رادیو زمانه

تاریخ انتشار مطلب: ۹ خرداد ۱۳۸۸
گفت و گو با دکتر علیرضا نامور حقیقی، پیرامون سیاست خارجی کاندیداهای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران

مقایسه سیاست خارجی موسوی و کروبی

نیک‌آهنگ کوثر
nikahang@radiozamaneh.com

یکی از حوزه‏‏‏هایی که توسط کاندیداهای انتخابات دهمین دوره‏ی ریاست جمهوری در روزهای اخیر مطرح، ولی کم‏تر به آن‏ پرداخته شده، حوزه‏ی سیاست خارجی است.

بسیاری از رأی دهندگان ایرانی با نگاه سیاست خارجی دولت احمدی‏نژاد آشنایی کاملی دارند. اما نگاه دیگر کاندیداها به این حوزه چندان نقد و تحلیل نشده است.

درباره‏ی دیدگاه‏ها و برنامه‏های احتمالی دیگر کاندیداها در حوزه‏ی سیاست خارجی، با دکتر علیرضا نامور حقیقی، تحلیل‏گر سیاسی و مدرس دانشگاه تورنتو، گفت‏وگو کرده‏ام.

Download it Here!

آقای حقیقی، به نظر شما دیدگاه آقای میرحسین موسوی در مساله‏ی سیاست خارجی، به خصوص حوزه‏ی هسته‏ای، چه تفاوتی با نگاه‏های آقای احمدی‏نژاد و سیاست‏های ایشان دارد؟

از دیدگاه آقای میرحسین موسوی، روشی که توسط آقای احمدی‏نژاد به کار گرفته شده، در اصول با اشکالاتی مواجه است. به این مفهوم که صرفا هزینه داده است، بدون این که بتواند آن‏چه را که می‏خواهد، به دست بیاورد.

حرف آقای میرحسین موسوی این است که ما می‏توانستیم مساله‏ی هسته‏ای را به‏خوبی پیش ببریم و مدیریت کنیم. ولی گفتارها و صحبت‏هایی مثل گفتارهای آقای احمدی‏نژاد، حول و حوش هولوکاست و صحبت‏های تهاجمی وی‏ در حوزه‏‏ی روابط بین‏الملل، مساله‏ی هسته‏ای را تحت‏الشعاع قرار داده است و دولت‏ها از زاویه‏ی آن صحبت‏ها، به نیت ایران در غنی‏سازی اورانیوم ظنین شده‏اند. در حالی که از لحاظ حقوقی، مشکلی برای امکان غنی‏سازی اورانیوم متوجه ایران نیست.

از این منظر، آقای موسوی را با کاندیداهای دیگر، چگونه می‏توان مقایسه کرد؟ مثلا در قیاس با آقای رضایی یا آقای کروبی؟

آقای میرحسین موسوی در زمینه‏ی مسایل هسته‏ای، با آقای رضایی هم‏سو است و با آقای احمدی‏نژاد اختلاف دارد. اما آقای کروبی‏‏‏، موضع کلی مطرح کرده، و در جزییات وارد مساله‏ی هسته‏ای نشده است.

اما در مورد رابطه با امریکا، آقای کروبی بیش از همه، طنین صدای‏اش را برای تنش‏زدایی و بهبود رابطه با این کشور مطرح کرده است. این به رفتار آقای کروبی هم برمی‏گردد. آقای کروبی تنها سیاست‏مداری بود که به امریکا رفت، با نمایندگان مجلس امریکا ملاقات کرد و با آن‏ها دست داد که در ایران بسیار جنجال‏ برانگیز شد.

آقای کروبی معتقد است برای اقتصادی که می‏خواهد نفت به عنوان یک عنصر از دست دولت خارج شود، بهبود رابطه‏ی ایران با امریکا، و با جهان خارج، به منظور جذب سرمایه‏گذاری و هماهنگی با نظام بین‏المللی، روش مناسبی است.

علاوه بر این، مهم‏ترین کاری که آقای کروبی انجام داد و نقطه‏ی تعیین کننده‏ای برای تبلیغات انتخاباتی‏ بود، حمله‏ی ایشان به طرح مساله‏ی هولوکاست و نقد جدی‏ای بود که از این زاویه به آقای احمدی‏نژاد وارد کرد. به این عنوان که: «طرح این مساله از سوی آقای احمدی‏نژاد، بیش از همه، به نفع اسراییل شد». یعنی، نقطه مقابل ادعای آقای احمدی‏نژاد که معتقد است: «با این طرح، همه‏ی دشمنان انقلاب و از جمله آمریکا و اسراییل، به موضع انفعالی رانده شدند.»

تیتری که روزنامه‏ی اعتماد ملی در مورد هولوکاست زد، قطعا اگر در زمانی غیر از انتخابات بود، منجر به تعطیل شدن‏اش می‏شد.


دکتر علیرضا نامور حقیقی

در روزهای گذشته، آقای کروبی اعضای تیم‏های اقتصادی و یا سیاسی خود را معرفی کرده است، چه کسانی در حوزه‏ی سیاست خارجی با ایشان همکاری خواهند کرد؟

به نظر من، تکنوکرات‏های دوران اصلاحات بدشان نمی‏آید که با آقای کروبی کار کنند. اخلاق و روحیه‏ی آقای کروبی طوری است که با مشاورین و کارشناسان بسیار خوب برخورد می‏کند و آن‏ها خیلی مشتاق هستند در ارتباط با آقای کروبی، نظرات‏شان را مطرح کنند. آقای کروبی هم این نظرات را به‏کار می‏گیرد.

البته، باید دقت کرد که معمولاً، دیپلمات‏های وزارت خارجه‏ی ایران بسیار افراد محافظه‏کاری هستند و در زمان انتخابات، کم‏تر وارد کمپ‏های انتخاباتی می‏شوند، جز این که صد در صد مطمئن باشند آن فرد برنده است. به خاطر این که نمی‏خواهند از امتیازات دیپلماتیک و سفرهای خارجی‏شان بگذرند.

آقای میرحسین موسوی چه نگاهی دارد، و چه کسانی ایشان را در تدوین برنامه‏های سیاست خارجی، در صورتی که به قدرت برسد، همراهی می‏کنند؟

می‏توان گفت که در کمپ آقای موسوی هم دیپلمات‏هایی وجود دارند و البته خود آقای موسوی هم تجربه دارد.

دیدگاه آقای موسوی در این زمینه که با دیگران متفاوت است، بر این مبنا است که ایران عمق استراتژیک دارد و برای این کار، ایشان معتقد به حوزه‏ی تمدن ایرانی اسلامی است.

یعنی ایشان اعتقاد دارد که ما باید تمدن ایرانی را مستقر کنیم، روابط جدی با کشورها، به‏خصوص آسیای میانه، برقرار کنیم و موضع قدرت‏مندی داشته باشیم. آن وقت از این موضع قدرت‏مند است که می‏توانیم در سیستم بین‏المللی عمل کنیم.

ایشان معتقد است که روش آقای احمدی‏نژاد، بدون این که به این عمق استراتژیک توجه کند و رابطه با امریکای لاتین و کشورهایی که مستقیما نمی‏توانند به عمق استراتژیک ایران کمک کنند و قدرت ایران را در منطقه افزایش بدهند، چندان نفعی برای منافع ملی ایران به طور جدی نخواهد داشت.

از این زاویه، رفتار با کشورهای عربی، نشستن آقای احمدی‏نژاد زیر عنوان «خلیج عربی» را مورد نقد قرار داده و معتقد است در چنین وضعیتی است که ایران را به موضعی رسانده که کشورهای عربی به خودشان جرأت می‏دهند، خواسته‏هایی را طرح کنند که قبلا جرأت بیان کردنش را نداشتند.

یکی از مسایلی که در باره‏ی آقای میرحسین موسوی مطرح بوده، این است که ایشان در سیاست خارجی بسیار ایدئولوژیک رفتار می‏کرده و رفتارهای ایران در دهه‏ی شصت، منتهی به قطع رابطه با خیلی از کشورهای دنیا شد. سوال این است که میرحسین موسوی امروز، چه فرقی با آن میرحسین موسوی دهه‏ی شصت دارد؟

دیپلماسی آقای میرحسین موسوی، قدرمشترک‏هایی با آقای خاتمی و آقای کروبی خواهد داشت. ولی در جاهایی، کمی محتاط‌‏تر عمل می‏کند. آقای موسوی معتقد است که باید مرزبندی هویتی خود را با نظام سلطه حفظ کرد و طبیعی است که برای حفظ چنین مرزبندی‏ای، از آن نوع ادغام‏هایی که سیستم‏ اقتصادی و حتی سیستم دیپلماتیک ایران در سیستم بین‏المللی پیش برود، حمایت نخواهد کرد. این نکته‏ای است که باید به آن توجه داشت.

دوم هم این که آقای میرحسین موسوی به این موضوع اشاره دارد که ایران می‏تواند از موقعیت‏های استراتژیکی که دارد، در حوزه‏ی اقتصادی خودش، در آسیای میانه، عراق و افغانستان، به‏خوبی بهره ببرد. این نکته‏ای است که دولت آقای احمدی‏نژاد به سرعت آن را از دست داده است.

الان آقای احمدی‏نژاد به دنبال بستن قرارداد با ونزوئلا، نیکاراگوئه و بولیوی است. در این ارتباطات، ایران عمدتا نقش دهنده را دارد تا گیرنده. ولی بسیاری از فرصت‏های اقتصادی در عراق، کردستان عراق، افغانستان و آسیای میانه وجود داشت که چهره‏ی تهاجمی آقای احمدی‏نژاد که چهره‏ی یک دولت رادیکال را نشان می‏داد که به جای این که روی پاهایش راه برود، روی دست‏هایش راه می‏رفت، باعث شد این نفوذ و امکانی را که ایران به دست آورده بود، نتواند به منافع اقتصادی برای گروه‏های تحصیل‏کرده و مهندسی در ایران تبدیل کند.

از این بابت، خسارت‏های جبران ناپذیری هم به ایران وارد شده است. علاوه براین، آقای میرحسین موسوی در مقایسه با گذشته، دیدگاه‏های‏اش را کمی تعدیل کرده است.

در سال ۶۳ که آیت‏الله خامنه‏ای معتقد بود ما باید سیاست درهای باز را با دنیا داشته باشیم، چپ‏ها در مقایسه، موضع خیلی انزواطلبانه و تهاجمی‏تری داشتند.

الان به نظر می‏رسد هر دو دیدگاه به طرف مرکز متمایل شده‏اند و در مقایسه با گذشته، به هم‏گرایی‏های بیشتری رسیده‏اند. مهم این است که در مجموع، از نظرات کارشناسی و خردگرا، در امر دیپلماسی بین‏المللی استفاده شود.

به نظر من در چنین وضعیتی می‏توان عناصر مشترک در زمینه‏ی سیاست خارجی در برنامه‏های آقای رضایی، کروبی و موسوی را مشاهده کرد. ولی در ارتباط با امریکا، آقای کروبی در میان اصلاح‏طلب‏ها، جسارت بیشتری دارد و در این مورد خیلی صریح هم حرف زده و هم عمل کرده است. بنابراین، در میان اصلاح‏طلب‏ها، کروبی می‏تواند بیش از دیگران، به بهبود رابطه با امریکا کمک کند.

آقای کروبی را با آقای موسوی در حوزه‏ی سیاست خارجی چگونه مقایسه می‌کنید؟

به نظر من، هر دو در حد و اندازه‏های یکسانی هستند. ممکن است خصوصیات فردی‏شان فرق کند. مثلا آقای کروبی، انسان بسیار مردم‏داری است، خیلی خوش مشرب است و همه خیلی به ایشان احساس نزدیکی می‏کنند.

آقای میرحسین موسوی هم بسیار انسان متواضعی است و با افراد تحصیل‏کرده و صاحب فن، بسیار برخورد خوبی دارد. حتی آقای رضایی هم کم و بیش در ارتباط با افراد تکنوکرات، موضع بدی ندارد.

آن‏چه که متفاوت است، به آقای احمدی‏نژاد برمی‏گردد. به این مفهوم که آقای احمدی‏نژاد فکر می‏کند مدیریت ایران در حد و اندازه‏های بچه‏های بسیج است و ایشان الان باید به مدیریت دنیا فکر کند و دست اندر کار ترتیبات جدیدی برای صلح بین‏المللی باشد. وقتی ایشان چنین فکری دارد، افرادی را که نظرات دیگری دارند، مرعوب می‏داند.

کسانی می‏داند که خودفروخته هستند و یا توجهی به واقعیت‏های مسایل ایران ندارند. طبیعی است که با چنین دیدی نمی‏تواند از فکر و نظر آن‏ها بهره‏مند شود.

یک نکته را هم باید اشاره کرد؛ همه‏ی این کاندیداها باید توجه داشته باشند که تصمیم‏گیری‏های اساسی در حوزه‏ی سیاست خارجی ایران، به وسیله‏ی «شورای عالی امنیت ملی» و در نهایت، با تایید رهبری نظام صورت می‏گیرد.

بنابراین، شعارها و یا حتی ادعاها برای تحقق سیاست خارجی محدودیت‏های بیشتری از دیگر حوزه‏های اجرایی دارد. تصمیم‏گیری‏ها در این مجموعه‏ها، معمولا باید با اجماع صورت بگیرد و نهادهای قدرت در مجموع قبول کنند و همکاری کنند. وگرنه در امر سیاست خارجی کارشکنی خواهد شد و هیچ‌کس نمی‏تواند کارش را پیش ببرد.

Share/Save/Bookmark

نظرهای خوانندگان

BESSIAR ALI VA ROSHAN

-- بدون نام ، May 29, 2009 در ساعت 03:45 PM

فایل صوتی مربوط به مصاحبه با شخص دیگری ست. لطفا لینکش اصلاح دقت بیشتری شود تا کاربر بیهود بندوید به هدر ندهد.

-- اقبال ، May 30, 2009 در ساعت 03:45 PM

مصاحبه بسيار جالبي بود آقاي دكتر عليرضا حقيق نامور به نكات جالبي اشاره كردند ايشان نكته بين و پژوهشگر فوق العاده اي هستند

-- مهرداد ابراهيميان ، May 30, 2009 در ساعت 03:45 PM

ممنون. خيلي جالب و مفيد بود.

-- مريم ، May 30, 2009 در ساعت 03:45 PM

لطف کنند بفرمایند کی و کجا آقای خامنه ای مدافع سیاست درهای باز بوده اند؟

-- احسان ، May 30, 2009 در ساعت 03:45 PM