام‌آرام این‌را از خود بپرسیم که: نقطه پایان این جنبش از نظر ما چه باید باشد؟

شکی ندارم که رهبران جنبش به این پرسش فکر کرده و می‌کنند. بدنه جنبش سبز هم باید این‌را از خود بپرسد. ما به‌تدریج باید به تصوری روشن، مشخص و قابل‌تحقق از آینده برسیم.

Share/Save/Bookmark

نظرهای خوانندگان

بسیجیها، لباس شخصیها، یگان ویژه، سپاهی، نیروی انتظامی خوب گوش کنید: پس‌فردا نگید مأمور بودیم و معذور. نگین آقا گفته بود بزنیم ما هم زدیم. شما برای هر قطرهٔ خون که از دماغ کسی‌ بیارین مسًولید.

-- Canton Gal ، Dec 27, 2009 در ساعت 07:20 PM

جنبش می باید برگزاری انتخابات آزاد را در ایران نهادینه کند. در 22 خرداد رای ملت دزدیده شد. و اما خواست مبارزات یک صد ساله مردم ایران هم دمکراسی آزادی و دمکراسی بوده است است که تبلور آن در حاکمیت صندوق های رای است.
جنبش سبز به ما آموخت که اختلاف های خود را به رسمیت بشناسیم و چون مردمان دیگر کشورها در کنار یکدیگر با مسالمت زندگی کنیم. نه این که همیشه یه عده حکومت کنند و یه عده بر علیه آن ها مبارزه. و بازهم صندوق های رای ابزار این کار خواهد بود.
مساله ما نه احمدی نژاد است و نه خامنه ای. مساله ما ولایت فقیهی است که احمدی نژادها را با تفلب و خدعه به مردم زورچپان کرده است. مجلس فرمایشی را به مردم تحمیل کرده است. از جیب مردم مزدور استخدام می کند و به جان مردم می اندازد.

حتی در صورت پیروزی جنبش سبز، پایانی بر جنبش نیست. پس از استقرار دمکراسی جنبش سبز باید برای تداوم دمکراسی سبز سبز سبز بماند. و زندگانی سبز داشته باشیم.

-- آرش ، Dec 27, 2009 در ساعت 07:20 PM

و اما طرح شش ماده ای زیر که در شهریور ماه برای سران کشور ، رهبران جنبش، مراجع تقلید، و احزاب اصلاح طلب فرستاده شد، می تواند چارچوبی برای آشتی ملی و نجات کشور باشد. طرحی که انتخابات آزاد، دمکراسی و آزادی محصول آن خواهد بود.
این طرح همه طرف های درگیر ، منافع ملی و یک دمکراسی پایدار را در نظر گرفته است:

1) استعفای فقهای شورای نگهبان و انتصاب اعضای جدید شورای نگهبان توسط رهبر از بین فقهای بیطرفی که مراجع تقلید معرفی می کنند (هر مرجع یک نفر) .


2) به رسمیت شناختن ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد و انتصاب آقای موسوی به معاونت اولی رئیس جمهور و آقای کروبی به عنوان وزیر کشور توسط آقای احمدی نژاد.


3) تشکیل یک شورای مشورتی ملی برای هئیت دولت از رهبران احزاب، نهادهای مدنی، و شخصیت ها و نخبگان که توسط مجمع تشخیص مصلحت پیشنهاد می گردد.


4) اعلام عفو عمومی و امکان بازگشت بدون دغدغه هموطنان خارج از کشور.


5) برگزاری انتخابات آزاد مجلس شورا (در زمان مقرر یا زودتر) با نظارت شورای نگهبان جدید.


6) اصلاح قوانین موجود برای تضمین حقوق شهروندی توسط مجلس جدید.

-- آرش ، Dec 27, 2009 در ساعت 07:20 PM

من فکر می کنم یکی از مواردی که تو این مذاکره فرضی مصرانه باید خواست کوتاه کردن دست سپاه از مسایل اقتصادی و سیاسی و شاید هم کلا حذف آن وادغام آن در ارتش باشد

-- حمید ، Dec 27, 2009 در ساعت 07:20 PM

بر خلاف تقریباء همهء انقلابات دنیا، انقلاب اسلامی آخرین مرحلهء یکدورهء تاسف باور
تاریخ کشورمان بود. مردم مسلمان ایران، تحت تاثیر رهبران مذهبی در سالهای ۵۷ بزرگترین
ذلت فکری خود را نشان دادند، اما سی سال باید سپری میشد که ایرانیان به بلوغ فکری بسیار
بالایی برسند، بمراتب بالاتر از بیشتر ملل دنیا. بجرات ادعا میکنم که حتی ایرانیان امروز
از آمریکایی ها درک بهتری از زندگی و دنیای امروز و آینده دارند. نظام جمهوری اسلامی
موجودیت خود را با موجودیت اسلام، و موجودیت رهبران در هم آمیخته اند، بطوریکه
هر گاه هر کدام از اینها نزول کنند،بقیه را با خود پایین خواهند آورد. البته حاکمان سعی کردند
که موجودیت ایران را هم با سرنوشت خود یکی کنند که موفق نشدند.
آیتالله منتظری یک آخوند متفاوت بود، خاتمی
شخصیت متفاوتی است، کروبی هم همینطور، اما شما خواهید دید که صرفاء به خاطر این سه
نفر مردم ایران نظرشان را نسبت به..تغییر نخواهند داد. من روزی را می بینم که
ایرانیان آنچنان دماری از روزگار ... در بیاورند که کشورهای دنیا برای ساکت کردن
مردم ایران مداخله کنند ، خودشان هم این را میدانند. به امید آنروز . جهان

-- jahan ، Dec 27, 2009 در ساعت 07:20 PM

مقاله بسیار خوبی بود. بعد از این سی سال ما باید یاد گرفته باشیم که به نظر مخالف احترام بگذاریم و در پی حذف نباشیم. اگر واقعا جنبش سبز به این چیزی که این دوستمان در مقاله گفتند رسیده باشد, واقعا میتوان گفت که خون شهدای انقلاب 57 که آغاز یک دوره افتخار آمیز در کشور بود و مردم ایران از یک ذلت تاریخی به آزادی نسبی و موقت رسیدند و خون جوانانی که در جنگ شجاعت فراموش شده ایرانی را زنده کردند، به ثمر رسیده است.

-- عباس ، Dec 27, 2009 در ساعت 07:20 PM

dar in mamlekat ma nistim ke tsmim migirim balke engelis wa amrika wa shorawi hastand ke sarneweshte in mamlekat ra ragham zadeh wa mizanand tarikh neshan dadeh ke iran hamisheh bekhatere manabe tabiiash natawanesteh tasmimgirandeh basheh mardome iran be demokrasi waghti mirasand ke anha ejazeh dahand man shaki nadaram ke daste in rjim dar daste abar ghodrathast chetor mishe marg bar esrail goft wa daroye khominira az esrail wared nemud chetor mishe marg bar amrika goft waghti ke gandomeman az ost chetor misheh bedoneh rosiyeh ghad alam kard magar yademan rfteh shah ba an azamatash hich koja rahash nadadnd pas kami tamol konid wa in bar hol nashid wa az in khorafate eslami niz faseleh girid

-- mehrzad ، Dec 27, 2009 در ساعت 07:20 PM

چون تمام سران این حکومت در این مدت دست خودشون به خونه ملت آلوده شده، به نظرم هیچ راه حلی به جز کنار رفتن همهٔ این تشکیلات از بالا تا پایین وجود نداره. همهٔ مشکل از ساختار اشتباه قانون اساسی‌، باید قانون اصلاح بشه، رفراندوم برگزار بشه

-- Ali ، Dec 27, 2009 در ساعت 07:20 PM

"حتی شورانگیزترین جنبش‌های سیاسی هم در نهایت با مذاکره و توافق پیش رفته‌اند"

این طرف ملته وآن طرف تمامیت طلبانی که حقوقی برای ملت قایل نیستند. مذاکره با آنها یعنی مرگ. ببینید چه طوربا گردن کلفتهای دنیا بر سر مسئله اتمی مذاکره میکنند، بماند مردم بی پناه ما. ما در مورد ایران صحبت میکنیم نه جنبش کارگری لهستان! ظاهرا شما از واقعیت های ایران خیلی با خبر نیستید. هسته اصلی این جنبش فرهیختگی دربرابر ولایت جهل و دروغه. بیش از ۶ ماهه که این موضوع هر روز خودش رو اثبات کرده.

-- xxx ، Dec 27, 2009 در ساعت 07:20 PM

دوستی که پیشنهاد شش ماده ای را داده اند مطمئن باشید 99 % جنبش با این موارد مخالفت خواهد کرد
کنار رفتن احمدی نژاد محلی از اعراب ندارد . احمدی نژاد یک رئیس جمهور تقلبی است و اگر به راه حلی دموکراتیک در این باره می اندیشید میتوان همه پرسی برای ادامه کار آحندی نزاد برگزار کرد .
دومین مرد افشای ابعاد جنایت صورت گرفته بر علیه مردم در این 7 ماه و محاکمه عاملان آن
برکناری ولی فقیه به دلیل تائید عملکرد نیروهای نظامی در کشتار مردم و فرماندهی کل قوا
انحلال بسیح و سپاه و ادغام آن در ارتش
برگزاری انتخابات آزاد بدون نظارت شورای نگهبان و تشکیل کمیسیون مستقل انتخاباتی .
انجام همه پرسی برای تغییراتی در قانون اساسی .
مسلما جنبش سبز در این مرحله به کمتر از این در مذاکره قانع نخواهد بود. و این حداقل مطالبات جنبش در مقطع کنونی است.

-- امید ، Dec 27, 2009 در ساعت 07:20 PM

جناب آرش لطفآ به آنچه که میگید بیشتر فکر کنید. اگر مردم ایران میخواستند همچنان زیر سایه شورای نگهبان بمانند و عنتری مثل احمدی نژاد رئیس جمهورشان باقی بماند این همه خون نمیدادند

-- علی ، Dec 27, 2009 در ساعت 07:20 PM

دوست عزیز
این کار به مثابه مذاکره با قاتل برای عدم قتل های بیشتر در آینده است در صورتی که راه کارهای مقابله با آن به صراحت در قانون آمده است. آنقدر این آش شور است که با هیچ دستکاری درست نمی شود باید از نو شروع کرد.
مذاکره با کسانی که 7 ماه دستور کشت و کشتار و تجاوز داده اند بر سر میز محاکمه امکانپذیر است نه مسالحه.
ارکان قدرت فکر می کنند که باید کاری را بکنند که شاه نکرد "" سرکوب تا آخرین نفر """ اما افسوی که این راه حل سی سال پیش برای شاه مفروض بود اما امروز با توچه به تغییرات در تمام شنونات امروز اثر معکوس دارد.
جنبش سبز خواسته هایش مدنی است در صورتی که دولت ذاتا بدوی است. نمی توان سیب را با پرتقال قیاس کرد زبان این دو طیف متفاوت است قطعا نظامی که بازی سیاستش قاعده ای ندارد در صورتی که همه کارت هایش را بازی کند مذاکره را پیش می کشد اما این فقط شرایط را برای ادامه عمر این نظام پوسیده محیا می کند و نظام را به استمرار سوق می دهد. سرنوشت دیکتاتور های عین هم است و سقوط مرحله آخر است.
ترهم بر پلنگ تیز دندان خیانت است بر گوسفندان، تنها راه منطقی اعتصاب عمومی است چون خواه نا خواه با تصویب تحریم بنزین خانه نشین خواهیم شد.
امیدوارم که من اشتباه کنم و یک روز از خواب بیدار بشوم ببینم تفسیر شما درست است و این سیستم عین یک پسر خوب همه چیز را درست کند که حتما یک افسانه به افسانه های هزار و یک شب اضافه خواهد شد

-- آرشام ، Dec 27, 2009 در ساعت 07:20 PM

مشکل حکومت ولایی آن است که خود را با تشیع صفوی گره زده است. سالها است که یک جنبش فکری مبارزه با تشیع صفوی آغاز شده است و تفکر اعتزالی را در ابعاد بسیار گسترده مطرح می کند. حاکمان ولایی به‌خوبی درک کرده‌اند که آمدن آزادی و دموکراسی به ایران به‌معنای خارج شدن همیشگی تشیع صفوی از صحنۀ جامعه است. دیگر نه چاه جمکرانی خواهد ماند و نه متولیان چاهو نه آن درآمدهای دهها میلیاردی گنبدها که معلوم نیست به کجا می‌رود. معلوم نیست آن صدها میلیارد درآمد امام ررضا و شاه چراغ و معصومه و جمکران به کدام سو روان است که از هیچ جا سر بر نمی‌زند. آنها تا بتوانند از هویت خودشان با چنگ و دندان دفاع خواهند کرد حتی اگر به بهای کشتارهای بسیار وحشیانه بوده باشد. روزی که بسیج تشکیل شد اهداف آن نیز به‌روشنی بیان گردید که دفاع از همین تشیع است.

-- ذوالفقار علی ، Dec 27, 2009 در ساعت 07:20 PM

ایرانیها یک تاریخ پر افتخار دارند. ما به یک دین عربی که به زور شمشیر به ما خورانده شده احتیاجی نداریم. اسلام واقعی را ببینید و عبرت بگیرید.
من خمینی رو دیدم و فهمیدم که این بیسواد ایران را ویران میکند. ملت از روی نفهمی و تعصب گور خودش را با دست خودش کند.

-- gooya ، Dec 28, 2009 در ساعت 07:20 PM

اینها اینقدر بی شرم هستند که کشتارهای سال ٦٧ رو رو سفید میکنند.

-- gooya ، Dec 28, 2009 در ساعت 07:20 PM

من بااکثر نقطه نظراط هموتنان هحترمم موافقم. تنها یک نطر که به اعتقاد بنده حاعز اهمییت است اینکه مطبوعت ازاد ومسطقل و هیچ وابستگی به دولت نداشته باشند. مورد دوم ارتش و پلیس حافظ منافع ملی/ مردم باشند نه حافظ منافع شخص یا دولت وقت.

-- Ramin ، Dec 28, 2009 در ساعت 07:20 PM

دوستان گرامی

به گمان من ما باید یک بار و برای همیشه به این چرخه باطل یه عده حاکم یه عده در حال جنگ با آن ها؛ خاتمه بدیم.
وقتی قوانین اصلاح شد، قوانین انتخابات هم عوض خواهد شد؛ مثلن تشکیل کمیسیون مستقل انتخابات مثل سایر کشورها.
ما به یک دوران انتقال مسالمت آمیز به دمکراسی نیاز داریم.
در نهایت حداکثر مکان برای آخوندها وسعتی است به مساحت واتیکان قم با اختیارات کامل. اما تا به آن مرحله برسیم باید دید چه راه حل هایی با هزینه کمتر و شانس موفقیت بیشتر می تواند ما را به اهداف خود برساند.
مثلن طرح انتخابات آزاد در مقایسه با رفراندم هر دو می توانند برای یک هدف بکار گرفته شود. اما شانس انتخابات آزاد بیشتره چون طرف را در مقابل همه چیز یا هیچ چیز قرار نمیدهی و کمتر مقاومت خواهد کرد. چون هنوز فکر میکنه با انتخابات شانسی داشته باشه.

-- آرش ، Dec 28, 2009 در ساعت 07:20 PM

در بهترین حالت مذاکره با خامنه ای می تواند با هدف تعیین شیوه ی کناره گیری او از قدرت، حفظ امنیت او و جایگزینی دولت موقت مردمی باشد. هدف ما آزادی برای خودمان و حتی برای بسیجیان و اوباش رژیم است. آنهایی که جنایتی مرتکب شده اند عادلانه محاکمه خواهند شد (درست به عکس اظهار نظر دوستی که در بالا فرموده اند مردم چنان دماری از اینها در بیاورند که کشورهای خارجی مداخله کنند). ما وحشی نیستیم، آنها وحشی اند. ما شکنجه و تجاوز نمی کنیم، ما به خانواده ی سران رژیم آسیب نمی زنیم. در زندانهای جمهوری ایران امکانات درمانی، روزنامه و حق ملاقات از مقام ولایت سابق و دار و دسته اش دریغ نخواهد شد؛ فقط چون ما مثل آنها نیستیم!

-- امیر ، Dec 28, 2009 در ساعت 07:20 PM

مذاکره بسیار خوب . خواسته ها مهم است . ضمنا کوسه و ریش پهن نمیتوان خواست یعنی ازادی با رژیم ولایتی سازگار نیست بنابراین نباید خواسته ها محدود برفتن فلان وامدن فلان کس شود. بحث اقدامات جهت اشتی ملی هم دیگرمنتفی است لذا مسائل اساسی ومحوری باید هف قرار گیرد مثلا:
1- تجدید فوری انتخابات ازادریاست جمهوری مطابق متن قانون اساسی و امتناع از دخالت بیرویه شورای نکهبان
2-دولت جدید متعهد باجرای رفراندم قانون اساسی بوده وشرایط و زمینه اجرای انرا فاهم نماید.
همین دو خواسته تمام خواسه های اساسی مردم را تامین میکند ومردم درشرایط ارام فرصت گفتگو وتنظیم قانون اساسی مورد نیاز جامعه را خواهند داشت.

-- کاوه ، Dec 28, 2009 در ساعت 07:20 PM

ازتجربیات سال 57 باید استفاده کرد - مردم هر چه زود تر باید بوسائل تدافعی مجهز شوند . کوکتل مولوتوف بسیار ساده وبی هزینه و بسیار کار ساز است.
ریختن مواد لعزنده در مسیرهائیکه موتورسواران مزدور به مردم حمله میکنند و اتش زدن موتور ها پس از سرنگونی انها
داشتن چوب وچماق برای دفاع شخصی دربرابر مزدوران
همین چماق را میتوان داخل پره های چرخ موتورکرد وانرا ازکار انداخت وبلا فا صله اتش زد
روشهای ابتکاری دیگر برای ازکار انداختن موتور واتش زدن ان
مزدوران از موتور بعنوان وسیله سرکوب استفاده میکنند بنابراین هرتعداد از انها از دور خارج شود مردم در وضعیت بهتزی قرار میگیرند.
انقلاب سنگ در مبارزات فلسطین نتایج موثری داشت - داشتن ابزار های ساده سبک چند منظوره برای کندن اجرفرشها و سنگ پرانی به اوباش و مزدوران خیلی موثر است.
افراد درگروههای چند نفره به مزدور تنها مانده حمله وضمن غنیمت گرفتن ییسیم ووسائل خود را مجهز کنند.
رژیم نهایت خشونت دربرخور با مردم بیگناه را اعمال میکند لذا مردم نباید با دست خالی بمصاف رفته وتا حد ممکن از خود محافظت نمایند.

-- hossein ، Dec 28, 2009 در ساعت 07:20 PM

بیدار شوید و از تعین تکلیق کردن برای مردمی که سی سال ذجر کشیدند دست بر دارید مگر اینکه اهدافی از این زمینه چینی ها دارید. این مردم رهبر جنبش خود هستند کامشان را با این پیش گویی ها تلخ نکتید.

-- امید ، Dec 28, 2009 در ساعت 07:20 PM

بیدار شوید و از تعین تکلیق کردن برای مردمی که سی سال ذجر کشیدند دست بر دارید مگر اینکه اهدافی از این زمینه چینی ها دارید. این مردم رهبر جنبش خود هستند کامشان را با این پیش گویی ها تلخ نکتید.

-- امید ، Dec 28, 2009 در ساعت 07:20 PM

این حکومت از جهل و نا آگاهی عده ای از مردم سوء استفاده می کنه باید تا زمان رسیدن به مرحله مذاکره از سوی دولت تا اونجا که ممکن بتونیم آگاهی مردم روبیشتر بالا ببریم هرکس اگه حتی بتونه یک نفر رو هم آگاه کنه (به هر طریقی) خودش خیلی خوبه تا زمانی که مسئله رفراندوم مطرح بشه این سیستم نتونه از جهل عده ای به نفع خودش سوء استفاده کنه چون در موقع ضعف اشک تمساح و حیله روباه رو داره و اونقدر خرافه پرستی مذهبی در ایران رواج داده که در موقع لزوم بتونه سوء استفاده کنه
و بعید بدونم براحتی پای میز وذاکره بشینه اما باید قانون اساسی اصلاح بشه و به رفراندوم گذاشته بشه 1- حذف ولایت فقیه از امور قدرت 2- ادغام ارتش سپاه و بسیج با هم و متعادل کردن قدرت سپاه 3- حذف شورای نگهبان از اختیارات بیشمار 4- باید شرایطی فراهم بشه که تمام ایرانی ها در سراسر جهان بتونن بدون دغدغه به ایران برگردن 5- و تمام جناح های سیاسی بتونن آزادنه نظراتشون رو مطرح کنن بازم میگم باید تا قبل از رسیدن به این مرحله کار فرهنگی صورت بگبره تا افراد بتونن به تفاوت عقاید احترام بگذارن...

-- آوا ، Dec 28, 2009 در ساعت 07:20 PM

خونخواهی ندا و اشکان و سهراب و امیر و ... فراموش نمیشه! می کشم آنکه برادرم کشت! با کارد کند هم می کشم که زجر بکشن! تحمل ما هم اندازه ای داره! روزی رو می بینم که خامنه ای هم مثل صدام مانند یه موش کور خودشو زیر زمین مخفی کنه

-- maya12@yahoo.com ، Dec 28, 2009 در ساعت 07:20 PM

از دید من، گفت وگو و مذاکره، در چنین وضعی، بعید به نظر می‌رسد زیرا هیچ عزمی ــ حتی اندک ــ در حکومت اسلامی برای پاسخ منطقی دادن به خواست‌های مردمی دیده نمی‌شود. اما به فرض این که چنین پیشنهادی مطرح گردد، یکی از شرط‌های آغازین و بی‌گمان، بحق و خردمندانه‌ی «جنبش سبزْ» پیگیری و کیفر دهی سران مسؤول جنایت‌های اخیر خواهد بود. اما اگر کار به مقامات رده بالای جمهوری اسلامی کشیده شود – که حتماً هم خواهد کشید – آن گاه چه باید کرد؟ آیا جناح مقابل حاضر است افرادی در «بیت آقا» و سران نیروی سپاه و اطلاعات را هم به پای میز محاکمه و کیفر بکشاند؟ بسیار بعید می‌دانم. این کار، بواقع، معنایی جز بی‌اعتباری خانمان برندازِ نظام اسلامی ندارد. پس چگونه می‌توان از مذاکره سخن گفت هنگامی که پذیرش ابتدایی‌ترین پیش‌شرط‌ها با مشکلی چنان عظیم دست به گریبان است؟ به نظر من، به سببِ همین مشکل است که حکومت هیچ میلی برای مذاکره یا آشتی ندارد – یا در واقع، از آن می‌هراسد؛ زیرا با کم‌ترین پیگیری بی‌طرفانه، کار به شالوده‌های نظام می‌رسد.
بنا بر این، همان گونه که آقای کدیور (در گفت و گو با اشپیگل) اشاره کرده‌اند، سقوط نظام بی‌گمان رخ خواهد داد. بهتر است به جای مذاکره، در اندیشه‌ی چاره و راهکاری برای دوران پسا-اسلامی ایران باشیم و درباره نکاتی مانند حقوق بشر، دموکراسی، آزادی بیان، عدالت، قانون اساسی نو و چونان اینها، ژرف اندیشی کنیم تا اشتباه‌های گذشته را تکرار نکنیم.

-- فرحزاد ، Dec 28, 2009 در ساعت 07:20 PM

حکومت در روز عاشورا علیرغم مشروعیت زدایی از خود موفق شد جنبش سبز را رادیکال کند. اولا راه آشتی را با مخالفان بست ثانیا جوانترهای جنبش را درچرخه بازتولید خشونت اسیر کرد بدین ترتیب مطالبات به سمت براندازی رژیم می رود که ناخوداگاه بدنه جنبش را از سران معنوی آن جدا می کند چرا که برای آقایان موسوی و کروبی و خاتمی خط قرمز حفظ جمهوری اسلامی است لذا آرام آرام بدنه جنبش از سر فرضی حدا می شود و از آنجا که برعکس انقلاب 57 این بار حمایت چندانی از شهرستانها نداریم ، سرکوب بدنه جنبش برای حکومت راحتتر می شود.

-- بدون نام ، Dec 28, 2009 در ساعت 07:20 PM

rahe bargashti baraye basiji va geyre namande bad az piroozi jonbesh ma adamhaye tahsil karde va basavad ra az zendanhaye drooghin dar miavarim va post haye mozdoorhayi ke mohakeme shodan ra be anha midahim va yek jomhori mishavim ke maghzhaye khod ra az jahan pas migirad va dar keshvar estefade mikonad

-- mohammad ، Dec 28, 2009 در ساعت 07:20 PM

من فکر میکنم با عوامفریبی که حکومت پس از عاشورا ایجاد نموده میبایست به قول یکی از دوستان زینب گونه رفتار کرد یعنی با دیوار نویسی - پخش متنهای تاثیرگذار بر افکار عمومی -پخش فیلمهایی که نشان دهنده جنایتهای بی شائبه حکومت است -میتوان همانند خودشان جنگ تبلیغاتی را با زیرکی وبدور از هرگونه درگیری که الان نظام بدنبال آن است تا بتواند با قلقلک دادن اعصاب ما انتهای سناریویی که نوشته را به نفع خود تغییر دهد و ما را مات کندراه بیندازد.اما هوشیار باشید و نگذارید این همه زحمت شش ماهه با تعصبات عجولانه از بین برود .سبز باشید ومثل همیشه عاقل وهوشیار.

-- امیر ، Jan 1, 2010 در ساعت 07:20 PM